جدال

از ویکی حج
پرش به ناوبری پرش به جستجو
احکام احرام
لباس احرام.jpg
واجبات
شروع از میقات
نیت
لباس احرام
تلبیه
محرمات احرام
مشترک بین زن و مرد
شکار
آمیزش
فسوق
جدال
التذاذ جنسی
زینت
استمناء
بوی خوش
عقد ازدواج
ازاله مو و ناخن
نگاه کردن در آینه
سرمه کشیدن
کشتن جانوران
کندن درختان
ویژه مردان
پوشیدن لباس دوخته
پوشاندن سر
استظلال
ویژه زنان
پوشاندن صورت
پوشاندن دست
دیگر احکام
مستحبات احرام
مکروهات احرام
تحلل

جدال از محرمات احرام در فقه امامی، به معنای سوگند خوردن با گفتن: «لا و اللَّه» و «بلی واللَّه» است. به گفته شماری از فقیهان امامی، وجه اطلاق جدال بر این‌گونه سوگند آن است که در بسیاری از موارد، سوگند خوردن همراه با ستیز و دشمنی است.

از جمله حکمت‌های نهی از جدال در حج، بر پایه منابع فقهی و تفسیری، چنین است: تقوا ، پرهیز از دروغ و لغو و پیشگیری از راه یافتن شبهه به قلب.

به باور مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه احادیث برای جدال صادق (سوگند راست خوردن) در بار اول و دوم کفاره واجب نمی‌شود و تنها استغفار لازم است. در بار سوم، قربانی کردن یک گوسفند به‌عنوان کفاره واجب است.

در جدال کاذب (سوگند دروغ خوردن) به باور مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه احادیث یک‌بار جدال موجب کفاره یعنی ذبح یک گوسفند می‌گردد. کفاره دو بار جدال دروغ، به باور مشهور فقیهان، قربانی کردن یک گاو است. به باور شماری دیگر، کفاره آن، قربانی کردن یک گوسفند است.کفاره سه بار جدال دروغ، به باور مشهور فقیهان، قربانی کردن یک شتر و به باور فقیهان دیگر، قربانی کردن ِیک گاو است.

واژه‌شناسی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

واژه «جِدال» مصدر از ریشه «ج ـ د ـ ل» به معنای محکم تاباندن ریسمان، قوّت یافتن استخوان، کشتی گرفتن، ستیز، مباحثه کردن، دلیل آوردن، و چیره شدن بر طرفِ ستیز است.[۱]

این ماده در برخی از آیات قرآن نیز به معنای ستیز و مباحثه به‌کار رفته است؛ از جمله: ﴿وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ اَحْسَنُ﴾ (سوره نحل، آیه 125)؛ ﴿وَلا تُجَادِلُوا اَهْلَ الْکِتَابِ اِلا بِالَّتِی هِیَ اَحْسَنُ﴾ (سوره عنکبوت، آیه 46)؛ ﴿یَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَاَکْثَرْتَ جِدَالَنَا فَاْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا﴾ (سوره هود، آیه 32) مفسران مقصود از «جدال احسن» را در آیات 125 سوره نحل و 46 سوره عنکبوت سخن گفتن با مهربانی و وقار، یاری کردن حق با حجت و دلیل عقل‌پسند، و پرهیز از آزار و خشونت و سختگیری دانسته‌اند.[۲]دفاع از حق و پرهیز از تمسخر و اهانت به طرف برابر، از شروط جدال احسن به‌شمار رفته است.[۳]

از واژگان مرتبط با جدال، «مراء» است که برخی آن را هم‌معنا با جدال دانسته‌اند[۴] و بعضی بر این باورند که مراء بر خلاف جدال، ستیز در برابر حق پس از آشکار شدن آن است.[۵]

