پرش به محتوا

کاربر:Gholampour/صفحه تمرین2

از ویکی حج

مشکلات مذهبی ایرانیان در حج

از صفویه تا قاجار

بخشی از دشواری‌های حج ایرانیان از مسائل مربوط به راه حج و دشواری‌های حاصل از اوضاع سیاسی، در بخش‌های پیشین این مقاله گذشت. این‌گونه مشکلات اختصاص به ایرانیان نداشت و مسلمانان دیگر سرزمین‌ها نیز با چنین دشواری‌هایی روبه‌رو بودند. مشکل ویژه ایرانیان، مشکلات مذهبی بود که پس از فراگیری مذهب تشیع در پی تشکیل دولت صفوی در سده دهم ق. پیش روی آنان قرار گرفت. از این دوران، اختلاف‌های مذهبی مردم ایران با حاکمان عثمانی و مردم حجاز در موارد بسیار به آزار و حتی کشتار ایرانیان می‌انجامید. معمولاً آنچه بیشتر به این اختلاف‌ها دامن می‌زد، دشمنی سیاسی میان حکومت ایران و عثمانی بود.[۱] میزان تعصبات دینی در حجاز به‌اندازه‌ای بود که شایعاتی همچون اعتقاد شیعیان به نجس کردن کعبه در میان مردم رواج یافته بود.[۲] این اتهام چند بار دستاویز کشتار شیعیان قرار گرفت. برای نمونه، به سال ۱۰۸۸ق. پیدا شدن آلودگی همانند نجاست بر دیوار کعبه، بهانه‌ای به دست متعصبان داد تا برخی شیعیان حاضر در مسجدالحرام را به گونه‌ای دردناک با سنگ و چوب بکشند.[۳] در این رخداد، یکی از دانشوران ایرانی مجاور مکه به نام محمد مؤمن استرآبادی نیز کشته شد.[۴] از دیگر دانشوران ایرانی که در این دوران کشته شدند، زین‌العابدین فرزند نورالدین بود.[۵] یک بار نیز یکی از دانشوران ایرانی‌تبار ساکن مکه به جرم دفاع از تشیع در مجلس درس، با این‌که قاضی حکم به برائت او داده بود، به دست متعصبان به قتل رسید.[۶] به سال ۱۱۴۳ق؛ که شیعیان ایرانی دیرتر از موسم به مکه رسیدند و ناچار شدند تا سال آینده در مکه بمانند، برخی مردم مکه با همکاری نیروهای نظامی به بهانه آلوده‌ساختن حرم بر آنان شوریدند و آن‌ها را از شهر بیرون راندند.[۷] این‌گونه رفتارها نه تنها مردم عادی و دانشوران را آزار می‌داد، بلکه گریبان بزرگان سیاسی را نیز می‌گرفت. دولت عثمانی نگران تلاش‌های جاسوسی حاجیان ایرانی بود، به ویژه اگر این حاجیان از بزرگان سیاسی ایران بودند.[۸] معصوم بیگ که مدتی مقام وکالت شاه تهماسب را داشت، به سال ۹۷۶ق. نزدیک مکه همراه برخی نزدیکانش به دست راهزنان کشته شد.[۹] شائبه سیاسی بودن این قتل درمنابع دوران صفوی آمده[۱۰] و امروزه نیز برخی محققان، قتل او را کاری سیاسی دانسته‌اند. گویا مقام‌های عثمانی هدف سفر او را شوراندن گروه‌هایی از جامعه بر ضد دولت عثمانی می‌دانسته‌اند.[۱۱] محمدهاشم پسر شاه نورالدین که در پی مشکلات سیاسی دربار به حج رفت و در مسجدالحرام به دلیل درگیری با اهل سنت کشته شد، نمونه‌ای دیگر از این موارد است.[۱۲] از مواردی که در مکه برای حاجیان شیعه مشکل ساخت، مسئله اختلاف در رؤیت هلال ماه ذی‌حجه بود که به اختلاف در زمان عید قربان و وقوف میان شیعه و سنی می‌انجامید. شیعیان بر پایه مبانی فقهی در حکم رؤیت هلال باید به دانشوران شیعه اقتدا می‌کردند و در موارد فراوان، حکم دانشوران شیعه با علمای سنی حجاز متفاوت بود. معمولاً دانشوران اهل سنت حلول هلال ماه ذی‌حجه را یک روز زودتر از علمای شیعه اعلان می‌کردند. این موضوع از دوران صفویه باعث گرفتاری حاجیان ایرانی بود. در سال‌هایی که احتمال وقوع حج اکبر می‌رفت، یعنی روز عرفه هم‌زمان با روز جمعه بود، مشکلات حاجیان ایرانی بیشتر می‌شد؛ زیرا این شائبه در میان بود که حاکمان سنی مذهب مکه تمایل داشتند حلول ماه را با یک روز اختلاف اعلان کنند تا روز عرفه با جمعه هم‌زمان شود؛ زیرا در سال حج اکبر حضور حاجیان بسیار بیشتر می‌شد و منافع مالی فراوان در پی داشت.[۱۳] این مشکل از دوره صفویه تا روزگار معاصر ادامه داشت. به سال ۱۲۶۰ق. حاجیان ایرانی برای این‌که بتوانند یک روز بیشتر در عرفات بمانند، ۵۰۰ غازی به شریف مکه پرداختند که از حاجیان گردآوری شد.[۱۴] گاه نیز بدون دریافت پول، اجازه وقوف شیعیان در عرفات یک روز پس از دیگران داده می‌شد.[۱۵] معمولاً در صورت وجود یکی از بزرگان دولت ایران در کاروان حج، امکان وقوف در غیر روز اعلان شده از سوی اهل سنت برای حاجیان ایرانی فراهم می‌شد. به سال ۱۲۷۹ق؛ که حسام‌السلطنه، یکی از بزرگان قاجار، به حج رفت و بسیار مورد احترام شریف مکه قرار گرفت، به دستور حسام‌السلطنه، حاجیان شیعه یک روز پس از اهل سنت اعمال حج را انجام دادند و کسی اعتراضی نکرد.[۱۶]

