ایران و عربستان در دوره اسلامی
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب را کاربر:Gholampour در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ برای جلوگیری از تعارض ویرایشی قرار داده است. لطفا بدون توافق با کاربر فوق برچسب را برندارید. |
ایرانیان در امارت مکه
در نخستین سدههای تاریخ اسلام، برخی از شخصیتهای ایرانی به مناصبی از جمله امارت بر حجاز دست یافتند. هیثم بن معاویه عتکی (م. ۱۵۶ق) که منابع تاریخی او را از مردم خراسان دانستهاند، نخستین ایرانی است که به سال ۱۴۱ق. به امارت مکه و طائف منصوب شد.[۱] حسن بن سهل (م. ۲۳۶ق) وزیر مأمون، دومین ایرانی است که ولایت بر مکه و مدینه را هر چند به شکل غیر مستقیم عهدهدار بود. وی از جانب خلیفه، حکومت همه سرزمینهای جبال، جنوب ایران، عراق و حجاز را در اختیار داشت.[۲] همچنین برخی از خاندان طاهریان (۲۰۵–۲۷۸ق) و صفاریان (۲۴۷–۳۹۳ق) مدتی بر مکه حکم راندند. طاهریان نخستین حاکمان مستقل در خراسان و از ارکان دولت مأمون بودند و افزون بر حکومت خراسان، مدتی ریاست شرطه بغداد را بر عهده داشتند. به سال ۲۴۸ق. مستعین عباسی (حک: ۲۴۸–۲۵۲ق) اداره امور حرمین (عمل الحرمین) را به محمد بن عبدالله بن طاهر (م. ۲۴۸ق) واگذار کرد. وی پیش از آن نیز به سال ۲۴۶ق. امارت حج را بر عهده داشت و اموالی فراوان در مکه و مدینه انفاق کرد.[۳]
خاندان ابوساج از دیگر ایرانیانی بودند که در حجاز مناصبی مهم داشتند. به سال ۲۴۲ق. خلیفه متوکل، دیوداد پسر دیودست، مشهور به ابوساج (م. ۲۶۶) را به راهداری مکه گماشت.[۴] بعدها ابوساج به دلیل همکاری با یعقوب لیث صفاری (حک: ۲۴۷–۲۶۵ق) بر ضد خلیفه مقتدر عباسی (حک: ۲۹۵–۳۲۰ق) مورد غضب خلیفه قرار گرفت.[۵] پس از مرگ یعقوب و با بهبود روابط خلیفه با عمرو بن لیث صفاری، خلیفه اداره امور حرمین (عمل الحرمین) را به عمرو واگذار کرد. به این ترتیب، یک سلسله ایرانی امارت بر حرمین را به عنوان امتیازی از خلیفه بر عهده گرفت. پس از مرگ ابوساج، عمرو بن لیث صفاری پسر او محمد (م. ۲۸۸ق) را در سال ۲۶۶ق. برای ولایت مکه برگزید.[۶] پس از محمد نیز برادرش یوسف بن ابی الساج حاکم مکه شد؛ اما به دلیل بدرفتاری با امیرالحاج و نبرد با او، اسیر و به بغداد برده شد.[۷] قدرت و نفوذ صفاریان بر مکه به دلیل بالا گرفتن دشمنی خلیفه معتمد عباسی (حک: ۲۵۶–۲۷۹ق) با عمرو، دوام چندان نداشت و به سال ۲۷۱ق. با برکناری او از حکومت خراسان به پایان رسید.[۸]
نفوذ حکومتهای ایرانی در حجاز
حضور ایرانیان در تاریخ تحولات سیاسی منطقه حجاز، با غلبه دولت شیعی آلبویه (۳۲۰–۴۵۴ق) بر بغداد بیشتر شد. در سالهای پیش از حکومت آلبویه، مکه و مدینه زیر سلطه امیران دولت اخشیدی مصر (۳۲۳–۳۵۸ق) بود. بر پایه برخی گزارشهای تاریخی در همان سال ورود معزالدوله به بغداد (۳۳۴ق) در مکه به نام مطیع خلیفه عباسی و معزالدوله خطبه خوانده شد.[۹] ذکر نام خلیفه یا سلطان بر منبر و در خطبههای مکه، نشان سلطه او بر مکه و از عوامل مشروعیت خلفا و حکمرانان بود.[۱۰] از آن پس رقابتی سخت برای سلطه بر حرمین، میان دو دولت آل بویه و اخشیدیان درگرفت و در برخی سالها مانند ۳۵۶ و ۳۵۹ و ۳۶۸ق. خطبه مکه به نام خلفای عباسی و حکمرانان آلبویه خوانده شده است.[۱۱]
