|
|
| خط ۸: |
خط ۸: |
| *[[ابن تیمیه]] | | *[[ابن تیمیه]] |
| *[[ابن شدقم]] | | *[[ابن شدقم]] |
| | *[[ابن عباس]] |
|
| |
|
| == ابن زبیر == | | == ابن زبیر == |
| خط ۲۴۳: |
خط ۲۴۴: |
|
| |
|
| محمد سعید نجاتی | | محمد سعید نجاتی |
|
| |
| == ابن عباس ==
| |
| : عموزاده و صحابی رسول خدا۹، امیر الحاج و بنیانگذار مکتب تفسیری مکه
| |
|
| |
| زندگینامه: عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب، مکنّا به ابوالعباس، سه سال پیش از هجرت هنگام حضور مسلمانان و بنیهاشم و از جمله عباس و خانوادهاش، در شعب ابیطالب زاده شد.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۳۹.</ref> پدرش عباس (م.۳۴ق.) عموی رسول خدا۹ و مادرش ام فضل، لبابهکبرا دختر حارث هلالی خواهر میمونه همسر رسول خدا۹ است.<ref>الطبقات، ج۴، ص۶؛ الاستیعاب، ج۴، ص۴۶۱.</ref> درباره ایمان آوردن والدینش اختلاف است. گفتهاند: پدرش عباس پیش از هجرت ایمان آورد و ایمان خود را کتمان کرد<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۰؛ الاستیعاب، ج۲، ص۳۵۹؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۶۴.</ref> (← عباس) و مادرش ام فضل نخستین زنی بود که پس از خدیجه ایمان آورد.<ref>الطبقات، ج۸، ص۲۷۷؛ الاستیعاب، ج۴، ص۴۶۱.</ref> پدرش عباس در جنگ بدر در سپاه مشرکان مکه بود و به اسارت مسلمانان درآمد.<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۲؛ الاستیعاب، ج۲، ص۳۵۸.</ref> عباس در فتح مکه به عنوان مسلمان با پیامبر۹ همراه شد.<ref>الاستیعاب، ج۲، ص۳۵۹.</ref> عبدالله و خانوادهاش پس از فتح مکه به مدینه مهاجرت کردند.<ref>الطبقات، ج۸، ص۲۷۸؛ سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۳۳۲.</ref>
| |
|
| |
| عبدالله بن عباس هنگام رحلت پیامبر۹ ۱۳ ساله بود.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۴۰؛ اخبار الدولة العباسیه، ص۲۵؛ الاستیعاب، ج۳، ص۶۷.</ref> بنا بر گزارشی، وی حدود ۳۰ ماه پیامبر۹ را در مدینه درک کرد.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۳۳۲.</ref> او مدعی بود که دو بار جبرئیل را در حضور پیامبر۹ دیده است.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۴۱؛ الاستیعاب، ج۳، ص۶۷.</ref> سخنوری، بلاغت، توان استدلال و آراستگی ظاهر او را معاصرانش ستودهاند.<ref>نک: انساب الاشراف، ج۴، ص۴۳، ۶۲؛ الاصابه، ج۴، ص۱۲۲؛ الاستیعاب، ج۳، ص۶۸.</ref>
| |
|
| |
| در زمان خلیفه اول، گزارشی درخور توجه درباره عملکرد سیاسی یا علمی او نرسیده است. بر پایه سخن خود وی، در این دوره برای طلب علم و جمعآوری احادیث رسول خدا۹ بسیار کوشیده است.<ref>الاصابه، ج۴، ص۱۲۵.</ref> او در زمان خلفا، به ویژه خلیفه دوم و سوم، در عین جوانی مورد توجه بود و طرف مشورت قرار میگرفت.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۳۹.</ref> عمر هنگام مشورت با بزرگان صحابه او را نیز در جمع اصحاب بدر فرامیخواند و نظرش را جویا میشد و گاه نظرش را بر دیدگاههای بزرگان صحابه ترجیح میداد.<ref>الطبقات، ج۲، ص۳۶۵-۳۶۶؛ مسند احمد، ج۱، ص۳۳۷-۳۳۸.</ref> همو در جمع صحابه از وی درباره تأویل و بطن برخی آیات میپرسید.<ref>مسند احمد، ج۱، ص۳۳۷-۳۳۸.</ref> او اعتقاد داشت ابن عباس جوانی است که خرد پیران و زبانی بسیار پرسشگر و قلبی خردمند دارد.<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۶۷.</ref> همین سبب شد که گاه از همفکری او استفاده کند؛ ولی در گزارشی نیامده که برای وی جایگاه سیاسی در نظر گرفته باشد.
