در حال ویرایش عبدالله جوادی آملی
ظاهر
این ویرایش را میتوان خنثی کرد. لطفاً تفاوت زیر را بررسی کنید تا تأیید کنید که این چیزی است که میخواهید انجام دهید، سپس تغییرات زیر را ذخیره کنید تا خنثیسازی ویرایش را به پایان ببرید.
| نسخهٔ فعلی | متن شما | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
عبدالله جوادی آملی در آثار خود درباره حج، سعی داشته است در کنار تفسیر و شرح اعمال حج، به بیان اسرار و باطن حج و اعمال آن نیز بپردازد. در نظر او، حجگزار به هر میزان که به [[اسرار حج]] آگاه باشد، حج او خالصانهتر است؛ از این جهت بدون آشنایی به اسرار اعمال، پیمودن مراحل کامل اخلاص میسر نیست و کسی که پیش از معرفت به اسرار حج، راهی بیتالله شود، گرچه ممکن است حج او صحیح باشد، ولی حج کامل و مقبول انجام نداده است.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۱۶۵.</ref> | عبدالله جوادی آملی در آثار خود درباره حج، سعی داشته است در کنار تفسیر و شرح اعمال حج، به بیان اسرار و باطن حج و اعمال آن نیز بپردازد. در نظر او، حجگزار به هر میزان که به [[اسرار حج]] آگاه باشد، حج او خالصانهتر است؛ از این جهت بدون آشنایی به اسرار اعمال، پیمودن مراحل کامل اخلاص میسر نیست و کسی که پیش از معرفت به اسرار حج، راهی بیتالله شود، گرچه ممکن است حج او صحیح باشد، ولی حج کامل و مقبول انجام نداده است.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۱۶۵.</ref> | ||
جوادی آملی جان و مغز حج را ذکر خدا میداند. به اعتقاد وی حجگزاری که خدای سبحان را به یاد میآورد به چیزی آگاه میشود که دیگران از دیدن و شهود آن عاجز و محروماند. فراموش کردن خدا و آیات او باعث کوری از شهود اسرار مناسک حج میگردد.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۲۲۰.</ref> | جوادی آملی جان و مغز حج را ذکر خدا میداند. به اعتقاد وی حجگزاری که خدای سبحان را به یاد میآورد به چیزی آگاه میشود که دیگران از دیدن و شهود آن عاجز و محروماند. فراموش کردن خدا و آیات او باعث کوری از شهود اسرار مناسک حج میگردد.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۲۲۰.</ref> حج از نگاه جوادی، طردکنندهٔ هر جاهلیت و در هم شکنندهٔ هر بت و نشانهٔ شرکآلود جاهلی است. از نظر او حج شفابخش دلها از بیماریهای شرکآلودی همچون ریا و بخل و خودپسندی است.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۱۸۱.</ref> | ||
به اعتقاد جوادی آملی | === اسرار برخی اعمال حج === | ||
به اعتقاد جوادی آملی همه اعمال و مناسک حج باطن و اسراری دارد. به طور مثال به نظر وی [[سعی بین صفا و مروه]]، دویدن به سوی حق است و تردد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالت بین خوف و رجا است. مطابق این نظر، صفا نشان تصفیه و تهذیب روح است و مروه رمز مروّت و مردانگی است. حجگزار با سعی بین این دو، سعی میکند تا به صفای الهی و مروّت دست یابد.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۲۰۰.</ref> در نظر جوادی آملی [[طواف]] بر گرد کعبه تجسم توحید است؛ از این جهت اگر کسی به گونهای شایسته [[کعبه]] را طواف کند، به بیتالمعمور در عالم مثال صعود میکند و چنانچه وظایف آن مرحله را ادا کرد، به مقام عرش الهی بار مییابد.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۱۹۰.</ref> در نگاه وی، لبیک در حج، زاری و لابه به درگاه خداوند و بانگی خیرهکننده علیه هر نوع شرک جلیّ یا خفیّ است.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۱۸۱.</ref> | |||
جوادی آملی سنگ زدن به [[جمرات|جمرهها]] را رمز و نشانهای از بیرون راندن شیاطین توصیف میکند. به گفته او بیان قرآن دربارهٔ [[رمی|رمی جمرات]] این است که سنگریزهها شیطان را رجم و طرد نمیکند، بلکه این انزجار درونی است که شیاطین را میراند.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۲۲۳.</ref> از نظر وی پوشیدن [[لباس احرام]] به معنای پوشیدن لباس طاعت است و همچنین تشبیهی به کفن است که روز مرگ را تذکر میدهد. همچنین با پوشیدن لباس ساده احرام، امتیازات ظاهری افراد زایل شده و زمینه هرگونه برتریطلبی از بین میرود.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۱۷۵.</ref> در نگاه جوادی آملی، [[حلق و تقصیر|تراشیدن موی سر]] در [[منا]]، نشانی از پاک شدن از آلودگیهای اخلاقی و زدودن زنگارهای روح و بیرون آمدن از سنگینی و تاریکی گناهان است. حجگزار به هنگام [[حلق و تقصیر|حلق]] از خدای تعالی میخواهد که برابر هر تار مویی، در قیامت نوری به وی عطا کند.<ref>جرعهای از صهبای حج، ص۲۲۹.</ref> جوادی آملی مناسکی مانند احرام، طواف، عرفات و قربانی را نمادهایی از توبه، بندگی محض، و فرار از غیر خدا تفسیر میکند و خاطرنشان میسازد که آنچه به خدا میرسد، نه گوشت و خون قربانی، بلکه تقوا و روح عمل است.<ref>عرفان حج، ص۱۰۴.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||