| نسخهٔ فعلی |
متن شما |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| '''اصحاب صُفّه'''، [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجرد و غالباً فقیری بودند که پس از هجرت به مدینه و ساخت [[مسجدالنبی]]، در قسمت انتهایی آن که دارای سکو و سایبان بود، مستقر شدند.
| | {{در دست ویرایش|ماه=[[شهریور]]|روز=[[۳۱]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=عاطفه فتاحی }} |
|
| |
|
| این گروه از مهاجران که پس از مهاجرت خانه و کاشانه خود را رها کرده بودند و جایی برای اقامت نداشتند ابتدا در قبا سکونت داشتند؛ اما با ساخت مسجدالنبی به قسمتی از انتهای مسجد که سکویی بود که صفه نامیده میشد و سایبانی بر روی آن بود، نقل مکان کردند. اهل صفه در این مکان به آموزش قرآن و تعلیم دینی انصار اشتغال یافتند. حضور مفسرانی مشهور مانند [[ابوسعید خدری انصاری]]، [[ابن مسعود]] و [[عبدالله بن عمرو]] در میان آنان، نشاندهنده نقش دینی و قرآنی این گروه است.
| | [[رده:مقالههای در حال ویرایش]] |
| | '''اصحاب صفه'''، [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجردی بودند، که پس از ساخت [[مسجدالنبی]]، در قسمت انتهایی آن مستقر شدند؛ مکانی که شامل یک سکو و سایبان میشد. |
|
| |
|
| گزارشهایی از فقر و تنگدستی اهل صفه در منابع آمده است. بهطوری که گفته شده غذای اهل صفه بيشتر از خرما بود و كمتر نان يا گوشت نصيبشان میشد. حتی گاهی مدتهای طولانی از بی غذایی به اجبار سنگ بر شكم میبستند يا روزه میگرفتند. صفهنشینان در جهاد نیز حضوری فعال داشتند. در واقعه [[بئر معونه]] (سال چهارم قمری) ۷۰ تن به شهادت رسیدند که برخی از آنان از اصحاب صفه بودند. با شهادت این گروه، آیه ۱۶۹ آلعمران درباره زنده بودن شهدا نازل شد.
| | ==تاریخچه و شکلگیری اصحاب صفه== |
| | صفه را همانند سقيفه يا سايبان دانستهاند<ref>لسان العرب، ج۹، ص۱۹۵؛ مجمع البحرين، ج۲، ص۶۱۷، «صفو»؛ تاج العروس، ج۱۲، ص۳۲۵، «صفف».</ref>. از ساكنان صفه نيز به اصحاب صفّه، اهل الصفّه يا اصحاب المَظَلّه (سايباننشينان) ياد كردهاند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶، ۲۳۲.</ref> برخی پژوهشگران به پيروي از بعضی لغتشناسان متأخر، صفه را سكّو دانستهاند.<ref>.Encyclopedia of Islam, Ahl Al-Suffa.</ref> |
|
| |
|
| در سدههای چهارم و پنجم، مشایخ صوفی، حضور یاران پیامبر در صفه را به حضور [[صوفیان]] در [[خانقاه]] تشبیه کردند و وجوه مشترکی چون خشیت، فقر و تنگدستی، ترک وطن را میان آنان برشمردند. | | در ضلع شرقی حرم نبوی كه مكان نخست مسجد پيامبر بوده و روبهروی ديوار [[خانه فاطمه(س)|منزل حضرت فاطمه(س)]]، امروزه قسمتی را به صورت سكّويی بلندتر ساخته و آن را صفه نام نهادهاند که درواقع همان محل [[دکه الاغوات|دکة الآغوات]] است. |
|
| |
|
| ==شکلگیری اصحاب صفه==
