کتاب: درسنامه آداب زیارت
دیباچه
تحقق اهداف و آرمان های یک سازمان، به عوامل مختلفی بستگی دارد. در این میان، «مدیریت سازمانی» و «عامل انسانی» اساسی ترین و محوری ترین نقش را در این زمینه ایفا می کند. نیروی انسانی، افزون بر اینکه عامل موفقیت هر سازمانی محسوب می شود، شاخص و معیاری برای پیش بینی میزان موفقیت آن سازمان نیز تلقی می گردد. از این روی؛ آموزه های وحیانی به جامعه دینی اکیداً توصیه نموده که در واسپاری مسئولیت ها، به صلاحیت نیروهای انسانی توجه ویژه نمایند: (إِنَّ اللهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهْلِها ...) (نساء: 58). براین اساس، بایسته است نهادهای دینی برای تضمین موفقیت و دستیابی به اهداف و آرمان های سازمانی، جذب و گزینش نیروهای کارآمد و تعلیم و تربیت آنان را در اولویت مأموریت های سازمانی خود قرار دهند.در همین راستا، «حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت» پس از طراحی و اجرای فرآیند جذب و گزینش خدمتگزاران فرهنگی؛ همواره آموزش و ارتقای سطح علمی و فرهنگی آنان را در کانون برنامه های ستادی خود قرار داده و دوره های آموزشی بدو خدمت، ضمن خدمت و تکمیلی را راه اندازی نموده است. از آنجا که تدوین متون آموزش کاربردی متناسب با نیاز مخاطبان، از مراحل و عناصر اصلی و اساسی دوره های آموزشی محسوب می شود، نخست تهیه سرفصل ها و برآورد تعداد واحد های مورد نیاز هر درس، در دستور کار مدیریت امور آموزشی و فرهنگی معاونت فرهنگی قرار گرفت، و این مهم پس از کارشناسی های دقیق و طولانی، با همکاری کمیته های تخصصی، به انجام رسید. سپس متون آموزشی، توسط پژوهشکده حج و زیارت بر اساس سرفصلهای یاد شده، در قالب درسنامه تهیه گردید. نوشتار حاضر، از جمله همین متون آموزشی است که توسط محقق و مؤلف ارجمند حجت الاسلام والمسلمین داود حسینی به رشته تحریر در آمده و در اختیار شرکت کنندگان دوره های آموزشی روحانیون، مداحان وراویان قرار می گیرد. در این نوشتار با عنوان درسنامه آداب و اسرار زیارت معصومین: به آداب زیارت معصومان و اسرار و کارکردهای زیارت پرداخته می شود و به مهم ترین شبهات در عرصه زیارت و عزاداری پاسخ داده می شود. فرصت را مغتنم شمرده و از تلاش های ارزشمند نویسنده محترم و ارزیابان گرامی، حجت الاسلام و المسلمین نوروزی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی ساجدی تقدیر و سپاس به عمل می آید. انتظار می رود که مدرسان و دانش پژوهان محترم پس از طی دوره، نقطه نظرات اصلاحی خود را پیرامون متن، محتوا، منابع و دیگر بخش های درسنامه، جهت رفع و اصلاح نواقص و اشکالات احتمالی، به واحد آموزش معاونت فرهنگی ارایه نمایند.
واحد آموزش معاونت فرهنگی
مقدمه
برای هر عملی آدابی است که با رعایت آن ارزش عمل و میزان تأثیرگذاری و ماندگاری آن بیشتر می شود. زیارت هم در جایگاه یکی از اعمال عبادی آدابی دارد.[۱] در متون اسلامی، آداب متعددی برای زیارت بیان شده است[۲] که آنها را می توان به آداب پیش از زیارت، حین زیارت و پس از زیارت تقسیم کرد. بخشی از این آداب مستحبات زیارت اند. بعضی فقها معتقدند علت اشاره روایات به پاداش های متفاوت زیارت معصومین: این است که زائران از جهت رعایت آداب زیارت یکسان نیستند.[۳] در روایات معصومان: و دستورالعمل ها برای زیارت آنان به شماری از این آداب اشاره شده است: محمد بن مسلم می گوید به امام صادق7 عرض کردم: آیا هنگامی که برای زیارت جدتان، امام حسین7، خارج می شویم در حال حجیم؟ حضرت فرمود: بله. عرض کردم: آیا آنچه برای حاجی لازم است برای ما هم لازم است؟ حضرت فرمود: مرادت از آنچه برای حاجی لازم است چیست؟ عرض کردم: منظورم آدابی است که حاجی باید رعایت کند. فرمود: «بر تو لازم است خوش رفتاری با همراهان؛ لازم است کم سخن بگویی، مگر به نیکی سخن گفتن؛ زیاد پروردگارت را یاد کنی؛ نظافت لباست را حفظ کنی؛ قبل از رسیدن به حائر حسینی غسل کنی؛ رعایت خشوع کنی؛ بسیار بر پیامبر و آل او درود بفرستی؛ از گرفتن آنچه برای تو نیست بپرهیزی؛ چشمانت را [از حرام] بپوشانی؛ به برادران نیازمندت کمک کنی؛ هنگامی که در راه مانده اند یاری خواستند یاری برسانی؛ تقیه را که قوام دین است رعایت کنی؛ پرهیزگاری از آنچه از آن نهی شده ای و از دشمنی، قسم خوردن و جدال کردنی که موجب قسم شود بپرهیزی؛ وقتی چنین کردی حج و عمره تو کامل است».[۴] افزون بر منابع روایی و مزارات، برخی فقها نیز در کتب فقهی خود به شمارش آداب زیارت پرداخته اند که از جمله آنها می توان به شهید اول در الدروس،[۵] فیض کاشانی در النخبه[۶] و علامه مجلسی در کتاب شریف بحار الانوار[۷] اشاره کرده اند. علامه امینی نیز در الزیارة برخی آداب زیارت در منابع اهل سنت را آورده است.[۸] میان علمای اهل سنت، خفاجی در شرح الشفاء قاضی عیاض به شمارش بعضی آداب زیارت رسول خدا9، و همچنین امام محمد غزالی به بیان برخی آداب زیارت پرداخته اند.[۹] همچنین جمال الدین عبدالله فاکهی مکی شافعی (م. 972ق) در حسن التوسل فی آداب زيارة افضل الرسل 74 ادب برای زیارت رسول خدا9 آورده است.[۱۰] شیخ آقابزرگ طهرانى در الذريعة إلى تصانيف الشيعة تصریح مى کند که بیش از سیصد کتاب در باب زیارات نوشته شده است. ما در این اثر تلاش کرده ایم به زیارت از زوایای مختلف توجه، و سرفصل های مربوط به این موضوع را در هشت درس تدوین کنیم: در درس اول به تعریف مفاهیم دخیل در موضوع (مانند آداب، زیارت، اسرار و زیارتنامه) می پردازیم و انواع زیارتنامه ها در دو قسم مأثور و غیر مأثور را معرفی می کنیم. در بحث کلیات به جایگاه زیارت در ادیان هندو، بودیسم، یهود و مسیحیت می پردازیم و مشروعیت زیارت را از منظر اسلام بررسی می کنیم. سپس ضمن بررسی اهداف زیارت در چند محور، فواید و نتایج مادی و معنوی زیارت را توضیح می دهیم و در پایان منابع مزارات و زیارتنامه ها را شناسایی می کنیم. در درس دوم با عنوان جایگاه زیارت در اسلام به اهمیت آن در قرآن و از دیدگاه فریقین می پردازیم و دیدگاه اهل سنت را از سه منظر روایات، ائمه چهارگانه اهل سنت و فقهای اهل سنت بررسی، و استحباب زیارت در این مذهب را شناسایی می کنیم. اهل سنت به استحباب زیارت رسول خدا9 و مؤمنان به عنوان یکی از بهترین حسنات جهت تقرب فتوا داده اند. از منظر شیعه هم روایات و دیدگاه فقها بر جایگاه عظیم زیارت دلالت، و بر استحباب زیارت، حتی قبور مؤمنان، تأکید می کند. در درس سوم و چهارم به آداب زیارت اعتاب مقدسه می پردازیم. آداب زیارت به سه محور پیش از زیارت، حین زیارت و پس از زیارت تقسیم می شود.
آداب پیش از زیارت عبارت اند از: اخلاص در عمل و دوری از ریا، پوشیدن لباس پاک و خوش بو، غسل زیارت و داشتن طهارت هنگام زیارت، حرکت با وقار و طمأنینه و خضوع و خشوع به سوی حرم و گفتن ذکر و صلوات هنگام ورود به حرم، خواندن اذن ورود و ورود با پای راست. آداب حین زیارت عبارتند: روبه روی قبر و ضریح معصوم و پشت به قبله ایستادن و زیارتنامه های مأثور را خواندن و در صورت امکان ضریح را بوسیدن، خواندن نماز زیارت برای معصومان و نماز هدیه برای امامزادگان، دعا کردن برای خود و دیگران و زیارت کردن به نیابت از دیگران و زیارت وداع هنگام بازگشت به وطن. آداب پس از زیارت عبارت اند از: حفظ آثار معنوی و تحولات روحی بر اثر زیارت و بازگو نکردن سختی های سفر و ناملایمات رسیده از همسفران به منظور زنده ماندن عشق به زیارت آن اماکن مقدس در دل ها.
معارف اعتقادی و عبادی، اخلاقی - عرفانی بخش دیگری از اسرار زیارت است که در درس پنجم به آنها می پردازیم. اسرار اعتقادی زیارت عبارتند از: توحیدباوری، معادباوری، اقرار به رسالت انبیای الهی و نبوت رسول اکرم9 و پیروی از امامان منتخب از خاندان نبوت. زیارت در بطن خود همراه با عمل به فروع دین یعنی نماز، زکات، امر به معروف و نهی از منکر و انس با قرآن است که از آنها به اسرار عبادی زیارت تعبیر می شود. زیارت برای پاکسازی درون و اصلاح نفس، خروج از غفلت ها و رسیدن به قرب پروردگار است و عرفان واقعی، که همان تسلیم و رضاست، در زیارت محقق می شود. معارف عاطفی - روانی و سیاسی - اجتماعی از دیگر اسرار زیارت است که در درس ششم بررسی می شود. زیارت عواطف انسانی را تحریک می کند و رقت قلب می آورد و سبب تخلیه هیجانات روانی می شود و زائر را در جهت بهداشت روانی هدایت می کند. زیارت اسرار سیاسی - اجتماعی نیز دارد و تجدید عهد زائر با مزور است تا در مسیر او حرکت کند. زیارت در زائر انگیزه و شور می آفریند تا مزور را بهتر بشناسد و با اهداف او بیشتر آشنا شود و به بلوغ و شعور سیاسی برسد. آشنایی با اسرار اجتماعی زیارت و ریشه های فرهنگ دینی و تمدنی خود و آموزش مهرورزی به دیگران و پالایش، انتقال، ارتقا و تغییر آداب اجتماعی از مباحثی است که در پی خواهد آمد. از آنجا که هر عمل پسندیده ای می تواند به آسیب هایی ناخواسته دچار آید و کارآیی خود را از دست دهد، زیارت هم دچار آسیب هایی می شود که در درس هفتم در دو بخش آسیب ها در ماهیت زیارت و آسیب های پدید آمده هنگام زیارت بررسی می شود. شبهه شناسی زیارت و پاسخ به این شبهات و آسیب شناسی عزاداری در درس هشتم خواهد آمد؛ شبهاتی مانند: چرا زیارت باید پیاده باشد، در حالی که وسایل نقلیه فراوان است؟ چرا درآمد جامعه باید صرف تکرار زیارت شود و در جهت رفع محرومیت ها هزینه نشود؟ چرا شیعیان به گرد حرم ائمه خود طواف می کنند؟ چرا اربعین یک روزه را به یک هفته توسعه می دهید؟ همچنین آسیب های راه یافته به عزاداری ها (مانند قلاده بستن به خود، ذکر مصیبت های دروغین، زبان حال هایی که با هیچ قرینه ای تأیید نمی شود و گرایش به بیان احساسات و خالی شدن از شناخت و معرفت) در درس هشتم بررسی می شوند.
درس اول:مفاهیم و کلیات
اهداف درس انتظار می رود با مطالعه این درس: 1. با تعریف لغوی و اصطلاحی آداب، زیارت و اسرار آشنا شویم. 2. ارکان زیارت را بشناسیم. 3. جایگاه زیارت را در ادیان بشناسیم. 4. بدانیم زیارت در اسلام مشروعیت دارد. 5. با اهداف و فلسفه زیارت آشنا شویم. 6. از فواید و نتایج زیارت آگاه شویم. 7. زیارتنامه های مأثور و غیر مأثور را بشناسیم. 8. با مهم ترین منابع زیارت آشنا شویم.
1. مفهوم شناسی
الف) آداب
یک- تعریف لغوی «آداب» جمع «ادب» در لغت به معانی مختلف مانند حسن خلق، انجام خوبی ها و ریاضت نفس[۱۱] آمده است. همچنین ادب را ادب گفته اند؛ چون مردم را به سوی امور پسندیده تأدیب می کند و از امور قبیح نهی می کند.[۱۲]
دو- تعریف اصطلاحی در تعریف اصطلاحی ادب اختلاف بسیاری وجود دارد؛[۱۳] اما یک مفهوم کلی که از همه این تعاریف برداشت، و در مقام تعریف ادب ارائه می شود عبارت است از: حفظ حد و اندازه هر چیز و تجاوز نکردن از آن؛ به گونه ای که فرد با رعایت آن خود را از سرزنش حفظ می کند. فعل با این شکل و هیئت را مؤدبانه مى نامند. در این اثر آداب به مجموعه دستورالعمل ها و توصیه هایی گفته می شود که شارع مقدس رعایت آنها را هنگام زیارت اولیای خدا مستحب شمرده است و سبب کمال عمل و تأثیرگذاری بیشتر زیارت می شود. بسیاری از آداب اجتماعی به زمان بستگی دارند و درون فرهنگْ تکامل یا حتی تعادل می یابند. آداب مناسب در یک فرهنگ ممکن است در فرهنگ دیگر ناپسند یا تعجب آور باشد؛ مثلاً از آداب تلاوت قرآن میان مسلمانان این است که مؤدبانه رو به قبله بنشینند؛ اما در مسیحیت از آداب تلاوت انجیل این است که بایستند؛ اما آداب زیارت برگرفته از دستورهای شارع مقدس است و زمان و تحولات اجتماعی تأثیری در آن ندارد. ب) زیارت یک- تعریف لغوی «زیارت» در لغت مصدر ماده «زارَ، یَزورُ» به معنای قصد کردن و دیدار کردن است.[۱۴] در ریشه این واژه، مفهوم میل و عدول نهفته است؛[۱۵] گویى زیارت کننده از دیگران روى گردانده و به سوى زیارت شونده تمایل و قصد کرده است.[۱۶] واژه «زائر» اسم فاعل این ماده و به معنای مطلق زیارت کننده، و «مزور» اسم مفعول آن و به معنای مطلق زیارت شونده ، و «مزار» اسم مکان و به معنای مطلق زیارتگاه است. ماده زیارت در قرآن کریم تنها یک بار به کار رفته است: (حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ)؛[۱۷] «تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید»؛ ولی در روایات کاربرد فراوانی دارد. زیارت نوعی عبادت است و ویژگی اعمال عبادی، یعنی قصد تقرب زائر، در آن شرط است.[۱۸] دو- تعریف اصطلاحى زیارت مفهوم اصطلاحى معمولاً در ساحت علمى و دینى یا در باور و فرهنگ عرفى مطرح مى شود و فراتر از معناى لغوی است؛ چنان که در خصوص زیارت چنین است. زیارت اصطلاحی دینى است و مفهوم آن همواره بار دینى داشته و با قصد آیین گزار همراه بوده است. ازاین رو بعضی صاحب نظران زیارت را این گونه تعریف کرده اند: زیارت قصد کردن کسی یا چیزی با گرایش قلبى و انس روحى است.[۱۹] در حدیثی آمده است: «تَزَاوَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَذَاكَرُوا أَمْرَنَا وَ أَحْيُوهُ»؛[۲۰] «یکدیگر را زیارت و ملاقات، و امر ما را یاد و احیا کنید». با توجه به تعریف ارائه شده، زیارت از سه رکن تشکیل شده است: اول، زائر: شخصى که میل و گرایش به چیزى یا کسى دارد. دوم، مزور یا زیارت شونده: شخص یا شیئی مقدس (مانند خداوند، رسول خدا٩، خاندان ایشان، سایر انبیای الهی، مؤمنان) یا اشیا و اماکن مقدس (مانند کعبه، مسجد و مقامات مرتبط با اولیای الهی)؛ چنان که در ادعیه می خوانیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِكَ ».[۲۱] یا در ادعیه ماه رمضان می خوانیم: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَیْتَنِی فِی یُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِیَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِی مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِیمَةِ وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِیفَةِ وَ زِیَارَةِ قَبْرِ نَبِیِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.[۲۲] خدایا حج خانه محترمت را روزیم گردان در این سال و در هر سال تا وقتی که زنده ام در حالی که در آسانی از جانب تو هستم و دارای عافیت و روز فراوانم. من را از این توقفگاه های محترم و مشاهد شریف محروم نساز و زیارت قبر پیامبرت را که درود خدا بر ایشان و آلش باد روزیم گردان. سوم، گرایش قلبى: خصیصه اى نفسانى که با تکریم و تعظیم و انس گرفتن با مزور همراه است. روشن است که هر یک از این ارکان سه گانه اگر مختل شود، زیارت تحقق نمى یابد. در این تحقیق مقصود ما از مزور تنها معصومان :، و مراد از زائر نیز فقط زیارت کنندگان این بزرگواران، و مقصود از مزار و زیارتگاه نیز تنها حرم مطهر این اولیای الهی - و نه حتی کعبه - است. ج) اسرار «سرّ» (جمع آن «اسرار») به معناى چیزى پوشیده و نهان است[۲۳] و از آن جهت که «حکمت و چرایی» احکام معمولاً مستور است، به آن «سر» می گویند.[۲۴] بنابراین کاربرد سرّ به جهت پنهان بودن حکمت هاست. گاهی به جای اسرار از کلمه «فلسفه» و «علت» هم استفاده می شود: یک، فلسفه: [۲۵] در بحث حاضر فلسفه به معناى «حکمت» احکام و پرداختن به غرض ها و فواید تشریع یک حکم است. دو، علت: علت سبب یک چیز به صورت سبب تام یا سبب ناقص است. در موضوع فلسفه و اسرار حج اگر از «علت» سخن به میان می آید، مقصود علت ناقصه است.[۲۶] د) زیارتنامه زیارتنامه های معصومان: و فرزندان آنان (امامزادگان) به دو دسته تقسیم می شوند: زیارتنامه های مأثور و زیارتنامه های غیر ماثور. یک- زیارتنامه مأثور زیاراتی که از معصومان: نقل شده است را زیارات مأثور می نامند. «أثَرَ الحدیث» به معنای نقل کردن حدیث و روایت، و «أثَرَ» به معنای نقل کرده است، می باشد.[۲۷] در منابع روایی در ابواب مختلف بر خواندن ادعیه، اذکار و زیارتنامه های مأثور تصریح شده است.[۲۸] عبدالله بن سنان می گوید امام صادق7 فرمود: به زودی با شبهه هایی مواجه می شوید که نه نشانه ای وجود دارد که راه را به شما نشان دهد و نه رهبر هدایتگری که دست شما را بگیرد و از شبهه بیرون بیاورد. [در آن زمان] کسی از این شبهات نجات پیدا نمی کند، مگر کسی که دعای غریق را بخواند. از حضرت سؤال کردم که دعای غریق چیست؟ حضرت فرمود: این دعا را بخوان: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ». من همانجا دعا را تکرار کردم و گفتم: «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ» [کلمه «الابصار» را به آن اضافه کردم]. حضرت فرمود: شکی نیست که خدا مقلب القلوب و الابصار است؛ ولی همان طور که گفتم تکرار کن.[۲۹] شاید تصور شود اضافه کردن «و الأبصار» به دعا نامربوط نیست؛ اما باید توجه کرد که ارتباط لفظ با هدف یکی از موضوعات مهمی است که اهل بیت به آن آگاه بودند. در دعایی که امام مطرح می کند هدایت و رفع شبهه منظور است. ایشان فرمود: درست است که خدا مقلب القلوب و الابصار است و هم دل ها و هم چشم ها را می گرداند و این طرف و آن طرف می کند؛ اما هنگام شبهه دل سرگردان می شود، نه چشم. باید همان را که امام گفته است بگویی تا به آنچه نیاز داری برسی. بنابراین در زیارت های مأثور از ائمه باید دقیقاً همان قالب رسیده از آنها را مراعات کرد و حتی یک واو پس و پیش نکرد. حفظ قالب چنان مهم بوده که محدثان نسخه بدل را - در صورت وجود - کنار متن اصلی می نوشته اند تا از نقل معصومان: تخلف نکنند. فقها هم به خواندن زیارتنامه های مأثور توصیه کرده اند؛ چنان که فیض کاشانی در مفاتیح الشرایع می گوید: «و أن یزور بالمأثور، و یكفی التسلیم و الحضور».[۳۰] وی همچنین در کتاب النخبه می گوید: «و یزور بالمأثور سیما الجامعة، و یكفی الحضور و التسلیم».[۳۱] صاحب جواهر در نقد کلام شهید ثانی در آداب ورود به مسجدالنبی و زیارت رسول خدا9 (و یسلم علیه و یزوره بالمأثور أو بما حضور؛ بر مزور سلام می کند و با مأثور و یا آنچه حضور ذهن دارد او را زیارت می کند) می گوید: بر تو پوشیده نماند که استفاده کردن از زیارات مأثور در کیفیت زیارت رسول خدا9 جامع تر است.[۳۲] زیارات مأثور به چند دسته تقسیم می شود. به یک اعتبار می توان زیارات را به مطلقه و خاصه تقسیم کرد. زیارات مطلقه (غیر موقته) زیاراتی است که برای زیارت در زمان خاصی وارد نشده است؛ مثلاً برای امیرالمؤمنین7 پنج زیارت مطلقه نقل شده است؛ اما زیارات مخصوصه (موقته) زیاراتی است که برای زیارت معصوم در زمان خاصی وارد شده است؛ مانند زیارت امیرالمؤمنین7 در روز غدیر[۳۳] و زیارت امیرالمؤمنین7 در روز میلاد رسول خدا9،[۳۴] همچنین زیارت مخصوص امام حسین7 در روز نیمه شعبان[۳۵] یا زیارت اربعین مخصوص زیارت امام حسین7 در روز اربعین.[۳۶] به اعتبار دیگر می توان زیارات را به زیارت خاص و زیارات مشترک تقسیم کرد. زیارت خاص زیارتی است که با آن معصوم خاصی زیارت می شود؛ اما زیارت مشترک زیارتی است که همه معصومان: را می توان با آن زیارت کرد؛ مثلاً زیارت عاشورا و زیارت وارثْ مخصوص امام حسین7، و زیارت آل یاسین مخصوص امام عصر/ است؛ اما زیارت جامعه کبیره یا زیارت امین الله را می توان در زیارت هر یک از ائمه خواند. . دو- زیارتنامه غیر مأثور بخشی از زیارتنامه های موجود زیارتنامه های غیر مأثور است؛ یعنی متن این زیارت از معصوم صادر نشده است، بلکه علما با توجه به شخصیت مزور از محتوا و متن زیارتنامه های مأثور بهره گرفته اند و زیارتنامه ای انشا کرده اند؛ مثلاً شیخ صدوق می گوید: بعد از زیارت رسول خدا9 در مدینه در مکان روضةالنبی، حضرت زهرا 3 را با این زیارتنامه زیارت کردم و هر چه گشتم زیارتنامه ای برای ایشان نیافتم. بنابراین خوب است با این زیارتنامه ای که انشا کردم حضرت زیارت شود.[۳۷] زیارتنامه های امامزادگان، جز معدودی، از زیارتنامه های غیر مأثورند. 2. کلیات الف) جایگاه زیارت در ادیان زیارت رسمى دیرینه است که در همه ادیان و مذاهب وجود داشته است و اگرچه ممکن است در آداب و روش ها گاه متفاوت شود، چون برانگیخته از فطرت آدمى و با انگیزه اى درونى است، امری مقدس و ارزشمند محسوب می شود. در اینجا به پیشینه زیارت در بعضی ادیان و مذاهب اشاره می کنیم: یک- زیارت در هندو زیارت در مذهب هندو پیشینه ای بلند دارد و براى آن آدابى، همچون شست وشوى بدن پیش از زیارت و عطرآگین کردن خود و پوشش مخصوص براى زنان، مقرر است. بزرگ ترین معابد و زیارتگاه هاى هندوها در شهر بنارس میلیون ها زائر را به سوى خود جلب مى کند و در شهر امریت سر، که معبد طلایى معروف در آن قرار دارد تشریفات زیارت دیدنى است.[۳۸] دو- زیارت در تائوئیسم و بودیسم در تاریخ چین کهن، تائوئیست ها و بودایی ها بر فراز کوه ها معابدی برای زیارت می ساختند که بعدها به مراکز مهم حج برای پیروان این ادیان بدل شد. افزون بر این در آیین بودا معابد بزرگ و جدیدی وقف زیارت شده و صدها سال است زائران بسیاری برای برپایی مراسم زیارت ویژه بوداییان نه تنها از چین بلکه از ژاپن، مغولستان، مانچوریا، آسیای میانه و هندوستان به این مکان می آیند. در مراسمی که در پاییز برگزار می شود، زائران با لباس های زرد و قرمز بر تن و چوب های بخور و کاسه ها در دست به زیارت می آیند. آنها در طول این مسافرت طولانی توبه می کنند و هنگام رسیدن به محل زیارتگاه خود را شست وشو می دهند و وارد معبد می شوند. ایشان این عبادت و ریاضت را تا زمان برگشت به سرزمین های خود، ادامه می دهند.[۳۹] سه- زیارت در یهود تورات تمام مردان یهود را وادار می کرد که هر سال سه بار در قدس، بارگاه یهوه، حضور یابند و آن را در سه عید فسح (فتیر)،[۴۰] چاوت (هفته ها)[۴۱] و سوکوت (سایبان ها)[۴۲] زیارت کنند. مکان هایی که در آیین یهود زیارت می شوند عبارتند از: 1. مکان های پدید آمده در قدس و اطراف آن که ویژگی های تاریخی دارند و در تاریخ کتاب مقدس ذکر شده اند. 2. مقبره دانشمندانی که نام هایشان در تلمود و کابالا آمده و عموماً در «جلیله» واقع شده اند. 3. مراکز مختلفی در اسرائیل که برای دانشمندان (محل های زندگی یهودیان خارج از فلسطین) و زاهدان نذر شده است. در قدس دیوار ندبه (گریه) - که به اعتقاد آنها باقی مانده معبد سلیمان است - از مکان های مهم زیارتی است. افزون بر قدس، مکان های زیارتی دیگری وجود دارد که یهودیان به زیارت آن می روند.[۴۳] چهار- زیارت در مسیحیت مسیحیان اولیه نیز مانند یهودیان معبد قدس را زیارت می کردند.[۴۴] با این حال کلیسا می خواست معبد تازه ای بسازد. کلیسایی کوچک در نزدیکی محل تجمع شاگردان حضرت مسیح در قدس وجود داشت (خانه ای که پس از عروج مسیح به آسمان در آن جمع می شدند) که بعدها کلیسای سیون[۴۵] و زیارتگاه زائران مسیحی شد. همچنین غاری در بیت اللحم (محل تولد مسیح) و مکان به صلیب کشیده شدن آن حضرت زیارتگاه مسیحیان بوده است. در کنار زیارت قدس، زیارت بارگاه ها و حتی راهبانی که در معابد زندگی می کردند نوعی زیارت محسوب می شد. پراکندگی خاستگاه های زیارت در مسیحیت شرقی از فلسطین، محل تولد و تبلیغ مسیح، آغاز می شود و تا مصر، مهد زندگی عبادی عیسی7، ادامه می یابد.[۴۶] ب) مشروعیت زیارت در اسلام قرن هاست مسلمانان به زیارت قبور پیامبران، جانشینان آنها و مؤمنان می روند و کنار قبور آنها دعا می کنند و برای ایشان رحمت و مغفرت الهی می طلبند. این سنت حسنه میان همه فرق مسلمان مشروع شمرده می شود و ادله مختلفی برای جواز آن اقامه شده است. روایات بسیاری از رسول خدا9 در منابع فریقین دال بر جواز زیارت است. در منابع اهل سنت از رسول خدا9 روایت شده است که فرمود: «مَنْ زَارَنِي مُتَعَمِّدًا كَانَ فِي جِوَارِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛[۴۷] «کسی که من را با قصد زیارت کند در روز قیامت در کنار من خواهد بود». ایشان در روایت دیگری فرمود: «مَنْ زَارَنِي بِالمَدِينَةِ مُحْتَسِباً كُنْتُ لَهُ شَهِيداً وَ شَفيعاً يَومَ القِيامَةِ»؛[۴۸] «کسی که من را در مدینه با قصد قربت زیارت کند، من در روز قیامت شاهد و شفیع او خواهم بود». در منابع شیعه هم با همین مضامین روایاتی نقل شده است؛ چنان که امام صادق7 از پدرانش از علی7 روایت می کند که رسول خدا9 فرمود: مَنْ زَارَ قَبْرِی بَعْدَ مَوْتِی كَانَ كَمَنْ هَاجَرَ إِلَیَّ فِی حَیَاتِی فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوا فَابْعَثُوا إِلَیَّ السَّلَامَ فَإِنَّهُ یَبْلُغُنِی.[۴۹] کسی که من را بعد از مرگم زیارت کند مانند کسی است که در حال حیاتم به سوی من هجرت کرده است. پس اگر توانایی زیارت من را نداشتید به سوی من سلام بفرستید. سلام شما به من خواهد رسید. امام صادق7 همچنین از رسول خدا9 روایت می کند که فرمود: مَنْ أَتَانِی زَائِراً كُنْتُ شَفِیعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ أَتَى مَكَّةَ حَاجّاً وَ لَمْ یَزُرْنِی بِالْمَدِینَةِ فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ جَفَانِی جَفَوْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.[۵۰] کسی که به قصد زیارت نزد من آید شفیع او در قیامت خواهم بود و کسی که به مکه برای حج بیاید و من را در مدینه زیارت نکند به من جفا کرده است و کسی که به من جفا کند در روز قیامت به او جفا خواهم کرد. ایشان همچنین فرمود: مَن زَارَنِی بَعدَ مَمَاتِی كَانَ كَمَن زَارَنِی فِی حَیاتِی، وَمَن زَارَنِی فِی حَیَاتِی كَانَ فِی جِوارِی یَومَ القِیَامَةِ.[۵۱] کسی که من را بعد از مرگم زیارت کند مانند کسی است که در حال حیاتم من را زیارت کرده است و کسی که در حال حیاتم من را زیارت کند در روز قیامت در کنار من خواهد بود. ج) اهداف زیارت هدف اصلی و غایی زیارت ارتباط با مزور و کسب تربیت انسانی الهی است که خالق برای تکامل مقرر کرده است. قرب به خدا ی تعالی و رسیدن به مقام جانشینی خداوند در روی زمین و در نهایت رسیدن به چیزی که خداوند از خلقت نوع بشر اراده کرده از اهداف زیارت است. برخی از مهم ترین اهداف زیارت عبارتند از: یک- کسب معرفت در روایات، از معصومان: به «باب الله»[۵۲] تعبیر شده است. زیارت یکی از مصادیق ورود از باب الله است؛ چه زائر بر کسانی وارد می شود که معرفت الله از طریق آنان به دیگران افاضه می شود؛ همان طور که برای ورود به خانه باید از در آن وارد شد، برای رسیدن به معرفت الهی هم باید از باب الله وارد شد. خداوند در قرآن می فرماید: (لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون).[۵۳] کار نیک آن نیست که از پشت خانه ها وارد شوید [آن چنان که در جاهلیت در حال احرام مرسوم بود]، بلکه نیکی این است که پرهیزکار باشید و از در خانه ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید تا رستگار شوید. در شأن نزول این آیه از امام صادق7 روایت شده است که رسول خدا9 فرمود: ای علی، من شهر حکمتم (علمم) و تو دروازه آن شهری. کسی که قصد ورود به این شهر را دارد باید از دروازه آن وارد شود. ای علی، تو دری هستی که باید از آن وارد شد و من باب الله هستم. کسی که من را قصد کند بدون تو به من نمی رسد و کسی که به سوی غیر من رود [به هدف] نمی رسد. کسانی که اطراف حضرت بودند به یکدیگر گفتند: منظور حضرت چیست؟ از قرآن در این مورد سؤال کنید. خداوند این آیه را نازل کرد: «لَيْسَ الْبِرُّ» تا آخر آیه.[۵۴] بنابراین اگر ایشان نبودند، باب معرفت خدا مسدود بود. هر کس بخواهد مورد توجه خدا ی متعال قرار بگیرد، فقط باید به بندگی خدا و اقرار به مقامات اهل بیت: گردن نهد. این قاعده کلی هیچ جا در عالم خلقت استثنا ندارد.[۵۵] امام صادق7 در پاسخ فردی که پرسید «فَمَا مَعْرِفَةُ اللهِ» فرمود: «مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُه»؛[۵۶] یعنی مردم هر زمان به امام زمان خویش که طاعتش بر آنان واجب است، معرفت پیدا کنند. به تعبیر دیگر از طریق معرفت امام، معرفت اللّه محقق می شود. دو- کسب مجانست و مشابهت با مزور زیارت بهترین فضا و موقعیت زمانی و مکانی را برای تربیت زائر فراهم می کند. بر اساس یکی از نظریه ها درباره نحوه یادگیری بیشترین نوع یادگیری از راه مشاهده است. بر اساس این نظریه یادگیری نه با تشویق کردن و جایزه دادن بلکه از طریق مشاهده رفتار دیگران و الگوگیری ایجاد می شود.[۵۷] امام هادی7 نیز فرمود: کسی که از خانه اش بیرون بیاید و قصدش زیارت حضرت امام حسین7 باشد، پس به فرات برسد و از آن غسل کند، خداوند متعال او را از رستگاران می نویسد و وقتی بر اباعبدالله الحسین7 سلام دهد او را از فائزین قلمداد می کند و وقتی از نمازش فارغ شود فرشته ای نزد او می آید و به او می گوید: «رسول خدا ٩ به تو سلام می رساند و می فرماید: تمام گناهانت آمرزیده شد. پس عمل را از ابتدا شروع کن».[۵۸] بدون تردید اماکن مقدس سالم ترین محیط برای تربیت است. قرآن کریم خطاب به حضرت موسی7 می فرماید: (فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى)؛[۵۹] «کفش هایت را بیرون آر. تو در سرزمین مقدس طوی هستی». حرم مطهر اهل بیت: یکی از مصادیق اکمل وادی مقدس است.[۶۰] در زیارتنامه های معصومان: اسوه های برگزیده به زائر معرفی می شود. در فرازهای ابتدایی بعضی زیارتنامه ها به معرفی مزور از بعد خانوادگی پراخته، و در ادامه به ویژگی های شخصیتی، رفتاری و اخلاقی معصومان: اشاره می شود و پس از تبیین شایستگی آنان برای اسوه بودن به درس های تربیتی، که از زیارت آنان می توان گرفت، پرداخته می شود؛[۶۱] چنان که در زیارت امیرالمؤمنین7 می خوانیم: «اَلسَّلامُ عَلَی قُدْوَةِ الصِّدِّيقِينَ وَ إِمَامِ الصَّالِحِينَ المَعصومِ مِنَ الزَّلَلَ »؛[۶۲] «سلام بر اسوه راستگویان و پیشوای صالحان که معصوم از لغزش است». زیارت - اگر با آداب و شرایط همراه باشد - در پایان نوعی مجانست در اخلاق و صفات به زائر عطا می کند که به همانندسازی با آنها می پردازد: در تربیت، تغییر موقعیت یکی از آخرین مراحل در نظر گرفته می شود[۶۳] که نقش مهمی در اصلاح و تربیت دارد. صاحب نظران تعلیم و تربیت برای اصلاح رفتار های ناهنجار متربیان تغییر فضای تربیتی را به عنوان آخرین مرحله پیشنهاد می کنند؛ مانند تغییر مدرسه، تغییر محله و تغییر شهر محل سکونت. ازاین رو بزرگان اخلاق[۶۴] به افرادی که به هیچ وسیله ای اصلاح نمی شدند زیارت امام حسین7 را پیشنهاد می دادند. سه- دریافت فیض الهی یکی دیگر از اهداف زیارت با آداب خاص آن پرورش اعتقاد به واسطه فیض بودن مزور برای زائر و طلب حاجت از خدا به واسطه مزور است. در منابع روایی درباره وجود مبارک امام عصر/ آمده است: او وسیله اتصال از زمین به سوی آسمان است. او آن حقیقتی است که اولیا به سوی او متوجه می شوند. او آن ولی است که به برکت او عالم روزی می خورد و به بقای او دنیا باقی است و به برکت وجود او زمین و آسمان ثبوت پیدا کرده است.[۶۵] قرآن کریم از این واسطه های فیض به «وسیله» تعبیر می فرماید: (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ)؛[۶۶] «ای کسانی که ایمان آورده اید از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجویید». مقصود از وسیله چیزی غیر از عمل صالح است؛ زیرا در ابتدا می فرماید اهل تقوا باشید. عمل صالح از مصادیق تقواست. در روایات، پیامبر9 و اهل بیت: وسیله و واسطه بیان شده اند.[۶۷] رسول اکرم9 فرمود: «نَحْنُ الْوَسِيلَةُ إِلَى اللهِ وَ الْوُصْلَةُ إِلَى رِضْوَانِ الله »؛[۶۸] واسطه و وسیله فیض بودن اهل بیت: تفاسیر مختلفی دارد؛ از جمله: - وساطت به معنای شفاعت؛ - وساطت به لحاظ علت غایی خلقت؛ - وساطت در سلسله طولی علل متوسطه فاعلی. مبدأ افاضه فیوضات در عالم تنها خداوند سبحان است؛ اما رسول خاتم٩، که فرد اکمل انسان است، واسطه در افاضه این فیوضات است و به واسطه نور او وجودات و حقایق در عالم ظهور و بروز پیدا می کند. در نظام هستی، مراتب بالا واسطه مراتب پایین اند و واسطه آن است که به اذن پروردگار مأمور اجرای امر است؛ چنان که امیرالمؤمنین7 فرمود: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا»؛[۶۹] «ما ساخته دست پروردگارمان هستیم و مردم بعد از آن ساخته مایند». این روایت بیان این حقیقت است که معصومان: واسطه فیض وجودند؛ یعنی ایشان فیض الهی را بدون واسطه دریافت می کنند و دیگران در حیطه وجودی آن بزرگواران از فیض الهی بهره مند می شوند. در این میان زیارت ارتباط با این واسطه های فیض را میسر می کند. همچنین در زیارت امیرالمؤمنین7 در روز عرفه چنین می گوییم: أَنْتُمْ أَهْلُ بَیْتٍ یَسْعَدُ مَنْ تَوَلَّاكُمْ وَ لَا یَخِیبُ مَنْ أَتَاكُمْ وَ لَا یَخْسَرُ مَنْ یَهْوَاكُمْ وَ لَا یَسْعَدُ مَنْ عَادَاكُمْ وَ لَا أَجِدُ أَحَداً أَفْزَعُ إِلَیْهِ خَیْراً لِی مِنْكُمْ... .[۷۰] شما خاندانی هستید که دوستدار شما سعادتمند می شود و کسی که به سوی شما بیاید خسران نمی بیند و روی آورنده به سوی شما ضرر نمی کند و دشمن شما هیچ گاه سعادتمند نمی شود و کسی را نمی یابم که در پناه بردن به او بهتر از شما برای من باشد. د) فواید و نتایج زیارت آنچه زائر بر اثر زیارت به آن خواهد رسید را می توان در چند محور مهم و اساسی بیان کرد: یک- ادای مزد رسالت قرآن کریم از قول رسول خدا9 می فرماید: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى)؛[۷۱] «بگو: من هیچ گونه اجر و پاداشی از شما بر این دعوت درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم)». یکی از راه های ادای حق رسول خدا9 زیارت ایشان و خاندان مطهرشان است؛ چنان که امام رضا7 فرمود: «هر امامی بر گردن پیروان خود حقی دارد و از تمام وفای به این حق زیارت امام توسط پیروان او می باشد».[۷۲] دو- اعلان تولی و تبری و پذیرش ولایت الله اگر برائت از دشمنان خدا و رسول خدا9 و خاندان پیامبر واجب است (که واجب است)، مسلمانان باید آن را در رفتار خود ظهور و بروز دهند. زیارت یکی از مصادیق بارز عملی است که تولی و تبرای زائر را نشان می دهد؛ چنان که امام باقر7فرمود: «تَمامُ الحَجِّ لِقاءُ الاِمام».[۷۳] نیز در روایتی دیگر فرمود: «اِنمَا اُمُرُوا اَن یَطُوفُوا بِهَذه ِالاَحجَار ِثُم یَاتُونَا فَیُعَلِمُونا وِلَایتَهُم»؛[۷۴] «جز این نیست که این مردم مأمور شده اند که گرد این سنگ ها طواف کنند. سپس نزد ما بیایند و ولایتشان را به ما اعلام کنند». کسی که به حج اکتفا کند و اعلام ولایت نکند نتوانسته به طور کامل وارد دایره ولایت الهی شود. سه- رسیدن به قرب پروردگار زیارت ائمه معصوم: زائر را به زیارت پروردگار - که همان قرب الهی است - می رساند. اباصلت هروی می گوید: به امام رضا7 عرض کردم: ای پسر رسول خدا، نظر شما درباره این روایت چیست: «أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّةِ»؛ «مؤمنین از منازلشان در بهشت پروردگارشان را زیارت می کنند». امام رضا7 فرمود: ای اباصلت، خداوند تبارک و تعالی برتری داد محمد9 را بر جمیع خلقش از پیامبران و ملائکه و طاعت او را طاعت خود، و متابعت او را متابعت خود قرار داد و زیارت او را در دنیا و آخرت زیارت خود شمرد و فرمود: کسی که پیامبر را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و فرمود: کسانی که با تو بیعت می کنند. با خدا بیعت می کنند، دست خدا بالای همه دست هاست و پیامبر خدا9 فرمود: کسی که من را در حیاتم یا بعد از مرگم زیارت کند مانند آن است که خدا را زیارت کرده است. درجه پیامبر9 در بهشت بالاترین درجه است. پس کسی که از منزلش ایشان را در درجه اش در بهشت زیارت کند مانند آن است که خدا را زیارت کرده است.[۷۵] در حقیقت زیارت معصوم واسطه رسیدن به زیارت خداست و وقتی زیارت معصوم با شرایط خاص آن حاصل شود زیارت پروردگار محقق شده است. چهار- تربیت زائر زیارت می تواند زائر را در جهت شناختی، رفتاری و عاطفی تربیت کند و نگاه او را به جهان و عوامل مؤثر در آن تغییر دهد. در زیارت امام حسین7 آمده است: أَنْقَلِبُ عَلَى مَا شَاءَ اللَّهُ، لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، مُفَوِّضاً أَمْرِی إِلَى اللَّهِ، مُلْجِئاً ظَهْرِی إِلَى اللَّهِ، مُتَوَكِّلًا عَلَى اللَّهِ، وَ أَقُولُ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ كَفَى.[۷۶] بازمی گردم به آنچه خواست خداست. حول و قوه ای نیست، جز قدرت پروردگار. امورم را به خدا واگذار می کنم به خدا پناه می برم و بر خدا توکل می کنم و می گویم: خدا کفایت کننده است. همچنین زیارت رفتار زائر را با خدا، اولیای خدا و سایر بندگان متحول کند؛ چنان که در زیارت حضرت زهرا 3 آمده است: أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً.[۷۷] هرآینه من راضی هستم از کسی که تو از آن راضی هستی، خشمگینم از کسی که تو از او خشمگینی و برائت می جویم از کسی که تو از او برائت می جویی. دوست دارم آن را که تو دوست داری. دشمن دارم آن کسی را که تو دشمن داری. بغض می ورزم به کسی که مبغوض توست دوستدار کسی هستم که او را دوست داری شهادت خداوند و حساب او و جزای او و ثواب او بر این امر کفایت می کند. افزون بر این زیارت عواطف و هیجانات زائر را متعادل می کند و باعث تخلیه هیجانی می شود. در زیارت امین الله به هر سه بعد شناختی، رفتاری و عاطفی اشاره شده است: خدایا، جان من را به تقدیرت مطمئن گردان. راضی به قضای خود ساز. دلبسته به ذکر و دعای خود نما. دوستدار دوستان برگزیده ات قرار ده. در زمین و آسمانت محبوب گردم و بر نزول بلایت صابر باشم و بر نعمت هایی که تفضل کرده ای شکرگزار، و بر عطایای سرشارت یادکننده، و مشتاق شادمانی دیدارت، و برگزیده توشه تقوا برای روز پاداش دهی ات، و پیماینده راه و رسم اولیایت، و دوری کننده از اخلاق دشمنانت، و روی گرداننده از دنیا به سبب حمد و ثنایت قرار بده.[۷۸] فخر رازی در رساله الزيارة القبور در فواید زیارت می گوید: در زیارت سه فایده به زائر بازمی گردد: یاد مرگ، عبرت گیری از مزور میت و شناخت قدرت پروردگار.[۷۹] نیز سه فایده به مزور بازمی گردد: انتقال صفای زائر به مزور، انتقال صفای مزور به زائر و تجلی کمالات جزئیه ترابیه هر یک در دیگری.[۸۰] هـ) کتابشناسی زیارت آثار بسیاری در زمینه زیارت در قرون اولیه اسلام روایات زیارت و زیارتنامه های وارد شده برای زیارت هر یک ازمعصومان: و فرزندان ایشان را جمع آوری کرده اند. در ادامه به معرفی اجمالی مهم ترین آثار قرون اولیه اسلام تا عصر حاضر می پردازیم: یک- کامل الزیارات کتاب کامل الزيارات تألیف شیخ ابوالقاسم، جعفر بن محمد مشهور به ابن قولویه قمى (متوفى 367ق) است. این اثر ارزشمند با نام های مختلف شناخته می شود؛ چنان که نجاشى از این کتاب به الزيارات، و شیخ طوسی در کتاب فهرست به «جامع الزیارات» تعبیر کرده است.[۸۱] مشهورترین نام این کتاب كامل الزيارة است. به آن كامل الزيارات و كتاب المزار نیز گفته اند؛ ولی در فهرست ها و چاپ های امروز كامل الزيارات نامیده شده است. این اثر از معتبرترین کتاب هاى روایى شیعه است که در طول هزار سال که از زمان نگارش آن مى گذرد پیوسته محل توجه علما و فقهاى شیعه بوده و روایات آن در منابع مهم روایى شیعه نقل، و به آن استناد شده است. این کتاب مجموعه روایاتى از ائمه: درباره شیوه زیارت رسول خدا9 و دیگر امامان و امامزادگان: و ثواب و فضل آن است. دو- کتاب المزار مؤلف کتاب المزار ، ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان عکبرى بغدادى معروف به شیخ مفید (336- 413ق) است. او از فقهای برجسته شیعه در نیمه دوم قرن چهارم هجرى است. این اثر با نام هاى المزار الصغير و مناسك المزار نیز شناخته می شود. شیخ مفید در كتاب المزار مجموعه روایات نقل شده درباره زیارت پیامبر9 و ائمه معصوم: و آداب آن و زیارتنامه های نقل شده برای هر یک از معصومان: را جمع آورى کرده است. این کتاب از معتبرترین منابع زیارتى و دعا به شمار مى آید که علما و بزرگان شیعه به آن اعتماد و استناد کرده اند.[۸۲] سه- مصباح المتهجد و سلاح المتعبد کتاب مصباح المتهجد و سلاح المتعبد تألیف ابوجعفر محمد بن حسن معروف به شیخ طوسى (385- 460ق) است. شیخ طوسى در این کتاب روایات عبادات و زیارات و متن ادعیه و زیارات و بخشى از احکام فقهى مربوط به عبادات را که در طول سال مستحب است جمع آوری کرده است. این کتاب از متون معتبر روایى شیعه به شمار مى آید و از زمان نگارش تا حال پیوسته محل توجه علما و مردم بوده است. علماى بزرگ شیعه نیز آن را خلاصه، ترجمه و شرح کرده و تألیفات فراوانى درباره آن نگاشته اند. کتاب مصباح المتهجد همچنین از منابع مهم کتاب هاى دعا و زیارت و آثار علمای شیعه درباره دعا و زیارت، مانند مصباح كفعمى و اقبال الاعمال سید بن طاووس و مفاتيح الجنان شیخ عباس قمى، است. با توجه به استقبال فراوان از این کتاب شیخ طوسى، به منظور استفاده بهتر عموم از آن، خود تصمیم به خلاصه کردن آن گرفت و نام آن را مصباح المتهجد صغير نهاد. چهار- المزار الکبیر کتاب المزار الكبير اثر ابوعبداللّه محمد بن جعفر بن علی مشهدی حائری معروف به ابن مشهدی (متوفی 610ق) کتابى جامع انواع و اقسام زیارات است که در مشاهد مشرفه معصومان: قرائت مى شود. این کتاب از کتبی است که عالمان بزرگی نظیر سید بن طاووس در مصباح الزائر، عبدالکریم بن طاووس در فرحة الغری و مجلسی در بحار الانوار به آن استناد کرده اند. علامه مجلسی گفته است: «از روایات آن فهمیدم که کتاب معتبری است».[۸۳] پنج- اقبال الاعمال کتاب الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة في السنه، تألیف سیدرضى الدین، على بن موسى بن طاووس حلى (589- 664ق) است. جد هفتم ایشان، محمد بن اسحاق - که به سبب زیبایى و ملاحتش به طاووس مشهور شده بود - از سادات بزرگوار مدینه محسوب مى شد. کتاب حاضر شامل اعمال یازده ماه سال است. اعمال ماه رمضان نیز به دلیل اهمیت این ماه در کتابى دیگر با نام المضمار آمده که مصنف همراه با اقبال آن را در یک مجموعه عرضه کرده است. سید کتاب خویش را به ترتیب ماه هاى سال نگاشته، اما بر خلاف روش معمول، ابتداى سال را ماه مبارک رمضان دانسته است. ابن طاووس در سال 650 هجرى در شصت سالگی در جوار امام حسین7 کتاب اقبال را تألیف کرد و در سال هاى 655 و 656 چند باب به آن افزود.[۸۴] شش- المزار کتاب المزار تألیف شمس الدین محمد بن مکی معروف به شهید اول (۷۳۴ - ۷۸۶ق) - همان گونه که از نامش پیداست - منتخب زیارات، و درباره اعمال و آداب مشاهد مشرفه معصومان: است. این کتاب مشتمل بر دو باب است که ذیل هر باب چندین فصل و یک خاتمه آمده است. باب اول (فی الزیارات) هشت فصل و یک خاتمه دارد و هر فصل به زیارت معصومان دفن شده کنار هم می پردازد. خاتمه باب اول هم دارای چهار فصل است که به زیارات کوتاه و زیارت بعضی شخصیت ها و مؤمنان می پردازد. باب دوم هشت فصل و یک خاتمه دارد. فصول به زیارت مساجد پرداخته و خاتمه هم به زیارت مسلم، هانی و مختار اشاره کرده است. هفت- البلد الأمین و الدرع الحصین کتاب البلد الامین و الدرع الحصین تألیف شیخ تقی الدین ابراهیم بن على عاملى کفعمى (840- 905ق)، برادر شیخ شمس الدین محمد جبعى عاملى، جد شیخ بهایى است. مؤلف در این کتاب آداب واجب و مستحب اعمال عبادی (مانند آداب تخلى، آداب نماز و کفن و دفن میت)، و سپس ادعیه اوقات مختصه و ادعیه ایام هفته، و پس از آن اعمال و ادعیه ماه هاى سال را بیان، و از ماه شریف رجب آغاز کرده است. کفعمى زیارات متعددى براى پیامبر9 و ائمه: ذکر کرده و زیارات ایام مخصوصه را با آداب آن، مانند غسل زیارت، آورده است. هشت- مصباح کفعمى کتاب جُنة الأمان الواقية و جَنة الإيمان الباقيه معروف به مصباح کفعمی تألیف تقى الدین ابراهیم بن على عاملی معروف به کفعمى (840- 905ق) در موضوع ادعیه و زیارات است که پس از البلد الأمين نوشته شده و در حقیقت منتخب و خلاصه اى از آن است. کفعمى کتاب مصباح را در سال 895 هجرى یعنى ده سال پیش از وفات تألیف کرده است. پیش از انتشار مصباح کفعمی مصباح المتهجد شیخ طوسى مقبولیت بسیار بالایی داشت و نسخه ای از آن در اکثر خانه ها یافت مى شد، اما با آمدنِ مصباح کفعمى، مصباح شیخ طوسی نسخ شد. کتاب مصباح پنجاه فصل دارد که بحث زیارات از فصل 41 آن شروع شده و پس از آن ایام سال با ذکر ولادت ها و شهادت هاى ائمه: آمده است.[۸۵] نه- زاد المعاد کتاب زاد المعاد اثر علامه محمدباقر مجلسى، شامل ادعیه و اعمال کثیره وارد شده درباره ایام و لیالى در کتب ادعیه است. علامه این کتاب را در سال 1107 قمری در اواخر عمر شریفشان به زبان عربى نوشتند. در پایان این کتاب، کتاب دیگرى در حاشیه زاد المعاد، تحت عنوان مفتاح الجنان، درباره تعقیبات نمازها و زیارات مختلف درباره ائمه و اعمال مربوط به اماکن مشرفه آنان و دعاهای وارد شده در دفع بعضى امراض و آلام از اهل بیت به سند صحیح چاپ شده است. مؤلف مى گوید: چون از ائمه معصومین ادعیه و اعمال کثیرى نقل شده و من هم اکثر آنها را در کتاب بحار الانوار جمع کرده ام و دیدم که تحصیل آنها و عمل به آن براى اغلب مردم به سبب اشتغال آنان به مشاغل دنیوى میسر نیست، لذا دوست داشتم که در این رساله منتخبى از اعمال سنه و فضایل ایام و لیالى شریفه و اعمالى که به سند صحیح و معتبر وارد شده را بیاورم تا عامه مردم از برکات آن محروم نمانند. اصل کتاب زاد المعاد در چهارده باب و یک خاتمه تدوین، و در ادامه، مفتاح الجنان - که در حاشیه زاد المعاد بوده - به آن افزوده شده است. در باب یازدهم کتاب زیارات رسول اکرم9 و ائمه هدى: آمده است. ده- تحفة الزائر نویسنده تحفة الزائر علامه محمدباقر مجلسی است. ازآنجاکه ثواب زیارت پیامبر اکرم9 و ائمه: در احادیث بسیاری آمده و بیشتر کتب زیارت به زبان عربی نوشته شده است، ایشان در صفر سال 1085 قمری[۸۶] تصمیم گرفت کتابی در زمینه آداب زیارت نقل شده از معصومان به زبان فارسی بنویسد.[۸۷] علامه اظهار می دارد که تنها زیارات دارای سند معتبر را در این کتاب نقل کرده است.[۸۸] این کتاب دوازده باب و یک خاتمه دارد. یازده- مفاتیح الجنان کتاب مفاتیح الجنان تألیف شیخ عباس بن محمدرضا قمی (1294 - 1359ق)، مشهور به شیخ عباس قمی و محدث قمی، است. شیخ عباس قمی خود می گوید مفاتیح الجنان را به انگیزه اصلاح مفتاح الجنان علامه مجلسی، که در آن زمان رایج و دعاهای بدون سند بوده، نوشته است: «برادران دینی از من خواسته اند که دعاهای سنددار کتاب مفتاح الجنان را جدا نموده به همراه سایر دعاهای معتبر بنویسم».[۸۹] شیخ عباس قمی این اثر را با بهره گرفتن از آثار گذشتگان در سه باب دسته بندی کرده است. ایشان در باب سوم، که درباره زیارات است، ابتدا مطالبی درباره آداب سفر و زیارت و نیز اذن دخول به حرم ها ذکر کرده است. سپس در ابتدا زیارت رسول خدا9، و پس از آن زیارت حضرت زهرا3، و سپس زیارت ائمه بقیع: را آورده است. طولانی ترین بخش این باب به زیارت امام حسین7 اختصاص دارد. سپس زیارت سایر معصومان: و زیارت بعضی امامزادگان (مانند حضرت عباس7، علی اکبر7، فاطمه معصومه 3 و عبدالعظیم حسنی7) و بعضی بزرگان (مانند حمزه، مسلم و فاطمه بنت اسد) و زیارت اماکن مقدس و مساجد آمده است. منابع برای مطالعه بیشتر 1. جمعی از نویسندگان، زیارت (مجموعه مقالات رد شبهات زیارت)، نشر مشعر. 2. سیدمحمد بن علوی مالکی، زیارت پیامبر 9 بدعت یا زیارت، ترجمه مرکز تخصصی ترجمان دینی، نشر مشعر. 3. علی اصغر رضوانی، وهابیت و مسئله قبور، نشر مشعر. 4. جمعی از محققین، مجموعه مقالات زیارت، ج1 و 2، نشر مشعر. 5. داود حسینی، آموزه های تربیتی زیارت معصومان:، نشر مشعر. خلاصه درس 1. «آداب» عبارت است از تجاوز نکردن از حد و انجام دادن عمل به گونه ای که از سرزنش محفوظ بماند. «زیارت» به معنای قصد کردن و دیدار کردنی است که در آن میل و گرایش نهفته باشد. «اسرار» نیز به معنای پوشیده و پنهان، و مترادف آن «حکمت» و «فلسفه» است. 2. ارکان سه گانه زیارت عبارتند از: زائر (زیارت کننده)، مزور (زیارت شونده) و قصد (نیت زیارت). 3. همه ادیان الهی و غیر الهی زیارت را یکی از رفتارهای عبادی دانسته و آن را پذیرفته اند. 4. قرآن کریم در آیه 64 نساء رفتن نزد رسول خدا9 و طلب مغفرت را سبب آمرزش قرار داده و این دلیل بر مشروعیت زیارت از منظر قرآن است. 5. در منابع روایی فریقین روایات متعددی بر توصیه به زیارت و مساوی بودن حیات و ممات رسول خدا9 در این موضوع دارد. 6. مهم ترین اهداف زیارت عبارتند از: کسب معرفت به خداوند از طریق مزور به عنوان باب الله، مشابهت و رنگ شدن با مزور در رفتار و اخلاق و دریافت فیض الهی از طریق مزور در جایگاه واسطه فیض خدا وند. 7. مهم ترین فواید و نتایج زیارت عبارتند از: ادای مزد رسالت و اعلان دوستی و وفاداری به مزور، اعلان تولی و تبری و قرار دادن خود زیر پرچم ولایت الهی، رسیدن به قرب پروردگار به وسیله ارتباط با مزور و رسیدن به تربیت الهی در سایه آشنایی با اهداف و فضایل اخلاقی مزور. 8. زیارتنامه ها به دو دسته مأثور (صادرشده از معصوم) و غیر مأثور (برساخته علما از روی زیارات مأثور) تقسیم می شود که البته زیارتنامه های مأثور بر غیر مأثور اولویت دارند. 9. منابع تألیفی در زمینه زیارتنامه عبارتند از: کامل الزیارات، کتاب المزار، مصباح المتهجد، المزار الکبیر، اقبال الاعمال، المزار، البلد الامین، مصباح کفعمی، زاد المعاد، تحفة الزائر و مفاتیح الجنان. سؤالات درس جهت خودآزمایی 1. ارکان زیارت را توضیح دهید. 2. بنا بر روایات، زیارت در حال حیات و ممات معصومان: چه تفاوتی دارند؟ 3. چگونه می توان از آیه 64 نساء جواز زیارت را استفاده کرد؟ 4. دو فلسفه و هدف زیارت را توضیح دهید. 5. سه فایده و نتیجه زیارت را شرح دهید. 6. فرق زیارت مأثور و غیر مأثور چیست؟ 7. زیارات مأثور به چند دسته تقسیم می شود؟ 8. چند نمونه از زیارات مأثور را نام ببرید. 9. نویسنده کتاب مصباح المتهجد کیست؟ این کتاب در چه قرنی تألیف شده است؟ 10. سید بن طاووس کدام اثر را در زمینه زیارات تألیف کرده است؟
درس دوم:
جایگاه زیارت در اسلام
اهداف درس
انتظار می رود با مطالعه این درس:
1. با اهمیت زیارت در قرآن و روایات آشنا شویم.
2. رفتار معصومان: را در زیارت بشناسیم.
3. از دیدگاه فقها درباره حکم زیارت آگاه شویم.
مقدمه
همان طور که در درس گذشته آمد، زیارت در همه ادیان و مذاهب وجود دارد و مردم بر اساس فطرت انسانی و الهی خود به زیارت اماکن مقدس، شخصیت های دینی و ملی و گذشتگان خود می روند. اسلام هم زیارت را نوعی عبادت دانسته و مردم را بر ادای آن تشویق کرده است. این عمل عبادی در اسلام اهمیت خاصی دارد و در قرآن کریم، روایات و فقه فریقین و سیره معصومان: بررسی، و به آن سفارش شده است. ما در این درس به اهمیت زیارت از دیدگاه قرآن، حدیث، سیره و فقه فریقین می پردازیم.
1. زیارت در آیات
قرآن کریم می فرماید:
(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيما).[۹۰]
و اگر این مخالفان هنگامى که به خود ستم مى کردند [و فرمان هاى خدا را زیر پا مى گذاشتند] به نزد تو مى آمدند و از خدا طلب آمرزش مى کردند و پیامبر هم براى آنها استغفار مى کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند.
این آیه شریفه بر ترغیب امت حضرت رسول9 به رفتن سوی آن حضرت و استغفار نزد ایشان و نیز استغفار حضرت رسول9 برای آنان دلالت می کند.
مفسران بسیاری از اهل سنت قائل اند که این آیه هم زمان حیات رسول خدا9 و هم پس از حیات ایشان را شامل می شود.[۹۱] همچنین طبق دلالت آیه شریفه تواب و رحیم بودن خداوند معلق است بر اینکه مردم اولاً نزد رسول خدا9 بروند و ثانیاً نزد آن حضرت استغفار کنند و ثالثاً آن حضرت برای آنها استغفار کند.
اما استغفار آن حضرت برای آنها طبق این آیه شریفه مسلّم است: (وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ)؛[۹۲] «و برای گناهت استغفار کن و نیز برای مؤمنین و مؤمنات».
این شروط سه گانه منحصر به زمان حیات رسول اکرم9 نبوده بلکه پس از وفات آن حضرت نیز جریان خواهد داشت[۹۳] و آیه شریفه اگرچه به زمان حیات آن حضرت اشاره می کند، به اصطلاح مورد مخصِّص نبوده، بلکه بر اساس قاعده «عموم العلّه» شامل همه کسانی که مشمول این شروط سه گانه - چه در زمان حیات پیامبر9 و چه پس از وفات ایشان - هستند می شود.[۹۴] به همین دلیل ابن حجر می گوید: «مستحب است که کسی که نزد قبر آن بزرگوار می رود این آیه شریفه را - در حالی که استغفار می کند - بخواند».[۹۵]
2. زیارت از منظر اهل سنت
الف) زیارت در روایات اهل سنت
زیارت رسول خدا9 و اولیاءالله از مباحث پرچالش بین مسلمین و فرقه متعصب وهابیت است. میان اهل سنت، وهابیون معتقد به حرمت سفر برای زیارت، حتی زیارت رسول خدا٩ هستند. در آغاز اسلام چون هنوز عده کثیری از مردم مشرک بودند و مسلمانان در اقلیت بودند و بالطبع در قبرستان ها غلبه با اموات مشرکان بود، رسول خدا9 مردم را از زیارت قبور منع می کردند[۹۶] تا شرک و کفر را از افکار و رفتار مردم بزدایند؛ اما هنگامی که اسلام به تدریج در جامعه رواج یافت و مسلمین بر اثر شهادت در غزوه ها در قبرستان ها دفن می شدند، ایشان به زیارت قبور دستور دادند. در این زمینه روایتی در منابع اهل سنت از رسول خدا9 نقل شده است:
انی كنت نهیتكم عن زیاره القبور فزوروها و لیزدكم زیارتها خیرا.[۹۷]
من [پیش از این] شما را از زیارت قبور نهی کردم [ولی اکنون می گویم] آنها را زیارت کنید. زیارت قبور به شما خیر زیاد می رساند.
با توجه به این نوع روایات، بعضی علمای اهل سنت حکم منع از زیارت را حکم منسوخ شمرده اند و گفته اند: «روایات منع از زیارت صحیح است و روایاتی که زیارت را جایز شمرده اند هم درست است. پس روایات جواز زیارت، روایات منع از زیارت را نسخ کرده و حکم منع را برداشته اند».[۹۸]
اما فرقه وهابیت با استناد به روایات منع، گویا هیچ گاه روایات رسول خدا9 مبنی بر جواز زیارت قبور را ندیده اند یا نخواسته اند ببینند.[۹۹] این روایات به آثار متعدد زیارت قبور اشاره کرده اند؛ مانند: «فانها تزهد فی الدنیا و تذكر الآخرة»؛[۱۰۰] «فانها تذكركم الموت»؛[۱۰۱] «انها ترق القلب و تدمع العین و تذكر الآخره فزوروها».[۱۰۲]
در منابع روایی اهل سنت روایات متعددی درباره زیارت وارد شده که برخی از آنها مردم را به زیارت رسول خدا9، و برخی دیگر به زیارت قبر رسول خدا9. تشویق می کند؛ چنان که رسول خدا9 در روایتی فرمود: «مَنْ زَارَ قبری وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِي»؛[۱۰۳] «هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعت من بر او واجب مى شود». همچنین چندین روایت با همین مضامین از راویان اهل سنت روایت شده است.[۱۰۴]
اما برخی دیگر از روایات تعبیر «قبر» ندارد؛ مانند روایت عبدالله بن عمر که از رسول اکرم9 نقل کرده است: «مَن جَائَنىِ زَائراً لَا تَحمِلَه إلّا زِيَارَتى كَانَ حَقاً عَلىَّ أَن أَكُونَ لَهُ شَفيعاً يَومَ القيَامَة»؛[۱۰۵] «هر کس به زیارت من بیاید و انگیزه اى جز زیارتم نداشته باشد بر من لازم است که شفیع او در روز قیامت باشم». در روایتی دیگر حاطب از رسول خدا9 روایت می کند که فرمود: «مَنْ زَارَنِي بَعْدَ مَوْتِي فَكَأَنَّمَا زَارَنِي فِي حَيَاتِي»؛[۱۰۶] «کسی که من را بعد از وفاتم زیارت کند مانند آن است که من را در حال حیاتم زیارت کرده است».
از مجموع روایات اهل سنت استفاده می شود که زیارت رسول خدا9 اهمیتی ویژه و نیز پاداشی ارزشمند دارد.
ب) زیارت از منظر امامان اهل سنت
نعمان بن ثابت مشهور به ابوحنیفه، امام مذهب حنفی، جواز زیارت را مسلّم شمرده است.[۱۰۷] نیز مالک بن انس، امام مذهب مالکی ها، زیارت قبر رسول خدا9 را مستحب می داند.[۱۰۸] همچنین محمد بن ادریس شافعی، امام مذهب شافعی، درباره زیارت می گوید: «زیارت قبور اشکالی ندارد؛ زیرا پیامبر آن را جایز شمرده است».[۱۰۹] احمد حنبل، امام مذهب حنبلی ها، نیز زیارت قبور و زیارت رسول خدا9 را مستحب می شمارد.[۱۱۰]
ج) زیارت از منظر فقهای اهل سنت
اکثر فقهای چهار مذهب اهل سنت، افزون بر قول به جواز زیارت قائل به استحباب زیارت قبور و زیارت قبر رسول خدا9 شده اند.[۱۱۱] بعضی زیارت قبر رسول خدا9 را از بافضیلت ترین مستحبات دانسته[۱۱۲] و بعضی دیگر از مهم ترین راه های نزدیکی به خدا و موفق ترین کارها شمرده اند.[۱۱۳] برخی دیگر هم مدعی اند که به اجماع همه مسلمانان زیارت مرقد پیامبر9 مستحب، و بلکه گفته شده از دیدگاه همه مسلمانان واجب است.[۱۱۴]
بنابراین فقهای چهارگانه اهل سنت بر زیارت مرقد رسول الله9 - چه واجب و چه مستحب - تأکید کرده اند.[۱۱۵]
3. زیارت در اندیشه شیعه
الف) زیارت در روایات شیعه
در منابع روائی شیعه روایات متعددی از رسول خدا9 و سایر معصومان: درباره زیارت وارد شده است. بخشی از این روایات از رسول خدا9 و تصریح به زیارت قبر رسول خدا9 دارد؛ مانند روایتی که امام سجاد7 از رسول خدا9 روایت می کند که حضرت فرمود: «کسی که قبر من را بعد از مرگم زیارت کند مانند آن است که در حال حیاتم به نزد من هجرت کرده باشد. پس اگر توانایی زیارت را نداشتید، به سوی من سلام کنید که سلام شما به من می رسد».[۱۱۶] در روایتی دیگر امام باقر7 فرمود: «زیارت قبر رسول خدا9 معادل حج قبول شده با رسول خدا9 است».[۱۱۷]
برخی دیگر از روایات مقید به «قبر» نشده است؛ چنان که امام صادق7 از رسول خدا9 روایت می کند که فرمود:
کسی که برای حج به مکه بیاید و مرا زیارت نکند روز قیامت به او جفا خواهم کرد و کسی که مرا زیارت کند شفاعت من بر او واجب می شود و کسی که شفاعت من بر او واجب شود اهل بهشت است و کسی که در یکی از دو حرم مکه و یا مدینه از دنیا برود مورد بازخواست و محاسبه قرار نمی گیرد.[۱۱۸]
برخی روایات افزون بر زیارت رسول خدا9 زیارت سایر ائمه را توصیه کرده اند. پیامبر اکرم9 به امام على7 فرمود:
یَا عَلِیُّ مَنْ زَارَنِی فِی حَیَاتِی أَوْ بَعْدَ مَوْتِی أَوْ زَارَكَ فِی حَیَاتِكَ أَوْ بَعْدَ مَوْتِكَ أَوْ زَارَ ابْنَیْكَ فِی حَیَاتِهِمَا أَوْ بَعْدَ مَوْتِهِمَا ضَمِنْتُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَنْ أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا وَ شَدَائِدِهَا حَتَّى أُصَیِّرَهُ مَعِی فِی دَرَجَتِی.[۱۱۹]
اى على، هر کس مرا یا تو و فرزندانت را در زمان حیات یا پس از مرگ زیارت کند من روز قیامت ضمانت مى کنم که او را از سختى ها و شداید قیامت نجات دهم تا آنکه او را هم درجه خودم قرار می دهم.
این روایت و امثال آن نشان مى دهد که حیات و مرگ پیامبر اکرم9 و امامان معصوم: یکسان است.
بخشی از روایات سایر معصومان: نیز درباره زیارت رسول خد9 وارد شده است؛ برای مثال امام صادق7 فرمود: «مُرُّوا بِالْمَدِينَةِ، فَسَلِّمُوا عَلى رَسُولِ اللهِ9 مِنْ قَرِيبٍ ، وَ إِنْ كَانَتِ الصَّلَاةُ تَبْلُغُهُ مِنْ بَعِيدٍ»؛[۱۲۰] «به مدینه بروید و بر پیامبر اکرم9 سلام بدهید، هرچند که سلام و درود از راه دور نیز به آن حضرت مى رسد».این حدیث نشان مى دهد زیارت از دور نیز گرچه مورد مقبول است، حضور زائر کنار مزور مطلوبیت بیشتری دارد و انس عاطفی بیشتری بین زائر و مزور برقرار می کند.
رسول خدا9 در برخی روایات افزون بر زیارت خود به زیارت سایر معصومان: هم تصریح کرده است. امام صادق7 روایت می کند که امام حسن7 به رسول خدا9 عرض کرد: «پاداش کسی که شما را زیارت کند چیست؟ رسول خدا فرمود: کسی که من را زیارت کند در حال حیات یا ممات یا پدرت را زیارت کند یا برادرت را زیارت کند یا تو را زیارت کند، بر من لازم است که روز قیامت او را زیارت کنم».[۱۲۱]
ب) زیارت در رفتار معصومان:
رسول خدا9 و سایر معصومان: افزون بر توصیه به زیارت خود نیز به زیارت قبور اجداد، والدین، اصحاب و یاران خویش به ویژه اهل بقیع می رفتند. در اینجا به نمونه هایى از رفتار معصومان: اشاره مى کنیم:
صفوان جمّال مى گوید: از امام صادق7 شنیدم که فرمود: «رسول خدا9 در هر شامگاه پنجشنبه همراه گروهى از یاران خود به زیارت قبرستان بقیع در مدینه مى رفت و سه بار به آنها سلام می کرد و سه بار طلب رحمت مى کرد».[۱۲۲] عایشه از رسول خدا9 چنین نقل کرده است: «جبرئیل نزد من آمد و گفت: پروردگارت دستور داده است به بقیع بروى و براى اهل آن طلب آمرزش کنى».[۱۲۳] ابوالبخترى از امام سجاد7 چنین روایت مى کند: «امام حسین7 در هر شامگاه جمعه قبر برادرش امام حسن7 را زیارت مى کرد».[۱۲۴] سمهودی نقل کرده است: «رسول خدا9 در آغاز هر سال به زیارت قبور شهداى احد مى آمد».[۱۲۵] امام صادق7 فرمود: «فاطمه زهرا3 در هر صبحگاه شنبه به زیارت شهدا مى رفت؛ آن گاه نزد قبر حمزه مى رفت و براى او درخواست رحمت و استغفار مى کرد».[۱۲۶] سمهودی از حاکم نیشابورى از حضرت على7 چنین روایت کرده است: «فاطمه زهرا3 هر جمعه قبر عمویش حمزه را زیارت مى کرد و پس از زیارت در کنار قبر نماز می خواند و سپس اشک می ریخت».[۱۲۷]
همچنین از گزارش ها استفاده می شود که پیامبر اکرم9چند بار به زیارت قبر مادرش، آمنه، رفته است؛ چنان که آمده است:
«زَارَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ و سَلَّمَ قَبْرَ أُمِّهِ فَبَكَى وَبَكَى مَنْ حَوْلَهُ»؛[۱۲۸] «پیامبر9 قبر مادرش را زیارت کرد و گریست و اطرافیانش نیز گریه مى کردند». ابن سعد در طبقات مى گوید: «رسول خدا9 در عمره حدیبیه هنگامى که از ابواء (محل دفن مادرش آمنه) گذشت قبر مادرش را زیارت، و قبر مادر را اصلاح و ترمیم کرد و گریست».[۱۲۹] در گزارش دیگری آمده است: «أن النبي صلى الله عليه وآله زار قبر أمه في ألف مقنع يوم الفتح فما رؤي باكياً أكثر من ذلك اليوم»؛[۱۳۰] «رسول خدا9 قبر مادرش را در میان هزار سوار زره پوشیده در روز فتح زیارت کرد. پس در هیچ روزی به اندازه آن روز در حال گریه دیده نشد». در بعضی منابع دیگر این خبر این گونه گزارش شده است: «أنَّ النَّبِيَّ9 زارَ قبرَ أُمِّه؛ لأنَّها كانت بطريقه بالحجون عند مكة عام الفتح».[۱۳۱]
در منابع شیعه از اباذر روایت شده است که دیدم پیامبر خدا9 دست علی7 را گرفت و به زیارت قبرستان بقیع رفت و سپس به زیارت قبر پدرش، عبدالله، میان قبور مکه رفت: «ثُمَّ عَدَلَ إِلَى قَبْرِ أُمِّهِ آمِنَةَ فَصَنَعَ كَمَا صَنَعَ عِنْدَ قَبْرِ أَبِيه ».[۱۳۲] سپس به سوی قبر مادرش، آمنه، رفت و آنچه کنار قبر پدرش انجام داده بود آنجا هم انجام داد.
امام باقر7 فرمود: «پدرم، امام سجاد7، هنگامى که به زیارت پیامبر9 تشریف مى برد در کنار قبر ایستاده، سلام مى داد؛ سپس به قبر نزدیک شده، آن را لمس مى کرد؛ پشت خود را به قبر تکیه مى داد و رو به سوى قبله مى فرمود و دعا می خواند».[۱۳۳] از روایات استفاده می شود که امام باقر7 همراه پدرش امام سجاد7 چند بار قبر جدش امیرالمؤمنین7 را زیارت کردند؛ چنان که در سفری که با هم به زیارت قبر امیرالمؤمنین7 مشرف شدند امام باقر7 درباره کیفیت زیارت حضرت فرمود: «امام زین العابدین علی بن حسین 8 قبر امیرالمؤمنین7 را زیارت کرد و در مقابل قبر ایستاد و سلام داد».[۱۳۴] در روایت دیگری ابوحمزه ثمالی می گوید: با امام سجاد7 به زیارت قبر امیرالمؤمنین7 رفتیم. حضرت فرمود: «ای اباحمزه، این قبر جدم علی بن ابی طالب 8 است» و آن را زیارت کرد... . سپس وداع کرد و به مدینه برگشت و من هم به کوفه برگشتم».[۱۳۵] در حدیث دیگری جابر از زیارت امام باقر7 از قبر جدش علی7 روایت می کند: «امام باقر7 برای زیارت امیرالمؤمنین7 به سوی عراق حرکت کرد و من با او بودم و با ما جاندار دیگری جز دو شتر نبود».[۱۳۶]
همچنین امام صادق7، با وجود محدودیت های بسیار، بارها به زیارت امیرالمؤمنین7 مشرف شد. صفوان جمال روایت می کند:
با امام صادق7 برای دیدار منصور به کوفه رفتیم. امام صادق7 به من فرمود: «ای صفوان، شتر را بخوابان. اینجا قبر جدم امیرالمؤمنین7 است». من شتر را خوابانیدم. سپس حضرت پیاده شد و غسل کرد و لباسش را عوض کرد و پابرهنه شد و به من هم فرمود چنین کنم. سپس به سوی قبر علی7 رفت. [۱۳۷]
در روایت دیگری صفوان می گوید:
من همراه امام صادق7 در قادسیه بودم. حضرت فرمود: پیاده شو. پیاده شدم. با حضرت مقدار زیادی راه رفتیم تا به غَریّ (نجف) رسیدیم. حضرت در مقابل ایستاد و خود را به روی قبر انداخت و بر حضرت سلام کرد .[۱۳۸]
در گزارش دیگری آمده است:
روی عن عبد الله بن عبید قال: رأیت جعفر بن محمّد و عبد الله بن الحسن بالغریّ عند قبر أمیر المؤمنین7 فأذّن عبد الله و أقام الصّلاة و صلّى مع جعفر7؛ و سمعت جعفرا یقول: هذا قبر أمیر المؤمنین7 .[۱۳۹]
عبدالله بن عبید روایت می کند: جعفر بن محمد8و عبدالله بن حسن را در غری نزد قبر امیرالمؤمنین7 دیدم. عبدالله اجازه گرفت و با امام صادق7 نماز خواند. شنیدم امام صادق7 فرمود: این قبر امیرالمؤمنین7 است.
در گزارش دیگری ابوالفرج هندی می گوید:
كنت مع أبی عبد الله جعفر بن محمّد8 حین قدم الى الحیرة فقال لیلة: أسرجوا لی البغلة؛ فركب و أنا معه حتّى انتهینا الى الظّهر، فنزل و صلّى ركعتین ثمّ تنحّى فصلّى ركعتین ثمّ تنحّى و صلّى ركعتین، فقلت: جعلت فداك انّی رأیتك صلّیت فی ثلاث مواضع؟- فقال: أمّا الأوّل فموضع قبر أمیر المؤمنین، و الثّانی موضع رأس الحسین، و الثّالث موضع منبر القائم.[۱۴۰]
با امام صادق7 بودم، زمانی که به حیره تشریف آوردند. یک شب حضرت فرمود: «قاطری برای من زین کنید». سپس حضرت سوار شد و من هم در محضر ایشان بودم تا به پشت کوفه رسیدیم. حضرت پیاده شد و دو رکعت نماز خواند. سپس مسیری را پیمود و سپس دو رکعت نماز خواند و باز مسیری رفتیم و حضرت دو رکعت دیگر خواند. عرض کردم: فدایت شوم، دیدم که در سه جا نماز گزاردید. فرمود: «مکان اول قبر امیرالمؤمنین7 بود و اما مکان دوم مقام رأس الحسین7 است و مکان سوم موضع منبر حضرت مهدی/ است».
در گزارش دیگری معلی بن خنیس می گوید:
با امام صادق7 در کوفه بودم. حضرت فرمود: «برای من فرشی در صحرا بگسترید». برای حضرت در بیابان فرش انداختم تا کسانی که وعده کرده بود آمدند. حضرت فرمود: «الاغ و قاطر را زین کن و جلو بیفتید». رفتیم تا به غریین رسیدیم. فرمود: «پیاده شوید. این قبر امیرالمؤمنین7 است».[۱۴۱]
سید بن طاووس زیارتنامه ای را برای روز هفدهم ربیع الاول نقل می کند که امام صادق7 با آن امیرالمؤمنین7 را زیارت کرد: «حَيْثُ حَضَرَ عِنْدَ ضَرِيحِ مَوْلَانَا عَلِيٍّ7 فِي يَوْمِ سَابِعِ عَشَرَ رَبِيعٍ الْأَوَّل»؛ [۱۴۲] «هنگامی که نزد ضریح مولای ما علی7 در روز هفدهم ربیع الثانی حاضر شد».
امام حسن عسکری7 از پدرش امام هادی7 روایت می کند: «زار بها يوم الغدير في السّنة الّتي أشخصه فيها المعتصم»؛[۱۴۳] «زیارت کرد امیرالمؤمنین7 را به این زیارت در روز غدیر، در سالی که معتصم حضرت را احضار کرد».
ج) زیارت از منظر فقهای شیعه
فقهاى شیعه با استناد به روایات به استحباب زیارت فتوا داده اند. فقیه نامور امامیه، محقق حلى، گفته است: «بر حج گزار مستحب مؤکد است که به زیارت پیامبر اکرم9 بشتابد».[۱۴۴] وى اضافه می کند: «اگر مردم زیارت پیامبر اکرم9 را ترک کردند، حاکم اسلامى باید آنها را بر زیارت اجبار کند؛ زیرا ترک زیارت آن حضرت موجب جفا به اوست».[۱۴۵] شیخ طوسى نیز گفته است: «... و كذلك إن تركوا زيارة النبى كان على الإمام إجبارهم عليها»؛[۱۴۶] «و همچنین اگر زیارت رسول خدا9 را ترک کنند، بر امام است که آنها را بر زیارت اجبار کند».
این بزرگان به حدیثى استناد کرده اند که این گونه از رسول اکرم9 نقل شده است: «کسى که براى حج گزاردن به مکه عزیمت کند و مرا زیارت نکند به من جفا کرده است».[۱۴۷] شهید ثانى= گفته است: «اگر همگان زیارت آن حضرت را ترک کنند، بزرگ ترین سنت الهى تحقیر و بى ارزش مى شود. از این جهت به مقدارى که این تحقیر و تهاون رفع گردد بر آن اجبار مى شوند».[۱۴۸] صاحب جواهر می گوید: «زیارت رسول الله9...، به ویژه برای حاجیان، مستحب مؤکد است بالاجماع و این استحباب ضروری دین است. به همین دلیل امام باید مردم را به زیارت قبر حضرت رسول9 - در صورتی که آن را ترک کنند - مجبور کند...».[۱۴۹] ایشان همچنین استحباب زیارت فاطمه زهرا3 را اجماعی و از ضروریات مذهب و دین دانسته و می فرماید: «در اینکه زیارت فاطمه3 مستحب است، مستحبی مؤکد، هیچ اختلافی نیست (اجماعی است)، بلکه این امر از ضروریات مذهب و بلکه دین است».[۱۵۰] صاحب جواهر= درباره استحباب زیارت سایر معصومان: می گوید: «همچنین زیارت ائمه بقیع مستحب است به اجماع یا به ضروت مذهب یا دین که این اجماع یا ضرورت دین و مذهب افزون بر احادیث متواتری است که در این باره وجود دارد».[۱۵۱] «از مستحبات مؤکد زیارت امیرالمؤمنین7 است... و از بعضی اخبار استفاده می شود که ترک زیارت آن حضرت کراهت دارد... و این زیارت در روز غدیر مؤکد است».[۱۵۲] همچنین زیارت امام شهید ابی عبدالله الحسین7[۱۵۳] و زیارت دیگر ائمه معصوم: مستحب مؤکد است.[۱۵۴]
برخى فقهاى شیعه گفته اند: «با ادله اربعه - یعنى کتاب، سنت، عقل و اجماع - مى توان رجحان و فضیلت زیارت قبور صلحا، ابرار، متقیان و نیکان را نیز اثبات کرد تا چه رسد به زیارت انبیا، اوصیاى معصوم: و علماى بزرگ. آن گاه به اثبات ادعاى خویش پرداخته اند.[۱۵۵] امام خمینی= زیارت رسول خدا9 و ائمه معصوم: در بقیع را از بهترین اعمالِ دارای ثواب بسیار بیان فرموده اند.[۱۵۶] مقام معظم رهبری هم به زیارت توجهی ویژه دارند؛ چنان که یکی از توصیه های همیشگی ایشان به حجاج بهره گیری از زیارت رسول خدا9 و خاندان ایشان و غنیمت شمردن این فرصت است که در هیچ جای دیگر پیدا نمی شود. ایشان در زمینه زیارت اربعین امام حسین7 و راهپیمایی آن می فرماید: «غبطه خودم را نسبت به کار آنها -که ما محروم بودیم، آنها موفق شدند- عرض می کنم».[۱۵۷]
خلاصه درس
در این درس از چند جهت اهمیت زیارت در اسلام را بررسی کردیم.
از آیه قرآن کریم استفاده می شود که رفتن نزد رسول خدا9 و طلب مغفرت کردن و رسول خدا هم واسطه مغفرت قرار گرفتن، سبب رحمت پروردگار می شود و این همان زیارت است.
در منابع روایی اهل سنت، روایات متعددی از رسول خدا 9نقل شده است که به زیارت رسول خدا9 سفارش می کنند.
امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت قائل به جواز و بلکه استحباب زیارت رسول خدا9 هستند.
اکثر قریب به اتفاق فقها و مفتیان اهل سنت به استحباب، و بلکه بعضی از آنها به وجوب زیارت رسول خدا 9 فتوا داده اند.
در منابع روایی شیعه هم روایات متعددی درباره زیارت و آثار مادی و معنوی آن وارد شده است که بر اهمیت و جایگاه والای زیارت دلالت می کند.
افزون بر روایات، سیره عملی معصومان: این بوده است که خود به زیارت رسول خدا9 و امیرالمؤمنین7 و سایر معصومان: مشرف می شدند.
از دیدگاه فقهای شیعه، زیارت یکی از عبادات مستحب و ارزشمند است.
سؤال های درس جهت خودآزمایی
1. سه نمونه از آثار زیارت رسول خدا9 که در روایات اهل سنت ذکر شده است را بیان کنید.
2. در روایات شیعه چه فرقی بین زیارت رسول خدا 9 و زیارت خاندان ایشان وجود دارد؟ چرا؟
3. از دیدگاه فقهای شیعه زیارت رسول خدا 9 و ائمه معصوم: چه حکمی دارد؟ دلیل آنها بر فضیلت زیارت صالحان و نیکان چیست؟
منابع برای مطالعه بیشتر
1. جمعی از نویسندگان، زیارت (مجموعه مقالات رد شبهات زیارت)، نشر مشعر.
2. سیدمحمد بن علوی مالکی، زیارت پیامبر9: بدعت یا عبادت، ترجمه مرکز تخصصی ترجمان دینی، نشر مشعر.
3. علی اصغر رضوانی، وهابیت و مسئله قبور، نشر مشعر.
4. جمعی از محققین، مجموعه مقالات زیارت، ج1 و 2، نشر مشعر.
درس سوم:
آداب زیارت اعتاب مقدسه (1)
اهداف درس
انتظار می رود با مطالعه این درس:
1. با اخلاص و اهمیت آن در زیارت آشنا شویم.
2. ضرورت آراستگی و طهارت در زیارت را بهتر بشناسیم.
3. به جایگاه حضور قلب و خضوع و خشوع هنگام زیارت پی ببریم.
4. ادب ورود به حرم و اذن ورود گرفتن را رعایت کنیم.
5. با زبان و قدمی ویژه وارد حرم شویم.
6. با پیشینه و جواز عتبه بوسی آشنا شویم.
برای زیارت اعتاب مقدسه آداب خاصی توصیه شده است که می توان آنها را به چند روش دسته بندی کرد؛ برای مثال به یک اعتبار این آداب به آداب ظاهری و آداب باطنی، و به اعتباری دیگر به آداب جوارحی و جوانحی تقسیم می شود. اما شیوه سومی که ما در این اثر انتخاب کرده ایم تقسیم بندی آداب زیارت بر اساس زمان لزوم رعایت آنهاست یعنی پیش از سفر، حین سفر و پس از سفر است.
آداب پیش از زیارت
الف) اخلاص
یکی از مهم ترین آداب زیارت اخلاص در زیارت است. واژه «اخلاص» مصدر باب افعال از ریشه خلوص و خلاص و به معنای خالص کردن، پاک گردانیدن و برگزیدن است[۱۵۸] و مقصود از آن در فرهنگ اسلامی پاک کردن نیت از غیر خدا و انجام دادن عمل برای خداست.
قرآن کریم درباره مأموریت انسان ها در این عالم می فرماید: (وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ)؛[۱۵۹] «و به آنها دستور داده نشده بود، جز اینکه خدا را بپرستند». در آیه دیگری درباره درخواست پیامبران از مردم آمده است: (فَادْعُوا اللهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون)؛[۱۶۰]
«[تنها] خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هرچند کافران ناخشنود باشند».
