در حال ویرایش ابولهب

هشدار: شما وارد نشده‌اید. نشانی آی‌پی شما برای عموم قابل مشاهده خواهد بود اگر هر تغییری ایجاد کنید. اگر وارد شوید یا یک حساب کاربری بسازید، ویرایش‌هایتان به نام کاربری‌تان نسبت داده خواهد شد، همراه با مزایای دیگر.

این ویرایش را می‌توان خنثی کرد. لطفاً تفاوت زیر را بررسی کنید تا تأیید کنید که این چیزی است که می‌خواهید انجام دهید، سپس تغییرات زیر را ذخیره کنید تا خنثی‌سازی ویرایش را به پایان ببرید.

نسخهٔ فعلی متن شما
خط ۳۶: خط ۳۶:
==اطلاعات شناسنامه‌ای==
==اطلاعات شناسنامه‌ای==
===نام، کنیه===
===نام، کنیه===
عبدالعُزّی بن عبدالمطّلب بن هاشم، از تیره بنی‌هاشم قبیله [[قریش]] به شمار می‌رود.<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ المعارف، ص۱۲۵؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۴.</ref> کنیه اصلی او ابوعتبه است.<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ المعارف، ص۱۲۵؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۴؛ قس: تفسیر قمی، ج۲، ص۴۴۸.</ref> برخی فرزندی به ‌نام لهب برای او برشمرده و از این رو، کنیه‌اش را ابولهب دانسته‌اند.<ref>الخصائص الکبری، ج۱، ص۲۴۱.</ref> لهب به معنای آتش<ref>الصحاح، ج۱، ص۲۲۱؛ معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۲۱۳، «لهب».</ref> ، بلندی شعله‌های آتش<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۲۱۳.</ref> ، شعله‌های آتش بی‌دود و مانند آن آمده ‌است.<ref>العین، ج۴، ص۵۴، «لهب».</ref> برخی گفته‌اند چون جایگاه او دوزخ است، خداوند به او کنیه ابولهب داد.<ref>الکشاف، ج۴، ص۲۹۶.</ref> در واقع، به سبب گلگونی<ref>المنمق، ص۴۲۳؛ تفسیر قرطبی، ج۲۰، ص۲۳۷.</ref> و زیبایی چهره‌اش<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ المعارف، ص۱۲۵؛ الثقات، ج۲، ص۱۳۶.</ref> پدرش او را ابولهب خواند<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ اسد الغابه، ج۱، ص۳۲؛ قس: تفسیر قمی، ج۲، ص۴۴۸.</ref> و سپس وی به همین کنیه شهرت یافت. در [[قرآن]] نیز از او با این کنیه یاد شده است. (<small>سوره مسد، آیه۱</small>) بعضی دلیل پرهیز قرآن از ذکر نام اصلی وی را چنین دانسته‌اند که قرآن هرگز واژه عبد را به غیر خدا اضافه نمی‌کند.<ref>احکام القرآن، ج۳، ص۶۴۷؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۸۴.</ref>  
عبدالعُزّی بن عبدالمطّلب بن هاشم، از تیره بنی‌هاشم قبیله [[قریش]] به شمار می‌رود.<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ المعارف، ص۱۲۵؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۴.</ref> کنیه اصلی او ابوعتبه است.<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ المعارف، ص۱۲۵؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۴؛ قس: تفسیر قمی، ج۲، ص۴۴۸.</ref> برخی فرزندی به ‌نام لهب برای او برشمرده و از این رو، کنیه‌اش را ابولهب دانسته‌اند.<ref>الخصائص الکبری، ج۱، ص۲۴۱.</ref> لهب به معنای آتش<ref>الصحاح، ج۱، ص۲۲۱؛ معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۲۱۳، «لهب».</ref>، بلندی شعله‌های آتش<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۲۱۳.</ref>، شعله‌های آتش بی‌دود و مانند آن آمده ‌است.<ref>العین، ج۴، ص۵۴، «لهب».</ref> برخی گفته‌اند چون جایگاه او دوزخ است، خداوند به او کنیه ابولهب داد.<ref>الکشاف، ج۴، ص۲۹۶.</ref> در واقع، به سبب گلگونی<ref>المنمق، ص۴۲۳؛ تفسیر قرطبی، ج۲۰، ص۲۳۷.</ref> و زیبایی چهره‌اش<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ المعارف، ص۱۲۵؛ الثقات، ج۲، ص۱۳۶.</ref> پدرش او را ابولهب خواند<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ اسد الغابه، ج۱، ص۳۲؛ قس: تفسیر قمی، ج۲، ص۴۴۸.</ref> و سپس وی به همین کنیه شهرت یافت. در [[قرآن]] نیز از او با این کنیه یاد شده است. (<small>سوره مسد، آیه۱</small>) بعضی دلیل پرهیز قرآن از ذکر نام اصلی وی را چنین دانسته‌اند که قرآن هرگز واژه عبد را به غیر خدا اضافه نمی‌کند.<ref>احکام القرآن، ج۳، ص۶۴۷؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۸۴.</ref>  


===تولد و وفات، خانواده===
===تولد و وفات، خانواده===
خط ۴۶: خط ۴۶:
خداوند وی را گرفتار بیماری «عدسه» کرد و او این‌گونه هلاک شد.<ref>الطبقات، ج۴، ص۷۳-۷۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۱۶۰؛ سر السلسلة العلویه، ص۳؛ المناقب، ج۱، ص۶۶.</ref> برخی مرگ او را در روزی دانسته‌اند که خبر شکست [[جنگ بدر|بدر]] به وی رسید.<ref>التنبیه و الاشراف، ص۲۰۶، ۲۲۲.</ref> برخی نیز هفت روز بعد از بدر را روز وفاتش دانسته‌اند.