| | در پی [[هجرت|هجرت پيامبر (ص)]] و مسلمانان به [[مدینه|يثرب]] و پيش از ساخته شدن [[مسجد النبی|مسجد نبوی]]، مهاجران بیهمسر در خانههای [[انصار]] در [[قبا]] اقامت داشتند كه با اقامتگاه پيامبر(ص) در خانه ابوايوب انصاري فاصله بسيار داشت. اين مهاجران پس از ساخته شدن مسجد نبوی، مقيم مسجد شدند. مناسبتر آن بود كه آنان انتهای مسجد را براي قرار دادن وسايل و استراحت خود انتخاب كنند، به ويژه كه سايبانی نيز در آن قسمت قرار داشت. از هنگام دقيق ساخت اين سايبان، آگاهی در دست نيست. شايد در آغاز تأسيس مسجد و براي حفظ نمازگزاران از آفتاب سوزان مدينه، اين سايبان ساخته شده و با [[تغییر قبله|تغيير قبله]] در سال دوم، در قسمت انتهایی و پشت به [[قبله]] مسجد قرار گرفته باشد.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ اسد الغابه، ج۵، ص۷۷؛ وفاء الوفاء، ج۲، ص۴۸.</ref> برخی مساحت صفه را ۹۶ متر مربع تعيين كردهاند.<ref>آثار اسلامي مكه و مدينه، ص۲۳۴.</ref>بر اين اساس، ساكنان صفه همان ساكنان مسجد نبوی بودند كه روزها به اين سايبان پناه میبردند؛ ولی در شب میتوانستند هر جای مسجد بخوابند.<ref>المصنف، صنعاني، ج۱، ص۴۲۱، ۴۲۳؛ قرب الاسناد، ص۱۴۸.</ref> از اين رو، شماری از فقيهان [[اهل سنت]] خوابيدن در مسجد را برای غير بوميان جايز شمردهاند. <ref>المجموع، ج۲، ص۱۷۳.</ref>گزارشهایی در دست است كه نشان میدهد سكونت در مسجد و سايبان آن به [[مهاجران]] اختصاص نداشت.<ref>المستدرك، ج۳، ص۲۰.</ref> همچنين از حضور مشركان [[قریش|قريشی]] به اسارت درآمده در [[غزوه بدر|نبرد بدر]]<ref>الام، ج۱، ص۷۱؛ معرفة السنن و الآثار، ج۲، ص۲۵۷.</ref>و مهمانان پيامبر در صفه نيز گزارشی در دست است.<ref>بهجة النفوس، ص۲۲۲.</ref> |
|
| |
|
| [[صفهی مسجدالنبی|صفه]] را همانند سقيفه يا سايبان دانستهاند.<ref>لسان العرب، ج۹، ص۱۹۵؛ مجمع البحرين، ج۲، ص۶۱۷، «صفو»؛ تاج العروس، ج۱۲، ص۳۲۵، «صفف».</ref> از ساكنان صفه نيز به اصحاب صفّه، اهل الصفّه يا اصحاب المَظَلّه (سايباننشينان) ياد كردهاند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶، ۲۳۲.</ref> برخی پژوهشگران به پيروي از بعضی لغتشناسان متأخر، صفه را سكّو دانستهاند.<ref>.Encyclopedia of Islam, Ahl Al-Suffa.</ref> | | ==صفهنشینان اولیه== |
| | فرودستان [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجر]] از مكه همچون [[بلال بن رباح|بلال]]، [[خباب|خبّاب]]، [[صهیب|صُهَيب]]، [[ابن مسعود]]، [[مقداد]] و [[عمار بن یاسر|عمار]] جزء نخستين ساكنان صفّه بودهاند.<ref>المستدرك، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref> ابوذر نيز پس از [[هجرت]] به [[مدینه|مدينه]] به سال سوم يا پنجم ق.<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۶۸؛ الاستيعاب، ج۱، ص۳۲۱.</ref> و [[سلمان فارسی|سلمان]] <ref>الطبقات، ج۴، ص۶۰، ۶۳؛ المستدرك، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref>پيش از [[نبرد خندق]] و به سال پنجم ق. به اين جمع پيوستند.<ref>لطبقات، ج۱، ص۱۹۶.</ref> |
