حلق و تقصیر

حَلق به معنای تراشیدن سر، و تَقصیر به معنای کوتاه کردن قدری از مو یا ناخن[۱]، یکی از اعمال حج و عمره است.[۲] در فقه شیعه، تقصیر از عبادات است و باید به‌ قصد قربت و به نیت یکی از اعمال حج یا عمره انجام داده شود.[۳] مردان در حج با شرایطی موظف به حلق هستند. آنها در عمره تمتع موظف به تقصیر[۴] و در عمره مفرده بین حلق و تقصیر مختارند[۵]؛ البته مذاهب اهل سنت، مردان را در عمره تمتع نیز، بین حلق و تقصیر مختار دانسته‌اند.[۶] زنان بر اساس همه مذاهب اسلامی، موظف به تقصیرند.[۷]

حلق یا تقصیر در عمره پس از سعی، و در حج، روز عید قربان انجام می‌شود[۸] حلق و تقصیر در عمره، مکان خاصی ندارد[۹]؛ ولی در حج طبق فقه شیعه، منا [۱۰] و بر اساس مذاهب اهل سنت، محدوده حرم مکی است.[۱۱]

اهمیت و فضیلت

پیامبر اسلام (ص) درباره حلق و تقصیر کنندگان دعای خیر فرموده و رحمت الهی را برای آنها خواسته است.[۱۲] خود آن حضرت نیز در روز عید قربان موی سرش را می‌تراشید و ناخن‌هایش را کوتاه می‌کرد.[۱۳]

فلسفه حلق و تقصیر

حلق و تقصیر عملی عبادی دارای اسرار و آثار گوناگون است که به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

پاک شدن از آلودگی

یکی از اسرار و فلسفه های حلق را، پاک شدن از آلودگیهای ظاهری و باطنی و دور شدن از عیوب آشکار و پنهان و طهارت و خروج از گناهان دانسته‌اند تراشیدن موی سر آن هم بعد از سنگ انداختن به شیطان و قربانی کردن، گویای این حقیقت است که حج گزار می‌خواهد با این عمل شیطان بزرگتر و نفس اماره را نیز مغلوب کند و کاملاً در مسیر توحید قرار بگیرد.[۱۴]

بر اساس سفارش امام صادق (ع) حج گزار باید زشتی های ظاهر و باطن را با تراشیدن مو از بین ببرد.[۱۵] در کلام بعضی از بزرگان نیز نقل شده که: «آن هنگام که موهای سرت را می زدودی آیا اندیشه ات این بود که نفس خویش را از همه آلودگیها پاک می‌کنی و آنچه را که از مردمان بر عهده داری ادا می‌کنی و از گناهان و آلودگیها بیرون می‌آیی مانند روزی که از مادر زاده شده ای؟»[۱۶]

گفته شده بریدن موی سر اشاره به بریدن اضافات زندگی است. براساس روایات، یکی از علتهای آرام راه رفتن در پل صراط، خارها و قلابهایی است که در صراط قرار گرفته و نمی‌گذارند، کسی عبور کند.[۱۷] در واقع اینها آلودگیها و عیوبی است که در انسانها وجود داشته و در آخرت به شکل خار و قلاب تجسم یافته است؛ اما تراشیدن سر باید قلب حج‌گزار را کمک کند تا هوا و هوس و شهوت دنیا و تمام صفات بد را از قلبش بیرون کند.[۱۸]

قطع وابستگی‌ها

یکی از حکمت‌های تراشیدن و کوتاه کردن سر را رهایی از تعلقات دنیوی و مادی دانسته‌اند. به این بیان که مو که معمولا سبب زینت است و ممکن است وابستگی‌ای برای انسان ایجاد کرده باشد، به عنوان نماد به نمایندگی از تمام زینت‌های دنیا از بدن حاجی جدا می‌شود به امید اینکه حج گزار حب تمام مادیات را در این سفر از خود دور کند. بر این اساس حلق تمرین و آمادگی برای قطع تعلق به دنیا و امتیازات و شئون آن است.[۱۹]

از دیدگاه حکیم رفیعی قزوینی، حلق و تقصیر یعنی اینجا که رسیدم تمام آرزوهای دور و دراز خود را قطع کردم و بیرون ریختم. تراشیدن سر از کوتاه کردن موی سر بهتر است چرا که تراشیدن یعنی از بیخ و بن کندن و اشاره به این است که آنچه آرزو داشتم همه را از بیخ و بن کندم و دور انداختم و دیگر هیچ آرزویی را به دل خود راه نمی دهم. خدایا غیر از آرزوی تو آرزوی دیگری در دل ندارم تمام آرزوها را دور ریختم جز آرزوی هستی و زندگی که آن را نمی‌شود قطع کرد.[۲۰]

