عربستان

از ویکی حج
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نقشه استانی عربستان.jpg
اطلاعات عمومی
دین رسمی اسلام
حکومت پادشاهی
پایتخت ریاض
شهرهای مهم مکه، طائف، جده
زبان رسمی عربی
مراکز شیعی
زیارتگاه‌ها کعبه، آرامگاه پیامبر(ص)، قبر امام مجتبی(ع)، قبر امام سجاد(ع)، قبر امام باقر(ع)، قبر امام صادق(ع)
مساجد مسجد النبی و مسجد قبا
حج‌گزاران مشهور کشور عربستان

عربستان سعودی = المملکه العربیه السعودیه (Saudi Arabia) یکی از کشورهای قاره آسیاست که نوع حکومت آن، پادشاهی است. عربستان مركز گسترش زمین[۱]، محل هبوط آدم و حوا[۲]، سرزمین برپا شدن كعبه، جایگاه جوشش اسلام، زادگاه حضرت محمد(ص)، زادگاه امام علی(ع)، محل شكل‌گیری تاریخ صدر اسلام، مهد پیدایش تمدن بزرگ اسلامی، آرامگاه پیامبر(ص)، و چهار امام؛ امام مجتبی(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع): و بسیاری از سادات و بستگان خاندان اهل‌بیت، اصحاب پیامبر و جایگاه قبله‌گاه مسلمانان جهان، و محل برگزاری حج است. همه روزه، مسلمانان رو به سوی كعبه به نماز می‌ایستند و همه ساله میلیون‌ها تن برای انجام فریضه حج به آن دیار عزیمت می‌كنند.

ساختار کلی عربستان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  • پرچم مستطیل شكل عربستان، به رنگ سبز است و در وسط آن، بر فراز شمشیری نوشته شده است: «لا اله الاّ الله محمد رسول الله».
  • نشان رسمی عربستان، یك نخل خرما، در میان دو شمشیر است كه یكدیگر را قطع كرده‌اند. [۳]
  • تقویم رسمی عربستان، كه تقویم «ام القری» خوانده می‌شود، طبق ماه‌های دوازده‌گانه هجری قمری تنظیم شده و ایام سال 354 روز است و اول محرم آغاز سال است.
  • هنگام برگزاری نماز، همه اماكن تعطیل‌اند.
  • ساعت این كشور، 3 ساعت جلوتر از ساعت گرینویچ (GMT) می‌باشد. و اختلاف آن با ساعت ایران30 دقیقه است.
  • واحد پول عربستان، «ریال» است.
  • پایتخت عربستان، شهر «ریاض» است.[۴]

تقسیمات كشوری[ویرایش | ویرایش مبدأ]

عربستان به سیزده منطقه (استان) تقسیم شده است و در رأس هر منطقه، امیری به حكم پادشاه نصب می‌گردد. این مناطق عبارتند از: 1. ریاض 2. شرقیه 3. مكه مكرمه 4. مدینه منوره 5. حائل 6. القصیم 7. تبوك 8. الباحه 9. عسیر 10. نجران 11. جوف 12. جیزان 13. الحدود الشمالی.[۵]

شهرهای مهم[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  • شهر «ریاض»، «جده» و «طائف» به ترتیب از مهم‌ترین شهرهای سیاسی عربستان است. و مهم‌ترین بندر عربستان، «جده» است، پس از جدّه، بنادر دمام، ینبع، جیزان، جبیل، جبل و بندر نفتی رأس التنوره دارای اهمیت‌اند.

شهرهای دیگر این كشور از جهت؛ مذهبی، صنعتی، تجاری و كشاورزی دارای اهمیت می‌باشند.[۶]

شهرهای مذهبی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

به دلیل شكل‌گیری تاریخ اسلام در این دو شهر، از اهمیت تاریخی نیز برخوردارند.[۷]

موقعیت جغرافیایی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

كشور عربستان سعودی یكی از كشورهای قاره آسیا در منطقه استراتژیك خاورمیانه است که بزرگ‌ترین كشور شبه جزیره عربستان است. از شمال به اردن و عراق و از جنوب به یمن و عمان و از شرق به كویت، بحرین، قطر و امارات و خلیج فارس و از غرب به دریای سرخ محدود می‌شود. كشور عربستان، از نظر جغرافیایی به چهار منطقه و سه ناحیه تقسیم می‌شود.