امام صادق7 درباره حقیقت و ثمره اخلاص می فرماید:
اخلاص جمع مى کند اعمال فضیلت دار و آثار اعمال نیکو را. اخلاص مفهومى است که به وسیله قبول شدن عمل منکشف و معلوم می گردد و با رضا و خشنودى پروردگار متعال خاتمه پیدا کرده و امضا مى شود. پس هر آن کسى که اعمالش به درگاه الهى مورد قبول واقع شده و خداوند متعال از آن راضى گشت او از مخلصین است، اگرچه عملش کوچک باشد و کسی که خداوند عمل او را قبول نکند مخلص نیست، گرچه عملش بسیار باشد.[۱۶۱]
از جمله آداب زیارت خانه خدا و زیارت رسول خدا9 و ائمه معصوم: خالص ساختن قلب از هر گونه نیت غیر خدا یی بیان شده است. در بعضی روایات، زیارت رسول خدا9 با نیتی خالص، پاداش بهشت موعود را دارد.[۱۶۲] همچنین در برخی روایات، پاداش زیارت رسول خدا9 یا امیرالمؤمنین7 یا امام حسن7 و امام حسین7 با قصد قربت، بهشت دانسته شده است.[۱۶۳]
اهل سنت یکی از آداب زیارت رسول خدا9 را اخلاص در نیت و تقرب به پروردگار بیان کرده و اخلاص در زیارت مسجدالنبی را مستحب دانسته اند.[۱۶۴]
امام صادق7 فرمود:
مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ7 وَ هُوَ یُرِیدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ شَیَّعَهُ جَبْرَئِیلُ وَ مِیكَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ حَتَّى یُرَدَّ إِلَى مَنْزِلِهِ.[۱۶۵]
کسی که قبر امام حسین7 را زیارت کند - در حالی که نیت او برای خدا باشد - جبرئیل و میکائیل و اسرافیل او را مشایعت می کنند تا اینکه به منزلش برگردد.
امام صادق7 در روایتی دیگر فرمود:
مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ7 لِلهِ وَ فِی اللهِ أَعْتَقَهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ وَ آمَنَهُ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ.[۱۶۶]
کسی که قبر امام حسین7 را برای خدا و در راه خدا زیارت کند خداوند او را از آتش آزاد می کند و روز قیامت در امان می دارد.
ب) پوشیدن لباس پاکیزه، آراستگی و خوش بویی
نوع پوشش معرف شخصیت انسان است. کسی که در ملاقات ها با لباس مناسب و نظیف و با آراستگی حاضر می شود پیام محبت و دوستی را به مخاطبش منتقل می کند.
قرآن کریم به همه انسان ها سفارش می کند هنگامی که در اجتماع و عبادتگاه ها حاضر می شوند با وضع زیبا حاضر شوند: (یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَكمْ عِنْدَ كلِّ مَسْجِدٍ).[۱۶۷] ذیل این آیه از امام رضا7 روایت شده که منظور از زینتْ لباس است: «عن أبی الحسن الرضا7 فی قول الله: (خُذُوا زِینَتَكمْ عِنْدَ كلِّ مَسْجِدٍ) قال: هی الثیاب».[۱۶۸]
با توجه به جایگاه لباس در ارتباطات اجتماعی و اعمال عبادی، یکی از آداب زیارت اولیای خدا پوشیدن لباس پاکیزه است.[۱۶۹] امام صادق7 در آداب زیارت امیرالمؤمنین7 به محمد بن مسلم فرمود: «إِذَا أَتَیتَ مَشْهَدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ7... وَالْبَسْ أَنْظَفَ ثِیابِك».[۱۷۰]
ادب اجتماعی اقتضا می کند برای تشرف به محضر ولی خدا با پوششی آراسته و تمیز حاضر شود؛ چنان که سیره عملی معصومان: بیانگر این حقیقت است. در این باره صفوان جمال می گوید:
هنگامی که با امام صادق7 - به خاطر احضار حضرت توسط منصور- هم سفر بودم [در نقطه ای] حضرت به من فرمودند: شتر را بخوابان. اینجا قبر جدم امیرالمومنین7 است. شتر را خواباندم. حضرت پیاده شده، غسل نمود و لباس هایش را عوض کرد و به من نیز فرمود چنین کنم.[۱۷۱]
در آداب زیارت رسول خدا9 وارد شده است: «وَ الْبَسْ أَنْظَفَ ثِیابِك».[۱۷۲] حتی در بعضی روایات برای زیارت از راه دور به پوشیدن لباس تمیز توصیه شده است؛ برای نمونه امام صادق7 برای زیارت خمسه طیبه فرمود: «وَ لْیَلْبَسْ ثَوْبَینِ نَظِیفَینِ وَ لْیَخْرُجْ إِلَی فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ»؛[۱۷۳] «دو لباس تمیز بپوش و به بیابان برو». بر اساس روایات وارده در این باب، بعضی فقها به استحباب پوشیدن لباس تمیز هنگام زیارت فتوا داده اند.[۱۷۴] همچنین خوشبو بودن یکی از آداب اسلامی شمرده شده است؛ مثلاً در روایات از آداب دعا[۱۷۵] روز جمعه[۱۷۶] و نماز[۱۷۷] خوشبو کردن خود بیان شده است. عطر زدن و خوشبو کردن یکی از آداب زیارت معصومان: نیز شمرده شده است.[۱۷۸] امام صادق7 به محمد بن مسلم فرمود: «اِذَا أَتَيْتَ مَشْهَدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ7... وَ الْبَسْ أَنْظَفَ ثِيَابِكَ، وَ شَمَّ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ»؛[۱۷۹] «هنگامی که به حرم امیرالمؤمنین7 رسیدی نظیف ترین لباست را بپوش و مقداری از بوی خوش استعمال کن». در روایتی دیگر صفوان جمال از امام صادق7 سؤال کرد: چگونه امیرالمؤمنین7 را زیارت کنیم؟ حضرت فرمود: «يَا صَفْوَانُ إِذَا أَرَدْتَ ذَلِكَ... وَ نَلْ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ فَإِنْ لَمْ تَنَلْ أَجْزَأَكَ».[۱۸۰] «ای صفوان، هنگامی که چنین قصدی را کردی... و مقداری از بوی خوش استفاده کن، پس اگر نداری، پاداش خواهی دید».
فقها با توجه به مجموعه روایات در ابواب مختلف عبادات درباره استفاده از عطر به استحباب استعمال عطر در زیارت فتوا داده اند.[۱۸۱]
ج) غسل زیارت
شهید اول و صاحب جواهر یکی دیگر از آداب زیارت را غسل زیارت شمرده اند.[۱۸۲] بعضی فقهای امامیه غسل زیارت را از غسل های مکانی شمرده اند و دلیل استحباب آن را شرافت مکان دانسته اند[۱۸۳] و بعضی دیگر به روایات استناد داده اند.[۱۸۴] و بعضی هم به هر دو (روایت و شرافت مکان) اشاره کرده اند.[۱۸۵]
در آداب زیارت پیامبر اکرم9،[۱۸۶] امیر مؤمنان7،[۱۸۷] امام صادق7،[۱۸۸] امام رضا7،[۱۸۹] امام کاظم و امام جواد8،[۱۹۰] امام هادی و امام حسن عسکری8 [۱۹۱] به غسل قبل از ورود به حرم تصریح شده است. در آداب زیارت معصومان: از راه دور هم به غسل زیارت توصیه شده است، چنان که امام صادق7 فرمود:
یا عیسی إِذَا لَمْ تَقْدِرْ عَلَی الْمَجِی ءِ فَإِذَا كانَ فِی یوْمِ الْجُمُعَةِ فَاغْتَسِلْ أَوْ تَوَضَّأْ وَ اصْعَدْ إِلَی سَطْحِك... .[۱۹۲]
ای عیسی، هنگامی که قادر بر آمدن به زیارت [از نزدیک] نیستی زمانی که روز جمعه فرا رسید، غسل کن یا وضو بگیر و به بالای ساختمان برو... .
همچنین امام هادی7 در آداب زیارت جامعه کبیره می فرماید: «إِذَا صِرْتَ إِلَی الْبَابِ فَقِفْ وَ اشْهَدِ الشَّهَادَتَینِ وَ أَنْتَ عَلَی غُسْلٍ...»؛[۱۹۳] «هنگامی که به باب حرم رسیدی بایست و شهادتین را بگو، در حالی که غسل کرده ای». فقهای شیعه هم به اتفاق به استحباب غسل زیارت فتوا داده اند.[۱۹۴]
درباره استحباب غسل زیارت امام حسین7 نیز دو دسته روایت وجود دارد: روایات دال بر عدم استحباب[۱۹۵] و روایات دال بر استحباب.[۱۹۶] قریب به اتفاق فقهای معاصر به استحباب غسل زیارت قائل شده اند.[۱۹۷]
د) وقار و طمأنینه، حضور قلب، خضوع و خشوع و رقت قلب
یکی دیگر از آداب زیارت وارد شدن به حرم در زمانی است که انسان در دل احساس خشوع و رقت قلب می کند.[۱۹۸] صاحب جواهر در توضیح این ادب زیارت می گوید: «حضور در حرم معصومین: به خاطر دریافت رحمت نازله از جانب پروردگار است و این رحمت زمانی دریافت می شود که انسان با خشوع و رقت قلب وارد حرم شود».[۱۹۹] بعضی علما رعایت خضوع و انکسار را مستحب، و از آداب زیارت رسول اکرم9 شمرده اند.[۲۰۰]
در آدابی که در زیارتنامه هر یک از معصومان: وارد شده به ورود با سکینه و خشوع سفارش شده است؛ چنان که ابن مشهدی در زیارت معصومان:، و شهید اول در زیارت امام حسین7 در شب و روز عید قربان آورده است:
«وَ اخْشَعْ لِرَبِّكَ وَ ابْكِ، فَإِنْ خَشَعَ قَلْبُك وَ دَمَعَتْ عَینَاكَ فَهُوَ عَلَامَةُ الْقَبُولِ وَ الْإِذْن»[۲۰۱]
خود را برای پروردگارت خاشع کن و گریان باش. اگر قلبت خاشع شد و اشک از دیدگانت جاری گشت، این علامت قبولی زیارت و صدور اذن از جانب معصوم7 است.
داشتن آرامش و حذر کردن از شتاب باعث حضور ذهن و درک محضر اولیای خدا می شود و فرصت بهره برداری از فضای معنوی حرم معصومان: را به زائر می دهد. ازاین رو به ورود به حرم با سکینه و آرامش توصیه شده است.
بعضی صاحب نظران دو واژه «وقار» و «سکینه» را مترادف دانسته اند؛ ولی بعضی دیگر سکینه را نتیجه وقار شمرده اند. وقار حالت توجه به پروردگار و قطع تعلق از غیر خداست که ثمره آن در اعضا ظاهر می شود و سکینه نام می گیرد.[۲۰۲] برای زیارت امام حسین7 سفارش شده است: «إِذَا أَتَيْتَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ7... وَ تَوَجَّهْ إِلَيْهِ وَ عَلَيْكَ السَّكِينَةُ وَ الْوَقَارُ حَتَّى تَدْخُلَ الْحَائِرَ [الْحَيْرَ]».[۲۰۳] «هنگامی که به قبر امام حسین7 آمدی ... به سوی او روی کن و با آرامش و وقار حرکت کن تا داخل حائر شوی». همچنین امام هادی7 در آداب زیارت جامعه کبیره می فرماید: «ثُمَّ امْشِ قَلِيلًا وَ عَلَيْكَ السَّكِينَةَ وَ الْوَقَارَ وَ قَارِبْ بَيْنَ خُطَاك». [۲۰۴]«سپس کمی راه برو و با آرامش و وقار حرکت کن قدمهایت را کوتاه بردار».
هـ) ذکر تکبیر، تسبیح و صلوات
از جمله آداب زیارت مرقد های مطهر معصومان: گفتن «تکبیر (الله اکبر) و تهلیل (لا اله الا الله) و تحمید (الحمد لله) و تسبیح (سبحان الله)» و صلوات فرستادن هنگام ورود به حرم است؛[۲۰۵] چنان که امام صادق7 به ابوحمزه ثمالی درباره زیارت امام حسین7 فرمود: «وَ أَكْثِرْ مِنْ ذِكْرِ اللهِ تَعَالَى اللَّهُ أَكْبَرُ ثَلَاثِينَ مَرَّه بِالتَّكْبِيرِ وَ التَّهْلِيلِ وَ التَّمْجِيدِ وَ التَّحْمِيدِ وَ التَّعْظِيمِ لِلهِ وَ لِرَسُولِهِ٩» .[۲۰۶]
در زیارت امام حسین7 روایت شده که زائر پیش از زیارت و در بدو ورود، حتی وقتی به فرات می رسد تا غسل زیارت کند، صد مرتبه الله اکبر و صد مرتبه لا اله الا الله بگوید و صد مرتبه صلوات بفرستد.[۲۰۷] همچنین روایت شده است زائر هنگام زیارت وقتی مقابل قبر امام معصوم قرار گرفت بگوید: «لا اله الا الله وحده لا شریك لَهُ».[۲۰۸] امام هادی7 در زیارت جامعه کبیره نیز می فرماید: «صد مرتبه تکبیر می گویی و آن گاه بگو...».[۲۰۹] اگرچه این روایت مخصوص زیارت جامعه کبیره است، ثابت می کند در زیارت هر معصومی گفتن ذکر مستحب است.[۲۱۰]
درباره فلسفه این اذکار گفته شده است:
یاد خدا و حمد و ستایش او و ذکر توحید و تسبیح و تنزیه هم توجه دادن به عظمت خداوند است - چراکه عظمت چنین شخصیت هایی در عبودیت و تواضع در پیشگاه خداست - هم نوعی تعدیل نگاه و توجه انسان زائر است تا درباره این پیشوایان الهی دچار غلو نشود و نسبت های غلوآمیز ندهد و محوریت توحید در زیارت حفظ شود.[۲۱۱]
و) اذن ورود
«اذن» یعنی اعلان اجازه، اراده و رخصت در چیزی.[۲۱۲] قرآن کریم می فرماید: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیوتاً غَیرَ بُیوتِكمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا)؛[۲۱۳] «ای کسانی که ایمان آورده اید، در خانه هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید». بر اساس این آموزه قرآنی ورود به حریم خصوصی دیگران بدون اذن آنان ممنوع است. وارد شدن به حریم خصوصی پیامبر اکرم9 هم علاوه بر این عمومات طبق آیه 53 احزاب نیازمند اذن است: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیوتَ النَّبِی إِلاَّ أَنْ یؤْذَنَ لَكمْ)؛[۲۱۴] «ای کسانی که ایمان آورده اید، در خانه های پیامبر داخل نشوید، مگر به شما اذن داده شود». این آیه ورود بدون اذن به حریم خصوصی رسول خدا9 را ممنوع شمرده است؛ اما آیا پس از حیات ایشان را نیز شامل می شود؟ همچنین آیا حرم اهل بیت ایشان هم از مصادیق حریم نبوت و ولایت است و داخل شدن به آنها نیازمند اذن است؟
در وصیت امام حسن7 به برادرش، امام حسین7، آمده است:
مرا با جدم رسول خدا9 دفن کنید. به درستی که تنها من به رسول خدا9 و خانه او صاحب حق هستم نسبت به کسانی که بدون اذن وارد خانه ایشان شده اند و نه اذن مکتوبی بعد از پیامبر9 برای آنان آمده است؛ در حالی که خداوند در کتابش فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید، وارد خانه های پیامبر نشوید، مگر آنکه به شما اذن داده شود». به خدا قسم، به آنان در زمان حیات رسول خدا9 اجازه ورود به خانه پیامبر بدون اذن داده نشده بود و بعد از وفات پیامبر9 همچنین اذنی برای آنان نیامده است؛ در حالی که به ما اجازه تصرف داده شده در آنچه که بعد از رسول خدا9 به ارث گذاشته.[۲۱۵]
امام مجتبی7 با استدلال به آیه شریفه برای پس از ممات حضرت نیاز به اذن ورود را لازم شمرده و می فرمایند: «کسانی که می خواهند وارد بیت (حرم) رسول الله9 شوند یا باید از کسانی باشند که نیاز به اذن ندارند و یا از کسانی باشند که به آنها اذن داده شده است». آیه شریفه شامل حرم های مطهر ائمه معصوم:، که برای ورود نیاز به اذن دارند، هم می شود. زیرا حرم های معصومان: خانه های پیامبر9 محسوب می شوند «اَللّهُمَّ اِنّی وَقَفْتُ عَلی بابٍ مِنْ بُیوتِ نَبِیك، و آلِ نبیكَ و قَد مَنَعْتَ النَّاسَ الدُّخولَ اِلاَّ بِاِذْنِ نبیكَ...»[۲۱۶] و به تصریح آیه نباید بدون اجازه وارد آنها شد.
خواندن اذن ورود برای ورود به حرم رسول خدا9 و ائمه معصوم: آموزنده ادب حضور و یاد خدا و اولیای اوست: (فَاذْكرُونِی أَذْكرْكمْ). اذن ورود زائر را متوجه جایگاه مزور می کند تا پیش از ورود بداند به چه مکانی و در حریم چه کسی وارد می شود: (فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الآْصالِ).[۲۱۷] محتوای اذن ورود یادآور این نکته است که پیامبر9، معصومان: و ملائکه در طول وجود خداوندند[۲۱۸] و این امر تقویت کننده توحید در اعتقادات زائر است.
فقها توصیه کرده اند که اذن ورود بمأثور باشد: «و أن یستأذن فی الجمیع بالمأثور».[۲۱۹] در آداب مأثور ورود به حرم امام علی7 و امام حسین7 دعایی وارد شده که حاکی از آن است که هنگام ورود زائر به حرم رسول خدا9، امیرالمؤمنین7، فاطمه زهرا3 و معصومان: امام مزور و ملائکه مقیم حرم ناظر بر رفتار اویند و به او اجازه ورود می دهند.[۲۲۰] اگرچه در زیارتنامه های مأثور سایر معصومان: اذن ورود خاصی نقل نشده، طوسی، کفعمی، ابن مشهدی و شهید اول برای ورود به حرم پیامبر9 و ائمه معصوم: و فرزندان پاکشان ادعیه هایی را نقل کرده اند.[۲۲۱]
ز) عتبه بوسی
«عتبه» در کتاب های لغت به معانی مختلف - مانند «چوب زیرین چهارچوب در، درگاه، کفش کن و قسمت جلو خانه که به درخانه نزدیک است»[۲۲۲] - آمده است. در معماری به چوب زیرین چارچوب درها، که لنگه های در پشت آن بسته می شوند، عتبه یا آستانه می گویند. این قسم به طور عمودی در پای چهارچوب کام و زبانه می شود. اصطلاح عتبه بوسی یا آستانه بوسی یا آستان بوسی، که اصطلاحی ادبی به مفهوم به خدمت رسیدن و تشرف یافتن به مکان های مقدس یا رسیدن به حضور بزرگان است، کنایه از این است که هنگام حضور یافتن در محضر بزرگان شایسته است بر آستانه در بوسه زنند.[۲۲۳]
زمین بوسی میان خلفای اسلامی اولین بار نزد سفاح - نخستین خلیفه عباسی - انجام شد و کم کم به عنوان سنتی رسمی در دربار عباسیان رواج یافت و به مرحله ای رسید که درِ خاصی از قصرِ حاکم به ورود و آستان بوسی اختصاص یافت و به «باب العتبه» معروف شد.[۲۲۴] این گونه احترام گذاشتن کم کم به ادب زیارت اولیا هم تبدیل گشت و مردم هنگام ورود به مکان های مقدس و امامزاده ها با بوسیدن چهارچوب درهای ورودی صحن و حرم احترام خود را به مزور ابراز می کردند.
اگرچه شهید اول،[۲۲۵] فیض کاشانی[۲۲۶] و علامه مجلسی[۲۲۷] بوسیدن عتبه را به عنوان یکی از آداب زیارت نقل کرده اند، خود تصریح کرده اند که دلیل مستندی بر استحباب بوسیدن آستان و درگاه نداریم[۲۲۸] و آستانه بوسی و زمین بوسی یک ادب مأثور نیست و از ائمه: نقل نشده است.[۲۲۹]
ابوحمزه ثمالی می گوید: امام سجاد7 به کوفه آمده بود. وقتی حضرت را دیدم و شناختم. خودم را بر قدم های حضرت انداختم و آنها را می بوسیدم. حضرت سر من را با دستانش بلند کرد و فرمود: «ای اباحمزه، سجده فقط برای خداوند است».[۲۳۰]
فقها از سجده کردن بر آستان زیارتگاه ها، که بعضی مردم انجام می دهند، به شدت نهی کرده اند.[۲۳۱] آنان تصریح کرده اند که بوسیدن آستان نباید به سجده تبدیل شود و پیشانی بر درگاه گذاشته شود.[۲۳۲] آنچه فقهای شیعه بدان سفارش کرده اند بوسیدن درب حرم یا چهارچوب درب یا دستگیره درب است.
ح) ورود با پای راست
یکی دیگر از آداب ورود به اماکن مقدس، مانند مساجد[۲۳۳] و حرم های معصومان:،[۲۳۴] ورود با پای راست است. شیخ صدوق، مفید و ابن مشهدی در آداب زیارت رسول خدا9 روایت می کنند: «ثمَّ ادْخُلْ مُقَدِّماً رِجْلَك الْیُمْنَی».[۲۳۵]
از امام صادق7 درباره چگونگی زیارت امام حسین7 سؤال شد. حضرت آدابی را برای زیارت امام حسین7 بیان کردند و در بخشی از سخنانشان فرمودند: «ثُمَّ أَدْخِلْ رِجْلَك الْیمْنَی قَبْلَ الْیسْرَی».[۲۳۶]بر اساس این روایات، بعضی فقها به استحباب ورود به حرم معصومان: با پای راست فتوا داده اند.[۲۳۷]
خلاصه درس
در این درس با آداب پیش از زیارت آشنا شدیم و آدابی مانند اخلاص در عمل، غسل زیارت کردن، لباس پاکیزه پوشیدن و معطر و خوشبو کردن، ذکر گفتن و صلوات فرستادن، با وقار و سکینه به زیارت رفتن و خضوع و خشوع و رقت قلب داشتن، هنگام ورود به حرم اذن ورود خواندن و با پای راست وارد شدن را بررسی کردیم.
عتبه بوسی گرچه یکی از آداب زیارت بیان شده، دلیل روائی بر آن یافت نشده است. جواز آن از دیدگاه فقها مشروط است به اینکه عتبه بوسی نباید به سجده در مقابل مزور تبدیل شود.
منابع برای مطالعه بیشتر
1. داود حسینی، بررسی تحلیلی آداب زیارت، نشر مشعر.
2. سیدعلی قاضی عسکر، آداب زیارت، نشر مشعر.
3. داود حسینی، راه و راهنمای زیارت عتبات عالیات، ج1 (آداب و احکام سفرهای زیارتی)، نشر مشعر.
سؤال های درس جهت خودآزمایی
1. اخلاص را تعریف کنید و حقیقت و ثمره اخلاص را بیان کنید.
2. حکم غسل زیارت امام حسین7 چیست؟
3. داشتن خضوع و خشوع و رقت قلب در روایات نشانه چه چیزی در زیارت بیان شده است؟
4. برای استحباب غسل زیارت به چند دسته از روایات می توان استناد کرد؟
5. آیا استحباب عتبه بوسی از آداب مستند به روایات است؟
درس چهارم:
آداب زیارت اعتاب مقدسه(2)
اهداف درس انتظار می رود با مطالعه این درس: 1. با آداب حین زیارت آشنا شویم. 2. نباید های زیارت را بشناسیم. 3. با آداب پس از زیارت آشنا شویم.
در درس گذشته آداب زیارت را به سه گروه تقسیم کردیم. آداب پیش از زیارت را در درس قبل بررسی کردیم. در این درس آداب حین زیارت و پس از زیارت را بررسی می کنیم. 1. آداب حین زیارت الف) حضور کنار قبر شریف یکی از آداب زیارت، که پس از ورود به حرم پیامبر9 و ائمه معصوم: بدان سفارش شده، کنار قبر و ضریح رفتن و در صورت امکان خود را به آنها چسبانیدن و گونه را روی ضریح گذاشتن و آن را بوسیدن است.[۲۳۸] بعضی فقهای اهل سنت فاصله نگه داشتن با قبر پیامبر9 را از آداب زیارت شمرده اند و آن را رعایت حریم رسول خدا9 و رعایت ادب بیان کرده اند.[۲۳۹] برخی علمای اهل سنت، که فاصله را از آداب زیارت شمرده اند، فاصله چهار زراع، و برخی سه زراع را بهتر دانسته اند.[۲۴۰] البته مالکی ها نزدیک شدن به قبر رسول خدا9 را اولی شمرده اند.[۲۴۱] در منابع شیعه، الصاق به قبر یعنی چسبیدن به ضریح از آداب زیارت ذکر شده است. شهید اول در دروس می گوید: ایستادن در مقابل ضریح از آداب زیارت است خواه خود را به آن چسباندن یا فاصله داشتن از آن. اما آنچه توهم شده که فاصله نگه داشتن از ضریح به ادب نزدیک است سخن صحیحی نیست؛ چراکه چسبیدن به ضریح و بوسیدن آن در روایات مورد تصریح قرار گرفته است.[۲۴۲] حسن بن علی بن فضال می گوید: «دیدم علی بن موسی الرضا8 هنگام حرکت به سوی عمره به زیارت قبر پیامبر9 آمد و در بالای سر رسول خدا9 ایستاد و خود را به قبر حضرت چسبانید: «وَ لَزِقَ بِالْقَبْرِ»[۲۴۳]. از دیگر آداب زیارت هنگام قرار گرفتن کنار ضریح مطهر گذاشتن گونه ها روی قبر یا ضریح است. شیخ طوسی تصریح می کند: «وَ ضَعْ خَدَّیكَ عَلَی الْقَبْرِ».[۲۴۴] ب) بوسیدن ضریح یکی دیگر از آداب زیارت بوسیدن ضریح معصومان: و تبرک جستن به آن[۲۴۵] در صورت امکان است. شیخ مفید، شیخ طوسی، سید بن طاووس، شهید اول و شهید ثانی به این امر تصریح کرده اند: «وَ قَبِّلِ الْقَبْرَ»؛[۲۴۶] اما در صورت تقیه، اولی ترک بوسیدن است.[۲۴۷] بعضی فقهای شیعه نیز به استحباب بوسیدن ضریح معصومان: فتوا داده اند.[۲۴۸] علمای اهل سنت هم قائل به جواز چسبیدن، لمس کردن و بوسیدن قبر پیامبر9 شده اند؛ زیرا روایت شده است که ابوایوب انصاری خود را به قبر رسول خدا9 چسبانیده بود و آن را می بوسید.[۲۴۹] همان طور که میان مسلمانان تبرک جستن به آنچه مربوط به رسول خدا9 در حال حیات است (مانند اعضای بدن، مو، آب دهان، لباس، آب وضو و منبر[۲۵۰]) متداول بود، پس از رحلت ایشان هم تبرک جستن به قبر و بوسیدن آن میان مسلمانان امری رایج بوده است. ابن ادریس در سرائر می گوید: صورت بر قبر نهادن و بوسیدن قبر جایز نیست، مگر قبور ائمه:، زیرا این عمل حکم شرعی است که جواز و استحباب آن نیاز به دلیل شرعی دارد و اگر اجماع دو طایفه بر جواز تعفیر و تقبیل بر قبور ائمه: هنگام زیارت آنها نبود، این اعمال جایز نبود.[۲۵۱] اما بوسیدن قبور امامزادگانی که بر احترام آنان تأکید شده جایز است؛ به همان دلیل که بوسیدن قبور ائمه: جایز شمرده شده است. سیره انبیا بر بوسیدن حجرالاسود - به منظور ارتباط با خدا و پیامبرش ابراهیم خلیل7 - بوده و در روایات به آن سفارش شده است.[۲۵۲] از این امر مسلّم می توان قانونی کلی را اصطیاد کرد: هر آنچه در ارتباط با پروردگار عالم و اولیای او باشد را می توان به تبرک بوسید. ج) ایستادن رو به ضریح و پشت به قبله یکی دیگر از آداب زیارت ایستادن رو به سوی ضریح و پشت به قبله هنگام زیارت است.[۲۵۳] ابن قولویه در کامل الزیارات، شیخ مفید در کتاب المزار و شیخ طوسی در تهذیب درباره نحوه زیارت امیرالمومنین7، زیارت امام حسین7، زیارت امام موسی بن جعفر8،[۲۵۴] زیارت امام هادی7 و امام عسکری7.[۲۵۵] از امام صادق7 روایت کرده اند که هنگام زیارت می گوید: «فَإِذَا وَقَفْتَ عَلَیهِ فَاسْتَقْبِلْهُ بِوَجْهِك وَ اجْعَلِ الْقِبْلَةَ بَینَ كتِفَیك...»؛[۲۵۶] «هنگامی که در مقابل قبر ایشان ایستادی پس رو به سوی ایشان بایست و قبله را پشت سرت قرار بده». اهل سنت هم یکی از آداب زیارت رسول خدا9 را ایستادن رو به قبر شریف حضرت هنگام زیارت بیان کرده اند. خفاجی در کتاب شرح شفای قاضی عیاض می نویسد: پشت به قبله کردن مذهب شافعی و جمهور است و از ابی حنیفه همچنین نقل شده. ابن همام می گوید: آنچه از ابی حنیفه نقل شده که هنگام زیارت باید رو به قبله کرد مردود است؛ به سبب آنچه ابن عمران نقل کرده که سنت آن است که رو به قبر شریف کند و قبله را پشت سر قرار دهد و این مذهب صحیح ابوحنیفه است.[۲۵۷] خفاجی می گوید: قول کسانی که می گویند هنگام زیارت باید رو به قبله و پشت به ضریح کرد قابل اعتبار نیست؛ زیرا رسول خدا9 در ضریحش زنده است، به زائرش آگاهی دارد و کسی که در حیات رسول خدا9 به حضور ایشان می رسید به سوی ایشان توجه می کرد، هم اکنون هم باید هنگام زیارت به سوی قبر ایشان توجه کند.[۲۵۸] د) ایستاده زیارت کردن از دیگر آداب زیارت ایستاده زیارت، خواندن است: «تَقِفُ عَلَی القَبرِ»؛[۲۵۹] زیرا این حالت به ادب نزدیک تر است؛ اما اگر زیارت طولانی است، زائر می تواند دوزانو بنشیند.[۲۶۰] در کیفیت زیارت امیرالمؤمنین7 گفته شده است: «ثُمَّ امْشِ حَتَّی تَقِفَ عَلَی الْقَبْرِ وَ تَسْتَقْبِلَهُ بِوَجْهِكَ وَ تَقُولُ».[۲۶۱] همچنین در آداب زیارت امام حسین7 از امام صادق7 روایت شده است که فرمود: «امْشِ حَتَّی تَقِفَ عَلَی الْجَدَثِ فَإِذَا وَقَفْتَ عَلَیهِ فَاسْتَقْبِلْهُ بِوَجْهِك وَ قُلِ...».[۲۶۲] شیخ مفید و کفعمی در آداب زیارت امام موسی بن جعفر8 می گویند: «فَإِذَا دَخَلْتَ فَقِفْ عَلَی قَبْرِ الْكاظِمِ٧ وَ اسْتَقْبِلْهُ بِوَجْهِك».[۲۶۳] خفاجی در کتاب شرح شفای قاضی عیاض معتقد است: «جمهور علمای اهل سنت ایستادن را مستحب دانسته اند و در صورت نیاز به نشستن، دوزانو نشستن افضل است».[۲۶۴] هـ) زیارت آهسته از جمله آداب دیگری که در برابر مزور باید رعایت کرد آهسته سخن گفتن و زیارت خواندن است. علامه امینی می گوید: «هنگام زیارت صدای خود را بالا نبر، بلکه صدای خود را متوسط کن. پایین بودن صدا نزد رسول خدا9 ادب است».[۲۶۵] توصیه معصومان: به پیروانشان این بوده که از بالا بردن صدا در هر موقعیتی بپرهیزند. امام صادق7 به مهزم اسدی فرمود: «يَا مِهزَمُ شيِعَتُنا مَن لا يَعدُو صَوتُهُ سَمَعه»؛[۲۶۶] «شیعه ما کسی است که صدایش از گوشش تجاوز نکند». یکی از دلایلی که در این باره بدان استناد شده آیه 2 سوره حجرات است که در آن خداوند از بالا بردن صدا نزد رسول خدا نهی کرده است: (لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِی).[۲۶۷] علمای اهل سنت هم بالا نبردن صدا را یکی از آداب زیارت رسول خدا9 می شمارند و در روایاتشان برای نهی از بالا بردن صدا به این آیه شریفه استناد کرده اند. قاضی عیاض روایت می کند: منصور، خلیفه عباسی، مالک بن انس را در مسجدالنبی دید. مالک گفت: ای منصور، صدایت را در این مسجد بلند نکن. خداوند قومی را که صدای خود را بلند می کردند ادب کرد و فرمود: (لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِی)؛[۲۶۸] «ای کسانی که ایمان آورده اید، صدای خود را از صدای پیامبر بالاتر نبرید» و قومی را مدح کرده و می فرماید: (إِنَّ الَّذِینَ یغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ)؛[۲۶۹] «به یقین کسانی که صدای خود را نزد پیامبر خدا9 پایین می آورند همان کسانی هستند که خداوند دل هایشان را برای تقوا خالص نموده».[۲۷۰] و) پشت نکردن به ضریح هنگام خروج یکی دیگر از آداب زیارت پشت نکردن به ضریح هنگام خروج از روضه مطهره است.[۲۷۱] ابن مشهدی در زیارت وداع امام حسین٧ روایت می کند: «اخْرُجْ وَ لَا تُوَلِّ ظَهْرَك».[۲۷۲] شیخ صدوق و شیخ طوسی در آداب زیارت امام رضا7 می گویند: «هنگامی که از قبه شریف خارج شدی روی خود را از آن برنگردان تا اینکه ضریح از دیدگانت غایب شود».[۲۷۳] مجلسی اول در روضة المتقین درباره علت این عمل می گوید: به خاطر رعایت ادب نسبت به مزور نباید پشت به ضریح کند. اگرچه رعایت ادب نسبت به آنها امتثال دستورات آنان و اقتدا به افعال آنان است، ولیکن رعایت ادب ظاهری هم لازم و مناسب است و عمومات نصوص وارده به این امر دلالت دارند.[۲۷۴] از جمله روایاتی که بر یکسان بودن آداب زیارت معصومان: در حیات و ممات دلالت می کند این روایت است: «فَإِنَّهُ مَنْ زَارَنِی فِی حَیاتِی، فَقَدْ زَارَنِی فِی مَمَاتِی وَ مَنْ زَارَنِی فِی مَمَاتِی فَقَدْ زَارَنِی فِی حَیاتِی».[۲۷۵] بنابراین همان طور که در حال حیات رعایت ادب در حضور امام لازم است و پشت کردن به ایشان جایز نیست، در حال ممات هم پشت کردن به امام، به ویژه اگر از روی بی احترامی باشد، جایز نیست.[۲۷۶] قرآن کریم می فرماید: (وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی اللهُ عَمَلَكمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون)؛[۲۷۷] «بگو: عمل کنید. خداوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را می بینند». در بعضی روایات منظور از «مؤمنون» در آیه حضرت علی7[۲۷۸] یا حضرات ائمه:[۲۷۹] دانسته شده است. در واقع زائر در محضر خدا و رسول خدا9 و ائمه معصوم: است و آنان ناظر بر رفتار او هستند. پس همان طور که در حال حیات باید در برابر ایشان ادب را رعایت کرد، در حال ممات ایشان هم باید مؤدب به آداب بود؛ چنان که در ادعیه اذن دخول حرم های معصومان: آمده است: إِنِّی أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ نَبِیك فِی غَیبَتِهِ كمَا أَعْتَقِدُ فِی حَضْرَتِهِ، وَ أَعْلَمُ أَنَّ رُسُلَك وَ خُلَفَاءَك أَحْیاءٌ عِنْدَك یُرْزَقُونَ، یَرَوْنَ مَكانِی فِی وَقْتِی هَذَا وَ زَمَانِی، وَ یَسْمَعُونَ كَلَامِی، وَ یَرُدُّونَ عَلَیَّ سَلَامِی.[۲۸۰] هرآینه من معتقد به رعایت حرمت پیغمبر تو در حال غیبت او هستم؛ همان طور که در حال حیات ایشان به لزوم رعایت حرمت او معتقدم و می دانم که رسول تو و جانشینان او از جانب تو نزد تو زنده اند و روزی می خورند. مکان من را در این وقت و زمان می بینند و سخن من را می شنوند و سلام من را بازمی گردانند. همچنین سلمان فارسی می گوید: عمار برایم حدیث کرد: آیا دوست داری چیز عجیبی را برایت بگویم؟ گفتم: بگو. گفت: دیدم علی بن ابی طالب8 بر فاطمه3 وارد شد. هنگامی که فاطمه3 علی7 را مشاهده کرد ندا کرد: نزدیک بیا تا برایت از آنچه در گذشته اتفاق افتاده و آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد و آنچه تا روز قیامت اتفاق نخواهد افتاد بگویم. بعد از گفت وگوی ایشان با هم دیدم امیرالمؤمنین7 عقب عقب برگشت. من هم با رجوع او برگشتم.[۲۸۱] صفوان جمال می گوید: با امام صادق7 به زیارت جدش، امیرالمؤمنین7، مشرف شدیم. قبر حضرت را زیارت کردیم، خواستیم برگردیم. دیدم امام صادق7 از نزد امیرالمؤمنین7 قهقری برگشت و می فرمود: ای جد من، ای آقای من، ای طیب، ای طاهر... .[۲۸۲] ز) خواندن زیارتنامه مأثور از دیگر آداب زیارت، خواندن زیارتنامه های روایت شده از معصومان: است.[۲۸۳] در منابع روایی در ابواب مختلف بر استفاده از ادعیه، اذکار و زیارتنامه های مأثور تصریح شده است. شیخ حر عاملی در وسائل الشیعة در اکثر ابواب عبادی این اثر بابی با عنوان «الدعا بالمأثور» منعقد کرده[۲۸۴] و از جمله بر استفاده از مأثورات در زیارت تأکید کرده است. فیض کاشانی در مفاتیح الشرائع می گوید: «با زیارت مأثور زیارت کن. البته حضور در کنار قبر و سلام کردن کفایت می کند».[۲۸۵] وی در کتاب النخبه می گوید: «با زیارت مأثور زیارت کن؛ به ویژه زیارتنامه های جامعه. البته حضور در کنار قبر و سلام کردن کفایت می کند».[۲۸۶] زیارتنامه های مطلقه و خاصه ای که برای زیارت معصومان: در زمان ها و مکان های مختلف از معصومان: روایت شده نشان دهنده اولویت بهره گیری از زیارتنامه های مأثور است.[۲۸۷] همچنین در روایات به خواندن بعضی زیارتنامه ها که متعلق به معصوم خاص یا زمان و مکان خاصی نیست، توصیه شده است که به «زیارات مطلقه» معروف اند؛ یعنی در هر زمان و مکان و در زیارت هر معصومی می توان آنها را خواند؛ از جمله زیارت «امین الله» (که امام باقر7 از پدرشان، امام سجاد7، نقل کرده اند ایشان هنگام زیارت امیرالمؤمنین7 آن را قرائت کرده اند).[۲۸۸] زیارت «جامعه کبیره» که برخی محدثان آن را جامع ترین، فصیح ترین و صحیح ترین زیارت شمرده اند.[۲۸۹] افزون بر این می توان به زیارتنامه های عامی که امام صادق7 برای زیارت رسول خدا9 و سایر معصومان: از راه دور روایت کرده[۲۹۰] و همچنین زیارتنامه های مطلقه که برای همه معصومان: قرائت می شود[۲۹۱] یا صلوات خاصه ای که برای زیارت رسول خدا9 و ائمه معصوم: قرائت می شود اشاره کرد.[۲۹۲] ح) نماز زیارت از دیگر آداب زیارت که در منابع روائی و کتاب های مزارات بر آن تأکید شده خواندن نماز زیارت است.[۲۹۳] شهید اول در الدروس می گوید: «ششمین مورد از آداب زیارت اقامه دو رکعت نماز بعد از فراغ از زیارت است.[۲۹۴] فقها هم به استحباب نماز زیارت فتوا داده اند.[۲۹۵] بحث نماز زیارت را در دو قسمت می توان بررسی کرد: اول، نماز زیارت معصومان؛ دوم، نماز زیارت امامزادگان غیر معصوم. یک- نماز زیارت معصومان: روایات وارده در استحباب نماز زیارت معصومان: چند دسته اند: دسته اول، روایات دال بر استحباب نماز زیارت در زیارت از نزدیک: در آداب زیارت معصومان:[۲۹۶] روایت شده است: تُصَلِّی صَلَاةَ الزِّیارَةِ، وَ صِفَتُها أَنْ تَنْوِیَ بِقَلْبِكَ أُصَلِّی صَلَاةَ الزِّیارَةِ مَنْدُوباً قُرْبَةً إِلَی اللهِ تَعَالَی.[۲۹۷] نماز زیارت می خوانی و شیوه آن این است که در قلبت نیت می کنی که نماز زیارت مستحبی می خوانم برای تقرب به پروردگار بزرگ. دسته دوم، روایات دال بر استحباب نماز زیارت از راه دور: امام صادق7 درباره زیارت از راه دور فرمود: إِذَا بَعُدَتْ بِأَحَدِكمُ الشُّقَّةُ وَ نَأَتْ بِهِ الدَّارُ فَلْیَعْلُ أَعْلَی مَنْزِلِهِ وَ لْیُصَلِّ رَكعَتَینِ وَلْیُؤمِ بِالسَّلَامِ إِلَی قُبُورِنَا فَإِنَّ ذَلِك یَصِلُ إِلَینَا.[۲۹۸] هر گاه راه یکی از شما دور بود و سفر سخت، بر بلندای منزل خویش برود و دو رکعت نماز بخواند و با سلام به سوی قبرهای ما اشاره کند. به درستی که این سلام به ما می رسد. دو- نماز زیارت غیر معصوم در منابع مزارات برای زیارت امامزادگان غیر معصوم، شهدا، اصحاب معصومان و اولیای خدا نیز توصیه به خواندن نماز پس از زیارت شده است؛ چنان که درباره زیارت ابراهیم، فرزند رسول خدا9، آمده است: «وَ یُصَلِّی رَكعَتَی الزِّیارَةِ مَنْدُوباً قُرْبَةً إِلَی اللهِ».[۲۹۹] در زیارت علی بن حسین8 آمده است: «تُصَلِّی رَكعَتَینِ وَ تُكَبِّرُ بَعْدَهُمَا مِنَ الصَّلَاةِ عَلَی النَّبِی وَ آلِهِ».[۳۰۰] در زیارت حضرت حمزه نیز سفارش شده است: «فَصَلِّ عِنْدَ قُبُورِ الشُّهَدَاءِ».[۳۰۱] شیخ طوسی در المصباح و شیخ مفید در المزار در زیارت حضرت ابوالفضل7 آورده اند: «فَصَلِّ رَكعَتَینِ».[۳۰۲] گفتنی است در سفارشی به نماز برای زیارت غیر معصوم قید نماز زیارت نیامده، بلکه به خواندن دو رکعت نماز - بدون اشاره به هیچ نیتی - توصیه شده است. تنها درباره ابراهیم فرزند رسول خدا9 عنوان «رَكعَتَی الزِّیارَةِ»[۳۰۳] آمده است. از آیت الله بهجت درباره نیت نماز زیارت برای امامزادگان استفتا شد. ایشان در پاسخ نوشتند: «هر جا نماز زیارت وارد شده است به نیت نماز زیارت خوانده شود؛ اما اگر نماز زیارت وارد نشده است، به نیت رجاء و هدیه ثواب آن به مزور بخواند».[۳۰۴] با توجه به مجموع روایات می توان گفت از آنجا که پس از زیارت معصومان: و انگشت شماری پیامبرزادگان و امامزادگان (مانند حضرت عباس7، ابراهیم فرزند رسول خدا9، علی اکبر فرزند امام حسین8 و شهدای کربلا)[۳۰۵] تصریح به نماز زیارت شده است، می توان نماز را به نیت نماز زیارت اقامه کرد؛ اما برای سایر امامزادگان و شهدا و اولیای خدا نماز با نیت هدیه و رجاء رسیدن به ثواب خوانده شود. سه- رکعات نماز زیارت متن روایات، کتاب های زیارت و اقوال علما درباره تعداد رکعات نماز زیارت مختلف است؛ برخی از آنها دو رکعت،[۳۰۶] و برخی دیگر چهار، شش و هشت[۳۰۷] رکعت را ذکر کرده اند. در بعضی روایات اقل نماز زیارت را دو رکعت، و بیش از آن را سبب رسیدن به فضیلت بیشتر بیان کرده اند.[۳۰۸] چهار- مکان نماز زیارت نماز زیارت از راه دور همانند خود زیارت سفارش شده در بالای بلندی[۳۰۹] یا زیر آسمان و در فضای باز «وَ لْیَخْرُجْ إِلَی فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ ثُمَّ یُصَلِّی»[۳۱۰] خوانده شود. اما درباره محل نماز زیارت از نزدیک، از مجموع روایات استفاده می شود در صورت امکان و عدم مزاحمت و آزار دیگران نماز زیارت بالا سر پیامبر9 و سایر معصومان: خوانده شود و در صورت مزاحمت و شلوغی بهتر است پشت قبر و هر جای از حرم که ممکن شد حتی بیرون از زیارتگاه خوانده شود.[۳۱۱] پنج- زمان نماز زیارت درباره اقامه نماز زیارت پیش یا پس از زیارت، در زیارت از راه دور و نزدیک، روایات، قائل به تفصیل شده اند. بنا بر بعضی روایات و سخن بزرگان در زیارت معصومان: از راه دور، نماز زیارت مقدم می شود؛[۳۱۲] اما نماز زیارت از نزدیک اغلب توصیه شده که این نماز پس از زیارت خوانده شود. [۳۱۳] ط) دعا برای خود و دیگران، تلاوت قرآن و هدیه به مزور و نیابت از دیگران یک- دعا برای خود و دیگران از آداب دیگر زیارت دعا کردن برای خود و دیگران و رازونیاز با خداوند با دعاهای مأثور، و در صورت عدم امکان، دعا کردن در جهت توفیق بندگی خداوند، آمرزش گناهان و هدایت الهی است. امام رضا7 فرمود:«ثُمَّ تُصَلِّی صَلَاةَ الزِّیارَةِ وَ تَدْعُو بَعْدَهَا بِمَا شِئْتَ وَ قَدْ تَمَّتْ زِیارَتُك إِنْ شَاءَ اللهُ»؛[۳۱۴] «پس از زیارت نماز زیارت را بخوان و بعد از آن هر چه می خواهی دعا کن. به تحقیق زیارت تو تمام شده است». امام صادق7 در آداب زیارت امام حسین7 فرمود: «وَ أَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ لَكَ وَ لِأَهْلِكَ وَ لِوُلْدِكَ وَ لِإِخْوَانِكَ فَإِنَّ مَشْهَدَهُ لَا تُرَدُّ فِيهِ دَعْوَةٌ وَ لَا سُؤَالُ سَائِل»؛ [۳۱۵] «و برای خودت و خانواده ات و فرزندانت و برادرانت زیاد دعا کن. به درستی که در مشهد امام حسین7 دعا و درخواستی رد نمی شود». دو- تلاوت قرآن و هدیه به مزور یکی دیگر از آداب زیارت تلاوت آیاتی از قرآن کریم و هدیه کردن ثواب آن به مزور است.[۳۱۶] شهید اول و فیض کاشانی این عمل را باعث انتفاع زائر و تعظیم مزور می شمارند.[۳۱۷] کاشف الغطا در المختصر در آداب زیارت حضرت حمزه می گوید: «چیزی از قرآن را قرائت کن و ثواب همه آن را هدیه کن به همه».[۳۱۸] وی همچنین در زیارت حضرت خدیجه٣ می نویسد: «و إن شئت ان تقرأ شیئاً من القرآن و تهدی ثوابه لها».[۳۱۹] می توان برای اثبات این مدعا به عمومیت آیه 20 سوره مزمل، که به تلاوت قرآن در هر حال سفارش می کند، استناد کرد. [۳۲۰] امام باقر٧ فرمود: إِنَّ الْبُقْعَةَ الَّتِی یُقْرَأُ فِیهَا الْقُرْآنُ وَ یُذْكَرُ اللَّهُ تَعَالَى فِیهَا تَكْثُرُ بَرَكَتُهَا وَ تَحْضُرُهَا الْمَلَائِكَةُ وَ یَهْجُرُهَا الشَّیْطَانُ وَ تُضِی ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِی ءُ الْكَوَاكِبُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ... .[۳۲۱] هرآینه بقعه (خانه) ای که در آن قرآن تلاوت شود و نام خدا برده شود برکت آن زیاد گردد، ملائکه در آن حضور یابند و شیطان از آن دور گردد و برای اهل آسمان نورافشانی کند؛ همان طور که ستارگان برای اهل زمین نورافشانی می کنند. سه- زیارت به نیابت از دیگران یکی دیگر از آداب زیارت به جا آوردن زیارت به نیابت از دیگران و شریک کردن آنان در ثواب زیارت است.[۳۲۲] بر پایه روایات شریک کردن دیگران در حج یا طواف مستحبی و زیارت رسول خدا9 افزون بر پاداش حج کامل و پاداش زیارت برای دیگران - از جمله خویشان یا پدر و مادر- پاداشی افزون برای زائر به جهت صله رحم با خویشاوندان نیز دارد. معاویة بن عمار می گوید به امام صادق7 عرض کردم: آیا می توانم پدر و مادرم را در حج خود شریک کنم؟ فرمود: بله. عرض کردم: برادرنم را می توانم در حج خود شریک کنم؟ فرمود: بله، خداوند برای تو یک حج و برای آنها هم یک حج می نویسد و برای تو به خاطر صله رحم با آنها اجر و پاداش خاص است. عرض کردم: از جانب مرد و زنی که در کوفه هستند می توانم طواف انجام دهم؟ فرمود: بله، هنگامی که می خواهی شروع کنی بگو: خدایا، از فلانی قبول کن که از جانب او طواف می کنم.[۳۲۳] حتی اگر حج به نیابت از هزار نفر یا بیشتر هم باشد، برای همه آنها یک حج خواهد بود؛ چنان که امام صادق7 فرمود: «لَوْ أَشْرَكْتَ أَلْفاً فِي حَجَّتِكَ لَكَانَ لِكُلِّ وَاحِدٍ حَجَّةٌ مِنْ غَيْرِ أَنْ تَنْقُصَ حَجَّتُكَ شَيْئاً».[۳۲۴] «اگر هزار نفر را در پاداش حجّ خود شریک کنی، برای همه آنها ثواب حج نوشته می شود بدون آنکه از پاداش حجّ تو کاسته شود». امام کاظم7 به علی بن ابراهیم حضرمی فرمود: هنگامی که مدینه رفتی و زیارت رسول خدا9 و ائمه را انجام دادی دو رکعت نماز بخوان و بالای سر رسول خدا9 بایست و بگو: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ مِنْ أَبِي وَ أُمِّي وَ زَوْجَتِي وَ وُلْدِي وَ جَمِيعِ حَامَّتِي وَ مِنْ جَمِيعِ أَهْلِ بَلَدِي حُرِّهِمْ وَ عَبْدِهِمْ وَ أَبْيَضِهِمْ وَ أَسْوَدِهِمْ»؛[۳۲۵] «سلام بر تو ای نبی خدا، از جانب پدرم و مادرم و همسرم و فرزندانم و جمیع دوستانم و همه اهل شهرم، آزادشان و بنده شان، سفیدشان و سیاهشان». ی) پرهیز از کارهای لغو و سخنان بیهوده «لغو» به معنای کار بیهوده ای است که مصلحتی نه برای دنیای انسان و نه برای آخرت او دارد. «لهو» نیز یعنی کاری که انسان را از هدفی معقول و ارزنده بازدارد.[۳۲۶] قرآن کریم می فرماید: (وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ).[۳۲۷] هدف اصلی مؤمن در زندگی پیمودن مسیر تکامل و تقرب به خداوند است. در اصطلاح شرع، «لهو» به کاری گفته می شود که انسان را به غیر خدا سرگرم کند و از یاد خدا و توجه به مقصد اصلی زندگی بازدارد. لغو و لهو اعم از سخن است و شامل عمل نیز می شود؛ ولی یکی از مصادیق آنها سخنان بیهوده است که انسان را از یاد خدا غافل می کند: (وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ)؛[۳۲۸] «و برخی از مردم کسانی اند که گفتار سرگرم کننده و سخن بیهوده را خریدارند تا [مردم را] بی هیچ دانشی از راه خدا گمراه کنند». منظور از «لهو الحدیث» در این آیه شریفه الفاظ و اصواتی است که انسان را از یاد خدا غافل کند. پس هر گفتاری که انسان را از راه خدا بازدارد و او را گمراه سازد مصداق لهو الحدیث است. سخنان بیهوده در زیارت نیز گفتاری است که زائر را از توجه به مزور و یاد خدا بازدارد. ک) کمک به فقرای مجاور مزور یکی دیگر از آداب زیارت، کمک به نیازمندان مجاور و ساکن در اعتاب مقدس است.[۳۲۹] امام صادق7 فرمود: «در زیارت امام حسین7 مانند حضور در حج است که باید به نیازمندان کمک شود»؛[۳۳۰] زیرا نیازمندانْ پناه آورندگان به حرم اند و کمک به آنان تعظیم رسول خدا9 است. ل) زیارت وداع از آداب دیگر زیارت،خواندن زیارت وداع است.[۳۳۱] خدا حافظی در پایان دیدار و هنگام ترک حضور کسی یکی از آداب دیدار و نشانه های حرمت نهادن به اوست. معمولاً در این خدا حافظی ها دو طرف - ضمن ابراز محبت و اشتیاق دیدار دوباره - با گرمی از یکدیگر خدا حافظی می کنند. یونس بن یعقوب از امام صادق7 سؤال کرد: در وداع قبر رسول خدا چه بگویم؟ حضرت فرمودند: بگو: «صلی الله علیك، السلام علیك، لاجعله الله آخر تسلیمی علیك».[۳۳۲] امام کاظم7 فرمود: در زیارت وداع امیرالمؤمنین7 چنین بگویید:
«السَّلَامُ عَلَیك وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَسْتَرْعِیك وَ أَقْرَأُ عَلَیك السَّلَام...»؛[۳۳۳] «سلام و رحمت و برکات الهی بر تو باد. با تو وداع می کنم و از تو رعایت و توجه می طلبم و بر تو سلام می دهم». نیز در اواخر این زیارت آمده است: «خداوندا، این را آخرین زیارت من از این آستان قرار مده و اگر آخرین زیارتم بود، مرا با این پیشوایان محشور گردان».[۳۳۴]
ابن مشهدی از جمله اعمال زائر در حرم سیدالشهدا7 را زیارت وداع هنگام خروج از روضه مقدسه می شمارد و این دعا را برای وداع روایت می کند: «و لا جَعَلَهُ اللهُ آخَرِ العَهدِ مِنّی لِزیارتَك، وَ رَزَقَنی اللهُ العوَدَ اِلی مَشهَدِك وَ المقامَ بِفِنائِكَ و القیامَ فی حَرَمِك...».[۳۳۵] پروردگار آن را آخرین وعده ام برای زیارت تو قرار ندهد، و روزیم گرداند بازگشت به زیارتگاه تو را و اقامت در حضورت را و بودن در حرمت را. در روایات دعای خاصی به عنوان زیارت وداع نقل شده که در بخشی از آن چنین آمده است: اللهم لا تجعله آخر العهد من زیارة نبیك علیه و آله السلام، و ان توفیتنی فانی اشهد فی مماتی علی ما اشهد علیه فی حیاتی.[۳۳۶] خداوندا، این را آخرین زیارت من از قبر پیامبرت (که درود بر او و خاندانش باد) قرار مده و اگر مرا از دنیا بردی، من بر آنچه در حال حیاتم به آن شهادت داده ام، پس از مرگ هم بر همان شهادت می دهم. فقهای شیعه بر اساس روایات به استحباب دعا برای زیارت مجدد فتوا داده اند[۳۳۷] و بعضی نیز بر این عود تصریح کرده اند: «اللهم لا تجعله آخر العهد لزیارة ولیك، و ارزقنی العود إلیه أبدا ما أبقیتنی»؛[۳۳۸] «خدایا، این زیارت را آخرین عهد برای زیارت ولی ات قرار نده و بازگشت به سوی او را تا روزی که باقی هستم روزی ام گردان». غزالی در آداب زیارت رسول خدا9 می گوید: «یودع رسول الله9 ویسأل الله عز وجل أن یرزقه العودة إلیه».[۳۳۹] 2. آداب پس از زیارت الف) بازگو نکردن خاطرات تلخ زندگى در سفرْ گروهى است؛ بدین معنا که افراد مختلف با خلق های گوناگون کنار هم جمع می شوند و چندین روز با هم زندگى مى کنند و طبیعتاً گاهى به درگیرى و کدورت برمی خورند. توصیه اهل بیت: به زائران این است که در سفر با همسفران خود جوانمردانه برخورد کنند و پس از بازگشت نیز در هیچ مجلسى حوادث ناخوشایند سفر را براى دیگران بازگو نکنند؛ چنان که امام صادق7 مى فرماید: «ليس مِنَ المروة أن يحدث الرجل بما يلقى مِنْ خيرٍ أو شرٍّ»؛[۳۴۰] «از جوانمردى نیست که انسان آنچه از خوب و بد در سفر دیده و با آن برخورد کرده را بازگو نماید». ب) حفظ آثار زیارت زیارت قبور معصومان: می تواند باعث تحولات روحی و روانی زائر شود و آثار متعدد اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی برای فرد و جامعه داشته باشد. مهم آن است که زائر این آثار را در زندگی فردی و اجتماعی خود حفظ کند و گناهان گذشته را تکرار نکند. رسول گرامی اسلام9 فرمود: مِنْ عَلَامَةِ قَبُولِ الْحَجِّ إِذَا رَجَعَ الرَّجُلُ عَمَّا كَانَ عَلَیْهِ مِنَ الْمَعَاصِی هَذَا عَلَامَةُ قَبُولِ الْحَجِّ وَ إِنْ رَجَعَ مِنَ الْحَجِّ ثُمَّ انْهَمَكَ فِیمَا كَانَ مِنْ زِنَاءٍ أَوْ خِیَانَةٍ أَوْ مَعْصِیَةٍ فَقَدْ رُدَّ عَلَیْهِ حَجُّهُ.[۳۴۱] «نشانه قبولی حج آن است که فرد هنگامی که از حج بازمی گردد از گناهانی که مرتکب می شده بازگردد. این است نشانه قبولی حج. اگر از حج برگردد و به انجام کارهایی که قبلاً مرتکب می شد از زنا یا خیانت یا معصیت بازگردد، حج او به سویش بازگردانیده می شود. خلاصه درس 1. در این درس با آداب حین زیارت و پس از زیارت آشنا شدیم. 2. در روایات توصیه شده به قبر نزدیک شوید و قبر و ضریح را ببوسید. 3. از آداب زیارت رو به سوی قبر ایستادن و زیارت و دعا خواندن است. 4. از آداب زیارت آهسته زیارت کردن و پرهیز از ایجاد مزاحمت برای دیگران است. 5. پس از زیارت، برای معصومان: دو رکعت نماز زیارت، و برای امامزادگان نماز هدیه در صورت امکان بالای سر و در صورت عدم امکان هر جای حرم اقامه شود. 6. یکی از آداب زیارت امام حسین7 ساده و بدون تشریفات بودن زیارت است. 7. صدقه و احسان به نیازمندان و مجاوران مزور از آداب حین زیارت است. 8. برای خود و دیگران دعا کردن، و به نیابت از دیگران زیارت کردن از آداب حین زیارت است. 9. خواندن زیارت وداع و طلب زیارت مجدد هنگام مراجعت و خدا حافظی از دیگر آداب زیارت است. 10. کوشیدن در حفظ آثار زیارت و بازگو نکردن سختی های سفر از آداب پس از سفر زیارت است. منابع برای مطالعه بیشتر 1. داود حسینی، بررسی تحلیلی آداب زیارت، نشر مشعر. 2. سیدعلی قاضی عسکر، آداب زیارت، نشر مشعر. 3. داود حسینی، راه و راهنمای زیارت عتبات عالیات، ج1 (آداب و احکام سفرهای زیارتی)، نشر مشعر. سؤال های درس جهت خودآزمایی 1. چهار مورد از آداب حین زیارت معصومان: را ذکر کنید و برای هر کدام یک دلیل روایی بیاورید. 2. زمان، مکان و تعداد رکعات نماز زیارت را توضیح دهید. 3. به خواندن چه نوع زیارتنامه هایی در زیارت معصومان: توصیه شده است؟ چرا؟ 4. هنگام زیارت از چه چیزهایی نهی شده است؟ 5. دلیل روایی استحباب زیارت وداع معصومان: چیست؟
درس پنجم:
اسرار اعتقادی، عبادی و اخلاقی - عرفانی زیارت
اهداف درس انتظار می رود با مطالعه این درس: 1. با اسرار اعتقادی زیارت آشنا شویم. 2. اسرار عبادی زیارت را بشناسیم. 3. با اسرار اخلاقی و عرفانی زیارت آشنا شویم.
1. اسرار اعتقادی
عقیده و اعتقاد به معنای پیوند خوردن چیزی با قلب است؛ به گونه ای که گویا قلب و آن امور را با طنابی به یکدیگر بسته اند.[۳۴۲] این معنای عقیده و اعتقاد، عام است و به دین اختصاص ندارد و امور غیر دینی را هم شامل می شود.
این کلمه به تدریج میان مسلمانان به بخشی از معنای لغوی خود محدود شد و در نتیجه معنای خاصی یافت: گره خوردن دین و معارف دینی با قلب. بنابراین عقیده و اعتقاد به معنای پذیرش قلبی معارف دینی است؛ زیرا دینداری بدون اعتقاد به عقاید بنیادین دینی معنایی نخواهد داشت.
زیارت همان طور که بر اساس باورها و اعتقادات آغاز می شود، در ادامه اسرار اعتقادی مختلفی برای زائر دارد؛ از جمله:
الف) تقویت توحیدباوری
یکی از اسرار زیارت معصومان: پرورش اعتقاد به توحید خالص است. زیارت، انسان را متوجه مبدأ هستی می کند و یادآور می شود که این عالم دارای خالق است و برای رسیدن به کمال معرفت باید در مسیری که او معرفی کرده است، حرکت کرد. زائر حرکت خود را با ذکر الله اکبر آغاز می کند و با ذکر وحدانیت خداوند ادامه می دهد و با نماز و سجده بر پروردگار به پایان می برد. همه اینها یک پیام را برای زائر زنده می کند و آن توحید است.
از نشانه های زیارتِ «توحیدمدار» نگرش درست به مقام اهل بیت: و پرهیز از غلو درباره آنان است. از این رو یکی از آداب زیارت این است که زائر زیارت خود را با ذکر خدا و شهادت به وحدانیت او آغاز کند. امام هادی7 در آداب زیارت جامعه کبیره فرمود:
هر گاه به زیارت یکی از ما مشرف شدی جلوی در بایست و بگو: «اشهد ان لا اله الا الله و انَّ محمداً رسول الله» و هنگامی که قبر را دیدی بایست و سی بار بگو: «الله اكبر»؛ سپس به سوی قبر حرکت کن و باز بایست و سی بار بگو: «الله اكبر». هنگامی که نزد قبر رسیدی، چهل بار بگو: «الله اكبر»؛ سپس زیارتنامه را قرائت کن.[۳۴۳]
به تعبیر آیت الله جوادی آملی، زائر پس از آنکه صد بار به عظمت خدا اعتراف کرد و او را از هر وصف و ثنایی برتر دانست، باید به ثناگویی اهل بیت و شمارش کمالات آنان بپردازد.[۳۴۴] علامه مجلسی اول (محمدتقی مجلسی) نیز گفته است: «حکمت این تکبیرهای صدگانه این است که دلالت کند بر اینکه عظمت و کبریایی تنها از آنِ خداست».[۳۴۵]
شیخ عباس قمی در مقدمه زیارت جامعه کبیره می نویسد:
شاید وجه تکبیرات این باشد که اکثر طباع (طبع ها) مایل به غلو هستند. [لذا دستور داده شد که پیش از زیارت صد بار تکبیر گفته شود تا] مبادا از عبارات امثالِ این زیارت (زیارت جامعه)، [زائران] به غلو افتند یا از بزرگی حق سبحانه تعالی غافل شوند.[۳۴۶]
بسیاری از زیارتنامه های مأثور معصومان: با شهادت به وحدانیت پروردگار عالم شروع می شود؛ برای مثال زیارت رسول خدا9، از نزدیک این گونه آغاز می شود: «اشهد ان لااله الا الله وحده لا شريك له».[۳۴۷] همچنین در زیارت امام حسین7 به شهدای کربلا چنین خطاب می شود: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الذَّابُّونَ عَنْ تَوْحِيدِ الله»؛[۳۴۸] «سلام بر شما ای کسانی که دفاع کنندگان از توحید پروردگار هستید». در حقیقت زیارت برای زنده نگه داشتن نام موحدان است.
ب) اعتقاد به رسالت انبیا و نبوت پیامبر اسلام9
یکی دیگر از اسرار اعتقادی زیارت معصومان:، به ویژه زیارت امام حسین7، پرورش عقیده به نبوت عامه (رسالت انبیای الهی گذشته) و نبوت خاصه (رسالت نبی اکرم9) است. خاستگاه زیارت، قبور انبیای الهی و اوصیای آنان است و زائر با زیارت آنان با اوصاف، اخلاق و سیره انبیای الهی آشنا می شود. این آشنایی قلب زائر را به آنان گره می زند.
شاهد این امر دستورالعمل معصومان: برای زیارت اولیاست؛[۳۴۹] بدین صورت که در اغلب زیارتنامه ها زائر با سلام به انبیای گذشته، زیارت خود را آغاز، و با سلام به رسول اکرم9 به رسالت ایشان اقرار می کند؛ مثلاً در زیارت وارث این گونه به پیامبران سلام می دهیم:
السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفِیِّ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَجِیِّ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ مُوسَى كَلِیمِ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ عِیسَى رُوحِ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِیبِ (نبی) الله.[۳۵۰]
در زیارتی که صفوان جمال از امام صادق7 برای زیارت امام حسین7 در روز عاشورا نقل کرده است، ابتدا به 23 پیامبر (مانند آدم، نوح، ابراهیم، موسی، هارون، زکریا، یحیی و عیسی:)[۳۵۱] سلام داده می شود و ويژگی مخصوص آنها ذکر می شود.
ذکر این نام ها و صفات ویژه آنها و شهادت به نبوت ایشان زائر را با این حقیقت آشنا می کند که انبیا و جانشینان آنها امناءالله در عالم هستی اند. «قَالَ النَّبِيُّ9 نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَتْقِيَاءِ وَ الْأُمَنَاءِ».[۳۵۲] همچنین امام باقر7 در این باره فرمود: «إِنَّ مُحَمَّداً9 كَانَ أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِه». [۳۵۳]
ج) معادباوری
یکی دیگر از اسرار زیارت اعتقاد به معاد و نهادینه کردن آن در ضمیر زائر است؛ زیرا اگر تربیت دینی را اندیشیدن بر اساس معارف الهی و رفتار بر مبنای تعالیم آسمانی بدانیم، این مجموعه - همان گونه که با «باور به مبدأ» عجین شده است - به صورت ناگسستنی و انکارناپذیری با «اعتقاد به معاد» نیز گره خورده است و زیارات معصومان: از اموری که از باورهای زائر سرچشمه می گیرد خبر می دهد.
یک- اعتقاد به حیات مزور
یکی از جنبه های معادباوری در زیارت اولیای الهی اعتقاد به حیات برزخی آنان است.
زائر هنگام تشرف به حرم معصومان: این گونه سخن آغاز می کند: «السلام عَلَيكُم يا اَهلَ بَيَتِ النُّبُوه». ضمیر خطاب حاکی از مشافهه و رودررو شدن با مزور است؛ گویی زائر، افزون بر اینکه مزور را مقابل خود زنده و حاضر می بیند و به او سلام می کند، او را ناظر بر رفتار خود هم می بیند.[۳۵۴]
دو- امکان ارتباط با ارواح مردگان زیارت از این عقیده سرچشمه می گیرد که افزون بر اعتقاد به حیات برزخی مزور امکان ارتباط با او نیز وجود دارد؛ در غیر این صورت آمدن به زیارت بی معنا خواهد بود. در یکی از زیارت های امیرالمؤمنین7 می گوییم: «أَتَيْتُكُمْ زَائِراً مُتَوَسِّلًا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ، مُتَوَجِّهاً بِكُمْ»؛[۳۵۵] «برای زیارت شما آمده ام. به خدا ی تعالی، که پروردگار من و پروردگار شماست، متوسل شده ام و به سوی شما روی کرده ام». شیخ الرئیس ابوعلی سینا می نویسد: غرض از زیارت و دعا این است که نفوس زائران، که هنوز به بدن های خود متصل اند، از نفوس مردگانی که مفارق و جدا از بدن های خویش اند استمداد می جویند تا از سوی آنها جلب خیرات یا دفع مضرات کنند. مسلّم است که آن نفوس مُزَورَّهِ، به واسطه تشابه و تناسبشان با عقول مفارقه و به سبب مجاورت با آنها، در این عالم مؤثر خواهند بود و از اینجاست که امکان ارتباط برای آنها فراهم می آید.[۳۵۶] سه- ارتباط ارواح با قبور خویش زیارت قبور بیانگر ارتباط ارواح با قبور است؛ یعنی ارتباط روح با قبری که بدن او در آن است قطع نشده است. در زیارت جامعه کبیره آمده است: «زَائِرٌ لَكُمْ لَائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِكُمْ»؛[۳۵۷] «من زائر شما هستم و به قبور شما پناه آورده ام». همچنین امام صادق7 می فرماید: إِذَا زُرْتُمْ مَوْتَاكُمْ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ، سَمِعُوا وَ أَجَابُوكُمْ، وَ إِذَا زُرْتُمُوهُمْ بَعْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ، سَمِعُوا وَ لَمْ یُجِیبُوكُمْ.[۳۵۸] هنگامی که مردگانتان را قبل از طلوع خورشید زیارت کنید صدای شما را می شنوند و جواب می دهند و اگر بعد از طلوع خورشید آنان را زیارت کنید سخن شما را می شنوند. ولی جواب نمی دهند. از این زیارت استفاده می شود که وقتی بر مزار مردگان حاضر می شویم ارواح آنها در آنجا حاضرند و با ما ارتباط برقرار می کنند. د) امام شناسی زیارت هم از عقیده زائر به جایگاه مزور نزد پروردگار خبر می دهد و هم راه معرفت افزایی به بعد ظاهری و معنوی امام است؛ چنان که در بعد ظاهری، رفتن به مکانی که قبر ولی خداست بیانگر حقیقت خارجی داشتن و افسانه ای نبودن اوست و از بعد معنوی یکی از راه های شناخت فضایل و کمالات امام است. ائمه: نور الهی در همه عوالم اند. خدا ی متعال دستور داده است: (فَآمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذي أَنْزَلْنا وَ اللهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبير)؛[۳۵۹] «به خدا و رسولش و نوری که فروفرستادیم ایمان بیاورید و خدا به آنچه می کنید آگاه است». ابوخالد برقی می گوید: از امام باقر7 درباره آیه (فَآمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا) سؤال کردم. امام باقر7 فرمود: ای اباخالد، به خدا قسم آن نور، ائمه از آل محمد9 است تا قیامت. به خدا قسم آنها نور خدا یند که نزول کرده است. به خدا قسم، آنها نور خدا در آسمان ها و زمین اند. ای اباخالد، هرآینه نور امام در قلب های مؤمنین نورانی تر از خورشیدی است که روز را روشن می کند. به خدا قسم ائمه قلب های مؤمنین را نورانی می کنند.[۳۶۰] همچنین در زیارت جامعه صریحاً آمده است: «خَلَقَكُمُ الله أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِين »؛[۳۶۱] «خداوند شما را نورهایی آفرید آنگاه شما را محیط بر عرش خود قرار داد». به همین دلیل که زائر امام خود را با اوصاف الهی می خواند و او را چنین خطاب می کند: «السلام عليك يا ولي الله، يا حجة الله، يا صفي الله، يا امين الله، يا نور الله، يا باب الله و...». 2. اسرار عبادی زیارت یکی از نیازهای اساسی که در جان و فطرت بشر ریشه دارد و اسلام آن را در قالب برنامه ای جامع برای تکامل روح او تنظیم کرده عبادت و گفت وگوی با خداست. علامه طباطبایی در این زمینه می گوید: «رابطه معنوی ای را که هر فرد با خداوند از مجرای «عبادت» پیدا می کند عاملی مؤثر در تربیت او خواهد بود».[۳۶۲] پس زیارت یکی از عبادات است که مردم به سوی آن خوانده شده اند.[۳۶۳] این عبادت اسرار بسیاری به همراه دارد که برخی از آنها در پی می آید: الف) رازگویی و نیازخواهی زائر در زیارت به درونش توجهی ارادی و آگاهانه پیدا می کند. گویی حرم معصومان: جایگاهی است که خداوند بندگانش را به آنجا دعوت کرده تا با او نجوا و رازونیاز کنند: (في بُيُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال).[۳۶۴] [این چراغ پرفروغ] در خانه هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده آن را بالا برند [تا از دستبرد شیاطین در امان باشد] و در آنها نام خدا برده شود و صبح و شام در آنها تسبیح او گویند. امام باقر7 فرمود: «هی بیوت الانبیاء و بیت علی7 منها»؛[۳۶۵] «آن خانه ها خانه های پیامبران هستند و خانه علی7 از آن خانه هاست». یکی از بهترین مکان ها، که انسان فارغ از همه مشغله ها انگیزه و شوق دعا و نیایش پیدا می کند، حرم معصومان: است. در این اگرچه زائر در جمع است، حضور دیگران هیچ گونه محدودیتی برای فرد ایجاد نمی کند. ب) زمینه سازی انس با قرآن یکی از فرصت هایی که در حین زیارت فراهم می آید تلاوت و انس با قرآن کریم است. یکی از آداب و مستحبات زیارت حرم مطهر معصومین: تلاوت قرآن و هدیه کردن آن به مزور است. این امر از یک سو نوعی تعظیم و تکریم نسبت به مزور است و از سوی دیگر توجه دادن زائر نسبت به قرآن کریم و بهره گیری از قرآن که ثواب اصلی و آثار آن به خود زائر برمی گردد.[۳۶۶] ج) توجه به نماز توجه به نماز از دیگر اسرار عبادی زیارت است، به عبارت دیگر یکی از اجزای جداناشدنی زیارتْ نماز است. این دو چنان مقرون اند که معمولاً زیارت ائمه و امامزاده ها با نماز زیارت همراه است[۳۶۷] و کمتر اتفاق می افتد کسی توفیق زیارت یکی از اولیاء الله را پیدا کند، ولی کنار قبر مطهر او نماز نخواند. موضوع اقامه نماز و احیای آن از ارکان اصلی بسیاری از زیارتنامه های معصومان: و امامزادگان است. در زیارت امیرالمؤمنین7،[۳۶۸] امام حسین7،[۳۶۹] امام موسی بن جعفر8[۳۷۰] امام رضا7،[۳۷۱] امام جواد7[۳۷۲] و در زیارت عاشورا،[۳۷۳] زیارت امام حسین7 در روز عرفه،[۳۷۴] زیارت علی7 در روز غدیر،[۳۷۵] هفدهم ربیع،[۳۷۶] بیست و هفتم رجب[۳۷۷] و سایر زیارات شهادت به احیای نماز توسط مزور (أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ)[۳۷۸] رکن اصلی زیارت است. زائر پس از زیارت - هم در زندگی فردی و خانوادگی خود و هم در جامعه ای که زندگی می کند - باید اقامه کننده نماز باشد. د) توجه به زکات زیارتْ زائر را به ادای زکات فرامی خواند؛ به این صورت که صدقه دادن هنگام سفر و کمک به نیازمندان یکی از آداب زیارت است. در زیارتنامه های معصومان: نیز به پرداخت زکات ایشان اشاره می شود: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ».[۳۷۹] بنابراین از آنجا که زیارت پیونددهنده زائر با سیره مزور است، اگر توجه به نیازمندان در اولویت مزور بوده، برای زائر هم باید اولویت یابد. در زیارت جامعه می خوانیم: وَ جَعَلَنِی مِنْ خِیَارِ مَوَالِیكُمُ التَّابِعِینَ لِمَا دَعَوْتُمْ إِلَیْهِ وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثَارَكُمْ وَ یَسْلُكُ سَبِیلَكُمْ وَ یَهْتَدِی بِهُدَاكُمْ.[۳۸۰] من را از بهترین دوستانتان قرار دهد و بهترین از پیروی کنندگان نسبت به آنچه به سوی آن می خوانید و من را از کسانی قرار دهد که آثار شما را جست وجو می کند و مسیر شما را می پیماید و به هدایت شما هدایت می شود. هـ) توجه به امر به معروف و نهی از منکر زیارتْ زائر را به سرنوشت خود و جامعه حساس می کند؛ زیرا زائر به زیارت کسانی می رود که خود را برای اصلاح جامعه، - یعنی زدودن زشتی ها از آن و ترویج ملکات اخلاقی و انسانی در آن - ، فدا کردند؛ به همین دلیل یکی از موضوعات بسیار تکرارشده در زیارت معصومان: امر به معروف و نهی از منکر است «وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ».[۳۸۱] زیارت باید به زائر روحیه مسئولیت پذیری و حساسیت به سرنوشت جامعه ای که در آن زندگی می کند ببخشد. همچنین در روایات آمده است که نشانه قبولی زیارت بازگشت از گذشته تاریک است؛[۳۸۲] یعنی زائر باید هم متعظ شود و هم واعظ باشد. و) زیارت، زمینه ساز توبه زیارت ائمه معصوم: فرصت خوبی برای بررسی اعمال و توبه به درگاه خدا به دست می دهد؛ زیرا زائر همه مشغله های خود را کنار گذاشته و خسته از همه ارتباطات مادی به پناهگاهی آمده است که آرامش آفرین باشد. یکی از محورهای زیارتنامه های مأثور معصومان: و امامزادگان توبه و طلب مغفرت از پروردگار و واسطه قرار دادن اولیای خدا و طلب شفاعت از آنان است. زائر در زیارت حضرت رسول9 آن حضرت را این گونه زیارت می کند: اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا الله وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا الله تَوَّاباً رَحِيماً)[۳۸۳] وَ إِنِّی أَتَیْتُ نَبِیَّكَ مُسْتَغْفِراً تَائِباً مِنْ ذُنُوبِی وَ إِنِّی أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللهِ رَبِّی وَ رَبِّكَ لِیَغْفِرَ لِی ذُنُوبِی .[۳۸۴] خدایا، تو گفتی: «و اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم می کردند [و فرمان های خدا را زیر پا می گذاردند] نزد تو می آمدند و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند» و من نزد پیامبرت آمده ام و از گناهانم طلب بخشایش و توبه می کنم. [یا رسول الله،] هرآینه به وسیله تو به سوی خدا توجه می کنم که خدا ی من و خدا ی توست تا اینکه گناهان مرا بیامرزد. در زیارتنامه معصومان: طلب بخشایش گناهان، به وسیله واسطه قرار دادن آنان از مهم ترین فراز هاست؛ برای نمونه در زیارت امیرالمؤمنین7، امام حسین7، کاظمین8، امام رضا7 و... این گونه می گوییم: ... بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی أَتَیْتُكَ زَائِراً وَافِداً عَائِذاً مِمَّا جَنَیْتُ بِهِ عَلَى نَفْسِی وَ احْتَطَبْتُ عَلَى ظَهْرِی فَكُنْ لِی شَفِیعاً إِلَى رَبِّكَ یَوْمَ فَقْرِی وَ فَاقَتِی فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ اللهِ مَقَاماً مَحْمُوداً وَ أَنْتَ وَجِیهٌ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة... .[۳۸۵] پدر و مادرم به فدایت؛ به سوی تو آمده ام در حالی که زیارت کننده ام، میهمانم و پناه آورنده ام به شما، به سبب آنچه بر خود ستم نمودم و سنگینی گناه را بر پشت خود حمل می کنم. پس شما نزد پروردگار برای من شفاعت کن در روز تنگدستی و نیازمندی ام. به درستی که برای تو نزد پروردگار مقامی پسندیده است و تو در دنیا و آخرت آبرومندی. 3. اسرار اخلاقی - عرفانی زیارت واژه «اخلاق»، جمع ماده «خُلق»، به معنای «سجیه، خصلت و طبع» آمده است.[۳۸۶] راغب خَلق و خُلق را از یک ریشه می داند؛ با این تفاوت که «خَلق» مخصوص هیئت و صورت هایی است که با قوه بینایی قابل درک است، ولی «خُلق» فقط با نیروی بصیرت درک می شود.[۳۸۷] اخلاق در اصطلاح به ملکات و مجموعه صفات پایدار گفته می شود که باعث صدور رفتار بدون تأمل و اندیشه می شود.[۳۸۸] همچنین اخلاق در اصطلاح گاهی به همان معنای لغوی، یعنی صفت نفسانی، به کار می رود و گاهی صفت برای رفتار انسان قرار می گیرد؛ مثلاً گفته می شود این عمل، اخلاقی یا غیر اخلاقی است.[۳۸۹] سه عامل در جریان زیارت به صورت طولی در تحول اخلاقی زائر قرار دارند: متربی خود زائر است که با انگیزه الهی و برای رسیدن به تحول درونی و پاک شدن از آلودگی ها به زیارت ولی خدا اقدام می کند؛ واسطه در تربیتْ رسول خدا9 و جانشینان بر حق اویند و مربی هم پروردگار عالم است که تغییردهنده به احسن الحال است. قرآن کریم به هر سه عامل تربیت اشاره می کند و می فرماید: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاءوُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيما).[۳۹۰] اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم می کردند [و فرمان های خدا را زیر پا می گذاشتند] نزد تو می آمدند و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند. زیارت اولیای خدا، به ویژه امام حسین7، در دو بعد اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی تأثیرگذار است و زائر را در جهت فضایل اخلاقی رهنمون می سازد. الف) غفلت زدایی و ذکر یکی از اسرار اخلاقی - عرفانی زیارت در بعد فردی غفلت زدایی است که احساس حضور جدی خداوند و اولیای او را در زندگی زائر تقویت می کند. ذکر زبانی سبب حضور قلبی و مقدمه آن است. اذکار و ادعیه های توصیه شده در زیارت نام و یاد پروردگار را تداعی می کند و بر اساس روش تلقین به نفس، در ضمیر انسان تأثیر می گذارد و به وسیله دو اصل مداومت و محافظت بر عمل در باطن انسان تحول می آفریند. در زیارت، تلقین قولی و فعلی در هم می آمیزد[۳۹۱] و تأثیری مضاعف به بار می آورد. در آداب زیارت گفته شده است که با وقار و سکینه قدم بردارید، ذکر خدا بگویید، با پای راست وارد حرم شوید، اذن دخول بخوانید، تکبیر بگویید و زیارتنامه بخوانید و حتی دعا و زیارتنامه را با آهنگی بخوانید که عمیق ترین تأثیر را در جان بگذارد. در این باره قرآن کریم سفارش می کند: (وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلين)؛[۳۹۲] «پروردگارت را در درون، از روی خوف و تضرع، آهسته و آرام، هر صبحگاهان و شامگاهان یاد کن و از غافلان مباش». ب) کوتاه شدن آرزوها زیارت قبور اولیای خدا از چند جهت موجب کوتاه شدن آرزو های زائر می شود: اولاً انسان در زیارت به یاد بار سنگین گناهان و سرانجام بد خود می افتد. این حال وهوا زائر را از آرزوهای دور و دراز، که او را به مرحله هلاکت می کشاند، دور می کند و به فکر توبه و تجدید نظر در زندگی می اندازد. امام سجاد7 در دعای ابوحمزه می فرماید: «إِذَا رَأَیْتُ مَوْلَایَ ذُنُوبِی فَزِعْتُ وَ إِذَا رَأَیْتُ کَرَمَکَ طَمِعْت»؛[۳۹۳] «مولای من، هنگامی که گناهانم را می بینم ناله می زنم و هنگامی که کرم تو را می بینم طمع می کنم». ثانیاً در زیارت این تفکر در ذهن ها شکل می گیرد که حتی آنان که بهترین بندگان خدا یند و خلقت هستی به یمن وجود آنها و برای آنها بوده است[۳۹۴] چند صباحی بیشتر در این دنیا باقی نماندند و از دنیا و نعمت های آن دست کشیدند و رفتند؛ در حالی که اگر قرار بود کسی در این دنیا جاودانه بماند و به همه آرزوهایش برسد، آنان از همه مردم سزاوارتر بودند. ثالثاً یکی از عوامل اصلی آرزوهای دراز فراموش کردن مرگ و یاد آن است. حضرت علی7 در این باره می فرماید: «قَدْ غَابَ عَنْ قُلُوبِکُمْ ذِکْرُ الْآجَالِ وَ حَضَرَتْکُمْ کَوَاذِبُ الْآمَالِ»؛[۳۹۵] «هر آینه ذکر مرگ از قلب های شما غایب شده و آرزوهای دروغین نزد شما حاضر گشته». در زیارت، انسان بیشتر به یاد مرگ و سفر آخرت می افتد و آرزو های دور و دراز را فراموش می کند. ج) تسلیم و رضا بر اساس دیدگاه روان شناختی، یکی از راه های یادگیری و یادآوری روش تصویرسازی[۳۹۶] است. تصویرسازی ذهنی به معنای برقراری ارتباط معنادار میان مطالب از طریق ایجاد رابطه ای ذهنی بین آنهاست.[۳۹۷] بر اساس این دیدگاه، وقتی زائر زیارتنامه امام حسین7 را قرائت، و مصائب واردشده بر ایشان را تصور می کند[۳۹۸] با تصویرسازی تسلیم و رضای آنان، آمادگی رسیدن به رضای الهی را پیدا می کند و می کوشد با آنان همانندسازی کند. گریستن زائران در زیارت اولیای خدا بر مصائب ایشان از آن روست که زائر با مزور احساس هم دردی می کند. یکی دیگر از تکنیک های روان شناختی یادگیری تصویر سازی مکانی است.[۳۹۹] شخص، هنگام یاد گیری و یادآوری مطالب، مکان اشیا را در ذهن مجسم می کند؛ به این شکل که ابتدا موقعیت یا مکان اشیا را می آموزد و هنگام یادآوری با طی این مراحل ذهنی به ترتیب آنها را به یاد می آورد.[۴۰۰] زائر در فضای حرم و ارتباط کلامی میان زیارتنامه و ذکر مصائب امام حسین7 با مکان زیارت و شهادت ایشان، می تواند خود را به مصائب حضرت نزدیک سازد و در تسلیم و رضا با ایشان همانند سازی کند. د) ایجاد روحیه زهد یکی دیگر از کارکردهای اخلاقی زیارت ایجاد روحیه زهد و بی رغبتی به دنیاست. «زهد» به معنای اعراض از چیزی و رضایت دادن به مقدار اندکی از آن است.[۴۰۱] در اصطلاح علمای اخلاق نیز زهد اعراض قلبی و عملی از دنیا و استفاده اندک از آن تنها به مقدار نیاز است؛[۴۰۲] به عبارت دیگر زهد روی گردانیدن از دنیا برای آخرت و دل بریدن از غیر خداست.[۴۰۳] امام صادق7 در تبیین معنای زهد می فرماید: «الزُّهْدُ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَاتَکُونَ بِمَا فِی یَدِکَ أَوْثَقَ مِنْکَ بِمَا عِنْدَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛[۴۰۴] «زهد در دنیا به این معناست که به آنچه در دست دارد مطمئن تر نباشد از آنچه در دست خدا ی بلندمرتبه است». یکی از راه های دستیابی به زندگی زاهدانه هم نشینی با انسان های زهدپیشه و مطالعه زندگی آنهاست؛ یکی از شروط نبوت یا وصایت زندگی زاهدانه بود.[۴۰۵] بنابراین زائر در زیارت می خواند: «أنتَ أحسَنُ الخَلقِ عِبادةً و أخلَصَهُم زِهَادهً...».[۴۰۶] مواجهه زائر با زندگی پیامبر و اولیای خدا - که ساده ترین لباس را می پوشیدند و ساده ترین غذا را می خوردند و هیچ گاه در قصر حکومتی زندگی نکردند - سبب بی رغبتی به دنیا می شود. هـ) حسن خلق یکی دیگر از اسرار اخلاقی - عرفانی زیارت، هدایت انسان به سوی حسن خلق و گشاده رویى است که از برترین صفات اخلاقی است و سبب جذب دل ها مى شود و اثربخشى آن بر دیگران شگفت انگیز است. زائر به وسیله زیارتنامه معصومان: با اخلاق آنان آشنا می شود و از ایشان حسن خلق می آموزد: «وَ عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ وَ شَأْنُكُمُ الْحَقُّ وَ الصِّدْقُ وَ الرِّفْقُ».[۴۰۷] عادت شما نیکی کردن به دیگران خصلت و خلق شما بخشش و کرم کردن و جایگاه شما حق و راستی و مداراست. و) ادب گفت وگو حضور در فضای معنوی حرم معصومان: آموزنده ادب گفت وگو با دیگران است. زائر در جمع زائران قرار می گیرد، با آنان ارتباط برقرار می کند، در کنار ایشان می نشیند، برایشان جا باز می کند و در کل آداب حضور در اجتماع را می آموزد. بنابراین زیارت مطلوب و به یادماندنى با رعایت ادب اسلامى و دستورها در خصوص معاشرت ها به دست می آید.[۴۰۸] زائر با قرائت زیارتنامه های مأثور آداب سخن گفتن با خالق و با پیامبران الهی و اوصیا و جانشینان آنها را می آموزد؛ همان طور که در آغاز بسیاری از زیارتنامه ها به پیامبران گذشته سلام داده می شود.[۴۰۹] که به زائر می آموزد باید از زحمات گذشتگان سپاسگزار بود. در فضای معنوی زیارتگاه ها یکی از آداب سفارش شده آهسته سخن گفتن و صدای خود را بالا نبردن است: (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ بَعْضا)[۴۱۰] ای کسانی که ایمان آورده اید، صدای خود را از صدای پیامبر بالاتر نبرید و در برابر او بلند سخن مگویید [و او را بلند صدا نزنید]؛ آن گونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا می کنند. زائران در زیارتگاه ها به یکدیگر سلام می کنند و برای هم طلب قبولی دعا و زیارت می کنند که باعث ایجاد محبت به یکدیگر و خشنودی خداوند می شود. امام صادق7 فرمود: «مَنْ قالَ لِأخِيهِ المُؤمِنِ مَرحَباً كَتَبَ الله تَعالى لَهُ مَرْحَباً إلى يَوْمِ القَيامَة»؛[۴۱۱] «کسى که به برادر مؤمنش بگوید خوش آمدى [خداوند به تو رفاه و گشایش عنایت کند]، خداوند متعال تا قیامت براى او خوش آمد و گشایش در کارهایش ثبت مى کند». ز) رعایت حقوق دیگران یکی دیگر از اسرار اخلاقی زیارت آشنایی با حقوق دیگران و شیوه رعایت آنهاست. انسان ها در ارتباطات اجتماعی، در قبال یکدیگر حقوقی پیدا می کنند که باید در رعایت آن کوشا باشند؛ چنان که در احوالات پیامبر خدا9 آورده اند که در یکى از سفرهایى که عازم خانه خدا بودند، فرمودند: «مَنْ كانَ يُسئُ الجِوارَ فَلا يُصاحِبنا»[۴۱۲] «آن کس که در مصاحبت و همجوارى بد عمل مى کند با ما همسفر نشود». بنابراین رعایت نکردن حق همسایه و همراه باعث محرومیت هایی، از جمله همراهی با رسول خدا9، می شود. امام صادق7 در رعایت حق هم نشینی با دیگران مى فرماید: وَطِّن نَفْسَكَ عَلى حُسنِ الصَّحابَةِ لِمَن صَحِبتَ فى حُسنِ خُلقِكَ وَ کُفَّ لِسانَكَ وَ اكظِم غَیظَكَ وَ اَقِلَّ لَغْوَكَ وَ تَفرُشُ عَفْوَكَ وَ تَسخُو نَفسَكَ.[۴۱۳] عزم کن که با هم نشینان با خلق نیک معاشرت کنى و زبانت را نگه دارى و خشم خود فرونشانى و از بیهوده گویى بر حذر باشى و عفو و گذشت بگسترانى و سخاوت و کرم را پیشه سازى. همچنین امام باقر7 مى فرماید: مَا یُعْبَأُ مَنْ یَسْلُكُ هَذَا الطَّرِیقَ إِذَا لَمْ یَكُنْ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ حِلْمٌ یَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ.[۴۱۴] ارزش و اعتباری ندارد کسی که به این سفر (زیارت خانه خدا) مى رود تا زمانی که داراى سه خصلت نباشد: ورع و پرهیزکارى که او را از معاصى خداوند بازدارد، بردبارى که به وسیله آن بر خشم و غضب فائق آید، خوش سفر بودن با کسی که با او مسافرت می کند. زائر خطاپوشی و عذرپذیری را از خداوند، و زبان عذرخواه داشتن را از زیارتنامه ها می آموزد. پس همان طور که از خداوند می خواهد خطاهای او را بپوشاند،[۴۱۵] خود نیز باید اهل عفو و گذشت شود تا خداوند هم از او درگذرد: (وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللهُ لَكُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحيم )؛[۴۱۶] «هرآینه عفو کنید و ببخشید. آیا دوست ندارید خداوند گناهان شما را ببخشد؟ و خداوند بخشنده و مهربان است». خلاصه درس 1. زیارت اسرار اعتقادی، عبادی و اخلاقی - عرفانی دارد. 2. زیارت نقش مهمی در توحیدباوری، معادباوری و شناخت انبیای الهی و رسالت رسول خدا9 دارد و معرف جایگاه امامت و نقش امام در هدایت جامعه و مردم به سوی سعادت است. 2. زیارت رابطه ای نزدیک و جدانشدنی با فروع دین (مانند نماز، زکات، امر به معروف و نهی از منکر) دارد و زائر را متوجه این فروع می کند و به او می آموزد که انتظار تأثیر از زیارت بدون عمل به این فروع امیدی پوچ است. 3. قرائت و انس با قرآن و توبه به درگاه پروردگار از دیگر اسرار زیارت در بعد عبادی است. 4. اسرار اخلاقی- عرفانی زیارت عبارت اند از: زیارت از آنجا که ذکر است، زائر را به یاد خدا می خواند و از خواب غفلت بیدار می کند. همچنین زائر با خواندن زیارات معصومان: به تسلیم و رضا در برابر پروردگار نزدیک تر می شود و با شناخت زندگی معصومان: روحیه زهد و ساده زیستی در وی تقویت می گردد و آرزوهای طولانی او کوتاه، و تفکر در آخرت آسان می شود. 5. زیارت، زائر را به کسب اخلاق نیک و پسندیده در معاشرت با دیگران رهنمون می سازد؛ او را با آداب اجتماعی آشنا می کند و به رعایت حقوق دیگران فرامی خواند. منابع برای مطالعه بیشتر 1. داود حسینی، راه سعادت، نشر مشعر. 2. داود حسینی، آموزه های تربیتی زیارت معصومان:، نشر مشعر. سؤال های درس جهت خودآزمایی 1. سه نمونه از اسرار اعتقادی زیارت را توضیح دهید. 2. رابطه زیارت با معادباوری را توضیح دهید. 3. رابطه زیارت با سه فرع از فروع دین را به اختصار توضیح دهید. 4. نقش زیارت در زمینه سازی برای توبه را توضیح دهید. 5. زیارت چه نقشی در ایجاد روحیه زهد و ساده زیستی دارد؟
درس ششم:
اسرار عاطفی - روانی، اجتماعی و سیاسی زیارت
اهداف درس انتظار می رود با مطالعه این درس: 1. با اسرار عاطفی - روانی زیارت آشنا شویم. 2. اسرار و کارکردهای اجتماعی زیارت را بشناسیم. 3. اسرار و کارکردهای سیاسی زیارت را بشناسیم.
