اخلاص
اِخلاص به معنای پاک کردن عمل از انگیزههای غیرالهی و انجام دادن آن برای خداوند است. در آموزههای اسلامی، اخلاص از عوامل مهم ارزش یافتن عبادات دانسته شده و در برابر آن، ریا و سُمعه از موانع اخلاص به شمار میروند. در منابع اسلامی، بر اخلاص در حج و زیارت تأکید شده و انجام مناسک برای خداوند از شرایط مهم پذیرش آنها دانسته شده است.
در قرآن و روایات، اخلاص با مفاهیمی مانند پذیرش عمل، تقوا و قرب الهی ارتباط یافته و در دعاها و زیارتنامهها نیز بر آن تأکید شده است. روایاتی از پیامبر(ص) و امامان(ع) درباره آثار اخلاص و زیارت خالصانه نقل شده و در برخی منابع تفسیری و ادبی نیز اخلاص بهعنوان باطن و ارزش معنوی اعمال عبادی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین در آثاری درباره عزاداری، اخلاص از ویژگیهای لازم برای روضهخوانی دانسته شده و نسبت به ریا و استفاده از آن برای جلب توجه یا کسب درآمد هشدار داده شده است. گزارشهایی تاریخی نیز از توجه برخی حاکمان و سرشناسان مسلمان به اخلاص در زیارت و خدمت به اماکن مقدس حکایت دارد.
معناشنایی
واژه «اخلاص» مصدر باب افعال از ریشه خلوص و خلاص و به معنای خالص کردن، پاک گردانیدن و برگزیدن است[۱] در فرهنگ اسلامی اخلاص به معنای صاف و بدون اضافات شدن[۲] و انجام عمل برای خداوند است.[۳] حقیقت آن، دور شدن و پاک شدن نفس از غیر خداست[۴]؛ یعنی انسان نیت خود را از هرگونه آلودگی و ناخالصی پاک کند و عمل را تنها برای رضای خدا انجام دهد و ستایش دیگران در او اثر نداشته باشد.[۵]
جایگاه و اهمیت
اخلاص در عبادات، از جمله حج، از شرایط مهم پذیرش عمل دانسته شده است. عمل صالح هنگامی ارزش معنوی مییابد که برای خداوند انجام شود و از ریا و انگیزههای نفسانی دور باشد.[۶] بر اساس آموزههای قرآن، عمل صالح هنگامی به خداوند میرسد که با انگیزه الهی انجام شده باشد[۷] و از طریق اتصال به خداوند، ارزش و ماندگاری معنوی پیدا کند.[۸][۶]
بر اساس روایتی از پیامبر اکرم(ص)، کسی که چهل روز برای خدا اخلاص ورزد، خداوند چشمههای حکمت را از قلب او بر زبانش جاری میکند.[۹] بر پایه این روایت، اخلاص جزو صفات ویژهای است که باید دورهای برای استمرار، تقویت و تثبیت آن، در نظر گرفته شود و در اخلاص، انگیزه اصلی باید رضایت خداوند باشد نه کسب حکمت و دیگر نتایج اخلاص.[۱۰]
نشانه و ثمره اخلاص
امام صادق(ع) اخلاص را عامل گردآمدن فضیلتها و آثار اعمال نیک دانسته و پذیرش عمل از سوی خداوند را نشانه اخلاص معرفی کرده است. بر اساس این دیدگاه، اخلاص به مقدار ظاهری عمل وابسته نیست؛ بلکه ممکن است عملی اندک به سبب پذیرش الهی، نشانه اخلاص باشد و عملی بسیار، در صورت پذیرفته نشدن، از اخلاص برخوردار نباشد.[۱۱]
موانع اخلاص
مهم ترین مانع اخلاص، هوای نفس و غلبه آن دانسته شده. بر اساس روایتی از امام علی(ع) شخصی که هوای نفسش بر او پیروز است، توان خالص کردن عمل خود را ندارد.[۱۲] ریا از موانع اخلاص و در مقابل آن است و به انجام عمل با انگیزه خودنمایی در برابر مردم گفته میشود.[۱۳] قرآن کریم از ریا نهی کرده و آن را موجب بیاثر شدن عمل دانسته است.[۱۴] «سُمعه» نیز به معنای مطرح کردن عمل نزد دیگران و رساندن آن به گوش مردم با هدف جلب توجه آنان است.[۱۳]