خداوند وی را گرفتار بیماری «عدسه» کرد و او این‌گونه هلاک شد.<ref>الطبقات، ج۴، ص۷۳-۷۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۱۶۰؛ سر السلسلة العلویه، ص۳؛ المناقب، ج۱، ص۶۶.</ref> برخی مرگ او را در روزی دانسته‌اند که خبر شکست [[جنگ بدر|بدر]] به وی رسید.<ref>التنبیه و الاشراف، ص۲۰۶، ۲۲۲.</ref> برخی نیز هفت روز بعد از بدر را روز وفاتش دانسته‌اند.


دو پسرش دو یا سه شب جسدش را به سبب ترس از مسری بودن بیماری‌اش بر زمین رها کردند و به خاک نسپردند تا لاشه اش در خانه بدبوی شد. سرانجام مردی از قریش به آنان گفت: شرم نمی‌کنید که جسد پدرتان در خانه بدبوی شده و او را به خاک نمی‌سپارید؟ گفتند: از سرایت این بیماری میترسیم. گفت: حرکت کنید و ما هم با شما هستیم. آن‌گاه از دور مقداری آب بر پیکر وی ریختند و بدون دست زدن به آن، در منطقه بالای مکه کنار دیواری نهادند و چندان بر آن سنگ ریختند که زیر سنگ‌ها پوشیده شد.<ref>الطبقات، ج۴، ص۷۳-۷۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۱۶۰.</ref> بر پایه گزارشی، پس از آن که سه روز جسد وی بر زمین ماند، حمالانی را اجیر کردند و او را به خارج مکه بردند و گوری کندند و جسدش را در آن افکندند.<ref>سیرت رسول الله، ج۲، ص۵۸۸.</ref> [[ابن بطوطه]] بعدها قبر او و همسرش را در بیرون مکه و میان دو کوه دیده است که تلی از سنگ بر روی آن جمع شده و رسم بر آن بوده که هر کس از آن‌جا می‌گذشته، به سوی آن قبر‌ها سنگ می‌افکنده است.<ref>رحلة ابن بطوطه، ج۱، ص۳۸۲.</ref> [[ابن جبیر]] نیز از قبر آن ‌دو در سمت چپ راهی گزارش می‌دهد که به سوی [[باب العمره]] می‌رود.<ref>رحلة ابن جبیر، ص۷۹.</ref>  
دو پسرش دو یا سه شب جسدش را به سبب ترس از مسری بودن بیماری‌اش بر زمین رها کردند و به خاک نسپردند تا لاشهاش در خانه بدبوی شد. سرانجام مردی از قریش به آنان گفت: شرم نمی‌کنید که جسد پدرتان در خانه بدبوی شده و او را به خاک نمی‌سپارید؟ گفتند: از سرایت این بیماری میترسیم. گفت: حرکت کنید و ما هم با شما هستیم. آن‌گاه از دور مقداری آب بر پیکر وی ریختند و بدون دست زدن به آن، در منطقه بالای مکه کنار دیواری نهادند و چندان بر آن سنگ ریختند که زیر سنگ‌ها پوشیده شد.<ref>الطبقات، ج۴، ص۷۳-۷۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۱۶۰.</ref> بر پایه گزارشی، پس از آن که سه روز جسد وی بر زمین ماند، حمالانی را اجیر کردند و او را به خارج مکه بردند و گوری کندند و جسدش را در آن افکندند.<ref>سیرت رسول الله، ج۲، ص۵۸۸.</ref> [[ابن بطوطه]] بعدها قبر او و همسرش را در بیرون مکه و میان دو کوه دیده است که تلی از سنگ بر روی آن جمع شده و رسم بر آن بوده که هر کس از آن‌جا می‌گذشته، به سوی آن قبر‌ها سنگ می‌افکنده است.<ref>رحلة ابن بطوطه، ج۱، ص۳۸۲.</ref> [[ابن جبیر]] نیز از قبر آن ‌دو در سمت چپ راهی گزارش می‌دهد که به سوی [[باب العمره]] می‌رود.<ref>رحلة ابن جبیر، ص۷۹.</ref>  


===فرزندان===
===فرزندان===