در باور شیعه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در فقه امامی، جدال به عنوان یکی از محرمات احرام، مفهوم اصطلاحی ویژه یافته است. این مفهوم برگرفته از آیه 197 سوره بقره: ﴿وَ لا جِدَالَ فِی الْحَجِّ﴾ و احادیث[۶] است. به باور فقیهان امامی، مقصود از جدال در محرمات احرام، سوگند خوردن با تعابیری ویژه است؛ یعنی: «لا و الله» (سوگند به خدا! چنین نیست) و «بلی و الله» (سوگند به خدا! چنین است).[۷] پشتوانه آنان احادیثی است که مقصود از جدال را در آیه، نوعی سوگند خوردن در حال احرام شمرده‌اند.[۸] البته در پاره‌ای روایات، دشنام دادن و فخرفروشی نیز از مصداق‌های جدال به‌شمار رفته است.[۹]

به گفته شماری از فقیهان امامی، وجه اطلاق جدال بر این‌گونه سوگند آن است که در بسیاری از موارد، سوگند خوردن همراه با ستیز و دشمنی است.[۱۰] عرب‌های روزگار جاهلیت در ماه‌های حج، خون ریختن و نبرد و صید را حرام می‌دانستند؛ ولی جدال در حج را ممنوع نمی‌شمردند.[۱۱]

بر پایه تفاسیر، ستیز میان اعراب درباره مقدّم یا موخّر داشتن ماه‌های حج (یا به اصطلاح: نسیء) و نیز تفاوت دیدگاه آنان درباره آن‌که کدام یک بهتر است و نیز ستیز آنان درباره موقف حج حضرت ابراهیم(ع)، سبب نزول آیه و نهی از جدال در حج بوده است.[۱۲] موضوع جدال در منابع جامع فقهی، افزون بر باب حج، در مباحثی چون اعتکاف نیز یاد شده است.[۱۳]

از جمله حکمت‌های نهی از جدال در حج، بر پایه منابع فقهی و تفسیری، چنین است: تقوا (سوره بقره، آیه 197)، پرهیز از دروغ و لغو،[۱۴] و پیشگیری از راه یافتن شبهه به قلب.[۱۵]

حکم فقهی و شرایط جدال[ویرایش | ویرایش مبدأ]

به باور مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه آیه 197 سوره بقره و احادیث[۱۶] و اجماع، جدال به معنای سوگند خوردن با تعابیر خاص، بر احرام‌گزار حرام است.[۱۷] در این حکم، تفاوتی میان زن و مرد نیست.[۱۸] شماری از فقیهان به پشتوانه مفهوم جدال که در آن مباحثه و ستیز نهفته است، بحث و ستیز پیشین را شرط تحقق جدال می‌دانند؛ به‌گونه‌ای که عبارت «لا و الله» را یک طرف و عبارت «بلی و الله» را طرف برابر بر زبان آورد.[۱۹]

ولی دیگر فقیهان به پشتوانه اطلاق روایات[۲۰] وجود ستیز پیشین را در تحقق جدال شرط ندانسته‌اند.[۲۱] البته شماری از فقیهان امامی ستیز در بحث را که تنها به قصد غلبه و برتری‌جویی در مباحثه و خود‌نمایی باشد، حرام شمرده‌اند، خواه هنگام مناسک حج باشد و خواه جز آن.[۲۲]

بسیاری از فقیهان متاخر امامی به پشتوانه روایات متعدد[۲۳] بر آنند که جدال ممنوع در حج تنها شامل کاربرد عبارت «لا و الله» یا «بلی و الله» است.[۲۴] از این‌رو، اگر تنها الفاظ سوگند گفته شود و معنای این دو عبارت به زبان دیگر بیان گردد[۲۵] و یا حتی سوگند به غیر خدا خورده شود، جدال حرام تحقق نخواهد یافت.[۲۶] به تصریح فقیهان یاد شده، کاربرد هر دو تعبیر با هم در یک ستیز لازم نیست و کاربرد یکی از آن دو کافی است.[۲۷]

شماری از فقیهان به پشتوانه حدیثی دیگر[۲۸] جدال را در کاربرد این دو عبارت منحصر ندانسته و هرچه را در شرع سوگند به‌شمار آید، مصداق جدال و ممنوع دانسته‌اند.[۲۹] بر این اساس، حتی سوگند خوردن با تعابیری جز نام خدا مانند «رحمن»، «رحیم»، «خالق» یا به غیر زبان عربی نیز جدال ممنوع شمرده می‌شود.[۳۰]

