نجف

از ویکی حج
پرش به ناوبری پرش به جستجو
شهر نجف.jpg
نمایی از شهر نجف و حرم مطهر علوی
اطلاعات کلی
ویژگی چهارمین استان پهناور عراق و سومین شهر مذهبی جهان
استان نجف
مساحت ۷٬۵۰۰ هکتار
جمعیت کل سرشماری سال ۲۰۰۳ میلادی حدود ۵۸۵٬۰۰۰ نفر
نام محلی الغری، مشهد
زبان عربی
ادیان مسلمان
مذهب شیعه
اطلاعات تاریخی
نام قدیم ظَهر الکوفة
اماکن
زیارتگاه حرم مطهر امیرالمؤمنین، مقام حضرت زین‌العابدین، مقام حضرت حجت و امام صادق، آرامگاه حضرت هود و صالح، آرامگاه کمیل بن زیاد نخعی و…
قبرستان‌ها وادی‌السلام
حوزه علمیه مدرسه مقداد سیوری، مدرسه ملا عبداللَّه، مدرسه صحن شریف، مدرسه صدر، مدرسه معتمد، مدرسه مهدیه، مدرسه قوام، مدرسه ایروانی، مدرسه میرزا حسن شیرازی و…
مساجد مسجد حنانه، مسجد عمران بن شاهین، مسجد صفه‌الصفا، مسجد الخضراء، مسجد شیخ طوسی، مسجد شیخ انصاری، مسجد هندی، مسجد شیخ طریحی و…
در حال بارگیری نقشه...

‌نجف، از شهرهای مهم کشور عراق و سومین شهر مذهبی جهان اسلام است. این شهر علی‌رغم اینکه پیش از اسلام محل سکونت بوده است؛ اما در قرن اول هجری چندان قابل توجه نبوده؛ و در کنار شهر باعظمت کوفه قریه کوچکی به حساب می‌آمد که به نام ظهرالکوفه[۱] شناخته می‌شده است؛ با آشکار شدن مدفن مطهر حضرت امام علی(ع) در قرن دوم هجری، این شهر چندان اهمیت و وسعتی یافته است که در حال حاضر شهر کوفه یکی از محله‌های آن به شمار می‌آید.

شهر نجف، مرکز استان نجف است و از مقدس‌ترین شهرهای شیعیان به‌ شمار می‌رود. این شهر مدت زیادی در مسیر کاروان‌هایی قرارداشته که برای انجام مناسک حج از راه خشکی عازم مکه و مدینه بودند.

از مضمون احادیث برمی‌آید که این شهر مسکن و مأوای پیامبران الهی بوده است. حضرت ابراهیم(ع) مدتی در این سرزمین مقدس سکونت نمود و پیکر حضرت آدم و نوح(ع) پس از رحلت بدان جا نقل مکان یافته و هود و صالح در این دیار دفن شده‌اند. از خواص خاک نجف هم این است که مدفون در آن از مؤاخذه دو فرشته در شب اول قبر در امان است.

موقعیت جغرافیایی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

استان نجف از سمت شمال به استان بابِل، از سمت شرق به استان قادسیه، از سمت جنوب شرقی به استان المثنی، از سمت غرب و شمال غرب به استان کربلا محدود می‌شود. مساحت این استان، ۲۸٬۸۱۶ کیلومترمربع است و چهارمین استان پهناور عراق به شمار می‌آید. مرکز این استان، شهر مقدس نجف است.

شهر نجف در ۱۶۵ کیلومتری جنوب غربی بغداد و ۷۷ کیلومتری جنوب شرقی کربلا و ۱۰ کیلومتری جنوب کوفه در مختصات ۳۱. ۹۹° شمالی و ۴۴٫۳۳° غربی قرار گرفته و زاویه انحراف قبله آن ۲۱ درجه و ۵۲ دقیقه و ۵۶ ثانیه است. این شهر در منتهی‌الیه شمال شرقی استان نجف، روی تپه‌ای در کناره دشت معروف به «بادیة الشام» قرار دارد و رودخانه فرات در شرق شهر کوفه و در فاصله ۱۰ کیلومتری از نجف، جاری است. مساحت کل شهر ۷٬۵۰۰ هکتار است که از این میزان حدود ۵۰۰۰ هکتار بافت شهری است. در ۸۰ سال اخیر از جانب شمالی، جنوبی و شرقی قلب تاریخی شهر توسعه یافته است. در سرشماری سال ۲۰۰۳ میلادی حدود ۵۸۵٬۰۰۰ نفر جمعیت داشته است.