| |
|
| |
| ابن عباس در زمان خلافت عثمان پویایی اجتماعی و سیاسی بیشتری داشته است. آوردهاند که به سال ۲۷ق. در فتح افریقیه، حد فاصل تونس و مراکش، در سپاه عبدالله بن سعد بن ابیسرح حضور داشت و فرماندهی بخشی از آن را عهدهدار بود. در سال ۳۰ق. تحت فرماندهی سعید بن العاص در فتح طبرستان حضور یافت<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۶۰۷؛ الکامل، ج۳، ص۸۹.</ref> و در سال ۳۵ق. از سوی عثمان امیر الحاج شد.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۳۹؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۶.</ref>
| |
|
| |
| حضور ابن عباس در دوران خلافت علی۷ بسیار برجسته است. او از نزدیکترین مشاوران علی بن ابیطالب۷ به شمار میآمد. آوردهاند که به پیشنهاد همو، علی۷ درخواست طلحه و زبیر را برای حکمرانی کوفه و بصره رد کرد<ref>شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۳۲.</ref> و در بسیاری از مراحلِ دشوار به عنوان نماینده و سخنگوی علی۷ نقشآفرینی کرد.<ref>وقعة صفین، ص۳۱۷-۳۱۸؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۹۰.</ref> او در جنگ جمل فرماندهی جناح راست سپاه علی۷ را عهدهدار بود<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۲۴؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۱۷.</ref> و به نمایندگی از ایشان با طلحه و زبیر، از سران سپاه جمل ملاقات کرد.<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۳۹.</ref> در پایان همین نبرد، وی استاندار بصره و نواحی آن شد.<ref>الاخبار الطوال، ص۱۵۲؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۶۰؛ مروج الذهب، ج۲، ص۳۷۲.</ref> در جنگ صفین و شب سرنوشتساز «لیلة الهریر» فرمانده جناح چپ سپاه بود.<ref>الاخبار الطوال، ص۱۷۱، ۱۸۸؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۱۰۰.</ref> خطبه او در صفین در منابع آمده است.<ref>وقعة صفین، ص۳۱۷-۳۱۸.</ref> در ماجرای حکمیت، علی۷ قصد داشت تا او را به نمایندگی از خود نزد عمرو عاص بفرستد؛ اما کوفیان نپذیرفتند.<ref>الاخبار الطوال، ص۱۹۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۹.</ref> او نخستین کسی بود که به تصمیم ابوموسی اشعری در ماجرای حکمیت سخت اعتراض کرد و او را بیتدبیر خواند.<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۱۳.</ref> همو نماینده علی۷ برای گفتوگو با خوارج نهروان بود.<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۱۴؛ الفتوح، ج۴، ص۲۶۸.</ref> متن مذاکره وی در برخی منابع متقدم آمده است.<ref>المصنف، ج۱۰، ص۱۵۸-۱۶۰.</ref>
| |
|
| |
| پس از حضور وی در جنگ نهروان تا زمان شهادت امام علی۷ تصویری روشن از زندگی و عملکرد سیاسی و اجتماعی او در دست نیست. امام علی۷ در نامهای خبر شهادت محمد بن ابیبکر و تصرف مصر به دست معاویه در سال ۳۸ق. را به وی داده است. در آن هنگام او والی بصره بود.<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۳۵.</ref>
| |
|
| |
| بر پایه گزارشی، وی به سال ۴۰ق. در بصره حضور نداشت<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۱۰۸؛ الکامل، ج۳، ص۳۸۶.</ref> و امور خراج آن به دست زیاد بن ابیه<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۶۰؛ الاصابه، ج۴، ص۱۲۹.</ref> و امور قضای آن به دست ابوالاسود دوئلی (م.۶۹ق.) سامان میپذیرفت.<ref>الکامل، ج۳، ص۳۹۸.</ref> سبب عدم حضور وی در بصره به درستی مشخص نیست. در برخی منابع، گزارشی از برکناری وی از جانب امیرمؤمنان۷ دیده میشود.<ref>البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۳۴-۳۳۵.