اخلاص در حج
آیه ﴿وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾[یادداشت ۱][۱۵] بیانگر آن است که همه اعمال حج و عمره باید تنها برای خدا باشد. قرآن کریم اخلاص در عبادت را از وظایف مؤمنان دانسته و حج را نیز عبادتی واجب که فقط برای خدا انجام میشود، معرفی کرده است.[۱۶][۱۷] اخلاص در عمل[۱۸] و قصد قربت نیز از شروط قبولی حج دانسته شده است.[۱۹]
امام صادق(ع) بر اخلاص نیت و پاک کردن دل از هر چیز غیر الهی در هنگام نیت حج تأکید کرده است.[۲۰] او حج را به دو گونه «حج برای خدا» و «حج برای مردم» تقسیم کرده و پاداش حج برای رضای خدا را بر عهده خداوند و پاداش حجی که برای انسانها انجام گیرد را بر عهده مردم دانسته است.[۲۱]
معرفت نسبت به حج و اسرار اعمال آن، در دستیابی به مراتب بالاتر اخلاص مؤثر دانسته شده است. بر این اساس، شناخت اسرار و معانی اعمال حج، زمینه درک هدف آنها و تقویت اخلاص در انجام مناسک را فراهم میکند. هرچه معرفت و اخلاص بیشتر باشد، ارزش معنوی عمل نیز افزایش مییابد؛ ازاینرو، محدود بودن معرفت میتواند مانع دستیابی به مراتب کامل اخلاص شود.[۲۲]
اخلاص در زیارت
اخلاص در نیت، از آداب زیارت دانسته شده است و به معنای خالص کردن قصد از انگیزههای غیرالهی و انجام دادن عمل برای خداوند است.[۲۳] قرآن کریم بر اخلاص در عبادت تأکید کرده و آن را از وظایف انسانها دانسته است.[۲۴][۲۵] بر اساس برخی روایات، زیارت خانه خدا، رسول خدا(ص) و ائمه معصوم(ع) نیز باید با نیت خالص و قصد قربت انجام شود و برای چنین زیارتی پاداشهایی مانند آمرزش و بهشت ذکر شده است.[۲۶]
اخلاص در زیارت رسول خدا(ص) و مسجدالنبی نیز در منابع اهلسنت از آداب زیارت شمرده شده است.[۲۷] در روایات امام صادق(ع) نیز زیارت قبر امام حسین(ع) با نیت الهی مورد تأکید قرار گرفته و برای آن پاداشهایی از جمله همراهی فرشتگان در بازگشت به منزل و رهایی از آتش و ایمنی در قیامت بیان شده است.[۲۸]
اخلاص در منابع مکتوب
قرآن و دعا
اخلاص از صفات نفسانی مورد توجه در آیات قرآن دانسته شده است.[۱۷] در قرآن، پس از بنای کعبه به دست ابراهیم و اسماعیل(ع)، دعای آنان با عبارت «رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ» نقل شده است.[۲۹] این دعا، اخلاص در نیت و عمل آنان را نشان میدهد[۳۰]؛ چراکه آنان به جای تأکید بر ارزش عمل خود، از خداوند پذیرش آن را درخواست کردند[۳۱][۳۲] و بنای کعبه را در راستای اطاعت و تقرب به خداوند انجام دادند و یقین داشتند که خداوند به نیت آنها آگاه است.[۳۳]
در برخی ادعیه و زیارتنامههای مرتبط با حج و زیارت نیز بر اخلاص تأکید شده است. در دعای مستحب هنگام پوشیدن لباس احرام، عمرهگزار از خداوند توفیق اخلاص در قصد و عمل را درخواست میکند.[۳۴] در دعای عرفه امام حسین(ع) نیز بر اخلاص و اختصاص بندگی به خداوند تأکید شده است.[۳۵] در برخی زیارتنامهها نیز امام سجاد(ع) با تعابیری همچون «بنده مخلص»[۳۶] و «کشتی اخلاص»[۳۷] توصیف شده است.