وجه تسمیه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

زبان‌شناسان درباره وجه تسمیه نجف، اختلاف نظر دارند.

مکان مرتفع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نظریه قریب به اجماع آن است که نجف، زمین مرتفعی است که همیشه آب سیل، اطراف آن جمع می‌شود.[۲]

نجف واژه‌ای عربی به معنای منجوف است. منجوف به مکانی مستطیل شکل و مرتفع گفته می‌شود که آب در اطراف آن جمع می‌گردد ولی بر سطح آن جاری نمی‌شود. این شهر را از آن رو نجف نامیده‌اند که نسبت به زمین‌های مجاور بلند، و به سبب آن که مستطیل شکل یا دایره‌ای است، آب بر سطح آن جمع نمی‌شود. به گفته یاقوت حموی نجف ساحل دریای شور است که در قدیم به حیره متصل بود.[۳]

دریای خشک[ویرایش | ویرایش مبدأ]

وجه تسمیه دیگر این شهر برگرفته از روایتی است که ابی‌نعیم از حضرت امام صادق(ع) نقل کرده که آن جناب فرمودند: نجف همان کوهی بود که پسر نوح گفت: ﴿سَآوِی إِلی جَبَلٍ یعْصِمُنِی مِنَ الْماءِ﴾؛ بزودی بالای کوهی خواهم رفت که من را از غرق شدن در آب حفظ می‌کند.»[۴] و روی زمین کوهی بزرگتر و مرتفع‌تر از آن نبود، باری حق عزوجل به کوه خطاب فرمود: ای کوه، آیا از من به تو باید پناه برده شود؟ پس کوه بلافاصله تکه‌تکه گردید و به طرف بلاد و سرزمین‌های شام پرتاب و به ریگ‌های ریز و کوچکی مبدل گشت و سپس دریاچه‌ای پهناور در آن شکل گرفت که به «نی» اشتهار یافت.[۵]

در جنوب و غرب نجف، زمین پست وسیعی که در پی حرکات پوسته زمین و ایجاد شکستگی طولی و فروافتادن زمین، پدیدار شده به مرور زمان، به علت کاربرد واژه دریا برای آن، به «بحر النجف» یا دریای نجف، شهرت یافته است.[۶]

در گذشته، حجم دریای نجف به‌اندازه‌ای بود که در آن، حمل و نقل آبی انجام می‌گرفت و گاهی امواج عظیم دریا، سبب غرق شدن کشتی‌ها می‌شد. اما امروزه، از وسعت و حجم آب آن، کاسته شده و به‌صورت باتلاق کم‌عمقی درآمده است.[۷]

این دریاچه با گذشت زمان به تدریج خشک شد و از این رو به آن «نی جَفّ» گفتند؛ یعنی دریای نی خشک شد.[۸] بعد از آن مردم آن سرزمین را «نجف» خواندند زیرا اداء آن بر زبان‌شان سهل‌تر و آسان‌تر بود.[۹]

اسامی شهر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در متون تاریخی کهن، اشاره چندانی به نام نجف نشده است. در برخی از متون جغرافیایی اسلامی، نام نجف همراه با نام «حیره» (از شهرهای باستانی عراق که هم‌اکنون شهری در شرق شهر کوفه و در چهارکیلومتری آن واقع است) ذکر شده و موقعیت حیره در محل نجف دانسته شده است.[۱۰]

البته این شهر در لسان روایات و مردم به نام‌های دیگری هم خوانده شده است؛ از دیگر نام‌های نجف در گذشته، می‌توان به «ظَهر الکوفة»، «غَری»، «مشهد» و … اشاره کرد.

