پرش به محتوا

کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''عبدالله جوادی آملی'''، مفسر قرآن، فقیه، فیلسوف و از عالمان معاصر حوزه علمیه قم است. وی یکی از [[اسرارنویسان حج]] به شمار می‌آید. کتاب وی در این زمینه به نام [[صهبای حج]] در چهار جلد منتشر شده است. در نگاه جوادی آملی، حج اسرار و باطنی دارد که اگر حجگزار آن را بداند حج او خالص تر و کامل تر محقق میشود.
'''عبدالله جوادی آملی'''، مفسر قرآن، فقیه، فیلسوف و از عالمان معاصر حوزه علمیه قم است. وی یکی از [[اسرارنویسان حج]] به شمار می‌آید. کتاب وی در این زمینه به نام [[صهبای حج]] در چهار جلد منتشر شده است. در نگاه جوادی آملی، حج اسرار و باطنی دارد که اگر حجگزار آن را بداند حج او خالص تر و کامل تر محقق میشود. جوادی آملی جان و اساس حج را ذکر خدا می‌داند. به اعتقاد وی حج‌گزاری که خدای سبحان را به یاد می‌آورد به چیزی آگاه می‌شود که دیگران از دیدن و شهود آن عاجز و محروم‌اند.
 
او همچنین هریک از اعمال و مناسک حج را نیز دارای اسرار و فلسفه ای می داند. به طور مثال [[حلق و تقصیر|تراشیدن موی سر]] در [[منا]]، نشانی از پاک شدن از آلودگی‌های اخلاقی و بیرون آمدن از سنگینی و تاریکی گناهان است. یا به نظر وی [[سعی بین صفا و مروه]]، دویدن به سوی حق است و تردد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالت بین خوف و رجا است.  


== معرفی ==
== معرفی ==
خط ۱۴: خط ۱۶:


== اسرار حج از نگاه جوادی آملی ==
== اسرار حج از نگاه جوادی آملی ==
عبدالله جوادی آملی در کتاب صهبای حج خود، سعی داشته است در کنار تفسیر و شرح اعمال حج، به بیان اسرار و باطن حج و اعمال آن نیز بپردازد. در نظر او، حج‌گزار به هر میزان که به اسرار حج آگاه باشد، حج او خالصانه‌تر است؛ از این جهت بدون آشنایی به اسرار اعمال، پیمودن مراحل کامل اخلاص میسر نیست و کسی که پیش از معرفت به اسرار حج، راهی بیت‌الله شود، گرچه ممکن است حج او صحیح باشد، ولی حج کامل و مقبول انجام نداده است.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۶۵.</ref> جوادی آملی معتقد است مردم در حج با وجود اختلاف زبان‌ها و رنگ‌ها، به یک ندا پاسخ می‌گویند و همه تسلیم خدای قهار هستند. در نگاه او، مناسک حج نمونه‌ای از قیامت است؛ پوشیدن لباس احرام که جامه‌ای شبیه کفن است، اعتراف به گناهان، و در امان بودن از تجاوز و جدال، همگی تجلیاتی از معاد است.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۴۲.</ref> جوادی املی جان و مغز حج را ذکر خدا میداند. به اعتقاد وی حج‌گزاری که خدای سبحان را به یاد می‌آورد به چیزی آگاه می‌شود که دیگران از دیدن و شهود آن عاجز و محروم‌اند. فراموش کردن خدا و آیات او باعث کوری از شهود اسرار مناسک حج می‌گردد و این کوری در روز قیامت آشکار خواهد شد.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۲۰.</ref>
عبدالله جوادی آملی در کتاب صهبای حج خود، سعی داشته است در کنار تفسیر و شرح اعمال حج، به بیان اسرار و باطن حج و اعمال آن نیز بپردازد. در نظر او، حج‌گزار به هر میزان که به [[اسرار حج]] آگاه باشد، حج او خالصانه‌تر است؛ از این جهت بدون آشنایی به اسرار اعمال، پیمودن مراحل کامل اخلاص میسر نیست و کسی که پیش از معرفت به اسرار حج، راهی بیت‌الله شود، گرچه ممکن است حج او صحیح باشد، ولی حج کامل و مقبول انجام نداده است.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۶۵.</ref> جوادی آملی معتقد است مردم در حج با وجود اختلاف زبان‌ها و رنگ‌ها، به یک ندا پاسخ می‌گویند و همه تسلیم خدای قهار هستند. در نگاه او، مناسک حج نمونه‌ای از قیامت است؛ پوشیدن [[لباس احرام]] که جامه‌ای شبیه کفن است، اعتراف به گناهان، و در امان بودن از تجاوز و جدال، همگی تجلیاتی از معاد است.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۴۲.</ref>  


