کتاب:درسنامه ادب زیارت/درس هشتم: شبهات زیارت و آسیبهای عزاداری
اهداف درس[ویرایش | ویرایش مبدأ]
امید میرود با مطالعه این درس با برخی شبهات در زمینه زیارت و همچنین عزاداری آشنا شویم.
مقدمه[ویرایش | ویرایش مبدأ]
هر کار مفید و ارزشمندی مخالفانی دارد که آن را برنمیتابند و با ایجاد شبهه سعی میکنند از تأثیر آن بکاهند. زیارت هم یکی از اعمال پسندیده و تأثیرگذاری است که منحرفان و معاندان به انحنای مختلف به آن حمله کردهاند.
فرقه وهابیت برای صدمه زدن به فرهنگ زیارت اولاً در اصل زیارت شبهه ایجاد میکند و آن را بدعت و حرام میشمارد و در مرحله بعد در مصادیق، کیفیت و زمان و مکان زیارت طرح شبهه میکند. در این درس ابتدا به بررسی این شبهات میپردازیم.
۱. شبهات زیارت[ویرایش | ویرایش مبدأ]
الف) زیارت پیاده[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی از شبهاتی که این سالها با رونق پیادهروی اربعین در فضای مجازی مطرح میشود اشکال به پیادهروی برای زیارت امام حسین(ع) است. چرا وقتی میتوان در کمترین زمان با وسایل نقلیه به زیارت رفت، مردم وقت خود را چندین روز صرف کنند و پیاده به زیارت بروند؟
پیادهروی برای زیارت و ادای مناسک دینی در بسیاری از ادیان (مانند بودیسم، هندوئیسم، شینتوئیسم و همچنین یهودیان و مسیحیان) وجود دارد. در اسلام هم معصومان(ع) به زیارت خانه خدا با پای پیاده توصیه میکردند و تلاش میکردند
خود به آن عمل کنند؛ چنانکه در حالات امام حسن و امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) نقل شده است که بارها پیاده به زیارت خانه خدا مشرف شدند؛ برای مثال امام باقر(ع) فرمود: «قَالَ الْحَسَنُ إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ رَبِّي أَنْ أَلْقَاهُ وَلَمْ أَمْشِ إِلَى بَيْتِهِ فَمَشَى عِشْرِينَ مَرَّةً مِنَ الْمَدِينَةِ عَلَى رِجْلَيْهِ».[۱] امام حسن(ع) فرمود: من از پروردگارم حیا میکنم، که او را ملاقات کنم در حالی که پیاده به سوی خانه او نرفته باشم». بنابراین ایشان بیست بار پیاده از مدینه به حج رفت. حضرت در این سفرها با خود مرکب میبرد و اگر کسی نیاز پیدا میکرد، او را سوار میکرد. امام صادق(ع) نیز در این باره فرمود: «إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِماالسَّلامُ حَجَّ وَسَاقَ مَعَهُ الْمَحَامِلَ وَالرِّحَالَ».[۲] همچنین در حالات امام حسین(ع) فرموده اند: «بیست و پنج بار پیاده به حج رفت».[۳]
پیاده به زیارت مشرف شدن از آداب اختصاصی زیارت امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع) است؛ چنانکه حسین بن اسماعیل صیمری میگوید امام صادق(ع) فرمود:
مَنْ زَارَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِالسَّلامُ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً وَعُمْرَةً فَإِنْ رَجَعَ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّتَيْنِ وَعُمْرَتَيْنِ.[۴]
کسی که امیرالمؤمنین(ع) را پیاده زیارت کند با هر قدمی که برای رفتن برمیدارد پاداش یک حج و یک عمره به او داده میشود. اگر پیاده برگردد، برای هر قدمی که برمیدارد دو حج و دو عمره داده میشود.
در روایت دیگری ابن مرد می گوید: نزد امام صادق(ع) بودیم که از امیرالمؤمنین
علی علی(ع) یاد شد. حضرت فرمود:
يَا ابْنَ مَارِدٍ مَنْ زَارَ جَدِّي عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً مَقْبُولَةً وَعُمْرَةً مَبْرُورَةً.[۵]
ای پسرمارد، کسی که زیارت کند جدم امیرالمؤمنین(ع) را، در حالی که عارف به حق اوست، برای هر قدمی که برمیدارد یک حج مقبوله و یک عمره پسندیده پاداش داده میشود.