الغریّ[ویرایش | ویرایش مبدأ]

الغریّ در لغت به معنای نیک می‌باشد و غریّان[۱۱] نام دو بنای مشهور نزدیک به کوفه بود که گفته می‌شد قبل از اسلام توسط منذر پسر امرئ القیس یکی از پادشاهان حیره بنا شده‌اند و حضرت علی(ع) نیز در حوالی همان موضع به خاک سپرده شد. بعدها یکی از آن دو بنا ویران شده و لفظ الغریّ و نیز الغُریّان که تثنیه می‌باشد به کار برده شد.[۱۲]

مشهد[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در لغت به محل اجتماع مردم و مجمع افراد گفته می‌شود. مرقدهای مطهر ائمه (علیهم‌السلام) به دلیل آنکه همواره محل ازدحام و تردد زائرین از نقاط دور و نزدیک می‌باشند به مشهد موصوف شده‌اند. برای تمایز بین ائمه نام مبارک هر امام نیز پس از مشهد ذکر می‌گردد مثلًا گفته می‌شود مشهد الرضا(ع) یا مشهد الحسین(ع) و غیره، در عراق مشهد به‌طور مطلق به نجف اطلاق می‌گردد.

نام‌های دیگر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

سه نامی که ذکر شد یعنی نجف، الغری و مشهد در روایات و در لسان مردم به کار برده شده ولی نام‌های ذیل فقط در روایات بر نجف اطلاق شده است:

در حال حاضر، نام نجف به علت وجود بارگاه حضرت امیرمؤمنان(ع) که پس از حضرت محمد(ص) اشرف مخلوقات به شمار می‌آید، به صفت «اشرف» مزین شده است و در متون دوره اخیر و معاصر، همواره با نام نجف اشرف یاد می‌شود.

آب و هوا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

به‌طور کلی نجف، آب و هوای گرمی دارد که تقریباً در طول سال، درجه حرارت هوا در روز و شب، بالای صفر است. تابستان‌ها در نجف، بسیار گرم و طولانی است و تقریباً نزدیک به نصف سال را دربرمی‌گیرد. فصل زمستان، کوتاه‌مدت و همراه با بارش‌های جوی و دارای شب‌های سردی است. فصل‌های بهار و پاییز نیز در نجف، بسیار کوتاه و زودگذر است.[۱۹]

هوای نجف در تابستان گرم و خشک است و اهالی آن به سرداب‌های زیرزمینی پناه می‌برند تا از گرما در امان باشند؛ این سردابه‌ها به شکلی بدیع و با عمق‌هایی متفاوت حفر شده‌اند. نجف، به لحاظ موقعیت جغرافیایی، در حقیقت مرز بین شهر و صحرا است. شهر آن کوفه و صحرا نیز شن‌زارهایی است که در اطراف، گرما و باد زیادی را برای آن به ارمغان می‌آورد و چنانچه بادهای داغ «سموم» بوزد دمای شهر را در برخی زمان‌ها به پنجاه درجه می‌رساند. در زمستان نیز سرمای گزنده و سوزناکی دارد و سرمای شهر بدان اندازه است که آب یخ می‌بندد.

قدیمی‌ترین تصویر از شهر نجف اشرف

شکل‌گیری و توسعه شهر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

شکل‌گیری شهر نجف به زمانی بازمی‌گردد که قبر شریف حضرت علی(ع) در آن آشکار شد. با توسعه‌های مکرر بارگاه امام(ع) و شهرت یافتن و مورد توجه قرار گرفتن آن، آبادانی اطراف آن آغاز گردید و به تدریج، بناهای شهری در نجف ایجاد شد. به دنبال حملات و تجاوزهای مخالفان و دشمنانی نظیر عباسیان، قرامطه و برخی قبایل عربی به کوفه که ویرانی آن را در پی داشت، اهالی کوفه به نجف مهاجرت کردند.

پادشاهان شیعه، از دوره آل‌بویه تا دوره صفوی، به عمران شهر نجف اهتمام ویژه‌ای داشتند و ضمن بازسازی و توسعه بارگاه امیرمؤمنان(ع) به احداث حصار اطراف شهر و ایجاد کانال آب از فرات به نجف، اقدام نمودند. این شهر به‌ویژه در قرون هفتم و هشتم هجری توسعه و پیشرفت چشمگیر و درخور توجهی یافت و پادشاهان آل‌جلایر مدارس و مساجد و خانقاه‌هایی در نجف بنا کردند.[۲۰]

مراحل توسعه شهر نجف[ویرایش | ویرایش مبدأ]

شهر نجف در طى مراحل توسعه شاهد سه مرحله بوده است كه عبارتند از:

•مرحله اول:[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مرحله آبادانى اوليه كه از زمان (عضد الدوله آل بويه) در سال 338 ه ق آغاز گرديد و تا قرن نهم هجرى ادامه يافت. اين مرحله در حقيقت مرحله نوباوگى شهر بوده است و در اوايل اين مرحله باروى شهر ساخته شد كه تمامى شهر را در برمى‏گرفت و در سال 400 ه ق (ابو محمد بن سهلان) وزيرآل بويه باروى ديگرى اطراف شهر كشيد.