ابولهب و اُم‌جمیل دارای سه پسر به نام‌های '''عُتبه'''، '''عُتَیبه''' و '''مُعَتِّب'''<ref>الاشتقاق، ص۶۸.</ref> و یک دختر به نام '''دُرّه'''<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲؛ الاصابه، ج۸، ص۱۲۷.</ref> یا سبیعه<ref>الاصابه، ج۸، ص۱۲۷.</ref> بودند. دره گاهی شعر می‌سرود.<ref>بلاغات النساء، ص۲۰۵.</ref> وی بعدها اسلام آورد و به [[مدینة النبی|مدینه]] مهاجرت و با [[حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب]]<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۳۵؛ الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۸؛ الاصابه، ج۸، ص۱۲۷.</ref> ازدواج کرد و فرزندانی برای وی آورد. پس از وی نیز به ازدواج [[دحیة بن خلیفه کلبی]] درآمد.<ref>الاصابه، ج۸، ص۱۲۷.</ref> برخی گفته‌اند: [[زید بن حارثه]] وی را به همسری گرفت.<ref>الاصابه، ج۸، ص۱۲۸.</ref> شاید این پیش از ازدواجش با حارث بن نوفل بوده باشد. برخی نیز وی را همسر [[صفوان بن اسد]] از [[بنی‌اسید]] می‌دانند.<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲.</ref>  
ابولهب و اُم‌جمیل دارای سه پسر به نام‌های '''عُتبه'''، '''عُتَیبه''' و '''مُعَتِّب'''<ref>الاشتقاق، ص۶۸.</ref> و یک دختر به نام '''دُرّه'''<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲؛ الاصابه، ج۸، ص۱۲۷.</ref> یا سبیعه<ref>الاصابه، ج۸، ص۱۲۷.</ref> بودند. دره گاهی شعر می‌سرود.<ref>بلاغات النساء، ص۲۰۵.</ref> وی بعدها اسلام آورد و به [[مدینة النبی|مدینه]] مهاجرت و با [[حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب]]<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۳۵؛ الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۸؛ الاصابه، ج۸، ص۱۲۷.</ref> ازدواج کرد و فرزندانی برای وی آورد. پس از وی نیز به ازدواج [[دحیة بن خلیفه کلبی]] درآمد.<ref>الاصابه، ج۸، ص۱۲۷.</ref> برخی گفته‌اند: [[زید بن حارثه]] وی را به همسری گرفت.<ref>الاصابه، ج۸، ص۱۲۸.</ref> شاید این پیش از ازدواجش با حارث بن نوفل بوده باشد. برخی نیز وی را همسر [[صفوان بن اسد]] از [[بنی‌اسید]] می‌دانند.<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲.</ref>  


عتبه و عتیبه در جاهلیت به ترتیب با [[رقیه دختر پیامبر(ص)|رقیه]] و [[ام‌کلثوم دختر پیامبر(ص)|ام‌کلثوم]] دختران پیامبر ازدواج کرده بودند که پس از نزول وحی از آنان جدا شدند.<ref>المعارف، ص۱۴۲؛ الذریة الطاهره، ص۸۰-۸۴.</ref> ابولهب مُعَتب و عتبه هنگام [[فتح مکه]] اسلام آوردند و معتب در [[جنگ حنین]] در سپاه اسلام جنگید.<ref>المعارف، ص۱۲۵؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۰.</ref> عتیبه که نفرین شده پیامبر بود، هنگام سفر تجاری به [[شام]]، با چنگال شیری از پای درآمد.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۴؛ تصحیفات المحدثین، ج۲، ص۷۰۸.</ref> نسل ابولهب از طریق عُتبه و مُعتب ادامه یافت<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۰.</ref> که شماری از آنان در منابع تاریخی و حدیثی یاد شده‌اند؛ از جمله [[فضل بن عباس بن عتبه]] که مادرش [[آمنه بنت عباس بن عبدالمطلب]] و شاعری معروف بود. حمزه و حسن فرزندان [[عتبة بن ابراهیم بن أبی‌خداش بن عتبه]] از اطرافیان [[هارون الرشید]] بودند. حسن بن علی بن عبدالله بن... بن عتبه متصدی بازار مکه در زمان [[المطیع عباسی]] و جد وی عبدالله از قاریان مکه و یکی از روات [[بزِی|البَزِّی]] از [[ابن کثیر]] بود. محمد بن احمد بن حسن بن... بن عتبه [[امام جماعت|امامت نماز]] را در مکه به ‌عهده داشت. [[قاسم بن عباس بن معمر بن معتب بن ابی‌لهب]] که از او حدیث نقل شده، از سوی [[محمد نفس زکیه]] هنگام قیامش در مدینه، به ولایت [[یمن]] گمارده شد.<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲.</ref>  