این مشکل در دوران پهلوی نیز ادامه داشت. در دوران حکومت آل‌سعود در عربستان، اجازه وقوف حاجیان شیعه در غیر وقت اعلان شده داده نمی‌شد. به سال ۱۳۷۱ق. آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی به حج رفت و در نامه‌ای به پادشاه سعودی درخواست کرد تا اجازه وقوف ایرانیان با یک روز اختلاف در عرفه داده شود. این درخواست با مخالفت سرسختانه پادشاه عربستان روبه‌رو و موجب ناراحتی آیت‌الله کاشانی شد.[۱۷] با فتوای دانشوران شیعه از جمله آیت‌الله بروجردی درباره درستی اعمال حج در صورت عمل به اعلان رسمی حکومت عربستان در رؤیت هلال، از اختلاف در این زمینه کاسته شد.[۱۸]


مشکلات شیعیان در مکه و مدینه به این‌جا ختم نمی‌شد. حاجیان ایرانی در انجام اعمال مذهبی خود به ویژه در زیارت آزادانه حرم و مزارهای امامان در مدینه با دشواری فراوان روبه‌رو بودند. آنان با ورود به حجاز ناچار بودند نماز به روش شیعیان را تعطیل و بر شیوه تقیه، به امامان دیگر مذاهب اقتدا کنند. حتی گاه که دشمنی با شیعه اوج می‌گرفت، ایرانیان لباس عربی یا ترکی می‌پوشیدند.[۱۹]


وضعیت برخورد با ایرانیان و شیعیان در مدینه بسیار بدتر از مکه بود و حاجیان شیعی برای زیارت بقیع و حتی مسجدالنبی آزادی نداشتند. در سفرنامه‌های قاجاری، بیش از هر چیز از رفتار بسیار بد مردم مدینه با شیعیان و ایرانیان گلایه شده است. مردم مدینه جان و مال ایرانیان را حلال می‌دانستند و اگر فرصتی می‌یافتند، در ضرب و شتم و حتی کشتار ایرانیان کوتاهی نمی‌کردند.[۲۰] حاجیان ایرانی حتی نمی‌توانستند در مسجد مدینه بسیار توقف کنند و معمولاً از مسجد رانده می‌شدند.[۲۱] خادمان حرم نیز با ایرانیان بسیار بد رفتار می‌کردند و به بهانه‌های گوناگون آنان را به چوب می‌بستند؛ تا جایی که آن‌ها ناچار بودند در میان دیگر گروه‌ها به حرم بروند.[۲۲] همچین برای زیارت قبرهای بقیع نیز از حاجیان پول می‌گرفتند.[۲۳] این مشکلات معمولاً وجود داشت؛ اما گاه نیز در سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار از آسایش ایرانیان در انجام اعمال مذهبی بدون نیاز به تقیه به ویژه در مکه سخن رفته است. یکی از عوامل رفتار بهتر مکیان، حمایت شریف مکه از شیعیان و به ویژه ایرانیان بود. چنان‌که پیشتر اشاره شد، شرفای مکه در برابر ایرانیان رفتاری احترام‌آمیز داشتند و برای جلب نظر بزرگانی که به حج می‌آمدند، با شیعیان خوش‌رفتاری می‌کردند.[۲۴]