•مرحله دوم:[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مرحله آبادانى ثانويه شهر است و از قرن نهم هجرى تا اواسط قرن سيزدهم هجرى ادامه داشت، در اين دوره از شكوفايى شهر كاسته شده و به علت بروز جنگ هاى طولانى بين ترك هاى عثمانى و پادشاهان صفوى آسيب‏هايى نيز به اين شهر وارد گرديد.

•مرحله سوم:[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دوران اخير است كه از اواسط قرن سيزدهم هجرى آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. در اين دوران شهر دوباره شكوفا شده و تغييرات فرهنگى و عمرانى فراوانى در آن روى داده و پس از آن كه مدت ها به صورت شهرستان تابع استان كربلا بود، عاقبت به استان تبديل شد

شکوفایی علمی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مهاجرت شیخ طوسی از بغداد به نجف در نیمه قرن پنجم هجری، در شکوفایی علمی این شهر تأثیرگذار بود. در واقع می‌توان گفت که شیخ طوسی با حضور و سکونت خود در نجف، حوزه علمیه شیعه در نجف را بنیان گذاشت. البته با انتقال محوریت علمی تشیع به مناطق دیگری از قبیل حله و جبل عامل، حوزه علمیه نجف برای چندین قرن دچار رکود گردید. اما به تدریج از قرن هشتم هجری دوباره رونق یافت و پس از سقوط دولت صفویان در ایران در فاصله قرون دوازدهم تا دوره اخیر به اوج شکوه و عظمت علمی و فرهنگی خود رسید.

دوره‌های مختلف تاریخی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

شهر نجف در دوره‌های مختلف تاریخی، شاهد حوادث فراوان از جمله تجاوز مخالفان و بیگانگان بوده است.

حمله مشعشعیان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در سال ۸۵۷ه‍. ق، علی بن سیدمحمد مشعشع، امیر دولت مشعشعیان، بر نجف استیلا یافت و به بارگاه مقدس امام(ع) هتک حرمت کرد و قبر را به آتش کشید و اهالی نجف را قتل‌عام کرد.[۲۱]

نزاع صفویه و عثمانی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در اوایل سده دهم هجری با روی کار آمدن صفویان، شاه اسماعیل صفوی شهر نجف را فتح کرد. اما چندی بعد، سلطان سلیم عثمانی به قصد فتح نجف این شهر را محاصره کرد. مردم دروازه‌های شهر را بستند و با سنگ و کلوخ به نبرد با لشکریان وی پرداختند و سلطان سلیم نیز مجبور شد آنجا را ترک کند. سرانجام عثمانی‌ها پس از حملات مکرر در دوره سلطان مراد (م۱۰۴۹ه‍.ق) موفق به تصرف نجف شدند و آنجا را از سلطه صفویان خارج کردند.

دروازه قدیمی شهر نجف

نزاع افشاریه و عثمانی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نادرشاه افشار پس از پیروزی در نبرد با حاکمان عثمانی و تسخیر نجف در سال ۱۱۵۶ه‍. ق، به آبادانی این شهر همت گماشت اما پس از سیطره مجدد عثمانی‌ها قراردادی با احمد پاشا منعقد کرد که براساس آن ایرانیان می‌توانستند به راحتی به زیارت عتبات عالیات بروند.

تهاجم وهابیون[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پس از ظهور محمد بن عبدالوهاب و پیدایش وهابیت در شبه جزیره عربستان، وهابی‌ها تهاجمات خود را به شهرهای مقدس شیعه در عراق آغاز کردند. آنها چندین بار، از جمله در سال‌های ۱۲۱۶ و ۱۲۲۱ه‍. ق، به نجف حمله کردند و تلاش کردند آن را تسخیر کنند اما مردم به رهبری «آیت‌الله شیخ جعفر کاشف‌الغطاء»، از شهر دفاع کردند و وهابی‌ها موفق به تسخیر آن نشدند.[۲۲]