|
| |
|
| در ضلع شرقی حرم نبوی كه مكان نخست مسجد پيامبر بوده و روبهروی ديوار [[خانه فاطمه(س)|منزل حضرت فاطمه(س)]]، امروزه قسمتی را به صورت سكّويی بلندتر ساخته و آن را صفه نام نهادهاند که درواقع همان محل [[دکه الاغوات|دکة الآغوات]] است.<ref>اصحاب صفه، دانشنامه حج و حرمین شریفین</ref> | | ساكنان بعدی صفه، نومسلمانان قبايل صحرانشين بودند كه بر اثر تهديدهاي موجود، دارايی و خانههای خود را رها كرده بودند تا در سايه امنيت مدينه، كنار ديگر مسلمانان، همنشين پيامبر گرامی (ص) باشند. اعضایی از [[بنوغفار]]،<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۹۷-۹۸.</ref> [[بنوسليم]]،<ref>المستدرك، ج۱، ص۱۷۵.</ref> [[جُهينه]]<ref>المستدرك، ج۱، ص۱۷۵.</ref>، [[اسلم]] <ref>الطبقات، ج۴، ص۲۲۳.</ref>و ديگر قبايل منطقه، در ميان ساكنان صفّه حضور داشتند. |
|
| |
|
| در پی [[هجرت|هجرت پيامبر (ص)]] و مسلمانان به [[مدینه|يثرب]] و پيش از ساخته شدن [[مسجد النبی|مسجد نبوی]]، مهاجران بیهمسر در خانههای [[انصار]] در [[قبا]] اقامت داشتند كه با اقامتگاه پيامبر(ص) در خانه [[ابوایوب انصاری|ابوايوب انصاری]] فاصله بسيار داشت. اين مهاجران پس از ساخته شدن مسجد نبوی، مقيم مسجد شدند. این مهاجران در صفه که سایبانی نیز بر روی آن بود و در قسمت انهای مسجد قرار داشت، مستقر شدند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ اسد الغابه، ج۵، ص۷۷؛ وفاء الوفاء، ج۲، ص۴۸.</ref> آنان روزها به اين سايبان پناه میبردند؛ ولی در شب میتوانستند هر جای مسجد بخوابند.<ref>المصنف، صنعاني، ج۱، ص۴۲۱، ۴۲۳؛ قرب الاسناد، ص۱۴۸.</ref> از اين رو، شماری از فقيهان [[اهل سنت]] خوابيدن در مسجد را برای غير بوميان جايز شمردهاند.<ref>المجموع، ج۲، ص۱۷۳.</ref> گزارشهایی در دست است كه نشان میدهد سكونت در مسجد و سايبان آن به [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] اختصاص نداشت.<ref>المستدرك، ج۳، ص۲۰.</ref> همچنين از حضور مشركان قريشی به اسارت درآمده در [[غزوه بدر|نبرد بدر]]<ref>الام، ج۱، ص۷۱؛ معرفة السنن و الآثار، ج۲، ص۲۵۷.</ref> و مهمانان پيامبر در صفه نيز گزارشی در دست است.<ref>بهجة النفوس، ص۲۲۲.</ref>
| | پيوستن [[ابوهريره]]، [[واثلة بن اسقع]] و شماری ديگر از صفّهنشينان مورد توجه [[اهل سنت]] به صفّه، مربوط به هنگامی است كه [[مكه]] [[فتح مکه|فتح]] شده و پيامبر اصل مهاجرت را لغو كرده بود. برخي به اشتباه، عمده ساكنان صفّه را مهاجران [[قريش|قريشی]] دانستهاند.<ref>الكشاف، ج۱، ص۳۱۸؛ مبهمات القرآن، ج۱، ص۲۶۸.</ref> شماری از [[انصار|انصاريان]] را نيز ساكن صفه شمردهاند كه از مشهورترين افراد آنها ميتوان به [[جابر بن عبدالله انصاری]] و [[ابوسعيد خُدری]] اشاره كرد.<ref>حلية الاولياء، ج۱، ص۴۲۵.</ref> |