</ref> طبق برخی شواهد تاریخی، به نظر میرسد وی در این زمان در مکه حضور داشته است. درصورت پذیرش این گزارش که وی در این سال از سوی علی۷ امیر الحاج مسلمانان بوده<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵۱.</ref>، حضور او در مکه و دوری از محل امارتش توجیهپذیر است. برخی سبب ترک بصره را اختلاف نظر و مشاجره لفظی وی با ابوالاسود دوئلی قاضی بصره دانستهاند که زمینه شکایت ابوالاسود به علی۷ و طرح دعاوی مالی و نامهنگاریهایی را فراهم آورد. محتوای این نامهها در برخی کتب تاریخی آمده است.<ref>نک: انساب الاشراف، ج۲، ص۱۷۰؛ الکامل، ج۳، ص۳۹۶-۳۹۷؛ ابن عباس و اموال البصره، ص۲۰-۲۱.</ref> ابن عباس در یکی از آن نامهها به علی۷، ادعای اختلاس اموال بیت المال بصره را که از جانب ابوالاسود مطرح شده بود، نمیپذیرد.<ref>نک: تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵۴.</ref>
| |
|
| |
| نقل این ماجرا باعث رویکردهای متناقض درباره ابن عباس شده<ref>نک: شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۷۰-۱۷۱؛ اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۲۷-۵۲۸.</ref> و به ابهام در این زمینه افزوده است. با آن که این ماجرا در کتب تاریخ نقل شده<ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۷۰؛ الکامل، ج۳، ص۳۸۶-۳۸۷؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۱۰۸.</ref>، سیره عملی ابن عباس بر اطاعت از علی۷ استوار است و رویکردهای او پس از شهادت علی۷ نیز امتداد این اطاعت را نشان میدهند. از این رو، برخی منکر این گزارشها شدهاند.<ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۷۱.</ref> یکی از دانشوران معتزلی در سده هفتم برخی از جنبههای این ماجرا را نقد و بررسی کرده است.<ref>شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۷۱-۱۷۲.</ref>
| |
|
| |
| در دوره معاصر، یکی از پژوهشگران تاریخ، گزارشهای خیانت ابن عباس در بیت المال بصره را از منظر سندی و محتوایی با عنوان ابن عباس و اموال بصره ارزیابی کرده است.<ref>ابن عباس و اموال البصره، ص۳۸-۶۸.</ref> وی جریان اموال بصره و نامهنگاری میان علی۷ و ابن عباس را از برخی کتب تاریخی مانند انساب الاشراف و کامل ابن اثیر نقل کرده<ref>ابن عباس و اموال البصره، ص۱۶-۲۱.</ref> و پس از گزارش سخنان قیس بن سعد و عبدالله بن زبیر درباره سرقت اموال بصره به دست ابن عباس<ref>ابن عباس و اموال البصره، ص۲۲-۲۳.</ref> آن را با توجه به سیره ابن عباس پیش و پس از این واقعه در حمایت از علی، رد کرده است.<ref>ابن عباس و اموال البصره، ص۳۱.</ref> وی سیر تاریخی رخدادهای این گزارشها را مردود دانسته<ref>ابن عباس و اموال البصره، ص۳۳-۳۴.</ref> و درستی آمار ۱۱ نامه در سال ۴۰ق. میان علی۷ و ابن عباس را نپذیرفته است.<ref>ابن عباس و اموال البصره، ص۳۵.</ref> مولف با بیان شواهدی، اختلاف میان ابوالاسود و ابن عباس را بعید دانسته است. به نظر او یافت نشدن گزارش مجازات ابن عباس به دست علی۷ شاهدی بر رد این ماجراست؛ چرا که طبق این گزارشها ابن عباس که افزون بر ۰۰۰/۰۰۰/۶ درهم یا دینار را به سرقت برده بود، در مکه و تحت حاکمیت علی۷ حضور داشت.
| |
|
| |
| از سوی دیگر، از آن پس، از مُکنت و ثروت ابن عباس در متون تاریخی سخنی به میان نیامده است. اگر وی این اموال را انتقال داده بود، باید از ثروت او گزارش میشد. نیز گزارشی در دست نیست که معاویه از این ماجرا یاد کرده باشد. در صورت درستی این خبر، معاویه از این حربه تبلیغی برای حمله به بنیهاشم و تخریب شیعیان استفاده میکرد. افزون بر این، با وجود مخارج فراواندار الخلافه و جنگهایی که علی۷ درگیر آن بود، گرد آمدن چنین مبلغی در خزانه بصره بعید به نظر میرسد.