متون ادبی و تفسیری
در برخی تفاسیر آیه «وَبَشِّرِ الْمُخْبِتینَ» ناظر به مخلصین در حج دانسته شده [۳۸] و اخلاص از جمله مقامهای معنوی معرفی شده که انسان با تزکیه میتواند به آن برسد[۳۹] به نقل از کتاب مجمعالبیان، خداوند به ظاهر اعمال نیاز ندارد و ارزش اعمال حج به حالت درونی انسان و اخلاص او در انجام عمل ارتباط دارد.[۴۰]
سنایی غزنوی در اشعار خود ضمن اشاره به جایگاه کعبه و اهمیت حج، بر توجه به خداوند و اخلاص در انجام این فریضه تأکید کرده است.[۴۱] همچنین برخی مفسران در تفسیری عرفانی، واژه بیت المعمور[۴۲] (به معنای خانه آباد[۴۳]) را نمادی از دلهای عابدان دانستهاند که با اخلاص آباد شدهاند.[۴۴][۴۵]
در کتاب لؤلؤ و مرجان، اخلاص و صدق بهعنوان دو ویژگی اخلاقی لازم برای روضهخوان معرفی شده است.[۴۶] نویسنده روضهخوانی را از اعمال عبادی دانسته و اخلاص را شرط آن شمرده است.[۴۷] وی با تأکید بر ضرورت پرهیز از هوای نفس، نسبت به ریا در روضهخوانی و استفاده از آن برای جلب توجه مردم هشدار داده و همچنین تبدیل روضهخوانی به وسیله کسب معاش را مورد نکوهش قرار داده است.[۴۸][۴۹]
اخلاص در رفتار سرشناسان مسلمان
در برخی گزارشهای تاریخی، اخلاص در رفتار حاکمان مسلمان نیز در ارتباط با زیارت و خدمت به اماکن مقدس بازتاب یافته است. درباره شاه اسماعیل اول (۹۰۷–۹۳۰ق)، بنیانگذار سلسله صفوی، گزارشی از حضور او در عتبه امام علی(ع) در نجف و اظهار خضوع و درخواست حاجت از خداوند نقل شده است.[۵۰]
شاه عباس اول نیز در چند سفر زیارتی، افزون بر حضور در حرمهای امامان، شخصاً به برخی امور خدماتی در این اماکن میپرداخت و رفتارهای او از جمله در سفر سال ۱۰۳۳ق به نجف[۵۱] و سفر سال ۱۰۰۹ق به مشهد[۵۲][۵۳]، در منابع تاریخی بهعنوان نشانهای از خضوع و اخلاص او در زیارت گزارش شده است.[۵۴]
در منابع تاریخی، سید اسماعیل صدر نیز به اخلاص در عمل توصیف شده[۵۵] و برای اثبات این ویژگی، گزارشهایی از رفتار او نقل شده است.[۵۶][۵۷]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۷۳-۱۷۴.
- ↑ قرشی، قاموس قرآن، ج ۲، ص۲۸۰.
- ↑ مصباحالشریعه، ص۳۶؛ کتاب المزار شیخ مفید، ص۱۹
- ↑ راغب، المفردات، ص۲۹۳.
- ↑ فیض کاشانی، الحقایق، ص۴۱۶.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج۱، ص۱۲۷.
- ↑ فاطر: ۱۰.
- ↑ قصص: ۸۸.
- ↑ ابن فهد حلی، عدة الداعی و نجاح الساعی ، ص ۲۳۲.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ج۲۱، ص۲۳۶.
- ↑ «الْإِخْلَاصُ يَجْمَعُ فَوَاضِلَ الْأَعْمَالِ وَ هُوَ مَعْنًى مِفْتَاحُهُ الْقَبُولُ وَ تَوْقِيعُهُ الرِّضَا فَمَنْ تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْهُ وَ يَرْضَى عَنْهُ فَهُوَ الْمُخْلِصُ وَ إِنْ قَلَّ عَمَلُهُ وَ مَنْ لَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنْهُ فَلَيْسَ بِمُخْلِصٍ وَ إِنْ كَثُرَ عَمَلُهُ» (جعفر بن محمد الصادق٧، مصباح الشریعه، ص۳۶).
