اصحاب صفه
اصحاب صُفّه، مهاجران مجرد و غالباً فقیری بودند که پس از هجرت به مدینه و ساخت مسجدالنبی، در قسمت انتهایی آن که دارای سکو و سایبان بود، مستقر شدند. این افراد با وجود فقر و تنگدستی، در عرصه علمی و نظامی دوران نبوی نقش مهمی ایفا کردند و بعدها از سوی مشایخ تصوف به عنوان الگویی برای زهد و دنیاگریزی معرفی شدند.
شکلگیری اصحاب صفه
صفه به معنای سایبان، مکانی در ضلع شرقی مسجد پیامبر بود که به عنوان اقامتگاه مهاجران بیسرپناه شناخته میشد.[۱] با تغییر قبله در سال دوم، این مکان در قسمت انتهایی مسجد قرار گرفت.[۲] سکونت در صفه اختصاص به مهاجران نداشت و گزارشهایی از حضور اسیران نبرد بدر یا مهمانان پیامبر نیز وجود دارد.[۳]
نخستین ساکنان صفه، مهاجران مکی نظیر بلال، ابن مسعود، مقداد و عمار بودند.[۴] بعدها کسانی چون ابوذر و سلمان نیز به این جمع پیوستند.[۵] پس از فتح مکه و لغو اصل هجرت، قبایل صحرانشین و انصاریانی همچون جابر بن عبدالله انصاری نیز در میان آنان دیده میشدند.[۶]
ویژگیها و کارکردها
تاریخنگاران وضعیت معیشتی این گروه را بسیار أسفبار توصیف کردهاند؛ به طوری که غذای غالب آنان خرما بود و گاه برای سیر کردن خود سنگ بر شکم میبستند.[۷] پوشاک آنان نیز بسیار محدود بود.[۸]
برای بهبود معیشت آنان، پیامبر(ص) و صحابیانی چون امام علی(ع) و فاطمه(س) به کمکهای مالی مبادرت میورزیدند.[۹] همچنین آیات صدقه و انفاق (مانند بقره، ۲۷۳) در همین راستا نازل شد.[۱۰] علاوه بر صدقات، بخشی از غنائم جنگی (مانند اموال بنی نضیر) نیز طبق آیات سوره حشر برای فقیران مهاجر هزینه میشد.[۱۱]
آموزش تعالیم دینی توسط صفه نشینان
حضور دائمی این گروه در مسجد، فرصتی برای آموزش فرهنگ اسلامی فراهم کرد. پیامبر(ص) بسیاری از آنان را با قرآن آشنا میکرد و جوانان انصاری و مهاجر در سایبان مسجد به حفظ آیات مشغول بودند.[۱۲] حضور مفسرانی چون ابن مسعود و ابوسعید خدری نشان از نقش علمی آنان دارد.[۱۳]
جهاد صفه نشینان
آنان در نبردهای متعددی از جمله بئر معونه حضور داشتند که ۷۰ تن از آنان به شهادت رسیدند و آیه ۱۶۹ آل عمران درباره آنان نازل شد.[۱۴] همچنین در غزواتی مانند ذات الرقاع و غزوه تبوک، با وجود تنگدستی و نبود امکانات، حضوری فعال داشتند.[۱۵]
اهل صفه و تصوف
در سدههای چهارم و پنجم ق، مشایخ تصوف تصویری قدسی از اهل صفه ارائه کردند؛ سهروردی حضور آنان را به صوفیان در خانقاهها تشبیه کرد.[۱۶] مؤلفان صوفی، مفاهیمی چون فقر، اخلاص و دنیاگریزی را ویژگیهای مشترک آنان با صوفیان دانسته و جایگاهی والاتر برایشان قائل شدند.[۱۷] برخی حتی واژه تصوف را منتسب به «صفه» دانستهاند که از نظر لغوی با تردیدهایی مواجه است.[۱۸]
پانویس
- ↑ الطبقات، ج۱، ص۱۹۶، ۲۳۲.
- ↑ الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ اسد الغابه، ج۵، ص۷۷.
- ↑ المستدرک، ج۳، ص۲۰؛ الام، ج۱، ص۷۱.
- ↑ المستدرک، ج۳، ص۱۹-۲۰.
- ↑ الطبقات، ج۴، ص۱۶۸؛ الطبقات، ج۴، ص۶۰.
- ↑ طبقات، ج۴، ص۲۲۳؛ حلیة الاولیاء، ج۱، ص۴۲۵.
- ↑ جامع البیان، ج۲۸، ص۵۲؛ مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰.
- ↑ صحیح البخاری، ج۱، ص۱۳۰.
- ↑ مسند احمد، ج۷، ص۵۳۷؛ مکارم الاخلاق، ص۹۴.
- ↑ جامع البیان، ج۳، ص۱۳۱-۱۳۷.
- ↑ جامع البیان، ج۲۸، ص۴۶، ۵۴.
- ↑ تاریخ المدینه، ج۲، ص۴۸۷؛ المغازی، ج۱، ص۳۴۷.
- ↑ حلية الاولياء، ج۱، ص۴۲۵.
- ↑ تفسیر مقاتل، ج۱، ص۱۹۰؛ مجمع البیان، ج۲، ص۸۸۰.
- ↑ المناقب، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۱۷۰؛ اسد الغابه، ج۵، ص۳۹۹.
- ↑ عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷.
- ↑ کشف المحجوب، ص۲۵؛ کشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۹.
- ↑ عوارف المعارف، ص۸۴.
منابع
- اسد الغابه، ابن اثير (م,۶۳۰ق.)، به كوشش علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۵ق؛
- الام، الشافعي (م ۲۰۴ق.)، به كوشش محمد زهري، بيروت، دار المعرفه؛
- تاريخ المدينة المنوره، ابن شبّه (م,۲۶۲ق.)، به كوشش شلتوت، قم، دار الفكر، ۱۴۱۰ق؛
- جامع البيان، الطبري (م,۳۱۰ق.)، به كوشش صدقي جميل، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۵ق؛
- حلية الاولياء، ابونعيم الاصفهاني (م,۴۳۰ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، ۱۴۰۵ق؛
- صحيح البخاري، البخاري (م,۲۵۶ق.)، به كوشش بن باز، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۸ق؛
- الطبقات الكبري، ابن سعد (م,۲۳۰ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۸ق؛
- عوارف المعارف، عبدالقاهر السهروردي (م,۶۳۲ق.)، به كوشش سمير شمس، دار صادر، ۱۴۳۱ق؛
- كشف الاسرار، ميبدي (م,۵۲۰ق.)، به كوشش حكمت، تهران، امير كبير، ۱۳۶۱ش؛
- كشف المحجوب، علي الجلائي الهجويري (م,۴۸۱ـ۵۰۰ق.)، به كوشش تسبيحي، لاهور، مركز تحقيقات فارسي ايران در پاكستان، ۱۴۱۶ق؛
- مجمع البيان، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق؛
- المستدرك علي الصحيحين، الحاكم النيشابوري (م,۴۰۵ق.)، به كوشش مصطفي، بيروت، دار الكتب العلميه؛
- مسند احمد، احمد بن حنبل (م,۲۴۱ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، ۱۴۱۵ق؛
- المغازي، الواقدي (م,۲۰۷ق.)، به كوشش مارسدن جونس، بيروت، اعلمي، ۱۴۰۹ق؛
- مكارم الاخلاق، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، اعلمي، ۱۳۹۲ق؛
- مناقب آل ابيطالب، ابن شهر آشوب (م,۵۸۸ق.)، به كوشش گروهي از استادان، نجف، المكتبة الحيدريه، ۱۳۷۶ق.