| |
|
| |
| برخی گزارشها گواهند که وی تا زمان شهادت علی۷ در بصره بود و پس از شهادت ایشان، مردم را به بیعت با حسن بن علی۷ ترغیب میکرد.<ref>انساب الاشراف، ج۲، ص۱۷۶؛ الکامل، ج۳، ص۳۸۶-۳۸۷، ۳۹۸؛ ابن عباس و اموال البصره، ص۵۴-۵۷.</ref> برخی گفتهاند که در زمان بیعت مردم با امام حسن۷ او در بصره حضور داشته و طی نامهای از ایشان حمایت کرده است.<ref>الفتوح، ج۴، ص۲۸۳.</ref> بنا بر نقلی، او در ماجرای صلح امام حسن۷ با معاویه هم حاضر بود و پس از رد درخواست معاویه برای همکاری با او، در مکه ساکن شد.<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵۵؛ الاصابه، ج۴، ص۱۲۹.</ref>
| |
|
| |
| پس از مرگ معاویه و شروع زمامداری یزید بن معاویه، او از کسانی بود که در مکه کوشیدند تا حسین بن علی۷ را از رفتن به کوفه بازدارند. او به ایشان توصیه کرد تا به یمن برود که شیعیان پدرش در آنجا ساکن بودند.<ref>الکامل، ج۴، ص۳۹.</ref>
| |
|
| |
| وقتی عبدالله بن زبیر به سال۶۴ق. در مکه بر یزید شورید، مردم با او به عنوان خلیفه بیعت کردند<ref>الکامل، ج۴، ص۱۲۳.</ref>؛ ولی ابن عباس از بیعت سر باززد. یزید چون از عدم بیعت او با رقیب سیاسیاش آگاهی یافت، در نامهای وی را برای پشتیبانیاش از خود ستود؛ ولی او در نامهای به یزید، وی را سخت نکوهش کرد و با یادآوری شهادت حسین بن علی۷ و دیگر کارهای او و پدرش، آنان را سزاوار خلافت بر مسلمانان ندانست<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸؛ الکامل، ج۴، ص۱۲۷- ۱۲۸.</ref> و ناخشنودی خود را از وضع سیاسی و اجتماعی آن روزگار ابراز کرد. از سوی دیگر، بر اثر عدم بیعت با عبدالله بن زبیر زیر فشار قرار گرفت و حتی ابن زبیر قصد کرد خانه وی را در مکه آتش بزند<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۲۹۴؛ البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۳۶.</ref> و سرانجام تصمیم گرفت او را از مکه به طائف تبعید کند.<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۶۲؛ شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۱۰۳.</ref> عبدالله بن عباس به سال ۶۸ق. در تبعیدگاهش در حالیکه بینایی خود را از دست داده بود، درگذشت<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۷۰-۷۱؛ الاستیعاب، ج۳، ص۶۷، ۷۰؛ اسد الغابه، ج۳، ص۲۹۴-۲۹۵.</ref> و محمد بن حنفیه که مانند او به طائف تبعید شده بود، بر جنازهاش نماز گزارد.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۷۱؛ اخبار الدولة العباسیه، ص۱۳۲.</ref> از او پنج پسر به نامهای عباس، محمد، فضل، عبدالرحمن و علی و دختری به نام لبابه از زنی به نام زرعه بنت مشرح بن معد بر جای ماند.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۹۳.</ref> جز علی که کوچکترین آنان بود و در سال ۴۰ق. زاده شد، دیگر فرزندانش دارای اولاد نشدند و خلفای عباسی از نسل اویند.<ref>اخبار الدولة العباسیه، ص۱۳۴؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۹.</ref> ابن عباس از کنیزی دختری به نام اسماء داشته است. نیز در منابع از پسری برای وی به نام عثمان از کنیزی دیگر نام بردهاند.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۹۳-۹۵.</ref>
| |
|
| |
| جایگاه علمی ابن عباس: بر پایه گزارشهای خود او، وی پس از رحلت رسول خدا۹ در طلب علم و جمعآوری احادیث ایشان بسیار کوشیده است.<ref>الاصابه، ج۴، ص۱۲۵.</ref> او چگونگی عبادتهای فردی پیامبر۹ و نماز شب ایشان را روایت کرده است.<ref>صحیح البخاری، ج۲، ص۴۱-۴۲، ۴۵-۴۶.</ref> این نشان میدهد که او میکوشید همواره همراه رسول خدا۹ باشد. پیامبر۹ نیز به او توجه داشت و از خدا خواست تا بدو علم دین و تأویل قرآن را بیاموزد.<ref>مسند احمد، ج۱، ص۲۶۶، ۳۱۴، ۲۳۸، ۳۳۵؛ الطبقات، ج۲، ص۳۶۵.</ref> وجود این گزارشها با اسناد گوناگون که بیشتر خودش آنها را روایت کرده، بدین معناست که وی بارها این افتخار را در محافل مطرح میکرده است.<ref>نک: مسند احمد، ج۱، ص۲۶۶، ۳۱۴، ۲۳۸، ۳۳۵.</ref>