حسین بن ثوير ابی فاخته میگوید: امام صادق(ع) درباره زیارت پیاده امام حسین(ع) فرمود:
يا حسين، كسى كه از منزلش خارج شود، در حالى كه قصد زيارت قبر حسين بن على(ع) را دارد، اگر پياده طى طريق کند، خداوند براى هر قدمى كه برمى دارد حَسنه اى براى او مى نويسد و گناهى از او محو مى کند…. تا اينكه وارد حائر شود. خداوند او را از رستگاران و نجات يافتگان خواهد نوشت. هنگامى كه زيارت خود را انجام داد خداوند او را از فائزين مى نويسد تا اينكه قصد برگشت مى کند. فرشته اى نازل مى شود و مى گويد: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برتو سلام مى رساند و مى فرمايد: عمل را از سر بگير. هرآينه خداوند گذشته تو را آمرزيد.[۶]
ابی صامت میگوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود:
مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِالسَّلامُ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَمَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَرَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ.[۷]
کسی که پیاده به زیارت قبر امام حسین(ع) بیاید به هر قدمی که برمیدارد خداوند هزار حسنه برای او مینویسد و هزار گناه از او محو میکند و هزار درجه او را بالا میبرد.
در این زمینه هرچه زیارت دشوارتر باشد، پاداش آن بیشتر خواهد بود. رسول خدا(ص) در این باره فرمود: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا».[۸]
گفتنی است پیاده روی اربعین باعث شور و نشاط اجتماعی در زائران میشود.
بنابراین خود مردم با وجود وسایل نقلیه پیاده روی را انتخاب میکنند.
ب) طواف گرد قبور مطهر ائمه(ع)[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی دیگر از شبهات درباره زیارت معصومان علیهمالسلام است که چرا شیعیان گرد حرم امامان خود طواف میکنند.
در پاسخ به این شبهه باید گفت هیچ یک از شیعیان به لزوم طواف گرد قبور معصومان(ع) اعتقاد ندارند و آن را نه از آداب زیارت میدانند و نه از شرایط زیارت. طواف به معنای اصطلاحی مخصوص خانه خداست و آنچه در رفتار بعضی زائران دیده میشود که دوست دارند از یک سوی حرم وارد شوند و از سوی دیگر خارج شوند طواف نیست.
ج) تکرار زیارت یا کمک به نیازمندان[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی دیگر از شبهات درباره زیارت این است که با وجود افراد نیازمند در جامعه چرا عدهای بارها به زیارت میروند و هزینههای زیارت را خرج نیازمندان کشور خود نمیکنند.
در پاسخ باید گفت اولاً آیا کسانی که به زیارت نرفته اند هزینه نرفتن به زیارت
را صرف نیازمندان کرده اند؟ در این صورت نباید هیچ نیازمندی در جامعه وجود می داشت. بنابراین انجام یک کار نیک نباید بهانه ای برای ترک کار نیک دیگر شود.
ثانیاً اسلام توصیه میکند برای ایجاد زمینه فقرزدایی به زیارت بروید؛ زیرا یکی از اسرار زیارت ایجاد روحیه مهرورزی است؛ بدین شکل که به زائر توصیه می شود هنگام سفر صدقه بدهد، حین سفر به نیازمندان کمک کند و هنگام بازگشت از سفر به نیازمندان ولیمه دهد.
ثالثاً اگر کسی به حج یا زیارت نرود، هر اندازه در نرفتن به حج و زیارت مصر باشد، به همان اندازه بی توجهی به نیازمندان در او قوی تراست؛ یعنی بین این دو غالباً رابطه مستقیم برقرار است؛ زیرا کسی که در دلش عشق به زیارت خانه خدا و اولیای خدا نباشد از حیث اعتقاد به سایر مناسک دینی (مثل انفاق، پرداخت زکات و خمس) نیز دچار ضعف اعتقادی و رفتاری است. چنین فردی هیچ گاه به فکر رفع فقرا و نیازمندان نخواهد بود.
رابعاً باید پرسید چرا به سفرهای تفریحی انتقادی نیست و به جای سفرهای سیاحتی و بعضاً معصیت زا به کشورهای غربی و غرب زده به فقرا کمک نمی شود. در حالی که در صورت خرج هزینه های آن در جهت رفع فقر، هیچ عبادتی در مسلمان در قد و قامت زیارت تعطیل نمی شود.