- ↑ آمدی، غرر الحکم، ص۵۱۶.
- ↑ ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ مکه و مدینه در آینه آیات قرآن، ص368.
- ↑ بقره: ۲۶۴.
- ↑ بقره: ۱۹۶.
- ↑ آل عمران: ۹۷.
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ بینه: ۵.
- ↑ مصباح الشریعه، ص163؛ مستدرک الوسائل، ج10، ص172؛ بحار الانوار، ج96، ص24.
- ↑ تهذیب، ج ۵، ص ۴۶۳ ؛ ثواب الاعمال، ص ۱۰۸ و ۱۱۶.
- ↑ مصباح الشریعه، ص163؛ مستدرک الوسائل، ج10، ص172.
- ↑ بحار الانوار، ج96، ص24.
- ↑ اسرار حج در نگاه آیتالله جوادی آملی ، پايگاه الكترونيكي اسراء .
- ↑ درسنامه ادب زیارت
- ↑ البینه: ۵.
- ↑ غافر: ۱۴.
- ↑ مصباح الشریعه، ص۳۶.
- ↑ سمهودی، وفاء الوفا، ج۴، ص۵۲۹.
- ↑ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص145و 146.
- ↑ بقره: ۱۲۷.
- ↑ مکه و مدینه در آینه آیات قرآن، ص368.
- ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ج۲، ص۱۶۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۸۳.
- ↑ واحدی، الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز، ج۱، ص۱۳۱.
- ↑ ادعیه و آداب حرمین شریفین در عمره مفرده با ترجمه فارسی، مرکز تحقیقات حج، تهران، نشر مشعر، ۱۳۸۷ش
- ↑ مقاله ادعیه و زیارات مدینه منوره و مکه مکرمه (ویژه تمتع)
- ↑ بحار الأنوار، ج100، ص207؛ ادعیه و آداب حرمین شریفین در عمره مفرده با ترجمه فارسی.
- ↑ قلائد الدرر فی مناسک من حج و اعتمر، ج۱، ص۱۱۲؛ راهنمای حرمین شریفین، ص۱۶۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۳۷۵ - ۳۷۴.
- ↑ ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۲۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۸.
- ↑ میقات حج، ش16، ص131-138، حج در ادب فارسی.
- ↑ ( وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ) (سوره طور، 4)
- ↑ لغتنامه، ج3، ص4470، «بیت المعمور.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج5، ص152؛ مخزن العرفان، ج13، ص341.
- ↑ تفسیر قشیری، ج3، ص472؛ نک: بیان السعاده، ج4، ص118.
- ↑ لولو و مرجان، ص ۲
- ↑ لولو و مرجان، ص ۱۳
- ↑ لولو و مرجان، ص ۳۴
- ↑ لولو و مرجان، ص ۱۵ -۲۱
- ↑ . اميرمحمود خواندمير، ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب، ص۴۹۵.
- ↑ . ترکمان، ذيل تاريخ عالمآراي عباسي، تصحيح سهيلي خوانساري، ص۱۰۰۵.
- ↑ «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۰.
- ↑ عالم آرای عبّاسی، ص۲۸۲ و ص۲۸۳.
- ↑ عالم آرای عبّاسی، ص۸۸۳ و ص۸۸۴؛ قصص الخاقانی، ص۱۸۳ و ص۱۸۴.
- ↑ یادنامه امام موسی صدر، ص١٠٩ و 110 (سخنان آیتالله العظمی سید موسی شبیری زنجانی) ؛ رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر، ص١٨٠؛ اعیانالشیعه، ج۵، ص٢١٩.
- ↑ بغیةالراغبین، ج٧، ص٢١١ و ٢١٢؛ تکملة امل الآمال، ص١٠۵؛ نقباء البشر، ج١، ص١۶٠.
- ↑ بغیةالراغبین، ج٧، ص٢١٠ -٢١٢.