| |
|
| |
| او با وجود سن کم، روایتهای فراوان از پیامبر۹ نقل کرده است. مجموع روایتهای منقول از وی به حدود ۱۷۰۰ میرسد.<ref>نک: مسند احمد، ج۱، ص۲۱۴-۳۷۴.</ref> در دو صحیح بخاری و مسلم ۹۵ حدیث به صورت مشترک و ۱۲۰ حدیث در بخاری و ۴۹ حدیث در مسلم به صورت منفرد از او نقل شده است.<ref>نک: الجمع بین الصحیحین، ج۲، ص۱۰۶.</ref> نیز از علی ۷، معاذ بن جبل، ابوذر، عمر بن خطاب، اُبی بن کعب، زید بن ثابت و دیگران روایت نقل کرده است.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۳۳۲.</ref>
| |
|
| |
| او از شاگردان برجسته علی۷ بود. خود میگوید: برای آموختن آنچه نزد علی۷ بود، به دیگران مراجعه نکردم.<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۱۱۰۴؛ جامع بیان العلم، ج۲، ص۵۸.</ref> گفتهاند در کودکی همواره همراه علی۷ بوده و ایشان مربی علمی او بوده است.<ref>اخبار الدولة العباسیه، ص۲۸.</ref> وی علم خود را در برابر علم علی۷ قطرة بارانی در برابر اقیانوس دانسته است.<ref>شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۹.</ref> او به عنوان مفسری برجسته هرگز مقام تفسیری خود را با علی۷ مقایسهپذیر نمیدانست<ref>سعد السعود، ص۲۸۵.</ref> و دانش تفسیری خود را مدیون علی بن ابیطالب۷ میشمرد.<ref>التفسیر و المفسرون، معرفت، ج۱، ص۲۲۵.</ref> از او روایتهای درخور توجه در شخصیت و فضیلت علی۷ در منابع سنی<ref>خصائص امیر المؤمنین، ص۷۵-۷۶، ۹۴-۹۵؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۲۱۰-۲۱۱.</ref> و شیعه<ref>المناقب، کوفی، ج۲، ص۳۷۹، ۴۱۳، ۴۲۵، ۴۵۴، ۴۶۴، ۴۶۷؛ فضائل امیر المؤمنین، ص۱۵۰؛ مناقب، ابن شهر آشوب، ج۲، ص۲۸۸.</ref> رسیده است. وی را ترجمان القرآن<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۴۳.</ref>، حِبْر الامّه و امام التفسیر خواندهاند.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۳۳۱.</ref>
| |
|
| |
| توجه و علاقه او به فراگیری علوم باعث شد در بسیاری از دانشها تبحر یابد. افزون بر تفسیر و علوم قرآن، در فقه، تاریخ، انساب، ایام العرب، حساب و شعر عرب نیز استاد بود.<ref>انساب الاشراف، ج۴، ص۴۴-۴۵؛ اسد الغابه، ج۳، ص۲۹۳.</ref> برخی از شاگردانش او را به سبب گستردگی علمش «بحر» خواندهاند.<ref>الطبقات، ج۲، ص۳۶۶؛ الاستیعاب، ج۳، ص۶۸.</ref> از امتیازاتش این است که شاگردانش مانند عکرمه (م.۱۰۴ق.)، کریب، مجاهد بن جبر (م.۱۰۴ق.)، ابومعبد، عطاء بن ابیرباح (م.۱۱۴ق.)، عروة بن زبیر (م.۹۳ق.) و سعید بن جبیر (م.۹۵ق.)<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۳۳۲-۳۳۳.</ref> بسیاری از روایتهای وی را برای آیندگان ضبط کردهاند. این مهم باعث حفظ و تثبیت جایگاه علمی ابن عباس در حافظه تاریخ شده است. در مجموع حدود ۲۰۰ نفر از وی روایت کردهاند.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۳۳۳.</ref>
| |
|
| |
| تلاشهای علمی او هنگام حضورش در مکه در زمینه بیان احادیث پیامبر۹ و تفسیر قرآن، به پایهگذاری مکتب تفسیری مکه انجامید.<ref>التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۱۰۷.</ref> از میان تابعین نامآور، کسانی چون سعید بن جبیر (م.۹۵ق.)، مجاهد بن جبر (م.۱۰۴ق.)، عکرمة بن عبدالله البربری (م.۱۰۴ق.)، طاووس بن کیسان الیمانی (م.۱۰۶ق.) وعطاء بن ابیرباح (م.۱۱۴ق.)<ref>التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۱۰۷.</ref> از شاگردان سرشناس او هستند که از برجستهترین دانشوران مسلمان به شمار میآیند. از این میان، عطاء بن ابیرباح در مناسک حج داناترین به شمار میرفت.<ref>وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۱.</ref>