د) جایگزین کردن زیارت امام حسین (ع) با حج[ویرایش | ویرایش مبدأ]
برخی زائران، به ویژه مردم عراق، زیارت امام حسین (ع) را جایگزین حج و زیارت خانه خدا تصور می کنند؛ در حالی که هیچ عملی جایگزین حج واجب و زیارت خانه خدا نمی شود. حتی کسی که مستطیع شد و حج بر او مستقر گردید اگر هزینه آن را در سایر امور خیرات کند، حج از او ساقط نمی شود. همه روایاتی که ثواب زیارت امام حسین (ع) را معادل چندین حج و عمره شمرده اند در مقام بیان اعطای
ثواب اند، نه جایگزینی حج؛ برای مثال عبدالله بن یسار از امام صادق (ع) روایت می کند که فرمود:
مَنْ كَانَ مُعْسِراً فَلَمْ يَتَهَيَّأْ لَهُ حِجَّةُ الْإِسْلَامِ فَلْيَأْتِ قَبْرَ الْحُسَيْنِ (ع) وَ لْيُعَرِّفْ عِنْدَهُ فَذَلِكَ يُجْزِيهِ عَنْ حِجَّةِ الْإِسْلَامِ أَمَا إِنِّى لَا أَقُولُ يُجْزِى ذَلِكَ عَنْ حِجَّةِ الْإِسْلَامِ إِلَّا لِلْمُعْسِرِ فَأَمَّا الْمُوسِرُ إِذَا كَانَ قَدْ حَجَّ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ فَأَرَادَ أَنْ يَتَنَفَّلَ بِالْحَجِّ أَوْ الْعُمْرَةِ وَ مَنَعَهُ مِنْ ذَلِكَ شُغْلٌ دُنْيَا أَوْ عَائِقٌ فَأَتَى قَبْرَ الْحُسَيْنِ (ع) فِي يَوْمِ عَرَفَةَ أَجْزَاهُ ذَلِكَ عَنْ أَدَاءِ الْحَجِّ أَوْ الْعُمْرَةِ.[۹]
کسی که در سختی و تنگدستی باشد و امکان حج واجب برای او مهیا نباشد به زیارت قبر امام حسین (ع) برود و دعای عرفه را نزد او بخواند. این عمل او را از حج حجت الاسلام [در آن سال] کفایت می کند؛ اما من نمی گویم زیارت امام حسین (ع) کفایت میکند از حج واجب، مگر از ناتوان؛ اما فرد توانمند و مستطیع وقتی حج واجب خود را انجام داده باشد و قصد حج و عمره مستحبی داشته باشد و چیزی مانند شغل دنیا و یا مانعی او را از انجام حج منع کند، پس روز عرفه به زیارت قبر امام حسین (ع) بیاید. این عمل، او را از حج و عمره مستحبی کفایت می کند.
هـ) زیارت اربعین یک روز، نه یک هفته[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی از شبهات به زیارت اربعین این است که چرا در حالی که اربعین یک روز است، چند روز قبل و چند روز بعد از آن امام حسین (ع) زیارت می شود.
در جواب این شبهه باید گفت از آنجا که ظرفیت کربلا و حرم حسینی محدود است و ظرفیت چند میلیون نفر را در یک روز ندارد، بعضی مراجع تقلید توصیه
کرده اند کسانی که روزهای پیش از اربعین به کربلا می رسند زیارت کنند و برگردند و کسانی که پس از اربعین به کربلا می رسند ثواب زیارت اربعین را خواهند برد. بعضی شبکه های مجازی این شبهه را در اذهان ایجاد کردند که مراجع برچه اساسی چنین توسعه ای داده اند.
در این زمینه باید گفت یکی از اموری که جایگاه ویژه ای در فقه دارد توسعه در مکان و زمان است؛ برای مثال گفته اند مسافر در مسجدالحرام و مسجدالنبی مخیربین قصر و اتمام است.[۱۰] گفتنی است مسجدالحرام و مسجدالنبی در عصر معصوم (ع) بسیار محدود بود، ولی الآن بسیار وسیع شده است. با وجود این فقها فتوا می دهند قسمت های توسعه یافته هم همین حکم را دارد.[۱۱] درباره زمان هم می توان به همین شکل قائل به توسعه ثواب شد و گفت اگرچه اربعین یک روز است، زیارت اربعین می تواند شامل روزهای پیش و پس از اربعین هم بشود. قرآن کریم نیز در حکمی کلی در کسب پاداش می فرماید:
وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ.[۱۲]
و هرکس از خانه خود به عنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او خارج شود، سپس مرگش فرارسد، پاداش او برخداست.