|
| |
|
| ==صفه نشینان اولیه== | | ==فقر و تهیدستی صفه نشینان== |
| فرودستان [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجر]] از مكه همچون [[بلال بن رباح|بلال]]، خبّاب، صُهَيب، [[ابن مسعود]]، [[مقداد]] و [[عمار]] جزء نخستين ساكنان صفّه بودهاند.<ref>المستدرك، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref> ابوذر نيز پس از [[هجرت]] به [[مدینه|مدينه]] به سال سوم يا پنجم ق.<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۶۸؛ الاستيعاب، ج۱، ص۳۲۱.</ref> و [[سلمان فارسی|سلمان]] <ref>الطبقات، ج۴، ص۶۰، ۶۳؛ المستدرك، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref>پيش از [[نبرد خندق]] و به سال پنجم ق. به اين جمع پيوستند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶.</ref> بر پايه روايتی، منظور از صالحان در آيه۶۹ نساء/۴ كه در كنار پيامبران، صديقين و شهدا جزء نعمتيافتگان دانسته شدهاند، جمعي از اصحاب صفّه از جمله [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[صهيب]]، [[بلال بن رباح|بلال]]، [[خباب]] و [[عمّار]] هستند.<ref>شواهد التنزيل، ج۱، ص۱۹۷.</ref>
| | تاريخنگاران و راويان در وصف «اهل صفّه» همواره فقر و وضع أسفبار معيشتی آنها را گزارش كرده و آنان را تهيدستان جامعه نبوی تصوير كردهاند.<ref> فتح الباري، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref> |
| | غذاي اهل صفه بيشتر از خرما بود و كمتر نان يا گوشت نصيبشان ميشد.<ref>المستدرك، ج۳، ص۱۶؛ تهذيب الكمال، ج۷، ص۳۹۰-۳۹۱.</ref> آنان گاه در هر وعده دو خرما بيشتر نمیخوردند. حتی گاهی مدتهاي طولاني از بيغذایی به اجبار سنگ بر شكم ميبستند يا روزه ميگرفتند.<ref>جامع البيان، ج۲۸، ص۵۲.</ref>اگر خرمای كافی در اختيارشان بود، به هر دو تن روزانه يك مُدّ خرما ميرسيد.<ref> مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰؛ اسد الغابه، ج۳، ص۸۹.</ref> در غير اين صورت، ناچار بودند با چند خرما روز خود را سپري كنند.<ref>مسند ابن راهويه، ج۱، ص۲۰۱؛ تاريخ دمشق، ج۶۷، ص۳۱۹-۳۲۰.</ref> بر پايه گزارشی از [[عبدالله بن عمر]]، اهل صفه تا [[خیبر|فتح خيبر]] به سال هفتم ق. معمولاً سير نمیشدند.<ref>صحيح البخاري، ج۵، ص۸۳؛ فتح الباري، ج۹، ص۴۳۵.</ref> |
|
| |
|
| ساكنان بعدی صفه، نومسلمانان قبايل صحرانشين بودند كه بر اثر تهديدهای موجود، دارايی و خانههای خود را رها كرده بودند تا در سايه امنيت [[مدینه|مدينه]]، كنار ديگر مسلمانان، همنشين پيامبر گرامی (ص) باشند. اعضایی از [[بنوغفار]]<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۹۷-۹۸.</ref>، [[بنوسليم]]<ref>المستدرك، ج۱، ص۱۷۵.</ref>، [[جُهينه]]<ref>المستدرك، ج۱، ص۱۷۵.</ref>، [[بنیاسلم|اسلم]] <ref>الطبقات، ج۴، ص۲۲۳.</ref>و ديگر قبايل منطقه، در ميان ساكنان صفّه حضور داشتند. | | درباره پوشاك ساكنان صفه نيز گزارشهایی همانند در دست است. نبود لباس موجب ميشد گرد وغبار بر تنشان بنشيند و عرق را بر اندامشان خشك كند و نيازشان به شستوشو را بيفزايد.<ref> تاريخ دمشق، ج۶۲، ص۳۵۹؛ سير اعلام النبلاء، ج۳، |