عتبه و عتیبه در جاهلیت به ترتیب با [[رقیه دختر پیامبر(ص)|رقیه]] و [[ام‌کلثوم دختر پیامبر(ص)|ام‌کلثوم]] دختران پیامبر ازدواج کرده بودند که پس از نزول وحی از آنان جدا شدند.<ref>المعارف، ص۱۴۲؛ الذریة الطاهره، ص۸۰-۸۴.</ref> ابولهب مُعَتب و عتبه هنگام [[فتح مکه]] اسلام آوردند و معتب در [[جنگ حنین]] در رکاب پیامبر [[شهید]] شد.<ref>المعارف، ص۱۲۵؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۰.</ref> عتیبه که نفرین شده پیامبر بود، هنگام سفر تجاری به [[شام]]، با چنگال شیری از پای درآمد.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۴؛ تصحیفات المحدثین، ج۲، ص۷۰۸.</ref> نسل ابولهب از طریق عُتبه و مُعتب ادامه یافت<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۰.</ref> که شماری از آنان در منابع تاریخی و حدیثی یاد شده‌اند؛ از جمله [[فضل بن عباس بن عتبه]] که مادرش [[آمنه بنت عباس بن عبدالمطلب]] و شاعری معروف بود. حمزه و حسن فرزندان [[عتبة بن ابراهیم بن أبی‌خداش بن عتبه]] از اطرافیان [[هارون الرشید]] بودند. حسن بن علی بن عبدالله بن... بن عتبه متصدی بازار مکه در زمان [[المطیع عباسی]] و جد وی عبدالله از قاریان مکه و یکی از روات [[بزِی|البَزِّی]] از [[ابن کثیر]] بود. محمد بن احمد بن حسن بن... بن عتبه [[امام جماعت|امامت نماز]] را در مکه به ‌عهده داشت. [[قاسم بن عباس بن معمر بن معتب بن ابی‌لهب]] که از او حدیث نقل شده، از سوی [[محمد نفس زکیه]] هنگام قیامش در مدینه، به ولایت [[یمن]] گمارده شد.<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲.</ref>  


==ابولهب و حرم مکی==  
==ابولهب و حرم مکی==  
خط ۶۱: خط ۶۱:
ابولهب مانند دیگر مشرکان قریش در روزگار جاهلیت بت می‌پرستید. وی به بت [[بت عزی|عُزّیٰ]] ارادت بیشتر داشت. بت عُزیٰ از دو بت دیگر، [[بت لات|لات]] و [[بت منات|منات]]، جدیدتر بود و پس از آن دو مورد پرستش قرار گرفت و نزد قریش به بزرگ‌ترینِ بت‌ها تبدیل شد که به زیارتش رفته، برایش قربانی ‌می‌کردند.<ref>الاصنام، ص۱۶-۱۸.</ref> دلبستگی او به این بت شگفت‌آور بود. [[ابواُحیحه]]، سعید بن العاص بن امیة بن عبدالشمس بن عبدمناف، متولی بت عزی، چون به حال احتضار افتاد، از بیم آن که این بت پس از وی پرستیده نشود، می‌گریست. ابولهب وی را دلداری داد و سوگند یاد کرد که عُزّیٰ تا آن روز به سبب وی پرستیده نشده و بر اثر مرگ او نیز پرستش آن ترک نخواهد شد. ابواُحیحه از دلبستگی ابولهب به پرستش عُزّیٰ به شگفت آمد و وی را جانشینی مطمئن برای خود دانست.<ref>الاصنام، ص۲۳.</ref> گویند ابولهب از آن پس می‌گفت: اگر عُزّیٰ پیروز گردد، با خدمتی که به او کرده‌ام، در امان هستم و اگر محمد پیروز شود که نمی‌شود برادرزاده من است.<ref>تاریخ دمشق، ج۱۶، ص۲۳۳.</ref>  