بنابراین وقتی فردی از منزل خود به قصد زیارت امام حسین (ع) در اربعین خارج می شود زائر اربعین است و ثواب زیارت اربعین را می برد.
۲. آسیب های عزاداری[ویرایش | ویرایش مبدأ]
عزاداری برای اهل بیت (ع)، به ویژه امام حسین (ع)، یکی از اعمال پسندیده و سفارش شده ائمه معصوم (ع) است. امام رضا (ع) در این باره فرمود:
إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَفْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا… إِذَا شِئْتَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعَالِيَةِ فِي الْجَنَّةِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا.[۱۳]
روز عاشورا چشممان ما را زخم کرد و اشک ما را جاری نمود… اگر خواستی در درجات عالی در بهشت با ما باشی، در غم ما مححزون باش.
همچنین در روایات وارد شده است که امام صادق (ع) به ابوهارون مکفوف فرمود: «برایم [در مصیبت امام حسین (ع)] شعر بخوان». من هم خواندم. فرمود: «نه، آن گونه بخوان که خود می خوانید و همان گونه که در کنار قبرش مرثیه سرایی میکنی».[۱۴]
اما این عمل پسندیده هم مانند هر کار نیک دیگری ممکن است دچار آسیب هایی شود که نیاز به شناسایی و اصلاح دارد. در این قسمت به مهم ترین آسیب هایی که عزاداری اهل بیت (ع) را تهدید میکند اشاره می کنیم:
الف) قلاده بستن[ویرایش | ویرایش مبدأ]
اسلام و مکتب اهل بیت (ع) با اعمالی که با شخصیت انسانی انسان منافات داشته باشد مخالف اند و سخت با آن مبارزه کرده؛ چنان که قرآن کریم می فرماید:
وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً.[۱۵]
ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنها را در صحرا و دریا [بر مرکب های راهوار] سوار کردیم و از نعمت های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم برتری بخشیدیم.
انسانی که مسجود ملائکه و گرامی نزد پروردگار است اجازه ندارد کاری درخور انسانیت او نیست انجام دهد؛ مثلاً اجازه ندارد به جای سگ قرار دهد و قلاده به گردن بیندازد و آن را به دست دیگران دهد تا ارادت و محبت خود را به اهل بیت (ع) ثابت کند.
اهل بیت اجازه نمی دادند کسی در حضور آنها تحقیر شود و احساس حقارت کند. از همین رو گاهی به نیازمندان به صورت پنهانی از پشت در و یا شب هنگام کمک می کردند.[۱۶]
ب) ذکر مصیبت های دروغین[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی از بزرگ ترین گناهان دادن نسبت دروغ به خدا، پیامبر (ص) و ائمه معصوم (ع) است که از مبطلات روزه هم به شمار می آید. ذکر مطالبی که در هیچ یک از معتبر تاریخی و حدیثی از امام معصوم نقل نشده، نسبت دادن دروغ به امام است.
شهید مطهری در این زمینه می نویسد:
اگر کسی تاریخ عاشورا را بخواند، می بیند از زنده ترین و مستندترین و از پرمنبع ترین تاریخ هاست. مرحوم آخوند خراسانی فرموده بود: آنها که به دنبال روضهٔ نشنیده می روند، روضه های راست را پیدا کنند که آنها را احدی نشنیده است.[۱۷]
می توان گفت از وقتی کتاب روضه الشهدا نوشته شد (حدود سال نهصد هجری)
مطالب بی سند و بعضاً دروغ وارد عرصه مرثیه سرایی شد و به تدریج گسترش یافت؛ به گونه ای که در اوایل قرن چهاردهم، محدث نوری از این امر احساس خطر کرد و به پیشنهاد یکی از علمای هندوستان اقدام به نوشتن کتاب لؤلؤ و مرجان کرد.[۱۸]
نمونه هایی از این روضه های دروغ عبارتند از:
۱. ام لیلا، مادر علی اکبر، در کربلا حضور داشت و امام حسین(ع) از او خواست تا گیسوان خود را افشان کند و از خدا بخواهد علی اکبر را به آنان برگرداند.
