کاربر:Gholampour/صفحه تمرین3: تفاوت میان نسخه‌ها

Gholampour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Gholampour (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۲: خط ۲:
حج‌گزاری ایرانیان در دوران مختلف، شیوه‌ها و آداب خاصی داشته است.
حج‌گزاری ایرانیان در دوران مختلف، شیوه‌ها و آداب خاصی داشته است.


===سازمان‌دهی حج در گذشته===
== سازمان‌دهی حج در گذشته ==
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.<ref>نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.</ref> گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.<ref>نک: حیات یحیی، ج1، ص68.</ref>
سفر حج ایرانیان در گذشته عمدتاً در قالب کاروان‌های محلی و به سرپرستی «حمله‌دار» انجام می‌شد که مسئول هدایت کاروان، تهیه مرکب، اقامت و امور سفر بود.<ref>نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.</ref> گاه کاروان‌ها از جمعی از دوستان و خویشاوندان تشکیل می‌شدند.<ref>نک: حیات یحیی، ج1، ص68.</ref> در سفرهای زمینی، شتر مهم‌ترین وسیله حمل‌ونقل بود و عکام‌ها نیز خدماتی مانند حمل بار، تهیه آب و پخت نان را بر عهده داشتند؛<ref>روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.</ref> همچنین هر شهر در مکه و مدینه مطوف ویژه خود را داشت.<ref> پنجاه سفرنامه، ج5، ص412؛ ج6، ص78.</ref>
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.<ref>روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.</ref>
کاروان‌های حج بیشتر شکل محلی داشت. اهالی یک شهر کاروانی جداگانه داشتند که در کاروان شام یا عراق ادغام می‌شد. شماری از اهل محل یا بستگان و دوستان، هسته اصلی کاروان‌های یک شهر را تشکیل می‌دادند. این شکل از همراهی افراد آشنا و بستگان تا دوران معاصر نیز ادامه داشت و حتی امروزه نیز حاجیان معمولاً با بستگان خود مسافرت می‌کنند. کاروان هر شهر در مکه و مدینه به‌طور متحد حرکت می‌کردند و حتی در مکه نیز در طول سال‌ها مطوفانی ویژه داشتند. برای نمونه، مطوف حاجیان شیراز با مطوف حاجیان [[اصفهان]] متفاوت بود.<ref>پنجاه سفرنامه، ج5، ص412؛ ج6، ص78.</ref>
درباره این‌که حرکت کاروان‌ها از چه نقطه‌ای در یک سرزمین آغاز می‌شده و محل جمع شدن افراد محلی برای تشکیل یک کاروان بزرگ کجا بوده و با هر کاروان چند تن همراه بوده‌اند، آگاهی‌های دقیق در دست نیست. به درستی نمی‌دانیم که آیا کاروان‌های هر منطقه، زیر نظر حاکم بوده است یا نه؟ اما پیدا است که در موارد بسیار، به دلیل اشتغال شاهان به امور دیگر، سامان‌دهی حاجیان در قالب کاروان‌ها زیر نظر پادشاه نبوده و کاروان حج نیز مانند دیگر کاروان‌ها با جمع شدن خود مردم سامان می‌یافته است. اما گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج (در [[تاریخ بیهقی]]: «سالار حاجیان» و در سفرنامه به جا مانده از دوره صفویه: «عجم آقاسی») که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.<ref>تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.</ref>
پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.<ref>تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.</ref> معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.<ref>تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.</ref>
آماده‌سازی و راه‌اندازی کاروان‌های حج و بازگشایی راه آن، برای پادشاهان مایه فخر و نشانه‌ای از اسلام‌دوستی و وسیله کسب مشروعیت بود. از این‌رو، آن‌گاه که در دوران محمود غزنوی (۳۸۸–۴۲۱ق) سفر حج مدتی تعطیل شد، برخی بزرگان حکومت نزد سلطان رفتند و لزوم بازگشایی راه حج را به «پادشاه اسلام» گوشزد کردند. سلطان اعلان سفر حج کرد و سی هزار دینار برای هزینه سفر و پرداختن به راهزنان اختصاص داد. مردم بسیار که از نقاط گوناگون جمع شده بودند، با کاروان حج به سرپرستی قاضی‌القضات محمد ناصحی راهی مکه شدند و به سال ۴۱۲ق. [[حج]] گزاردند.<ref>الکامل، ج9، ص325؛ دستور الکاتب، ج1، ص374.</ref>
حضور بزرگان حکومت در کاروان حج برای حاجیان نعمت‌های بسیار داشت. بزرگان دولت به بهبود وضع حاجیان می‌پرداختند و به شکایات و نارضایتی‌های مردم رسیدگی می‌کردند. نیز به دلیل حضور آنان، امکانات امنیتی بهتری آماده می‌شد و همچنین حکمرانان سرزمین‌های میان راه به کاروانیان احترامی بیشتر می‌نهادند. برای نمونه، بسیاری از مشکلات مذهبی که ایرانیان شیعه در دوران قاجار با مردم و حاکمان حجاز داشتند، به دلیل همراهی اشراف‌زادگان و بزرگان دولت قاجار از میان می‌رفت.<ref>نک: به سوی‌ام القری، ص240؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص210-212.</ref>
حکمرانان همچنین در تسهیل کارهای حاجیان و کاستن از بار مالیات‌ها و مشکلات کاروان‌های حج و نیز در مبارزه با راهزنان می‌کوشیدند. بدر بن حسنویه کُرد که در کردستان حکومت داشت (۳۷۰–۴۰۵ق) با پرداخت پنج هزار دینار به راهزنان، آسایش کاروانیان حج را تضمین کرد. او همچنین مالی فراوان را به اشراف مکه و مدینه بخشید و تا آن‌گاه که زنده بود، به این روش ادامه داد.<ref>تجارب الامم، ج7، ص339؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص687-688.</ref> ابوسعید ایلخان نیز یک بار که کاروان حج مورد غارت قبایل عرب قرار گرفت، دو برابر خسارت را به کاروانیان پرداخت کرد.
با وجود اهمیتی که پادشاهان برای حج باور داشتند، جز اندکی از پادشاهان و حاکمان ایران، مانند خلف بن احمد لیثی حاکم سیستان (حک: ۳۵۲–۳۹۳ق)، غیاث‌الدین از حاکمان آل‌کرت (حک: ۷۰۷–۷۲۹ق)، و محمدرضا شاه پهلوی فرصت حج‌گزاری نیافتند. چنین برمی‌آید که مهم‌ترین دلیل حج نرفتن شاهان ایران، دوری راه و احتمال شورش مخالفان و مدعیان سلطنت در نبودِ پادشاه و نیز اشتغال همیشگی پادشاهان به نبرد بود که فرصت حج‌گزاری را از آنان می‌گرفت.<ref>نک: تاریخ طبری، ج9، ص221؛ پیراسته تاریخنامه هرات، ص166؛ با من به خانه خدا بیایید، ص225؛ ترجمه تاریخ یمینی، ص41.</ref>
دوری راه حج، برای این سفر کارکردهای سیاسی نیز ساخت. فرستادن مخالفان سیاسی به سفر حج، یکی از انواع تبعید بود. موارد بسیار از حج‌گزاری درباریان و امیرانی که در دربار مورد غضب قرار می‌گرفتند، گزارش شده است. در این موارد، یا شاه این‌گونه افراد را به حج می‌فرستاد و اصطلاحاً به او رخصت حج می‌داد یا خود فرد که جانش در خطر بود و موقعیت خود را از دست رفته می‌دید، با کسب اجازه از شاه به سوی حج راهی می‌شد و گاه در حجاز باقی می‌ماند.<ref>تاریخ بخارا، ص346؛ جامع مفیدی، ج3، ص247؛ تاریخ گیلان، ص213؛ احیاء الملوک، ص121؛ تاریخ سلسله سلجوقی، ص89.</ref>


==== دوران قاجار ====
در برخی دوره‌ها، حکومت با تعیین امیرالحاج، تأمین امنیت و اعلام عمومی زمان حرکت، در سازمان‌دهی حج نقش داشت<ref>تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.</ref> و گاه حاجیان را از مالیات معاف می‌کرد.<ref>تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.</ref> از سرگیری کاروان حج در دوره محمود غزنوی،<ref>تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.</ref> حمایت برخی حاکمان از امنیت و رفاه کاروان‌ها<ref>الکامل، ج9، ص325؛ دستور الکاتب، ج1، ص374؛ نک: به سوی‌ام القری، ص240؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص210-212.</ref> و حضور محدود شماری از پادشاهان در حج، از جلوه‌های این حمایت بود.<ref>تجارب الامم، ج7، ص339؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص687-688؛ نک: تاریخ طبری، ج9، ص221؛ پیراسته تاریخنامه هرات، ص166؛ با من به خانه خدا بیایید، ص225؛ ترجمه تاریخ یمینی، ص41.</ref> افزون بر این، حج گاه کارکرد سیاسی داشت و برای تبعید یا دور کردن برخی مخالفان و درباریان از مرکز قدرت به کار می‌رفت.<ref>تاریخ بخارا، ص346؛ جامع مفیدی، ج3، ص247؛ تاریخ گیلان، ص213؛ احیاء الملوک، ص121؛ تاریخ سلسله سلجوقی، ص89.</ref>
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،<ref>حدیث قافله‌ها، ص110.</ref> بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند. در آغاز ورود مسافر، کنسولگری گذرنامه او را می‌گرفت و در پی دریافت مبلغی بازپس می‌داد.<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.</ref> بخشی از کرایه حمل و نقل که حاجیان به شترداران می‌دادند، سهم کنسولگری بود<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264.</ref> و کنسول با حمالان و شترداران و کاروان‌داران برای گرفتن پول بیشتر از حاجی همدست بود.<ref>پنجاه سفرنامه، ج5، ص410-411.</ref> کنسولگری اموال حاجیان متوفی را تصرف می‌کرد و برای صدور اجازه دفن متوفی پول اضافه می‌گرفت، به نوشته برخی، با گرفتن رشوه از کاروان‌داران، هنگام اختلاف میان حاجی و کاروان‌دار، به سود کاروان‌دار رای می‌داد<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص291.</ref> و حتی گاه با دزدان همدستی داشت.<ref>پنجاه سفرنامه، ج5، ص409.</ref> کنسولگری در مکه نیز از مردم پول می‌گرفت و گاهی اجازه حرکت از مکه را به حاجیان نمی‌داد.<ref>سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص140.</ref> کنسول ایران به سبب دریافت پول، جان حاجیان را به خطر می‌انداخت. برای نمونه، در سالی که افشار ارومی در حج حضور داشت، با این‌که راه جبل از سوی دولت ایران ممنوع شده بود، نایب کنسول ایران با گرفتن مبلغی کلان از امیر جبل، اجازه عبور ایرانیان از جبل را داد و حمله‌داران با تبلیغ و تشویق، مردم را از این راه حرکت دادند.<ref>سفرنامه مکه معظمه، ص158.</ref>


===سامان‌دهی حج در دوران معاصر===
===سامان‌دهی حج در دوران معاصر===