زیارت شهدای احد: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۴: خط ۳۴:
زائر در زیارت [[مزار شهدای احد]] نزد قبر حمزه، عموی پیامبر(ص)، بایستد و بگوید:<ref>بحار الانوار، ج97، ص220-221.</ref>
زائر در زیارت [[مزار شهدای احد]] نزد قبر حمزه، عموی پیامبر(ص)، بایستد و بگوید:<ref>بحار الانوار، ج97، ص220-221.</ref>


{{نقل قول دوقلو
برای زیارت شهدای احد چنین بگوید:
| تیتر= زیارت حضرت حمزه
| اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَمَّ رَسُولِ اللهِ، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ الشُّهَداءِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَسَدَاللهِ وَأَسَدَ رَسُولِهِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ جاهَدْتَ فِی اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَجُدْتَ بِنَفْسِکَ، وَنَصَحْتَ رَسُولَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَکُنْتَ فِیما عِنْدَ اللهِ سُبْحانَهُ راغِباً، بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی، أَتَیْتُکَ مُتَقَرِّباً إِلی رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِذلِکَ، راغِباً إِلَیْکَ فِی الشَّفاعَةِ، أَبْتَغِی بِزِیارَتِکَ خَلاصَ نَفْسِی مَتَعَوِّذاً بِکَ مِنْ نار اسْتَحَقَّها مِثْلِی بِما جَنَیْتُ عَلی نَفْسِی
| سلام بر تو ای عموی گرامی رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد سلام بر تو ای بهترین شهیدان سلام بر تو ای شیر خدا و شیر رسول خدا گواهی دهم که تو براستی جهاد کردی در راه خدای عزوجل و جان خود را در این راه بذل کردی و برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خیرخواهی کردی و مشتاق بودی آنچه را نزد خدای سبحان بود، پدر و مادرم به فدایت من در اینجا به نزد شما آمدم تا بدینوسیله به رسول خدا صلّی الله علیه وآله تقرب جویم و اشتیاق به تو در شفاعت دارم، جوینده ام بهوسیله زیارتت خلاص کردن جانم را، پناهنده ام به تو از آتشی که امثال من بواسطه جنایتی که کرده‌ایم مستحق آن گشته‌ایم
| هارِباً مِنْ ذُنُوبِی الَّتِی احْتَطَبْتُها عَلی ظَهْرِی، فَزِعاً إِلَیْکَ رَجاءَ رَحْمَةِ رَبِّی، أَتَیْتُکَ أَسْتَشْفِعُ بِکَ إِلی مَوْلایَ وأَتَقَرَّبُ بِنَبِیِّهِ اِلَیهِ لِیَقضِیَ لِی بِکَ حَوائِجِی، أَتَیْتُکَ مِنْ شُقَّة بَعِیدَة، طالِباً فَکاکَ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ، وَقَدْ أَوْقَرَتْ ظَهْرِی ذُنُوبِی، وَأَتَیْتُ ما أَسْخَطَ رَبِّی، وَلَمْ أَجِدْ أَحَداً أَفْزَعُ إِلَیْهِ خَیْراً لِی مِنْکُمْ أَهْلَ بَیْتِ الرَّحْمَةِ، فَکُنْ لِی شَفِیعاً یَوْمَ فَقْرِی وَحاجَتِی،
| گریزانم از گناهانی که بر پشت خویش بار کرده‌ام پناهنده ام به تو به امید رحمت به زیارتت آمدم و درخواست شفاعت نزد مولایم دارم و تقرب می‌جویم به او برای این که حوائجم را به وسیله تو برآورد. به زیارتت آمده‌ام از راهی پررنج و دور و خواهان آزادی خویش از دوزخم و براستی که خم کرده پشتم را سنگینی بار گناهانم و به کاری که موجب خشم پروردگار من است دست زده‌ام و نیافتم کسی را که به او پناه برم بهتر از شما خاندان رحمت پس تو (ای سرور بزرگوار) شفیعم باش در روز نداری و نیازم
| فَقَدْ سِرْتُ إِلَیْکَ مَحْزُوناً، وَأَتَیْتُکَ مَکْرُوباً، وَسَکَبْتُ عَبْرَتِی عِنْدَکَ باکِیاً، وَصِرْتُ إِلَیْکَ مُنْفَرِداً، أَنْتَ مِمَّنْ أَمَرَنِیَ اللهُ بِصِلَتِهِ، وَحَثَّنِی عَلی بِرِّهِ، وَدَلَّنِی عَلی فَضْلِهِ، وَهَدانِی لِحُبِّهِ، وَرَغَّبَنِی فِی الْوِفادَةِ إِلَیْهِ، وَاَلْهَمَنِی طَلَبَ الْحَوائِجِ عِنْدَهُ، أَنْتُمْ أَهْلُ بَیْت لا یَشْقی مَنْ تَوَلاّکُمْ، وَلایَخِیبُ مَنْ أَتاکُمْ، وَلایَخْسَرُ مَنْ یَهْواکُمْ، وَلا یَسْعَدُ مَنْ عادیکُمْ.