نشانه تواضع و فروتنی

گذشتن از موی سر و خود را به شکل غلامان و بندگان در آوردن نشانه فروتنی و خاکساری انسان در برابر آفریدگار و دوری از غرور دانسته شده است.[۲۱] نخستین کسی که به عنوان ادای جزئی از مناسک، حلق یا تقصیر را انجام داد و فلسفه و حکمت این عمل به او ارائه شد حضرت آدم (ع) بود. نقل شده که جبرئیل بعد از رمی شیطان به آدم گفت: سرت را به علامت تواضع در پیشگاه خداوند بتراش.[۲۲]

نشانه امنیت و شجاعت

قرآن کریم، سر تراشیدن در حج را علامت امنیت میهمانان خانه خدا دانسته و خداوند در رویای صادق به رسول خدا (ص) فرموده: «به طور قطع شما به خواست خدا با امنیت وارد مسجد الحرام می‌شوید در حالی که سرهای خود را تراشیده و ناخن و موهای خود را کوتاه کرده‌اید»[۲۳] از امام صادق (ع) نقل شده که حاجی با عمل سرتراشی علامت امنیت در حرم را در خود ظاهر کرده است.[۲۴]

برخی بر اساس آیه 27 سوره فتح [یادداشت ۱]حدس زده‌اند که تراشیدن سر شاید به این جهت واجب شد که حج گزار در برابر کفار نشان دهد که با شجاعت و بدون نیاز به هیچ وسیله دفاعی به حج آمده است.[۲۵] خداوند با نازل کردن این آیه از آینده درخشان اسلام و مسلمین خبر می‌دهد که آنان با تراشیدن سر و نشان دار کردن خود می رسانند که کوچکترین واهمه ای از دشمن ندارند و با تمام جرات و قدرت از آیین اسلام دفاع می‌کنند. در نتیجه تراشیدن سر در عصر حاضر می‌تواند تکرار آن منطق شجاعانه و احترام به سیره مسلمانان نخستین اسلام باشد.[۲۶]

مقاله‌های مرتبط

پانویس

  1. درسنامه مناسک حج، ص۷۱.
  2. درسنامه مناسک حج، ص۶۵.
  3. درسنامه مناسک حج، ص۵۰.
  4. مناسک محشی ص۳۵۶ و ۳۵۷؛ درسنامه مناسک حج، ص۴۹.
  5. مناسک محشی، صص ١٠١ و ١٠٠؛ الکافی فی فقه اهل المدینه (فقه مالکی)، المصادرالفقهیه، ج ١٠، ص۵٣۴؛ بدائع الصنائع (فقه حنفی) المصادرالفقهیه، ج ١٠، ص ۶۵.
  6. مناسک محشی، صص ١٠١ و ١٠٠؛ الکافی فی فقه اهل المدینه (فقه مالکی)، المصادرالفقهیه، ج ١٠، ص۵٣۴؛ بدائع الصنائع (فقه حنفی) المصادرالفقهیه، ج ١٠، ص ۶۵.
  7. مناسک محشی ص۳۵۶ و ۳۵۷؛ درسنامه مناسک حج، ص۴۹.
  8. درسنامه مناسک حج، ص۷۲؛ همچنین نگاه کنید به: مناسک محشی، ص۴۴٧؛ الروضةالبهیه فی شرح اللمعة الدمشقیه، ج١، صص ۵۶١ - ۵٣٩.
  9. درسنامه مناسک حج، ص۵۰.
  10. درسنامه مناسک حج، ص۷۲؛ همچنین نگاه کنید به: مناسک محشی، ص۴۴٧؛ الروضةالبهیه فی شرح اللمعة الدمشقیه، ج١، صص ۵۶١ - ۵٣٩.
  11. فقه السنه، ج ١، ص۵۴٠؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ١، ص ٣٧۴.
  12. بحار الانوار، ج ۹۹، ص ۳۰۲ .
  13. وسائل الشيعه، ج ۱۰، ص ۱۸۰، ح ۱۲ .
  14. درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 239.
  15. مصباح الشريعة، ص ۷۶ .
  16. مستدرك الوسائل، ج ۱۰، ص ۱۶۷، ح ۱۱۷۷۰ .
  17. اسرار و معارف حج، ص ۵۶ .
  18. درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 240.
  19. درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 238.
  20. اسرار و معارف حج، صص 53 و 54 .
  21. درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 242.
  22. بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۳۰، ح ۵ ؛ وسائل الشيعه، ج ۸، ص ۱۶۲، ح ۲۰ .
  23. سوره فتح ، آیه 27 .
  24. بحار الانوار، ج10 ، ص187 ، ح14.
  25. درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 244.
  26. تحلیلی بر مناسک حج، ص272.
  1. لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ ۖ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا شما مؤمنان به خواست خدا البته به مسجد الحرام با دل ایمن وارد شوید و سرها بتراشید و اعمال تقصیر بی ترس و هراس به جای آرید، و خدا آنچه را (از مصالح صلح حدیبیه) شما نمی‌دانستید می‌دانست و قبل از آن (که فتح مکه کنید) فتح نزدیک (حدیبیّه و خیبر) را مقرر داشت.