شماری از فقیهان برآنند که اگر کلمات «لا» و «بلی» به زبان غیر عربی گفته شود، جدال ممنوع تحقق می‌یابد؛ ولی لفظ سوگند (والله) باید صریحاً به عربی بیان شود.[۳۱] به باور شماری از فقیهان، با سه بار سوگند راست خوردن یا یک بار سوگند دروغ خوردن، جدال تحقق می‌یابد.[۳۲] دیگر فقیهان یک بار سوگند خوردن را کافی شمرده‌اند.[۳۳]

به تصریح شیخ مفید، جدال حرام در حج با عبارت «والله ما کان کذا»؛ «به خدا سوگند! این‌گونه نیست» یا «و الله لیکوننّ کذا»؛ «به خدا سوگند! این‌گونه است» تحقق می‌یابد.[۳۴] شماری از فقیهان تصریح کرده‌اند که برای تحقق جدال ممنوع، نفی یا تصدیق اخباری شرط است؛ یعنی جمله‌ای که احرام‌گزار به‌کار می‌برد، باید اخباری باشد؛ زیرا جمله انشائی درخور صدق و کذب نیست.[۳۵]

در باور اهل سنت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

فقیهان و مفسران اهل‌سنت مقصود از جدال ناپسند در حج را اموری چون خشمگین کردن رفیق و همراه،[۳۶] مشاجره زبانی با حاجیان،[۳۷] اختلاف ورزیدن در مکان وقوف،[۳۸] و ستیز و تردید هنگام حج دانسته و آن را در زمره محرمات احرام نشمرده‌اند.[۳۹] البته به سخن شماری از فقیهان اهل‌سنت، کراهت یا حتی حرمت جدال احرام‌گزار را می‌توان برداشت کرد.[۴۰] اما آنان به این ممنوعیت تصریح نکرده‌اند. تنها شماری از مفسران اهل‌سنت بر آنند که مقصود از جدال، شک در حج و وجوب آن است و حج با چنین جدالی باطل به‌شمار می‌رود؛ زیرا شک در وجوب حج، موجب کفر و بطلان حج است.[۴۱]

کفاره جدال[ویرایش | ویرایش مبدأ]

به باور مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه احادیث[۴۲] برای جدال صادق (سوگند راست خوردن) در بار اول و دوم کفاره واجب نمی‌شود و تنها استغفار لازم است.[۴۳] به پشتوانه حدیثی از امام صادق(ع)[۴۴] در بار سوم، قربانی کردن یک گوسفند به‌عنوان کفاره واجب است.[۴۵]

در جدال کاذب (سوگند دروغ خوردن) به باور مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه احادیث[۴۶] یک‌بار جدال موجب کفاره یعنی ذبح یک گوسفند می‌گردد.[۴۷] کفاره دو بار جدال دروغ، به باور مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه احادیث[۴۸] قربانی کردن یک گاو است.[۴۹] به باور شماری دیگر، کفاره آن، قربانی کردن یک گوسفند است.[۵۰] کفاره سه بار جدال دروغ، به باور مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه احادیث[۵۱] قربانی کردن یک شتر[۵۲] و به باور فقیهان دیگر، به پشتوانه احادیث دیگر[۵۳] قربانی کردن ِیک گاو است.[۵۴]

در فقه امامی، درباره حکم احرام‌گزاری که پس از پرداخت کفاره جدال دیگر بار مرتکب جدال حرام می‌شود، دیدگاه‌ها متفاوت است. برخی کفاره آن را کفاره جدالِ بار اول یعنی قربانی کردن یک گوسفند[۵۵] و شماری دیگر، کفاره جدال بار دوم یعنی قربانی کردنِ یک گاو به‌شمار آورده‌اند.[۵۶]

از دید مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه احادیث[۵۷] جدال احرام‌گزار به سبب اضطرار، مشمول حرمت و کفاره نیست. از جمله مصداق‌های اضطرار از منظر آن‌ها، اثبات حق و نفی باطل یا دفع دعوای دروغ با سوگند خوردن است.[۵۸] نیز جدال در راه اطاعت خداوند، جدال برای صله رحم و اکرام مؤمن،[۵۹] جدال از روی سهو و فراموشی، و جدال لغو[۶۰] مستلزم کفاره نیست.