ابولهب مانند دیگر مشرکان قریش در روزگار جاهلیت بت می‌پرستید. وی به بت [[بت عزی|عُزّیٰ]] ارادت بیشتر داشت. بت عُزیٰ از دو بت دیگر، [[بت لات|لات]] و [[بت منات|منات]]، جدیدتر بود و پس از آن دو مورد پرستش قرار گرفت و نزد قریش به بزرگ‌ترینِ بت‌ها تبدیل شد که به زیارتش رفته، برایش قربانی ‌می‌کردند.<ref>الاصنام، ص۱۶-۱۸.</ref> دلبستگی او به این بت شگفت‌آور بود. [[ابواُحیحه]]، سعید بن العاص بن امیة بن عبدالشمس بن عبدمناف، متولی بت عزی، چون به حال احتضار افتاد، از بیم آن که این بت پس از وی پرستیده نشود، می‌گریست. ابولهب وی را دلداری داد و سوگند یاد کرد که عُزّیٰ تا آن روز به سبب وی پرستیده نشده و بر اثر مرگ او نیز پرستش آن ترک نخواهد شد. ابواُحیحه از دلبستگی ابولهب به پرستش عُزّیٰ به شگفت آمد و وی را جانشینی مطمئن برای خود دانست.<ref>الاصنام، ص۲۳.</ref> گویند ابولهب از آن پس می‌گفت: اگر عُزّیٰ پیروز گردد، با خدمتی که به او کرده‌ام، در امان هستم و اگر محمد پیروز شود که نمی‌شود برادرزاده من است.<ref>تاریخ دمشق، ج۱۶، ص۲۳۳.</ref>  


اندکی پیش از [[بعثت]] پیامبر، ابولهب به سرقت [[گنجینه کعبه|گنجینه]] و [[دو غزال کعبه]] متهم شد. این دو غزال زرین را [[قبیله جرهم]] دفن کرده بودند و عبدالمطلب هنگام حفر [[زمزم]]، آن‌ها را یافت.<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۳۹.</ref> شخصی به نام [[قیس بن عدی]] از [[بنی‌سهم]]<ref>المنمق، ص۶۰؛ الاشتقاق، ص۱۲۱.</ref> ، گروهی از جوانان قریش از جمله ابولهب را که به خانه‌اش برای شرابخواری و آوازخوانی رفت‌وآمد داشتند، به سرقت غزال کعبه تحریک کرد.<ref>الاشتقاق، ص۱۲۱.</ref> برخی خود ابولهب را تحریک‌گر دانسته‌اند؛ زیرا وی خود را از این دو غزال که به پدرش تعلق داشت، دارای سهم می‌دانست.<ref>المنمق، ص۶۰-۶۱.</ref> زبیر و ابوطالب، برادران بزرگ‌تر ابولهب، برآشفتند و سوگند یاد کردند که اگر به سارق دست یابند، دست او را قطع خواهند کرد. آن دو پس از دستیابی به سارقان دستشان را قطع کردند و چون ‌خواستند دست ابولهب را قطع کنند، دایی‌های وی که از قبیله خزاعه بودند، به حمایت از وی برخاستند و با قدرت و نفوذشان او را از این مجازات رهانیدند.<ref>السیر و المغازی، ج۲، ص۸۳؛ المنمق، ص۶۲، ۶۹؛ الکامل، ج۲، ص۴۴.</ref>  
اندکی پیش از [[بعثت]] پیامبر، ابولهب به سرقت [[گنجینه کعبه|گنجینه]] و [[دو غزال کعبه]] متهم شد. این دو غزال زرین را [[قبیله جرهم]] دفن کرده بودند و عبدالمطلب هنگام حفر [[زمزم]]، آن‌ها را یافت.<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۳۹.</ref> شخصی به نام [[قیس بن عدی]] از [[بنی‌سهم]]<ref>المنمق، ص۶۰؛ الاشتقاق، ص۱۲۱.</ref>، گروهی از جوانان قریش از جمله ابولهب را که به خانه‌اش برای شرابخواری و آوازخوانی رفت‌وآمد داشتند، به سرقت غزال کعبه تحریک کرد.<ref>الاشتقاق، ص۱۲۱.</ref> برخی خود ابولهب را تحریک‌گر دانسته‌اند؛ زیرا وی خود را از این دو غزال که به پدرش تعلق داشت، دارای سهم می‌دانست.<ref>المنمق، ص۶۰-۶۱.</ref> زبیر و ابوطالب، برادران بزرگ‌تر ابولهب، برآشفتند و سوگند یاد کردند که اگر به سارق دست یابند، دست او را قطع خواهند کرد. آن دو پس از دستیابی به سارقان دستشان را قطع کردند و چون ‌خواستند دست ابولهب را قطع کنند، دایی‌های وی که از قبیله خزاعه بودند، به حمایت از وی برخاستند و با قدرت و نفوذشان او را از این مجازات رهانیدند.<ref>السیر و المغازی، ج۲، ص۸۳؛ المنمق، ص۶۲، ۶۹؛ الکامل، ج۲، ص۴۴.</ref>  


آورده‌اند که ابولهب در دوران جاهلیت به زناکاری شهرت داشت. وی همراه [[عاص بن وائل]]، [[امیة بن خلف]]، [[ابوسفیان بن حرب]] و... در یک زمان با [[نابغه]]، مادر [[عمرو بن عاص]] که همراه دخترانش به مکه آمده بود، درآمیخت و آن‌گاه عمرو زاده شد. همه اینان بر سر انتساب عمرو به خود به ستیز برخاستند. نابغه از آن‌ رو که عاص بن وائل به دخترانش بیشتر بخشش می‌کرد، عمرو را به او نسبت داد.<ref>السیرة الحلبیه، ج۱، ص۷۰.</ref>  