حج با لبیک ویژهٔ خود، طردکنندهٔ هر جاهلیت و در هم شکنندهٔ هر بت و نشانهٔ شرک‌آلود جاهلی است. لبیک در اسلام، زاری و لابه به درگاه واحد محض و بانگی خیره‌کننده علیه هر نوع شرک جلیّ یا خفیّ است. حج شفابخش دل‌ها از بیماری‌های شرک‌آلودی همچون ریا و هوا و بخل و خودپسندی است.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۸۱.</ref>
جوادی آملی جان و مغز حج را ذکر خدا می‌داند. به اعتقاد وی حج‌گزاری که خدای سبحان را به یاد می‌آورد به چیزی آگاه می‌شود که دیگران از دیدن و شهود آن عاجز و محروم‌اند. فراموش کردن خدا و آیات او باعث کوری از شهود اسرار مناسک حج می‌گردد.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۲۰.</ref> حج از نگاه جوادی، طردکنندهٔ هر جاهلیت و در هم شکنندهٔ هر بت و نشانهٔ شرک‌آلود جاهلی است. از نظر او حج شفابخش دل‌ها از بیماری‌های شرک‌آلودی همچون ریا و بخل و خودپسندی است.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۸۱.</ref>


=== اسرار برخی اعمال حج ===
=== اسرار برخی اعمال حج ===
به اعتقاد جوادی آملی همه اعمال و مناسک حج باطن و اسراری دارد. به طور مثال به نظر وی [[سعی بین صفا و مروه]]، دویدن به سوی حق است و تردد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالت بین خوف و رجا است. مطابق این نظر، صفا نشان تصفیه و تهذیب روح است و مروه رمز مروّت و مردانگی است. حج‌گزار با سعی بین این دو، سعی می‌کند تا به صفای الهی و مروّت دست یابد.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۰۰.</ref> در نظر جوادی آملی [[طواف]] بر گرد کعبه تجسم توحید است؛ از این جهت اگر کسی به گونه‌ای شایسته [[کعبه]] را طواف کند، به بیت‌المعمور در عالم مثال صعود می‌کند و چنانچه وظایف آن مرحله را ادا کرد، به مقام عرش الهی بار می‌یابد.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۹۰.</ref>
به اعتقاد جوادی آملی همه اعمال و مناسک حج باطن و اسراری دارد. به طور مثال به نظر وی [[سعی بین صفا و مروه]]، دویدن به سوی حق است و تردد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالت بین خوف و رجا است. مطابق این نظر، صفا نشان تصفیه و تهذیب روح است و مروه رمز مروّت و مردانگی است. حج‌گزار با سعی بین این دو، سعی می‌کند تا به صفای الهی و مروّت دست یابد.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۰۰.</ref> در نظر جوادی آملی [[طواف]] بر گرد کعبه تجسم توحید است؛ از این جهت اگر کسی به گونه‌ای شایسته [[کعبه]] را طواف کند، به بیت‌المعمور در عالم مثال صعود می‌کند و چنانچه وظایف آن مرحله را ادا کرد، به مقام عرش الهی بار می‌یابد.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۹۰.</ref> در نگاه وی، لبیک در حج، زاری و لابه به درگاه خداوند و بانگی خیره‌کننده علیه هر نوع شرک جلیّ یا خفیّ است.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۸۱.</ref>


جوادی آملی سنگ زدن به [[جمرات|جمره‌ها]] را رمز و نشانه‌ای از بیرون راندن شیاطین توصیف می‌کند. به گفته او بیان قرآن دربارهٔ [[رمی|رمی جمرات]] این است که سنگریزه‌ها شیطان را رجم و طرد نمی‌کند، بلکه این انزجار درونی است که شیاطین را می‌راند.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۲۳.</ref> از نظر وی پوشیدن [[لباس احرام]] به معنای پوشیدن لباس طاعت است و همچنین تشبیهی به کفن است که روز مرگ را تذکر می‌دهد. همچنین با پوشیدن لباس ساده احرام، امتیازات ظاهری افراد زایل شده و زمینه هرگونه برتری‌طلبی از بین می‌رود.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۷۵.</ref> در نگاه جوادی آملی، [[حلق و تقصیر|تراشیدن موی سر]] در [[منا]]، نشانی از پاک شدن از آلودگی‌های اخلاقی و زدودن زنگارهای روح و بیرون آمدن از سنگینی و تاریکی گناهان است. حج‌گزار به هنگام [[حلق و تقصیر|حلق]] از خدای تعالی می‌خواهد که برابر هر تار مویی، در قیامت نوری به وی عطا کند.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۲۹.</ref>
جوادی آملی سنگ زدن به [[جمرات|جمره‌ها]] را رمز و نشانه‌ای از بیرون راندن شیاطین توصیف می‌کند. به گفته او بیان قرآن دربارهٔ [[رمی|رمی جمرات]] این است که سنگریزه‌ها شیطان را رجم و طرد نمی‌کند، بلکه این انزجار درونی است که شیاطین را می‌راند.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۲۳.</ref> از نظر وی پوشیدن [[لباس احرام]] به معنای پوشیدن لباس طاعت است و همچنین تشبیهی به کفن است که روز مرگ را تذکر می‌دهد. همچنین با پوشیدن لباس ساده احرام، امتیازات ظاهری افراد زایل شده و زمینه هرگونه برتری‌طلبی از بین می‌رود.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۷۵.</ref> در نگاه جوادی آملی، [[حلق و تقصیر|تراشیدن موی سر]] در [[منا]]، نشانی از پاک شدن از آلودگی‌های اخلاقی و زدودن زنگارهای روح و بیرون آمدن از سنگینی و تاریکی گناهان است. حج‌گزار به هنگام [[حلق و تقصیر|حلق]] از خدای تعالی می‌خواهد که برابر هر تار مویی، در قیامت نوری به وی عطا کند.<ref>جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۲۹.</ref>