۲. به گفته محدث نوری، اولین کسی که داستان عروسی قاسم را نوشت ملا حسین واعظ کاشفی در کتاب روضه الشهداء بود؛ اما چگونه ممکن است امام(ع) هنگام نبرد با دشمن ـ در حالی که به امام و یارانش اجازه خواندن نماز نمی دهند ـ بگوید: «آرزو دارم عروسی دخترم را ببینم. همین جا دخترم را برای پسر برادرم عقد می کنم» و سپس مراسم عروسی را برپا کند؟[۱۹]
۳. «روزی امیرالمؤمنین(ع) بالای منبر خطبه می خواند. حضرت سیدالشهدا(ع) تشنه شد، آب خواست. حضرت به قنبر امر فرمود: «آب بیاور!». عباس(ع) در آن وقت طفل بود. چون تشنگی برادر را شنید، نزد مادر دوید و برای برادر جامی آب گرفت و آن را بر سر گذاشت. آب از اطراف [جام] می ریخت. به همین قسم، وارد مسجد [شد]. چشم پدر بر او افتاد. گریست و فرمود: «امروز چنین و روز عاشورا چنان» و قدری از مصائب او را ذکر نمود».[۲۰]
۴. درباره شجاعت حضرت ابوالفضل(ع) در جنگ صفین آمده است که هشتاد نفر را به هوا پرتاب کرد؛ به گونه ای که وقتی نفر هشتادتم را به هوا پرتاب کرد، هنوز
اولّی به زمین برنگشته بود و حضرت هرکدام را به زمین برمی گشت با شمشیر دو نیم می کرد.[۲۱]
یکی دیگر از آسیب ها در این باره خواندن اشعار سست و بی محتواست که کنایه و استعاره های آن در شأن معصوم نیست. بنابراین یکی از توصیه های مهم رهبر معظم انقلاب به مداحان اهمیت دادن به شعر و نخواندن اشعار سبک و ضعیف (گرچه با اخلاص و حالی خوش سروده شده باشد)[۲۲] در مجالس است؛ زیرا امروزه در هیئت ها بسیاری از چیزهایی که به عنوان شعر، خصوصاً در قالب نوحه و شور، می خوانند که حتی وزن و ردیف و قافیه صحیحی ندارد. نکته مهم دیگر رواج ادبیات عرفانی و غنایی ایران در هیئت های مذهبی طی سال های اخیر است.
ج) شیوه های غلط عزاداری[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی دیگر از انحرافات در عزاداری ها غفلت از جنبه ملکوتی معصومان(ع) و شهدای کربلا و آموزه های آنان و پرداختن به ویژگی های ظاهری ایشان (از قبیل توصیف چشم و ابرو و قد و بالا) است که هیچ گونه امتیاز و فضیلتی برای آنان ایجاد نمی کند. مقام معظم رهبری در یکی از هشدارهای خود به مداحان فرمودند:
چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم استفاده از مدح ها و تمجیدهای بی معناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل(ع) صحبت می شود؛ بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن؛ مثلاً «قربان چشمت بشوم». مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم های قشنگ بوده؟!… ارزش اباالفضل
العباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛… ارزش شهدای کربلا به این است که از حریم حق در سخت ترین شرایطی که ممکن است انسان تصورش را بکند دفاع کردند. ارزش اباالفضل ارزش حبیب بن مظاهر، ارزش جان در اینهاست، نه در قد رشید یا بازوی پیچیده اش. قد رشید که خیلی در دنیا هست…. اینها که معیار معنوی ارزش نیست…. اینکه ما همه اش بیاییم روی ابروی کمانی و بینی قلمی و چشم خمار این بزرگواران تکیه کنیم، اینکه مدح نشد. در موردی ضرر هم دارد.[۲۳]
بعضی مداحان در مداحی ها دچار عرفی گرایی می شوند و وجه ملکوتی اولیای دین را می شکنند. بنابراین ممکن است در دو دام بیفتند:
دام اول، اسطوره سازی مداح شخصیت اولیای دین را هم تراز شخصیت های اسطوره ای قرار می دهد و تنها بریکی از وجوه شخصیتی آنان تأکید می کند؛ به گونه ای که مثلاً امیرالمؤمنین(ع) را در حد پهلوان پهلوانان عالم ترسیم، و از وجوه دیگر شخصیت ایشان غفلت می کند. او به دنبال جنبه هایی می گردد که خود به آنها بیشتر علاقه دارد و در نتیجه امیرالمؤمنین(ع)، امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) را با کمی چاشنی جمال و زیبایی و مظلومیت محض می ستاید. بنابراین نه حناسه ای باقی می ماند و نه صلابت و هیبتی و نه خطابه و سیاست و حکمتی.
