در حال ویرایش تبرک
ظاهر
این ویرایش را میتوان خنثی کرد. لطفاً تفاوت زیر را بررسی کنید تا تأیید کنید که این چیزی است که میخواهید انجام دهید، سپس تغییرات زیر را ذخیره کنید تا خنثیسازی ویرایش را به پایان ببرید.
| نسخهٔ فعلی | متن شما | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
=== دیدگاه وهابیان === | === دیدگاه وهابیان === | ||
به باور [[وهابیان]]، تبرک نوعی عبادت است؛ پس تبرک جستن تنها در مواردی مانند نام خدا، قرآن، پیامبر در زمان زندگانی ایشان، و آثار مربوط به هنگام حیات پیامبر که دلیلی بر جواز آنها در [[قرآن]] یا [[سنت پیامبر]] و [[صحابه]] یافت میشود، جایز است<ref>التبرک، جدیع، ص329، 343، 401.</ref> و در موارد دیگر که نصی بر جواز آن در قرآن و سنت در دست نیست و پیشینهای میان سلف صالح وجود ندارد، تبرک غیر مشروع<ref>العبودیه، ص72؛ التبرک، جدیع، ص329-332.</ref> و [[بدعت]]<ref>اقتضاء الصراط المستقیم، ج2، ص193؛ التبرک، جدیع، ص426-427؛ تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص336-337.</ref> است و از این رو، استلام دو رکن پیرامون حجرالاسود، دیوارهای کعبه، [[مقام ابراهیم]]، صخره بیتالمقدس، و قبرهای پیامبران و صالحان بدعت و نادرست است.<ref>زیارة القبور، ج1، ص31؛ مجموع فتاوی ابن تیمیه، ج27، ص79؛ نک: التبرک، جدیع، ص426-428؛ التبرک، جدیع، ص449-453؛ التبرک، جدیع، ص458-460.</ref> | به باور [[وهابیان]]، تبرک نوعی عبادت است؛ پس تبرک جستن تنها در مواردی مانند نام خدا، قرآن، پیامبر در زمان زندگانی ایشان، و آثار مربوط به هنگام حیات پیامبر که دلیلی بر جواز آنها در [[قرآن]] یا [[سنت پیامبر]] و [[صحابه]] یافت میشود، جایز است<ref>التبرک، جدیع، ص329، 343، 401.</ref> و در موارد دیگر که نصی بر جواز آن در قرآن و سنت در دست نیست و پیشینهای میان سلف صالح وجود ندارد، تبرک غیر مشروع<ref>العبودیه، ص72؛ التبرک، جدیع، ص329-332.</ref> و [[بدعت]]<ref>اقتضاء الصراط المستقیم، ج2، ص193؛ التبرک، جدیع، ص426-427؛ تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص336-337.</ref> است و هر بدعتی نیز ضلالت و گمراهی به شمار میرود.<ref>صحیح مسلم، ج3، ص11.</ref> از این رو، استلام دو رکن پیرامون حجرالاسود، دیوارهای کعبه، [[مقام ابراهیم]]، صخره بیتالمقدس، و قبرهای پیامبران و صالحان بدعت و نادرست است.<ref>زیارة القبور، ج1، ص31؛ مجموع فتاوی ابن تیمیه، ج27، ص79؛ نک: التبرک، جدیع، ص426-428؛ التبرک، جدیع، ص449-453؛ التبرک، جدیع، ص458-460.</ref> از این رو، برخی از صحابه، لمس حجرالاسود را تنها به عنوان پیروی از رفتار پیامبر(ص) مفید میدانستند.<ref>مسند احمد، ج2، ص3.</ref> | ||
==== رد دیدگاه وهابیت ==== | ==== رد دیدگاه وهابیت ==== | ||
یکم. عبادت کاری است که به نیت [[پرستش]] خداوند انجام پذیرد؛ اما کسی که در صدد تبرکجویی از آثار بزرگان دین برمیآید، هرگز این افراد را دارای مقام الوهیت نمیداند و در تبرکجویی هرگز قصد عبادت ندارد. بنا بر این، کار او مصداق عبادت نیست<ref>تهذیب الاصول، ج1، ص147.</ref> تا با توحید در [[الوهیت]] و عبودیت منافات داشته باشد یا غلوآمیز قلمداد گردد. شاهد این سخن، نهی نکردن پیامبر از مواردی است که در محضر ایشان به دست صحابه انجام میگرفته،<ref>التبرک، جدیع، ص244.</ref> حال آنکه ایشان از برخی الفاظ غلوآمیز منع مینمودند.<ref>التوحید، ص106-108.</ref> | |||
با وجود ادله و شواهد گوناگون بر جواز این کار، نمیتوان آن را بدعتآمیز شمرد. از این گذشته، هرگونه بدعتی ناپسند و حرام نیست؛ بلکه [[بدعت]] ناپسند و حرام، امری جدید است که در دین درونی شود و دلیلی بر مشروعیت آن نباشد و با سنت سازگار نگردد.<ref>جامع العلوم و الحکم، ج2، ص127.</ref> تبرک را که دارای ادله و شواهد گوناگون از [[سنت]] و سیره مسلمانان است، نمیتوان بدعت ناپسند دانست؛ بلکه بر پایه نظر شافعی، بدعتی پسندیده است.<ref>جامع العلوم و الحکم، ج2، ص131.</ref> در مواردی هم که نصی بر جواز در میان نیست، بر خلاف نظر وهابیان، اصل عملی مورد استناد، اصل [[اباحه]] است که بر پایه آن، هر کاری که دلیلی استوار بر عدم جواز و حرمتش در دست نباشد، مجاز و مباح است.<ref>کشف الارتیاب، ص82.</ref> | دوم. با وجود ادله و شواهد گوناگون بر جواز این کار، نمیتوان آن را بدعتآمیز شمرد. از این گذشته، هرگونه بدعتی ناپسند و حرام نیست؛ بلکه [[بدعت]] ناپسند و حرام، امری جدید است که در دین درونی شود و دلیلی بر مشروعیت آن نباشد و با سنت سازگار نگردد.<ref>جامع العلوم و الحکم، ج2، ص127.</ref> تبرک را که دارای ادله و شواهد گوناگون از [[سنت]] و سیره مسلمانان است، نمیتوان بدعت ناپسند دانست؛ بلکه بر پایه نظر شافعی، بدعتی پسندیده است.<ref>جامع العلوم و الحکم، ج2، ص131.</ref> در مواردی هم که نصی بر جواز در میان نیست، بر خلاف نظر وهابیان، اصل عملی مورد استناد، اصل [[اباحه]] است که بر پایه آن، هر کاری که دلیلی استوار بر عدم جواز و حرمتش در دست نباشد، مجاز و مباح است.<ref>کشف الارتیاب، ص82.</ref> | ||
از دیدگاه فقیهان شیعی، طلب برکت از چیزهایی که در [[شرع]] از قداست، عظمت و طهارت برخوردارند، جایز و بلکه راجح و مستحب است.<ref>فرهنگ فقه، ج2، ص335.</ref> از دیدگاه ایشان، تبرک جستن به نام [[امامان(ع)]] با نوشتن بر کفن و جریدتین (دو تکه چوب تازه)<ref>جواهر الکلام، ج4، ص225-241.</ref> و نیز به واسطه نامگذاری فرزندان به نام ایشان،<ref>جواهر الکلام، ج31، ص254.</ref> قرار دادن [[تربت]] در قبر به قصد تبرک،<ref>مختلف الشیعه، ج2، ص312؛ جواهر الکلام، ج4، ص304.</ref> تبرک به [[قرآن]] با نوشتن آن بر کفن<ref>جواهر الکلام، ج31، ص254؛ مستمسک العروه، ج4، ص182.</ref> و مس کلمات و حروف آن<ref>مصباح الهدی، ج3، ص170.</ref> مستحب است. | از دیدگاه فقیهان شیعی، طلب برکت از چیزهایی که در [[شرع]] از قداست، عظمت و طهارت برخوردارند، جایز و بلکه راجح و مستحب است.<ref>فرهنگ فقه، ج2، ص335.</ref> از دیدگاه ایشان، تبرک جستن به نام [[امامان(ع)]] با نوشتن بر کفن و جریدتین (دو تکه چوب تازه)<ref>جواهر الکلام، ج4، ص225-241.</ref> و نیز به واسطه نامگذاری فرزندان به نام ایشان،<ref>جواهر الکلام، ج31، ص254.</ref> قرار دادن [[تربت]] در قبر به قصد تبرک،<ref>مختلف الشیعه، ج2، ص312؛ جواهر الکلام، ج4، ص304.</ref> تبرک به [[قرآن]] با نوشتن آن بر کفن<ref>جواهر الکلام، ج31، ص254؛ مستمسک العروه، ج4، ص182.</ref> و مس کلمات و حروف آن<ref>مصباح الهدی، ج3، ص170.</ref> مستحب است. | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۷: | ||
قرآن کریم در چند آیه به موضوع تبرک پرداخته است. تبرک [[یعقوب(ع)]] به پیراهن یوسف(ع) یکی از این موارد است. هنگامی که [[یوسف]] به برادرانش گفت که پیراهنش را بر چشمان پدرشان بیفکنند: {{قلم رنگ|سبز|﴿اذْهَبُواْ بِقَمِیصیِ هَذَا فَاَلْقُوهُ عَلیَ وَجْهِ اَبیِ یَاْتِ بَصِیرًا﴾}} ([[سوره یوسف]]، آیه 93) رحمت حق از مجرای پیراهن یوسف بر حضرت یعقوب جاری شد و یعقوب با برکت جستن از آن لباس،<ref>توحید در قرآن، ص534.</ref> بینایی خود را بازیافت.<ref>البحر المحیط، ج6، ص324؛ تبیین القرآن، ج2، ص57.</ref> | قرآن کریم در چند آیه به موضوع تبرک پرداخته است. تبرک [[یعقوب(ع)]] به پیراهن یوسف(ع) یکی از این موارد است. هنگامی که [[یوسف]] به برادرانش گفت که پیراهنش را بر چشمان پدرشان بیفکنند: {{قلم رنگ|سبز|﴿اذْهَبُواْ بِقَمِیصیِ هَذَا فَاَلْقُوهُ عَلیَ وَجْهِ اَبیِ یَاْتِ بَصِیرًا﴾}} ([[سوره یوسف]]، آیه 93) رحمت حق از مجرای پیراهن یوسف بر حضرت یعقوب جاری شد و یعقوب با برکت جستن از آن لباس،<ref>توحید در قرآن، ص534.</ref> بینایی خود را بازیافت.<ref>البحر المحیط، ج6، ص324؛ تبیین القرآن، ج2، ص57.</ref> | ||
نمونه دیگر، تبرک [[بنیاسرائیل]] به [[تابوت موسی]] بوده است. این تابوت، صندوقی بود که در آن، امور متعلق به خاندان موسی و [[هارون]] و الواح مقدس نازل شده بر موسی(ع) قرار داشت.<ref>نمونه، ج2، ص240.</ref> | نمونه دیگر، تبرک [[بنیاسرائیل]] به [[تابوت موسی]] بوده است. این تابوت، صندوقی بود که در آن، امور متعلق به خاندان موسی و [[هارون]] و الواح مقدس نازل شده بر موسی(ع) قرار داشت و موسی بن عمران(ع) آن را به [[یوشع بن نون]] سپرده بود.<ref>نمونه، ج2، ص240.</ref> بنیاسرائیل این صندوق را که مایه آرامش آنان بوده است، بسیار مقدس میدانستند و در نبرد با بتپرستان آن را با خود حمل مینمودند:<ref>مجمع البیان، ج2، ص614-615؛ الدر المنثور، ج1، ص314-315.</ref> {{قلم رنگ|سبز|﴿... التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِّمَّا تَرَکَ ءَالُ مُوسیَ وَ ءَالُ هَرُونَ تحَمِلُهُ الْمَلَائکَةُ﴾}} ([[سوره بقره]]، آیه 248) و به آن تبرک میجستند.<ref>تفسیر قمی، ج1، ص81-82.</ref> این عمل ممکن است افزون بر تبرک، به قصد احترام و تعظیم نیز باشد؛ اما این قصد منافاتی با تبرک ندارد. پیدا است که حمل این تابوت به ویژه هنگام جنگ، جز به جهت تبرک و استمداد از آن وجهی نداشته است.<ref>نک: فی ظلال التوحید، ص294.</ref> | ||
[[مقام ابراهیم]] نیز که اثر گامهای [[حضرت ابراهیم(ع)]] بر آن قرار دارد، به همین سبب محل نماز خواندن مردم گشته است: {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ اِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَ اَمْنًا وَ اتخَّذُواْ مِن مَّقَامِ اِبْرَاهِمَ مُصَلیً...﴾}} (سوره بقره، آیه 125)<ref>مجمع البیان، ج1، ص383؛ آلاء الرحمن، ج1، ص125.</ref> به جهت تماس آن سنگ با پای حضرت ابراهیم(ع) مردم به آن تبرک میجویند.<ref>کشف الارتیاب، ص341-343.</ref> از این روی، میتوان گفت که تبرک به محل نشستن و نماز پیامبر اسلام نیز مجاز است. در روایتی، میان [[حجرالاسود]] و مقام ابراهیم مدفن شماری فراوان از پیامبران خوانده شده که به همین جهت، مبارک است.<ref>احسن الحدیث، ج1، ص243.</ref> | |||
==تبرک در سنت نبوی== | ==تبرک در سنت نبوی== | ||
برخی روایات حکایت دارند که رسول خدا اصحاب را به این | سنت پیامبر به عنوان یکی از پشتوانههای احکام شرعی، پشتوانه جواز تبرکجویی است. برخی روایات حکایت دارند که رسول خدا اصحاب را به این کار برمیانگیخت. متون تاریخی و حدیثی [[شیعه]] و [[سنی]] مواردی فراوان از این دست را گزارش نمودهاند.<ref>نک: التبرک، میانجی، ص42-62.</ref> برای نمونه، ایشان به اصحاب امر فرمود که از [[چاه ناقه صالح]] تبرک جوید. همین دلیل جواز تبرک به آثار پیامبران و صالحان است، اگر چه درگذشته باشند.<ref>تفسیر قرطبی، ج10، ص47؛ مواهب الجلیل، ج1، ص68.</ref> | ||
در شب ازدواج [[حضرت فاطمه(س)]] پیامبر پس از وضو، باقیمانده آب وضوی خویش را به سر و صورت و بدن حضرت زهرا و علی(ع) پاشید و از خداوند خواستار برکت برای ایشان و نسلشان شد.<ref>ینابیع الموده، ج2، ص63.</ref> امام علی روایت نموده که به برکت پیامبر و مسح ایشان در [[نبرد خیبر]] گرفتار چشمدرد و بیماری نشده است.<ref>ینابیع الموده، ج1، ص153.</ref> آوردهاند که پیامبر آب وضویش را بر فردی بیمار ریخت و او به برکت آن شفا یافت.<ref>صحیح البخاری، ج1، ص56-57.</ref> در چند روایت گزارش شده که ایشان پس از انجام [[اعمال حج]]، موهای خویش را تراشید و آنها را میان مسلمانان تقسیم نمود.<ref>نک: السنن الکبری، ج2، ص42؛ فضائل الخمسه، ج1، ص21؛ البدایة و النهایه، ج5، ص189.</ref> نیز ایشان در [[شب معراج]]، در مکانهای منسوب به پیامبران نماز خواند.<ref>سبل الهدی، ج3، ص80-81.</ref> پیامبر به هنگام دفن [[فاطمه بنت اسد]]، او را با لباس خودش کفن نمود<ref>المستدرک، ج3، ص108؛ المعجم الکبیر، ج24، ص352.</ref> و در قبر او خوابید تا به برکت ایشان سختی قبر بر وی آسان گردد.<ref>جامع الاحادیث، ج32، ص42؛ المستدرک، ج3، ص116.</ref> [[عبدالله بن ابیّ]] نیز از حضرت درخواست کرد که او را در لباسی که بر تن داشته، به خاک بسپارد.<ref>تفسیر سمرقندی، ج2، ص79.</ref> وی با این کار در پی تبرک به لباس رسول خدا و پیشگیری از عذاب الهی بوده است. | |||
فرستاده [[قریش]] در رویداد [[صلح حدیبیه]]، اهتمام فراوان اصحاب برای تبرک به قطرات وضوی رسول خدا را حکایت میکند. این کار که در محضر حضرت اتفاق میافتاده، آن گاه که با عدم منع ایشان همراه میشود، میتواند ماخذ جواز برکتجویی قلمداد گردد. تبرک به آب وضوی رسول خدا و باقیمانده آن، نه تنها با نهی ایشان روبهرو نشد؛ بلکه گاه خود به اصحاب میفرمود که به آن آب تبرک جویند.<ref>صحیح البخاری، ج1، ص56.</ref> | |||
==تبرک در سیره اهل بیت== | |||
در متون روایی و تاریخی، مواردی فراوان از تبرکجویی [[اهل بیت]] و امامان شیعه به پیامبر(ص) گزارش شده است. فاطمه، دختر پیامبر، پس از وفات ایشان بر مزارش حضور مییافت و خاک آن را به نشانه تبرک بر سر و صورت خویش میمالید.<ref>وفاء الوفاء، ج4، ص217؛ احقاق الحق، ج10، ص435.</ref> تبرکجویی به قبر شریف پیامبر، سیره پیوسته امامان معصوم و اهل بیت بوده است. | |||
در منابع روایی، تبرک [[امام حسین]]،<ref>الفتوح، ج5، ص18-19؛ بحار الانوار، ج44، ص328.</ref> [[امام صادق]]،<ref>بحار الانوار، ج97، ص150-153.</ref> [[امام رضا]]<ref>بحار الانوار، ج80، ص314؛ ج93، ص153.</ref> و [[امام جواد(ع)]]<ref>نک: الکافی، ج1، ص353؛ بحار الانوار، ج50، ص68.</ref> به مزار پیامبر گزارش شده است. [[امام حسن(ع)]] نیز وصیت نمود که در صورت امکان، کنار مزار رسول خدا به خاک سپرده شود.<ref>فضائل الخمسه، ج3، ص256.</ref> تبرک امام صادق(ع) به عصای پیامبر<ref>الکنی و الالقاب، ج1، ص27.</ref> و نیز تبرک حضرت علی به باقیمانده حنوط پیامبر<ref>المستدرک، ج1، ص361.</ref> شواهد دیگر این سیره است. از دیگر موارد برکتجویی اهل بیت، تبرک به سنگی در خانه حضرت زهرا است که محل نشستن ایشان بوده است.<ref>وفاء الوفاء، ج2، ص58.</ref> | |||
==تبرک به پیامبر== | ==تبرک در سیره صحابه و تابعین== | ||
[[صحابه]] نیز همزمان با پیامبر و بعد از ایشان به وی تبرک میجستند. بررسی زندگانی پیامبر گرامی و چگونگی رفتار یاران ایشان حکایت از این دارد که مسلمانان در روزگار آغاز اسلام، به برکتجویی از وجود وی و امور متعلق به او اهتمام داشتهاند.<ref>تبرک الصحابه، ص15-17.</ref> گاهی این اهتمام از سوی یک فرد چندان اوج میگرفت که گمان میرفت او مجنون شده است.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج3، ص213.</ref> از همین رو، صحابه به نگهداری آثار حضرت و بزرگداشت آنها میپرداختند. | |||
تبرک به ایشان افزون بر دریافت آثار معنوی و فیض الهی از مسیر غیر طبیعی، به انگیزه اظهار ارادت و محبت به پیامبر و اهل بیت ایشان، از سوی خداوند و پیامبر نیز توصیه شده است؛ زیرا احترام به پیامبران و اولیا و آثار ایشان از مصداقهای بزرگداشت شعائر الهی است<ref>البراهین الجلیه، ص57.</ref> که قرآن بر آن تاکید کرده است: {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَاِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ﴾}} ([[سوره حج]]، آیه 32) با دقت در موارد تبرکجویی اصحاب آشکار میشود که آنان افزون بر برکتجویی، در صدد بزرگداشت آن انسان بزرگ بودهاند. مواردی مانند تعظیم قبر و تربت مزار نبوی از سوی دختر پیامبر(ص)<ref>المغنی، ج2، ص410.</ref> و امامان شیعه،<ref>الفتوح، ج5، ص18-19؛ بحار الانوار، ج44، ص328.</ref> بر چشم نهادن موی پیامبر به دست احمد بن حنبل، و خودداری [[امام شافعی]] از اسبسواری در [[مدینه]] به این دلیل که آن جا محل گامهای رسول خدا بوده است،<ref>ترتیب المدارک، ج2، ص53.</ref> نشان میدهد که مسلمانان آغاز اسلام برای مکانها و آثار منسوب به اولیای دین عظمتی خاص باور داشتهاند و این تعظیم به واسطه انتساب به ولیّ خدا بوده است. | |||
==انواع تبرک به پیامبر== | |||
{{اصلی|تبرک به حضرت محمد(ص)}} | {{اصلی|تبرک به حضرت محمد(ص)}} | ||
تبرکجویی مسلمانان به رسول خدا بر سهگونه بوده است: تبرک به اجزایی از بدن ایشان، تبرک به اشیای متعلق به ایشان، و تبرک به مکانهای مرتبط با ایشان. | تبرکجویی مسلمانان به رسول خدا بر سهگونه بوده است: تبرک به اجزایی از بدن ایشان، تبرک به اشیای متعلق به ایشان، و تبرک به مکانهای مرتبط با ایشان. | ||
در | ==تبرکجویی به غیر پیامبر== | ||
مسلمانان افزون بر تبرک به پیامبر(ص)، به افراد یا چیزهای دیگر نیز تبرک میجستهاند. این رفتار در روزگار خود پیامبر نیز انجام میگرفته است. آوردهاند که پیامبر(ص) به عرق پیشانی [[حضرت علی(ع)]] تبرّک جسته است.<ref>شرح نهج البلاغه، ج9، ص169؛ المناقب، ص85.</ref> | |||
موارد دیگر تبرک به غیر پیامبر، عبارتند از: [[قرآن کریم]]،<ref>کنز العمال، ج1، ص519.</ref> حجرالاسود،<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص330.</ref> پرچم امام حسن و امام حسین(ع)، شمشیر [[جعفر طیار]]، قرآن منسوب به علی بن ابیطالب(ع)، [[پرده کعبه]]،<ref>الکافی، ج4، ص229؛ آثار اسلامی، ص70.</ref> غذای اهل بیت(ع)،<ref>دعائم الاسلام، ج2، ص104؛ مستدرک الوسائل، ج16، ص329.</ref> امام حسین(ع)، [[عباس بن عبدالمطلب]]، علی بن ابیطالب(ع)،<ref>السجود علی الارض، ص132.</ref> نیمخورده مؤمن،<ref>وسائل الشیعه، ج25، ص263.</ref> آب فرات،<ref>وسائل الشیعه، ج14، ص404-407.</ref> [[آب زمزم]]،<ref>بحار الانوار، ج96، ص244-245.</ref> خاک مدینه،<ref>وفاء الوفاء، ج1، ص68.</ref> [[خانه عقیل بن ابیطالب]]، [[مسجد کوفه]].<ref>بحار الانوار، ج97، ص396.</ref> | |||
===تبرک به قبور غیر پیامبر=== | |||
تبرک به قبور نیز در میان مسلمانان منحصر به قبر پیامبر نبوده است. آنان به قبرهای صحابه و تابعین و صالحان نیز متبرک میشدند.<ref>التبرک، بیاتی، ج5، ص11.</ref> سبکی باور دارد که از دیدگاه دین، حتی تبرک به قبرهای برخی از اموات صالح جایز است.<ref>شفاء السقام، ص196.</ref> شماری از موارد تبرکجویی صحابه و تابعین عبارتند از: | |||
تربت امام حسین(ع)<ref>التبرک، میانجی، ص267.</ref> و نیز مزارهای این افراد: علی بن موسی الرضا(ع)،<ref>تهذیب التهذیب، ج7، ص339.</ref> [[موسی بن جعفر(ع)]]،<ref>وفیات الاعیان، ج5، ص310.</ref> [[حمزة بن عبدالمطلب]] در [[منطقه احد]]،<ref>وفاء الوفاء، ج1، ص96.</ref> [[بلال حبشی]] در شام،<ref>رحلة ابن جبیر، ص226؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص335.</ref> ابوایوب انصاری در [[استانبول]]،<ref>اسد الغابه، ج2، ص82.</ref> [[سیده نفیسه]]<ref>المواهب اللدنیه، ج2، ص688.</ref> در [[مصر]]، [[سعید بن جبیر]] در واسط میان [[بصره]] و [[کوفه]]،<ref>شذرات الذهب، ج1، ص386.</ref> [[ابوعوانه]] از دانشمندان حدیث در [[اسفراین]].<ref>مسالک الابصار، ج5، ص460.</ref> همچنین در [[عسقلان]] جایی به نام «مشهد راس الحسین» دارای ضریح و مسجدی است که برخی باور دارند سر مبارک امام حسین در آن جا است و مردم سرزمینهای گوناگون به آن تبرک میجویند.<ref>آثار البلاد، ص222؛ رحلة ابن بطوطه، ج1، ص205.</ref> | |||
قبرهای افرادی صالح در منطقه [[لوشه]]<ref>آثار البلاد، ص502.</ref> و [[شیخ صالح قطبالدین بختیار کعکی]] در [[دهلی]]<ref>رحلة ابن بطوطه، ج3، ص113.</ref> نیز مورد تبرک بوده است. | |||
==عدم اختصاص تبرک به پیامبر== | |||
با این ادله و شواهد، اختصاص تبرک به پیامبر(ص)<ref>الاعتصام، ص294-296.</ref> نادرست است. نیز نمیتوان ادعا کرد که صحابه به سبب پیشگیری از افتادن در [[شرک]]<ref>التحذیر من تعظیم الآثار، ج1، ص26-27؛ تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص337-338.</ref> و [[غلو]]<ref>الحکم الجدیرة بالاذاعه، ص46؛ التبرک، جدیع، ص268.</ref> از تبرکجویی به غیر پیامبر خودداری مینمودند.<ref>الاعتصام، ص295؛ الحکم الجدیرة بالاذاعه، ص46.</ref> از همین روی، شماری از فقیهان اهل سنت فتوا دادهاند که تبرک به آثار صالحان<ref>صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82؛ فتح الباری، ج10، ص277.</ref> و قبر نبوی و مکانهای مشرفه<ref>عمدة القاری، ج9، ص241.</ref> جایز است و حتی بوسیدن دست و پای صالحان و دانشوران نیز در باور برخی از دانشمندان اهل سنت جایز شمرده شده است.<ref>عمدة القاری، ج9، ص241.</ref> | |||
[[علی بن میمون]] از امام شافعی گزارش میکند که او به [[ابوحنیفه]] متبرک میشده و برای گزاردن حاجت نزد قبر او میآمده است.<ref>الاصول الاربعة فی تردید الوهابیه، ص35.</ref> نیز آوردهاند که احمد بن حنبل لباس امام شافعی را شست و آب بازمانده از آن را نوشید.<ref>عمدة القاری، ج9، ص241.</ref> | |||
تبرک [[سفیان ثوری]]، از افراد مورد احترام اهل سنت، به [[عمرو بن قیس]]<ref>التذکرة فی احوال الموتی، ص476.</ref> و نیز تبرک به لباس و خاک قدم [[ابواسحاق شیرازی]] در منابع روایی و تاریخی گزارش شده است.<ref>طبقات الشافعیة الکبری، ج4، ص219-220.</ref> در تشییع جنازه [[ابنتیمیه]] نیز برخی به جنازه او تبرک میجستند.<ref>البدایة و النهایه، ج14، ص135-136</ref> | |||
==برای مطالعه بیشتر== | |||
*''' تبرک الصحابة بآثار رسول الله'''، محمد طاهر کردی مکی؛ | |||
*'''التبرک'''، علی احمدی میانجی؛ | |||
*'''التبرک المشروع و التبرک الممنوع'''، علی بن نفیع علیانی؛ | |||
*'''التبرک انواعه و احکامه'''، ناصر بن عبدالرحمن جدیع؛ | |||
*'''تبرک و قبور'''، سید حسن طاهری خرمآبادی؛ | |||
*'''التوسل بالنبی(ص) و التبرک بآثاره'''، مرتضی عسکری؛ | |||
*'''اقناع المؤمنین بتبرک الصالحین'''، عثمان بن شیخ شافعی؛ | |||
*'''وهابیت و تبرک'''، علی اصغر رضوانی. | |||
==پیوند به بیرون== | |||
[ | *[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/301404/ علی احمدی، مجله الهادی، «تبرک الصحابة بآثار الرسول(ص)»، سال 1358 - شماره 34 (16 ص - از 109-124).] | ||
* [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1115337/ حمزهعلی بهرامی و علی تقوی، مجله معرفت، «نگاهی به اعتقاد وهابیان در باب تبرک از منظر قرآن و سنت»، دی 1394 - شماره 217 علمی-ترویجی (وزارت علوم)، (16 ص- از 83-98).] | |||
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/926947/ محمدتقی رهبر، مجله میقات حج، «صحابه و تبرک به آثار پیامبر(ص)»، تابستان 1382 - شماره 44، (17 ص - از 192-208).] | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||