  • مناطق عبارتند از: ارتفاعات غربی؛ نجد؛ احساء و قطیف؛ صحراهای شن‌زار.
  • مناطق عبارتند از: تهامه؛ نجد؛ حجاز[۸].[۹]

جغرافیای انسانی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برابر آخرین سر شماری جمعیت عربستان بیش از 25 میلیون نفر گزارش شده است. که حدود 7 میلیون نفر را خارجیان تشكیل می‌دهند[۱۰].[۱۱]

نژاد[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نژاد مردم عربستان سامی است. ساكنان منطقه جنوبی عربستان، خود را از نژاد «یعرب بن قحطان» فرزند پنجم نوح و عربِ خالص معرفی می‌نمودند، به همین جهت به «قحطانیان» شهرت یافته‌اند. ولی ساكنان منطقه شمالی و مركز شبه جزیره را از نژاد «عدنان» نواده حضرت اسماعیل می‌شناسند و آنان را «عدنانیان» می‌خوانند[۱۲].[۱۳]

دین، زبان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دین رسمی این كشور اسلام است؛ 85% مردم آن سنی مذهب (حنبلی) و 15% شیعه می‌باشند.[۱۴] كشور بر اساس آیین وهابیت اداره می‌شود. زبان و خط رسمی این كشور، زبان و خط عربی می‌باشد. پس از زبان عربی، در ادارات دولتی، مراكز، از زبان انگلیسی استفاده می‌شود.[۱۵]

جغرافیای اجتماعی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

جامعه عربستان قبیله‌ای است و دو عامل «مذهب» و «تعصب و علقه نیرومند قبیله‌ای»، ساختار اجتماعی و فرهنگ كلی آن را شكل داده است. در میان جامعه كنونی عربستان نقش و تأثیر دین زیاد است و دو گرایش بیشتر است: گروه سنت‌گرایان و گروه تجدّدطلبان. البته سنت‌گرایان خود به دو جناح و گرایش قابل تقسیم هستند: الف. جناح رسمی؛ ب. جناح غیر رسمی. مردم عربستان از نظر آداب و رسوم به سه گروه تقسیم می‌شوند: الف: حجازیان؛ ب: نجدیان؛ ج: ساكنان منطقه شرقیه. مردان اغلب پیراهنِ سفیدِ بلند (دشداشه) می‌پوشند و از پارچه خط‌دار قرمزی به نام «شماغ» یا سفید به نام «غتره» برای پوشاندن سر خود استفاده می‌كنند. جز علمای مذهبی كه به «شیخ» یا «مُطوّع» (مأموران امر به معروف و نهی‌از منکر هستند) معروف‌اند، بقیه مردم بر روی سرپوش خود، یك حلقه مشكی به نام «عِقال» می‌پیچند. [۱۶]

آداب و رسوم[ویرایش | ویرایش مبدأ]

سلام كردن لازم و پاسخ دادن به آن واجب است؛ به گونه‌ای كه ورود به هر مكان بدون سلام، بی ادبی تلقی می‌شود. دست دادن در هنگام ملاقات، عملی پسندیده به حساب می‌آید و نوعی اظهار محبت و صمیمت است؛ به گونه‌ای كه در دیدارهای مردم یا سران قبایل با پادشاه و ولیعهد، دست دادن و مصافحه معمول است. مردم این كشور، افراد را با نام كوچك صدا می‌زنند و اگر اسم کسی را ندانند، او را محمد می‌خوانند. الفاظی نظیر «سید» و «سیده» نیز به كار می‌رود و احترام به حساب می‌آید. در این كشور به دلیل نفوذ افكار وهابیت، مردم در مرگ كسی نمی‌گریند، مجالس ترحیم و فاتحه وجود ندارد؛ بلكه تنها پس از مرگ هر فرد، مردم به منزل وی رفته و به بازماندگان تسلیت می‌گویند. شستشو و دفن مردگان بدون حضور زنان صورت می‌گیرد؛ و رفتن زنان به قبرستان ممنوع است. پخش اذان از مأذنه مساجد، التزام به نماز و حضور در نمازهای جماعت كه در پنج نوبت اقامه می‌گردد، تعطیل نمودن بازار به هنگام نماز و حفظ ظواهر اسلامی، از آداب و رسوم نیكوی مردم این كشور است.[۱۷]