دام دوم، هم ذات پنداری با شخصیت های دینی: مداح خود را به جای اولیای دین قرار می دهد و از خود می پرسد اگر من به جای او باشم، در آن لحظه چه می کنم؛ فارغ از اینکه نگاه اولیای دین به عالم به اندازه طول و عرض این عالم با نگاه ما متفاوت است.
ه) اکتفا به بعد احساسی و غفلت از بعد شناختی عزاداری[ویرایش | ویرایش مبدأ]
شورمحوری به جای شعورمحوری و کم رنگ شدن بیان فلسفه عزاداری و احیاگری حادثه کربلا و حماسه آفرینی آن یکی دیگر از آسیب ها در حوزه عملکردهاست. درست است که این شورها و عشق ها و سینه زنی ها می تواند به تقویت دین بینجامد، اما اگر با شعور گره نخورد، ماندگار نخواهد بود و در درازمدت جای عزاداری صحیح را خواهد گرفت.
مجالس عزاداری اهل بیت، مجلس احیای معارف آنان و بیان فلسفه مبارزات ایشان با ستمگران هر عصر بوده است. کم رنگ شدن این بعد از مجالس عزاداری اهل بیت و اکتفا به نوحه خوانی و سینه زنی باعث نفوذ تحریف ها و بیان خواب ها و داستان های هیجان انگیز اما بی پایه می شود که در درازمدت خسارت های جبران ناپذیری به نسل های بعدی وارد خواهد کرد.
د) زبان حال بی پایه[ویرایش | ویرایش مبدأ]
علامه ملااحمد نراقی در تعریف زبان حال می نویسد:
مراد از زبان حال، بودن آن بحالتی است که مقتضی چنین گفتاری باشد وحال او حالی باشد که چنین گفتاری را تقاضا کند و از او پسندیده باشد قریب به این است که حال آن حالی باشد که مقتضی چنین فعلی باشد.[۲۴]
بنابراین، زبان حال بیان چگونگی حال شخص و دیگر اشیاست که اگر قرار بود سخن بگویند، همان را می گفتند که در زبان حال آمده است. بنابراین زبان حال باید بیانگر حقیقت و واقعیت باشد. بر این حقیقت و واقعیت نیز قرینه حالیه یا مقالیه باید دلالت داشته باشد. در زبان حال، دو نکته زیر اهمیت بسیاری دارد:
یک- شناخت تفاوت زبان حال با اغراقات و مبالغات شعری: زبان حال بیان
حقیقت و واقعیت است و می توان آن را به افراد و اشیا نسبت داد، ولی در اغراقات شعری واقعیتی وجود ندارد؛ از باب نمونه در اشعار محتشم کاشانی بند هفتم چنین آمده است:
روزی که شد به نیزه سرآن بزرگوار / خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار
بی شک چنین چیزی واقع نشده است؛ ولی چون بیشتر مردم می فهمند که این گونه شعر گرفتن از باب اغراق و مبالغه بوده و شاعر در آن اراده حقیقت نکرده است، گفتن آن بی اشکال است.[۲۵]
دو شناخت حالت کسی که از او زبان حال نقل میکنیم: اگر آن حالت درست تشخیص داده شود، آنچه را در مقام زبان حال می آوریم و مستند می سازیم دروغ نخواهد بود؛ ولی اگر در فهم و شناخت یک حالت دچار اشتباه شدیم، سخنانی را که براساس آن به زبان حال می گوییم اشتباه خواهد بود؛ برای نمونه وقتی حضور لیلا، مادر علی اکبر، در کربلا و نذراو و همچنین عروسی قاسم دروغ است، زبان حال هایی که براساس آن ساخته شوند نیز دروغ خواهند بود. در اهداف امام حسین(ع) نیز وقتی جریان فدا[۲۶] و… دروغ است، زبان حال هایی هم که براساس آن ساخته می شوند دروغ خواهند بود.