| که راه پیمودم به سویت غمناک وآمده ام به نزدت در حال محنت زدگی و ریختم اشکم را در پیشت گریان و به درگاهت آمده‌ام تک و تنها و تو از کسانی هستی که خداوند به من دستور پیوند او را داده و به نیکی به او وادارم کرده و بر فضل و برتریش راهنمائیم کرده و به محبتش هدایت نموده و به رفتن سَرِ خوانِ کرمش ترغیبم کرده و به من الهام کرده که حاجاتم را در پیش او بخواهم شما خاندانی هستید که بدبخت نشود هر که دوستتان دارد و نومید نگردد هر که به درگاهتان آید و زیانکار نشود هر که هوای شما در سر دارد و روی سعادت نبیند هر که شما را دشمن دارد.
|{{فارسی|پس رو به قبل کرده و بگوید:}} اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد. اَللّهُمَّ إِنِّی تَعَرَّضْتُ لِرَحْمَتِکَ بِلُزُومِی لِقَبْرِ عَمِّ نَبِیِّکَ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، لِیُجِیرَنِی مِنْ نِقْمَتِکَ وَسَخَطِکَ وَمَقْتِکَ فِی یَوْم تَکْثُرُ فِیهِ الْاَصْواتُ، وَتُشْغَلُ کُلُّ نَفْس بِما قَدَّمَتْ، وَتُجادِلُ عَنْ نَفْسِها، فَاِنْ تَرْحَمْنِی الْیَوْمَ فَلا خَوْفَ عَلَیَّ وَلاحُزْنَ، وَإِنْ تُعاقِبْ فَمَوْلیً لَهُ الْقُدْرَةُ عَلی عَبْدِهِ، وَلاتُخَیِّبْنِی بَعْدَ الْیَوْمِ،
| خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد خدایا من خود را در گذرگاه مهرت قرار دادم بدانکه ملازم قبر عموی پیغمبرت (صلی الله علیه وآله) گشتم تا مرا در پناه خود گیرد از انتقام تو در روزی که صداها در آن روز بسیار گردد و هرکس سرگرم شود بدانچه از پیش فرستاده و از خویشتن دفاع کند پس اگر در آن روز به من رحم کنی که ترس و اندوهی ندارم و اگر کیفرم کنی پس تو مولائی هستی که قدرت داری بر بنده خود ولی ناامیدم مکن پس از این روز
| وَلاتَصْرِفْنِی بِغَیْرِ حاجَتِی، وَتَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْکَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِکَ وَرَجاءَ رَحْمَتِکَ، فَتَقَبَّلْ مِنِّی، وَعُدْ بِحِلْمِکَ عَلی جَهْلِی، وَبِرَأْفَتِکَ عَلی جِنایَةِ نَفْسِی، فَقَدْ عَظُمَ جُرْمِی، وَما أَخافُ أَنْ تَظْلِمَنِی، وَلکِنْ أَخافُ سُوءَ الْحِسابِ، فَبِهِما فُکَّنِی مِنَ النّارِ، وَلاتُخَیِّبْ سَعْیِی، وَلا یَهُونَنَّ عَلَیْکَ ابْتِهالِی، وَلایُحْجَبَنَّ عَنْکَ صَوْتِی، وَلاتَقْلِبْنِی بِغَیْرِ حَوائِجِی
| و بازم مگردان (از اینجا) بدون حاجتم و بوسیله او به درگاه تو تقرب جویم به آرزوی دست رسی به خوشنودیت و به امید دریافت رحمتت پس بپذیر از من و بازگرد به بردباریت بر نادانی من و به مهرت بر جنایتی که بر خود کردم چونکه گناهم بزرگ است و ترس از آن ندارم که به من ستم کنی ولی از بدی حساب ترس دارم، پس به حق هر دو آنها که آزادم کن از آتش و نومید مکن کوششم را و مبادا زاری من نزد تو ناچیز و خوار قرار گیرد و صدای من از تو محجوب گردد و بدون حاجاتم مرا باز نگردان
