در حال ویرایش کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱
ظاهر
این ویرایش را میتوان خنثی کرد. لطفاً تفاوت زیر را بررسی کنید تا تأیید کنید که این چیزی است که میخواهید انجام دهید، سپس تغییرات زیر را ذخیره کنید تا خنثیسازی ویرایش را به پایان ببرید.
| نسخهٔ فعلی | متن شما | ||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''زیارت آلیاسین''' ... | |||
==معرفی== | |||
== معرفی و جایگاه == | |||
... | ... | ||
== منبع شناسی == | |||
زیارت آل یاسین در منابع شیعى سده ششم و پس از آن انعکاس یافت. المزار ابن المشهدى و الاحتجاج مرحوم طبرسى کهنترین منابع آن هستند. کتاب »االحتجاج«، این زیارت را بىسند و مختصر آورده در حالى که »المزار« آن را با سه سند و متنى مفصّلتر، ذکر کرده است. | |||
در سده هفتم سید بن طاووس آن را به نقل از حمیرى می آورد و اشاره میکند که این زیارت به ندبه مشهور است و از ناحیه مقدسه برای حمیرى ارسال شده و دستور داده شده که در سرداب مقدس خوانده شود.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱</ref> دستور خواندن در سرداب میتواند نشانه آن باشد که »سید ابن طاووس« این زیارت را از منابع دیگرى اخذ کرده که به دست ما نرسیده است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۲.</ref> نتیجه آنکه نبودن این زیارت در مجموعه کتابهاى دعایى و زیارتى دیگر، نمىتواند به اعتبار آن خدشه وارد کند؛ زیرا اوّ ال برخی از این نوع آثار، از بین رفت و شاید این زیارت در آنها موجود بود<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۳.</ref> | |||
== اعتبار == | |||
با نگاه متعارف رجالی، سند این زیارت در هر سه نوع آن، دچار ضعف است ، اما می توان گفت جایگاه آن به عنوان متنی مرتبط با مستحبّات، این امکان را بدان داده که از کمند سخت گیری های رایج فقهی در ارزیابی اسناد، رها باشد چرا که سیره علما در این گونه موارد، تمسّک به قاعده تسامح در ادله سنن است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۷.</ref> افزون بر آن، برخی امور دیگر نیز می تواند به افزایش اعتبار این زیارت کمک کند مثل نقل این زیارت در کتاب الاحتجاج طبرسی.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.</ref> | |||
متن موجود در الاحتجاج» نسبت به متن المزار الکبیر تفاوت هایی دارد که مهم ترین آن خلاصه تر بودن آن است. به نظر میرسد با توجّه به عدم دقّت در نسخه بردارى از المزار الکبیر متن الاحتجاج» مطمئن تر باشد خصوصا آن که شیخ عباس قمى نیز در مفاتیح الجنان همین متن را برگزیده است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.</ref> | |||
== مضامین == | |||
شهادت به یکتایی خداوند، رسالت و بندگی پیامبر( و محبوبیت آن حضرت و اهلبیت، حجت بودن اهل بیت مضامین اصلی این دعا است.، <ref>«عرضه عقاید در زیارت آلیاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»، ص۲۴ تا ص۳۳.</ref> | |||
زیـارت، آیین یادگار پیشوایان دین و سیر روحی آکنده از آموزههای اعتقادی، عرفانی، و اخلاقی است، که بخشی از ادبـیات آیینی مسلمانان را شکل میدهد.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، ص۸۸.</ref> | |||
این زیارت با سلام به حـضرت مهدی؟عج؟، و بـرشمردن صـفات ایـشان آغـاز مـیشود. سپس با گواهی به اینکه دوازده امام، حجت خدایند و نیز حقانیت آخرت و مواقف حشر ادامه مییابد. حسن ختام زیارت، اعلام یاری و مودّت به امام است. یکی از مهمترین حـقایق معنوی این زیارت آن است که آن حضرت، مظهر و حامل اسم «الله»، وعده حتمی خداوند و راه و رود به کتاب خداوند میباشد.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، ص۹۱.</ref> | |||
زیارت آلیاسین یک متن دارای انسجام و وحـدت مـوضوعی است. خواننده آلیاسین خود را زائر و در پیشگاه امام میداند. آغاز هر دیدار سلام است. از این رو با هدف برقراری ارتباط قلبی و روحی با امام و شناخت ایـشان، زیـارت با سلامهای پیاپی آغاز شـده اسـت<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، ص۹۱.</ref> | |||
زیارت آلیاسین، جلوهگاه عواطف راستین، و دیرینه ارادتمندان امام منتظر است. نکته برجسته در بررسی عنصر عاطفه در این زیارت آن است که عواطف و احساسات پاک زائر جوششی کور نـیست کـه به سردی گراید بلکه باب معرفت است به گونهای که زائر در پایان دعا به حقایق و معارف دین و ولایتمداری نسبت به امام اقرار مینماید.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، ص۹۵.</ref> | |||
زائر پس از ارائه اعتقادات خويش درباره توحيد، نبوت و امامت به عرضه باورداشت رجعت که از ضروريات مذهب تشيع است و در دوران حضور و حيات آخرين امام واقع ميشود؛ ميپردازد. سپس به حقانيت مـرگ و ساير مواقف پس از آن شهادت ميدهد و سرانجام ضرورت موّدت به اهلبيت و پيروي از آنان را اعلام ميدارد.<ref>«مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آلیاسین»، ص۹۱.</ref> | |||
== کتابشناسی شرحها == | |||
... | |||
== متن زیارت == | |||
{{نقل قول دوقلو | |||