اوضاع اقتصادی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اقتصاد عربستان بر محور نفت و فرآورده‌های آن بنا شده است؛ پس از نفت، مسافرت گسترده حجاج به آن كشور نقش مهمی در اقتصاد این كشور ایفا می‌كند[۱۸]. اقتصاد عربستان دارای بخش‌های مختلفی است كه برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: الف: كشاورزی[۱۹] ب: معادن ج: انرژی د: صنایع.

واحد پول عربستان سعودی، «ریال» می‌باشد.

بانك‌های مهم عربستان عبارتند از: 1. بانك الریاض؛ 2. بانك الجزیره؛ 3. بانك عربی وطنی؛ 4. بانك سرمایه‌گذاری عربستان؛ 5. بانك المتحد؛ 6. بانك الراجحی (خصوصی)؛ 7. بانك عربستان و آمریكا؛ 8. بانك عربستان و انگلیس؛ 9. بانك عربستان و هلند؛ 10. بانك عربستان و فرانسه. عربستان با اختصاص یك میلیارد دینار اسلامی از بنیانگذاران بانك توسعه اسلامی به حساب می‌آید[۲۰].[۲۱]

پیشینه تاریخی عربستان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

منطقه عربستان دارای تاریخی بس كهن و طولانی است كه می‌توان پیشینه آن را به پنج دوران تقسیم نمود:[۲۲]

دوران باستان تا هجرت حضرت ابراهیم[ویرایش | ویرایش مبدأ]

قرآن كریم در سوره «نازعات» از گسترش یافتن زمین سخن به میان آورده است. [۲۳] برابر روایات، پدیدار شدن خاك و گسترشِ زمین از محل كعبه در مكه آغاز شده است.[۲۴] بر این اساس، سرزمین عربستان نخستین نقطه پیدایش كره خاكی است. باستان شناسان اقامت در این سرزمین را به دوران ماقبل تاریخ و«عصر حجر» منتسب ساخته‌اند[۲۵].[۲۶]. [۲۷][۲۸]

از هجرت حضرت ابراهیم تا ظهور اسلام[ویرایش | ویرایش مبدأ]

حضرت ابراهیم، هاجر و اسماعیل را به بیابان بی‌آب و علف مكه آورد و خود به دیار قدس بازگشت، با دعا و اشك مادر، در زیر پای كودكِ تشنه ابراهیم، چشمه زمزم جوشیدن گرفت. قبیله جرهم كه در آن نزدیكی‌ها می‌زیست، از رفت و آمد مرغان هوایی به پیدایش آب در آن حوالی پی برده، بدان منطقه كوچ كردند. با این دگرگونی، وادی بدون آب و كشت مكه به تدریج آباد گردید. كم كم شهر مكه به سبب نزدیكی به دریای سرخ و واقع شدن بر سر راه ارتباطی با یمن، همچنین به علت داشتن ارتباط بازرگانی با شام و فلسطین، اهمیت زیادی یافت. به فرمان الهی، حضرت ابراهیم و اسماعیل بنیان‌های كعبه را در آن سرزمین برافراشتند و با سر دادن ندای توحید، مردمان را به انجام مناسك حج توحیدی فرا خواندند. [۲۹] از آن زمان سالیان بسیار گذشت؛ حضرت موسی و عیسی در منطقه فلسطین و قدس شریف برانگیخته شدند ولی در سرزمین تفتیده عربستان، پیامبری مبعوث نگشت؛ در نتیجه به مرور زمان، خرافات و بت پرستی در میان قبایل این سرزمین رواج یافت و جز پیروان اندك حضرت ابراهیم (حنفاء)، بقیه قبایل عرب به بت پرستی روی آوردند و تعداد كمی نیز به آیین یهود و مسیحیت پیوستند و روشنفكران نیز به پرستش اجرام آسمانی پرداختند؛ مناسك توحیدی حج همچون سنت‌های نیكوی دیگر تحریف شد و به سوت و كف زدن در كنار خانه كعبه[۳۰] و طواف به صورت عریان بدل گشت.[۳۱]