آورده‌اند که ابولهب در دوران جاهلیت به زناکاری شهرت داشت. وی همراه [[عاص بن وائل]]، [[امیة بن خلف]]، [[ابوسفیان بن حرب]] و... در یک زمان با [[نابغه]]، مادر [[عمرو بن عاص]] که همراه دخترانش به مکه آمده بود، درآمیخت و آن‌گاه عمرو زاده شد. همه اینان بر سر انتساب عمرو به خود به ستیز برخاستند. نابغه از آن‌ رو که عاص بن وائل به دخترانش بیشتر بخشش می‌کرد، عمرو را به او نسبت داد.<ref>السیرة الحلبیه، ج۱، ص۷۰.</ref>  
خط ۸۳: خط ۸۳:
از گزارش‌ها بر‌می‌آید که‌اندکی پیش از [[بعثت]]، رقیه و اُم‌ کلثوم، دختران پیامبر، به ترتیب به عقد عتبه و عتیبه/ عتیق، پسران ابولهب، درآمدند و پس از بعثت پیامبر و پیش از آمیزش، از آن‌ها جدا شدند.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۰-۸۴؛ المناقب، ج۱، ص۱۴۰؛ الاصابه، ج۸، ص۱۳۸، ۴۶۰-۴۶۱.</ref> البته برخی این دو را دختران پیامبر ندانسته‌اند.<ref>الصحیح من سیرة النبی، ج۲، ص۱۲۷-۱۲۹.</ref> در چگونگی طلاق آنان، برخی گویند: هنگامی که سوره مسد نازل شد، پیامبر عتبه را فراخواند و از او خواست که رقیه را طلاق دهد. اُم ‌جمیل نیز که چنین دید، فرزندش را تحریک کرد که همسرش را طلاق دهد.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۰.</ref> دسته‌ای دیگر گویند: قریشیان برآن شدند تا با طلاق دختران پیامبر، ایشان به آنان مشغول شده، از انجام رسالتش بازماند. از این رو، نزد دامادهای پیامبر رفتند و درخواست خود را مطرح کردند. [[ابوالعاص بن ربیع]]، شوهر [[زینب دختر پیامبر|زینب دختر بزرگ پیامبر]]، نپذیرفت؛ اما عتبه، شوهر رقیه، به این خواسته تن داد، به این شرط که آنان دختر [[أبان بن سعید بن عاص]] یا [[سعید بن عاص]] را به همسری او درآورند.<ref>الذریة الطاهره، ص۷۱-۷۲؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۱۸۹-۱۹۰؛ تاریخ دمشق، ج۶۷، ص۱۱.</ref> بعضی نیز گویند: چون سوره مسد نازل شد، ابولهب فرزندانش را خواست و به آنان دستور داد تا دختران پیامبر را طلاق دهند و آنان نیز چنین کردند.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۳-۸۴؛ الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۹۵؛ الاصابه، ج۸، ص۴۶۱.</ref> عتیبه که از ام کلثوم جدا شده بود، نزد پیامبر آمد و گفت: به دین تو کافرم و دخترت را طلاق دادم. نه تو مرا دوست بدار و نه من تو را دوست می‌دارم. سپس به پیامبر حمله کرد و پیراهن ایشان را درید. پیامبر وی را چنین نفرین کرد: «'''اللهم سلط علیه کلباً من کلابک'''».<ref>تصحیفات المحدثین، ج۲، ص۷۰۸؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۴۳۸-۴۳۹.</ref> هنگامی که وی عازم سفر تجاری به شام بود و شب در مکانی برای استراحت ماند، شیری او را که میان دوستان و کالاها پناه گرفته بود، یافت و درید.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۴؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۴۳۹.</ref>  