نسخهٔ ‏۲۰ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۲۰

عبدالله جوادی آملی، مفسر قرآن، فقیه، فیلسوف و از عالمان معاصر حوزه علمیه قم است. وی یکی از اسرارنویسان حج به شمار می‌آید. کتاب وی در این زمینه به نام صهبای حج در چهار جلد منتشر شده است. در نگاه جوادی آملی، حج اسرار و باطنی دارد که اگر حجگزار آن را بداند حج او خالص تر و کامل تر محقق میشود. جوادی آملی جان و اساس حج را ذکر خدا می‌داند. به اعتقاد وی حج‌گزاری که خدای سبحان را به یاد می‌آورد به چیزی آگاه می‌شود که دیگران از دیدن و شهود آن عاجز و محروم‌اند.

او همچنین هریک از اعمال و مناسک حج را نیز دارای اسرار و فلسفه ای می داند. به طور مثال تراشیدن موی سر در منا، نشانی از پاک شدن از آلودگی‌های اخلاقی و بیرون آمدن از سنگینی و تاریکی گناهان است. یا به نظر وی سعی بین صفا و مروه، دویدن به سوی حق است و تردد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالت بین خوف و رجا است.

معرفی

عبدالله جوادی آملی در سال ۱۳۱۲ش در آمل به‌دنیا آمد. وی در شهرهای آمل، تهران و قم به تحصیل در حوزه علمیه پرداخت. از مهمترین اساتید او در حوزه می‌توان به محمدتقی آملی، ابوالحسن شعرانی، مهدی الهی قمشه‌ای و محمدحسین تونی، آیت‌الله بروجردی، سیدمحمد محقق داماد، میرزا هاشم آملی، امام خمینی و علامه طباطبایی اشاره کرد. وی سالها در حوزه علمیه قم، به تدریس تفسیر قرآن، درس خارج فقه و فلسفه پرداخت و آثار زیادی در این موضوعات تألیف کرد. تفسیر وی از سالهای طولانی در حوزه علمیه متداول است.[۱][۲]

صهبای حج

کتاب صهبای حج اثر جوادی آملی است که در آن، حکمت‌ها و اسرار مناسک و آداب حج به‌صورت تحلیلی بیان شده است. این کتاب از چهار بخش اصلی تشکیل شده است:

  • بخش اول به «ابعاد حج» می‌پردازد و جایگاه، اهمیت و نظام حج در اسلام را تبیین می‌کند.
  • بخش دوم درباره «اماکن حج» است و معارف و ویژگی‌های کعبه، حجرالأسود، صفا و مروه و دیگر مکان‌های مقدس را شرح می‌دهد.
  • بخش سوم به «مناسک حج» اختصاص دارد و اسرار طواف، نماز طواف، وقوف در عرفات، قربانی، رمی جمرات و بیتوته در منا را با استناد به آیات و روایات بررسی می‌کند.
  • بخش چهارم نیز به موضوع «زیارت» و معارف مربوط به آن می‌پردازد.[۳]

کتاب جرعه‌ای از صهبای حج، خلاصه این کتاب می‌باشد.