دوران سلجوقیان
سلجوقیان (حک: ۴۳۱–۵۹۰ق): با تصرف بغداد به دست طغرل سلجوقی (۴۳۱–۴۵۵ق) به سال ۴۴۷ق. آلبویه جای خود را در کشمکش با فاطمیان بر سر نفوذ در مکه و مدینه، به حکومت سلجوقیان دادند. به سال ۴۵۶ق. ابوالغنائم زینی (م. ۵۱۲ق) که امیر الحاج بود، از سوی سلطان آلبارسلان سلجوقی (۴۵۵–۴۶۵ق) و خلیفه المقتدی مأمور شد تا درباره قطع خطبه به نام فاطمیان، با محمد بن جعفر هاشمی (۴۵۵–۴۸۷ق) امیر مکه، مذاکره کند. وی در این مأموریت توفیق یافت و تا سال ۴۵۹ق. نام خلیفه فاطمی و سلطان سلجوقی در خطبه مکه جاری شد.[۱۲] هنگامی که بار دیگر به سال ۴۶۲ق. خطبه به نام عباسیان و آلبارسلان خوانده شد، شریف مکه سفیری به دربار آلبارسلان که در آن هنگام در ری بود، فرستاد تا خبر خطبه خواندن به نام خلیفه عباسی و حذف «حی علی خیر العمل» از اذان را به او برساند. آلبارسلان به سفیر سی هزار دینار پاداش داد و برای امیر مکه خلعت فرستاد و مبلغی سالانه برای مکه تعهد نمود. وی همچنین امیر مکه را تشویق کرد تا سلطه سلجوقیان بر مدینه را برقرار سازد و برای این کار پاداشی کلان به وی وعده داد.[۱۳] بدینترتیب، اوجگیری قدرت نظامی سلجوقیان باعث شد در بیشتر دوران امارت محمد بن جعفر (حک: ۴۵۵–۴۸۴ق) خطبه مکه به نام خلیفه عباسی و سلطان سلجوقی خوانده شود.[۱۴] محمد بن جعفر به سال ۴۶۳ق. با حمایت نیروهای نظامی که همراه امیرالحاج عراق به مکه آمده بودند، به مدینه لشکر کشید و حسین بن مهنا، امیر مدینه، را از این شهر اخراج کرد.[۱۵]
در مکه، کشمکش خلافت فاطمی و عباسی برای ذکر نامشان در خطبه ادامه داشت و خلیفه فاطمی چند سال از جمله در سالهای ۴۶۷ و ۴۷۰ و ۴۷۸ و ۴۷۹ق. توانست خطبه خواندن به نام خود را در مکه احیا کند.[۱۶] در دوران ملکشاه سلجوقی (حک: ۴۶۵–۴۸۵ق) نفوذ سلجوقیان بر مکه بدانجا رسید که به سال ۴۶۸ق. قرار نهاده شد که امیر مکه با خواهر ملکشاه ازدواج کند.[۱۷] به سال ۴۸۴ق. سپاهی از ترکمانان به دستور ملکشاه سلجوقی با هدف تسلط بر یمن به شبه جزیره رفت و مکه را مدتی تصرف کرد و سپس امیر مکه به دربار سلجوقیان در عراق گریخت.[۱۸] حضور نظامی سلجوقیان در مکه به همینجا پایان نیافت. به سال ۴۸۷ق. در پی امارت قاسم بن محمد بن جعفر (حک: ۴۸۷–۵۱۵ق) بر مکه پس از مرگ پدر و خطبه خواندن به نام خلفای فاطمی، سلطان برکیارق سلجوقی (حک: ۴۸۷–۴۹۸ق) سپاهی به فرماندهی اسپهبد بن ساوتکین به مکه فرستاد و سبب شد که امیر مکه بگریزد. قاسم با گردآوری نیرو توانست چند ماه بعد به مکه بازگردد و برای فاطمیان خطبه بخواند؛ اما سپس خود وی از سال ۴۸۹ق. خطبه خواندن برای حکمرانان سلجوقی را از سر گرفت.[۱۹]
ایلخانان و مکه