جنگ جهانی اول[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پس از شروع جنگ جهانی اول، در سال ۱۳۳۳ه‍.ق – ۱۹۱۵م، انگلیسی‌ها از سمت جنوب وارد عراق شدند. ترک‌های عثمانی که موقعیت خود را در خطر دیدند در مقابله با بیگانگان با مردم عراق متحد شدند. اما وقتی تعدادی از سربازان فراری از نیروهای ترک به شهر نجف پناهنده شدند، ترک‌ها برای برگرداندن آنها، به شهر حمله بردند. اما نتوانستند بر مردم غلبه کنند و به ناچار، شهر را ترک گفتند و در نجف، حکومتی از اعیان شهر، تشکیل شد. این شورش مردم نجف، از محدوده شهر فراتر رفت و نواحی اطراف را فراگرفت و مقدمات سقوط عثمانی‌ها را فراهم کرد.[۲۳]

تسلط انگلیسی‌ها[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پس از خاتمه جنگ جهانی و پیروزی متفقین، انگلیس‌ها بر عثمانی‌ها پیروز شدند و عراق تحت سلطه آنان درآمد. دولت انگلیس پس از گذشت دو سال از تشکیل حکومت موقتِ رهبران محلی نجف، یک ژنرال انگلیسی را به عنوان حاکم نجف، تعیین کرد. ازاین‌رو تعدادی از اعیان و علمای نجف، از جمله سیدمحمدعلی بحرالعلوم و شیخ محمدجواد جزائری، یک جمعیت محرمانه تأسیس کردند و به دنبال آغاز فعالیت آنها، مردم نجف در سال ۱۳۳۶ه‍. ق- ۱۹۱۸م، شورش کردند.

انگلیس‌ها شهر را محاصره کردند و برای شکستن مقاومت مردم، مانع جریان یافتن آب به شهر شدند و از ورود مواد غذایی به داخل شهر جلوگیری کردند. سرانجام با تداوم محاصره، مردم تسلیم شدند و انگلیس‌ها پس از دستگیری سران قیام مردم، تعدادی از آنها را اعدام و شماری را تبعید و بقیه را زندانی کردند.[۲۴] قیام مردم و مخالفت روحانیان و علمای نجف با حکومت بریتانیا ادامه یافت و هر از چندگاهی، شورشی صورت می‌گرفت؛ تا اینکه در سال ۱۳۳۹ه‍.ق/ ۱۹۲۱م، حکومت مشروطه عراق تحت قیمومیت انگلستان تشکیل شد و سرانجام در سال ۱۳۵۱ه‍.ق/ ۱۹۳۲م، عراق رسماً استقلال یافت.

فضیلت کوفه و نجف[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این سرزمین مقدس در طول تاریخ حیات بشری، مسکن و مأوای پیامبران الهی بوده است. پیکر حضرت آدم و نوح پس از رحلت بدان جا نقل مکان یافته و هود و صالح در این دیار دفن شده‌اند. از مضمون احادیث برمی‌آید که نخستین بقعه‌ای که در آن خداوند پرستش شده این‌جا بوده و خداوند در این وادی فرشتگان را امر فرمود که آدم را سجده کنند.

باقی مانده از برج و باروی شهر نجف

همچنین روایت شده است که نجف قطعه‌ای از کوهی است که در آن حضرت موسی(ع) با خداوند تکلّم نمود، حضرت عیسی(ع) به مقام قداست رسید، ابراهیم(ع)، خلیل خداوند گردید و حضرت محمد(ص) حبیب خدا شد.[۲۵]

حضرت ابراهیم(ع) مدتی در این سرزمین سکونت نمود و آن را از صاحبانش خرید، زیرا تمایل داشت، حشر ارواح مدفونین در این سرزمین، در زمین ملکی او باشد. حضرت علی(ع) اراضی مابین خورنق از حیره تا کوفه را از صاحبان آنها خریداری نمود و برای این معامله هم شاهد گرفت. عده‌ای به آن حضرت عرض کردند: این سرزمین قابل استفاده برای زراعت نخواهد بود، حضرت فرمود: از رسول اکرم(ص) شنیدم که از کوفان (مجاورت کوفه، نجف) هفتاد هزار نفر بی حساب وارد بهشت می‌شوند و من علاقه داشتم اینها از زمین ملکی من محشور شوند.[۲۶] در ادامه بعضی از این روایات آورده می‌شود:

  • در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که کوفه، باغی از باغ‌های بهشت است و در آن، قبر نوح و ابراهیم (علیهماالسلام) و قبور ۳۷۰ پیامبر و ۶۰۰ وصی قرار دارد.[۲۷]
  • در روایت دیگری از امام صادق(ع)، کوفه در کنار مکه و مدینه، حرم خدا و حرم رسول خدا(ص) و حرم امام علی(ع) بیان شده است.[۲۸]
  • همچنین در روایت دیگری از امام صادق(ع)، مکه، حرم ابراهیم(ع)، مدینه، حرم حضرت محمد(ص) و کوفه، حرم امام علی(ع) است.[۲۹]
  • براساس روایت دیگری از امام صادق(ع)، کوفه، زمین پاکیزه‌ای است که در آن، قبور پیامبران مرسل و غیرمرسل و اوصیای پیامبران قرار دارد… و از آنجا، عدل الهی آشکار می‌شود و در آن، قائم حق تعالی قیام می‌کند و عدالت را برقرار می‌نماید و در آن، خانه‌های پیامبران و اوصیا و صالحان بوده است.[۳۰]
  • در روایت دیگری، امام صادق(ع) خطاب به مفضل بن عمر جعفی، غَری (نجف) را قطعه‌ای از کوهی بیان کرده است که خداوند بر آن، با موسی(ع) تکلم کرد و عیسی(ع) را تقدیس نمود و ابراهیم(ع) را خلیل خود و محمد(ص) را حبیب خود برگزید و آن را مسکن پیامبران (علیهم‌السّلام) قرار داد.[۳۱]
  • در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که نجف، همان کوهی است که فرزند نوح(ع)، به آن پناه برد و گفت: ﴿سَآوِی اِلیٰ جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْمٰاءِ﴾؛[۳۲] خداوند به کوه وحی کرد (خطاب نمود): «آیا او از من، به تو پناه می‌برد؟» پس کوه در زمین نهان گشت و رشته‌اش تا سرزمین شام بریده شد.[۳۳]
  • در روایت دیگری از امام صادق(ع) در تفسیر آیه: ﴿وَ آوَیْنٰاهُمٰا اِلیٰ رَبْوَةٍ ذٰاتِ قَرٰارٍ وَ مَعِینٍ﴾؛[۳۴] آمده است که منظور از «ربوه»، نجف و منظور از «مَعین»، رود فرات است.[۳۵]
  • ابن عساکر، مورخ بزرگ اهل‌سنت نیز به سند خود از امام صادق(ع) نقل کرده است که در تفسیر آیه فوق، فرمود که منظور از «ربوه»، نجف، و منظور از «قرار»، مسجد آن (مسجد کوفه) و منظور از «مَعین»، رود فرات است و هر درهم بخشش در کوفه، معادل صد درهم در جای دیگر و هر رکعت نماز، معادل صد رکعت در جای دیگر است و هرکس بخواهد از آب بهشت وضو بگیرد و از آب بهشت بنوشد و با آب بهشت غسل و شست‌وشو کند، از آب فرات استفاده کند.[۳۶]

بارگاه علوی در شهر نجف[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مرقد حضرت على(ع) در طول دوران حكومت بنى اميه پنهان بود و بجز فرزندان آن حضرت و برخى از خواص شيعيان، كسى از محل آن اطلاعى نداشت. پس از سقوط حكومت اموى و سركار آمدن عباسى ها، با برملا شدن راز محل دفن آن حضرت به تدريج شيعيان بسوى آن رو آوردند.

چگونگی آشکار شدن قبر علی(ع)[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در باره چگونگي آشكار شدن مرقد مطهر حضرت علي(ع) در تاریخ آمده است: روزى هارون الرشيد در نجف به شكار رفت. سگها، آهوان را تعقيب مى ‏كردند آنها به بالاى تل نجف‏  پناه مى ‏بردند و سگها  از تعقيب آن‏ها باز مى ‏ايستادند. هارون الرشيد دريافت كه بايد در اين مكان، سرّى نهفته باشد. پيرمردى از اهالى آنجا را احضار كرد و راز آن را از پيرمرد جويا شد. پيرمرد گفت: براى گفتن سرّ اين تل خاك، از شما امان مى‏ خواهم و هارون نيز امانش داد. پير مرد گفت: در دوران کودکی با پدرم به اينجا آمدم و پدرم در اين مكان زيارت نامه مى‏ خواند و نماز مى ‏گزارد. از پدرم سؤال كردم كه زيارت خواندن در اينجا چه مناسبتى دارد؟ پاسخ داد: با حضرت امام جعفر صادق عليه السلام براى زيارت به اينجا مى ‏آمدم و ايشان فرمود: اينجا قبر جدش على بن ابى‏طالب عليه السلام است كه به زودى آشكار خواهد شد. هارون با شنیدن این خبر، دستور حفر آن محل را داد تا به علامت قبرى رسيدند و لوحى در آنجا پيدا شد كه بر روى آن با خط سريانى دو سطر نقش بسته بود كه ترجمه آن چنين است: «اين قبرى است كه نوح پيغمبر آن را براى على عليه السلام وصى محمد صلى الله عليه و آله قبل از طوفان به هفتصد سال حفر نمود ». هارون اداى احترام نمود و دستور داد خاك‏ها را به جاى اول خود برگردانند. آنگاه نامه اى به امام موسى كاظم عليه السلام در مدينه نوشت و صحت اين مطلب را از امام موسى عليه السلام سؤال كرد. ايشان آن محل را به عنوان قبر جدش على بن ابى‏طالب عليه السلام تأييد كرد. سپس به دستور هارون، سنگ بنايى بر آن قبر نهاده شد كه به «تحجير هارونى» معروف شد. [۳۷]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. بحار الانوار، ج100، ص242.
  2. المفصَل فی تاریخ النجف الاشرف، ج1، ص112؛ الموسوعة التاریخیة الجغرافیة، مسعود الخوند، ج12، ص226.
  3. معجم البلدان، ج5، ص271؛ لسان العرب، ج9، ص323.
  4. هود/سوره11، آیه43.
  5. بحار الانوار، ج100، ص242.
  6. نجف کانون تشیع، جمعی از نویسندگان، ص22.
  7. المفصَل فی تاریخ النجف الاشرف، ج1، ص139.
  8. علل الشرائع، ج1، ص31.
  9. مستدرک سفینه البحار، ج9، ص544؛ قصص الانبیاء، ج1، ص90.
  10. معجم البلدان، ج2، ص328؛ تقویم البلدان، ابوالفداء ایوبی، ص299.
  11. لسان العرب، ج15، ص122.
  12. بحار الانوار، ج100، ص242؛ بحار الانوار، ج100، ص232.
  13. بحار الانوار، ج60، ص205.
  14. بحار الانوار، ج100، ص242؛ بحار الانوار، ج52، ص325؛ بحار الانوار، ج13، ص185.
  15. بحار الانوار، ج11، ص339؛ بحار الانوار، ج100، ص226.
  16. کنز العمال، ج2، ص473.
  17. بحار الانوار، ج6، ص268؛ بحار الانوار، ج100، ص234.
  18. بحار الانوار، ج44، ص17؛ بحار الانوار، ج100، ص226؛ بحار الانوار، ج100، ص227.
  19. المفصَل فی تاریخ النجف الاشرف، ج١، ص٢٢-٢٣.
  20. ماضی النجف وحاضرها، جعفر آل‌محبوبة، ج١، ص٢٢.
  21. ماضی النجف وحاضرها، جعفر آل‌محبوبة، ص٣٢١.
  22. تاریخ النجف، السید حسین البراقی، ص508-517.
  23. ماضی النجف وحاضرها، ج١، ص341-343.
  24. ماضی النجف وحاضرها، ج١، ص٣44-٣5٠.
  25. بحار الانوار، ج 100، ص234؛ بحار الانوار، ج 100، ص233؛ بحار الانوار، ج 100، ص232.
  26. بحار الانوار، ج100، ص231.
  27. فرحة الغری فی تعیین قبر امیرالمؤمنین علی(ع)، عبدالکریم بن احمد بن طاووس، ص189.
  28. کامل الزیارات، ابن قولویه، ص25؛ ترجمه کامل الزیارات، محمدجواد ذهنی تهرانی، ص77.
  29. ترجمه آمالی شیخ طوسی، صادق حسن‌زاده، ص648-649.
  30. کامل الزیارات، ص26-27؛ ترجمه کامل الزیارات، ص82.
  31. کامل الزیارات، ص٣5-٣6؛ ترجمه کامل الزیارات، ص113.
  32. هود/سوره11، آیه43.
  33. من لا یحضره الفقیه، ج٢، ص351-352؛ کامل الزیارات، ص32؛ ترجمه کامل الزیارات، ص99-100.
  34. مؤمنون/سوره23، آیه50.
  35. کامل الزیارات، ص45؛ ترجمه کامل الزیارات، ص138.
  36. تاریخ مدینة دمشق، ابن‌عساکر، ج1، ص213.
  37. بحارالانوار: 42 ص 330