| تیتر = زیارت آلیاسین|سَلامٌ عَلَىٰ آلِ يس، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا داعِيَ اللّٰهِ وَرَبَّانِيَّ آياتِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بابَ اللّٰهِ وَدَيَّانَ دِينِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِيلَ إِرادَتِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا تالِيَ كِتابِ اللّٰهِ وَتَرْجُمانَهُ، السَّلامُ عَلَيْكَ فِي آناءِ لَيْلِكَ وَأَطْرافِ نَهارِكَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مِيثاقَ اللّٰهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَوَكَّدَهُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِي ضَمِنَهُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَيْرَ مَكْذُوبٍ،|سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوتکننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی ارادهاش، سلام بر تو ای تلاوتکننده کتاب خدا و تفسیرکنندهاش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهی بیدروغ،|السَّلامُ عَلَيكَ حِينَ تَقُومُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَتُبَيِّنُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ وَتُكَبِّرُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِين تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ؛ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصْبِحُ وَتُمْسِي، السَّلامُ عَلَيْكَ فِي اللَّيْلِ إِذا يَغْشىٰ وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمامُ الْمَأْمُونُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ، السَّلامُ عَلَيْكَ بِجَوامِعِ السَّلامِ،|سلام بر تو هنگامیکه بر میخیزی، سلام بر تو زمانی که مینشینی، سلام بر تو وقتی که میخوانی و بیان میکنی، سلام بر تو هنگامیکه نماز میخوانی و قنوت بجا میآوری، سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود مینمایی، سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر میگویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار مینمایی؛ سلام بر تو زمانی که صبح و شام میکنی، سلام بر تو در شب هنگامیکه میپوشاند و در روز وقتیکه آشکار میشود، سلام بر تو ای پیشوای امین، سلام بر تو ای پیش نهادهی آرزو شده، سلام بر تو به همه سلامها،|أُشْهِدُكَ يَا مَوْلايَ أَنِّي أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لَاحَبِيبَ إِلّا هُوَ وَأَهْلُهُ، وَأُشْهِدُكَ يَا مَوْلايَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ، وَالْحُسَيْنَ حُجَّتُهُ، وَعَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَمُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، وَعَلِيَّ بْنَ مُوسىٰ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ،|تو را گواه میگیرم ای مولایم که گواهی میدهم معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبی جز او و اهلبیتش نیست و تو را گواه میگیرم ای مولایم، بر اینکه علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی، حجّتهای خدایند|وَأَشْهَدُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللّٰهِ، أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ؛ وَأَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقٌّ لَارَيْبَ فِيها يَوْمَ ﴿لَايَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً﴾، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ ناكِراً وَنَكِيراً حَقٌّ، وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَأَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمِيزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعِيدَ بِهِما حَقٌّ .|و گواهی میدهم که تو حجّت خدایی، شما آغاز و انجام هستید؛ و همانا بازگشت شما حق است، تردیدی در آن نیست، «روزی که ایمانآوردنِ کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در حال ایمانداشتن عمل شایستهای انجام نداده سودی نخواهد داشت» و گواهی میدهم که مرگ و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گردآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده و تهدید به هر دو حق است|يَا مَوْلايَ شَقِيَ مَنْ خالَفَكُمْ، وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَكُمْ، فَاشْهَدْ عَلَىٰ مَا أَشْهَدْتُكَ عَلَيْهِ وَأَنَا وَلِيٌّ لَكَ بَرِيءٌ مِنْ عَدُوِّكَ، فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ، وَالْباطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ [اَسْخَطْتُموُهُ]، وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسِي مُؤْمِنَةٌ بِاللّٰهِ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَبِكُمْ يَا مَوْلايَ أَوَّلِكُمْ وَآخِرِكُمْ، وَنُصْرَتِي مُعَدَّةٌ لَكُمْ، وَمَوَدَّتِي خَالِصَةٌ لَكُمْ، آمِينَ آمِينَ.|ای مولای من، بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم، پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید و باطل آن است که شما از آن ناخشنود گشتید و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید و منکر آن است که شما از آن نهی کردید، پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بیشریک و به رسول او و به امیرمؤمنان و به شماست ای مولای من، به آغاز و انجام شما و یاریام برای شما آماده و دوستیام نسبت به شما بیآلایش است، اجابت فرما، اجابت فرما.| ارتفاع = 20em | |||
}} | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
* «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، صالحآبادی، محمدحسین، دانشها و آموزههای قرآن و حدیث، شماره ۲۳، زمستان 1402ش. | |||
* «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، عباسزاده، حمید، محمدیان، احمد، عصر آدینه، شماره ۲۷، پاییز 1397ش. | |||
* «عرضه عقاید در زیارت آلیاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»، انتظار موعود، شماره ۳۵، تابستان و پاییز 1390ش. | |||
* «مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آلیاسین»، شاهدی، روحالله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۸، پاییز 1391ش. | |||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||