| |
|
| |
| ابن عباس در مکه افزون بر تعلیم مسائل فقهی، به تفسیر و گاه تأویل کلام خدا میپرداخت. وی در تفسیر آیات از تسلطش بر زبان و شعر طوایف مختلف عرب سود میجست. سیوطی درکتاب الاتقان فی علوم القرآن بخشی از تفاسیر وی را آورده<ref>الاتقان، ج۱، ص۳۴۷-۳۷۷؛ الاصابه، ج۴، ص۱۲۷-۱۲۸.</ref> و برخی از تأویلاتش را جداگانه نقل کرده است.<ref>الاتقان، ج۱، ص۴۱۰-۴۱۷.</ref> در میان صحابه و تابعین، آرای تفسیری او جایگاهی مهم دارد. آوردهاند که صحابه هنگام اختلاف در تفسیر قرآن سخن وی را مقدم میداشتند.<ref>التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۱۰۷.</ref> مرجعیت علمی او در میان صحابه مربوط به دوره حضور وی در مکه است<ref>نک: اسد الغابه، ج۳، ص۱۸۷؛ الاصابه، ج۴، ص۱۲۷.</ref>؛ دورهای که عبدالله بن عمر او را اعلم میدانست.<ref>الاصابه، ج۴، ص۱۲۷.</ref>
| |
|
| |
| از ابن عباس اثر علمی مکتوب بر جای نمانده است. تفسیری را به ابن عباس نسبت دادهاند که با عنوان تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس بارها در مصر چاپ شده است. این اثر به دست محمد بن یعقوب فیروز آبادی شافعی (م.۸۱۷ق.) صاحب القاموس المحیط از تفسیر طبری استخراج شده است.<ref>التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج۱، ص۸۵.</ref> در نسبت این تفسیر به ابن عباس تردیدهایی ابراز شده است.<ref>التفسیر و المفسرون، ذهبی، ص۸۵-۸۶.</ref> از جمله طرق این تفسیر، طریق محمد بن مروان از کلبی از ابوصالح از ابن عباس است که برخی آن را ضعیف دانستهاند.<ref>الاتقان، ج۲، ص۴۹۷.</ref>
| |
|
| |
| پژوهشهای جدیدی درباره نظریههای تفسیری ابن عباس صورت گرفته است؛ مانند صحیفه علی بن ابیطلحه عن ابن عباس فی تفسیر القرآن الکریم که در یک مجلد به دست راشد عبدالمنعم الرجال گرد آمده است<ref>نک: صحیفة علی بن ابی طلحه عن ابن عباس فی تفسیر القرآن الکریم.</ref> و تفسیر ابن عباس و مرویاته فی التفسیر من کتب السنه اثر عبدالعزیز بن عبدالله الحمیدی که روایتهای تفسیری او را از کتبی مانند صحیح بخاری، صحیح مسلم، موطأ مالک، و سنن ابیداود، نسائی، ترمذی، ابن ماجه، دارمی، دارقطنی، و مسند احمد و شافعی گرد آورده که شامل ۳۸۲ گزارش تفسیری است.<ref>نک: تفسیر ابن عباس و مرویاته.</ref>
| |
|
| |
| از موضوعات مهم در زندگی ابن عباس، رویکردهای کلامی و اعتقادی اوست. بیتردید وی از نزدیکترین افراد به علی۷ بوده و روایتهایی پرشمار در فضیلتهای ایشان از پیامبر۹ نقل کرده است. از او درباره علی۷ روایتی بلند رسیده که در آن به مضامین احادیث رایت، دار، ابلاغ سوره برائت، نخستین مسلمان، حدیث کساء، حدیث منزلت، لیلة المبیت، سد ابواب و حدیث غدیر اشاره شده است.<ref>مسند احمد، ج۱، ص۳۳۰-۳۳۱.</ref> نیز گزارشهایی معتبر از احتجاج وی با عمر درباره مشروعیت خلافتش در دست است. او در گفتوگویی با عمر، در اختلاف نظری آشکار با وی، بر نکتهای کلیدی تأکید میکند که نشان دهنده اعتقادش به الهی بودن منصب خلافت و امامت است.<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۵۷۸؛ الکامل، ج۳، ص۶۳-۶۵.</ref>
| |
|
| |
| در مباحث فقهی، دیدگاه او به عنوان یک صحابی معتبر، قرابتی فراوان با دیدگاه اهل بیت: دارد. در وضو قائل به مسح سر و پا طبق روش اهل بیت: بود و سرپیچی از آن را خلاف کتاب خدا میدانست.<ref>المصنف، ج۱، ص۳۲؛ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۱۵۶.</ref> او در زمره مخالفان با تحریم ازدواج موقت از جانب عمر بود و بر پایداری این سنت پیامبر تأکید داشت.<ref>مسند احمد، ج۱، ص۳۳۷؛ انساب الاشراف، ج۴، ص۵۵؛ البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۳۰.</ref> نیز قیاس را در فقه حجت نمیدانست و مدعی بود نخستین قیاس کننده، شیطان بوده است و کسی که در دین بر پایه رأی خود قیاس کند، با شیطان همراه است.<ref>روض الجنان، ج۸، ص۱۳۹؛ التفسیر الکبیر، ج۱۴، ص۲۰۹.</ref>