شهید مطهری درباره زبان حال ها می گوید:
با نگاهی به زبان حال های امروزی کافی است که بفهمیم چه قدر شخصیت ها تحریف شده اند. بعضی زبان حال هاست که واقعاً آیینۀ شخصیت امام است؛ مثل اشعار اقبال لاهوری و بعضی اشعار نیر (حجت الاسلام تبریزی)؛ ولی بعضی زبان حال هاست که تحریف شخصیت است؛ مثل «افسوس که
مادری ندارم / ای خاک کربلا تو به من مادری نما…»[۲۷]
ابن طاووس در کتاب لهوف چنین گزارش کرده است:
وقتی که امام زین العابدین(ع) با اهل و عیال خود وارد مدینه شد نگاهی به خانه های فامیل و مردان خانواده اش انداخت دید آن خانه ها به زبان حال نوحه گری کرده و اشک می ریزند؛ چراکه مردان خود را از دست داده اند و بر آنان همانند مادر فرزندمرده گریه می کردند…[۲۸]
سپس ایشان نوحه گری آنان را به زبان حال به شرح آورده که ما به چند فراز آن اشاره می کنیم:
ای مردم، مرا در این نوحه سرایی و ناله معذورم بدارید و مرا در این مصیبت های بزرگ همراهی کنید که آن مردمی که در فراق آنان گریه می کنم و به مکارم اخلاقشان دل داده ام انیس شبانه روز من بودند و نور شب ها و سحرهای تار من بودند و مایه شرافت و مباهات من بودند و باعث قدرت و نیروی من بودند و جانشین خورشیدها و ماه های من بودند. چه شب هایی که با بزرگواری شان وحشت را از من دور کردند و با نعمت هایشان پایه های احترام مرا محکم و استوار کردند و مناجات های سحری به گوش من رساندند…. اگر به گوش دل بشنوید که نمازها چگونه با زبان حال بر آنان نوحه سرایی می کنند و چشم مکان های خلوت در انتظار آنان است و مجموعه مکارم اخلاقی مشتاقشان است و اجتماعات بزرگواری به وجود آنان شادمان و محراب مسجدها بر آنان گریان اند و نیازمندی های پرسود آنان را صدا می زنند (این همه بانک و فریاد و ناله)، مسلّماً شما را اندوهگین ساخته و فهمیدید که در این مصیبت همگانی تقصیر کرده اید…[۲۹]
خلاصه درس[ویرایش | ویرایش مبدأ]
این درس در دو بخش ارائه شد:
1. ابتدا شبهات زیارت را آوردیم:
دشمنان اهل بیت(ع) و افراد ناآگاه بر اصل زیارت و نحوه انجام آن شبهاتی وارد کرده اند:
الف) چرا باید با وجود امکانات و وسایل نقلیه وقت خود را صرف پیاده روی اربعین کرد؟ گفته شد جهت تعظیم مزور در همه ادیان و مذاهب سنت پیاده روی وجود دارد و در اسلام نیز به زیارت خانه خدا و بعضی معصومان(ع) با پای پیاده توصیه شده است.
ب) چرا گرد قبور ائمه خود می گردید؟ گفته شد این گردش فقط برای پیدا کردن مکان مناسب برای زیارت و تبرک جستن از ضریح است و هیچ نیت شرعی بر طواف گرد آنها وجود ندارد.
ج) چرا به جای تکرار هر ساله زیارت هزینه آن را خرج نیازمندان نمی کنید؟ گفته شد زیارت برای آن است که انسان ها را به توجه به نیازمندان و فقرزدایی تشویق کند. با زیارت نرفتن رسیدگی به نیازمندان، و با ترک یک امرپسندیده سایر امور محقق نمی شود.
د) چرا با اینکه اربعین یک روز است و زیارت اربعین هم در یک روز محقق می شود، زیارت اربعین یک هفته است؟ گفته شد اوّلاً توسعه در زمان و مکان در اسلام پذیرفته شده است. ثانیاً کسی که از خانه و وطن خود به قصد زیارت اربعین حرکت می کند، اگرچه در روز اربعین موفق به زیارت نشود، باز عرف او را زائر اربعین می شناسد؛ چون به قصد اربعین حرکت کرده است.