از ظهور اسلام تا دولت آل سعود[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در قرن هفتم میلادی خاتم پیامبران حضرت محمد(ص) مبعوث شد و قبایل عربستان که با فرهنگ خرافی می‌زیستند را هدایت کرد، در این راه پیامبر سختی‌های زیادی کشید و پس از تحمل سختی‌های فراوان در مكه، به مدینه مهاجرت و با متحد ساختن قبایل متخاصم زیر پرچم اسلام، زمینه لازم را برای تشكیل حكومت فراگیر اسلامی فراهم آورد. تشكیل حكومت نبوی، شهر مدینه و عربستان را از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار ساخت و تا زمان سه خلیفه نخستین؛ ابوبكر، عمر و عثمان ادامه یافت. اما پس از انتقال پایتختِ خلافت اسلامی توسط امام علی به شهر كوفه به تدریج از اهمیت عربستان كاسته شد.[۳۲]

از دولت آل سعود تا دوران معاصر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

آل سعود امارت کوچکی در شهر درعیه بود که 1137 توسط سعود بن محمد در درعیه تشکیل شد. اين امارت با اتحاد محمد بن سعود با محمد بن عبدالوهاب (۱۱۱۵-۱۲۰۶ق.)، بنیانگذار مذهب وهابیت گسترش یافت. از آن پس حكومت عربستان به دلیل انتساب به سعود، پدر محمد اولین حاكم این خاندان كه بر اساس پیمان با محمد بن عبدالوهاب، حكومت نوینی پی افكند، حكومت «آل سعود» نامیده شد. [۳۳] این خاندان به تدریج در سه مرحله حكومت خود را از منطقه كوچك «درعیه» به همه عربستان گسترش دادند.

سومین دوره حکومت آل سعود بر عربستان در دهه دوم سده بیستم میلادی و به دست عبدالعزیز بن سعود آغاز شد. در سال ۱۳۴۵/۱۹۲۷ پادشاهی سعودی بر حجاز و نجد و مناطق پیوسته اعلام شد. عبدالعزیز با تصویب شورای علمای وهابی، پسرش سعود را به عنوان ولیعهد اوّل و پسر دیگرش فیصل را به عنوان ولیعهد دوم و وزیر امور خارجه تعیین كرد. ملك عبدالعزیز در سال 1373 ه‍ . ق. برابر نهم نوامبر 1953م. پس از 54 سال حكومت بر عربستان، در شهر طائف درگذشت. طبق وصیت ملك عبدالعزیز، پسرانش به ترتیب سن، به پادشاهی می‌رسند.[۳۴]

ساختار حکومت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

عربستان قرآن را قانون اساسی خود معرفی می‌نماید، در سال 1412ه‍ . ق. به فرمان ملك فهد از مواهب تدوین سه قانون؛ شامل قانون اساسی، قوانین مجلس شورا و قانون مناطق ایالتی برخوردار شد. بر طبق اصل 24 قانون اساسی، این كشور دارای سه قوه به شرح ذیل است: «قوای دولت بر سه قوه استوار است: قوه قضائیه، قوه مجریه و قوه مقننه؛ این سه قوه در انجام وظایف خود بر مبنای این قانون و دیگر قوانین، هماهنگی به عمل می‌آورند و پادشاه مرجع تمام این قوا می‌باشد.»[۳۵]

ارکان قدرت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اركان قدرت در عربستان عبارتند از: الف. پادشاه؛ ب. شورای خاندان حاكم؛ ج . قوای سه گانه. در كشور عربستان، وزارت عدل (دادگستری) اداره سیستم قضایی را بر عهده دارد. مراجع قضایی این وزارتخانه عبارتند از: الف. شورای عالی قضایی؛ ب. دادگاه عالی استیناف ؛ ج. دادگاه عمومی؛ د. دادگاه ویژه ؛ ه‍ . دادگاه خاص.