| |
|
| |
| ابن عباس و حج: از او روایتهای بسیار درباره مناسک حج و چگونگی حجگزاری رسول خدا ۹ در مسند احمد نقل شده است.<ref>نک: مسند احمد، ج۱، ص۲۱۴-۳۷۴.</ref> وی در آگاهی از مناسک حج، در میان صحابه و دانشوران، کارشناس به شمار میرفت. بر پایه روایتی، عایشه در موسم حج در پاسخ کسانی که از احکام و مناسک آن میپرسیدند، ابن عباس را در این موضوع اعلم میدانست.<ref>الطبقات، ج۲، ص۳۶۹؛ البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۳۱؛ الاصابه، ج۴، ص۱۲۷.</ref>
| |
|
| |
| در سال ۳۵ق. که عثمان بن عفان، خلیفه سوم، در محاصره معترضان بود، ابن عباس از سوی وی امیر الحاج شد.<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۶؛ انساب الاشراف، ج۴، ص۳۹.</ref> عثمان نخست میخواست خالد بن عاص، والی مکه، را امیر الحاج کند؛ اما با پیشبینی عدم مقبولیت خالد نزد مسلمانان، از ابن عباس خواست که در صورت امتناع خالد، او با مردم حج بگزارد. وی در این سال با مردم حج گزارد<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۶۸۴.</ref> و در مراسم حج، بیانیه عثمان را برای مردم خواند.<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۷۰۳.</ref> آنگاه که او از سفر حج بازگشت، معترضان، عثمان را در مدینه کشته بودند.<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۶۸۴.</ref>
| |
|
| |
| هنگامی که علی۷ به سال ۳۶ق. در تدارک نبرد صفین بود، ابن عباس به فرمان علی۷ امیر الحاج مسلمانان شد و پس از اتمام موسم حج به صفین رفت.<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۰؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۷۸.</ref> بر پایه گزارشی دیگر، در سال ۳۹ق. نیز وی از سوی علی۷ امیر الحاج بود؛ سالی که یزید بن شجرة الرهاوی از جانب معاویه، امیر الحاج شامیان شد.<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵۱.</ref> در دوران زمامداری معاویه، هنگامی که ابن عباس به حج میرفت، موکبی از دانشمندان و بزرگان پیرامون وی گرد میآمدند. بر پایه برخی گزارشها، شکوه موکب او با موکب معاویه برابری میکرد.<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۶۸؛ شذرات الذهب، ج۱، ص۷۵.</ref> منابع از حج گزاردن او همراه امام حسین۷ دو سال پیش از مرگ معاویه خبر دادهاند.<ref>الغدیر، ج۱، ص۱۹۸.</ref>
| |
|
| |
| ==پانویس==
| |
| {{پانویس}}
| |
|
| |
| == منابع ==
| |
| * '''ابن عباس و اموال البصره''': جعفر مرتضی عاملی، قم، مطبعة الحکمه، ۱۳۹۶ق
| |
| * '''الاتقان''': السیوطی (م.۹۱۱ق.)، به کوشش سعید، لبنان، دار الفکر، ۱۴۱۶ق
| |
| * '''اخبار الدولة العباسیه''': مولف ناشناس (م.قرن ۳ق.)، به کوشش الدوری و المطلبی، بیروت، دار الطلیعه، ۱۳۹۱ق
| |
| * '''الاخبار الطوال''': ابن داود الدینوری (م.۲۸۲ق.)، به کوشش عبدالمنعم، قم، الرضی، ۱۴۱۲ق
| |
| * '''الاستیعاب''': ابن عبدالبر (م.۴۶۳ق.)، به کوشش علی محمد و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق
| |
| * '''اسد الغابه''': ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م.۶۳۰ق.)، به کوشش علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق
| |
| * '''الاصابه''': ابن حجر العسقلانی (م.۸۵۲ق.)، به کوشش علی محمد و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق
| |
| * '''اعیان الشیعه''': سید محسن الامین (م.۱۳۷۱ق.)، به کوشش حسن الامین، بیروت، دار التعارف
| |
| * '''انساب الاشراف''': البلاذری (م.۲۷۹ق.)، به کوشش زکار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق
| |
