ثنیه کداء

از ویکی حج
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ثَنِیه کَداء محل ورود پیامبر(ص) به مکه است. ثنیه به راهی از کوه و نیز گردنه اطلاق می‌شود. این ثنیه کنار قبرستان ابوطالب در مکه قرار دارد.

در طول تاریخ بعد از اسلام حاکمانی از بنی‌امیه و بنی‌عباس و دیگران به هموار کردن این راه اقدام کرده‌اند. از نظر تاریخی حوادثی در این منطقه رخداده که آن را حائز اهمیت کرده است. گزارش‌هایی از ورود پیامبر(ص) از این ثنیه به مکه در کتب تاریخی یافت می‌شود.


معرفی اجمالی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ثنیه کَداء گردنه‌ای است که در منطقه مَعلات مکه و در مسیر قبرستان معلات (ابوطالب) میان دو کوه قُعَیقَعان و حَجون قرار دارد.[۱][۲] ورود به مکه از این گردنه، به پیروی از پیامبر(ص) مستحب دانسته شده است.[۳]

این گردنه را با نام‌های متفاوت چون ثنیة المدنیین، مقبره، عُلیا، عَقَبه و معلات خوانده‌اند.[۴] گذر از این گردنه دشوار بوده است و گاه برای رفع این مشکل کارهایی انجام داده‌اند.

اقدامات حاکمان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

معاویة بن ابی‌سفیان (حک: 41-60ق.) یا عبدالله بن زبیر (حک: 64-73ق.) نخستین کسانی بودند که به هموار کردن آن پرداختند.[۵] عبدالملک بن مروان (حک: 65-85ق.) نیز در این زمینه کوشید. به دستور مهدی عباسی (حک: 158-169ق.) در برخی جاهای این گردنه پله‌هایی ساختند و طناب‌هایی نهادند و کناره‌های مسیر را نیز دیوارکشی کردند.

در سال 811ق. یکی از ساکنان مکه قسمتی از راه را که عبور از آن مشکل بود، هموار کرد. در نیمه دوم سال 817ق. فردی دیگر راهی تنگ و باریک غیر از مسیر معمول گشود که بعدها توسعه یافت. ناهمواری‌های راه را نیز هموار کردند و میان دو راه، حائلی سنگی قرار دادند.[۶]

در سال 837ق. سودون محمدی، مسؤول بازسازی‌های مسجدالحرام از سوی سلطان جَقمَق مملوکی (حک: 842-857ق.)، با ادغام دو راه قدیم و جدید، مسیر را توسعه داد.[۷]

امروزه این ثنیه که با نام ریع الحجون شناخته می‌شود[۸] وسعت یافته و دو راه سه بانده، یکی برای بالا رفتن و دیگری برای پایین آمدن، در نظر گرفته شده و با پلی به خیابان منتهی به مسجدالحرام، متصل گشته است.[۹]

جایگاه تاریخی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

به روایتی، حضرت ابراهیم دعای مشهور رَبَّنا اِنِّی اَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی... پس از بر جای گذاشتن ساره و اسماعیل در مکه، بر بالای ثنیه کداء خواند.[۱۰]

گزارش‌هایی درباره ورود پیامبر به مکه از این ثنیه در دست است.[۱۱] در فتح مکه به سال هشتم ق. پیامبر(ص) پس از تماشای درگیری میان بخشی از نیروهای مسلمان و دسته‌ای کوچک از مکیان از بالای این ثنیه، در پی نماز خواندن در کوه حجون از ثنیه پایین آمد و وارد مکه شد.[۱۲]

ایشان هنگام تقسیم نیروها به زبیر بن عوام دستور داد که از ثنیه کداء به مکه وارد شود و پرچم مسلمانان را بر روی کوه حجون نصب کند.[۱۳]

در گزارشی دیگر آمده که پیامبر(ص) به سعد بن عباده دستور داد تا نزد گروهی در ثنیه کداء برود. سعد در آن جا اشعاری در باره رسیدن زمان انتقام از مکیان سرود. رسول خدا با شنیدن این جملات، حضرت علی(ع) را مامور کرد که پرچم را از وی بگیرد.[۱۴]

در حجة الوداع به سال دهم ق. نیز پیامبر از ثنیه کداء وارد مکه شد.[۱۵][۱۶]