| یا غِیاثَ کُلِّ مَکْرُوب وَمَحْزُون، وَیا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَلْهُوفِ الْحَیْرانِ الْغَرِیقِ الْمُشْرِفِ عَلَی الْهَلَکَةِ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَانْظُرْ إِلَیَّ نَظْرَةً لا أَشْقی بَعْدَها أَبَداً، وَارْحَمْ تَضَرُّعِی وَعَبْرَتِی وَانْفِرادِی، فَقَدْ رَجَوْتُ رِضاکَ، وَتَحَرَّیْتُ الْخَیْرَ الَّذِی لایُعْطِیهِ أَحَدٌ سِواکَ، فَلا تَرُدَّ أَمَلِی، اَللّهُمَّ إِنْ تُعاقِبْ فَمَوْلیً لَهُ الْقُدْرَةُ عَلی عَبْدِهِ وَجَزائِهِ بِسُوءِ فِعْلِهِ، فَلا اَخِیبَنَّ الْیَوْمَ
| ای فریادرس هر محنت زده و غمناک و ای گشاینده (اندوه) از اندوهگین سرگردان و غریقی که مشرف بر هلاکت است پس درود فرست بر محمد و آل محمد و بنگر به من نگریستنی که هرگز پس از آن بدبخت نشوم و رحم کن به زاری و اشک و تنهائیم چونکه من به خوشنودیت امیدوارم و جویایم آن خیری را که عطا نکند آن را احدی جز تو پس آرزویم را باز مگردان خدایا اگر کیفرکنی پس مولائی هستی که بر بنده ات قدرت داری و پاداش عمل بدش بوده پس نومیدم مساز امروز
| وَلاتَصْرِفْنِی بِغَیْرِ حاجَتِی، وَلاتُخَیِّبَنَّ شُخُوصِی وَوِفادَتِی، فَقَدْ أَنْفَدْتُ نَفَقَتِی، وَ أَتْعَبْتُ بَدَنِی، وَقَطَعْتُ الْمَفازاتِ، وَخَلَّفْتُ الْاَهْلَ وَالْمالَ وَما خَوَّلْتَنِی، وَآثَرْتُ ما عِنْدَکَ عَلی نَفْسِی، وَلُذْتُ بِقَبْرِ عَمِّ نَبِیِّکَ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَتَقَرَّبْتُ بِهِ ابْتِغاءَ مَرْضاتِکَ، فَعُدْ بِحِلْمِکَ عَلی جَهْلِی، وَبِرَأْفَتِکَ عَلی ذَنْبِی، فَقَدْ عَظُمَ جُرْمِی، بِرَحْمَتِکَ یاکَرِیمُ.
| و بازم مگردان بدون روا شدن حاجتم و ناامید مکن حرکت کردن و آمدنم را چونکه پولم را خرج کرده‌ام و بدنم را به تعب افکندم و بیابان‌های بسیاری را پشت سر گذاردم و زن و فرزند و مال و منالم و آنچه را به من دادی همه را بجای گذاردم و آنچه را پیش تو است برای خود اختیار کردم و به قبر عموی پیغمبرت (صلی الله علیه وآله) پناه آوردم و بوسیله او برای جستن خوشنودیت تقرب جستم پس بازگرد با بردباریت بر نادانیم و با مهرت بر گناهم که براستی گناهانم بزرگ گشته به مهرت، ای بزرگوار.
}}
| ارتفاع = 20em
 
برای زیارت دیگر شهدای احد چنین بگوید:
{{نقل قول دوقلو
{{نقل قول دوقلو
|تیتر=زیارت شهدای احد
|تیتر=زیارت شهدای احد
خط ۶۵: خط ۴۶:
| پس بر شما باد سلام خدا و رحمت و برکاتش و لعنت خدا و خشم و غضبش بر آنکس که شما را کُشت خدایا بهره مندم ساز به زیارتشان و بر آن نیتی که آنها داشتند مرا هم ثابت بدار و بمیرانم بر آنچه ایشان را بر آن می‌راندی و گرد آور میان من و ایشان در جایگاه خانه رحمتت گواهی دهم که شما بر ما سبقت گرفتید و ما هم به شما ملحق خواهیم شد.
| پس بر شما باد سلام خدا و رحمت و برکاتش و لعنت خدا و خشم و غضبش بر آنکس که شما را کُشت خدایا بهره مندم ساز به زیارتشان و بر آن نیتی که آنها داشتند مرا هم ثابت بدار و بمیرانم بر آنچه ایشان را بر آن می‌راندی و گرد آور میان من و ایشان در جایگاه خانه رحمتت گواهی دهم که شما بر ما سبقت گرفتید و ما هم به شما ملحق خواهیم شد.
}}
}}
| ارتفاع = 20em
و سپس هر چه می‌تواند سوره قدر بخواند و ثواب آن را به ارواح [[شهدای احد]] هدیه کند.<ref>بحار الانوار، ج97، ص221-222.</ref>
و سپس هر چه می‌تواند سوره قدر بخواند و ثواب آن را به ارواح [[شهدای احد]] هدیه کند.<ref>بحار الانوار، ج97، ص221-222.</ref>