در كشور عربستان، پادشاه رییس قوه مجریه و هیئت وزیران است و پست نخست وزیری را بر عهده دارد. پس از شاه، عالی‌ترین قدرت اجرایی، هیأت وزیران می‌باشد. اعضای هیأت وزیران از سه دسته تشكیل یافته‌اند: الف. گروه شاهزادگان؛ ب. گروه تكنوكرات‌ها؛ ج. گروه سنت‌گرایان مذهبی.

پس از هیئت دولت، عالی‌ترین مقام اجرایی در هر منطقه، امیران آن مناطق می‌باشند. كشور عربستان به سیزده استان تقسیم شده است كه از سوی پادشاه در رأس هر استان، یكی از اعضای خانواده سلطنتی به عنوان «امیر» آن منطقه منصوب می‌گردد.[۳۶]

سیاست خارجی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

سیاست و روابط خارجی عربستان در پنج بخش قابل تبیین است:[۳۷]

روابط با كشورهای غربی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

از زمان تشكیل عربستان سعودی، همواره این كشور روابط بسیار نزدیكی با دول غربی؛ به ویژه با انگلیس و آمریكا داشته است. پس از جنگ جهانی دوم، رابطه عمیق با انگلیس، جای خود را به آمریكا داد.[۳۸]

روابط با همسایگان و كشورهای اسلامی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ضدیت با ماركسیسم و جلوگیری از توسعه آن، همسویی با سیاست كشورهای غربی، كسب قدرت برتر در منطقه خاورمیانه، سلطه فرهنگی بر كشورهای مسلمان و ترویج آیین وهابیت، از اهداف سیاست خارجی عربستان در ارتباط با كشورهای منطقه و جهان اسلام است. علاوه بر كمك‌های رسمی به دولت‌ها، عربستان از طرفداران مسلك وهابی در كشورها، حمایت نموده و مخارج فعالیت‌های آن‌ها را پرداخت می‌كند و در زمینه امور مذهبی ساخت مساجد مجلل، تربیت و اعزام ائمه جماعات وهابی مسلك، چاپ و انتشار قرآن و كتب مذهبی در شمارگان بسیار بالا مورد توجه قرار گرفته است. كشورهای مسلمان آفریقایی؛ نظیر سومالی، مراكش، چاد، نیجر، مالی، سنگال و موریتانی به علت نیازهای مالی از كمك‌های عربستان برخوردارند و یا نفت ارزان دریافت می‌كنند.[۳۹]

رابطه با ایران[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در سال 1309 خورشیدی سفارت ایران در عربستان گشوده شد. و در سال 1322 به علت درگیری حاجیان ایرانی با اتباع سعودی همچنین اعدام یكی از حجاج ایرانی در حادثه‌ای دیگر، ارتباط سیاسی دو كشور كاملاً قطع گردید. در سال 1326ه‍ .ش. پس از سفر هیئت حسن نیت عربستان، سفیر ایران در مصر به صورت آكرودیته در عربستان مشغول به كار گردید. از آن پس توافقنامه‌هایی میان دو كشور امضا و در مسایل اوپك همكاری‌هایی وجود داشت. پس از پیروزی انقلاب، نخست روابط عادی بود ولی با برگزاری اولین مراسم برائت به سردی گرایید و با شروع جنگ تحمیلی روابط به شدت تیره شد و تا سطح كاردار تنزل یافت. در سال 1363 خورشیدی به دلیل اقدامات مثبت ایران در پایان دادن به حادثه هواپیمای ربوده شده سعودی، روابط اندكی بهبود یافت، اما اقدام عربستان در كاهش قیمت نفت در سال 1365 رابطه را باز هم تیره‌ كرد. با شهادت حدود 400 تن از حجاج ایرانی در سال 1366ه‍ .ش، عربستان روابط خود با ایران را به طور یك جانبه قطع كرد. پذیرش قطعنامه 598 و موضع‌گیری اصولی ایران در تجاوز عراق به كویت، روابط ایران و عربستان را از سال 1369 ه‍ . ش. 1991 میلادی وارد مرحله جدیدی نمود و در پی آن سفارتخانه‌های دو كشور در فروردین سال 1370 گشوده شدند. از سال 1370 تا 1376 را می‌توان مرحله تنش‌زدایی و زمینه‌سازی روابط بهتر نامید.[۴۰]