یوند به بیرون[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. الصحاح، ج4، ص1653؛ معجم مقاییس اللغه، ج1، ص433-434؛ لسان العرب، ج11، ص103-105، «جدل.
  2. التبیان، ج6، ص440؛ ج8، ص214؛ تفسیر قرطبی، ج13، ص350.
  3. الانتصار، عاملی، ج1، ص319.
  4. تفسیر ابوالسعود، ج1، ص207؛ تفسیر صنعانی، ج1، ص77.
  5. نک: معجم الفروق اللغویه، ص158؛ الثمر الدانی، ص24.
  6. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص328؛ وسائل الشیعه، ج12، ص463.
  7. الانتصار، سید مرتضی، ص241-242؛ غنیة النزوع، ص160؛ تذکرة الفقهاء، ج8، ص27.
  8. الکافی، ج4، ص338؛ التهذیب، ج5، ص297-298.
  9. تفسیر عیاشی، ج1، ص95؛ دعائم الاسلام، ج1، ص291.
  10. الانتصار، عاملی، ص242؛ فقه القرآن، ج1، ص324.
  11. جامع البیان، ج2، ص372؛ التفسیر الحدیث، ج6، ص353.
  12. جامع البیان، ج2، ص373-375؛ التفسیر الکبیر، ج5، ص181؛ تفسیر ابن کثیر، ج1، ص245.
  13. المغنی، ج3، ص148؛ جواهر الکلام، ج17، ص203.
  14. تذکرة الفقهاء، ج7، ص394.
  15. الثمر الدانی، ص24.
  16. الکافی، ج4، ص338؛ التهذیب، ج5، ص335-336.
  17. الانتصار، سید مرتضی، ص241-242؛ ریاض المسائل، ج6، ص313؛ جواهر الکلام، ج18، ص359.
  18. مجمع الفائده، ج6، ص295-296.
  19. جواهر الکلام، ج18، ص363-364.
  20. نک: من لا یحضره الفقیه، ج2، ص329؛ نک: التهذیب، ج5، ص336.
  21. مستند الشیعه، ج11، ص386؛ المعتمد، ج4، ص162؛ فقه الصادق، ج10، ص461-462.
  22. مسالک الافهام، ج2، ص109؛ بحار الانوار، ج70، ص400-402؛ جواهر الکلام، ج17، ص203.
  23. الکافی، ج4، ص338؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص329؛ التهذیب، ج5، ص336.
  24. قواعد الاحکام، ج1، ص424؛ مجمع الفائده، ج6، ص295؛ کشف الغطاء، ج2، ص455.
  25. کشف اللثام، ج5، ص369، 370؛ المعتمد، ج4، ص166.
  26. تذکرة الفقهاء، ج8، ص27؛ کشف الغطاء، ج2، ص455.
  27. منتهی المطلب، ج2، ص844؛ کشف الغطاء، ج2، ص455؛ فقه الصادق، ج10، ص465-466.
  28. الکافی، ج4، ص338؛ التهذیب، ج5، ص335.
  29. الدروس، ج1، ص386-387؛ جامع المقاصد، ج3، ص183-184؛ ریاض المسائل، ج6، ص313-314.
  30. مستند الشیعه، ج11، ص387؛ کتاب الحج، ج2، ص140.
  31. جواهر الکلام، ج18، ص363-364.
  32. مستند الشیعه، ج11، ص387.
  33. نک: ریاض المسائل، ج7، ص425.
  34. المقنعه، ص398.
  35. شرائع الاسلام، ج1، ص185؛ المعتمد، ج4، ص166.
  36. المبسوط، ج4، ص7؛ البحر الرائق، ج2، ص566؛ المجموع، ج7، ص140.
  37. جامع البیان ج2، ص370-372.
  38. الموطا، ج1، ص389.
  39. نک: بدائع الصنائع، ج2، ص183-216؛ روضة الطالبین، ج2، ص401-418؛ کشاف القناع، ج2، ص489-520.
  40. المغنی، ج3، ص265؛ کشاف القناع، ج2، ص523؛ البحر الرائق، ج2، ص566.
  41. التفسیر الکبیر، ج5، ص182.
  42. نک: الکافی، ج4، ص337.
  43. منتهی المطلب، ج2، ص844؛ ریاض المسائل، ج7، ص423-425؛ جواهر الکلام، ج20، ص420-421، 424.
  44. الکافی، ج4، ص337.
  45. غنیة النزوع، ص167؛ الکافی فی الفقه، ص204؛ جواهر الکلام، ج20، ص420.
  46. التهذیب، ج5، ص334-335.
  47. غنیة النزوع، ص167؛ ریاض المسائل، ج7، ص425؛ جواهر الکلام، ج20، ص420.
  48. تفسیر عیاشی، ج1، ص95؛ التهذیب، ج5، ص335.
  49. غنیة النزوع، ص167؛ جامع الخلاف، ص196؛ جواهر الکلام، ج20، ص420.
  50. المعتمد، ج4، ص170-171.
  51. التهذیب، ج5، ص334-335.
  52. الحدائق، ج15، ص465؛ کشف اللثام، ج6، ص479؛ جواهر الکلام، ج20، ص420.
  53. الکافی، ج4، ص337؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص328.
  54. مدارک الاحکام، ج8، ص445-446؛ المعتمد، ج4، ص170-171.
  55. مدارک الاحکام، ج8، ص445؛ الدروس، ج1، ص386، 421.
  56. جواهر الکلام، ج20، ص421.
  57. الکافی، ج2، ص463؛ ج4، ص338؛ ج5، ص280.
  58. مدارک الاحکام، ج8، ص446؛ الحدائق، ج15، ص469؛ ریاض المسائل، ج6، ص314.
  59. مختلف الشیعه، ج4، ص87؛ الدروس، ج1، ص387؛ فقه الصادق، ج11، ص215.
  60. منتهی المطلب، ج2، ص844؛ الدروس، ج1، ص387.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