| | ص۳۸۵.</ref> بر پايه گزارشی، گاه ۷۰ تن از اصحاب صفّه لباسی كمتر از حد معمول داشتند، بهگونهاي كه در نماز همواره نگران پوشاندن عورت خويش بودند.<ref>صحيح البخاري، ج۱، ص۱۳۰.</ref> بر پايه گزارشی ديگر، ۳۰ تن از ساكنان صفّه با بالا تنه عريان پشت سر [[حضرت محمد (ص)|پيامبر(ص)]] نماز میگزاردند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ عيون الاثر، ج۲، ص۴۰۳.</ref> |
|
| |
|
| پيوستن [[ابوهریره|ابوهريره]]، [[واثلة بن اسقع]] و شماری ديگر از صفّهنشينان مورد توجه [[اهل سنت]] به صفّه، مربوط به هنگامی است كه [[مكه]] [[فتح مکه|فتح]] شده و پيامبر اصل مهاجرت را لغو كرده بود. برخی به اشتباه، عمده ساكنان صفّه را مهاجران قريشی دانستهاند.<ref>الكشاف، ج۱، ص۳۱۸؛ مبهمات القرآن، ج۱، ص۲۶۸.</ref> شماری از [[انصار|انصاريان]] را نيز ساكن صفه شمردهاند كه از مشهورترين افراد آنها میتوان به [[جابر بن عبدالله انصاری]] و [[ابوسعید خدری|ابوسعيد خُدری]] اشاره كرد.<ref>حلية الاولياء، ج۱، ص۴۲۵.</ref>
| | برای بهبود وضع معيشت صفّهنشينان راهكارهای گوناگون دنبال شد. گاه به آنها پارچه هديه میدادند.<ref> مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۸۴.</ref> هرگاه غذايي به پيامبر میرسيد، آن را ميان اهل صفه پخش ميكرد و اگر هديه بود، پيامبر(ص) خود نيز از آن میخورد.<ref>الطبقات، ج۱، ص۲۹۶.</ref> |
| | پيامبر ساكنان صفّه و عموم تهيدستان را از گدایی بازميداشت. در آيه ۲۷۳ بقره/۲ كه در همين زمينه نازل گشته، از مؤمنان خواسته شده در كمك كردن كوتاهی نكنند و گمان مبرند كسی كه درخواست نمیكند، نيازمند نيست.<ref>جامع البيان، ج۳، ص۱۳۱-۱۳۷؛ مجمع البيان، ج۲، ص۶۶۶-۶۶۷.</ref> |
|
| |
|
| == ویژگیها و کارکردها ==
| | پس از تولد [[حسنين]]، پيامبر به وزن تقريبی موهاي آن دو، نقره [[صدقه]] داد تا براي اصحاب صفّه هزينه شود.<ref> مسند احمد، ج۷، ص۵۳۷؛ المناقب، كوفي، ج۲، ص۲۷۲؛ السنن الكبري، ج۱۴، ص۲۶۳.</ref> گاه [[فاطمه(س)]] سهم همسرش از غنيمتهای نبرد را به آنها صدقه ميداد.<ref>مكارم الاخلاق، ص۹۴؛ مستدرك الوسائل، ج۶، ص۵۱۲.</ref> [[امام علی(ع)|امير مؤمنان(ع)]] نيز پنهاني به آنان ياری ميرساند.<ref> المناقب، كوفي، ج۲، ص۸۳؛ شواهد التنزيل، ج۱، ص۱۴۸؛</ref> |