تشكیلات مذهبی عربستان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دین در میان مردم عربستان نفوذ زیادی داشته، در اوضاع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن نقش اساسی ایفا می‌كند. این كشور بر اساس ظواهر شریعت اسلامی اداره می‌شود؛ قوانینی چون قصاص و تعزیرات نیز در آن اجرا می‌شوند. هیچ دینی غیر از اسلام پذیرفته نیست و اماكن مذهبی غیر اسلامی همچون كلیسا، كنیسه در آن وجود ندارد. [۴۱]

مذاهب در عربستان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اكثر مردم این كشور اهل تسنن هستند؛ و كشور بر اساس مذهب وهابیت اداره می‌شود؛ بیشتر مردم نجد پیرو مذهب حنبلی و منطقه حجاز بیشتر مالكی مذهب‌اند. در شهر مدینه و منطقه الشرقیه تعداد نسبتاً قابل توجهی از شیعیان امامیه زندگی می‌كنند و در عسیر و نجران نیز گروهی از اسماعیلیه وجود دارند. بخشی از یمنی‌های مقیم عربستان نیز زیدی مذهب هستند.[۴۲]

وهابیت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در قرن دوازدهم هجری «محمد بن عبد الوهاب» افكار اهل حدیث که معتقد بودند نباید در مسائل کلامی فکر و تدبر کرد و فقط باید به احادیث تکیه کرد را پی گرفت و با امیر درعیه محمد بن سعود جد آل سعود پیمان بست و توافق نمود كه محمد بن عبدالوهاب، رهبری مذهبی و محمد بن سعود جدّ آل سعود، رهبری سیاسی و مدیریت حكومت را بر عهده گیرند.[۴۳]

سازمان‌های مذهبی عربستان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در تشكیلات حكومتی عربستان، وزارت اوقاف، شؤون اسلامی، دعوت و ارشاد، و سازمان‌های دیگر برای انجام امور مذهبی تأسیس شده و به انجام امور مذهبی می‌پردازند. [۴۴]

سازمان‌های مهم مذهبی این كشور عبارتند از:

خاندان آل شیخ[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بر اساس توافق اولیه محمد بن عبدالوهاب و خاندان آل سعود، امور مذهبی فرهنگی و قضایی در اختیار شیخ محمد بن عبدالوهاب و فرزندان و نوادگان وی می‌باشد. به همین جهت که فرزندان و نوادگان طایفه او «آل شیخ» نامیده می‌شوند موقعیت و جایگاه خاصی در رهبری دینی وهابیت دارند.[۴۵]

مجلس علمای ارشد[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مجلس علمای ارشد (هیئة الکبار العلما السعودیه) به ریاست مفتی کل کشور (مفتی العام) عبدالعزیز بن باز، مرکب از تعدادی از علمای طراز اول عربستان است. عمده فعالیت اعضای این سازمان صدور فتوی است كه نقش مهمی در مسائل مذهبی و سیاسی كشور دارد؛ زیرا در كشور به صورت رسمی از هیچ یك از مذاهب فقهی مشهور اهل سنت یعنی حنبلی، شافعی، حنفی، و مالكی پیروی نمی‌شود، بلكه بر اساس فتاوی همین سازمان به ویژه فتوای رییس آن كه معمولاً بر اساس مذهب حنبلی است عمل می‌شود.[۴۶]

سازمان رابطة العالم الاسلامی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این سازمان حدود 40 سال قبل با عضویت نمایندگانی از سایر كشورها تشكیل گردید. این تشكیلات از پرقدرت‌ترین سازمان‌های مذهبی در عربستان محسوب می‌شود. و در بیشتر كشورهای جهان شعبه دارد.[۴۷]

کمیته امر به معروف و نهی از منكر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

کمیته امر به معروف و نهی از منكر، پلیس مذهبی است که به اجرای دستورالعمل‌های تعیین شده توسط مجلس علمای ارشد، در باب اخلاق عمومی و رفتارهای شرعی می‌پردازد. کنترل بسته بودن مغازه‌ها در هنگام نماز، نظارت بر پوشش و روابط زنان و مردان و جلوگیری از فعالیت‌های غیر شرعی از فعالیت‌های این نهاد است.[۴۸]