دوران پهلوی

در دوران پهلوی نیز اختلاف مذهبی وهابیان با ایرانی‌ها برای حاجیان ایرانی مشکل‌ساز بود. در عصر پهلوی اول، در پی بهبود روابط ایران و عربستان به سال ۱۳۰۸ش. گزارش‌هایی از بدرفتاری مأموران حکومت سعودی با حاجیان ایرانی به ایران ارسال می‌شد. حتی به سال ۱۳۰۹ش. کمیسیونی در ایران برای بررسی شکایات حاجیان در این زمینه تشکیل گشت.[۲۵] بدترین این رخدادها چنان‌که دیدیم، به قتل یکی از حاجیان ایرانی به بهانه آلودن مسجدالحرام به سال ۱۳۲۲ش؛ و قطع رابطه سیاسی و تعطیلی چند ساله حج ایرانیان انجامید. به سال ۱۳۲۷ش؛ که حاجیان ایرانی پس از چند سال دیگر بار به حج رفتند، مأموران سعودی باز هم دو تن از ایرانیان را به اتهام اهانت به مسجدالحرام دستگیر کردند که با دخالت امیرالحاج ایران آزاد شدند.[۲۶] برخوردهای مذهبی با ایرانیان در سال‌های دیگر نیز ادامه یافت؛ از جمله به سال ۱۳۴۰ش. میان حاجیان ایرانی و خادمان مسجد نبوی برخوردی صورت گرفت که به دستگیری ۳۶ تن از حاجیان انجامید.[۲۷] از دوران پهلوی، دانشوران مذهبی ایران و مسؤولان برگزاری حج کوشیدند تا با آموزش از میزان برخوردهای ایرانیان با متعصبان حجاز بکاهند. از سال ۱۳۲۷ش. مسؤولان حج با تهیه جزوات و مذاکره با روحانیانی که در میان حاجیان بودند، سفارش کردند تا حاجیان از کارهای تحریک‌کننده خودداری ورزند. در این سال‌ها، کارهایی مانند استفاده حاجیان از مهر در نماز و بوسیدن ضریح مسجد پیامبر و خواندن زیارت برای قبور بقیع، مورد اختلاف بود. در صورت بوسیدن دیوارها، خادمان حرمین حاجی را به باد کتک می‌گرفتند. حاجیان ایرانی نمی‌توانستند بلند اذان بگویند و در محل اقامت خود در مدینه این موضوع را رعایت می‌کردند. آنان معمولاً برای زیارت بقیع نیز محدودیت داشتند و باید در وقت مشخص از قبور دیدن می‌کردند. دانشوران شیعه ایران در این دوران، برای از میان بردن عوامل اختلاف میان ایرانیان و سنی‌های وهابی می‌کوشیدند؛ از جمله بسیاری از دانشوران بزرگ که در حج حاضر بودند، در نماز جماعت مسجد شرکت می‌کردند.[۲۸][۲۹][۳۰] یکی از کارهای دانشوران ایران در این زمینه، صدور فتاوی دینی بود که مسائل مورد اختلاف را حل می‌کرد.[۳۱]