| * '''البدایة و النهایه''': ابن کثیر (م.۷۷۴ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق
| |
| * '''تاریخ الامم و الملو'''ک: الطبری (م.۳۱۰ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق
| |
| * '''تاریخ الیعقوبی''': احمد بن یعقوب (م.۲۹۲ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق
| |
| * '''تفسیر ابن عباس (صحیفة علی بن ابیطلحه)''': راشد عبدالمنعم، الکتب الثقافیه، ۱۴۱۱ق
| |
| * '''تفسیر ابن عباس و مرویاته فی التفسیر من کتب السنه''': عبدالعزیز بن عبدالله الحمیدی، جامعة ام القری، سلسلة من التراث الاسلامی
| |
| * '''التفسیر الکبیر''': الفخر الرازی (م.۶۰۶ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق
| |
| * '''التفسیر و المفسرون''': الذهبی، بیروت، دار القلم، ۱۴۰۷ق
| |
| * '''التفسیر و المفسرون''': معرفت، مشهد، الجامعة الرضویه، ۱۴۱۸ق
| |
| * '''جامع بیان العلم و فضله''': ابن عبدالبر (م.۴۶۳ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۳۹۸ق
| |
| * '''الجمع بین الصحیحین''': محمد بن فتوح الحمیدی، به کوشش البواب، بیروت، دار ابن حزم، ۱۴۲۳ق
| |
| * '''جمهرة انساب العرب''': ابن حزم (م.۴۵۶ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق
| |
| * '''خصائص امیر المؤمنین علی بن ابیطالب''': احمد بن شعیب النسائی (م.۳۰۳ق.)، به کوشش الامینی، مکتبة نینوی الحدیثه
| |
| * '''روض الجنان''': ابوالفتوح رازی (م.۵۵۴ق.)، به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش
| |
| * '''سعد السعود''': ابن طاووس (م.۶۶۴ق.)، قم، الرضی، ۱۳۶۳ش
| |
| * '''سنن ابن ماجه''': ابن ماجه (م.۲۷۵ق.)، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۹۵ق
| |
| * '''سیر اعلام النبلاء''': الذهبی (م.۷۴۸ق.)، به کوشش گروهی از محققان، بیروت، الرساله، ۱۴۱۳ق
| |
| * '''شذرات الذهب''': عبدالحی بن عماد الحنبلی (م.۱۰۸۹ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق
| |
| * '''شرح نهج البلاغه''': ابن ابیالحدید (م.۶۵۶ق.)، به کوشش محمد ابوالفضل، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ق
| |
| * '''صحیح البخاری''': البخاری (م.۲۵۶ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ق
| |
| * '''الطبقات الکبری''': ابن سعد (م.۲۳۰ق.)، بیروت، دار صادر
| |
| * '''الغدیر''': الامینی (م.۱۳۹۰ق.)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۶ش
| |
| * '''الفتوح''': ابن اعثم الکوفی (م.۳۱۴ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۱۱ق
| |
| * '''فضائل امیر المؤمنین۷''': ابن عقدة الکوفی (م.۳۳۳ق.)، به کوشش فیض الدین
| |
| * '''الکامل فی التاریخ''': ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م.۶۳۰ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق
| |
| * '''مروج الذهب''': المسعودی (م.۳۴۶ق.)، به کوشش اسعد داغر، قم، دار الهجره، ۱۴۰۹ق
| |
| * '''مسند احمد''': احمد بن حنبل (م.۲۴۱ق.)، بیروت، دار صادر
| |
| * '''المصنّف''': عبدالرزاق الصنعانی (م.۲۱۱ق.)، به کوشش حبیب الرحمن، المجلس العلمی
| |
| * '''مناقب آل ابیطالب''': ابن شهر آشوب (م.۵۸۸ق.)، به کوشش گروهی از اساتید، نجف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۷۶ق
| |
| * '''مناقب الامام امیر المؤمنین۷''': محمد بن سلیمان الکوفی (م.۳۰۰ق.)، به کوشش محمودی، قم، احیاء الثقافة الاسلامیه،۱۴۱۲ق
| |
| * '''وفیات الاعیان''': ابن خلکان (م.۶۸۱ق.)، به کوشش احسان عباس، بیروت، دار صادر
| |
| * '''وقعة صفین''': ابن مزاحم المنقری (م.۲۱۲ق.)، به کوشش عبدالسلام، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۴ق.
| |
|
| |
| سید علی رضا واسعی
| |
|
| |
| ابن عربی: Ñ فتوحات مکیه
| |
|
| |
|
| == ابن عمر == | | == ابن عمر == |