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این مقاله برگرفته از کتاب زیارت‌گاه‌های عراق، محمدمهدی فقیه بحرالعلوم. بخش «نجف»، ج۱، ص۲۳. است.
  • نجف کانون تشیع، سید محمود گلابگیر نیک، نسرین احمدیان شالچی، سید محسن حسینی، ابراهیم زنگنه، محمود پسندیده. چاپ ۱، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۸۳ه‍.ش
  • الموسوعة التاریخیة الجغرافیة، (ج ۱۲)، مسعود الخوند، بیروت، (لا. ن)، (لا. ت).
  • معجم البلدان، یاقوت بن عبدالله الحموی، بیروت، دار صادر، ۱۳۹۷ه‍.ق - ۱۹۷۷م.
  • ماضی النجف وحاضرها، جعفر آل محبوبة، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۶ه‍.ق – ۱۹۸۶م.
  • تاریخ النجف، السید حسین البراقی، تحقیق: کامل سلمان الجبوری، بیروت، دار المورخ العربی، ۱۴۳۰ه‍.ق - ۲۰۰۹م.
  • لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرم، الناشر: دار احیاء التراث العربی، دار صادر - بیروتالطبعة: الثالثة - ۱۴۱۴ هـ.
  • بحارالانوار، محمدباقر المجلسی، ط ۲، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ه‍.ق - ۱۹۸۳م.
  • علل الشرائع، محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، النجف، المکتبة الحیدریة ومطبعتها، ۱۳۸۵ه‍.ق – ۱۹۶۶م.
  • مستدرک سفینه البحار، نمازی، علی، الناشر: جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، قم – ایران، ۱۴۱۸ ق.
  • قصص الانبیاء، السید نعمة الله الجزائری، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۳۹۸ه‍.ق - ۱۹۷۸م.
  • تقویم البلدان، عمادالدین اسماعیل بن محمد (ابوالفداء الایوبی)، باریس، دار الطباعة السلطانیة، ۱۸۴۰م.
  • کنز العمال، هندی، علی بن حسام، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الطبعة الخامسة، ۱۴۰۱هـ/۱۹۸۱م.
  • فرحة الغری فی تعیین قبر امیرمؤمنان علی(ع) فی النجف، غیاث‌الدین عبدالکریم بن احمد الحسینی (ابن طاووس)، تحقیق: محمد مهدی نجف، النجف، العتبة العلویة المقدسة، ۱۴۳۱ه‍.ق - ۲۰۱۰م.
  • کامل الزیارات (ترجمه فارسی)، جعفر بن محمد بن جعفر (ابن قولویه قمی)، ترجمه: محمدجواد ذهنی تهرانی، تهران، پیام حق، ۱۳۸۷ه‍.ش
  • آمالی شیخ طوسی (ترجمه فارسی)، محمد بن حسن (شیخ طوسی)، ترجمه: صادق حسن‌زاده، چاپ ۱، قم، اندیشهٔ هادی، ۱۳۸۸ه‍.ش
  • کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن جعفر (ابن قولویه قمی)، تصحیح: بهراد الجعفری، ط۱، تهران، صدوق، ۱۳۷۵ه‍.ش
  • من لا یحضره الفقیه، محمد بن علی بن بابویه القمی (الشیخ الصدوق)، تحقیق: السید حسن الموسوی الخرسان، طهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۱۰ه‍.ق
  • تاریخ مدینة دمشق، علی بن الحسن الشافعی الدمشقی (ابن عساکر)، تحقیق: علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ه‍.ق – ۱۹۹۵م.
  • المفصَل فی تاریخ النجف الاشرف، حکیم، حسن عیسی، الناشر: المکتبة الحیدریة، قم، ایران، ۱۳۸۵.