Links.pngمحتوای این مقاله برگرفته شده از: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل جدال.
  • الانتصار اهم مناظرات الشیعة فی شبکات الانترنت: العاملی، بیروت، دارالسیره، 1421ق.
  • الانتصار: السید المرتضی (م. 436ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1415ق.
  • بحار الانوار: المجلسی (م. 1110ق.)، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1403ق.
  • البحر الرائق: ابونجیم المصری (م. 970ق.)، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1418ق.
  • بدائع الصنائع: علاء الدین الکاسانی (م. 587ق.)، پاکستان، المکتبة الحبیبیه، 1409ق.
  • التبیان: الطوسی (م. 460ق.)، به کوشش العاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
  • تذکرة الفقهاء: العلامة الحلی (م. 726ق.)، قم، آل البیت، 1414ق.
  • تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم): ابن کثیر (م. 774ق.)، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفه، 1409ق.
  • تفسیر ابوالسعود (ارشاد العقل السلیم): ابوالسعود (م. 982ق.)، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1411ق.
  • التفسیر الحدیث: محمد عزّة دروزه (م. 1404ق.)، بیروت، دارالغرب الاسلامی، 1421ق.
  • تفسیر العیاشی: العیاشی (م. 320ق.)، به کوشش رسولی محلاتی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیه.
  • التفسیر الکبیر: الفخر الرازی (م. 606ق.)، قم، دفتر تبلیغات، 1413ق.
  • تفسیر صنعانی (تفسیر عبدالرزاق): عبدالرزاق الصنعانی (م. 211ق.)، به کوشش مصطفی مسلم، ریاض، مکتبة الرشد، 1410ق.
  • تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن): القرطبی (م. 671ق.)، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1405ق.
  • تهذیب الاحکام: الطوسی (م. 460ق.)، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش.
  • الثمر الدانی: الآبی الازهری (م. 1330ق.)، بیروت، المکتبة الثقافیه.
  • جامع البیان: الطبری (م. 310ق.)، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دارالفکر، 1415ق.
  • جامع الخلاف و الوفاق: علی بن محمد القمی (م. قرن7ق.)، به کوشش حسنی، قم، زمینه‌سازان ظهور امام عصر، 1379ش.
  • جامع المقاصد: الکرکی (م. 940ق.)، قم، آل البیت، 1411ق.
  • جواهر الکلام: النجفی (م. 1266ق.)، به کوشش قوچانی و دیگران، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
  • الحدائق الناضره: یوسف البحرانی (م. 1186ق.)، به کوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، 1363ش.
  • درآمدی به جامعه‌شناسی اسلامی (تاریخچه جامعه‌شناسی): دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، سمت، 1373ش.
  • دعائم الاسلام: النعمان المغربی (م. 363ق.)، به کوشش فیضی، قاهره، دارالمعارف، 1383ق.
  • روضة الطالبین: النووی (م. 676ق.)، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دارالکتب العلمیه.