سازمان‌های وابسته به امور مذهبی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

از مراكز مهم دیگر وابسته به امور مذهبی عبارتند از: 1. مؤسسه ملی راهنمایی حجاج؛ 2. معهد خادم الحرمین الشریفین لأبحاث الحج؛ 3. مجتمع چاپ قرآن ملك فهد؛ 4 . كارگاه بافت پرده كعبه؛ 5. حوزه‌های دینی و رهبران مذهبی[۴۹]

مکان‌های مهم عربستان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

جستارهای وابسته[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. بحارالانوار، ج57، ص232 و ج66، ص254.
  2. بحارالانوار، ج11، ص183.
  3. تاریخ البلاد السعودیه، منیر العجلانی، ج1، ص ز.
  4. درسنامه شناخت عربستان، ص22.
  5. درسنامه شناخت عربستان، ص24.
  6. درسنامه شناخت عربستان، ص24.
  7. درسنامه شناخت عربستان، ص24.
  8. شبه جزیره، محمود شاكر، ص36-30.
  9. درسنامه شناخت عربستان، ص26.
  10. عربستان سعودی، سادات عظیمی، ص7.
  11. درسنامه شناخت عربستان، ص36.
  12. الفهرست، ابن ندیم بغدادی، ص8؛ مروج الذهب، ج1، ص300.
  13. درسنامه شناخت عربستان، ص36.
  14. عربستان، محمد فخری، ص8.
  15. درسنامه شناخت عربستان، ص39.
  16. درسنامه شناخت عربستان، ص54.
  17. درسنامه شناخت عربستان، ص57.
  18. عربستان، فخری، ص104.
  19. عربستان، فخری، ص105 - 112.
  20. عربستان، فخری، ص98 - 101.
  21. درسنامه شناخت عربستان، ص78.
  22. درسنامه شناخت عربستان، ص93.
  23. نازعات: 30 وَ الأْرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها.
  24. بحارالانوار، ج57، ص232، و ج66، ص254.
  25. الرحلة الحجازیه، محمد لبیب البتنونی، ص34-11.
  26. جغرافیای تاریخی شبه جزیره عربی در دوران ماقبل تاریخ، دكتر طلعت احمد محمد عبده، ص184 ـ 268.
  27. تاریخ البلاد العربیة السعودیه، منیرالعجلانی، ص5 .
  28. درسنامه شناخت عربستان، ص94.
  29. بقره: 127.
  30. توبه: 5.
  31. درسنامه شناخت عربستان، ص96.
  32. درسنامه شناخت عربستان، ص98.
  33. تاریخ البلاد، العربیة السعودیه، منیر العجلانی، ج1، ص80.
  34. درسنامه شناخت عربستان، ص100.
  35. درسنامه شناخت عربستان، ص105.
  36. درسنامه شناخت عربستان، ص107.
  37. درسنامه شناخت عربستان، ص117.
  38. درسنامه شناخت عربستان، ص117.
  39. درسنامه شناخت عربستان، ص119.
  40. درسنامه شناخت عربستان، ص121.
  41. درسنامه شناخت عربستان، ص128.
  42. درسنامه شناخت عربستان، ص131.
  43. درسنامه شناخت عربستان، ص132.
  44. درسنامه شناخت عربستان، ص136.
  45. درسنامه شناخت عربستان، ص136.
  46. درسنامه شناخت عربستان، ص137.
  47. درسنامه شناخت عربستان، ص137.
  48. دایره العمارف جهان نوین اسلام، ج۳، ص ۳۵۰، مدخل «عربستان سعودی»
  49. درسنامه شناخت عربستان، ص139.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این مقاله برگرفته از است.
  • قرآن كریم.
  • آشنایی با علوم اسلامی، كلام و عرفان، شهید مطهری، انتشارات صدرا.
  • الأصالة و المعاصرة، فؤاد عبدالسلام الفارسی، شركة المدینة المنورة للطباعة و النشر، 1412 ه‍ . ق.