| تاريخنگاران و راويان در وصف «اهل صفّه» همواره فقر و وضع أسفبار معيشتی آنها را گزارش كرده و آنان را تهيدستان جامعه نبوی تصوير كردهاند.<ref>فتح الباري، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref> غذای اهل صفه بيشتر از خرما بود و كمتر نان يا گوشت نصيبشان میشد.<ref>المستدرك، ج۳، ص۱۶؛ تهذيب الكمال، ج۷، ص۳۹۰-۳۹۱.</ref> آنان گاه در هر وعده دو خرما بيشتر نمیخوردند. حتی گاهی مدتهای طولانی از بی غذایی به اجبار سنگ بر شكم میبستند يا روزه میگرفتند.<ref>جامع البيان، ج۲۸، ص۵۲.</ref>بر پايه گزارشی از [[عبدالله بن عمر]]، اهل صفه تا [[خیبر|فتح خيبر]] به سال هفتم ق. معمولاً سير نمیشدند.<ref>صحيح البخاري، ج۵، ص۸۳؛ فتح الباري، ج۹، ص۴۳۵.</ref>
| | با توجه به فقر اهل صفه، برخي صفّه را «خانه صدقهگيران» دانستهاند.<ref> تاريخ دمشق، ج۶۷، ص۳۲۰.</ref> در نتيجه، همه آيات مدنی را كه در آنها به صدقه، مساكين، فقيران و انفاق اشاره شده، به ساكنان صفّه مربوط دانستهاند. البته نگارندگان شأن نزول، بر اثر كمبود آگاهی، گزارشهاي چندان ذيل آن آيات ارائه نكردهاند. از اندك شأن نزولهای گزارش شده در اين زمينه كه اشارهاي روشن به اصحاب صفّه دارد، روايتهايي است كه ذيل آيات ۲۷۱ و ۲۷۳ بقره/۲ آمدهاند. در اين آيات، صدقه به تهيدستان مهاجر اختصاص يافته كه به سبب ايمانشان در موطن خود ايمن نبودند و به مدينه مهاجرت كردند و نمیتوانستند كار كنند.<ref>الكشاف، ج۱، ص۳۱۸؛ غررالتبيان، ص۲۲۲.</ref> |
|
| |
|
| درباره پوشاك ساكنان صفه نيز گزارشهایی همانند در دست است. بر پايه گزارشی، گاه ۷۰ تن از اصحاب صفّه لباسی كمتر از حد معمول داشتند.<ref>صحيح البخاري، ج۱، ص۱۳۰.</ref> بر پايه گزارشی ديگر، ۳۰ تن از ساكنان صفّه با بالا تنه عريان پشت سر [[حضرت محمد (ص)|پيامبر(ص)]] نماز میگزاردند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ عيون الاثر، ج۲، ص۴۰۳.</ref> با توجه به فقر اهل صفه، برخی صفّه را «خانه صدقهگيران» دانستهاند.<ref>تاريخ دمشق، ج۶۷، ص۳۲۰.</ref>در نتيجه، همه آيات مدنی را كه در آنها به صدقه، مساكين، فقيران و انفاق اشاره شده، به ساكنان صفّه مربوط دانستهاند. از جمله این موارد، آيات ۲۷۱ و ۲۷۳ بقره/۲ بود. در اين آيات، صدقه به تهيدستان مهاجر اختصاص يافته كه به سبب ايمانشان در موطن خود ايمن نبودند و به مدينه مهاجرت كردند و نمیتوانستند كار كنند.<ref>الكشاف، ج۱، ص۳۱۸؛ غررالتبيان، ص۲۲۲.</ref>
| | يكي ديگر از منابع تأمين هزينههای اهل صفه، به ويژه در پنج سال دوم حكومت پيامبر(ص) در مدينه، غنيمتهای به دست آمده در نبردها و درآمدهاي حاصل از اموال خالص پيامبر (ص) مانند اموال [[بنی نضير]] بود. بر پايه آيات سوره حشر، خداوند جنگجويان را بر اثر نقش اندكشان در نبرد بنی نضير، از غنيمت محروم كرد و همه اموال به دست آمده را به صورت خالص در اختيار پيامبر نهاد تا از آن برای خويشاوندان، ايتام، بيچارگان و در راه ماندگان هزينه كند؛ فقيران مهاجری كه از كاشانه و دارایی خود دور مانده بودند.<ref>جامع البيان، ج۲۸، ص۴۶، ۵۴.</ref> |