1. اسرار عاطفی - روانی مقدمه زندگی انسان، در تمام مراحل رشد، تحت تأثیر عواطف اوست و رفتار فردی و اجتماعی او به طریقی متأثر از آنهاست. حتی سلامت روانی و عقلانی انسان به سلامت عاطفی او وابسته است. بنابراین از دیرباز علمای اخلاق، روان شناسان و صاحب نظران تعلیم و تربیت به نقش عواطف در زندگی انسان توجه، و از آن در مقام یک ابزار مؤثر برای نفوذ در اندیشه ها استفاده کرده اند. یکی از عوامل مؤثر در تربیت عاطفی، که در منابع دینی بر آن تأکید شده، زیارت خانه خدا، زیارت قبور انبیا و پیامبر اکرم9 و قبور جانشینان و فرزندان ایشان و حتی قبور مؤمنان است. از این رو در این فصل به اسرار عاطفی - روانی زیارت می پردازیم. الف) رقت قلب یکی از اسرار عاطفی- روانی زیارت اولیای خدا ایجاد رقت قلب در زائر است. رقت قلب به نرم دلی، مهربانی و ترحم به ضعفا معنا شده است[۴۱۷] و حالتی است که بر اثر آن انسان در مقابل عواملی که احساسات و عواطف را برمی انگیزاند زود منفعل می شود. اثر ظاهری آن هم اشک چشم است. بسیاری از انسان ها، حتی در اوج مشکلات، از روی غرور گریه نمی کنند، اما در تشرف به زیارت یکی از معصومان: به راحتی اشک می ریزند؛ زیرا زیارت یکی از مهم ترین عوامل پاک کننده قساوت قلب یعنی گناه و معصیت است؛ چنان که امام علی7 در حدیثی می فرماید: «مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِكَثْرَةِ الذُّنُوب »؛[۴۱۸] «اشک ها خشک نمی شود، مگر به دلیل قساوت قلب، و دل ها قساوت پیدا نمی کنند، مگر به سبب کثرت گناهان». انسان با خواندن زیارتنامه ها به ضعف و ناتوانی خود اعتراف، و عظمت اهل بیت: را یاد می کند و با مصائب آنان آشنا می شود. بنابراین قلبش خاشع، و اشکش جاری می شود. در زیارتنامه وارد شده است هنگامی که به جلوی حرم رسیدی بایست و بگو: یَا مَوَالِیَّ یَا أَبْنَاءَ رَسُولِ اللَّهِ،... الذَّلِیلُ بَیْنَ أَیْدِیكُمْ، وَ الْمُضْعِفُ فِی عُلُوِّ قَدْرِكُمْ، وَ الْمُعْتَرِفُ بِحَقِّكُمْ، جَاءَكُمْ مُسْتَجِیراً بِكُمْ، قَاصِداً إِلَى حَرَمِكُمْ، مُتَوَسِّلًا إِلَى مَقَامِكُمْ، مُتَوَسِّلًا إِلَى اللَّهِ بِكُمْ... فَإِنْ خَشَعَ قَلْبُكَ وَ دَمَعَتْ عَیْنَاكَ فَهُوَ عَلَامَةُ الْقَبُولِ وَ الْإِذْنِ.[۴۱۹] ای سروران من، ای فرزندان رسول خدا9، انسانی ذلیل در مقابل شما قرار گرفته، در مقابل بزرگی مقام شما ضعیف است، به حق شما اعتراف دارد، پناه جوی به سوی شما آمده و حرم شما را قصد کرده و به مقام شما متوسل شده و به وسیله شما به خدا توسل جسته. اگر [در آن حالت] قلبت خاشع شد و اشکت جاری گردید، این علامت قبول تو و اجازه ورود به زیارت است. همچنین در روایات وارد شده است که این زمان استجابت دعاست: «إِذَا رَقَّ أَحَدُكُمْ فَلْيَدْعُ، فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا يَرِقُّ حَتَّى يَخْلُصَ».[۴۲۰]«هنگامی که یکی از شما رقت قلب پیدا کرد دعا کند. به درستی که قلب رقت پیدا نمی کند مگر این که خالص و پاک شود». ب) تحریک عواطف انسانی تحریک عواطف یکی از شیوه های تربیتی قرآن کریم است. خداوند برای اینکه رسول خدا9 را به احسان به یتیم و ایثار به فقیر و درمانده سفارش کند، عواطف او را تحریک می کند و ابتدا در آیاتی می فرماید: (أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوَی وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدَی وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنَی ).[۴۲۱] «آیا او تو را یتیم نیافت و پناه داد و تو را گمشده یافت و هدایت کرد و تو را نیازمند یافت و بی نیاز نمود؟» پس از این تحریک و ایجاد آمادگی وظایفی را به حضرت توصیه یا تکلیف می کند: (فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَر وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَر وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث)؛[۴۲۲] «حال که چنین است، یتیم را تحقیر مکن و سائل را از خود مران و نعمت های پروردگارت را بازگو کن». یکی از کارکردهای عاطفی زیارت معصومان: و امامزادگان تحریک عواطف زائر است. زائر در زیارت به مصائب مزور می اندیشد و با خواندن زیارتنامه ها و یادآوری مصائب اهل بیت: به واقعی ترین نوع ابراز عواطف (گریه، شیون، فریاد و ناله) توصیه می شود: فَعَلَى الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ صَلَّى الله عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا فَلْیَبْكِ الْبَاكُونَ وَ إِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتَدُرَّ الدُّمُوعُ وَ لْیَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَ یَعِجَّ الْعَاجُّون .[۴۲۳] پس بر پاکیزگان از خاندان محمد9 و علی7 باید گریه کنندگان بر آنها بگریند و زاری کنندگان زاری کنند و برای امثال آنها باید اشک ها روان گردد و فریادزنندگان فریاد زنند و شیون کنندگان شیون کنند و خروش کنندگان خروش کنند. زائر در پایان زیارت عاشورا، که به اوج محبت و عشق به اباعبدالله الحسین7 رسیده است، عرض می کند: اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِینَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِیمِ رَزِیَّتِی اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ.[۴۲۴] خدایا، ستایش ستایشگران بر مصیبت آنان از آن توست. ستایش از آن خداوند است بر مصیبت بزرگم. خدایا! شفاعت حسین7 را در روز رستاخیز بهره ام فرما و مرا به ثبات قدم نزد خود با حسین7، و یاران حسین که بی دریغ خون دل خود را در راه حسین7 بذل کردند، موفق فرما. ج) جهت دهی به عواطف انسانی هیچ یک از عواطف در انسان (مانند شادی، ترس، خشم، اندوه، عشق، نفرت، تعجب و انتظار)[۴۲۵] خودبه خود ارزش مثبت یا منفی ندارند و ستایش و نکوهش نمی شوند، بلکه به متعلق و چگونگی استفاده از آنها بستگی دارد. از این رو جهت دادن به عواطف واجد اهمیتی اساسی است. زیارت اهل بیت: باعث می شود که زائر اولاً عشق و محبت خود را به آنها، و تنفر خود را از دشمنان آنها ابراز کند و ثانیاً با بهره گیری از زیارتنامه های «مأثور»، فلسفه این عشق و نفرت را بشناسد: مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِكُمْ وَ بِضَلَالَةِ مَنْ خَالَفَكُمْ مُوَالٍ لَكُمْ وَ لِأَوْلِیَائِكُمْ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِكُمْ وَ مُعَادٍ لَهُمْ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ.[۴۲۶] به مقام و جایگاه شما و به گمراهی کسی که با شما مخالفت کند آگاه هستم . دوستدار شما و دوستانتان و خشمناک نسبت به دشمنان شما و دشمن آنها هستم. در صلحم با هر که با شما در صلح است و در جنگم با هر که با شما در جنگ است. پس زائر دلیل محبت به امام حسین7 و سبب کشتن او و فلسفه قیام او و دلیل برائت از قاتلان و دشمنان او را می داند. در زیارت اربعین نتیجه جهت دهی به عواطف شناخت عمیق دانسته شده است: ... وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّی فِی هَوَاه .[۴۲۷] ... و خیرخواهی کرد و جان خودش را در راه تو داد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی در گمراهی برهاند. علیه او همدست شد کسی که دنیا فریبش داد و سعادتش را به بهای ناچیزی فروخت و آخرتش را مقابل بهایی اندک و بی مقدار داد و بزرگی کرد و خود را در چاه هواوهوس سرنگون کرد. د) تخلیه هیجان ها تخلیه هیجان به معنای برون ریزی هیجان های فروخورده، ابراز هیجان های شدید یا بیان تجربه های غم انگیزِ کاملاً خصوصی در محیطی امن است. این فرایند را از آنجا که نوعی پاکسازی روانی را فراهم می آورد[۴۲۸] و غالباً فرد را تسکین می دهد، «پالایش» نیز می نامند. طرفداران به این نظریه به افراد توصیه می کنند که با انجام بعضی اعمال، فشارهای روانی و هیجانات خود را تخلیه کنند. در منابع اسلامی نیز به بعضی روش ها برای تخلیه روانی توصیه شده است. یکی از این روش ها زیارت و دعا همراه با گریه است که در آموزه های درمانگرانه معصومان: جایگاه ارزشمندی دارد و می تواند در برطرف کردن نیازهای روحی - روانی انسان نقش سازنده ای داشته باشد.[۴۲۹] شخص افسرده از آنجا که در بیان عواطف و هیجانات خود هنگام زیارت احساس خجالت نمی کند، می تواند هیجان های خود را تخلیه کند و به آرامش برسد. هـ) تأمین بهداشت روانی بهداشت روانی مجموعه عواملی است که در پیشگیری از ایجاد یا پیشرفت روند وخامت اختلالات شناختی، احساسی و رفتاری در انسان نقش دارد.[۴۳۰] از نظر متخصصان این حوزه، اصول اساسی بهداشت روانی به شرح ذیل است: - احترام فرد به شخصیت خود و دیگران؛ - شناخت محدودیت های خود و دیگران؛ - دانستن این حقیقت که رفتار انسان معلول عواملی است؛ - دانستن اینکه رفتار هر فرد تابع تمامیت وجود اوست؛ - شناسایی نیازها و محرک هایی که سبب ایجاد رفتار می شود. انسان هایی که به زیارت می روند اطمینان قلبی دارند که هرگز تنها نیستند و قدرتی وجود دارد که همواره می تواند همه نیازهای بشری را برآورده سازد. اشخاصی که تکیه گاه روانی دارند احساس آسیب پذیری کمتری می کنند، اعتماد به نفس بالایی دارند و احساس توانمندی و تأثیرگذاری در مسیر سرنوشت خود و متأثر ساختن محیط پیرامون و جهان خارج از خود را پیدا می کنند. در دعای پس از زیارت امام حسین7، معروف به دعای علقمه، زائر آموزش می بیند که از خدا این گونه بخواهد: «أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَكْشِفَ عَنِّی غَمِّی وَ هَمِّی وَ كَرْبِی وَ تَكْفِیَنِی الْمُهِمَّ مِنْ أُمُورِی»؛[۴۳۱]«از تو می خواهم بر محمد و آل او درود فرستی و غصه و اندوه وگرفتاری ام را برطرف کنی و امور مهمم را کفایت کنی». انسان در زیارت، با تمامی نواقص و کمبودهایش، در برابر انسانی کامل قرار می گیرد و از آنجا که موجودی کمال گراست و تلاش می کند خود را به کمال مطلق نزدیک کند، با زیارت اسباب این صعود را فراهم می کند. یافته های پژوهشی بر روی دو گروه مسافران زیارتی و سیاحتی نشان داد که زائران هم پیش از سفر و هم پس از سفر بهداشت روانی بالاتری دارند.[۴۳۲] 2. اسرار اجتماعی زیارت زیارت زائر را با هنجار های اجتماعی آشنا، و برای زندگی اجتماعی آماده می کند؛[۴۳۳] به عبارت دیگر زیارت پا نهادن در محیطی اجتماعی - تربیتی است و منطبق با اصول تربیت اجتماعی عمل می کند. این اصول تربیت اجتماعی عبارت اند از: - اصل اول، حفظ و ارتقای فردیت: این اصل بیانگر آن است که تربیت اجتماعی باید مانع از آن شود که آدمی، چون عنصری بی اراده، تنها با شور جمعی حرکت کند. زائر، در عین اینکه در جمع است، فردیت خود را حفظ می کند؛ به عبارت دیگر در ازدحام زائران به زیارت می پردازد، ولی گویی خلوتی پیدا کرده است که در آن با معبود خود نجوا کند.[۴۳۴] - اصل دوم، اتکا بر سنت ها و فرهنگ ها و گزینش میان آنها؛ انسان از سنت، فرهنگ و روابط اجتماعی تأثیر می گیرد و باید جایگاه خود را در دامنه سنت های اجتماعی و در بستر فرهنگی و روابط اجتماعی بازیابد و از میان آنها معقول ترین و موجه ترین را انتخاب کند.[۴۳۵] زیارت برگرفته از فرهنگ و سنت جامعه است. همه جوامع بشری برای بزرگان علمی، دینی، اجتماعی و سیاسی خود احترام قائل اند، در حیاتشان به آنان احترام می گذارند و پس از مرگشان هم به روش های مختلف (مانند ساختن بنای یادبود بر مزار آنها، نام گذاری خیابان ها و مراکز علمی - فرهنگی به نام آنها و حضور بر مزار آنها) به آنان توجه می کنند. اسلام این سنت و فرهنگ اجتماعی مردم را اجمالاً تأیید کرده، ولی دست به گزینش و پالایش زده و بخش های پسندیده آن را تقویت، و بخش های ناپسند آن را حذف کرده است. زیارت باید روح توحیدی و عبرت آموزی داشته باشد و ارتباط انسان با خدا را تقویت کند. بنابراین خواندن زیارتنامه نباید با گفتار شرک آلود و خرافه آمیز همراه باشد. اصل سوم، غلبه بر خودمحوری: مضمون این اصل این است که در بعد اجتماعی باید جایگاهی را برای فرد فراهم کرد که در آن بر خودمحوری غلبه کند و بتواند در هر دو مدار فردی و اجتماعی حرکت کند. [۴۳۶] کارکرد اجتماعی مستلزم آن است که فرد امور را افزون بر منظر فردی از منظر اجتماعی نیز بنگرد؛ چنان که در زیارت، زائر در عین رازونیاز فردی و خلوت با پروردگار و توسل به مزور، در اجتماع و در جمع است و دعا می کند. اسرار اجتماعی زیارت در یک نگاه عبارتند از: الف) گسترش رفتارهای مهرورزانه زیارت ایجادکننده اتحاد روحی و قرب معنوی و روحانی است و انسان، که یک بعد مادی دارد، با نزدیک کردن جسم خویش به مزور قرب روحانی و معنوی را احساس می کند. زیارت فداکاری و محبت ورزیدن به انسان های دیگر را آسان و دلنشین می سازد و نوعی یکپارچگی با احساس تعلق عمومی به دست می دهد که باعث نزدیک شدن انسان ها به هم و تقسیم شادی ها و غم ها بین همه، و در نتیجه کاهش دردها می شود؛ به عبارت دیگر زیارت به گونه های مختلف زائر را تربیت می کند تا مهرورزی را بیاموزد و به دیگران محبت بورزد. توصیه روایات اسلامی به زائر این است که هنگام حرکت صدقه بدهد،[۴۳۷] حین سفر به ناتوانان[۴۳۸] و هم سفران خود کمک کند،[۴۳۹] به نیابت از دیگران اعمال عبادی انجام دهد،[۴۴۰] هنگام بازگشت برای خانواده و نزدیکان هدیه بیاورد و ولیمه بدهد.[۴۴۱] بنابراین زیارت زائر را تربیت می کند که به همنوعان خود محبت کند. ب) پالایش، انتقال و ارتقای آداب اجتماعی زیارت اولیای خدا و حضور در جمع زائران باعث یادگیری روابط اجتماعی و شیوه صحیح تعامل با دیگران می شود؛ زیرا یکی از مهم ترین شیوه های یادگیری انسان یاد گیری اجتماعی است. بنا بر نظریه یادگیری اجتماعی[۴۴۲] بندورا،[۴۴۳] عوامل کنترل کننده رفتار انسان نه نیروهای درونی است و نه عوامل محیطی.[۴۴۴] وقتی فرد در محیطی قرار می گیرد و رفتار دیگران را مشاهده می کند تصویرهایی از آن رفتار در ذهن او باقی می ماند و وقتی در موقعیتی مشابه قرار می گیرد آن تصویرها را از حافظه بازیابی، و همان رفتار را تکرار می کند. بر اساس این نظریه، نقش پاداش و تشویق صرفاً کمک کردن به عملکرد یادگیرنده است.[۴۴۵] در منابع روائی، برای زیارت اولیای الهی آداب ویژه ای (از جمله غسل زیارت کردن،[۴۴۶] لباس تمیز و پاکیزه پوشیدن، خود را خوشبو کردن، با وقار و سکینه راه رفتن[۴۴۷] و هنگام ورود به حرم اذن دخول خواندن)[۴۴۸] توصیه شده است. این آداب به زائر می آموزد که باید بهداشت عمومی و نظافت را در اجتماع رعایت کرد، در اجتماع با تکبر و غرور راه نرفت و بدون اذن حتی به مکان هایی که تصور می شود عمومی اند وارد نشد. رعایت این آداب و مشاهده آنها در رفتار زائران دیگر، بر اساس «نظریه یادگیری اجتماعی»، آموزش دهنده آداب اجتماعی است.[۴۴۹] ج) آشنایی با هویت فرهنگی و تمدنی حضور کنار مراقد معصومان و اماکن مقدس سبب می شود زائر ریشه های تاریخی فرهنگ و تمدن دینی خود و ویژگی های بارز آن را بشناسد، با شخصیت های تمدن ساز بهتر آشنا شود و از جایگاه تمدن خویش بین تمدن های دیگر آگاهی دقیق تری پیدا کند. شواهد تجربی از تأثیر به سزای مراسم مذهبی در شکل گیری هویت دینی و تمدنی حکایت می کند.[۴۵۰] زائری که بر آستان پاک سیدالشهدا بوسه می زند و سلام می دهد با گذشته فرهنگی و میراث فکری و ریشه های معنوی خویش تجدید پیمان می کند و با کسانی که فرهنگ دینی، مذهبی و اعتقادی او را پایه گذاری کرده اند و برای ترویج آن کوشیده اند و در راه موفقیت آن جان خود را نثار کرده اند آشنا می شود. در فرازی از زیارت امام حسین7 این گونه به نقش تمدن ساز ایشان در احیای معارف دینی اقرار می کنیم: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اتَّبَعْتَ الرَّسُولَ وَ نَصَحْتَ لِلْأُمَّةِ وَ تَلَوْتَ الْكِتَابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ وَ جَاهَدْتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ دَعَوْتَ إِلَى سَبِیلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ حَتَّى أَتَاكَ الْیَقِین ».[۴۵۱] د) کنترل و تغییر رفتارهای اجتماعی تعاملات اجتماعی همان طور که می تواند در ایجاد رفتارهای خوب و بد مؤثر باشد، متقابلاً می تواند نقش نظارتی و کنترلی داشته باشد و در رفتار افراد تعدیل و تغییر ایجاد کند. موریس[۴۵۲] (1983م) با بررسی تأثیر زیارت مکان های مقدس در رفتار انسان به این نتیجه دست یافت که جو مذهبی این مکان ها با ایجاد امیدواری و تقویت ایمان افراد موجب کاهش رفتارهای مشکل آفرین می شود.[۴۵۳] فضای روان شناختی اماکن مقدس با دیگر فضاها تفاوت دارد و این تفاوت ها رفتارها و واکنش های افراد را تحت تأثیر قرار می دهد.[۴۵۴] 3. اسرار سیاسی زیارت «سیاست» در لغت به معنای تدبیر کردن و پذیرفتن امری است. «ساس القوم» یعنی آنها را تدبیر کرد و «ساس الامر» یعنی آن امر را پذیرفت و به آن اقدام کرد.[۴۵۵] نیز در اصطلاح عبارت است از: «مدیریت و تنظیم زندگی اجتماعی انسان ها در مسیر حیات معقول».[۴۵۶] یکی از اسرار زیارت اسرار سیاسی آن - یعنی پرورش مهارت های مورد نیاز برای مشارکت سیاسی و حضور آگاهانه در جامعه و پرورش انسان هایی آگاه و متعهد که خود را در برابر خدا و خلق خدا مسئول بدانند - است. در زمان حضور اولیای خدا، ملاقات با ولی خدا و سیاست مداران جامعه توحیدی سبب تربیت سیاسی مردم می شد؛[۴۵۷] چنان که امام باقر7 فرمود: إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ يَأْتُوا هَذِهِ الْأَحْجَارَ فَيَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ يَأْتُونَا فَيُعْلِمُونَا وَلَايَتَهُمْ لَنَا وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ (وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی )[۴۵۸] ثُمَّ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ إِلَى وَلَایَتِنَا.[۴۵۹] مردم مأمور شده اند به گرد این سنگ ها (کعبه) طواف کنند و بعد از آن به نزد ما بیایند و ولایت خود را اعلام کنند و این معنای سخن خداوند است که فرمود: «و من هر که را توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، می آمرزم». سپس امام7 به سینه خود اشاره کرد: یعنی به ولایت ما. در زمان غیبت، زیارت ائمه معصوم: و بهره گیری از زیارتنامه های آنان یکی از راه های آشنایی با مکتب سیاسی اولیای خداست. در اینجا به بعضی اسرار سیاسی زیارت اشاره می کنیم: الف) تجدید عهد با رهبران امت یکی از روش های تجدید عهد با رسول خدا9 و امامان: زیارت است. ازاین رو امام هشتم، علی بن موسی الرضا8 فرمود: إِنَّ لِكُلِ إِمَامٍ عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیَائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِی زِیَارَتِهِمْ وَ تَصْدِیقاً بِمَا رَغِبُوا فِیهِ كَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.[۴۶۰] برای هر امامی عهدی بر گردن دوستداران و پیروان اوست و از تمام وفا و ادای صحیح این عهدْ زیارت قبور امامان است. کسی که از روی میل و رغبت و برای تأیید میل و رغبت خود آنان را زیارت کند امامانش شفیعان او در روز قیامت خواهند بود. در زیارتنامه ها زیارت ولیّ خدا یک عهد شناخته شده است و زائر از خدا می خواهد که این عهد بارها تجدید شود و دوباره توفیق زیارت دست دهد؛ چنان که در زیارت وداع با قبر رسول خدا9 می خوانیم: «اللَّهُمَّ لَاتَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ».[۴۶۱] همچنین هنگام وداع با قبر علی7 می گوییم: «اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَةِ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ... وَ ارْزُقْنِي الْعَوْدَ ثُمَ الْعَوْد».[۴۶۲] تجدید عهد با امام7 سپردن پیمان بر شناخت حقوق او و عمل بر اساس آن حقوق است. علامه مجلسی زیارتنامه ای به نام «زیارة المصافقه» در بحار الانوار نقل می کند که درباره آن گفته اند: «أَنَّ زِيَارَةَ سَادَاتِنَا: إِنَّمَا هِيَ تَجْدِيدُ الْعَهْدِ وَ الْمِيثَاقِ الْمَأْخُوذِ فِي رِقَابِ الْعِبَادِ وَ سَبِيلُ الزَّائِرِ»؛[۴۶۳] «زیارت بزرگان شیعه تجدید عهد و پیمانی است که خداوند از بندگان خود گرفته و مسیر زائر است». در متن این زیارت آمده است: جِئْتُكَ یَا مَوْلَایَ زَائِراً لَكَ وَ... أُجَدِّدُ مَا أَخَذَهُ الله عَزَّ وَ جَلَّ لَكُمْ فِی رَقَبَتِی مِنَ الْعَهْدِ وَ الْبَیْعَةِ وَ الْمِیثَاقِ بِالْوَلَایَةِ لَكُمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ مُعْتَرِفاً بِالْمَفْرُوضِ مِنْ طَاعَتِكُمْ.[۴۶۴] به سوی تو آمدم ای مولای من، در حالی که زائر توأم... و تو را قصد کرده ام تا عهد و بیعت و پیمان به ولایت شما و برائت از دشمنان شما را که خداوند برای شما از من گرفته است تجدید کنم و به وجوب اطاعت از شما اعتراف دارم. حتی در زیارتنامه ها شیوه این بیعت بیان شده است: همان طور که در حیات با مصافحه و فشردن دست با پیامبر9 و جانشین او بیعت می کردید، در ممات هم با او بیعت کنید؛ برای مثال در «زیارت مصافقه» سفارش شده است که زائر دست راستش را بر قبر بگذارد و بگوید: هَذِهِ یَدِی مُصَافِقَةٌ لَكَ عَلَى الْبَیْعَةِ الْوَاجِبَةِ عَلَیْنَا فَاقْبَلْ ذَلِكَ مِنِّی یَا إِمَامِی فَقَدْ زُرْتُكَ وَ أَنَا مُعْتَرِفٌ بِحَقِّكَ مَعَ مَا أَلْزَمَ اللهُ سُبْحَانَهُ مِنْ نُصْرَتِكَ وَ هَذِهِ یَدِی عَلَى مَا أَمَرَ اللُه عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مِنْ مُوَالاتِكُمْ وَ الْإِقْرَارِ بِالْمُفْتَرَضِ مِنْ طَاعَتِكُمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُم.[۴۶۵] این دست من است که بر قبر شماست برای بیعتی که بر ما واجب است. ای امام من، این بیعت را از من قبول کن. هرآینه تو را زیارت کردم و به حق تو و آنچه خدا ی سبحان از یاری تو لازم کرده، اعتراف دارم و این دست من است بر آنچه خدا ی بزرگ فرمان داده که عبارت است از دوستی شما و اقرار به وجوب اطاعت از شما و برائت از دشمنانتان. ب) آشنایی با اهداف سیاسی مزور یکی دیگر از اسرار سیاسی زیارت شناخت اهداف سیاسی معصومان: است. هر یک از امامان معصوم:، با توجه به اوضاع سیاسی زمان خویش، اهدافی را دنبال می کردند که مزار آنان فضای بسیار مناسبی برای آشنایی با این اهداف بوده است؛ برای مثال بزرگ ترین اجتماع مسالمت آمیز جهان در کربلا و در حرم امام حسین7 شکل می گیرد. میلیون ها نفر از سراسر دنیا برای زیارت امام حسین7 گرد می آیند و با خواندن زیارت اربعین با اهداف امام حسین7 و نهضت او آشنا می شوند: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ وَ الْعَمَى وَ الشَّکِّ وَ الِارْتِیَابِ إِلَى بَابِ الْهُدَى مِنَ الرَّدَى »؛[۴۶۶] «و جان خود را در راه تو داد تا بندگانت را از گمراهی و نادانی، کوری و شک و دودلی به سوی هدایت برهاند». مزار معصومان: و شهرهای زیارتی از چند طریق باعث آشنایی زائران با اهداف سیاسی - مبارزاتی بزرگان دین می شود: یک- شکل گیری مراکز علمی کنار مزار معصومان و امامزادگان شهرهای زیارتی محل نشر علوم و معارف اسلام سیاسی تشیع بوده است. پس از رحلت پیامبر اکرم9 مدینه پایگاه نشر معارف اسلام شد. مسلمانان به قصد زیارت مضجع شریف رسول اکرم9 به مدینه مسافرت می کردند و با ملاقات امامان: و بزرگان اسلام تفکر سیاسی آنان را کسب می کردند. یکی از علل ترویج پیروی از اهل بیت:، در میان ایرانیان حضور ایرانیانی بود که برای زیارت قبر پیامبر9 به مدینه می رفتند و به وسیله سلمان به امیرالمؤمنین علی7 وصل می شدند.[۴۶۷] در دوره های بعد شیعیان، ضمن بهره مندی از زیارت ائمه:، با علما و دانشمندان شیعه ارتباط برقرار می کردند و با فرهنگ سیاسی اهل بیت: آشنا می شدند. [۴۶۸] دو- زیارتگاه ها، مرکز نشر معارف سیاسی اهل بیت:
زیارتگاه ها افزون بر اینکه فضای مناسبی در به جا آوردن اعمال مذهبی (مانند نماز و سایر عبادات) است محلی برای تبلیغ و خطابه های سخنوران در جهت تبیین اهداف سیاسی امامان شیعه: است.
سه- زیارتگاه های اهل بیت:، عامل گرایش به شیعه مزار معصومان: و فرزندان آنها در عراق سبب آشنایی قبایل سنی با مذهب شیعه بوده است. در گذشته قبایلی از جنوب شبه جزیره عربستان و سایر مناطق به سوی عراق کوچ کردند که مذهب سنی داشتند. اینان، ضمن ارتباط با شیعیان و مزار اهل بیت، در پی اثرپذیری از فرهنگ آنان مذهب شیعه را می پذیرفتند. از این قبایل می توان به قبیله خزائل، تمیم، کعب، ربیعه، خزرج، الجبور و زبید، که تا 150 سال پیش سنی بودند، اشاره کرد.[۴۶۹] چهار- زیارتنامه های معصومان:، عامل آشنایی با فرهنگ سیاسی اهل بیت: بخشی از اهداف سیاسی معصومان: (مانند امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با ظلم و برقراری قسط و عدل در زیارتنامه های آنها آمده است؛ برای مثال در زیارت امیرالمؤمنین7 می گوییم: أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اتَّبَعْتَ الرَّسُولَ وَ نَصَحْتَ لِلْأُمَّةِ... وَ جَاهَدْتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ دَعَوْتَ إِلَى سَبِیلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة.[۴۷۰] اهداف امامان:، بر اساس اسناد موجود که زیارتنامه ها یکی از آنهاست، عبارت اند از:
احیای دین خدا، رفع ظلم و ستم، قرار گرفتن حق در مسیر صحیح و اجرای اصلاحاتی که می توان از آن به «امر به معروف و نهی از منکر» یا در اصطلاح سیاسی «اصلاحات سیاسی - اجتماعی» تعبیر کرد.
ج) ایجاد انگیزه شور و شعور سیاسی یکی از آثار زیارت ایجاد شور و جوشش در شیعیان برای فعالیت های سیاسی است. این امر را می توان در برخوردها در مراسم حج و زیارت رسول خدا9، با زائران و علمای اهل سنت از سراسر دنیا دید. گفتنی است شور در مکتب تشیع بیش از تسنن وجود دارد. در هر زیارتنامه معصومان و امامزادگان مجموعه ای از معارف در زائر شور و حماسه ایجاد می کند؛ برای مثال در زیارت امام زمان/ در سرداب مقدس، زائر پس از معرفت به امام عصر/ به شور می آید و عرض می کند: اللَّهُمَّ كَمَا جَعَلْتَ قَلْبِی بِذِكْرِهِ مَعْمُوراً فَاجْعَلْ سِلَاحِی بِنُصْرَتِهِ مَشْهُوراً وَ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَ لِقَائِهِ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْماً وَ أَقْدَرْتَ بِهِ عَلَى خَلِیقَتِكَ رَغْماً فَابْعَثْنِی عِنْدَ خُرُوجِهِ ظَاهِراً مِنْ حُفْرَتِی مُؤْتَزِراً كَفَنِی حَتَّى أُجَاهِدَ بَیْنَ یَدَیْهِ فِی الصَّفِّ الَّذِی أَثْنَیْتَ عَلَى أَهْلِهِ فِی كِتَابِكَ فَقُلْتَ (كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص).[۴۷۱] همان طور که قلبم را به یاد او آباد کردی، سلاح من را در یاری او [آماده کن و] از نیام بیرون آر و اگر بین من و دیدار او مرگی که بر بندگانت مسلّم و بر خلاف میلشان مقدر کردی حائل شد، پس مرا هنگام ظهور او از قبرم برانگیز، در حالی که کفن پوشیده ام در پیش روی او جهاد کنم؛ در صفی که اهلش را ستایش کرده ای و در قرآن درباره آنان فرموده ای: «گویی آنها بنایی استوارند». شور و هیجانی که در جان زائر ایجاد می شود او را آماده هر گونه جانبازی در راه امام و پیشوای خود می کند؛ به گونه ای که برای این موقعیت لحظه شماری می کند و حتی اگر مرگ او را در بر گرفته باشد، باز آماده است از قبر برانگیخته شود و کفن پوشان در رکاب آن حضرت با دشمنانش بجنگد؛ چنان که هر روز در دعای عهد این آمادگی را اعلان می کند: اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ... وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْماً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً كَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی.[۴۷۲] پرودگارا، من را از یاران او (حضرت مهدی/) و کمک کنندگان به او قرار ده و از دفاع کنندگان از او و شتابندگان جهت برآوردن نیاز های او قرار ده و از حمایت کنندگان از او و سبقت گیرندگان به سوی خواسته هایش و شهیدان پیش رویش قرار ده. خدا یا، اگر میان من و او آن مرگی که بر بندگانت حتمی و مقرر کرده ای مانع شد، از قبر بیرونم آر؛ در حالی که کفن به خود پیچیده ام، شمشیرم را آخته ام و نیزه ام را برهنه کرده ام، به ندای آن دعوت کننده (بزرگوار) در شهر یا بادیه لبیک می گوید. عشق و شوری که زیارت اولیای خدا، به ویژه زیارت امام حسین7، در زائران ایجاد می کند در طول تاریخ بی بدیل است. جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین7 از مدینه بار سفر می بندد و همه خطرهای احتمالی را به جان می خرد و خود را به کربلا می رساند.[۴۷۳] البته این شور باید همراه با شعور سیاسی باشد. شعور سیاسی به معنای حرکت بر اساس معرفت و شناخت حق و باطل - نه شور کور و ناآگاهانه - است. شور ممکن است در جهت انحرافی هم به کار گرفته شود؛ اما شعور سیاسی زائر از معارف ناب اهل بیت: (که توأمان شور و شعور الهی داشتند) به زائر منتقل می شود؛ همان طور که امام حسین7، می فرماید: وَ أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی9 أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَی عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی وَ أَبِی .[۴۷۴] من (حسین بن علی8)از روی سبکسری و گردنکشی و نیز برای ایجاد فساد و ستمگری دست به این قیام نزدم، بلکه برای اصلاح اوضاع امت جدم قیام کردم و می خواهم «امر به معروف» و «نهی از منکر» کنم و به روش جدم و پدرم، علی بن ابی طالب8، عمل کنم . زیارت امام شعورآفرین و معرفت ساز است. ازاین رو در روایات سفارش شده که زیارت معصومان:، مانند اهدافشان، باید از هر گونه انحراف پاک باشد تا به معرفت و شعور بینجامد؛ چنان که امام صادق7 فرمود: مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ مُحْتَسِباً لَا أَشَراً وَ لَا بَطَراً وَ لَا رِیَاءً وَ لَا سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ كَمَا یُمَحَّصُ الثَّوْبُ بِالْمَاءِ فَلَا یَبْقَى عَلَیْهِ دَنَس.[۴۷۵] کسی که امام حسین7 را با تقرب به خدا زیارت کند، نه از روی سبک سری و گردنکشی و نه از روی ریا و خودنمایی، گناهان از او پاک می شود؛ همان طور که لباس آلوده به وسیله آب پاک می شود و هیچ آلودگی بر آن باقی نمی ماند.[۴۷۶] خلاصه درس 1. کارکرد عاطفی زیارت این است که سبب رقت قلب و کم شدن گناه در زندگی زائر می شود. 2. زیارت عواطف انسانی را تحریک می کند و به آنها در مسیر صحیح جهت می دهد. گریه و رازونیاز زائر با مزور سبب تخلیه هیجانی و بهداشت روانی می شود. 3. زیارت باعث می شود رفتارهای مهرورزانه بین مردم رواج پیدا کند. 4. زیارت آداب اجتماعی را پالایش می کند؛ چنان که آدابی که در اجتماع پذیرفته نیست از رفتار زائر حذف، و آداب پسندیده جامعه به رفتار زائر افزوده می شود و به سایر افراد جامعه هم انتقال پیدا می کند. 5. در زیارت یادگیری تسهیل می شود و تغییر رفتار اجتماعی صورت می گیرد و زائر با هویت فرهنگی - تمدنی خود آشنایی می یابد. 6. زیارت تجدید عهد با مزور است. زائر در زیارت با اهداف سیاسی مزور آشنا می شود و شور و شعور سیاسی خویش را تقویت می کند. منابع برای مطالعه بیشتر 1. داود حسینی، راه سعادت، نشر مشعر. 2. داود حسینی، آموزه های تربیتی زیارت معصومان:، نشر مشعر. سؤال های درس جهت خودآزمایی 1. نقش زیارت را در ایجاد رقت قلب توضیح دهید. 2. نقش زیارت را در تخلیه هیجانات توضیح دهید. 3. اصول کارکرد اجتماعی کدام است؟ مختصراً توضیح دهید. 4. زیارت چگونه باعث پالایش، انتقال و ارتقای آداب اجتماعی می شود؟ 5. اسرار سیاسی زیارت را نام ببرید و دو نمونه را توضیح دهید.
درس هفتم:
آسیب شناسی زیارت
اهداف درس انتظار می رود با مطالعه این درس: 1. با آسیب های مربوط به اصل زیارت آشنا شویم. 2. آسیب های سفرهای زیارتی را بشناسیم. 3. شبهات ایجادشده درباره زیارت را بشناسیم.
مقدمه
هر کار مهم و تأثیرگذاری ممکن است دچار آسیب شود. این آسیب ها نیز چه بسا مانع تحقق کارکردها و آثار مثبت آن عمل شود. زیارت هم از اعمالی است که می تواند آسیب ببیند که شناخت آسیب ها به پیشگیری، رفع و دفع آنها یاری می کند. در این درس به بررسی آسیب های زیارت می پردازیم.
1. آسیب های مربوط به زیارت
الف) ریا
یکی از بیماری های روحی - روانی، که در اسلام از گناهان کبیره به حساب می آید، «ریا»ست که در عبادت حرام[۴۷۷]، و موجب بطلان عمل می شود.[۴۷۸] کلمه «ریا» از «رأی» مشتق است. انسان ریاکار با نشان دادن کارهای نیک خود جلب توجه می کند تا نزد دیگران مقام و منزلت پیدا کند.[۴۷۹]
علمای اخلاق در تعریف و تبیین معنای ریا گفته اند: «ریا عبارت است از نشان دادن و وانمود کردنِ چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده یا عقاید حقه به مردم برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنان و اشتهار پیدا کردن در نزد آنان به خوبی، صحت، امانت و دیانت، بدون قصد صحیح الهی».[۴۸۰]
بعضی گرفتار ریا در عمل اند؛ برای مثال اعمال واجب و مستحبشان از جمله زیارت به قصد نشان دادن به دیگران و جلب توجه آنان است، نه رضای خدا؛ چنان که در وطن و خانه مقید به ادای نوافل و مستحبات نیست، ولی در منظر مردم خود را مقید به مستحبات نشان می دهد. عبادت او در تنهایی با کسالت، ولی در میان مردم با شور و شوق است. بین مردم زبانش به ذکر خدا گویاست و آنان را متذکر یاد خدا می کند، اما در خلوت یادی از خدا نمی کند. هدف او از اذکار و اوراد جلب توجه خلق است، نه رضای خالق. ظاهر خود را به گونه ای می آراید که موجه جلوه کند؛ در حالی که چنین نیست.
رسول خدا9 در این باره فرمود:
سَیأتی عَلی النَّاسِ زَمانٌ تَخبُثُ فیهِ سَرائِرُهُم، و تَحْْسُنُ فیه عَلانِیتُهُمْ، طَمَعاً فِی الدُّنیا، لایرِیدُونَ بِهِ مَاعِنْدَ رَبِّهِمْ، یكونُ دِینُهُمْ رِیاءً لایخالِطُهُمْ خَوْفٌ.
به زودی زمانی بر مردم خواهد آمد که برای رسیدن به دنیا باطنشان خبیث ولی ظاهرشان نیکو خواهد بود. از نیکوی خود آنچه نزد پروردگار است اراده نمی کنند. دینشان ریاست و خوفی از خدا ندارند.
همچنین امام صادق7 فرمود:
مَن صَلَّی اَو صامَ اَو اَعتَقَ اَو حَجَّ یُریدُ مَحمَدَةَ النّاسِ فَقَد اَشرَكَ فی عَمَلِهِ، فَهُوَ مُشرِكٌ مَغفُورٌ.[۴۸۱]
کسی که نماز بخواند یا روزه بگیرد یا برده آزاد کند یا حج به جا آورد و قصد او ستایش مردم باشد یقیناً در عملش شرک ورزیده است. او مشرک مغفور است.