  • الاعلام زركلی، دارالعلم للملایین، بیروت، 1990م.
  • اعیان الشیعه، محسن امین، مطبعه ابن زیدون دمشق، چاپ دوم، 1944م.
  • بحارالانوار، علامه مجلسی، بیروت.
  • البعثات الخارجیة للمملكة العربیة السعودیة، صادق علی حجازی، مطبوعات نادی مكة الثقافی، چاپ اول، 1403 ه‍.ق.
  • تاریخ البلاد العربیة السعودیه، دكتر منیر العجلانی، دارالشبل للنشر والتوزیع، ریاض، چاپ دوم، 1413ه‍.ق.
  • تاریخ تحلیلی اسلام، سید جعفر شهیدی.
  • تاریخ العربیة السعودیه من القرن الثامن عشر حتی نهایة القرن العشرین، الیكسی فاسیلیف، شركة المطبوعات للتوزیع و النشر بیروت لبنان، چاپ اول، 1995 م.
  • تاریخ المملكة العربیة السعودیه، صلاح الدین مختار، چاپ بیروت، دار مكتبة الحیاة .
  • جغرافیای تاریخی كشورهای اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، تهران، 1366 .
  • الجغرافیا التاریخیه لشبه الجزیرة العربیه، فی عصور ماقبل التاریخ، دكتر طلعت احمد محمد عبده، دانشگاه الازهر «دارالمعرفة الجامعیه» مصر.
  • الجزیرة العربیه فی الوثائق البریطانیه، نجده فتحی صفوه، دارالساقی، بیروت، لبنان چاپ اول، 1996 م .
  • جزیرة العرب فی القرن العشرین، حافظ وهبه، چاپ مصر.
  • حج، استاد مطهری، نشر صدرا.
  • دراسات تاریخ الجزیرة العربیه، تدوین و چاپ جمعی از اساتید دانشگاه ملك سعود، 1404ه‍ . ق، 1984.
  • دلیل الفنادق، معهد خادم الحرمین الشریفین لأبحاث الحج، مكه مكرمه.
  • دلیل المملكة العربیة السعودیه، وزارت اعلام عربستان سعودی، 1996م.
  • الذریعه الی تصانیف الشیعه، دار الاضواء، چاپ بیروت.
  • رحله ابن بطوطه، مؤسسة الرسالة، بیروت.
  • الرحلة الحجازیه، محمد لبیب البتنونی، مكتبه الثقافة الدینیه.
  • شبه جزیرة العرب، محمود شاكر، المكتب الاسلامی، چاپ بیروت، 1406ه‍ .ق.
  • الرد علی الاخنائی، ابن تیمیه، مطبعه سلفیه، مصر.
  • عدل الهی، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، چاپ دهم.
  • عربستان، محمد فخری، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، ویرایش دوم.
  • عربستان سعودی، رقیه عظیمی سادات، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، چاپ سوم 1380.
  • فرازهایی از زندگی پیامبر اسلام، جعفر سبحانی، نشر مشعر، 1381.
  • الفهرست، ابن ندیم بغدادی، چاپ تجدد.
  • قلب الحجاز، عاتق بن غیث البلادی، دارمكه للنشر و التوزیع.
  • الكامل فی التاریخ، ابن اثیر، دار صادر بیروت.
  • كشف الشبهات، محمد بن عبدالوهاب، الریاسة العامه للادارات البحوث العلمیه، ریاض.
  • المدن و الاماكن الأثریه فی شمال و جنوب الجزیرة العربیه، احمد حسین شرف الدین، چاپ ریاض، مطابع الفرزدق التجاریه، 1404ه‍.ق.
  • مروج الذهب، مسعودی، دارالفكر بیروت، 1409.
  • معجم ادویة الجزیره، عبدالله بن محمدبن خمیس، چاپ اول، 1425ه‍ . ق.
  • ملوك العرب، امین الریحانی، بیروت 1924.
  • منهاج السنة النبویه، ابن تیمیه، جامعه امام محمد بن سعود عربستان.

دایره المعارف جهان نوین اسلام، سرویراستار جان ل. اسپوزیتو، ترجمه حسن طارمی، محمد دشتی، مهدی دشتی، تهران ۱۳۹۱، نشر کنگره و نشر کتاب مرجع.