اسرار حج از نگاه جوادی آملی

عبدالله جوادی آملی در کتاب صهبای حج خود، سعی داشته است در کنار تفسیر و شرح اعمال حج، به بیان اسرار و باطن حج و اعمال آن نیز بپردازد. در نظر او، حج‌گزار به هر میزان که به اسرار حج آگاه باشد، حج او خالصانه‌تر است؛ از این جهت بدون آشنایی به اسرار اعمال، پیمودن مراحل کامل اخلاص میسر نیست و کسی که پیش از معرفت به اسرار حج، راهی بیت‌الله شود، گرچه ممکن است حج او صحیح باشد، ولی حج کامل و مقبول انجام نداده است.[۴] جوادی آملی معتقد است مردم در حج با وجود اختلاف زبان‌ها و رنگ‌ها، به یک ندا پاسخ می‌گویند و همه تسلیم خدای قهار هستند. در نگاه او، مناسک حج نمونه‌ای از قیامت است؛ پوشیدن لباس احرام که جامه‌ای شبیه کفن است، اعتراف به گناهان، و در امان بودن از تجاوز و جدال، همگی تجلیاتی از معاد است.[۵]

جوادی آملی جان و مغز حج را ذکر خدا می‌داند. به اعتقاد وی حج‌گزاری که خدای سبحان را به یاد می‌آورد به چیزی آگاه می‌شود که دیگران از دیدن و شهود آن عاجز و محروم‌اند. فراموش کردن خدا و آیات او باعث کوری از شهود اسرار مناسک حج می‌گردد.[۶] حج از نگاه جوادی، طردکنندهٔ هر جاهلیت و در هم شکنندهٔ هر بت و نشانهٔ شرک‌آلود جاهلی است. از نظر او حج شفابخش دل‌ها از بیماری‌های شرک‌آلودی همچون ریا و بخل و خودپسندی است.[۷]

اسرار برخی اعمال حج

به اعتقاد جوادی آملی همه اعمال و مناسک حج باطن و اسراری دارد. به طور مثال به نظر وی سعی بین صفا و مروه، دویدن به سوی حق است و تردد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالت بین خوف و رجا است. مطابق این نظر، صفا نشان تصفیه و تهذیب روح است و مروه رمز مروّت و مردانگی است. حج‌گزار با سعی بین این دو، سعی می‌کند تا به صفای الهی و مروّت دست یابد.[۸] در نظر جوادی آملی طواف بر گرد کعبه تجسم توحید است؛ از این جهت اگر کسی به گونه‌ای شایسته کعبه را طواف کند، به بیت‌المعمور در عالم مثال صعود می‌کند و چنانچه وظایف آن مرحله را ادا کرد، به مقام عرش الهی بار می‌یابد.[۹] در نگاه وی، لبیک در حج، زاری و لابه به درگاه خداوند و بانگی خیره‌کننده علیه هر نوع شرک جلیّ یا خفیّ است.[۱۰]

جوادی آملی سنگ زدن به جمره‌ها را رمز و نشانه‌ای از بیرون راندن شیاطین توصیف می‌کند. به گفته او بیان قرآن دربارهٔ رمی جمرات این است که سنگریزه‌ها شیطان را رجم و طرد نمی‌کند، بلکه این انزجار درونی است که شیاطین را می‌راند.[۱۱] از نظر وی پوشیدن لباس احرام به معنای پوشیدن لباس طاعت است و همچنین تشبیهی به کفن است که روز مرگ را تذکر می‌دهد. همچنین با پوشیدن لباس ساده احرام، امتیازات ظاهری افراد زایل شده و زمینه هرگونه برتری‌طلبی از بین می‌رود.[۱۲] در نگاه جوادی آملی، تراشیدن موی سر در منا، نشانی از پاک شدن از آلودگی‌های اخلاقی و زدودن زنگارهای روح و بیرون آمدن از سنگینی و تاریکی گناهان است. حج‌گزار به هنگام حلق از خدای تعالی می‌خواهد که برابر هر تار مویی، در قیامت نوری به وی عطا کند.[۱۳]

پانویس

  1. ↑ «جوادی آملی ۱»، ج۱، ص۸۵۵.
  2. ↑ «زندگینامه آیت‌الله العظمی جوادی آملی حفظه الله»، سایت آیت‌الله جوادی آملی.
  3. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، صفحه فهرست.
  4. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۶۵.
  5. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۴۲.
  6. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۲۰.
  7. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۸۱.
  8. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۰۰.
  9. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۹۰.
  10. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۸۱.
  11. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۲۳.
  12. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۱۷۵.
  13. ↑ جرعه‌ای از صهبای حج، ص۲۲۹.

منابع

  • جرعه‌ای از صهبای حج، جوادی آملی، عبدالله، تهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
  • «جوادی آملی ۱»، ایازی، سیدمحمدعلی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، دوستان و ناهید، ۱۳۹۳ش.
  • «زندگینامه آیت‌الله العظمی جوادی آملی حفظه الله»، سایت آیت‌الله جوادی آملی، انتشار: ۲۲ دی ۱۴۰۳ش، بازدید: ۲۸ مهر ۱۴۰۵ش.