2. در ادامه آسیب های عزاداری را برشمردیم:
بعضی رفتارها در عزاداری معصومان(ع) منشأ دینی ندارد و حتی شرع مقدس از آن نهی کرده است؛ مانند:
الف) بستن قلاده به گردن خود و خود را سگ اهل بیت خطاب کردن؛
ب) ذکر مصیبت ها و روضه های دروغ که نه با شأن و جایگاه معصومان(ع) السلام تناسب دارد و نه سندی بر آن وجود دارد;
ج) ارائه مطالب احساسی که شناختی از معارف و فلسفه مبارزات اهل بیت(ع) السلام به شنوندگان نمی دهد.
د) بیان زبان حال هایی که نه قرینه حالیه و نه قرینه مقالیه دارند و حتی با شأن و جایگاه معصوم ناسازگارند.
منابع برای مطالعه بیشتر[ویرایش | ویرایش مبدأ]
1. مجتبی حیدری، *عزاداری امام حسین(ع)، نشر مشعر.
2. حافظ نجفی، آسیب شناسی زیارت اربعین، نشر مشعر.
3. محمدرضا احمدی ندوشن، زیارت: آثار، آسیب ها و شبهات، نشر مشعر.
4. جواد جعفری، عزاداری: سنت یا بدعت، نشر مشعر.
سؤال های درس جهت خودآزمایی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
1. چرا پیاده به زیارت بعضی معصومان(ع) می رویم؟
2. چرا اسلام به تکرار زیارت توصیه کرده است؟
3. بیان زبان حال در چه صورتی صحیح است؟
4. دو نمونه از اشکالات ذکر مصیبت ها را توضیح دهید.
5. دو نمونه از دام هایی که ممکن است مداحان گرفتار آن شوند را نام ببرید و توضیح دهید.
پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبى طالب(ع)، ج ۴، ص ۱۴.
- ↑ حمیری، قرب الإسناد، ص ۱۷۵؛ ابن مغازلی، المناقب، ص ۷۱.
- ↑ مناقب آل أبى طالب(ع)، ج ۴، ص ۶۹؛ المناقب، ص ۷۱.
- ↑ طوسی، تهذیب الأحکام؛ ج ۶، ص ۲۰؛ ثقفی، الغارات، ج ۲، ص ۸۵۴.
- ↑ طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۲۱؛ حرعاملی، وسائل الشيعة، ج ۱۴، ص ۳۷۷.
- ↑ ابن قولویه، كامل الزيارات، ص ۱۳۲؛ شيخ صدوق، ثواب الأعمال، ص ۹۱.
- ↑ كامل الزيارات، ص ۱۳۳؛ وسائل الشيعة، ج ۱۴، ص ۴۴۰.
- ↑ ثقفی، الغارات، ج ۲، ص ۴۴۶.
- ↑ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۱۷۳؛ مجلسی، روضة المتقین، ج ۵، ص ۳۸۸ (فی القوی).
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۸۶–۵۸۷؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۲۴۹-۲۵۰.
- ↑ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج ۴، ص ۳۶۶؛ محقق سبزواری، ذخيرة المعاد، ج ۲، ص ۴۱۳؛ عاملی، مدارک الاحکام، ج ۴، ص ۴۶۶.
- ↑ نساء: ۱۰۰.
- ↑ شیخ صدوق، الامالی، ص ۱۲۹.
- ↑ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۱۰۵-۱۰۶.
- ↑ إسراء: ۷۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۸-۹.
- ↑ نوری، لؤلؤ و مرجان، ص ۲۵۳.
- ↑ نوری، لؤلؤ و مرجان، ص ۴.
- ↑ مطهری، حماسه حسینی، ج ۱، ص ۲۸.
- ↑ نوری، لؤلؤ و مرجان، ص ۲۶۰.
- ↑ نوری، لؤلؤ و مرجان، ص ۲۶۰.
- ↑ خامنه ای، دیدار با شعرا، ۷/۱۹/ ۱۳۷۷.
- ↑ آیت الله خامنه ای، بیانات، (Khamenei.ir)
- ↑ نراقی، رسائل و مسائل، ج ۱، ص ۲۴۵، به کوشش رضا استادی، کنگره بزرگداشت ملامهدی و ملااحمد نراقی.
- ↑ نراقی، مستند الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۵۶.
- ↑ امام حسین(ع) شهید شد تا از گناهان امت شفاعت کند.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ج ۱۷، ص ۶۱۳.
- ↑ ابن طاووس، اللهوف، ص ۲۳۰.
- ↑ همان، ص ۲۳۰-۲۳۳.