| | |
| ====آموزش تعالیم دینی توسط صفه نشینان====
| |
| | |
| از آنجا كه بسياری از پيروان پيامبر گرفتار كارهای روزمره خود بودند<ref>حلية الاولياء، ج۱، ص۳۷۷.</ref>، حضور [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجرد در مسجد فرصتی در اختيار پيامبر نهاد تا برای گسترش فرهنگ و آموزههای اسلامی از آنها بهره برد.<ref>فتح الباري، ج۶، ص۴۳۰</ref> پيامبر به هر نومسلمان مهاجر به مدينه يكی از انصار را میسپرد تا او را با دين و قرآن آشنا كند.<ref>تاريخ المدينه، ج۲، ص۴۸۷.</ref> در گزارشی آمده كه [[عباده بن صامت|عبادة بن صامت]] به آنها خواندن و نوشتن آموخت.<ref>مسند احمد، ج۶، ص۴۳۰؛ المصنف، ابن ابي شيبه، ج۵، ص۹۸؛ المستدرك، ج۲، ص۴۸.</ref> گزارشهایی نیز درباره نگارش سخنان پيامبر آمده است.<ref>الحد الفاصل، ص۳۷۸؛ الكامل، ج۱، ص۲۲.</ref>حضور مفسران مشهور ميان اصحاب صفه همچون [[ابوسعید خدری|ابوسعيد خدری انصاری]]، [[ابن مسعود]] و [[عبدالله عمرو]] پيامد اين برنامه بود.<ref>تاريخ المدينه، ج۲، ص۴۸۷.</ref> | |
| | |
| ====جهاد صفه نشینان====
| |
| | |
| مشهور است كه در رويداد [[بئر معونه]] به سال چهارم ق. ۷۰ تن به شهادت رسيدند كه برخي از آنان در زمره اصحاب صفّه بودند.<ref>تفسير مقاتل، ج۱، ص۱۹۰؛ البدء و التاريخ، ج۴، ص۲۱۱؛ مجمع البيان، ج۲، ص۸۸۰.</ref> با شهادت اين گروه، آيه ۱۶۹ آل عمران/۳ نازل شد: {ولا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقون}<ref>جامع البيان، ج۴، ص۲۳۱؛ مجمع البيان، ج۲، ص۸۸۰-۸۸۱.</ref> بسياری از صفّهنشينان، خواهان حضور در سريّه [[ذات السلاسل]] بودند و بر اساس قرعه، ۸۰ تن از ايشان در اين نبرد شركت كردند.<ref>نهج الحق، ص۱۹۳؛ تأويل الآيات الظاهره، ج۲، ص۸۴۰.</ref> در گزارشی از حضور آنها در غزوه [[ذات الرقاع]] سخن به ميان آمده كه شش تن از آنها كه پایافزار نداشتند، پاهای برهنه خود را با پارچه بسته بودند.<ref>المناقب، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۱۷۰.</ref> در [[غزوه تبوک|غزوه تبوك]] به سال نهم ق. كه پيامبر(ص) با كمك و انفاق مسلمانان توانست سپاه خود را آماده كند، بسياري از اهل صفه، از ديگران توشه و تجهيزات گرفتند و با سپاه همراه شدند.<ref>اسد الغابه، ج۵، ص۳۹۹.</ref> اما برخی كه حمايتگری نيافتند و فقرشان مانع حضورشان در جهاد شد، غمزده گريستند.<ref>السيرة النبويه، ج۲، ص۵۱۸؛ المستدرك، ج۳، ص۱۸.</ref>
| |
| | |
| ====اهل صفه و تصوف====
| |
| در سدههای چهارم و پنجم ق. تصوير ديگری از صفّه از سوی مشايخ تصوف ارائه شده است. [[سهروردی]] همايش ياران پيامبر را در مسجد به حضور [[صوفی|صوفيان]] در [[خانقاه|خانقاهها]] برای ذكر و عبادت و تعلم تشبيه كرده است.<ref>عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷.</ref> [[ميبدی]] نیز خشيت، علم، اخلاص، صداقت، شوريده حالی، آسودگي باطن، و سازگاری با درويشی و تهيدستی را از عناصر مشترك اين دو گروه شمرده است.<ref>كشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۹.</ref>برخی حتی واژه [[تصوف]] را منتسب به «صفه» دانستهاند که از نظر لغوی با تردیدهایی مواجه است.<ref>عوارف المعارف، ص۸۴.</ref>
| |
| | |
| ==جستارهای وابسته==
| |
| *'''[[صفهی مسجدالنبی]]'''
| |
| *'''[[مسجد النبی|مسجدالنبی]]'''
| |
| *'''[[دکه الاغوات]]'''
| |
|
| |
|
| ==پانویس== | | ==پانویس== |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
|
| |
| ==منابع==
| |
| {{منابع}}
| |
| {{دانشنامه
| |
| | آدرس = https://hzrc.ac.ir/postfile/9052/attach/9052.pdf
| |
| | عنوان = اصحاب صفه
| |
| | نویسنده = مهران اسماعیلی
| |
| }}
| |
|
| |
|
| |
| * اسد الغابه، ابن اثير (م,۶۳۰ق.)، به كوشش علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۵ق؛
| |
| *
| |
| * الام، الشافعي (م ۲۰۴ق.)، به كوشش محمد زهري، بيروت، دار المعرفه؛
| |
| *
| |
| * تاريخ المدينة المنوره، ابن شبّه (م,۲۶۲ق.)، به كوشش شلتوت، قم، دار الفكر، ۱۴۱۰ق؛
| |
| *
| |
| * جامع البيان، الطبري (م,۳۱۰ق.)، به كوشش صدقي جميل، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۵ق؛
| |
| *
| |
| * حلية الاولياء، ابونعيم الاصفهاني (م,۴۳۰ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، ۱۴۰۵ق؛
| |
| *
| |
| * صحيح البخاري، البخاري (م,۲۵۶ق.)، به كوشش بن باز، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۸ق؛
| |
| *
| |
| * الطبقات الكبري، ابن سعد (م,۲۳۰ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۸ق؛
| |
| *
| |
| * عوارف المعارف، عبدالقاهر السهروردي (م,۶۳۲ق.)، به كوشش سمير شمس، دار صادر، ۱۴۳۱ق؛
| |
| *
| |
| * كشف الاسرار، ميبدي (م,۵۲۰ق.)، به كوشش حكمت، تهران، امير كبير، ۱۳۶۱ش؛
| |
| *
| |
| * كشف المحجوب، علي الجلائي الهجويري (م,۴۸۱ـ۵۰۰ق.)، به كوشش تسبيحي، لاهور، مركز تحقيقات فارسي ايران در پاكستان، ۱۴۱۶ق؛
| |
| *
| |
| * مجمع البيان، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق؛
| |
| *
| |
| * المستدرك علي الصحيحين، الحاكم النيشابوري (م,۴۰۵ق.)، به كوشش مصطفي، بيروت، دار الكتب العلميه؛
| |
| *
| |
| * مسند احمد، احمد بن حنبل (م,۲۴۱ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، ۱۴۱۵ق؛
| |
| *
| |
| * المغازي، الواقدي (م,۲۰۷ق.)، به كوشش مارسدن جونس، بيروت، اعلمي، ۱۴۰۹ق؛
| |
| *
| |
| * مكارم الاخلاق، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، اعلمي، ۱۳۹۲ق؛
| |
| *
| |
| * مناقب آل ابيطالب، ابن شهر آشوب (م,۵۸۸ق.)، به كوشش گروهي از استادان، نجف، المكتبة الحيدريه، ۱۳۷۶ق.
| |
|
| |
| [[رده:مقالات آماده ارزیابی]]
| |