پس از انقلاب اسلامی

اختلاف‌های مذهبی پس از انقلاب اسلامی نیز ادامه داشت و گاه درگیری‌هایی میان مردم ایران با نیروهای امنیتی عربستان صورت می‌گرفت که البته هیچ‌گاه دامنه‌ای گسترده نیافت. بازرسی افراد و بارهایشان در فرودگاه هنگام ورود به جده و گرفتن کتاب‌های مذهبی ویژه شیعه از زائران،[۳۲] پیش‌گیری از زیارت آزادانه بقیع،[۳۳] بدرفتاری مأموران سعودی با ایرانیان به دلیل برگزاری مناسک ویژه شیعه در حرم پیامبر و بقیع[۳۴] و… از موارد معمول در این دوران است. گاه نیز توهین به شیعیان و اعتقادات آنان در نمازهای جماعت و نماز جمعه بر زبان خطیبان جاری شده است.[۳۵][۳۶][۳۷] پس از انقلاب اسلامی تلاش مسؤولان ایرانی برای کاستن از اختلاف‌های حاجیان ایرانی و مسؤولان عربستان ادامه داشته است. بخشی از این تلاش‌ها از راه ارتباط‌های دیپلماتیک صورت گرفته و بخشی نیز با آموزش حاجیان ایرانی برای پرهیز از کارهای مورد اختلاف میان شیعه و سنی انجام شده است. عالمان شیعه با صدور فتواهایی کوشیده‌اند تا از مشکلات حاجیان ایرانی بکاهند. از مسائل یاد شده در فقه امروز شیعی، لزوم تقیه مداراتی برای پیش‌گیری از درگیری میان ایرانیان و شرطه عربستان در موسم حج است. قبول نظر دولت عربستان در مسئله رؤیت هلال، تأکید بر استحباب شرکت در نماز جماعت در مساجد عربستان، درستی نماز در صورت استفاده نکردن از مهر، و حتی تحریم اعمالی که موجب وهن شیعیان و بروز اختلاف شود، از فتواهایی است که مراجع تقلید شیعه در این زمینه صادر کرده‌اند.[۳۸]

پانویس

  1. نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص827-828.
  2. تاریخ مکه، ص422.
  3. منائح الکرم، ج4، ص488.
  4. وقایع السنین، ص534؛ خلاصة الاثر، ج3، ص432-433؛ صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص839.
  5. ریاض العلماء، ج2، ص399.
  6. نیل المنی، ج2، ص763-764.
  7. تاریخ مکه، ص422.
  8. صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص828.
  9. تکملة الاخبار، ص131؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص559-560.
  10. جواهر الاخبار، ص232؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص161.
  11. نک: تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص106-110.
  12. تذکره صفویه کرمان، ص469؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص111.
  13. صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص835-836؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص106.
  14. به سوی‌ام القری، ص245.
  15. تذکرة الطریق، ص93؛ نک: حرفی از هزاران که‌اندر عبارت آمد، ص121-122.
  16. سفرنامه مکه حسام السلطنه، ص118-120.
  17. میقات حج، ش43، ص67، «سفر حج مرحوم آیت‌الله کاشانی.
  18. با من به خانه خدا بیایید، ص7؛ خسی در میقات، ص64.
  19. حدیث قافله‌ها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.
  20. حدیث قافله‌ها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.
  21. تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافله‌ها، ص111.
  22. به سوی‌ام القری، ص249.
  23. به سوی‌ام القری، ص249؛ حدیث قافله‌ها، ص111.
  24. سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص237؛ پنجاه سفرنامه، ج1، ص625-626؛ ج7، ص294؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص148.
  25. روابط سیاسی ایران و عربستان، ص69-70.
  26. مجله خواندنی‌ها، سال9، ش3، ص2؛ ش4، ص8.
  27. با من به خانه خدا بیایید، ص217-218.
  28. مجله خواندنی‌ها، سال9، ش2، ص27، «مصاحبه با نخستین حاجی ایرانی.
  29. میقات حج، ش51، ص178-179، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر حج سال 1327ش.»؛ خاطرات وحید، ش7، ص37، «مقدمات عزیمت مکه.
  30. با من به خانه خدا بیایید، ص213، 229.
  31. با من به خانه خدا بیایید، ص159-160.
  32. یار کجاست، ص20-21؛ در حریم کعبه، ص141؛ میقات حج، ش15، ص155، «حج 75 از دیدگاه نماینده محترم ولی فقیه و امیر الحاج.
  33. یار کجاست، ص52؛ نک: راهی به سوی خدا، ص282؛ حج 27، ص104.
  34. میقات حج، ش18، ص172، «نامه رئیس سازمان حج و زیارت به وزیر حج عربستان.
  35. میقات حج، ش30، ص71، «مصاحبه با آیت‌الله‌هاشمی رفسنجانی.
  36. ش18، ص172، «نامه رئیس سازمان حج و زیارت به وزیر عربستان.
  37. ش15، ص154؛ شنیدنی‌های سفر حج، ص93.
  38. میقات حج، ش30، ص151-175، «تقیه مداراتی.

منابع