از گزارش‌ها بر‌می‌آید که‌اندکی پیش از [[بعثت]]، رقیه و اُم‌ کلثوم، دختران پیامبر، به ترتیب به عقد عتبه و عتیبه/ عتیق، پسران ابولهب، درآمدند و پس از بعثت پیامبر و پیش از آمیزش، از آن‌ها جدا شدند.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۰-۸۴؛ المناقب، ج۱، ص۱۴۰؛ الاصابه، ج۸، ص۱۳۸، ۴۶۰-۴۶۱.</ref> البته برخی این دو را دختران پیامبر ندانسته‌اند.<ref>الصحیح من سیرة النبی، ج۲، ص۱۲۷-۱۲۹.</ref> در چگونگی طلاق آنان، برخی گویند: هنگامی که سوره مسد نازل شد، پیامبر عتبه را فراخواند و از او خواست که رقیه را طلاق دهد. اُم ‌جمیل نیز که چنین دید، فرزندش را تحریک کرد که همسرش را طلاق دهد.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۰.</ref> دسته‌ای دیگر گویند: قریشیان برآن شدند تا با طلاق دختران پیامبر، ایشان به آنان مشغول شده، از انجام رسالتش بازماند. از این رو، نزد دامادهای پیامبر رفتند و درخواست خود را مطرح کردند. [[ابوالعاص بن ربیع]]، شوهر [[زینب دختر پیامبر|زینب دختر بزرگ پیامبر]]، نپذیرفت؛ اما عتبه، شوهر رقیه، به این خواسته تن داد، به این شرط که آنان دختر [[أبان بن سعید بن عاص]] یا [[سعید بن عاص]] را به همسری او درآورند.<ref>الذریة الطاهره، ص۷۱-۷۲؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۱۸۹-۱۹۰؛ تاریخ دمشق، ج۶۷، ص۱۱.</ref> بعضی نیز گویند: چون سوره مسد نازل شد، ابولهب فرزندانش را خواست و به آنان دستور داد تا دختران پیامبر را طلاق دهند و آنان نیز چنین کردند.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۳-۸۴؛ الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۹۵؛ الاصابه، ج۸، ص۴۶۱.</ref> عتیبه که از ام کلثوم جدا شده بود، نزد پیامبر آمد و گفت: به دین تو کافرم و دخترت را طلاق دادم. نه تو مرا دوست بدار و نه من تو را دوست می‌دارم. سپس به پیامبر حمله کرد و پیراهن ایشان را درید. پیامبر وی را چنین نفرین کرد: «'''اللهم سلط علیه کلباً من کلابک'''».<ref>تصحیفات المحدثین، ج۲، ص۷۰۸؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۴۳۸-۴۳۹.</ref> هنگامی که وی عازم سفر تجاری به شام بود و شب در مکانی برای استراحت ماند، شیری او را که میان دوستان و کالاها پناه گرفته بود، یافت و درید.<ref>الذریة الطاهره، ص۸۴؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۴۳۹.</ref>  


بسیاری از منابع، نفرین پیامبر و دریده شدن به دست شیر را درباره عتبه دانسته‌اند و عللی برای آن برشمرده‌اند؛ همچون: طلاق دادن رقیه به تحریک والدینش<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۳۹.</ref> ، سبّ و آزار پیامبر، و کافر دانستن خود در پی نزول [[سوره نجم|سوره والنجم]].<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۱۴۸؛ المناقب، ج۱، ص۷۱.</ref> اما گویا شخص نفرین شده عتیبه است<ref>تصحیفات المحدثین، ج۲، ص۷۰۸.</ref> ؛ زیرا منابع تصریح دارند که عتبه همراه معتب هنگام [[فتح مکه]] [[اسلام]] آورد<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۰.</ref> و در جنگ حنین، در رکاب پیامبر جنگید و استقامت نشان داد.<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۰؛ المناقب، ج۱، ص۳۰۵؛ الوافی بالوفیات، ج۱، ص۸۰.</ref> سفر تجاری عتیبه به شام و دریده شدنش چند سال پیشتر رخ داد<ref>الذریة الطاهره، ص۸۴؛ الوافی بالوفیات، ج۱، ص۸۰.</ref> و فرزندی از او نماند.<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲.</ref> گویا اشتباه میان این دو نام بیشتر از املای دو اسم عتبه و عتیبه نشئت گرفته باشد.