نقش سیاسی ایران در مکه، در دوره دو تن از حکمرانان ایلخان یعنی اولجایتو معروف به خدابنده (حک: ۷۰۳–۷۱۶ق) و پسرش ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) از سر گرفته شد. در این دوران، قدرت اصلی در مکه از آن مملوکان مصر بود. در واپسین سال حکومت اولجایتو (حک: ۷۰۳–۷۱۶ق) امیر مکه، حمیضة بن ابی نمیکه با برادران خود برای امارت مکه اختلاف و رقابت داشت، برای یاری گرفتن از ایلخانان، نزد اولجایتو رفت. اولجایتو با راهی کردن سپاهی برای یاری حمیضه، رقابت دیرینه شرق و غرب جهان اسلام برای سیادت بر حجاز را از سر گرفت.[۲۰] منابع درباره موفقیت این سپاه اختلاف نظر دارند. به گفته شماری از منابع، این لشکر به دلیل مرگ ایلخان از انجام مأموریت بازماند.[۲۱] به گزارش شماری دیگر، حمیضه با حمایت سپاه ایلخانان بر مکه حاکم شد.[۲۲] بر پایه گزارشی دیگر، محمد بن عیسی، برادر مهنا، با متحدکردن قبایل عرب، به نبرد سپاه ایلخانان رفت و آنان را شکست داد.[۲۳] حمیضه به سال ۷۱۷ق. بر مکه حاکم بود و به نام سلطان ابوسعید پسر اولجایتو (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) که پس از مرگ پدر (۷۱۶ق) ایلخان شده بود، خطبه میخواند.[۲۴] ممالیک مصر سپاهی بزرگ به مکه روانه کردند و به عطیفه یاری دادند تا برادرش حمیضه را از آن شهر بیرون کند.[۲۵]
از میان ایلخانان، ابوسعید که در پی ایجاد روابط مناسب با دولت مصر و کسب مشروعیت در میان دولتهای اسلامی بود، این درگیریها را دنبال نکرد و باب دوستی با دولت مصر را گشود. نمایندگانی از سوی ایران به مصر رفتند و نمایندگانی از مصر به ایران آمدند و عهدنامههایی میان دو دولت به امضا رسید که همکاری در زمینه حج و تأمین امنیت حاجیان، از مفاد آنها بود.[۲۶] اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.[۲۷] او به سال ۷۳۰ق. یک فیل همراه کاروان عراق به حجاز فرستاد. فاسی، تاریخنگار مشهور تاریخ مکه، از این رفتار تعجب کرده و دلیل آن را درنیافته است.[۲۸] برخی از پژوهندگان معاصر این کار را نمایشی سیاسی ـ تبلیغاتی برای برجسته نشاندادن حضور محمل عراق دانستهاند.[۲۹]در سال ۷۲۰ق. سلطان مصر برای امیران مغول شرکتکننده در حج هدایایی فرستاد و نام ابوسعید پس از سلطان مصر در خطبه مکه خوانده شد.[۳۰]
دوران فترت پس از ایلخانان
از میان حکومتهای بعد از مغولان تا عصر صفوی، برخی از دولتمردان مانند سلطان اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) در شرفای مکه نفوذ داشتند و در برخی سالهای دهه ۷۷۰ق. به دلیل حمایتهای مالی او از عجلان بن رمیثه (حک: ۷۶۲–۷۷۴ق) شریف مکه، نامش در خطبه مکه یاد میشد.[۳۱] برخی از سلاطنیت آققویونلو (۷۹۸–۹۱۴ق) هم در پی نفوذ در حجاز بودند و بر سر آن با دولت مصر در اختلاف بودند. برای نمونه، به سال ۸۷۶ق. بدین دلیل که محمل عراق میخواست بر محمل مصر پیشی بگیرد، اختلافهایی روی داد و به حاجیان عراقی توهین شد.[۳۲] سال بعد به دستور اوزون حسن برای کعبه جامهای دوختند که با کاروان عراقی به حجاز حمل شد. امیرالحاج که نخست به مدینه رفته بود، مردم مدینه را ناچار به خواندن خطبه به نام اوزون حسن کرد. این کار سبب اختلاف حاجیان کاروان عراق با شریف مکه و امیرالحاج مصر شد و امیرالحاج عراق به دستور او زندانی گشت و تا ششم ذیحجه به کاروان عراق اجازه ورود به مکه داده نشد.[۳۳] به سال ۸۸۰ق. نیز امیرالحاج مصری از ورود محمل همراه کاروان عراق به مکه پیشگیری کرد و تنها اجازه ورود حاجیان را داد. به سال ۸۸۱ق. نیز امیرالحاج مصری اجازه ورود محمل عراقی به مکه را نداد. کاروانیان محمل را در منطقه زاهر نهادند و تنها پس از پرداخت رشوه به امیرالحاج توانستند محمل را وارد عرفه کنند.[۳۴]
دوران صفویه
درباره رابطه دولت صفوی با حاکمان مکه نیز گزارشهای گونهگون در دست است. خبر اعلان جشن و پایکوبی شریف مکه به مناسبت پیروزی سلطان عثمانی بر شاه تهماسب صفوی (۹۴۱ و ۹۴۲ق) در منابع آمده است.[۳۵] اما گزارشهایی نیز در زمینه ارتباط خوب دولت صفوی با اشراف مکه یافت میشود. نامهای که شاه عباس دوم (حک: ۱۰۵۲–۱۰۷۷ق) به شریف مکه نوشته و در آن به بهبود روابط خود با اشراف مکه اشاره کرده، نشانهای از این روابط است.[۳۶] نیز گزارش پذیرایی شایان توجه شریف مکه از بزرگان حکومت صفوی حاضر در کاروان حج ایرانی در سال ۱۱۱۱ق. بدبینی و ناخرسندی شماری از تاریخنگاران سنی را برانگیخته است.[۳۷] آنچه در زمینه روابط صفویان با حجاز میدانیم، رابطه خوب دولت صفوی با خانوادههای شرفای شیعه مدینه، به ویژه از دوران شاه عباس کبیر (۹۹۶–۱۰۳۸ق) است. از این خاندانها اشراف بنو شدقم بودند که شماری از ایشان در دوران صفویه به ایران آمدند و مورد احترام شاهان صفوی قرار گرفتند. این دسته از شرفا با آمدن به ایران، افزون بر فراگیری علوم نزد دانشوران ایران، با دربار شاهان ارتباط مییافتند و هدایای بسیار دریافت میکردند و موقت یا دائم در ایران سکونت مییافتند. موقوفه بزرگی که در دوران شاه عباس کبیر به سادات مدینه اختصاص یافت و شامل نیمی از اجاره دکانها، کاروانسراها و حمام در میدان نقش جهان اصفهان بود، نشانه دلبستگی صفویان به سادات مدینه است.[۳۸]
دوران افشاریه
دوران افشاریه (حک: ۱۱۴۸–۱۲۱۸ق) بیشتر به دلیل مذاکره نادرشاه (حک: ۱۱۴۸–۱۱۶۰ق) با حکمرانان عثمانی برای به رسمیت شناختن مذهب جعفری و برگزاری نماز شیعیان در مسجدالحرام، در تاریخ حجگزاری ایرانیان شهرت دارد. در مذاکرات صلح میان دو دولت، برقراری صلح از سوی نادرشاه وابسته به پذیرش شرایطی از سوی عثمانی بود. وی افزون بر درخواست پذیرش مذهب شیعه به عنوان مذهب پنجم، از سلطان عثمانی خواست یکی از ارکان مسجدالحرام به نماز شیعیان و به نام امام جعفر صادق(ع) اختصاص یابد. درخواست دیگر نادر شاه، تعیین امیرالحاج برای حاجیان ایرانی بود تا از آن پس ایرانیان نیز در کاروان شام امیرالحاجی ویژه خود داشته باشند.[۳۹] دولت عثمانی از برآوردن این درخواستها سرباز زد و تعیین امیرالحاج ایرانی را تنها در راه نجف پذیرفت.[۴۰] این مذاکرات چند بار دیگر نیز تکرار شد و سرانجام بینتیجه ماند. در عهدنامهای که میان دو دولت به سال ۱۱۵۹ق. بسته شد، بر حفظ سلامت و امنیت حاجیان ایرانی، خواه در راه بغداد و خواه در راه شام، تأکید گشت.[۴۱]