قرآن کریم درباره چنین انسان هایی می فرماید:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖفَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا ۖ لَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُوا ۗوَاللهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ).[۴۸۲]
ای کسانی که ایمان آورده اید، صدقات خود را با منت و اذیت باطل نسازید؛ همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کند؛ در حالی که ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارد و کار او همچون قطعه سنگی است که بر آن [قشر نازکی از] خاک باشد [و بذرها در آن افشانده شود] و باران تندی به آن خاک ببارد [و همه خاک ها و بذرها را بشوید] و آن را صاف [و خالی از خاک و بذر] گرداند. آنها از کاری که انجام داده اند چیزی به دست نمی آورند. خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند.
ب) امید بیجا و کوتاهی از عمل
یکی از آسیب هایی که ممکن است ضمن زیارت برای بعضی زائران اهل تساهل و گروه های «مرجئه گرا» پیش آید این است که تصور کنند عشق به اهل بیت و زیارتْ آنان را از عمل به تکالیف بی نیاز می کند و با این امید واهی خود را از ادای تکالیف و ترک محرمات معاف می دانند؛[۴۸۳] اما ارزشمندی زیارت و محبت اهل بیت به این معنا نیست که زیارت معصومان: و محبت آنان جای ادای تکالیف را می گیرد. قرآن کریم از قول رسول خدا9 می فرماید: (إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُونِي)؛[۴۸۴] «اگر دوستدار خدا هستید، از من تبعیت کنید». تبعیت از رسول خدا9 نیز عمل کردن به دستورهای اوست: (فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا).[۴۸۵] این آیه شریفه اشعار می دارد که امیدواری با وجود اسباب آن سزاوار است، نه بدون اسباب و علل آن؛ در غیر این صورت دروغ و فریب خواهد بود.[۴۸۶]
امام باقر7 میان جمعی از شیعیان فرمود:
وَ اللَّهِ مَا مَعَنَا مِنَ اللَّهِ بَرَاءَةٌ وَ لَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَ اللَّهِ قَرَابَةٌ وَ لَا لَنَا عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ وَ لَا نَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ إِلَّا بِالطَّاعَةِ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مُطِیعاً لِلهِ تَنْفَعُهُ وَلَایَتُنَا وَ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ عَاصِیاً لِلهِ لَمْ تَنْفَعْهُ وَلَایَتُنَا وَیْحَكُمْ لَا تَغْتَرُّوا وَیْحَكُمْ لَا تَغْتَرُّوا.[۴۸۷]
به خدا سوگند، ما از جانب خداوند براتی نداریم و میان ما و او خویشاوندی نیست و بر خدا حجتی نداریم و جز با اطاعت به سوی خدا تقرب نجوییم. پس هر کس از شما مطیع خدا باشد دوستی ما برای او سودمند باشد و هر کس از شما نافرمانی خداوند کند دوستی ما سودش ندهد. [دوباره فرمود] وای بر شما، مبادا فریفته شوید.
امام باقر7 در حدیثی دیگر به جابر فرمود:
یَا جَابِرُ أَ یَكْتَفِی مَنِ انْتَحَلَ التَّشَیُّعَ أَنْ یَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ... یَا جَابِرُ لَا تَذْهَبَنَّ بِكَ الْمَذَاهِبُ حَسْبُ الرَّجُلِ أَنْ یَقُولَ أُحِبُّ عَلِیّاً وَ أَتَوَلَّاهُ ثُمَّ لَا یَكُونَ مَعَ ذَلِكَ فَعَّالًا.[۴۸۸]
ای جابر، آیا اکتفا می کند کسی که خود را شیعه می انگارد در گفتار قائل به دوستی ما باشد؟ به خدا قسم، شیعه ما نیست، مگر کسی که تقوای الهی پیشه کند و از خداوند اطاعت کند... . ای جابر، روش های مختلف تو را نفریبد. آیا کفایت می کند فردی بگوید من علی را دوست دارم، و با او تولی دارم اما در این مسیر عمل کننده نباشد؟
همچنین امیرالمؤمنین7 فرمود: «لاتَكُن مِمَّن یَرجُو الآخِرَهَ بِغَیرِ عَمَلٍ، و یُرَجِّی التَّوبَهَ بِطُولِ الاَمَلِ»؛[۴۸۹] «از کسانی مباش که بدون عمل، امید به آخرت، و با آرزوهای طولانی امید توبه دارند».
ج) خرافه گرایی در زیارتگاه ها
«خرافه» در لغت به معنای سخن بیهوده، حرف ناحق و باطل و فرد جن زده است.[۴۹۰] در اصطلاح نیز به باورها و سخنان باطل یا کارهای دور از عقل گفته می شود که ناشی از ترس های بی اساس و پدیده های مرموز است.[۴۹۱]
بدترین ویژگی خرافه این است که آسان به وجود می آید، ولی به دشواری از بین می رود. اسلام از همان ابتدا با خرافه ها به مبارزه برخاست و جامعه آن روز را - که سخت اسیر توهم بود - به خردورزی دعوت کرد.
بعضی مصادیق خرافه در زیارت عبارتند از: بستن قفل و گره زدن ریسمان به درو پنجره های بقاع متبرکه یا «گرویی برداشتن» از این مکان ها به قصد طلب حاجت و سجده کردن بر مزور. عده ای نیز در برخی اماکن زیارتی در حاشیه کتاب های زیارتی چنین می نویسند: «هر کس این مطلب را بخواند باید چند بار از روی آن بنویسد و تکثیر کند؛ در غیر این صورت...». این گونه مطالب هم ترویج دروغ است و هم از نظر شرع حرام است؛ چون تصرف نادرست در اموال این مکان های مقدس به شمار می آید.
خاک برداشتن از برخی مکان های مقدس به قصد تبرک نیز از اعمالی است که در روایات از آن نهی شده است و فقط برداشت خاک از قبر امام حسین7 جایز و دارای اثر است؛ چنان که محمد بن مسلم می گوید از امام باقر و امام صادق8 شنیدم که می فرمودند: «إِنَّ اللهَ عَوَّضَ الْحُسَيْنَ7 مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْإِمَامَةَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ»؛[۴۹۲] «خداوند در مقابل شهادت (فداکاری) امام حسین7 امامت را در فرزندان او، و شفا را در تربت [قبر] او، و اجابت دعا را در کنار قبر او قرار داد».[۴۹۳] همچنین امام کاظم7 فرمود: «خوردن خاک، همانند خوردن گوشت مردار و خون، حرام است، مگر تربت سیدالشهدا7 که در آن شفای هر دردی، و امان از هر ترس و هراسی است».[۴۹۴]
در برخی احادیث برداشتن خاک از مرقد دیگر معصومان: منع شده است؛ برای مثال امام کاظم7 می فرماید: «از تربت من چیزی را برای تبرک برندارید؛ زیرا [خوردن] تربت و خاک همه ما حرام است، مگر تربت جدم حسین بن علی8 که خداوند عزوجل آن را برای دوستداران و شیعیان ما شفا قرار داده است».[۴۹۵]
بعضی افراد هنگام ورود به حرم معصومان: بر آستان آنان سجده می کنند در حالی که از آن نهی شده است، مگر آنکه به شکرانه توفیق زیارت، سجده به درگاه خداوند باشد.
د) غلو درباره اهل بیت9
«غلوّ» در لغت به معنای زیاده روی و تجاوز از حد،[۴۹۶] و همچنین توصیف کردن فرد یا چیزی بیش از آنچه هست به کار می رود.[۴۹۷] در اصطلاح شرع نیز به معنای مبالغه کردن در اوصاف پیامبران و اولیای الهی - که به اعتقاد به الوهیت آنان منجر شود - است.[۴۹۸]
قرآن کریم در سرزنش اهل کتاب از این جهت می فرماید: (قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ)؛ [۴۹۹] «بگو ای اهل کتاب، در دین خود، غلو [و زیاده روی] نکنید».
بنابراین یکی از خطرناک ترین پدیده های انحرافی در حوزه باورهای دینی غلو است؛ یعنی اعتقاد به اینکه:
یک- پیامبر خدا9 یا ائمه اطهار: جایگاهی در مرتبه خدا یی دارند؛
دو- تدبیر عالم هستی به ایشان (به صورت مستقل) واگذار شده است؛[۵۰۰]
باورهای غلوآمیز به شدت از جانب اهل بیت: نکوهش، و با غلوکنندگان مبارزه شده است؛ برای مثال امام صادق7 می فرماید: «بر جوانان خود از خطر غلوکنندگان بیمناک باشید. مبادا باورهای آنان را تباه سازند؛ زیرا غلوکنندگان بدترین مخلوق خدا هستند؛ عظمت خدا را کوچک دانسته و برای بندگان خدا قائل به ربوبیت شده اند».[۵۰۱] ایشان در حدیث دیگری می فرماید: «وای بر کسی که به ما نسبت دروغ دهد. گروهی درباره ما مطالبی می گویند که آن را قبول نداریم».[۵۰۲]
امام علی7 در این باره می فرماید: «از غلو و زیاده روی درباره ما [اهل بیت] بپرهیزید».[۵۰۳] ایشان همچنین می فرماید: «از مبالغه نسبت به ما بپرهیزید، ما را بنده پروردگار بدانید و آن گاه در فضل ما هر چه خواستید بگویید».[۵۰۴]
شیخ صدوق روایتی از امام رضا7 درباره مَنشأ غلو، یعنی توطئه حساب شده دشمنان اهل بیت: برای بدبین کردن مردم به آنان و منزوی کردن خاندان رسالت، نقل کرده است:
إنَّ مُخالِفینا وَضَعُوا أخْباراً فی فَضائِلِنا وَ جَعَلوها عَلَی ثَلَاثَةِ أقْسامٍ، أحَدُها الغُلُوُّ؛ وَ ثانِیها التَّقْصِیرُ فِی أَمْرِنا، وَ ثالِثُها التَصْرِیحُ بِمَثَالِبِ أعْدائِنَا، فإذا سَمِعَ النّاسُ الغُلُوَّ فِینا كفَّرُوا شِیعَتَنا وَ نَسَبُوهُم إلَی القَوْلِ بِرُبُوبِیتِنا وَ إذَا سَمِعُوا التَّقْصِیرَ اعْتَقَدُوهُ فِینا، وَ إذَا سَمِعُوا مَثالِبَ أعداءِنا بأَسْمائِهِم ثَلَبُونا بأسْمائِنا.[۵۰۵]
مخالفان ما سه نوع حدیث در فضایل ما جعل کرده اند: اول، غلو؛ دوم، کوتاهی کردن در حق ما؛ سوم، تصریح به بدی های دشمنان ما. مردم وقتی احادیث غلوآمیز را می شنوند شیعیان ما را تکفیر می کنند و به آنان نسبت می دهند که قائل به ربوبیت ما هستند و وقتی کوتاهی در حق ما را می شنوند به آن معتقد می شوند و وقتی بدی های دشمنان ما و دشنام به آنان را می شنوند ما را دشنام می دهند.
هـ) تضییع حقوق دیگران
هدف از حضور در اماکن زیارتی عرض ادب و اظهار خاکساری در برابر ولی خداست. بنابراین باید هنگام حضور در چنین مکان هایی آداب حضور را رعایت کرد. هجوم آوردن به ضریح مطهر بدون اذن ورود و رعایت آداب تشرف خلاف ادب و بی حرمتی به مزور است؛ اما متأسفانه در بسیاری از مکان های زیارتی همه تلاش زائران رساندن دست خود به ضریح و تبرک جویی است و زیارت را مساوی با بوسیدن ضریح یا حداقل دست رساندن به ضریح می دانند.
در حالی که برای مثال، امام صادق7 در اوقاتی که به حج مشرف می شد، هنگام ازدحام، به استلام حجر و بوسیدن آن اقدام نمی کرد. شخصی به حضرت اعتراض کرد که: رسول خدا9 حجر را استلام می کرد، چرا شما به سنت رسول خدا9 عمل نمی کنید؟ امام صادق7 فرمود: «مردم رسول خدا را می شناختند و برای او راه باز می کردند تا حجر را ببوسد؛ ولی من را نمی شناسند. لذا اجازه بوسیدن حجر را نمی دهند و من هم نمی خواهم با آزار دیگران خود را به حجر برسانم».[۵۰۶]
بنابراین رعایت نکردن آداب ورود و آزار رساندن و فشار آوردن به دیگران با هدف رسیدن به ضریح و دست رساندن به آن، هرچند با هدف تبرک جویی، خلاف آداب زیارت است و اگر موجب صدمه به دیگران و رنجش آنان شود، معصیت است.
و) اهمیت دادن به مزار بیش از مزور
بسیاری از زائران توجهشان بیشتر به مزار امام است تا به خود امام؛ به عبارت دیگر زرق وبرق ظاهری حرم بیشتر آنان را جذب می کند تا شخصیت والای امام. شاید مشاهده کرده باشید که زائران و حج گزاران بسیاری از کنار قبرستان بقیع - که چهار امام معصوم: در آن مدفون اند - می گذرند، اما هیچ توجهی به آن نمی کنند و حتی لحظه ای کنار آن نمی ایستند تا یک سلام بدهند؛ اما وقتی از کنار حرم معصومانی که حرم و بقعه دارند می گذرند می ایستند و سلام می دهند. هنگامی هم که وارد حرم می شوند توجهشان به ضریح است، نه به امام مدفون داخل ضریح. همچنین اصرار دارند به هر قیمتی حتی اگر باعث آزار دیگران شوند خود را به ضریح برسانند و آن را ببوسند؛ در حالی که ارزش ضریح به امامی است که در آن مدفون است و باید به او توجه کرد و او را زیارت کرد، نه ضریح را.
ز) توجه استقلالی به مزور
یکی از مسائلی که باعث شده است وهابیت شبهات مختلفی به عقاید شیعه وارد کند نحوه دعا کردن و توسل جستن بعضی شیعیان و دوستداران اهل بیت: به ایشان است. گاهی بعضی افراد به گونه ای دعا می کنند و از مزور چیزی طلب می کنند که گویی آنان در این امور استقلال دارند. شخص توسل کننده اگر معتقد باشد امام به طور مستقل نفع می رساند یا دفع ضرر می کند به خداوند متعال شرک ورزیده است؛ در صورتی که آن کس که در همه امور استقلال دارد فقط خداوند است و دیگران اگر قدرتی دارند، به امر خداوند است. پس اگر از آنها چیزی می خواهیم، باید بدانیم ایشان به اذن و خواست خداوند می توانند عطا کنند و واسطه های فیض الهی اند؛ همان طور که خداوند از قول حضرت عیسی7 نقل می کند که فرمود:
(أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في بُيُوتِكُمْ)؛[۵۰۷]
من از گل، چیزی به شکل پرنده می سازم؛ سپس در آن می دمم و به اذن خدا پرنده ای می گردد و به اذن خدا کور مادرزاد و مبتلا به بیمای پیسی را بهبودی می بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده می کنم و به شما خبر می دهم از آنچه می خورید و از آنچه در خانه های خود ذخیره می کنید.
پس نگاه استقلالی به هر کس و هر چیز غیر از خداوند باطل است؛ اما نگاه واسطه ای به مزور و شفیع قرار دادن او نزد پرورد گار فرمان پروردگار است: (مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِه).[۵۰۸]
ح) ناامیدی از استجابت دعا
یکی دیگر از آسیب های زیارت ناامیدی از استجابت دعا و دست کشیدن از دعاست؛ در حالی که استجابت دعا را خداوند تضمین کرده و فرموده است: (وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ)؛[۵۰۹] «پروردگارتان فرموده است: بخوانید من را تا اجابت کنم شما را»؛ اما اجابت دعا به این معنا نیست که خداوند عین خواسته بنده را به او عطا کند، بلکه پاسخ خدا به خواسته بنده، بنا به مصلحت بنده، به صورت های مختلف محقق می شود:
یک- عین خواسته بنده را به او عنایت می کند؛
دو- بوسیله آن دعا بلایی را از او و خانواده اش دفع می کند؛
سه- دعای او را کفاره گناهانش قرار می دهد؛
چهار- از آنجا که استجابت دعا به سود و مصلحت او نیست و اگر از زیان آن آگاه شود، هرگز آن را نمی طلبد، آن خواسته را مستجاب نمی کند، بلکه ذخیره می کند تا در آخرت به او عطا کند. در روایات معصومان: وارد شده است که افرادی روز قیامت از خدا می خواهند ای کاش هیچ یک از دعاهای آنها در دنیا داده نشده بود و در آخرت داده می شد.[۵۱۰]
ط) زیارت اماکن غیر مستند
اماکن به خودی خود نه نفعی می رسانند و نه ضرری. پس زیارت از آنها، مگر به سبب انتسابی که با خدا و اولیای او پیدا کرده اند، ارزش و اعتباری ندارد؛ چنان که علی7 درباره کعبه می فرماید: «... بأَحْجَارٍ لاَ تَضُرُّ وَلاَ تَنْفَعُ، وَلاَ تُبْصِرُ وَلاَ تَسْمَعُ، فَجَعَلَهَا بَیْتَهُ الْحَرَامَ»؛[۵۱۱] «[خداوند بندگانش را با] سنگ هایی که نه زیان می رسانند و نه نفعی دارند، نه می بینند و نه می شنوند، امتحان می کند. پس آنها را خانه محترم خویش قرار داد». حضرت در این خطبه ارزش خانه کعبه را نه به سنگ های آن (چراکه سنگ های معمولی به تنهایی بی اثرند)، بلکه به این دانست که خداوند آن سنگ ها را خانه محترم خود و وسیله امتحان بندگان خویش قرار داد».
بنابراین زیارت اماکن وقتی ارزشمند است که ارتباط آنها با خدایا اولیای او ثابت شده باشد؛ اما زیارت بعضی اماکن که عدم تقدس آنها ثابت شده است و هیچ منفعت دنیوی و اخروی بر آنها مترتب نمی شود نه تنها رجحانی ندارد، بلکه آثار منفی و تالی فاسد هم دارد؛ از جمله باعث جلب توجه مردم به سوی آنها و سلب فرصت زیارت از اماکن معتبر و محرومیت از درک محضر اهل بیت: می شود و همچنین به اماکن جعلی رسمیت می دهد؛ در حالی که پیام آموزه های دینی مبارزه با جعلیات است. البته تفریط در این موضوع، یعنی کوتاهی در زیارت امامزادگانی که نسب آنها به معصومان: اثبات شده است، یکی از آسیب هاست.
2. آسیب های سفرهای زیارتی
الف) استفاده ابزاری از زیارت
زیارت اماکن مقدس منافع مادی و معنوی بسیاری دارد؛ به شرط اینکه در جهت صحیح باشد. یکی از آسیب های زیارت استفاده ابزاری از زیارت و اماکن زیارتی است که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
یک- زیارت را وسیله تجارت دانستن (مثلاً چه چیزی بیاورند که در محل سکونتشان سودآور باشد)؛
دو- اماکن زیارتی را وسیله تجارت قرار دادن (مثل فروش قبر و مغازه های تجاری با قیمت های گزاف)؛
سه- تبلیغ خواب های بی اساس و مبانی اعتقادی زائران را با خواب تقویت کردن و اصول معارف مذهب را فراموش کردن؛
چهار- ترویج حاجت خواهی از زیارتگاه ها و غفلت از بعد تربیتی این اماکن؛
پنج- استفاده از روایات بی سند و بعضاً جعلی برای ترویج زیارت، اماکن زیارتی و ثواب زیارت بزرگان دین.
ب) رفاه زدگی و تجمل گرایی
بسیاری از افراد با کاروان های زیارتی به حج می روند و در این میان امکانات رفاهی و تغذیه ای - چه از نظر کمّی و چه از نظر کیفی - اهمیت می یابد. بعضی زائران با تصور اینکه به اندازه هزینه پرداختی شان باید در رفاه باشند، به سوی تجمل گرایی می روند.
اما اگرچه وظیفه مسئولان مربوط در سفرهای زیارتی تأمین مایحتاج زائران است تا با آرامش خاطر به زیارت بپردازند، زائران هم باید متوجه باشند که به تفریح نیامده اند؛ مثلاً یکی از آداب زیارت امام حسین7 ساده زیستی و دوری از تجملات و تشریفات سفر و پرهیز از برداشتن غذاهای چرب و شیرین است؛ چراکه زائر به زیارت کسی می رود که تشنه و گرسنه به شهادت رسید؛ به همین دلیل امام صادق7 کسانی را که با سفره های چرب و شیرین به زیارت امام حسین7 می روند سرزنش کرده و می فرماید:
بَلَغَنِی أَنَّ قَوْماً أَرَادُوا الْحُسَیْنَ7 حَمَلُوا مَعَهُمُ السُّفَرَ فِیهَا الْحَلَاوَةُ وَ الْأَخْبِصَةُ وَ أَشْبَاهُهَا لَوْ زَارُوا قُبُورَ أَحِبَّائهِمْ مَا حَمَلُوا مَعَهُمْ هَذَا.[۵۱۲]
باخبر شده ام که افرادی قصد زیارت امام حسین7 را می کنند؛ در حالی که با خود سفره هایی که در آن حلوا و غذای چرب و شیرین و مانند آنها وجود دارد می برند. اگر عزیزان خود را زیارت می کردند، با خود این مواد را حمل می کردند؟
در روایت دیگری حضرت به فردی به نام کرام فرمود:
تَأْتُونَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللهِ7 قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَ فَتَتَّخِذُونَ لِذَلِكَ سُفَراً قُلْتُ نَعَمْ- فَقَالَ أَمَا لَوْ أَتَیْتُمْ قُبُورَ آبَائِكُمْ وَ أُمَّهَاتِكُمْ لَمْ تَفْعَلُوا ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ أَیَّ شَیْ ءٍ نَأْكُلُ قَالَ الْخُبْزَ وَ اللَّبَنَ قَالَ وَ قَالَ كَرَّامٌ لِأَبِی عَبْدِ اللهِ7 جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ قَوْماً یَزُورُونَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ7 فَیُطَیِّبُونَ السُّفَرَ قَالَ فَقَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللهِ7 أَمَا إِنَّهُمْ لَوْ زَارُوا قُبُورَ أُمَّهَاتِهِمْ وَ آبَائِهِمْ مَا فَعَلُوا ذَلِكَ.[۵۱۳]
آیا به زیارت قبر امام حسین7 می روی؟ عرض کردم: بله. فرمود: آیا برای خود غذا و توشه برمی دارید؟ عرض کردم: بله. امام فرمود: اگر بر سر قبر پدران و مادران خود می رفتید، چنین کاری نمی کردید! عرض کردم: چه چیزی بخوریم؟ فرمود: نان و شیر. کرام می گوید: به امام صادق7 عرض کردم: فدایت شوم، عده ای هستند که قبر امام حسین7 را زیارت می کنند و غذا های مناسبی با خود می برند. حضرت فرمود: اما آنها اگر به زیارت قبور پدران و مادران خود می رفتند، چنین نمی کردند.
بنابراین زائر امام حسین7 باید با آن حضرت مواسات داشته باشد و همدلی کند تا مصائب آن حضرت را درک کند؛ حتی توصیه شده است از خوردن گوشت بپرهیزد. امام صادق7 درباره زائر امام حسین7 فرمود: «وَ لَا تَأْكُلِ اللَّحْمَ مَا دُمْتَ مُقِيماً بِهَا»؛[۵۱۴] «تا زمانی که در کربلا مقیم هستی از خوردن گوشت پرهیز کن».
در زیارت باید ساده زیستی و تجمل گرایی، مصرف گرایی و پرخوری را کنار گذاشت؛ زیرا این امور انگیزه و نشاط عبادت را از انسان می گیرد؛ به ویژه در زیارت امام حسین7 که باید رقیق القلب بود تا بتوان بر مصائب امام حسین7 گریست.
ج) بازارگردی و خرید سوغات
سوغاتْ سنتی تأییدشده است؛ اما در بعضی سال ها و برای برخی زائران دغدغه اصلی سفر شده است؛ به گونه ای که از ابتدای سفر بیشترین حواس و همت آنان متمرکز بر بازارگردی و خرید سوغات است و حتی از زیارت و اعمال عبادی غافل می شوند؛ چنان که در بهترین اوقات زیارت یا نماز، به جای حضور در مکان های زیارتی، مشغول گشت وگذار در بازار و خرید سوغات اند.
سفرهای زیارتی همواره با معنویت عجین است و بهترین سوغات بهره گیری از آن فضای معنوی است که فقط آنجاست، نه جای دیگر.
مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:
از جمله غفلت های احتمالی این است که کسانی به جای شرکت در نمازهای جماعت به سراغ زرق وبرق های بی ارزش و پوچ و بازارها و مغازه ها بروند، برای اینکه جیب دولت های بیگانه و لاابالی نسبت به منافع مسلمانان را پر کنند؛ جیب کارگر و سرمایه دار آنها را با پول ایرانی و با ثروت ملی شان پر کنند؛ به جای شرکت در نماز جماعت به بازارگردی و تماشای اجناس بپردازند... . کیسه ها (سوغاتی) را زیر بغل بگیرند و اجناسی را که در شهر خودشان گاهی ارزان تر و بهتر از آنجا می توانند پیدا کنند بگیرند و بیایند. مفید و بهتر آن است که انسان به نماز، عبادت، ذکر و توجه بپردازد. اینها دستاوردهای واقعی حج است؛ سوغات اینهاست؛ سوغات معنویتی است که با خودتان می آورید: (ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ).[۵۱۵]
د) اختلاط زن و مرد و رعایت نکردن حریم ها
رعایت شئونات اسلامی سفارش قرآن، ائمه معصوم: و بزرگان دین است؛ به خصوص در سفرهای زیارتی که حفظ حدود شرعی اهمیت ویژه ای دارد.
اختلاط زن و مرد و برخورد آنان با یکدیگر در بعضی اماکن (مانند زیارت خانه منسوب به امیرالمؤمنین7) یکی از رفتارهای آسیب زا حین زیارت است. علی7 درباره این گونه رفتارها می فرماید: «يا اَهلَ العِراقِ نُبِّئتُ اَنَّ نِسَاؤَكُم يُدَافِعنَ الرِّجَالَ فِي الطَريقِ اَمَا تَستَحُیُونَ»؛[۵۱۶] « ای مردم عراق، باخبر شدم زنانتان در خیابان با مردان برخورد دارند! آیا حیا نمی کنید؟» ایشان در حدیث دیگری فرمود: «اَمَا تَستَحیونَ وَ لَاتَغَارُونَ نِسَاؤكُم يَخرُجنَ إلىَ الاَسوَاقِ وَ يُزاحِمنَ العُلُوجَ»؛[۵۱۷] «آیا حیا نمی کنید و نسبت به زنانتان غیرت ندارید؟ به سوی بازارها خارج می شوند و با بردگان تزاحم و برخورد پیدا می کنند».
هـ) پوشش نامناسب زائران در سفر
برخی زائران به شئونات اسلامی توجه نمی کنند و با ظاهری نامناسب (برای مثال مردان با لباس های راحتی داخل منزل، و زنان با لباس های کوتاه و تنگ و جلب توجه کننده) در اماکن زیارتی حاضر می شوند.
قرآن کریم درباره پوشش زنان مسلمان می فرماید:
(وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ... لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ...).[۵۱۸]
و به زنان باایمان بگو... زینت خود را - جز آن مقدار که نمایان است - آشکار ننمایند و [اطراف] روسری های خود را بر سینه خود افکنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود].
همچنین در آیه ای دیگر می فرماید: (وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى)؛[۵۱۹] «شما زنان همچون دوران جاهلیت نخستین [در میان مردم] ظاهر نشوید».
بنا بر فتوای علما و فقها زنان باید تمام بدن به جز گردی صورت و دست ها تا مچ را - به شرطی که زینت و آرایش نداشته باشد - از نامحرم بپوشانند؛ البته پوشش با چادر بهتر است و از لباس هایی که جلب توجه نامحرم می کند باید پرهیز کرد.[۵۲۰]
آیت الله سیستانی در توصیه هایی به زائرین اربعین فرمودند:
خدا را، خدا را، در رعایت پوشش و حجاب که از مهم ترین چیزهایی است که اهل بیت:، حتی در سخت ترین شرایط کربلا، به آن توجه داشته و خود والاترین الگوی آن بوده اند. ایشان به اندازه ای که از هتک حرمت خود آزار دیدند از هیچ رفتار دشمن آزرده نشدند. لذا بر همه زائران و به ویژه بانوان زائر فرض است که شرایط عفاف را در رفتار و نوع پوشش لباس و ظاهر خود حفظ نموده و از هر چه این امر را خدشه دار می کند (مانند پوشیدن لباس های تنگ و اختلاط های زشت و استفاده از زیورآلات ناروا) بپرهیزند.[۵۲۱]
و) تبلیغات و تشریفات پرزرق وبرق پس از زیارت
برخی زائران زیارت را به ابزار تفاخر و خودنمایی (تشریفات بیجا و هزینه های سنگین در چسبانیدن بنرهای تبریک و دادن ولیمه های سنگین و نامتعارف) تبدیل می کنند. به گونه ای که برخی که توانایی چنین مخارجی را ندارند هنگام بازگشت از سفر حج و زیارت گمان می کنند مستطیع نیستند. امام علی7 در این باره می فرمایند: «خرج کردن دارایی در راه نادرست زیاده روی و اسراف است».[۵۲۲]
ز) سینه خیز رفتن به سوی حرم امام حسین7
زیارت امام حسین7 از قربات و مستحباتی است که در معارف اسلام کم نظیر است؛ به شرط اینکه صحیح و با آداب و شرایطی انجام شود و از پیرایه های بیجا پاک باشد.
یکی از پیرایه های غلط در زیارت امام حسین7 سینه خیز رفتن بین حرم حضرت عباس7 تا حرم امام حسین7 است. این عمل از آداب نه منقول و نه معقول محسوب می شود. درست است که در آداب زیارت امام حسین7 به غسل کنار فرات و رفتن با پای برهنه (حافیاً) تا حرم ایشان سفارش شده است. «فَإِذَا أَتَيْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَيْكَ وَ امْشِ حَافِياً»،[۵۲۳] اما به سینه خیز رفتن توصیه نشده است؛ زیرا این عمل گاهی اثرات نامطلوبی برجای می گذارد. رسول خدا9 در حجةالوداع مشاهده کردند زنی بین شترها پیاده می رود. سؤال کردند: این زن کیست؟ عرض کردند: او خواهر عقبة بن عامر است که نذر کرده فاصله مدینه تا مکه را پیاده بپیماید. رسول خدا9 فرمودند: «ای عقبه، برو خواهرت را سوار بر مرکب کن. خداوند از پیاده روی و پای برهنه او بی نیاز است».[۵۲۴]
خلاصه درس
این درس در دو بخش ارائه شد:
1. آسیب هایی که ممکن است در اصل زیارت نفوذ کند:
الف) ریا: انجام عمل برای غیر خدا؛
ب) امید بیجا پیدا کردن و در ایفای تکالیف الهی کوتاهی ورزیدن؛
ج) خرافه گرایی و انجام کارهایی که شارع مقدس آنها را تأیید نمی کند.
د) غلو در حق اهل بیت: و آنان را در حد خدایی بالا بردن؛
هـ) تضییع حقوق دیگران و آزار رساندن به آنها برای ادای عمل مستحب مثل بوسیدن ضریح؛
و) ناامیدی از رحمت پروردگار به سبب مستجاب نشدن دعاها؛
ز) صرف وقت برای زیارت اماکن غیر معتبر و غیر مستند؛
2. آسیب هایی که طی سفر زیارتی و پس از آن پیش می آید:
الف) استفاده ابزاری از زیارت برای کسب منفعت مادی برای زائر یا زیارتگاه و رواج روایات بی سند و حتی مجعول؛
ب) رفاه زدگی و تجمل گرایی و تبدیل زیارت به سفر تفریحی؛
ج) بازارگردی و اولویت دادن به خرید سوغات به جای زیارت؛
د) اختلاط زن و مرد هنگام حضور در اماکن زیارتی و رعایت نکردن حریم ها و پوشش مناسب بین زنان؛
هـ) هزینه های سنگین و بیجا برای تبلیغات و تشریفات پس از زیارت.
سؤال های درس جهت خودآزمایی
1. آیا زیارت می تواند انسان را از عمل به تکالیف شرعی بی نیاز کند؟
2. غلو به چه معناست؟
3. به فرموده امام رضا7 شیوه دشمنان اهل بیت در منزوی کردن ایشان چگونه بود؟
4. فلسفه عدم استجابت دعا در زیارت چیست؟
5. سه نمونه از آسیب های سفرهای زیارتی را توضیح دهید..
منابع برای مطالعه بیشتر
1. محمدرضا احمدی ندوشن، زیارت: آثار، آسیب ها و شبهات، نشر مشعر.
2. حافظ نجفی، آسیب شناسی سفرهای زیارتی، نشر مشعر.
درس هشتم: شبهات زیارت و آسیب های عزاداری اهداف درس امید می رود با مطالعه این درس با برخی شبهات در زمینه زیارت و همچنین عزاداری آشنا شویم.
مقدمه
هر کار مفید و ارزشمندی مخالفانی دارد که آن را برنمی تابند و با ایجاد شبهه سعی می کنند از تأثیر آن بکاهند. زیارت هم یکی از اعمال پسندیده و تأثیرگذاری است که منحرفان و معاندان به انحای مختلف به آن حمله کرده اند.
فرقه وهابیت برای صدمه زدن به فرهنگ زیارت اولاً در اصل زیارت شبهه ایجاد می کند و آن را بدعت و حرام می شمارد و در مرحله بعد در مصادیق، کیفیت و زمان و مکان زیارت طرح شبهه می کند. در این درس ابتدا به بررسی این شبهات می پردازیم.
1. شبهات زیارت
الف) زیارت پیاده
یکی از شبهاتی که این سال ها با رونق پیاده روی اربعین در فضای مجازی مطرح می شود اشکال به پیاده روی برای زیارت امام حسین7 است. چرا وقتی می توان در کمترین زمان با وسایل نقلیه به زیارت رفت، مردم وقت خود را چندین روز صرف کنند و پیاده به زیارت بروند؟
پیاده روی برای زیارت و ادای مناسک دینی در بسیاری از ادیان (مانند بودیسم، هندوئیسم، شینتوئیسم و همچنین یهودیان و مسیحیان) وجود دارد. در اسلام هم معصومان: به زیارت خانه خدا با پای پیاده توصیه می کردند و تلاش می کردند خود به آن عمل کنند؛ چنان که در حالات امام حسن و امام حسین8 و امام سجاد7 نقل شده است که بارها پیاده به زیارت خانه خدا مشرف شدند؛ برای مثال امام باقر7 فرمود: «قَالَ الْحَسَنُ إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ رَبِّي أَنْ أَلْقَاهُ وَ لَمْ أَمْشِ إِلَى بَيْتِهِ فَمَشَى عِشْرِينَ مَرَّةً مِنَ الْمَدِينَةِ عَلَى رِجْلَيْهِ».[۵۲۵] «امام حسن7 فرمود: من از پروردگارم حیا می کنم، که او را ملاقات کنم در حالی که پیاده به سوی خانه او نرفته باشم». بنابراین ایشان بیست بار پیاده از مدینه به حج رفت. حضرت در این سفرها با خود مرکب می برد و اگر کسی نیاز پیدا می کرد، او را سوار می کرد. امام صادق7 نیز در این باره فرمود: «إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ3 حَجَّ وَ سَاقَ مَعَهُ الْمَحَامِلَ وَ الرِّحَالَ».[۵۲۶] همچنین در حالات امام حسین7 فرموده اند: «بیست وپنج بار پیاده به حج رفت».[۵۲۷]
پیاده به زیارت مشرف شدن از آداب اختصاصی زیارت امیرالمؤمنین7 و امام حسین7 است؛ چنان که حسین بن اسماعیل صیمری می گوید امام صادق7 فرمود:
مَنْ زَارَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ7 مَاشِیاً كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً وَ عُمْرَةً فَإِنْ رَجَعَ مَاشِیاً كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّتَیْنِ وَ عُمْرَتَیْنِ.[۵۲۸]
کسی که امیرالمؤمنین7 را پیاده زیارت کند با هر قدمی که برای رفتن برمی دارد پاداش یک حج و یک عمره به او داده می شود. اگر پیاده برگردد، برای هر قدمی که برمی دارد دو حج و دو عمره داده می شود.
در روایت دیگری ابن مارد می گوید: نزد امام صادق7 بودیم که از امیرالمؤمنین علی7 یاد شد. حضرت فرمود:
یَا ابْنَ مَارِدٍ مَنْ زَارَ جَدِّی عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً مَقْبُولَةً وَ عُمْرَةً مَبْرُورَةً.[۵۲۹]
ای پسر مارد، کسی که زیارت کند جدم امیرالمؤمنین7 را، در حالی که عارف به حق اوست، برای هر قدمی که برمی دارد یک حج مقبوله و یک عمره پسندیده پاداش داده می شود.
حسین بن ثویر ابی فاخته می گوید: امام صادق7 درباره زیارت پیاده امام حسین7 فرمود:
یا حسین، کسی که از منزلش خارج شود، در حالی که قصد زیارت قبر حسین بن علی 8 را دارد، اگر پیاده طی طریق کند، خداوند برای هر قدمی که برمی دارد حسنه ای برای او می نویسد و گناهی از او محو می کند... . تا اینکه وارد حائر شود. خداوند او را از رستگارشدگان و نجات یافتگان خواهد نوشت. هنگامی که زیارت خود را انجام داد خداوند او را از فائزین می نویسد تا اینکه قصد برگشت می کند. فرشته ای نازل می شود و می گوید: رسول خدا9 بر تو سلام می رساند و می فرماید: عمل را از سر بگیر. هرآینه خداوند گذشته تو را آمرزید.[۵۳۰]
ابی صامت می گوید: از امام صادق7 شنیدم که فرمود:
مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ7 مَاشِیاً كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ.[۵۳۱]
کسی که پیاده به زیارت قبر امام حسین7 بیاید به هر قدمی که برمی دارد خداوند هزار حسنه برای او می نویسد و هزار گناه از او محو می کند و هزار درجه او را بالا می برد.
در این زمینه هر چه زیارت دشوارتر باشد، پاداش آن بیشتر خواهد بود. رسول خدا9 در این باره فرمود: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا».[۵۳۲]
گفتنی است پیاده روی اربعین باعث شور و نشاط اجتماعی در زائران می شود. بنابراین خود مردم با وجود وسایل نقلیه پیاده روی را انتخاب می کنند.
ب) طواف گرد قبور مطهر ائمه:
یکی دیگر از شبهات درباره زیارت معصومان: این است که چرا شیعیان گرد حرم امامان خود طواف می کنند.
در پاسخ به این شبهه باید گفت هیچ یک از شیعیان به لزوم طواف گرد قبور معصومان: اعتقاد ندارند و آن را نه از آداب زیارت می دانند و نه از شرایط زیارت. طواف به معنای اصطلاحی مخصوص خانه خداست و آنچه در رفتار بعضی زائران دیده می شود که دوست دارند از یک سوی حرم وارد شوند و از سوی دیگر خارج شوند طواف نیست.
ج) تکرار زیارت یا کمک به نیازمندان
یکی دیگر از شبهات درباره زیارت این است که با وجود افراد نیازمند در جامعه چرا عده ای بارها به زیارت می روند و هزینه های زیارت را خرج نیازمندان کشور خود نمی کنند.
در پاسخ باید گفت اولاً آیا کسانی که به زیارت نرفته اند هزینه نرفتن به زیارت را صرف نیازمندان کرده اند؟ در این صورت نباید هیچ نیازمندی در جامعه وجود می داشت. بنابراین انجام یک کار نیک نباید بهانه ای برای ترک کار نیک دیگر شود.
ثانیاً اسلام توصیه می کند برای ایجاد زمینه فقر زدایی به زیارت بروید؛ زیرا یکی از اسرار زیارت ایجاد روحیه مهرورزی است؛ بدین شکل که به زائر توصیه می شود هنگام سفر صدقه بدهد، حین سفر به نیازمندان کمک کند و هنگام بازگشت از سفر به نیازمندان ولیمه دهد.
ثالثاً اگر کسی به حج یا زیارت نرود، هر اندازه در نرفتن به حج و زیارت مصر باشد، به همان اندازه بی توجهی به نیازمندان در او قوی تر است؛ یعنی بین این دو غالباً رابطه مستقیم برقرار است؛ زیرا کسی که در دلش عشق به زیارت خانه خدا و اولیای خدا نباشد از حیث اعتقاد به سایر مناسک دینی (مثل انفاق، پرداخت زکات و خمس) نیز دچار ضعف اعتقادی و رفتاری است. چنین فردی هیچ گاه به فکر رفع نیاز فقرا و نیازمندان نخواهد بود.
رابعاً باید پرسید چرا به سفرهای تفریحی انتقادی نیست و به جای سفرهای سیاحتی و بعضاً معصیت زا به کشورهای غربی و غرب زده به فقرا کمک نمی شود. در حالی که در صورت خرج هزینه های آن در جهت رفع فقر، هیچ عبادتی از مسلمانان در قد و قامت زیارت تعطیل نمی شود.
د) جایگزین کردن زیارت امام حسین7 با حج
برخی زائران، به ویژه مردم عراق، زیارت امام حسین7 را جایگزین حج و زیارت خانه خدا تصور می کنند؛ در حالی که هیچ عملی جایگزین حج واجب و زیارت خانه خدا نمی شود. حتی کسی که مستطیع شد و حج بر او مستقر گردید اگر هزینه آن را در سایر امور خیرات کند، حج از او ساقط نمی شود. همه روایاتی که ثواب زیارت امام حسین7 را معادل چندین حج و عمره شمرده اند در مقام بیان اعطای ثواب اند، نه جایگزینی حج؛ برای مثال عبدالله بن یسار از امام صادق7 روایت می کند که فرمود:
مَنْ كَانَ مُعْسِراً فَلَمْ یَتَهَیَّأْ لَهُ حِجَّةُ الْإِسْلَامِ فَلْیَأْتِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ7 وَ لْیُعَرِّفْ عِنْدَهُ فَذَلِكَ یُجْزِیهِ عَنْ حِجَّةِ الْإِسْلَامِ أَمَا إِنِّی لَا أَقُولُ یُجْزِی ذَلِكَ عَنْ حِجَّةِ الْإِسْلَامِ إِلَّا لِلْمُعْسِرِ فَأَمَّا الْمُوسِرُ إِذَا كَانَ قَدْ حَجَّ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ فَأَرَادَ أَنْ یَتَنَفَّلَ بِالْحَجِّ أَوِ الْعُمْرَةِ وَ مَنَعَهُ مِنْ ذَلِكَ شُغُلُ دُنْیَا أَوْ عَائِقٌ فَأَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ7 فِی یَوْمِ عَرَفَةَ أَجْزَأَهُ ذَلِكَ عَنْ أَدَاءِ الْحَجِّ أَوِ الْعُمْرَةِ.[۵۳۳]
کسی که در سختی و تنگدستی باشد و امکان حج واجب برای او مهیا نباشد به زیارت قبر امام حسین7 برود و دعای عرفه را نزد او بخواند. این عمل او را از حج حجت الاسلام [در آن سال] کفایت می کند؛ اما من نمی گویم زیارت امام حسین7 کفایت می کند از حج واجب، مگر از ناتوان؛ اما فرد توانمند و مستطیع وقتی حج واجب خود را انجام داده باشد و قصد حج و عمره مستحبی داشته باشد و چیزی مانند شغل دنیا و یا مانعی او را از انجام حج منع کند، پس روز عرفه به زیارت قبر امام حسین7 بیاید. این عمل، او را از حج و عمره مستحبی کفایت می کند.
هـ) زیارت اربعین یک روز، نه یک هفته
یکی از شبهات به زیارت اربعین این است که چرا در حالی که اربعین یک روز است، چند روز قبل و چند روز بعد از آن امام حسین7 زیارت می شود.
در جواب این شبهه باید گفت از آنجا که ظرفیت کربلا و حرم حسینی محدود است و ظرفیت چند میلیون نفر را در یک روز ندارد، بعضی مراجع تقلید توصیه کرده اند کسانی که روزهای پیش از اربعین به کربلا می رسند زیارت کنند و برگردند و کسانی که پس از اربعین به کربلا می رسند ثواب زیارت اربعین را خواهند برد. بعضی شبکه های مجازی این شبهه را در اذهان ایجاد کردند که مراجع بر چه اساسی چنین توسعه ای داده اند.
در این زمینه باید گفت یکی از اموری که جایگاه ویژه ای در فقه دارد توسعه در مکان و زمان است؛ برای مثال گفته اند مسافر در مسجدالحرام و مسجدالنبی مخیر بین قصر و اتمام است.[۵۳۴] گفتنی است مسجدالحرام و مسجدالنبی در عصر معصومان: بسیار محدود بود، ولی الآن بسیار وسیع شده است. با وجود این فقها فتوا می دهند قسمت های توسعه یافته هم همین حکم را دارد.[۵۳۵] درباره زمان هم می توان به همین شکل قائل به توسعه ثواب شد و گفت اگرچه اربعین یک روز است، زیارت اربعین می تواند شامل روزهای پیش و پس از اربعین هم بشود. قرآن کریم نیز در حکمی کلی در کسب پاداش می فرماید:
(وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى الله).[۵۳۶]
و هر کس از خانه خود به عنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او خارج شود، سپس مرگش فرارسد، پاداش او بر خداست.
بنابراین وقتی فردی از منزل خود به قصد زیارت امام حسین7 در اربعین خارج می شود زائر اربعین است و ثواب زیارت اربعین را می برد.
2. آسیب های عزاداری
عزاداری برای اهل بیت:، به ویژه امام حسین7، یکی از اعمال پسندیده و سفارش شده ائمه معصوم: است. امام رضا7 در این باره فرمود:
إِنَّ یَوْمَ الْحُسَیْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا... إِذَا شِئْتَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِی الدَّرَجَاتِ الْعَالِیَةِ فِی الْجَنَّةِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا.[۵۳۷]
روز عاشورا چشمان ما را زخم کرد و اشک ما را جاری نمود... . اگر خواستی در درجات عالی در بهشت با ما باشی، در غم ما محزون باش.
همچنین در روایات وارد شده است که امام صادق7 به ابوهارون مکفوف فرمود: «برایم [در مصیبت امام حسین7] شعر بخوان». من هم خواندم. فرمود: «نه، آن گونه بخوان که خود می خوانید و همان گونه که در کنار قبرش مرثیه سرایی می کنی».[۵۳۸]
اما این عمل پسندیده هم مانند هر کار نیک دیگری ممکن است دچار آسیب هایی شود که نیاز به شناسایی و اصلاح دارد. در این قسمت به مهم ترین آسیب هایی که عزاداری اهل بیت: را تهدید می کند اشاره می کنیم:
الف) قلاده بستن
اسلام و مکتب اهل بیت: با اعمالی که با شخصیت انسانی انسان منافات داشته باشد مخالف اند و سخت با آن مبارزه کرده؛ چنان که قرآن کریم می فرماید:
(وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلا).[۵۳۹]
ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنها را در صحرا و دریا [بر مرکب های راهوار] سوار کردیم و از نعمت های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم برتری بخشیدیم.
انسانی که مسجود ملائکه و گرامی نزد پروردگار است اجازه ندارد کاری که درخور انسانیت او نیست انجام دهد؛ مثلاً اجازه ندارد خود را به جای سگ قرار دهد و قلاده به گردن بیندازد و آن را به دست دیگران دهد تا ارادت و محبت خود را به اهل بیت: ثابت کند.
اهل بیت اجازه نمی دادند کسی در حضور آنها تحقیر شود و احساس حقارت کند. از همین رو گاهی به نیازمندان به صورت پنهانی از پشت در و یا شب هنگام کمک می کردند. [۵۴۰]
ب) ذکر مصیبت های دروغین
یکی از بزرگ ترین گناهان دادن نسبت دروغ به خدا، پیامبر9 و ائمه معصوم: است که از مبطلات روزه هم به شمار می آید. ذکر مطالبی که در هیچ یک از منابع معتبر تاریخی و حدیثی از امام معصوم نقل نشده، نسبت دادن دروغ به امام است. شهید مطهری در این زمینه می نویسد:
اگر کسی تاریخ عاشورا را بخواند، می بیند از زنده ترین و مستندترین و از پرمنبع ترین تاریخ هاست. مرحوم آخوند خراسانی فرموده بود: آنها که به دنبال روضۀ نشنیده می روند بروند، روضه های راست را پیدا کنند که آنها را احدی نشنیده است.[۵۴۱]
می توان گفت از وقتی کتاب روضة الشهدا نوشته شد (حدود سال نهصد هجری) مطالب بی سند و بعضاً دروغ وارد عرصه مرثیه سرایی شد و به تدریج گسترش یافت؛ به گونه ای که در اوایل قرن چهاردهم، محدث نوری از این امر احساس خطر کرد و به پیشنهاد یکی از علمای هندوستان اقدام به نوشتن کتاب لؤلؤ و مرجان کرد.[۵۴۲] نمونه هایی از این روضه های دروغ عبارتند از:
1. ام لیلا، مادر علی اکبر، در کربلا حضور داشت و امام حسین7 از او خواست تا گیسوان خود را افشان کند و از خدا بخواهد علی اکبر را به آنان برگرداند.
2. به گفته محدث نوری، اولین کسی که داستان عروسی قاسم را نوشت ملاحسین واعظ کاشفی در کتاب روضة الشهداء بود؛ اما چگونه ممکن است امام7 هنگام نبرد با دشمن - در حالی که به امام و یارانش اجازه خواندن نماز نمی دهند - بگوید: «آرزو دارم عروسی دخترم را ببینم. همین جا دخترم را برای پسر برادرم عقد می کنم» و سپس مراسم عروسی را برپا کند؟[۵۴۳]
3. «روزی امیرالمؤمنین7 بالای منبر خطبه می خواند. حضرت سیدالشهدا7 تشنه شد، آب خواست. حضرت به قنبر امر فرمود: «آب بیاور!» . عباس7 در آن وقت طفل بود. چون تشنگی برادر را شنید، نزد مادر دوید و برای برادر جامی آب گرفت و آن را بر سر گذاشت. آب از اطراف [جام] می ریخت. به همین قِسم، وارد مسجد [شد]. چشم پدر بر او افتاد. گریست و فرمود: «امروز چنین و روز عاشورا چنان» و قدری از مصائب او را ذکر نمود».[۵۴۴]
4. درباره شجاعت حضرت ابوالفضل7 در جنگ صِفین آمده است که هشتاد نفر را به هوا پرتاب کرد؛ به گونه ای که وقتی نفر هشتادم را به هوا پرتاب کرد، هنوز اوّلی به زمین برنگشته بود و حضرت هر کدام را که به زمین برمی گشت با شمشیر دو نیم می کرد.[۵۴۵]
یکی دیگر از آسیب ها در این باره خواندن اشعار سست و بی محتواست که کنایه و استعاره های آن در شأن معصوم نیست. بنابراین یکی از توصیه های مهم رهبر معظم انقلاب به مداحان اهمیت دادن به شعر و نخواندن اشعار سبک و ضعیف (گرچه با اخلاص و حالی خوش سروده شده باشد) [۵۴۶]در مجالس است؛ زیرا امروزه در هیئت ها بسیاری از چیزهایی که به عنوان شعر، خصوصاً در قالب نوحه و شور، می خوانند که حتی وزن و ردیف و قافیه صحیحی ندارد. نکته مهم دیگر رواج ادبیات عرفانی و غنایی ایران در هیئت های مذهبی طی سال های اخیر است.
ج) شیوه های غلط عزاداری
یکی دیگر از انحرافات در عزاداری ها غفلت از جنبه ملکوتی معصومان: و شهدای کربلا و آموزه های آنان و پرداختن به ویژگی های ظاهری ایشان (از قبیل توصیف چشم و ابرو و قد و بالا) است که هیچ گونه امتیاز و فضیلتی برای آنان ایجاد نمی کند. مقام معظم رهبری در یکی از هشدارهای خود به مداحان فرمودند:
چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم استفاده از مدح ها و تمجیدهای بی معناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل7 صحبت می شود؛ بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن؛ مثلاً «قربون چشمت بشوم». مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم های قشنگش بوده؟!... ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛... ارزش شهدای کربلا به این است که از حریم حق در سخت ترین شرایطی که ممکن است انسان تصورش را بکند دفاع کردند. ارزش اباالفضل ارزش حبیب بن مظاهر، ارزش جان در اینهاست، نه در قد رشید یا بازوی پیچیده اش. قد رشید که خیلی در دنیا هست... . اینها که معیار معنوی ارزش نیست... . اینکه ما همه اش بیاییم روی ابروی کمانی و بینی قلمی و چشم خمار این بزرگواران تکیه کنیم، اینکه مدح نشد. در مواردی ضرر هم دارد.[۵۴۷]
بعضی مداحان در مداحی ها دچار عرفی گرایی می شوند و وجه ملکوتی اولیای دین را می شکنند. بنابراین ممکن است در دو دام بیفتند:
دام اول، اسطوره سازی: مداح شخصیت اولیای دین را هم تراز شخصیت های اسطوره ای قرار می دهد و تنها بر یکی از وجوه شخصیتی آنان تأکید می کند؛ به گونه ای که مثلاً امیرالمؤمنین7 را در حد پهلوان پهلوانان عالم ترسیم، و از وجوه دیگر شخصیت ایشان غفلت می کند. او به دنبال جنبه هایی می گردد که خود به آنها بیشتر علاقه دارد و در نتیجه امیرالمؤمنین7، امام حسین7 و حضرت عباس7 را با کمی چاشنی جمال و زیبایی و مظلومیت محض می ستاید. بنابراین نه حماسه ای باقی می ماند و نه صلابت و هیبتی و نه خطابه و سیاست و حکمتی.
دام دوم، هم ذات پنداری با شخصیت های دینی: مداح خود را به جای اولیای دین قرار می دهد و از خود می پرسد اگر من به جای او باشم، در آن لحظه چه می کنم؛ فارغ از اینکه نگاه اولیای دین به عالم به اندازه طول و عرض این عالم با نگاه ما متفاوت است.
هـ) اکتفا به بعد احساسی و غفلت از بعد شناختی عزاداری
شورمحوری به جای شعورمحوری و کم رنگ شدن بیان فلسفه عزاداری و احیاگری حادثه کربلا و حماسه آفرینی آن یکی دیگر از آسیب ها در حوزه عملکردهاست. درست است که این شورها و عشق ها و سینه زنی ها می تواند به تقویت دین بینجامد، اما اگر با شعور گره نخورد، ماندگار نخواهد بود و در درازمدت جای عزاداری صحیح را خواهد گرفت.
مجالس عزاداری اهل بیت، مجلس احیای معارف آنان و بیان فلسفه مبارزات ایشان با ستمگران هر عصر بوده است. کم رنگ شدن این بعد از مجالس عزاداری اهل بیت و اکتفا به نوحه خوانی و سینه زنی باعث نفوذ تحریف ها و بیان خواب ها و داستان های هیجان انگیز اما بی پایه می شود که در درازمدت خسارت های جبران ناپذیری به نسل های بعدی وارد خواهد کرد.
د) زبان حال بی پایه
علامه ملااحمد نراقی در تعریف زبان حال می نویسد:
مراد از زبان حال، بودن آن بر حالتی است که مقتضی چنین گفتاری باشد و حال او حالی باشد که چنین گفتاری را تقاضا کند و از او پسندیده باشد و قریب به این است که حال آن حالی باشد که مقتضی چنین فعلی باشد.[۵۴۸]
بنابراین، زبان حال بیان چگونگی حال شخص و دیگر اشیاست که اگر قرار بود سخن بگویند، همان را می گفتند که در زبان حال آمده است. بنابراین زبان حال باید بیانگر حقیقت و واقعیت باشد. بر این حقیقت و واقعیت نیز قرینه حالیه یا مقالیه باید دلالت داشته باشد. در زبان حال، دو نکته زیر اهمیت بسیاری دارد:
یک- شناخت تفاوت زبان حال با اغراقات و مبالغات شعری: زبان حال بیان حقیقت و واقعیت است و می توان آن را به افراد و اشیا نسبت داد، ولی در اغراقات شعری واقعیتی وجود ندارد؛ از باب نمونه در اشعار محتشم کاشانی بند هفتم چنین آمده است:
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار
بی شک چنین چیزی واقع نشده است؛ ولی چون بیشتر مردم می فهمند که این گونه شعر گفتن از باب اغراق و مبالغه بوده و شاعر در آن اراده حقیقت نکرده است، گفتن آن بی اشکال است.[۵۴۹]
دو- شناخت حالت کسی که از او زبان حال نقل می کنیم: اگر آن حالت درست تشخیص داده شود، آنچه را در مقام زبان حال می آوریم و مستند می سازیم دروغ نخواهد بود؛ ولی اگر در فهم و شناخت یک حالت دچار اشتباه شدیم، سخنانی را که بر اساس آن به زبان حال می گوییم اشتباه خواهد بود؛ برای نمونه وقتی حضور لیلا، مادر علی اکبر، در کربلا و نذر او و همچنین عروسی قاسم دروغ است، زبان حال هایی که بر اساس آن ساخته شوند نیز دروغ خواهند بود. در اهداف امام حسین7 نیز وقتی جریان فدا[۵۵۰] و... دروغ است، زبان حال هایی هم که بر اساس آن ساخته می شوند دروغ خواهند بود.
شهید مطهری درباره زبان حال ها می گوید:
با نگاهی به زبان حال های امروزی کافی است که بفهمیم چه قدر شخصیت ها تحریف شده اند. بعضی زبان حال هاست که واقعاً آیینه شخصیت امام است؛ مثل اشعار اقبال لاهوری و بعضی اشعار نیّر (حجت الاسلام تبریزی)؛ ولی بعضی زبان حال هاست که تحریف شخصیت است؛ مثل «افسوس که مادری ندارم / ای خاک کربلا تو به من مادری نما...».[۵۵۱]
ابن طاووس در کتاب لهوف چنین گزارش کرده است:
وقتی که امام زین العابدین7 با اهل وعیال خود وارد مدینه شد نگاهی به خانه های فامیل و مردان خانواده اش انداخت. دید آن خانه ها به زبان حال نوحه گری کرده و اشک می ریزند؛ چراکه مردان خود را از دست داده اند و بر آنان همانند مادر فرزندمرده گریه می کردند... .[۵۵۲]
سپس ایشان نوحه گری آنان را به زبان حال به شرح آورده که ما به چند فراز آن اشاره می کنیم:
ای مردم، مرا در این نوحه سرایی و ناله معذورم بدارید و مرا در این مصیبت های بزرگ همراهی کنید که آن مردمی که من در فراق آنان گریه می کنم و به مکارم اخلاقشان دل داده ام انیس شبانه روز من بودند و نور شب ها و سحرهای تار من بودند و مایه شرافت و مباهات من بودند و باعث قدرت و نیروی من بودند و جانشین خورشید ها و ماه های من بودند. چه شب هایی که با بزرگواری شان وحشت را از من دور کردند و با نعمت هایشان پایه های احترام مرا محکم و استوار کردند و مناجات های سحری به گوش من رساندند... . اگر به گوش دل بشنوید که نمازها چگونه با زبان حال بر آنان نوحه سرایی می کنند و چشم مکان های خلوت در انتظار آنان است و مجموعه مکارم اخلاقی مشتاقشان است و اجتماعات بزرگواری به وجود آنان شادمان و محراب مسجدها بر آنان گریان اند و نیازمندی های پرسود آنان را صدا می زنند (این همه بانک و فریاد و ناله)، مسلّماً شما را اندوهگین ساخته و فهمیدید که در این مصیبت همگانی تقصیر کرده اید... .[۵۵۳]
خلاصه درس
این درس در دو بخش ارائه شد:
1. ابتدا شبهات زیارت را آوردیم:
دشمنان اهل بیت: و افراد ناآگاه بر اصل زیارت و نحوه انجام آن شبهاتی وارد کرده اند:
الف) چرا باید با وجود امکانات و وسایل نقلیه وقت خود را صرف پیاده روی اربعین کرد؟ گفته شد جهت تعظیم مزور در همه ادیان و مذاهب سنت پیاده روی وجود دارد و در اسلام نیز به زیارت خانه خدا و بعضی معصومان: با پای پیاده توصیه شده است.
ب) چرا گرد قبور ائمه خود می گردید؟ گفته شد این گردش فقط برای پیدا کردن مکان مناسب برای زیارت و تبرک جستن از ضریح است و هیچ نیت شرعی بر طواف گرد آنها وجود ندارد.
ج) چرا به جای تکرار هرساله زیارت هزینه آن را خرج نیازمندان نمی کنید؟ گفته شد زیارت برای آن است که انسان ها را به توجه به نیازمندان و فقرزدایی تشویق کند. با زیارت نرفتن رسیدگی به نیازمندان، و با ترک یک امر پسندیده سایر امور محقق نمی شود.
د) چرا با اینکه اربعین یک روز است و زیارت اربعین هم در یک روز محقق می شود، زیارت اربعین یک هفته است؟ گفته شد اولاً توسعه در زمان و مکان در اسلام پذیرفته شده است. ثانیاً کسی که از خانه و وطن خود به قصد زیارت اربعین حرکت می کند، اگرچه در روز اربعین موفق به زیارت نشود، باز عرف او را زائر اربعین می شناسد؛ چون به قصد اربعین حرکت کرده است.
2. در ادامه آسیب های عزاداری را برشمردیم:
بعضی رفتارها در عزاداری معصومان: منشأ دینی ندارد و حتی شرع مقدس از آن نهی کرده است؛ مانند:
الف) بستن قلاده به گردن خود و خود را سگ اهل بیت خطاب کردن؛
ب) ذکر مصیبت ها و روضه های دروغ که نه با شأن و جایگاه معصومان: تناسب دارد و نه سندی بر آن وجود دارد؛
ج) ارائه مطالب احساسی که شناختی از معارف و فلسفه مبارزات اهل بیت: به شنوندگان نمی دهد.
د) بیان زبان حال هایی که نه قرینه حالیه و نه قرینه مقالیه دارند و حتی با شأن و جایگاه معصوم ناسازگارند.
منابع برای مطالعه بیشتر
1. مجتبی حیدری، عزاداری امام حسین7، نشر مشعر.
2. حافظ نجفی، آسیب شناسی زیارت اربعین، نشر مشعر.
3. محمدرضا احمدی ندوشن، زیارت: آثار، آسیب ها و شبهات، نشر مشعر.
4. جواد جعفری، عزاداری: سنت یا بدعت، نشر مشعر.
سؤال های درس جهت خودآزمایی
1. چرا پیاده به زیارت بعضی معصومان: می رویم؟
2. چرا اسلام به تکرار زیارت توصیه کرده است؟
3. بیان زبان حال در چه صورتی صحیح است؟
4. دو نمونه از اشکالات ذکر مصیبت ها را توضیح دهید.
5. دو نمونه از دام هایی که ممکن است مداحان گرفتار آن شوند را نام ببرید و توضیح دهید.
فهرست منابع
فهرست منابع قرآن کریم. ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1410ق. ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفريات (الأشعثيات)، تهران، مکتبة النینوی الحدیثه، [بی تا]. ابن براج، عبدالعزیز بن نحریر، المهذب، به کوشش مؤسسة سیدالشهداء٧، قم، نشر اسلامی، 1406ق. ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموعة الرسائل الکبری، بیروت، احیاء التراث العربی، 1392ق. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم في تاريخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، ط1، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری شرح صحیح بخاری، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1424ق. ابن حجر هیتمی، احمد بن محمد، الجوهر المنظم في زيارة القبر الشريف النبوي المکرم، تحقیق و تعلیق محمد زینهم، ط1، قاهره، مکتبه مدبولی، 2000م. ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، الوسيلة الی نيل الفضيله، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، 1408ق. ابن حنبل، أحمد بن محمّد، المسند، تحقیق عبداللّه محمّد الدرویش، ط2، بیروت، دار الفکر، 1414ق. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار:، ط1، قم، 1409ق. ابن زهرة حلبی، حمزة بن علی، غنية النزوع إلی علمي الأصول و الفروع، به کوشش بهادری، قم، مؤسسه امام صادق٧، 1417ق. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، [بی تا]. ابن طاووس، سید عبدالکریم بن احمد، فرحة الغری في تعيين قبر اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب٧ في النجف، ایران، قم، منشورات الرضی، بی تا، ابن طاووس، سیدعلی بن موسی، اقبال الاعمال، به کوشش القیومی، قم، دفتر تبلیغات، 1418ق.
، اللهوف علی قتلي الطفوف، ترجمه احمد فهری زنجانی، ط1، تهران، جهان، 1348ش.
، مصباح الزائر، تحقیق مؤسسة لإحیاء التراث، ط1، قم، مؤسسة آل البیت: لإحیاء التراث، ۱۴۱۶ق.
، مهج الدعوات و منهج العبادات، تحقیق ابوطالب کرمانی و محمد حسن محرر، قم، دارالذخائر، 1411ق.
ابن عابدین، محمد امین بن عمر، رد المحتار علی الدر المختار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1407ق. ابن عبدالوهاب، حسین بن عبدالوهاب، عيون المعجزات، ط1، قم، [بى تا]. ابن عساکر، علی بن حسن بن هبة الله، تاريخ مدينة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، دارالفکر، 1415ق. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرّسائل العشر، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، 1409ق. ابن قدامه، احمد بن محمد، المقنع في فقه الامام احمد حنبل، تحقیق محمود الارناؤوط، [بی جا]، [بی نا]، 1421ق.
، المغنى والشرح الكبير، بیروت، دار الکتب العلمیه، [بی تا].
ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزيارات، تحقیق عبدالحسین امینی، نجف، دارالمرتضویة، 1356ش. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البداية و النهاية في التاريخ، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408ق.
، تفسير القرآن العظيم، تحقیق محمدحسین شمس الدین ، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمدعلی بیضون ، 1419ق .
ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1395ق. ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبير (لابن المشهدی)، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1419ق. ابن همام، محمد بن عبدالواحد، شرح فتح القدير، بیروت، دار الکتب العلمیه، [بی تا]. ابوداود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابي داود، تحقیق و تعلیق سعید محمد اللحام، بیروت، دار الفکر، 1410ق.
، سنن أبي داود، تحقیق محمّد محیی الدین عبدالحمید، بیروت، دار إحیاء السنّة النبویّة، 1416ق.
ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، الکافي في الفقه، به کوشش استادی، اصفهان، مکتبة امیرالمؤمنین٧، 1403ق. امین، سیدمحسن، کشف الارتياب في اتباع محمد بن عبد الوهاب، [بی جا]، [بی نا]، 1428ق. امینی، عبدالحسین، الغدير، ترجمه زین العابدین قربانی، چ3، تهران، بنیاد بعثت، 1389ش.
، الزيارة، قم، 1417ق.
انصاری قمی، ناصرالدین، «کتاب شناسی تألیفات علامه مجلسی»، مشکوة، ش29، زمستان ۱۳۶۹ش. ایوان کیفی، محمد تقی بن عبدالرحیم، تبصرة الفقهاء، قم، مجمع الذخائر الإسلامیة، 1427ق. آگبرن، ویلیام و نیمکوف، مایر، زمينه جامعه شناسي، ترجمه امیرحسین آریان پور، تهران، شرکت سهامی کتاب های جیبی، 1352. آل عصفور بحرانی، حسین بن محمد، سداد العباد و رشاد العباد، ط1، قم، کتاب فروشی محلاتی، 1421ق. بحرانی اصفهانی، عبدالله بن نورالله، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرک سيدة النساء إلي الإمام الجواد7)، تصحیح محمدباقر ابطحی، قم، مؤسسة امام المهدی، [بی تا]. بحرانی، هاشم، البرهان في تفسير القرآن: قم، البعثه، 1415ق. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة في احکام العترة الطاهرة، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1405ق. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحيح البخاري، به کوشش مصطفی دیب البغا، بیروت، دار ابن کثیر الیمامه، [بی تا]. بهاءالدین عاملی، محمد، جامع عباسي و تکميل آن، قم، جامعه مدرسین، 1429ق. بهبهانی، محمدباقر، مصابيح الظلام، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، 1424ق. بهجت فومنی، محمدتقی، استفتائات، قم، چاپ اول، دفتر معظمٌ له، 1428ق.
، جامع المسائل، قم، دفتر معظمٌ له، 1426ق.
بهوتی حنبلی، منصور بن یونس، کشّاف القناع عن متن الاقناع، به کوشش محمدحسن شافعی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۸ق. بیهقی، احمد بن حسین، شعب الايمان، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1429ق. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنيف غرر الحکم و درر الکلم، تصحیح مصطفی درایتی، قم، دفتر تبلیغات. تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، چ4، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1384ش. ثقفى، ابراهیم بن محمد، الغارات (ط - الحدیثة)، ط1، تهران، 1395ق.
، الغارات، تهران، انجمن آثار ملی، 1353ش.
جزیری، عبدالرحمن و غروی، سیدمحمد و یاسر، مازح، الفقه علی المذاهب الأربعة و مذهب أهل البيت:، بیروت، دار الثقلین، 1419ق. جعفریان، رسول، حیات فکری سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، 1381ش. جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، قم، نشر اسراء، 1385. جوهری، اسماعیل، الصحاح، به کوشش العطار، بیروت، دار العلم للملایین، 1407ق. حافظ البرسی، رجب بن محمد، مشارق أنوار اليقين في أسرار اميرالمؤمنين٧، قم، نشر معارف اهل بیت، [بی تا]. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرك علی الصحيحين، به کوشش مرعشلی، بیروت، دار المعرفه، 1406ق. حر عاملی، محمد بن حسن، تفصيل وسائل الشيعة الی تحصيل مسائل الشريعة، قم، مؤسسة آل البیت:، 1409ق.
، هداية الأمة الی احکام الائمه: منتخب المسائل، ط1، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، 1412ق.
حسینی عاملی، سیدجواد بن محمد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جامعه مدرسین، 1419ق. حکیمی، محمدرضا، حماسه غدير، چ1، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1364ش. حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد (ط - الحدیثة)، ط1، قم، مؤسسة آل البیت:، 1413ق. خامنه ای، سیدعلی، بیانات در کهکیلویه و بویراحمد در آستانه محرم 1415، 17/3/1373. خفاجی، احمد محمد عمر، نسيم الرياض شرح الشفاء للقاضي عياض، مصر، المطبعة الازهریه، 1327ق. خمینی، سیدروح الله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1385ش.
، تحرير الوسيله، ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی=، تهران، ۱۳۷۹ش.
، توضيح المسائل محشی، چ8، قم، جامعه مدرسین، 1424ق.
، توضيح المسائل، چ1، 1426ق.
خوانساری، سیداحمد، جامع المدارک، به کوشش غفاری، تهران، مکتبة الصدوق، 1405ق. خویی، سیدابوالقاسم، مستند العروة الوثقی، کتاب الصلاة، تقریر مرتضی بروجردی، قم، انتشارات لطفی، 1367ش. دارقطنی، علی بن عمر، سنن دارقطني، بیروت، دار الفکر، 1414ق. درگاهی، حسین، کتاب شناسی علامه مجلسی، تهران، شمس الضحی، ۱۳۸۶ش. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر تعليم و تربيت اسلامی (2): اهداف تربيت از ديدگاه اسلام. تهران، انتشارات سمت، 1376ش. دهخدا، علی اکبر و دیگران، لغت نامه، تهران، مؤسسه لغت نامه و دانشگاه تهران، 1377ش. دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، ط1، قم، 1412ق.
، أعلام الدين في صفات المؤمنين، قم، تحقیق آل البیت، نشر آل البیت، [بی تا].
دیلمی، احمد و آذربایجانی، مسعود، اخلاق اسلامی، قم، نشر معارف، 1379ش. ذهبی، محمد بن احمد، سيراعلام النبلاء، ط7، بیروت، مؤسسة الرساله، ۱۴۱۰ق.
، معجم شيوخ الذهبي، بیروت، الکتب العلمیه، 1410ق.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق، دارالقلم؛ بیروت، الدارالشامیه، ۱۴۱۶ق/۱۹۹۶م. رفیع پور، فرامرز، کندوکاوها و پنداشته ها، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1368. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، قم، مؤسسة المنار، 1413ق. سمهودی، علی بن عبدالله، وفاء الوفا باخبار دار المصطفی6، به کوشش خالد عبدالغنی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 2006م.
، وفاء الوفا باخبار دار المصطفی6، تصحیح محمد نظام الدین الفتیح، چ1، المدینة المنوره، مکتبة دار الزمان، 1429ق.
سیف، علی اکبر، روان شناسی پرورشی، چ19، تهران، نشر آگاه، 1377ش. شایان مهر، علیرضا، دائرة المعارف تطبيقی علوم اجتماعی، تهران، کیهان، 1377ش. شبیری زنجانی، سیدموسی، مناسک الحج، قم، شهاب الدین، 1427ق. شکوهی، غلامحسین، مبانی و اصول آموزش و پرورش، مشهد، آستان قدس رضوی، 1373ش. شوکانی، محمد بن علی، ارشاد الفحول الی تحقيق الحق الی علم الاصول، تحقیق سامی العربی الاثر، [بی جا]، [بی نا]، 1421ق. شهید اول، محمد بن مکی، المزار، تحقیق مدرسه امام مهدی// محمدباقر موحد ابطحی اصفهانی، قم، مدرسه امام مهدی/ 1410ق.
، ذکری الشيعة في احکام الشريعة، قم، آل البیت:، 1419ق.
، الدروس الشرعية في فقه الامامية، قم، انتشارات مؤسسه نشر اسلامی، 1414ق.
شهید ثانی، زین الدین بن علی، رسائل الشهيد (م. 965ق.)، قم، بصیرتی، سنگی. شیخ صدوق، محمد بن علی، المقنع، قم، مؤسسه امام مهدی، 1415ق.
، عيون أخبار الرضا٧، تحقیق و تصحیح مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، 1378ق.
، کمال الدين، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1405ق.
، من لا يحضره الفقيه، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق.
صدر حاج سیدجوادی، سیداحمد و دیگران، دائرة المعارف تشيع، تهران، نشر شهید سعید محبی، 1375ش. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّی الله عليهم ، تصحیح محسن بن عباسعلی کوچه باغی ، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی ، 1404ق. صیمری، مفلح بن حسن، کشف الالتباس عن موجز أبي العباس، قم، مؤسسه صاحب الامر، 1417ق. طباطبائی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی محشی، ط1، قم، جامعه مدرسین، 1419ق.
، العروة الوثقی مع التعليقات، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب، 1428ق.
، العروة الوثقي، بیروت، دار المورخ العربی، 1404ق.
طباطبایی کربلایی، علی بن محمدعلی، تجلی اعظم مقام روحانی خاتم، قم، مطبوعات دینی، 1383.
، رياض المسائل، قم، النشر الاسلامی، 1412ق.
طبرسى، على بن حسن ، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، نجف، المکتبة الحیدریة، 1385 ق. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی اهل اللجاج: به کوشش سید محمد باقر، دار النعمان، 1386ق. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، آل البیت:، 1417ق.
، مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، 1372ش.
طوسی، محمد بن حسن، الإستبصار فيما اختلف من الأخبار، تحقیق خرسان، حسن الموسوی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1390ق.
، الخلاف، قم، چاپ اول، جامعه مدرسین، 1407ق.
، الرسائل العشر، قم، جامعه مدرسین، 1414ق.
، المبسوط في فقه الاماميه، تهران، چاپ سوم، انتشارات مرتضوی، 1387ق.
، تهذيب الأحکام (تحقیق خرسان)، مصحح: خرسان، حسن الموسوی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، 1407ق.
طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، مؤسسة فقه الشیعه، بیروت: 1411ق. الطیالسی، سلیمان بن داود ف مسند ابي داود، تحقیق: ترکی، محمد بن عبدالمحسن، بیروت، دارالکتاب، 2011م. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقها، قم، آل البیت:، 1414ق.
، نهاية الأحکام في معرفة الاحکام، قم، مؤسسة آل البیت، 1419ق.
علوی عاملی، احمد بن زین العابدین، مناهج الأخيار في شرح الإستبصار، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1399ق. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیه، 1380ق. غزالی، محمد بن محمد، احياء علوم الدين، ترجمه مؤیدالدین محمد خوارزمی، به کوشش حسین خدیوجم، ط5، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1384ش. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحکام، قم، نشر اسلامی، 1416ق. فخرالمحققین حلی، ايضاح الفوائد في شرح مشکلات القواعد، مؤسسه اسماعیلیان، 1387ق. فراهیدی، خلیل (م. 175ق)، العين (ترتيب العين)، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، 1414ق. فیض کاشانی،محمد بن شاه مرتضی، الوافي، به کوشش ضیاءالدین، اصفهان، مکتبة الامام امیرالمؤمنین٧، 1406ق.
، تفسير الصافي، تهران، مکتبة الصدر، 1415ق.
، ترجمه الحقايق، تهران، مدرسه عالی شهید مطهری، 1378.
، مفاتيح الشرائع، ط1، قم، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی=.
، النخبة في الحکمة العملية و الأحکام الشرعية، ط2، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1418ق.
قاری، علی بن سلطان محمد، مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، بیروت، دار الفکر، 1432ق. قطب راوندی، سعید بن هبة الله، الخرائج و الجرائح ، مؤسسة الامام المهدی، 1409ق. قلقشندی، احمد بن محمد، صبح الاعشی، تحقیق شمس الدین محمد حسین، بیروت، دارالکتب، [بی تا]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسير القمي، تصحیح طیب موسوی جزائری، قم، دار الکتاب، 1404ق. کارل، آلکسیس، راه و رسم زندگی، ترجمه پرویز دبیری، اصفهان، تأیید، 1344ش. کاشف الغطاء، علی بن محمد رضا، المختصر من مرشد الأنام لحج بيت الله الحرام، ط2، نجف، مؤسسة کاشف الغطاء، مطبعة الآداب، 1423ق. کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الأمين و الدرع الحصين، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، 1418ق.
، المصباح (جنة الأمان الواقية)، قم، دار الرضی (زاهدی)، 1405ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، به کوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1375ش. کینگ، ساموئل، جامعه شناسی، ترجمه مشفق همدانی، تهران، امیرکبیر، 1341. گولد، جولیوس و کولب، ویلیام. ل، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه محمدجواد زاهدی مازندرانی، تهران، مازیار، 1376. مجلسی، محمدباقر، تحفة الزائر، تصحیح و تحقیق مؤسسه امام هادی، پیام امام هادی، ۱۳۸۶ش.
، زاد المعاد: مفتاح الجنان، تحقیق و تصحیح علاءالدین اعلمی، ط1، بیروت، موسسة الأعلمی للمطبوعات، 1423ق.
، ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، تصحیح مهدی رجائی، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، 1406ق.
، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، تحقیق جمعی از محققان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403ق.
، مرآة العقول في شرح اخبار آل الرسول، به کوشش رسولی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1363ش.
، لوامع صاحبقراني مشهور به شرح من لایحضره الفقیه، قم، مؤسسة اسماعیلیان، 1414ق.
، روضة المتقين فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط- القدیمة)، تصحیح حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی، قم، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، 1406ق.
محقق ثانی (محقق کرکی)، علی بن حسین، جامع المقاصد في شرح القواعد، قم، مؤسسة آل البیت، 1414ق. محمدی ری شهری، محمد، فرهنگ نامه زيارت عتبات، قم، دار الحدیث، 1386ش. محمدی ری شهری، محمد با همکاری پژوهشکده علوم و معارف حدیث، دانش نامه امام حسين٧، قم، دار الحدیث، ۱۳۸۸ش. مرداوی، علی بن سلیمان، الانصاف في معرفة الراجح من الخلاف علی مذهب امام احمد حنبل، تحقیق محمد حامد الفقی، قاهره، السنة المحمدیه، 1375ق. مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، بشرح النووی: النووی (م.676ق)، بیروت، دار الکتاب العربی، 1407ق. مصباح یزدی، محمدتقی، انسان سازی در قرآن، قم، مؤسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی، 1394ش. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، چ2، صدرا، تهران، 1420 ق. مفید، محمد بن محمد، الفصول المختارة من العيون و المحاسن، گردآوری سید مرتضی، قم، المؤتمر العالمی الالفیة الشیخ المفید، 1372ش.
، الاشراف في عامه فرائض، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 1413ق.
، المقنعة، چ1، قم، جامعه مدرسین، 1413ق.
، المقنعه، قم، نشر الاسلامی، 1410ق.
، کتاب المزار (مناسک المزار)، تحقیق محمدباقر ابطحی، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 1413ق.
، کتاب المزار، ط1، قم، مؤسسة آل البیت، [بی تا].
مناوی، محمد عبدالروف، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ریاض، داراضواء السلف، 1426ق. مؤسسة الامام الهادی، موسوعة زيارات المعصومان عليهم السلام ومسنده، قم، 1384ش. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الاحکام، قم، آل البیت:، 1410ق. میرباقری، سیدمحمدمهدی، مباحثی پيرامون امام شناسی، قم، دار المعارف، 1389ش. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام في شرح شرائع الاسلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1404ق. نراقی، احمد بن محمدمهدی، مستند الشيعه في احکام الشريعة، قم، آل البیت، 1415ق. نراقی، ملامهدی، جامع السعادات، تهران، اسماعیلیان، [بی تا]. نسائی، أحمد بن شعیب، السنن الكبری (سنن النسائي)، به کوشش عبدالغفار و سید کسروی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1411ق. نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، تحقیق و تصحیح مؤسسة آل البیت:، قم، مؤسسة آل البیت:، 1408ق. نووی، یحیی بن شرف، الايضاح في مناسک الحج، مکة المکرمه، مکتبة الامدادیه، [بی تا].
، المجموع شرح المهذب مع تکملة السبکي والمطيعي، بیروت، دارالفکر، [بی تا].
، المجموع: شرح المُهَذّب، جده، مکتبة الارشاد، 1430ق.
ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی ، مجموعة ورّام ، قم، مکتبة فقیه ، 1410 ق ، تصحیح رمضان، میخائیل ، نجف المکتبة الحیدریة، 1384ق . همدانی، رضا، مصباح الفقيه، به کوشش باقری و دیگران، قم، مهدی موعود، 1421ق. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1983ق.
- ↑ . نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص 102.
- ↑ . شهید اول، الدروس، ج2، ص22 - 25.
- ↑ . فیض کاشانی، الوافی، ج14، ص1483.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، النص، ص130. (إِذَا خَرَجْنَا إِلَى أَبِيكَ أَ فَكُنَّا [أَ فَلَسْنَا] فِي حَجٍّ قَالَ بَلَى قُلْتُ فَيَلْزَمُنَا مَا يَلْزَمُ الْحَاجَّ قَالَ مِنْ مَا ذَا قُلْتُ مِنَ الْأَشْيَاءِ الَّتِي يَلْزَمُ الْحَاجَّ قَالَ يَلْزَمُكَ حُسْنُ الصَّحَابَةِ لِمَنْ يَصْحَبُكَ وَ يَلْزَمُكَ قِلَّةُ الْكَلَامِ إِلَّا بِخَيْرٍ وَ يَلْزَمُكَ كَثْرَةُ ذِكْرِ اللهِ وَ يَلْزَمُكَ نَظَافَةُ الثِّيَابِ وَ يَلْزَمُكَ الْغُسْلُ قَبْلَ أَنْ تَأْتِيَ الْحَائِرَ وَ يَلْزَمُكَ الْخُشُوعُ وَ كَثْرَةُ الصَّلَاةِ وَ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ يَلْزَمُكَ التَّوْقِيرُ لِأَخْذِ مَا لَيْسَ لَكَ وَ يَلْزَمُكَ أَنْ تَغُضَّ بَصَرَكَ وَ يَلْزَمُكَ أَنْ تَعُودَ إِلَى أَهْلِ الْحَاجَةِ مِنْ إِخْوَانِكَ إِذَا رَأَيْتَ مُنْقَطِعاً وَ الْمُوَاسَاةُ وَ يَلْزَمُكَ التَّقِيَّةُ الَّتِي قِوَامُ دِينِكَ بِهَا وَ الْوَرَعُ عَمَّا نُهِيتَ عَنْهُ وَ الْخُصُومَةِ وَ كَثْرَةِ الْأَيْمَانِ وَ الْجِدَالِ الَّذِي فِيهِ الْأَيْمَانُ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ تَمَّ حَجُّكَ وَ عُمْرَتُكَ (ابن قولویه، کامل الزیارات، النص، ص130).
- ↑ . شهید اول، الدروس، ج2، ص22 - 25.
- ↑ . فیض کاشانی، النخبه، ص172.
- ↑ . مجلسی، بحار الانوار، ج97، ص186- 188.
- ↑ . امینی، الزیاره، ص128.
- ↑ . غزالی، احیاء علوم الدین، ج1، ص588 -589.
- ↑ . امینی، الزیارة، ص128.
- ↑ . زبیدی، تاج العروس، ج1، ص246؛ طبرسی، مجمع البیان، ج2، ص5؛ مصباح المنیر، ج2، ص9.
- ↑ . تاج العروس، ج 1، ص296.
- ↑ . همان؛ طبرسی، الآداب الدینیة للخزانة المعینیة، ص۱۹۹؛ دیلمی، ارشاد القلوب الی الصواب، ترجمه عبدالحسین رضایی، ص۳۸۳؛ طباطبائی، المیزان، ج6، ص256.
- ↑ . طریحی، مجمع البحرین، ج 2، ص305؛ زبیدی، تاج العروس، ج 6، ص477 و 483؛ ابن منظور، لسان العرب، ج4، ص335.
- ↑ . سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین، ص790؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن الکریم، ص386 - 387، ماده الزَّور (فتح واو).
- ↑ . مصطفوی، التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، ج4، ص 364؛ قرشی، قاموس قرآن، ج3، ص 189.
- ↑ . تکاثر: 2.
- ↑ . علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج8، ص 449.
- ↑ . طریحی، مجمع البحرین، ج2، ص305؛ فیومی، المصباح المنیر، ج2، ص260 .
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص147.
- ↑ . طوسی، تهذیب الأحکام، ج2، ص123.
- ↑ . ابن طاووس، إقبال الأعمال، ج1، ص24.
- ↑ . ابن فارس، معجم مقائیس اللغه، ج3، ص 67؛ ابن منظور، لسان العرب؛ ج 4؛ ص356؛ زبیدی، تاج العروس، ج 6،ص511؛ راغب اصفهانی، المفردات، ص 404.
- ↑ . معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی حج، فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ص 14.
- ↑ . «فلسفه» کلمه ای یونانى، و مرکب از«فیلا» و«سوفیا» به معناى دوستدار دانش است. این کلمه در آغاز به مجموعه علوم، و سپس به علوم عقلى اطلاق مى شد و در زمان حاضر افزون بر کاربرد آن در بحث «هستى شناسى» در هر جا که «چیستى» و «چرایى» چیزى محل پرسش باشد به کار مى رود.
- ↑ . معاونت امور روحانیون، حوزه نمایندگى ولى فقیه در امور حج و زیارت، درسنامه پیش درآمدى بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج.
- ↑ . زبیدی، تاج العروس، ج6، ص 8؛ ابن منظور، لسان العرب، ج4، ص 6.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج3، ص4-7، 10-14.
- ↑ . سَتُصِیبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامِ هُدًى، لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ كَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ؟ قَالَ تَقُولُ «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ» فَقُلْتُ «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ» فَقَالَ7 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ (ابن طاووس، مهج الدعوات، ص332).
- ↑ . فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج1، ص398 .
- ↑ . فیض کاشانی، النخبة، ص172.
- ↑ . نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص84.
- ↑ . ثقفی، الغارات، ج2، ص860؛ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص 263 (مسندا).
- ↑ . مجلسی، زاد المعاد، ج۱، ص۲۶۰.
- ↑ . کفعمی، بلد الامین، ج۱، ص۲۸۴.
- ↑ . قمی، مفاتیح الجنان، ص۶۴۲.
- ↑ . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۷۲.
- ↑ . «حج در ادیان»، میقات حج، ش61، ص 142 - 145.
- ↑ . «حج در ادیان»، میقات حج، ش61، ص 142 - 145.
- ↑ . Fysyh Paskalya.
- ↑ . Chavuat Penteksat.
- ↑ . Sukkot .
- ↑ . «حج در ادیان»، میقات حج، ش61، ص 142-147.
- ↑ . امور رسل، 5/ 42 و 3/ 1.
- ↑ . Sion.
- ↑ . «حج در ادیان»، میقات حج، ش61، ص149-150.
- ↑ . قاری، مرقاة المفاتیح، ج5، ص 1885.
- ↑ . مناوی، فیض القدیر، ج6، ص 140.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص 548.
- ↑ . شعیری، جامع الأخبار (للشعیری)، ص 20.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص12-13 مفید، کتاب المزار، ص 149؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج6، ص3.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج1، ص 145.
- ↑ . بقره: 189.
- ↑ . يا عَلِيُّ أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ (الْعِلْمِ) وَ أَنْتَ بَابُهَا فَمَنْ أَتَى الْمَدِينَةَ مِنَ الْبَابِ وَصَلَ يَا عَلِيُّ أَنْتَ بَابِيَ الَّذِي أُؤْتَی مِنْهُ وَ أَنَا بَابُ اللهِ فَمَنْ أَتَانِي مِنْ سِوَاكَ لَمْ يَصِلْ وَ مَنْ أَتَى سِوَايَ لَمْ يَصِلْ فَقَالَ الْقَوْمُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ مَا يَعْنِي بِهَذَا اسْأَلُوا بِهِ عَلَيْنَا قُرْآناً قَالَ فَأَنْزَلَ اللهُ بِهِ قُرْآناً لَيْسَ الْبِرُّ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ (کوفی، تفسیر الفرات، ص63).
- ↑ . میر باقری، مباحثی پیرامون امام شناسی، ص871.
- ↑ . فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج5، ص75؛ کراجکی، کنز الفوائد، ج1، ص328.
- ↑ . سیف، روان شناسی پرورشی، ص312 و 243.
- ↑ . مَنْ خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ يُرِيدُ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ7 فَصَارَ إِلَی الْفُرَاتِ فَاغْتَسَلَ مِنْهُ كَتَبَ [الله ُ] مِنَ الْمُفْلِحِينَ فَإِذَا سَلَّمَ عَلَی أَبِي عَبْدِ اللهِ كَتَبَ اللهُ مِنَ الْفَائِزِينَ فَإِذَا فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللهِ9 يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ أَمَّا ذُنُوبُكَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ (ابن قولویه، کامل الزیارات، ص186).
- ↑ . طه: 12.
- ↑ . قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج1، ص311.
- ↑ . طوسی، تهذیب الأحکام، ج6، ص98؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا٧، ج2، ص275.
- ↑ . مجلسی، زاد المعاد: مفتاح الجنان، ص483.
- ↑ . سیف، تغییر رفتار و رفتاردرمانی: نظریه ها و روش ها، ص186- 190.
- ↑ . آیت الله سیداحمد خوانساری به اطرافیان جوانِ آلوده ای که قابل اصلاح نبود توصیه کردند: او را به زیارت امام حسین7 ببرید. اگر در زیارت امام حسین7 اشک ریخت، معلوم می شود هنوز نوری در وجود او باقی است. سپس او را بیاورید تا من هم نصیحتی بکنم.
- ↑ . هذا السبب المتصل من الأرض إلى السماء، هذا الوجه الذی یتوجّه إلیه الأولیاء هذا الولی الذی بیمنه رزق الورى و ببقائه بقیت الدنیا، و بوجوده ثبتت الأرض و السماء (حافظ برسى، مشارق أنوار الیقین، ص157).
- ↑ . مائده: 35.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج2، ص582؛ کفعمی، المصباح، ص667.
- ↑ . حافظ برسی، مشارق أنوار الیقین، ص61؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج25، ص23.
- ↑ . نهج البلاغه،نامه 28؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص467.
- ↑ . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص590؛ طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص744.
- ↑ . شوری: 23.
- ↑ . کلینی، الكافی، ج4، ص567؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص57.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج10، ص254.
- ↑ . همان.
- ↑ . «يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ نَبِيَّهُ محمد [مُحَمَّداً]9 عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُتَابَعَتَهُ مُتَابَعَتَهُ وَ زِيَارَتَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ زِيَارَتَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ قَالَ إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ وَ قَالَ النَّبِيُّ9 مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَدْ زَارَ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ دَرَجَةُ النَّبِيِّ9 فِي الْجَنَّةِ أَرْفَعُ الدَّرَجَاتِ فَمَنْ زَارَهُ إِلَى دَرَجَتِهِ فِي الْجَنَّةِ مِنْ مَنْزِلِهِ فَقَدْ زَارَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى» (شیخ صدوق، التوحید، ص117؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص460؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص408).
- ↑ . ابن مشهدى، المزار الکبیر، ص221.
- ↑ . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص573.
- ↑ . اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلَائِكَ شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ ذَاكِرَةً لِسَوَابِغِ آلَائِكَ مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِيَائِكَ [أَنْبِيَائِكَ ] مُفَارِقَةً لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِك (ابن قولویه، کامل الزیارات، ص40).
- ↑ . عابدی، فلسفه زیارت، ترجمه رساله «زیارة القبور» ص 18.
- ↑ . همان.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، مقدمه، ص6.
- ↑ . مفید، کتاب المزار (مناسک المزار)، مقدمه، ص12.
- ↑ . شهید اول، المزار، مقدمه، ص۶.
- ↑ . ابن طاووس، الاقبال الحدیثة، ج1، ص20.
- ↑ . کفعمی، المصباح، ص3 - 4.
- ↑ . مجلسی، تحفة الزائر، ص43.
- ↑ . درگاهی، کتاب شناسی علامه مجلسی، ص176.
- ↑ . انصاری قمی، «کتابشناسی تألیفات علامه مجلسی»، مجله مشکوة، زمستان1369ش، شماره29.
- ↑ . قمی، مفاتیح الجنان، ص12.
- ↑ . نساء: 64.
- ↑ . قرطبی، تفسیر قرطبی، ج5، ص265؛ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج1، ص787.
- ↑ . محمد: 19.
- ↑ . تفسیر قرطبی، ج5، ص265؛ تفسیر ابن کثیر، ج1، ص787.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص55؛ سیوطی، جامع الصغیر، ج2، ص542؛ بیهقی، شعب الایمان، ج2، ص215.
- ↑ . ابن حجر هیثمی، الجوهر المنظّم، ص17- 18.
- ↑ . ابن حنبل، المسند، ج2، ص337؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج1، ص502 .
- ↑ . مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج6، ص82؛ نسائی، سنن النسائی، ج4، ص89 .
- ↑ . ابن شاهین، ناسخ الاحادیث و منسوخه، ص373 -374؛ شربینی، مغنی المحتاج، ج1، ص494-495.
- ↑ . صحیح مسلم، ج6، ص82؛ سنن النسائی، ج4، ص89.
- ↑ . سنن ابن ماجه، ج1، ص501؛ حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، ج1، ص375.
- ↑ . حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، ج1، ص375.
- ↑ . ابن حنبل، المسند، ج3، ص38؛ مستدرک الصحیحین، ج1، ص376.
- ↑ . دارقطنی، سنن الدارقطنی، ج2، ص217؛ بیهقی، شعب الایمان، ج3، ص488.
- ↑ . طیالسی، مسند ابی داود، ج1، ص66؛ شعب الایمان، ج2، ص215.
- ↑ . سمهودی، وفاء الوفا، ج4، ص1336 - 1348؛ امینی، الغدیر، ج5، ص93-108.
- ↑ . سنن دارقطنی، ج3، ص333.
- ↑ . ابن عابدین، رد المحتار علی الدر المختار، ج2، ص257.
- ↑ . ابن رشد، البیان و التحصیل، ج18، ص119.
- ↑ . شافعی، کتاب الام، ج1، ص317.
- ↑ . امینی، الغدیر، ج5، ص110.
- ↑ . ابن همام حنفی، شرح فتح القدیر، ج3، ص179-180.
- ↑ . همان.
- ↑ . نووی، المجموع، ج8، ص204.
- ↑ . رد المختار علی الدر المختار، ج2، ص257.
- ↑ . دارقطنی، سنن دارقطنی، ج3، ص333؛ بیهقی، شعب الایمان، ج6، ص47.
- ↑ . «مَنْ زَارَ قَبْرِي بَعْدَ مَوْتِي كَانَ كَمَنْ هَاجَرَ إِلَيَّ فِي حَيَاتِي فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوا فَابْعَثُوا إِلَيَّ السَّلَامَ فَإِنَّهُ يَبْلُغُنِي» (طوسی، تهذیب الاحکام، ج6، ص3؛ مجلسی، روضة المتقین، ج5، ص358، فی القوی).
- ↑ . «إِنَّ زِيَارَةَ قَبْرِ رَسُولِ الله9 تَعْدِلُ حِجَّةً مَعَ رَسُولِ اللَّهِ9 مَبْرُورَةً» (کلینی، الکافی، ج4، ص548؛ مجلسی، روضة المتقین، ج5، ص360، فی الموثق کالصحیح).
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4 ص548؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص11.
- ↑ . کامل الزیارات، ص11؛ الکافی، ج4، ص579.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج14، ص338.
- ↑ . يَا أَبَتَاهْ مَا جَزَاءُ مَنْ زَارَكَ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ9 يَا بُنَيَّ مَنْ زَارَنِي حَيّاً وَ مَيِّتاً أَوْ زَارَ أَبَاكَ أَوْ زَارَ أَخَاكَ أَوْ زَارَكَ كَانَ حَقّاً عَلَيَّ أَنْ أَزُورَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ... (شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 2، ص460؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص39، فی الصحیح).
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج3، ص224.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج3، ص229؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص178.
- ↑ . وسائل الشیعة، ج14، ص408.
- ↑ . سمهودی، وفاء الوفا، ج2، ص930.
- ↑ . وسائل الشیعة، ج3، ص224.
- ↑ . سمهودی، وفاء الوفا، ج2، ص932.
- ↑ . ابن حنبل، مسند احمد، ج15، ص430.
- ↑ . ابن سعد، الطبقات الکبری، ج1، ص94.
- ↑ . بیهقی، شعب ایمان، ج7، ص15.
- ↑ . بن حمد العباد، الرد علی الرفاعی و البوطی فی کذبهما، ج1، ص94.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص179.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص17.
- ↑ . «زَارَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ 8 قَبْرَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ 8 وَ وَقَفَ عَلَى الْقَبْرِ فَبَكَى ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه» (ثقفی، الغارات، ج2، ص847؛ کامل الزیارات؛ ص39).
- ↑ . «يَا أَبَا حَمْزَةَ هَذَا قَبْرُ جَدِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ 8 ثُمَّ زَارَهُ بِزِيَارَةٍ... ثُمَّ وَدَّعَهُ وَ مَضَى إِلَى الْمَدِينَةِ وَ رَجَعْتُ أَنَا إِلَى الْكُوفَةِ» (ابن طاووس، فرحة الغری، ص46 - 47).
- ↑ . «فَخَرَجَ سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى الْعِرَاقِ لِزِيَارَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ7 وَ أَنَا مَعَهُ وَ لَيْسَ مَعَنَا ذُو رُوحٍ إِلَّا النَّاقَتَيْنِ...» (ابن طاووس، إقبال الأعمال، ج1؛ ص470؛ فرحة الغری، ص40).
- ↑ . «يَا صَفْوَانُ أَنِخِ الرَّاحِلَةَ فَهَذَا قَبْرُ جَدِّي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ7 فَأَنَخْتُهَا ثُمَّ نَزَلَ فَاغْتَسَلَ وَ غَيَّرَ ثَوْبَهُ وَ تَحَفَّى وَ قَالَ لِيَ افْعَلْ كَمَا أَفْعَلُ ثُمَّ أَخَذَ نَحْوَ الذُّكَوَاتِ» (ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص317؛ ابن طاووس، فرحة الغری، ص94).
- ↑ . قَالَ : سَارَ وَ أَنَا مَعَهُ فِي الْقَادِسِيَّةِ حَتَّى أَشْرَفَ عَلَى النَّجَفِ... ثُمَّ قَالَ7 اعْدِلْ بِنَا قَالَ فَعَدَلْتُ بِهِ فَلَمْ يَزَلْ سَائِراً حَتَّى أَتَى الْغَرِيَّ فَوَقَفَ عَلَى الْقَبْرِ... ثُمَّ خَرَّ عَلَى الْقَبْرِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ وَ عَلَا نَحِيبُهُ ثُمَّ قَامَ فَصَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ سِتَّ رَكَعَاتٍ وَ صَلَّيْتُ مَعَهُ وَ قُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا هَذَا الْقَبْرُ قَالَ هَذَا الْقَبْرُ قَبْرُ جَدِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ8 (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص586؛ ثقفی، الغارات، ج2، ص856. مجلسی، روضة المتقین، ج5، ص406، فی الحسن كالصحیح).
- ↑ . الغارات (ط الحدیثة)، ج2، ص850 .
- ↑ . ثقفى، الغارات (ط الحدیثة)، ج2، ص851 .
- ↑ . همان، ج2، ص851 .
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص205؛ ابن طاووس، الإقبال الاعمال، ص80؛ شهید اول، المزار، ص27-30 (مرسله).
- ↑ . ثقفی، الغارات، ج2، ص860؛ کلینی، الکافی، ج4، ص569.
- ↑ . محقق حلی، شرائع الاسلام، ج1، ص278؛ نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص79.
- ↑ . شرائع الاسلام، ج1، ص277.
- ↑ . طوسی، النهایه، ص285؛ طوسی، المبسوط، ج1، ص385.
- ↑ . نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص52.
- ↑ . شهید ثانی، مسالک الافهام، ج2، ص374.
- ↑ . جواهر الکلام، ج20، ص79-81.
- ↑ . همان، ج20، ص79-81.
- ↑ . همان، ج20،، ص87 - 88.
- ↑ . همان، ج20، ص89 -90.
- ↑ . همان، ج20، ص95-97.
- ↑ . همان، ج20، ص98-101.
- ↑ . سبزواری، مهذب الاحکام، ج15، ص33.
- ↑ . امام خمینی، صحیفه حج، ج1، ص191.
- ↑ . آیت الله خامنه ای، بیانات در دیدار با بسیجیان کشور، 03/09/1395.
- ↑ . ابن منظور، لسان العرب، ج3، ص173-174.
- ↑ . البینة: 5.
- ↑ . غافر: 14.
- ↑ . «الْإِخْلَاصُ يَجْمَعُ فَوَاضِلَ الْأَعْمَالِ وَ هُوَ مَعْنًى مِفْتَاحُهُ الْقَبُولُ وَ تَوْقِيعُهُ الرِّضَا فَمَنْ تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْهُ وَ يَرْضَى عَنْهُ فَهُوَ الْمُخْلِصُ وَ إِنْ قَلَّ عَمَلُهُ وَ مَنْ لَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنْهُ فَلَيْسَ بِمُخْلِصٍ وَ إِنْ كَثُرَ عَمَلُهُ» (جعفر بن محمد الصادق٧، مصباح الشریعة، ص36).
- ↑ . مصباح الشریعة، ص36.
- ↑ . مفید، کتاب المزار، ص19.
- ↑ . سمهودی، وفاء الوفا، ج4، ص529.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص145.
- ↑ . همان، ص146.
- ↑ . اعراف: 31.
- ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج2، ص12؛ بحرانی، البرهان، ج2، ص9 -10.
- ↑ . مفید، المقنعة، ص458؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج2، ص354.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج14، ص392.
- ↑ . همان، ص393.
- ↑ . المقنعة، ص458.
- ↑ . طوسی، مصباح المتهجد، ص253؛ وسائل الشیعة، ج14، ص579.
- ↑ . شبیری زنجانی، مناسک الحج، ص393.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج3، ص477.
- ↑ . علی بن موسی الرضا8، الفقه المنسوب الی الامام الرضا٧، ص129.
- ↑ . الکافی، ج6، ص511.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج14، ص392.
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص205؛ ابن طاووس، إقبال الأعمال، ج2، ص608.
- ↑ . ابن طاووس، فرحة الغری، ص93.
- ↑ . علامه حلی، نهایة الاحکام، ج1، ص177-178؛ فاضل هندی، کشف اللثام، ج1، ص163؛ شهید اول، الدروس، ج2، ص23؛ نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص101.
- ↑ . الدروس، ج2، ص23؛ جواهر الکلام، ج20، ص101.
- ↑ . فاضل هندی، کشف اللثام، ج1، ص163.
- ↑ . علامه حلی، نهایة الاحکام، ج1، ص177- 178.
- ↑ . صیمری، کشف الالتباس، ص341.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص550؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج6، ص5.
- ↑ . تهذیب الأحکام، ج6، ص25؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج14، ص390.
- ↑ . الکافی، ج4، ص572.
- ↑ . وسائل الشیعة، ج14، ص569.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص301.
- ↑ . همان، ص313.
- ↑ . وسائل الشیعة، ج14، ص578.
- ↑ . مجلسی، لوامع صاحبقرانی، ج8، ص664؛ نجفی، جواهر الکلام، ج5، ص46.
- ↑ . شیخ انصاری، کتاب الطهاره، ج3، ص64.
- ↑ . عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ٧ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ زِيارَةِ قَبْرِ الْحُسَينِ٧ هَلْ لَهَا غُسْلٌ قَالَ لَا (مجلسی، ملاذ الأخیار، ج9، ص129). مجلسی این روایت را صحیح می داند.
- ↑ . «قال الصادق7 إِذَا أَتَیتَ أَبَا عَبْدِ اللهِ٧، فَاغْتَسِلْ عَلی شَاطِئِ الْفُرَات»؛ «هنگامی که به زیارت قبر ابا عبدالله الحسین7 آمدی در شط فرات غسل کن» (کلینی، الکافی، ج9، ص308). «إِذَا أَتَيْتَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ٧ فَائْتِ الْفُرَاتَ وَ اغْتَسِلْ بِحِيَالِ قَبْرِه ...»؛ «هنگامی که به زیارت قبر امام حسین7 آمدی به فرات برو و در کنار قبر حضرت غسل کن» (الکافی، ج4، ص572).
- ↑ . امام خمینی، زبدة الاحکام، ص34؛ خوئی، موسوعة الامام الخوئی، ج1، ص94؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج1، ص121؛ مکارم شیرازی، رساله توضیح المسائل، ص110؛ صافی گلپایگانی، ذخیرة العقبی، ج9، ص212.
- ↑ . فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج1، ص397؛ نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص102.
- ↑ . جواهر الکلام، ج20، ص102.
- ↑ . ابن حجر، الجوهر المنظم، ص77 و 80؛ شهید اول، الدروس، ج2، ص23.
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص88؛ شهید اول، المزار، ص154.
- ↑ . صالحی مازندرانی، شرح اصول کافی، ج11، ص141.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص201.
- ↑ . طوسی، تهذیب الأحکام، ج6، ص96.
- ↑ . شهید اول، الدروس، ج2، ص23؛ نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص101.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص225- 226.
- ↑ . همان، ص225.
- ↑ . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص603.
- ↑ . مجلسی، لوامع صاحب قرانی، ج8، ص664؛ جواهر الکلام، ج5، ص46.
- ↑ . فاضل هندی، کشف اللثام، ج6، ص46 .
- ↑ . مجلسی، روضة المتقین، ج5، ص453؛ جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج1، ص83.
- ↑ . راغب اصفهانی، مفردات، ص71.
- ↑ . نور: 27.
- ↑ . احزاب: 53.
- ↑ . «وَ أَنْ تَدْفِنَنِی مَعَ جَدِّی رَسُولِ اللهِ9 فَإِنِّی أَحَقُّ بِهِ وَ بِبَیتِهِ مِمَّنْ أُدْخِلَ بَیتَهُ بِغَیرِ إِذْنِهِ وَ لَا كتَابٍ جَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِهِ، قَالَ اللهُ (تَعَالَی) فِیمَا أَنْزَلَهُ عَلَی نَبِیهِ9 فِی كتَابِهِ: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیوتَ النَّبِی إِلّا أَنْ یؤْذَنَ لَكمْ) فَوَ اللهِ مَا أُذِنَ لَهُمْ فِی الدُّخُولِ عَلَیهِ فِی حَیاتِهِ بِغَیرِ إِذْنِهِ، وَ لَا جَاءَهُمُ الْإِذْنُ فِی ذَلِك مِنْ بَعْدِ وَفَاتِهِ، وَ نَحْنُ مَأْذُونٌ لَنَا فِی التَّصَرُّفِ فِیمَا وَرِثْنَاهُ مِنْ بَعْدِهِ» (طوسی، الامالی، ص160؛ بحرانی، البرهان، ج4، ص484).
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص55؛ شهید اول، المزار، ص64.
- ↑ . نور: 36.
- ↑ . کفعمی، بلد الامین، ص371.
- ↑ . فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج1، ص397.
- ↑ . طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص717؛
- ↑ . طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص720؛ ابن مشهدی، مزار الکبیر، ص421؛ کفعمی، المصباح، ص473؛ شهید اول، المزار، ص65.
- ↑ . دهخدا، لغت نامه، کلمه آستان.
- ↑ . صدر حاج سیدجوادی، دائرة المعارف تشیع، ج1، ص63.
- ↑ . ابن اثیر، البدایة و النهایة، ج11، ص169؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج16، ص111.
- ↑ . شهید اول، الدروس، ج2، ص25.
- ↑ . فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج1، ص398.
- ↑ . مجلسی، بحار الانوار، ج۹۷، ص۱۳۴ و ۱۳۶.
- ↑ . همان.
- ↑ . محمدی ری شهری، فرهنگ نامه زیارت عتبات، ص209.
- ↑ . «فَأَكببَتُ عَلی قَدمَیه أُقِبَلُهُما فَرَفَع رأسی بِیَدِه، و قال یا أبا حمزة، اِنَّما یكونُ السُّجودُ لِله» نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص101.
- ↑ . یزدی، العروة الوثقی محشی، ج2، ص587؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ص147، مسئله 109؛ جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج1، ص82.
- ↑ . العروة الوثقی محشی، ج2، ص587؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ص147، مسئله 109؛ جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج1، ص82.
- ↑ . شیخ صدوق، المقنع، ص88؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص530.
- ↑ . من لا یحضره الفقیه، ج2، ص530؛ مفید، المقنعة، ص399؛ جواهر الکلام، ج20، ص101.
- ↑ . شیخ صدوق، المقنع، ص88؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص530.
- ↑ . طوسی، تهذیب الأحکام، ج6، ص56.
- ↑ . شبیری زنجانی، مناسک الحج، ص393 ؛ سبزواری، مهذب الاحکام، ج15، ص39.
- ↑ . ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج2، ص64؛ شهید اول، الدروس، ج2، ص23؛ نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص101.
- ↑ . غزالی، احیاء العلوم، ج1، ص588.
- ↑ . ابن حجر هیثمی، الجوهر المنظم، ص90؛ خفاجی، شرح الشفاء، ج3، ص171.
- ↑ . خفاجی، شرح الشفاء، ج3، ص171.
- ↑ . شهید اول، الدروس، ج2، ص23؛ شهید ثانی، رسائل، ج1، ص392.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص27.
- ↑ . مفید، المقنعة، ص462، 466 و 478؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج6، ص91.
- ↑ . الدروس، ج2، ص23؛ نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص101.
- ↑ . المقنعة، ص462، 466 و 478؛ تهذیب الأحکام، ج6، ص91.
- ↑ . مجلسی، بحار الأنوار، ج97، ص136.
- ↑ . ابن ادریس، السرائر، ج1، ص658؛ جواهر الکلام، ج20، ص99.
- ↑ . خفاجی، شرح الشفاء، ج3، ص577؛ ذهبی، معجم شیوخ الذهبی، ص55.
- ↑ . مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج1، ص360، ج3، ص1623؛ ج4، ص169؛ بخاری، صحیح بخاری، ج1، ص55؛ ج6، ص216.
- ↑ . ابن ادریس، السرائر، ج1، ص658.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج13، ص322.
- ↑ . شهید اول، الدروس، ج2، ص24.
- ↑ . کفعمی، البلد الأمین، ص283؛ ابن طاووس، مصباح الزائر، ص198-200.
- ↑ . البلد الأمین، ص283.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص197 و 230؛ مفید، کتاب المزار، ص78.
- ↑ . خفاجی، شرح الشفاء، ج3، ص171.
- ↑ . خفاجی، شرح الشفاء، ج3، ص171.
- ↑ . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص603؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج6، ص82.
- ↑ . امینی، الزیاره، ص135.
- ↑ . طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص74؛ مفید، کتاب المزار، ص197 .
- ↑ . تهذیب الأحکام، ج6، ص58.
- ↑ . کتاب المزار، ص196؛ کفعمی، البلد الأمین، ص283.
- ↑ . شرح الشفاء، ج3، ص571.
- ↑ . امینی، الزیارة، ص138.
- ↑ . صالحی مازندرانی، شرح الکافی: الأصول و الروضة، ج9، ص163؛ کلینی،کافی، ج2، ص238.
- ↑ . حجرات: 2.
- ↑ . حجرات: 2.
- ↑ . حجرات: 3.
- ↑ . امینی، الزیارة، ص128.
- ↑ . فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج1، ص397.
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص465.
- ↑ . «فَإِذَا خَرَجْتَ مِنَ الْقُبَّةِ فَلَا تُوَلِ وَجْهَك عَنْهُ حَتَّی یَغیبَ عَنْ بَصَرِك» (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص606؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج6، ص90).
- ↑ . مجلسی، روضة المتقین، ج5، ص448.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص287- 288.
- ↑ . امام خمینی، توضیح المسائل محشی، ج1، ص494.
- ↑ . توبه: 105.
- ↑ . عیاشی، تفسیر العیاشی، ج2، ص111.
- ↑ . القمی، تفسیر القمی، ج1، ص304.
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص55؛ شهید اول، المزار، ص65.
- ↑ . ابن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص54.
- ↑ . رَجَعَ مِنْ عِنْدِهِ الْقَهْقَرَى وَ هُوَ يَقُولُ يَا جَدَّاهْ يَا سَيِّدَاهْ يَا طَيِّبَاهْ يَا طَاهِرَاهْ... . (ابن طاووس، فرحة الغری، ص96؛ ثقفی، الغارات، ج2، ص856).
- ↑ . شهید اول، الدروس، ج2، ص23؛ فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج1، ص398.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج3، ص4-7 و10- 14.
- ↑ . «و أن یزور بالمأثور، و یكفی التسلیم و الحضور» (فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج1، ص398).
- ↑ . «یزور بالمأثور سیما الجامعة، و یکفی الحضور و التسلیم» (فیض کاشانی، النخبه، ص172).
- ↑ . مجلسی، روضة المتقین، ج1، ص502- 506.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص92؛ طوسی، مصباح المتهجد،ج2، ص738.
- ↑ . مجلسی، بحار الانوار، ج102، ص144.
- ↑ .ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج3، ص122.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص579؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص609.
- ↑ . طوسی، مصباح المتهجد، ج1، ص403؛ ابن طاووس، جمال الأسبوع، ص489.
- ↑ . مفید، کتاب المزار، ص83؛ مصباح المتهجد، ج1، ص290.
- ↑ . شهید ثانی، الدروس، ج2، ص23.
- ↑ . محقق کرکی، جامع المقاصد، ج2، ص487؛ نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص100.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص214؛ کتاب المزار، ص83 -84 .
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص69.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص587؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص599.
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص90.
- ↑ . همان، ص432.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص24.
- ↑ . مفید، کتاب المزار، ص123؛ طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص726.
- ↑ . المزار الکبیر، ص90.
- ↑ . بهجت، استفتائات، ج2، ص111.
- ↑ . کفعمی، المصباح، ص503 -505.
- ↑ . ابن براج، المهذب، ج1، ص68؛ نجفی، جواهر الکلام، ج12، ص181-182؛ یزدی، العروة با تعلیقه امام خمینی1، ص843.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج14، ص580.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص289- 290؛ طوسی، مصباح المتهجد، ج1، ص290.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج14، ص579.
- ↑ . همان.
- ↑ . مفید، المقنعة، ص212؛ نجفی، جواهر الکلام، ج20، ص102.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص587.
- ↑ . المقنعة، ص488.
- ↑ . المقنعة، ص488.
- ↑ . طوسى، مصباح المتهجد، ج2، ص723.
- ↑ . شهید اول، الدروس، ج2، ص23؛ فیض کاشانی، النخبه، ص172.
- ↑ . الدروس، ج2، ص23؛ النخبه، ص172.
- ↑ . «و تقرأ شیئاً من القرآن و تهدی ثواب الجمیع لهم» (کاشف الغطاء، المختصر من مرشد الأنام، ص130).
- ↑ . المختصر من مرشد الأنام، ص136.
- ↑ . (فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْه) (مزمل: 20).
- ↑ . دیلمی، أعلام الدین، ص101.
- ↑ . بحرانی، حدائق الناضرة، ج14، ص275؛ خوئی، موسوعة الامام الخویی، ج30، ص383.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص315؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص460.
- ↑ . الکافی، ج4، ص317.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص317.
- ↑ . مصباح یزدی، انسان سازی در قرآن، ص344. تهرانی، اخلاق الهی، ج4، ص322.
- ↑ . مؤمنون، 3.
- ↑ . لقمان: 6؛ طباطبائی، المیزان، ج16، ص30؛ عروسی حویزی، نور الثقلین، ج4، ص183.
- ↑ . شهید اول، الدروس، ج2، ص24 ؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج97، ص135.
- ↑ . «قال... وَ یَلْزَمُکَ أَنْ تَعُودَ عَلَی أَهْلِ الْحَاجَةِ مِنْ إِخْوَانِک... فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِک تَمَّ حَجُّک وَ عُمْرَتُک» (حر عاملی، وسائل الشیعة، ج14، ص527- 528).
- ↑ .الدروس، ج2، ص23 ؛ سبزواری، مهذب الأحکام، ج15، ص50.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص563؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص575.
- ↑ . مفید، کتاب المزار، ص86؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج6، ص30.
- ↑ . کتاب المزار، ص86؛ تهذیب الأحکام، ج6، ص30.
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص465.
- ↑ . من لا یحضره الفقیه، ج2، ص575؛ الکافی، ج4، ص563.
- ↑ . نراقی، مستند الشیعة، ج13، ص341؛ سبزواری، مهذب الأحکام، ج15، ص50.
- ↑ . ابن براج، المهذب، ج1، ص285؛ مفید، المقنعة، ص471.
- ↑ . غزالی، احیاء العلوم، ج1، ص261.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج11، ص437.
- ↑ . ابن اشعث، الجعفریات (الأشعثیات)، ص66.
- ↑ . قرشی بنابی، قاموس قرآن، ج5، ص24؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ج2، ص626.
- ↑ . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص610؛ همو، عیون اخبار الرضا7، ج2، ص277.
- ↑ . جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج1، ص82.
- ↑ . مجلسی، روضة المتقین، ج5، ص453.
- ↑ . قمی، مفاتیح الجنان، ص1059 (زیارت جامعه کبیره).
- ↑ . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص568؛ کلینی، الکافی، ج4، ص552.
- ↑ .ا بن مشهدی، المزار الكبیر، ص426.
- ↑ . من لایحضره الفقیه، ج2، ص610؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا7، ج2، ص277.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص207.
- ↑ . ابن مشهدی، مزار الکبیر، ص496؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج98، ص234.
- ↑ . جعفر بن محمد الصادق7، مصباح الشریعة، ص140.
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ج1، ص119.
- ↑ . مجلسی، بحار الأنوار، ج99، ص266؛ ج 97، ص302.
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص216.
- ↑ . ابن سینا، رسائل ابن سینا، ص490 - 491.
- ↑ . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص614.
- ↑ . جمعی از علما، الأصول الستة عشر، ص345 .
- ↑ . تغابن: 8.
- ↑ . «يَا أَبَا خَالِدٍ. النُّورُ وَ اللهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ9 إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ هُمْ وَ اللهِ نُورُ اللهِ الَّذِي أَنْزَلَ وَ هُمْ وَاللهِ نُورُاللهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، يَا أَبَا خَالِدٍ! لَنُورُ الْإِمَامِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اللهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ» (قمی، تفسیر القمی، ج2، ص371).
- ↑ . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص613؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا7، ج2، ص527؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج6، ص98.
- ↑ . طباطبایی، المیزان، ج14، ص120.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص151؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص582.
- ↑ . نور: 36.
- ↑ . قمی، تفسیر القمی، ج2، ص104.
- ↑ . امینی، الغدیر، ج5، ص170.
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص90؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج2، ص625.
- ↑ . اقبال الاعمال، ج2، ص610.
- ↑ . المزار الکبیر، ص431.
- ↑ . همان، ص537.
- ↑ . همان، ص548.
- ↑ . همان، ص538.
- ↑ . همان، ص501.
- ↑ . اقبال الاعمال، ج2، ص63.
- ↑ . المزار الکبیر، ص71.
- ↑ . مجلسی، زاد المعاد، ص262.
- ↑ . کفعمی، بلد الامین، ص286.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص207 - 208؛ کلینی، الکافی، ج4، ص574.
- ↑ . کامل الزیارات، ص207 - 208؛ الکافی، ج4، ص574.
- ↑ . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص615.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص207 - 208؛ کلینی، الکافی، ج4، ص574.
- ↑ . ابن اشعث، الجعفریات، ص66.
- ↑ . نساء: 64.
- ↑ . الكافی، ج4، ص551؛ كامل الزیارات، ص16.
- ↑ . ابن قولویه، كامل الزیارات، ص313؛ ابن مشهدی، المزار الكبیر، ص262.
- ↑ . زبیدی، تاج العروس، ج13، ص124؛ راغب اصفهانی، مفردات، ص159.
- ↑ . مفردات، ص159.
- ↑ . مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، ص16.
- ↑ . همان.
- ↑ . نساء: 64.
- ↑ . باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ج1، ص97- 98.
- ↑ . اعراف: 205.
- ↑ . طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص584.
- ↑ . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه ج 1، ص163.
- ↑ . تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص493؛ نهج البلاغه، خطبه 113.
- ↑ . Imagery.
- ↑ . سیف، روان شناسی پرورشی، ص306.
- ↑ . طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص774؛ ابن مشهدی، المزار الكبیر، ص481.
- ↑ . method of ioci.
- ↑ . سیف، روان شناسی پرورشی، ص306-307.
- ↑ . راغب اصفهانی، مفردات، ص384؛ ابن منظور، لسان العرب، ج3، ص197.
- ↑ . نراقی، جامع السعادات، ج2، ص56؛ دیلمی و آذربایجانی، اخلاق اسلامی، ص152.
- ↑ . جامع السعادات، ج2، ص56؛ اخلاق اسلامی، ص152.
- ↑ . کلینی، الكافی، ج9، ص522.
- ↑ . «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي زَخَارِفِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زِبْرِجِهَا، فَشَرَطُوا لَكَ ذَلِكَ» (ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص422 و 281).
- ↑ . ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص281؛ مجلسی، زاد المعاد: مفتاح الجنان، ص475.
- ↑ . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، 616.
- ↑ . فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج4، ص56.
- ↑ . «السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ ، وَ نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ، وَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ، وَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ، وَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ، وَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ، وَ مَنْ بَيْنَهُمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» (ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص218، زیارت امیرالمومنین7) (السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ مِنْ خَلِيقَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى شَيْثٍ وَلِيِّ اللَّهِ وَ خِيَرَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى إِدْرِيسَ الْقَائِمِ لِلَّهِ بِحُجَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى نُوحٍ الْمُجَابِ فِي دَعْوَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى هُودٍ الْمَمْدُودِ مِنَ اللَّهِ بِمَعُونَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى صَالِحٍ الَّذِي تَوَّجَهُ اللَّهُ بِكَرَامَتِهِ...» (همان، ص496، زیارت امام حسین7 در روز عاشورا).
- ↑ . حجرات: 2.
- ↑ . مجلسی، مرآة العقول، ج9، ص136.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج8، ص505؛ مکارم شیرازی، مکارم الاخلاق، ص288.
- ↑ . کلینی، الکافى، ج4، ص286.
- ↑ . کلینی، الکافى، ج4، ص286.
- ↑ . «أَتَيْتُكَ عَائِذاً بِكَ مِنْ نَارٍ اسْتَحَقَّهَا مِثْلِي بِمَا جَنَيْتُ عَلَى نَفْسِي أَتَيْتُكَ زَائِراً أَبْتَغِي بِزِيَارَتِكَ فَكَاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ أَتَيْتُكَ هَارِباً مِنْ ذُنُوبِيَ الَّتِي احْتَطَبْتُهَا عَلَى ظَهْرِي أَتَيْتُكَ وَافِداً لِعَظِيمِ حَالِكَ وَ مَنْزِلَتِكَ عِنْدَ رَبِّي فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ فَإِنَّ لِي ذُنُوباً كَثِيرَةً وَ إِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ مَقَاماً مَعْلُوماً وَ جَاهاً عَظِيماً وَ شَأْناً كَبِيراً وَ شَفَاعَةً مَقْبُولَةً» (الکافی، ج4، ص571).
- ↑ . نور: 22.
- ↑ . راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ج2، ص96؛ قرشی بنای، قاموس قرآن، ج3، ص78.
- ↑ . شیخ صدوق، علل الشرائع، ج1، ص81.
- ↑ ابن مشهدى، المزار الکبیر، ص88 - 89.
- ↑ . حر عاملى، هدایة الأمة، ج3، ص111.
- ↑ . ضحی: 6- 8.
- ↑ . ضحی: 9 - 11.
- ↑ . مجلسی، بحار الانوار، ج99، ص107.
- ↑ . طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص776.
- ↑ . پلاچیک، هیجان ها، ترجمه محمود رمضان زاده، ص104 - 128؛ جمعی از مؤلفان، روان شناسی رشد، ج2، ص433 - 502.
- ↑ . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص614.
- ↑ . ابن قولویه، كامل الزیارات، ص228.
- ↑ . اتکینسون، زمینه روان شناس، ترجمه محمدنقی براهنی و همکاران، ص71.
- ↑ . جان بزرگی، بررسی اثربخشی روان درمانگری کوتاه مدت «آموزش خوددرمانگری» با و بدون جهت گیری مذهبی اسلامی بر مهار اضطراب و تنیدگی، رساله دکترا، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ص92.
- ↑ . شاملو، بهداشت روانی، ص34.
- ↑ . مجلسی، بحار الانوار، ج98، ص297.
- ↑ . مجموعه مقالات هم اندیشی زیارت، ج2، ص788؛ بررسی نقش زیارت در سلامت روانی افراد. ب. دولتشاهی، ط. زهروی، هـ. پهلوانی، خلاصه مقالات اولین همایش بین المللی نقش دین در بهداشت روان. تهران، دانشگاه تهران، فروردین 1380.
- ↑ . فصلنامه پژوهش های تربیت اسلامی (ویژه تربیت اجتماعی)، اصول و قواعد اساسی در تربیت اجتماعی، ص145.
- ↑ . باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ج2، ص207 - 208.
- ↑ . همان، ج2، ص209.
- ↑ . باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ج2، ص209.
- ↑ . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج11، ص375.
- ↑ . هر کس سالمندی را که در اسلام موی خود را سپید کرده احترام کند، خداوند او را از هراس روز قیامت آسوده خواهد کرد (کلینی، الکافی، ج4، ص88).
- ↑ . پیامبر9 فرمود: «کسی که مؤمن مسافری را یاری دهد، خداوند 73 ناراحتی را از وی دفع کند و در دنیا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و بلای بزرگی را که در روز اجتماع مردم (فردای قیامت) با آن روبه روست مرتفع سازد» ( وسائل الشیعه، ج11، ص430).
- ↑ . الکافی، ج4، ص316-317.
- ↑ . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص402.
- ↑ . social learning theory.
- ↑ . Bandura.
- ↑ . سیف، روان شناسی پرورشی، ص311.
- ↑ . بندورا، ص17، به نقل از: سیف، روان شناسی پرورشی، ص314.
- ↑ . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص609.
- ↑ . مجلسی، زاد المعاد: مفتاح الجنان، ص515.
- ↑ . من لایحضره الفقیه، ج2، ص609.
- ↑ . روان شناسی پرورشی، ص314.
- ↑ . دوران، آموزش و پرورش و گفتمان های نوین، ص117.
- ↑ . کلینی، الكافی، ج9، ص297.
- ↑ . Maris.
- ↑ . پناهی، آرامش در پرتو نیایش، ص160.
- ↑ . احمدی، حج در آیینه روان شناسی، ص160؛ به نقل از: مسعود جان بزرگی، بررسی اثربخشی روان درمانگری کوتاه مدت «آموزش خوددرمانگری» بدون جهت گیری مذهبی اسلام بر مهار اضطراب و تنیدگی، رساله دکترا، دانشگاه تربیت مدرس، ص67.
- ↑ . فیومی، مصباح المنیر، ماده «رب».
- ↑ . جعفری، حکمت اصول سیاسی اسلام، ص47.
- ↑ . «وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلَاد»؛ «و [شما اهل بیت:] زمامداران و تدبیرکنندگان بندگان خدا و پایه ها و ستون های شهرهایید» (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص609؛ همو، عیون أخبار الرضا7، ج2، ص273).
- ↑ . طه: 82.
- ↑ . کلینی، الكافی، ج1، ص393.
- ↑ . کلینی، الكافی، ج4، ص567؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص57.
- ↑ . من لا یحضره الفقیه، ج2، ص575.
- ↑ . مجلسی، بحار الانوار، ج97، ص289.
- ↑ . مجلسی، بحار الانوار، ج99، ص197.
- ↑ . همان، ص198.
- ↑ . همان.
- ↑ . ابن قولویه، كامل الزیارات، ص228.
- ↑ . جعفریان، حیات فکری سیاسی، ص15-20.
- ↑ . همان.
- ↑ . رجیلی، موسوعة النجف الاشرف، ج6، ص336.
- ↑ . کلینی، الكافی، ج4، ص570.
- ↑ . مجلسی، بحار الانوار، ج99، ص103.
- ↑ . همان، ج53، ص96.
- ↑ . طبری، بشارة المصطفی، ج2، ص74؛ ابن نما، ترجمه مثیر الاحزان، ص360؛ مجلسی، بحار الانوار، ج65، ص130؛ ج 98، ص196.
- ↑ . بحار الانوار، ج44، ص329.
- ↑ . ابن قولویه، كامل الزیارات، ص144؛ شعیری، جامع الأخبار، ص23.
- ↑ . کلینی، الكافی، ج9، ص232 - 327؛ كامل الزیارات، ص7.
- ↑ . خوئی، التنقیح فی شرح العروة، ج5، ص7 8.
- ↑ . نجفی، جواهر الکلام، ج9، ص187؛ یزدی، العروة الوثقی، ج1، ص409.
- ↑ . ابن فارس، مقائیس اللغه، ج2، ص473.
- ↑ . امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص35.
- ↑ . حویزی، نور الثقلین، ج3، ص314.
- ↑ . بقره: 264.
- ↑ . به گروهی که بر اساس این تفکر در گذشته پیدا شده بود مرجئه می گفتند.
- ↑ . آل عمران: 31.
- ↑ . کهف: 110.
- ↑ . شبر، تفسیر شبر، ص85.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج۲، ص۷۵.
- ↑ . همان، ج۲، ص۷4 - 75.
- ↑ . نهج البلاغه، حکمت 150.
- ↑ . بندر ریگی، المنجد، ص379؛ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج9، ص142؛ طریحی، مجمع البحرین، ج3، ص122.
- ↑ . ابن طاووس، ملاحم و فتن، ص360.
- ↑ . طوسی، أمالی، ج1، ص324؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج14، ص423، (مسنداً).
- ↑ وسائل الشیعة، ج14، ص452؛ خویی، منهاج البراعة، ج6، ص16.
- ↑ کلینی، الکافی، ج6، ص266 و 378؛ ج12، ص282؛ابن قولویه، کامل الزیارات، ص285.
- ↑ . شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج1، ص104. وسائل الشیعة، ج14، ص529.
- ↑ . فراهیدی، العین، ج4، ص446؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ص613؛ ابن منظور، لسان العرب، ج7، ص292.
- ↑ . همان.
- ↑ . طریحی، مجمع البحرین، ج5، ص37؛ خوئی، منهاج البراعة، ج6، ص16.
- ↑ . مائده: 77.
- ↑ . ما معتقدیم که به اذن الهی تدبیر عالم به ایشان محول می شود و در برخی زیارت های وارد شده از معصوم: به این مطلب اشاره شده است (مفاتیح الجنان، بخش زیارت امام حسین7).
- ↑ . مجلسی، بحار الانوار، ج25، ص346.
- ↑ .همان، ص386.
- ↑ . تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص118؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا7، ج1، ص442.
- ↑ . امام عسکری7، تفسیر منسوب به امام عسکری، ص50؛ عیون اخبار الرضا7، ج1، ص442.
- ↑ . عیون اخبار الرضا7، ج1، ص304.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص409.
- ↑ . آل عمران: 49.
- ↑ . بقره: 255.
- ↑ . غافر: 60.
- ↑ . طوسی، الامالی، ص۱۶۶-۱۶۷.
- ↑ . نهج البلاغه، خطبه 192.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص129.
- ↑ . همان، ص130- 129.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص226.
- ↑ . توبه: 41؛ آیت الله خامنه ای، بیانات در جمع کارگزاران فرهنگی و اجرایی حج، 30 / 9 / 1383.
- ↑ . طبرسی، مشکاة الانوار، ج1، ص181.
- ↑ . همان.
- ↑ . نور: 31.
- ↑ . احزاب: 33.
- ↑ . معصومی، احکام روابط زن و مرد، ص97- 98.
- ↑ . سایت رسمی آیت الله سیستانی، مرجع عالیقدر.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص31؛ ج7، ص342؛ نهج البلاغه، خطبه 126.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص133.
- ↑ . طوسی، تهذیب الاحکام، ج5، ص13؛ طوسی، الاستبصار، ج2، ص140.
- ↑ . ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب7، ج4، ص14.
- ↑ . حمیری، قرب الإسناد، ص170؛ ابن مغازلی، المناقب، ص71.
- ↑ .مناقب آل أبی طالب7، ج4، ص69؛ المناقب، ص71.
- ↑ . طوسى، تهذیب الأحکام؛ ج 6؛ ص20؛ ثقفى، الغارات، ج2، ص854.
- ↑ . طوسی، تهذیب الأحکام، ج6، ص21؛ حر عاملى، وسائل الشیعة، ج14، ص377.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص132؛ شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ص91.
- ↑ . کامل الزیارات، ص133؛ وسائل الشیعة، ج14، ص440.
- ↑ . ثقفی، الغارات، ج2، ص446.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص173؛ مجلسی، روضة المتقین، ج5، ص388 (فی القوی).
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص586-587؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص249-250.
- ↑ . علامه حلی، تذکرة الفقها، ج4، ص366؛ محقق سبزواری، ذخیرة المعاد، ج2، ص413؛ عاملی، مدارک الاحکام، ج4، ص466.
- ↑ . نساء: 100.
- ↑ . شیخ صدوق، الامالی، ص129.
- ↑ . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص105- 106.
- ↑ . إسراء: 70.
- ↑ . کلینی، الکافی، ج4، ص8 - 9.
- ↑ . نوری، لؤلؤ و مرجان، ص۲۵۳.
- ↑ . نوری، لؤلؤ و مرجان: ص ۴.
- ↑ . مطهری، حماسه حسینی، ج1، ص28.
- ↑ . لؤلؤ و مرجان، ص260.
- ↑ . نوری، لؤلؤ و مرجان، ص260.
- ↑ . خامنه ای، دیدار با شعرا، 19/7 /1377.
- ↑ . آیت الله خامنه ای، بیانات، (Khamenei.ir)
- ↑ . نراقی، رسائل و مسائل، ج1، ص245، به کوشش رضا استادی، کنگره بزرگداشت ملامهدی و ملااحمد نراقی.
- ↑ . نراقی، مستند الشیعه، ج10، ص256.
- ↑ . امام حسین7 شهید شد تا از گناهان امت شفاعت کند.
- ↑ . مطهری، مجموعه آثار، ج17، ص613.
- ↑ . ابن طاووس، اللهوف، ص230.
- ↑ . همان، ص230-233.