آورده‌اند که در سال 73ق. جنازه ابن‌زبیر به دستور حجاج در ثنیه کداء بر دار آویخته شد و پس از مدتی به درخواست ابن‌عمر، جنازه او را پایین آوردند و دفن کردند.[۱۷] گردنه و ورودی دیگری در پایین مکه قرار دارد که به ثنیه کُدی معروف است.[۱۸]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. شفاء الغرام، ج1، ص403.
  2. میقات الحج، ش7، ص228، «مختصر معجم معالم مکة التاریخیه.
  3. بهجة النفوس، ج1، ص621؛ الدروس، ج1، ص392؛ فتح العزیز، ج7، ص268-269.
  4. اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص178-179.
  5. اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص179؛ اخبار مکه، ازرقی، ج2، ص286.
  6. شفاء الغرام، ج1، ص309؛ التاریخ القویم، ج2، ص406.
  7. شفاء الغرام، ج1، ص309، «پاورقی.
  8. المعالم الاثیره، ص231.
  9. اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص178، «پاورقی.
  10. مجمع البیان، ج1، ص389؛ نور الثقلین، ج2، ص549؛ بحار الانوار، ج12، ص97.
  11. الحج و العمره، ص63.
  12. دلائل النبوه، ج5، ص44؛ اتحاف الوری، ج1، ص502.
  13. اتحاف الوری، ج1، ص496.
  14. السیرة النبویه، ج2، ص406؛ تاریخ طبری، ج3، ص56.
  15. الطبقات، ج2، ص106؛ بهجة النفوس، ج1، ص621.
  16. التاریخ القویم، ج2، ص51.
  17. البدایة و النهایه، ج8، ص332، 342.
  18. اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص214؛ الاماکن، ص199-200.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

Links.pngمنبع اصلی مقاله: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل تعرب بعد الهجره.
  • اتحاف الوری: عمر بن محمد بن فهد (م. 885ق.)، به کوشش عبدالکریم، مکه، جامعة‌ام القری، 1408ق؛
  • اخبار مکه: الازرقی (م. 248ق.)، به کوشش رشدی الصالح، مکه، مکتبة الثقافه، 1415ق؛
  • اخبار مکه: الفاکهی (م. 279ق.)، به کوشش ابن دهیش، بیروت، دار خضر، 1414ق؛
  • الاماکن او ما اتفق لفظه و افترق مسماه من الامکنه: محمد الحازمی (م. 584ق.) ؛
  • بحار الانوار: المجلسی (م. 1110ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق؛
  • البدایة و النهایه: ابن کثیر (م. 774ق.)، بیروت، مکتبة المعارف؛
  • بهجة النفوس و الاسرار: عبدالله المرجانی (م. 699ق.)، به کوشش محمد عبدالوهاب، بیروت، دار الغرب الاسلامی، 2002م؛
  • التاریخ القویم: محمد طاهر الکردی، به کوشش ابن دهیش، بیروت، دار خضر، 1420ق؛
  • تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک) : الطبری (م. 310ق.)، به کوشش محمد ابوالفضل، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
  • الحج و العمرة و معرفة الحرمین الشریفین: علی افتخاری گلپایگانی، تهران، مشعر؛
  • الدروس الشرعیه: الشهید الاول (م. 786ق.)، قم، نشر اسلامی، 1412ق؛
  • دلائل النبوه: البیهقی (م. 458ق.)، به کوشش عبد المعطی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1405ق؛
  • السیرة النبویه: ابن هشام (م. 213/218ق.)، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، دار المعرفه؛
  • شفاء الغرام: محمد الفاسی (م. 832ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1421ق؛
  • الطبقات الکبری: ابن سعد (م. 230ق.)، به کوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1418ق؛
  • فتح العزیز: عبدالکریم بن محمد الرافعی (م. 623ق.)، دار الفکر؛
  • مجمع البیان: الطبرسی (م. 548ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی، 1415ق؛
  • المعالم الاثیره: محمد محمد حسن شراب، بیروت، دار القلم، 1411ق؛
  • نور الثقلین: العروسی الحویزی (م. 1112ق.)، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، 1373ش؛
  • میقات الحج (نصف سنویه) : تهران، سازمان حج و زیارت.