بسیاری از منابع، نفرین پیامبر و دریده شدن به دست شیر را درباره عتبه دانسته‌اند و عللی برای آن برشمرده‌اند؛ همچون: طلاق دادن رقیه به تحریک والدینش<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۳۹.</ref>، سبّ و آزار پیامبر، و کافر دانستن خود در پی نزول [[سوره نجم|سوره والنجم]].<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۱۴۸؛ المناقب، ج۱، ص۷۱.</ref> اما گویا شخص نفرین شده عتیبه است<ref>تصحیفات المحدثین، ج۲، ص۷۰۸.</ref> ؛ زیرا منابع تصریح دارند که عتبه همراه معتب هنگام [[فتح مکه]] [[اسلام]] آورد<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۰.</ref> و در جنگ حنین، در رکاب پیامبر جنگید و استقامت نشان داد.<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۰؛ المناقب، ج۱، ص۳۰۵؛ الوافی بالوفیات، ج۱، ص۸۰.</ref> سفر تجاری عتیبه به شام و دریده شدنش چند سال پیشتر رخ داد<ref>الذریة الطاهره، ص۸۴؛ الوافی بالوفیات، ج۱، ص۸۰.</ref> و فرزندی از او نماند.<ref>جمهرة انساب العرب، ص۷۲.</ref> گویا اشتباه میان این دو نام بیشتر از املای دو اسم عتبه و عتیبه نشئت گرفته باشد.


====آزار پیامبر(ص)====
====آزار پیامبر(ص)====
خط ۱۰۶: خط ۱۰۶:
*آشوبگر آتش‌افروز(داستان ابولهب)، نوشته سعیدمعزالدین
*آشوبگر آتش‌افروز(داستان ابولهب)، نوشته سعیدمعزالدین
*دستان ابولهب و غزال کعبه : نگاهی به تفسیر سوره مسد، اثر مرتضی کریمی نیا
*دستان ابولهب و غزال کعبه : نگاهی به تفسیر سوره مسد، اثر مرتضی کریمی نیا
==پیوند به بیرون==
*[https://article.tebyan.net/218209/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D8%AF- این مرد هرگز مسلمان نخواهد شد!؛ تبیان]
*[http://www.hawzah.net/fa/Article/View/4989 داستان بدرفتاری ابولهب؛ حوزه.نت]
*[http://www.anvartaha.ir/fa/Content/46/%DA%86%D8%B1%D8%A7%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%20%D9%85%D8%B3%D8%AF%20%D8%A8%D8%AC%D8%A7%D9%8A%20%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%8A%D9%86%20%D8%A8%D9%87%20%D8%AE%D9%88%D8%AF%20%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A8%20%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%20%D8%A7%D9%88%20%D8%B1%D8%A7%20%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA%20%D9%85%D9%8A%20%D9%83%D9%86%D8%AF چرا خداوند در سوره مسد به جای نفرین به خود ابولهب، دستان او را لعنت می‌کند؟؛ مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی انوار طه]
*[https://www.mashreghnews.ir/news/279068/%D8%B4%D9%8A%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%8A%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A8 شیوه‌های آزار پیامبر(ص) توسط ابولهب؛ مشرق نیوز]


==پانویس==
==پانویس==
لطفاً توجه داشته‌باشید که همهٔ مشارکت‌ها در ویکی حج منتشرشده تحت Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike در نظر گرفته‌می‌شوند (برای جزئیات بیش‌تر ویکی حج:حق تکثیر را ببینید). اگر نمی‌خواهید نوشته‌هایتان بی‌رحمانه ویرایش و توزیع شوند؛ بنابراین، آنها را اینجا ارائه نکنید.
شما همچنین به ما تعهد می‌کنید که خودتان این را نوشته‌اید یا آن را از یک منبع با مالکیت عمومی یا مشابه آزاد آن برداشته‌اید (برای جزئیات بیش‌تر ویکی حج:حق تکثیر را ببینید). کارهای دارای حق تکثیر را بدون اجازه ارائه نکنید!
لغو راهنمای ویرایش‌کردن (در پنجرهٔ تازه باز می‌شود)

این صفحه عضوی از یک ردهٔ پنهان است: