پرش به محتوا

کاربر:Kamran: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
Kamran (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Kamran (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
[[کاربر:Kamran/صفحه_تمرین4|صفحه تمرین چهار]]
[[کاربر:Kamran/صفحه_تمرین4|صفحه تمرین چهار]]


اسفند ۱۴۰۳ :  
شهریور1404 :  


* حج آنطور که من رفتم
* جزیره العرب - ویرایش
* حاجی
* مستعربه
* سمهودی
* عاربه
* ویرایش اخبار‌المدینه علوی
* قحطانی
* ابن زباله
علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب(ع) مشهور به سجاد و زین العابدین؛ چهارمین پیشوای شیعیان است که بر اساس قول مشهور در سال38 هجری دیده به جهان گشود.<ref>. الکافی، ج1، ص 466؛ الارشاد، ج2، ص 137  </ref> امام سجاد(ع) سالهای آخر خلافت جدش امام علی(ع) را درک کرد، 13 سال با عمویش امام حسن(ع) و 23 سال در کنار پدرش امام حسین(ع) بود. آن حضرت در واقعه عاشورای سال 61 هجری در جریان قیام امام حسین(ع) در کربلا حضور داشت اما به جهت بیماری از این معرکه جان سالم به در برد<ref>. تاريخ‏الطبري، ج‏11، ص630.  </ref> و پس از این واقعه 33 یا 34 سال زندگی کرد
* ویرایش ابن شبه
امام سجاد در سال 94<ref>. تاریخ الطبری، ‏11، ص631 ؛ انساب الاشراف، ج10، ص 237.</ref> یا 95<ref>. تاريخ مدینه دمشق، ج‏41، ص416.    </ref> هجری بر اساس قولی به دست ولید بن عبدالملک(حک: 86-96) مسموم شد و به شهادت رسید<ref>. الإتحاف بحب الأشراف، ص 277.</ref> و در قبرستان بقیع و نزد قبر عمویش امام حسن(ع) مدفون شد.<ref> . تاريخ‏ الطبري، ج‏11، ص631.</ref>
* ویرایش تاریخ مدینه ابن شبه
 
دوران امامت آن حضرت معاصر با چند تن از خلفای اموی(حک:41-132) و زبیریان(حک:64-73) شامل یزید(64-61)، عبدالله بن زبیر(73-64)، معاویه بن یزید(64)، مروان بن حکم(65)عبدالملک مروان(65-86) و ولید بن عبدالملک(96-86) بود. حاکمیت جریان اموی و تسلط چند ساله زبیریان بر مکه و مدینه به عنوان مخالفان شیعه و اهل بیت(ع) یکی از بحرانی‌ترین و دشوارترین ادوار امامت را برای امام سجاد(ع) پدید آورده بود.<ref>. رک: اثبات الوصیه، ص 167 – 168 ؛ صحیفه سجادیه، دعای 49 ، ص 244.</ref> 
 
== حج‌های امام سجاد ==
سیره عملی امام سجاد(ع) نشان دهنده توجه و اهمیت حج و مکه نزد ایشان است. حکایاتی وجود دارد که نشان می‌دهد امام سجاد(ع)در موارد متعددی<ref> . المحاسن، ج2، ص 361 ؛ مناقب آل ابی طالب، ج3، ص 293 - 294؛ الدر النظيم، ص 591 .    </ref> سواره<ref> . مناقب آل ابی طالب، ج3، ص 294.</ref> یا پیاده به حج ‌مشرف شده است.<ref> . الإرشاد، ج‏2، ص144؛ المنتظم، ج‏5، ص349 .</ref>  برخی شمار حج های امام علي بن الحسين(ع) را 20 مورد دانسته‌اند.<ref>. المحاسن، ج2، ص635؛ الخصال، ص517-518.</ref>
 
در منابع متقدم حکایات متعددی از سفرهای امام سجاد(ع) به مکه نقل شده است. گفته شده در یک مورد آن حضرت به منظور متقاعد ساختن عموی خویش محمد بن حنفیه که مدعی امامت بود، از وی خواست که به مکه و نزد حجرالاسود بروند و حجرالاسود امامت هر کس را تایید کند، وی امام است. به اذن الهی حجرالاسود به سخن درآمد و امامت امام سجاد(ع) را تایید کرد.<ref>. الکافی، ج1، ص 348 ؛ الإحتجاج، ج‏2، ص46.</ref> 
 
یکی از سفرهای امام سجاد(ع) به مکه، همزمان با سفر هشام بن عبدالملک(حک105-125) به این شهر بوده است. هشام که در زمان خلافت پدرش عبدالملک(65 -86) یا برادرش ولید(86-96) به حج رفته بود،<ref>. الاختصاص، ص191؛ اختیار معرفه الرجال، ج1ص 343 ؛ الاغانی، ج15، ص 217.</ref> وقتی خواست حجرالاسود را استلام کند، به جهت ازدحام جمعیت نتوانست این کار را انجام دهد، در همین زمان امام سجاد(ع) به حجرالاسود نزدیک شد، مردم به جهت احترام به آن حضرت و حفظ شان ایشان، کنار رفتند و حضرت به راحتی حجرالاسود را استلام کرد. هر چند هشام در پاسخ به شامیان از این که وی چه کسی است، اظهار بی اطلاعی کرد، اما در همین زمان فرزدق(م110) در قصیده ای با مطلع «هذا الّذي تعرف البطحاء وطأته  و البيت يعرفه و الحل و الحرم» به معرفی آن حضرت پرداخت.‏<ref>. الاغانی، ج15، ص 217 ؛ الاختصاص، ص 119  ؛ الارشاد، ج2، ص 151.</ref>
 
== ثواب حج ==
از منظر امام سجاد(ع) انجام حج و زیارت خانه خدا از ثواب و اجر بسیار فراوانی برخوردار است.<ref>. الكافى، ج‏4، ص411.  </ref> بر اساس روایتی از آن حضرت کسی که اعمال حج را به جا آورد، آمرزیده است و بهشت بر او واجب می‏گردد و گناهانش بخشیده می‏شود.<ref>. من لا یحضره الفقیه، ص 156.</ref> در روایت دیگری آن حضرت به شفاعت فرشتگان الهی از کسی که بین صفا و مروه سعی کند، اشاره دارد.<ref>. من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص209.  </ref>
 
== حدیث شبلی ==
{{اصلی|حدیث شبلی}}
حدیث شبلی روایتی است منسوب به [[امام زین‌العابدین(ع)]] که در آن امام در گفت‌وگوی با شبلی، [[اسرار حج|اسرار]] و معانی باطنی اعمال حج را بیان می‌کند. اسرار میقات، اسرار ورود به حرم، اسرار وقوف در مشاعر از جمله موضوعات مطرح در این حدیث است.
 
== نام و واژه‌شناسی ==
بنابر روایت‌های دینی، کربلا از زمان آدم ابوالبشر به این نام شناخته می‌شده است<ref>موسوعه العتبات، ج 8 ص 179.</ref> و حتی پیش از آفرینش زمین در علم الهی با نام کربلا شناخته شده بود.<ref>کامل الزیارات، ص 450 و 451.</ref>
 
برخی احتمال دادنده‌اند که کربلا از کور بابل به معنای مجموعه قریه‌های قدیمی بابل شامل نینوا، غاضریه، کربلا یا عقر بابل، نواویس و حیر یا حائر باشد<ref>موسوعه العتبات، ج 8 ص 179.</ref> همچنین گفته شده در روزگار کلدانی‌ها (از ۶۲۶ تا ۵۳۹  ق) کربلا را کور بابل به معنای پرستشگاه خداوند می‌نامیدند؛ زیرا در آنجا معبدها و پرستشگاه‌های بزرگی از مسیحیان وجود داشت<ref>شمیم یار، ص 29.</ref>
 
احتمال دیگر این است که کربلا از لفظ آشوری کرب به معنای حرم و ایل به معنای الله گرفته شده باشد و کربلا به معنای حرم الله باشد.<ref>موسوعه العتبات، ج 8ص179.</ref> احتمالات دیگری نیز هست مانند اینکه گفته شده کربلا مشتق از کربله به معنای سستی و پاک و خالص بودن است و چون زمین کربلا زمین سستی بوده یا چون از سنگریزه و امثال آن پاک و خالص بوده آن را کربلا گفته‌اند. و  کربل به معنای علف خاص نیز هست و احتمال دارد که به واسطه کثرت این علف در این سرزمین، این سرزمین به کربلا موسوم شده باشد<ref>معجم البلدان، ج 4ص445.</ref>
 
== شکل‌گیری شهر کربلا ==
در عصر اسلامی و در سال 14 قمری منطقه کربلا به وسیله خالد بن عرفطه یکی از فرماندهان سعد بن ابی وقاص فتح شد<ref>بغیه النبلاء ص18 و 19.</ref>. در سال ۳۶ هجری هنگامی که امیرالمومنین علی علیه السلام برای جنگ با معاویه  به سوی صفین می‌رفت همراه حسنین علیهم السلام  به این منطقه وارد شد و هنگامی که از نامش سوال کرد و گفتند اینجا را کربلا می‌گویند؛ از شهادت فرزندش حسین در این  مکان خبر داد و فرزندش حسین را امر به صبر نمود<ref>الاخبار الطِوال،  ص 252 و 253.</ref>
 
تا پایان قرن اول هجری به جهت خوف از بنی امیه کربلا رو به آبادانی نرفت . و تنها اوایل دولت بنی عباس بود که رو به آبادانی گذاشت. که البته با ظهور دولت هارون الرشید و متوکل عباسی و دشمنی علنی آنها با شیعیان این روند آبادانی متوقف شد. هارون در سال ۱۹۳ق که سال آخر عمرش بود، دستور داد تا حائر حسینی، گنبد مطهر و خانه‌های اطراف را ویران سازند و درخت سِدر را نیز که در جنب حرم بود، از ریشه برکنند، زمین‌ها را شخم بزنند تا اثری از قبر شریف باقی نماند.<ref>- تاریخ کربلاء و حائر حسینی،ص44.</ref> متوکل نیز در طول مدت زمامداریش از سال ۲۳۳ تا ۲۴۷ ق چهار مرتبه  از جمله در سال 236، دستور تخریب، شخم زدن و آب بستن بر قبر امام حسین علیه السلام را داد. وی دستور داد ساختمان‌های اطراف حرم را نیز ویران کنند.<ref>- تاریخ کربلاء و حائر حسینی، ص 260 – 270.</ref>
 
اما در ایام منتصر عباسی (۲۴۷ - ۲۴۸ ق) فرزند متوکل، اقبال شیعیان به سکونت در کربلا و آباد ساختن آنجا فزونی یافت. تاج الدین ابراهیم مجاب نواده امام هفتم علیه السلام را اولین علوی گفته‌اند که رسماً در حدود سال ۲۴۷  هجری در کربلا ساکن شد. پس از او خانه‌ها و بازارها در اطراف خانه او و مجاورت قبر  مطهر اباعبدالله الحسین علیه السلام پدید آمد  و یک قرن و یا کمتر از یک قرن نگذشت که کربلا به صورت شهری کوچک با جمعیت چند هزار نفره درآمد. هنگامی که عضدالدوله دیلمی از آل بویه در سال ۳۷۰ هجری به زیارت کربلا توفیق یافت تنها جمعیت سادات و علویین ساکن کربلا به ۲۲۰۰ تن بالغ می‌شد که عضدالدوله آنها را با عطایای بسیار مورد تفقد قرار  داد<ref>بغیه النبلاء ص 29 و30.</ref>
 
     

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۳۶

                        
فهرست کاربران      صفحه‌های جدید      بحث      صفحه تمرین۱      صفحه تمرین۲      کارها

این صفحه کاربری متعلق به کاربر:Kamran است.

صفحه تمرین چهار

شهریور1404 :

  • جزیره العرب - ویرایش
  • مستعربه
  • عاربه
  • قحطانی

علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب(ع) مشهور به سجاد و زین العابدین؛ چهارمین پیشوای شیعیان است که بر اساس قول مشهور در سال38 هجری دیده به جهان گشود.[۱] امام سجاد(ع) سالهای آخر خلافت جدش امام علی(ع) را درک کرد، 13 سال با عمویش امام حسن(ع) و 23 سال در کنار پدرش امام حسین(ع) بود. آن حضرت در واقعه عاشورای سال 61 هجری در جریان قیام امام حسین(ع) در کربلا حضور داشت اما به جهت بیماری از این معرکه جان سالم به در برد[۲] و پس از این واقعه 33 یا 34 سال زندگی کرد امام سجاد در سال 94[۳] یا 95[۴] هجری بر اساس قولی به دست ولید بن عبدالملک(حک: 86-96) مسموم شد و به شهادت رسید[۵] و در قبرستان بقیع و نزد قبر عمویش امام حسن(ع) مدفون شد.[۶]

دوران امامت آن حضرت معاصر با چند تن از خلفای اموی(حک:41-132) و زبیریان(حک:64-73) شامل یزید(64-61)، عبدالله بن زبیر(73-64)، معاویه بن یزید(64)، مروان بن حکم(65)عبدالملک مروان(65-86) و ولید بن عبدالملک(96-86) بود. حاکمیت جریان اموی و تسلط چند ساله زبیریان بر مکه و مدینه به عنوان مخالفان شیعه و اهل بیت(ع) یکی از بحرانی‌ترین و دشوارترین ادوار امامت را برای امام سجاد(ع) پدید آورده بود.[۷]

حج‌های امام سجاد[ویرایش | ویرایش مبدأ]

سیره عملی امام سجاد(ع) نشان دهنده توجه و اهمیت حج و مکه نزد ایشان است. حکایاتی وجود دارد که نشان می‌دهد امام سجاد(ع)در موارد متعددی[۸] سواره[۹] یا پیاده به حج ‌مشرف شده است.[۱۰] برخی شمار حج های امام علي بن الحسين(ع) را 20 مورد دانسته‌اند.[۱۱]

در منابع متقدم حکایات متعددی از سفرهای امام سجاد(ع) به مکه نقل شده است. گفته شده در یک مورد آن حضرت به منظور متقاعد ساختن عموی خویش محمد بن حنفیه که مدعی امامت بود، از وی خواست که به مکه و نزد حجرالاسود بروند و حجرالاسود امامت هر کس را تایید کند، وی امام است. به اذن الهی حجرالاسود به سخن درآمد و امامت امام سجاد(ع) را تایید کرد.[۱۲]

یکی از سفرهای امام سجاد(ع) به مکه، همزمان با سفر هشام بن عبدالملک(حک105-125) به این شهر بوده است. هشام که در زمان خلافت پدرش عبدالملک(65 -86) یا برادرش ولید(86-96) به حج رفته بود،[۱۳] وقتی خواست حجرالاسود را استلام کند، به جهت ازدحام جمعیت نتوانست این کار را انجام دهد، در همین زمان امام سجاد(ع) به حجرالاسود نزدیک شد، مردم به جهت احترام به آن حضرت و حفظ شان ایشان، کنار رفتند و حضرت به راحتی حجرالاسود را استلام کرد. هر چند هشام در پاسخ به شامیان از این که وی چه کسی است، اظهار بی اطلاعی کرد، اما در همین زمان فرزدق(م110) در قصیده ای با مطلع «هذا الّذي تعرف البطحاء وطأته و البيت يعرفه و الحل و الحرم» به معرفی آن حضرت پرداخت.‏[۱۴]

ثواب حج[ویرایش | ویرایش مبدأ]

از منظر امام سجاد(ع) انجام حج و زیارت خانه خدا از ثواب و اجر بسیار فراوانی برخوردار است.[۱۵] بر اساس روایتی از آن حضرت کسی که اعمال حج را به جا آورد، آمرزیده است و بهشت بر او واجب می‏گردد و گناهانش بخشیده می‏شود.[۱۶] در روایت دیگری آن حضرت به شفاعت فرشتگان الهی از کسی که بین صفا و مروه سعی کند، اشاره دارد.[۱۷]

حدیث شبلی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

حدیث شبلی روایتی است منسوب به امام زین‌العابدین(ع) که در آن امام در گفت‌وگوی با شبلی، اسرار و معانی باطنی اعمال حج را بیان می‌کند. اسرار میقات، اسرار ورود به حرم، اسرار وقوف در مشاعر از جمله موضوعات مطرح در این حدیث است.

نام و واژه‌شناسی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بنابر روایت‌های دینی، کربلا از زمان آدم ابوالبشر به این نام شناخته می‌شده است[۱۸] و حتی پیش از آفرینش زمین در علم الهی با نام کربلا شناخته شده بود.[۱۹]

برخی احتمال دادنده‌اند که کربلا از کور بابل به معنای مجموعه قریه‌های قدیمی بابل شامل نینوا، غاضریه، کربلا یا عقر بابل، نواویس و حیر یا حائر باشد[۲۰] همچنین گفته شده در روزگار کلدانی‌ها (از ۶۲۶ تا ۵۳۹  ق) کربلا را کور بابل به معنای پرستشگاه خداوند می‌نامیدند؛ زیرا در آنجا معبدها و پرستشگاه‌های بزرگی از مسیحیان وجود داشت[۲۱]

احتمال دیگر این است که کربلا از لفظ آشوری کرب به معنای حرم و ایل به معنای الله گرفته شده باشد و کربلا به معنای حرم الله باشد.[۲۲] احتمالات دیگری نیز هست مانند اینکه گفته شده کربلا مشتق از کربله به معنای سستی و پاک و خالص بودن است و چون زمین کربلا زمین سستی بوده یا چون از سنگریزه و امثال آن پاک و خالص بوده آن را کربلا گفته‌اند. و  کربل به معنای علف خاص نیز هست و احتمال دارد که به واسطه کثرت این علف در این سرزمین، این سرزمین به کربلا موسوم شده باشد[۲۳]

شکل‌گیری شهر کربلا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در عصر اسلامی و در سال 14 قمری منطقه کربلا به وسیله خالد بن عرفطه یکی از فرماندهان سعد بن ابی وقاص فتح شد[۲۴]. در سال ۳۶ هجری هنگامی که امیرالمومنین علی علیه السلام برای جنگ با معاویه  به سوی صفین می‌رفت همراه حسنین علیهم السلام  به این منطقه وارد شد و هنگامی که از نامش سوال کرد و گفتند اینجا را کربلا می‌گویند؛ از شهادت فرزندش حسین در این  مکان خبر داد و فرزندش حسین را امر به صبر نمود[۲۵]

تا پایان قرن اول هجری به جهت خوف از بنی امیه کربلا رو به آبادانی نرفت . و تنها اوایل دولت بنی عباس بود که رو به آبادانی گذاشت. که البته با ظهور دولت هارون الرشید و متوکل عباسی و دشمنی علنی آنها با شیعیان این روند آبادانی متوقف شد. هارون در سال ۱۹۳ق که سال آخر عمرش بود، دستور داد تا حائر حسینی، گنبد مطهر و خانه‌های اطراف را ویران سازند و درخت سِدر را نیز که در جنب حرم بود، از ریشه برکنند، زمین‌ها را شخم بزنند تا اثری از قبر شریف باقی نماند.[۲۶] متوکل نیز در طول مدت زمامداریش از سال ۲۳۳ تا ۲۴۷ ق چهار مرتبه  از جمله در سال 236، دستور تخریب، شخم زدن و آب بستن بر قبر امام حسین علیه السلام را داد. وی دستور داد ساختمان‌های اطراف حرم را نیز ویران کنند.[۲۷]

اما در ایام منتصر عباسی (۲۴۷ - ۲۴۸ ق) فرزند متوکل، اقبال شیعیان به سکونت در کربلا و آباد ساختن آنجا فزونی یافت. تاج الدین ابراهیم مجاب نواده امام هفتم علیه السلام را اولین علوی گفته‌اند که رسماً در حدود سال ۲۴۷  هجری در کربلا ساکن شد. پس از او خانه‌ها و بازارها در اطراف خانه او و مجاورت قبر  مطهر اباعبدالله الحسین علیه السلام پدید آمد  و یک قرن و یا کمتر از یک قرن نگذشت که کربلا به صورت شهری کوچک با جمعیت چند هزار نفره درآمد. هنگامی که عضدالدوله دیلمی از آل بویه در سال ۳۷۰ هجری به زیارت کربلا توفیق یافت تنها جمعیت سادات و علویین ساکن کربلا به ۲۲۰۰ تن بالغ می‌شد که عضدالدوله آنها را با عطایای بسیار مورد تفقد قرار  داد[۲۸]

     

  1. . الکافی، ج1، ص 466؛ الارشاد، ج2، ص 137
  2. . تاريخ‏الطبري، ج‏11، ص630.
  3. . تاریخ الطبری، ‏11، ص631 ؛ انساب الاشراف، ج10، ص 237.
  4. . تاريخ مدینه دمشق، ج‏41، ص416.
  5. . الإتحاف بحب الأشراف، ص 277.
  6. . تاريخ‏ الطبري، ج‏11، ص631.
  7. . رک: اثبات الوصیه، ص 167 – 168 ؛ صحیفه سجادیه، دعای 49 ، ص 244.
  8. . المحاسن، ج2، ص 361 ؛ مناقب آل ابی طالب، ج3، ص 293 - 294؛ الدر النظيم، ص 591 .
  9. . مناقب آل ابی طالب، ج3، ص 294.
  10. . الإرشاد، ج‏2، ص144؛ المنتظم، ج‏5، ص349 .
  11. . المحاسن، ج2، ص635؛ الخصال، ص517-518.
  12. . الکافی، ج1، ص 348 ؛ الإحتجاج، ج‏2، ص46.
  13. . الاختصاص، ص191؛ اختیار معرفه الرجال، ج1ص 343 ؛ الاغانی، ج15، ص 217.
  14. . الاغانی، ج15، ص 217 ؛ الاختصاص، ص 119 ؛ الارشاد، ج2، ص 151.
  15. . الكافى، ج‏4، ص411.
  16. . من لا یحضره الفقیه، ص 156.
  17. . من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص209.
  18. موسوعه العتبات، ج 8 ص 179.
  19. کامل الزیارات، ص 450 و 451.
  20. موسوعه العتبات، ج 8 ص 179.
  21. شمیم یار، ص 29.
  22. موسوعه العتبات، ج 8ص179.
  23. معجم البلدان، ج 4ص445.
  24. بغیه النبلاء ص18 و 19.
  25. الاخبار الطِوال،  ص 252 و 253.
  26. - تاریخ کربلاء و حائر حسینی،ص44.
  27. - تاریخ کربلاء و حائر حسینی، ص 260 – 270.
  28. بغیه النبلاء ص 29 و30.