- ↑ حج وعمره را برای خدا به پایان برید.
منابع
- ادعیه و آداب حرمین شریفین در عمره مفرده با ترجمه فارسی، مرکز تحقیقات حج، تهران، نشر مشعر، ۱۳۸۷ش.
- ادعیه و زیارات مدینه منوره و مکه مکرمه (ویژه تمتع) ، مرکز تحقیقات حج، تهران، نشر مشعر، ۱۳۹۱ش.
- بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
- مکه و مدینه در آینه آیات قرآن/مباحث اخلاقی در آیات حج مهدی رستم نژاد.
- میقات حج (فصلنامه): تهران، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت.
- تفسیر بیضاوی (انوار التنزیل): البیضاوی (م. 685ق.)، به کوشش مرعشلی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1418ق.
- مخزن العرفان: سیده نصرت امین (م. 1362ش.)، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1361ش.
- تفسیر قشیری (لطائف الاشارات): النیشابوری القشیری (م. 465ق.)، به کوشش بسیونی، مصر، الهیئة المصریة العامة.
- بیان السعاده، الجنابذی (م. 1327ق.)، تهران، 1344ش.
- لغتنامه، دهخدا (م. 1334ش.) و دیگران، مؤسسه لغتنامه و دانشگاه تهران، 1373ش.
- «شاهان صفوی و زیارت»، ایزدی، حسین، شیعهشناسی، شماره ۳۹، پاییز ۱۳۹۱ش.
- عالم آرای عبّاسی، ترکمان، اسکندر بیک، تصحیح محمّداسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۸ش.
- قصص الخاقانی، شاملو، ولی قلی بن داود قلی، صحیح و پاورقی سیدحسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱ش.
- قلائد الدرر فی مناسک من حج و اعتمر، كاشف الغطاء، احمد، مؤسسة كاشف الغطاء، نجف اشرف، 1367ق.
- راهنمای حرمین شریفین، غفاری، ابراهیم، انتشارات اسوه، ۱۳۷۰ش.
- مصباح الشریعه، المنسوب امام جعفر الصادق(ع) (-۱۴۸ق)، بیروت، الاعلمی۱۴۰۰ق.
- مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، حسین نوری الطبرسی (۱۲۵۴–۱۳۲۰ق)، قم، انتشارات موسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ق.
- تهذیب الأحکام، طوسی محمد بن حسن، تحقیق حسن موسوی خرسان، تهران، دارکتب الاسلامیة، 1407ق.
- لولو و مرجان، حسین نوری طبرسی، تحقیق حسین استاد ولی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۹ش.
- لسان العرب، محمد بن مكرم (ابن منظور)، دار صادر، بيروت، 1414ق.
- قاموس قرآن، علی اکبر قرشی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۱ش.
- مفردات الفاظ قرآن، حسین بن محمد راغب اصفهانی، تحقیق صفوان عدنان داودی، بیروت لبنان ، دار الشامیه ، 1412ق/ 1992م.
- ترجمه الحقایق، فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تهران، مدرسه عالی شهید مطهری، ۱۳۷۸.
- ادب فنای مقربانجوادی آملی، عبدالله، نشر اسراء، قم، بی تا.
- عدة الداعی: ابن فهد الحلی (م.841ق.)، به کوشش موحد قمی، دار الکتب الاسلامیة.
- ثواب الاعمال: الصدوق (م.381ق.)، قم، الرضی، 1368ش.
- وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، علی بن عبدالله السمهودی، تحقیق قاسم السامرائی، لندن، موسسه الفرقان للتراث الاسلامی، ۲۰۰۱م.
- کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن جعفر (ابن قولویه قمی)، تصحیح: بهراد الجعفری، تهران، صدوق، ۱۳۷۵ش.
- روض الجنان: ابوالفتوح رازی (م.۵۵۴ق.)، به كوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش.
- المیزان: الطباطبایی (م.۱۴۰۲ق.)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ق.
- تفسیر واحدی (الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز): الواحدی (م. 468ق.)، به کوشش داودی، بیروت، دار القلم، 1415ق؛
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، قم، کتابخانة آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۳ق.