  • ریاض المسائل: سید علی الطباطبائی (م. 1231ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1422ق.
  • شرائع الاسلام: المحقق الحلی (م. 676ق.)، به کوشش سید صادق شیرازی، تهران، استقلال، 1409ق.
  • الصحاح: الجوهری (م. 393ق.)، به کوشش العطار، بیروت، دارالعلم للملایین، 1407ق.
  • غنیة النزوع: ابن زهرة الحلبی (م. 585ق.)، به کوشش بهادری، قم، مؤسسه امام صادق7، 1417ق.
  • فقه الصادق(ع): سید محمد صادق روحانی، قم، دارالکتاب، 1413ق.
  • فقه القرآن: الراوندی (م. 573ق.)، به کوشش الحسینی، قم، مکتبة النجفی، 1405ق.
  • قواعد الاحکام: العلامة الحلی (م. 726ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1413ق.
  • الکافی فی الفقه: ابوالصلاح الحلبی (م. 447ق.)، به کوشش استادی، اصفهان، مکتبة امیر المؤمنین7، 1403ق.
  • الکافی: الکلینی (م. 329ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1375ش.
  • کتاب الحج: تقریر بحث الگلپایگانی، الصابری، قم، الخیام، 1400ق.
  • کشاف القناع: منصور البهوتی (م. 1051ق.)، به کوشش محمد حسن، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1418ق.
  • کشف الغطاء: کاشف الغطاء (م. 1227ق.)، اصفهان، مهدوی.
  • کشف اللثام: الفاضل الهندی (م. 1137ق.)، قم، نشر اسلامی، 1416ق.
  • لسان العرب: ابن منظور (م. 711ق.)، قم، ادب الحوزه، 1405ق.
  • المبسوط: السرخسی (م. 483ق.)، بیروت، دارالمعرفه، 1406ق.
  • مجمع الفائدة و البرهان: المحقق الاردبیلی (م. 993ق.)، به کوشش عراقی و دیگران، قم، انتشارات اسلامی، 1416ق.
  • المجموع شرح المهذب: النووی (م. 676ق.)، دارالفکر.
  • مختلف الشیعه: العلامة الحلی (م. 726ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1412ق.
  • مدارک الاحکام: سید محمد بن علی الموسوی العاملی (م. 1009ق.)، قم، آل البیت، 1410ق.
  • مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام: الشهید الثانی (م. 965ق.)، قم، معارف اسلامی، 1416ق.
  • مستند الشیعه: احمد النراقی (م. 1245ق.)، قم، آل البیت، 1415ق.
  • المعتمد فی شرح المناسک: محاضرات الخوئی (م. 1413ق.)، الخلخالی، قم، مدرسة دار العلم، 1410ق.
  • معجم الفروق اللغویه: ابوهلال العسکری (م. 395ق.)، قم، انتشارات اسلامی، 1412ق.
  • معجم مقاییس اللغه: ابن فارس (م. 395ق.)، به کوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبلیغات، 1404ق.
  • المغنی: عبدالله بن قدامه (م. 620ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیه.
  • المقنعه: المفید (م. 413ق.)، قم، نشر اسلامی، 1410ق.
  • من لا یحضره الفقیه: الصدوق (م. 381ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق.
  • منتهی المطلب: العلامة الحلی (م. 726ق.)، چاپ سنگی.
  • الموطّا: مالک بن انس (م. 179ق.)، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1406ق.
  • وسائل الشیعه: الحر العاملی (م. 1104ق.)، قم، آل البیت، 1412ق.