منابع

  • اس‍رار و م‍ع‍ارف‌ ح‍ج‌: ب‍ا ال‍ه‍ام‌ از س‍خ‍ن‍ان‌ ح‍ک‍ی‍م‌ م‍ت‍ال‍ه‌ آی‍ت‌ ال‍ل‍ه‌ س‍ی‍د اب‍و ال‍ح‍س‍ن‌ رف‍ی‍ع‍ی‌ ق‍زوی‍ن‍ی‌، محمد امین پورامینی، قم، بشیر اندیشه، 1383ش.
  • از میقات تا عرفات، محسن قمی، قم، نشر معارف، 1391ش.
  • بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، محمد باقر المجلسی (۱۰۳۷-۱۱۱۰ق)، تصحیح محمد باقر بهبودی و سید ابراهیم میانجی و سید محمد مهدی موسوی خرسان، بیروت، داراحیاء التراث العربی و موسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • بدائع الصنائع (الفقه‌الحنبلی)، الکاشانی، علاءالدین بن مسعود، المصادر الفقهیه، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
  • تذکرة الفقهاء، العلامة الحلی (م.۷۲۶ق)، قم، آل البیت، ۱۴۱۴ق.
  • تفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، محمد بن عمر فخر رازی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چهارم، ۱۴۱۳ق.
  • تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و دیگران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۹ش.
  • جرعه ای از صهبای حج، عبدالله جوادی آملی، تهران، مشعر، 1386ش.
  • جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، نجفی، صاحب الجواهر، محمد حسن، ۴۳ جلد، بیروت - لبنان، دار إحیاء التراث العربی، هفتم، ۱۴۰۴ق.
  • حدائق الناضره، یوسف بن احمد آل عصفور بحرانی (م.۱۱۸۶ق)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۵ق.
  • ریاض المسائل، سید علی الطباطبائی (م.۱۲۳۱ق)، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۲ق.
  • درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، کمیته اسرار و معارف معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، تهران، مشعر، 1389ش.
  • صحیح مسلم: مسلم (م. 261ق.)، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.
  • سنن ترمذی، محمد بن عیسی ترمذی، به کوشش عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، دار الفکر، ١4٠٢ق.
  • شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، محقق حلّی، نجم الدین جعفر بن حسن، تهران، منشورات الأعلمی، ۱۳۸۹ق.
  • الفقه علی المذاهب الخمسه، المغنیه، محمدجواد، قم، مؤسسة دارالکتاب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
  • منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، حلّی، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی، ۱۵ جلد، مشهد - ایران، مجمع البحوث الإسلامیة، ۱۴۱۲ق.
  • المجموع شرح المهذب، أبو زکریا محیی الدین یحیی بن شرف النووی (م ۶۷۶ ق)، دار الفکر.
  • المغنی، عبدالله بن قدامه (م.۶۲۰ق)، بیروت، دار الکتب العلمیه، بی‌تا.
  • معجم مقاییس اللغه: احمد بن فارس (م.‌۳۹۵‌ق.)، به‌کوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۰۴‌ق.
  • مدارک الاحکام، سید محمد بن علی الموسوی العاملی (م.۱۰۰۹ق)، قم، آل البیت، ۱۴۱۰ق.
  • مستند الشیعه، احمد النراقی (م.۱۲۴۵ق)، قم، آل البیت، ۱۴۱۵ق.
  • موسوعه الفقهیه الکویتیه، وزارت اوقاف کویت، دوله الکویت وزارت الاوقاف و الشئون الاسلامیه، کویت، 1414ه ق.
  • علل الشرائع، ابن بابویه، محمد بن علی، النجف، المکتبه الحیدریه ، 1385ق/ 1966م .
  • مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج، محمد بن احمد الشربینی(م.۹۷۷ق)، تحقیق شیخ علی عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۷۷ق.
  • مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، زین الدین بن علی، شهید ثانی (۹۱۱-۹۶۶ق)، قم، انتشارات معارف اسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، احمد بن محمد المقری الفیومی (م.۷۷۰ق)، دارالفکر.
  • المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بی‌تا.
  • المحاسن، احمد بن محمد بن خالد البرقی (م.۲۷۴ق)، به کوشش سید جلال الدین محدث ارموی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۲۶ش.
  • مستدرک الوسائل، حسین نوری طبرسی، بیروت، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1408-1429ق/ 1987-2008 میلادی.
  • مصباح الشریعه، المنسوب امام جعفر الصادق(ع) ( -148ق.)، بیروت، الاعلمی1400ق.
  • معراج السعاده، احمد بن محمدمهدی النراقی (۱۱۸۵۱۲۴۵ق)، قم، انتشارات هجرت، چاپ دهم، ۱۳۸۳ش.
  • وسائل الشیعه (تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه): محمد بن الحسن الحر العاملی (م. ۱۱۰۴ق)، الحر العاملی (م. ۱۱۰۴ق)، قم، آل البیت، ۱۴۱۴ق.
  • النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن، در یک جلد، بیروت - لبنان، دار الکتاب العربی، دوم، ۱۴۰۰ق.