دوران قاجار
عنصر دیگر در روابط سیاسی ایران و حجاز، وجود اشراف مکه بود که هر چند زیر فرمان دولت عثمانی قرار داشتند، بر مکه و مدینه بهطور مستقل حکومت میکردند. در دوران قاجار، روابط اشراف مکه با ایرانیان خوب بود. برخی سفرنامههای قاجاری از احترام اشراف مکه به بزرگان ایرانی که به حج میرفتند، گزارش دادهاند.[۴۲] شرفای مکه از خاندان سادات بودند و از لحاظ مذهبی نزدیکیهایی با ایرانیان داشتند.[۴۳] نیز از جنبه سیاسی و مالی، به حفظ و گسترش روابط با ایرانیان دلبسته بودند. به همین دلیل، معمولاً گزارشهایی که از برخورد شرفای مکه با ایرانیان در دست است، از احترام آنان به ایرانیان حکایت دارد. ایرانیان همچنین در زمان برگزاری حج از امکانات ویژه ای برخوردار بودند. مثلاً کنسول ایران در جده افزون بر حضور در منا و عرفات، پرچم ایران را بر چادر خود برمیافراشت و مانند دولت عثمانی و مصر، حق برگزاری آتشبازی در عرفات را داشت.[۴۴]
دوران پهلوی
تصرف مکه و مدینه به دست عبدالعزیز سعودی (۱۳۴۴ق) و تشکیل پادشاهی حجاز و نجد در حجاز با شکلگیری سلطنت پهلوی و آغاز پادشاهی رضا پهلوی در ایران (۱۳۴۴ق. /۱۳۰۴ش) همزمان بود.[۴۵]با حاکمیت آلسعود در حجاز و ناآرامی اوضاع آن دیار و پخش خبر ویرانسازی مکانهای مقدس در مکه و مدینه، بسیاری از کشورهای مسلمان سفر حج شهروندان خود را ممنوع کردند.[۴۶] دولت ایران نیز به سال ۱۳۰۴ش. سفر حج ایرانیان به مکه و مدینه را ممنوع کرد و کنسولگریهای خود در کشورهای عراق، سوریه و مصر را مأمور پیشگیری از سفر ایرانیان به مکه نمود.[۴۷] دولت ایران همچنین در این سال ویرانسازی بقاع متبرکه بقیع را رسماً محکوم کرد.[۴۸] با تصویب مجلس شورای ملی به سال ۱۳۰۵ش. کمیسیونی از نمایندگان مجلس با نام کمیسیون حرمین شریفین تشکیل شد تا با همکاری دولت به بررسی اوضاع حرمین و تعیین تکلیف در این زمینه بپردازد.[۴۹] در ۱۴ شهریور ۱۳۰۴ش. دولت تعطیل عمومی اعلان کرد و مردم تهران در محکومیت ویرانسازی قبور بقیع راهپیمایی کردند.[۵۰][۵۱] ممنوعیت سفر حج از سوی کشورهای اسلامی هم به مشروعیت آلسعود لطمه وارد میکرد و هم موجب ضرر مالی برای این کشور بود.[۵۲] آلسعود با ارسال نامههایی به کشورهای گوناگون از جمله ایران، بر امنیت کامل حجاز تأکید کردند و مسؤولیت حفظ امنیت حاجیان را بر عهده گرفتند و از همه کشورهای اسلامی خواستند تا نمایندگانی برای بررسی اوضاع حجاز و امنیت آن به حجاز بفرستند. ایران از نخستین کشورهایی بود که به این درخواست پاسخ داد و هیاتی را با مأموریت بررسی اوضاع حجاز ودیدار از بقاع متبرکه در مکه و مدینه به حجاز فرستاد.[۵۳]
به سال ۱۳۰۸ش. مذاکراتی میان دولت ایران و عربستان صورت گرفت که سرانجام به بهبود روابط آن دو انجامید. با ورود نمایندگان سعودی به ایران، دولت ایران در ۲۱ مرداد ۱۳۰۸ش. /۱۳۴۸ق. دولت حجاز را به رسمیت شناخت و عهدنامه مودت میان ایران و عربستان بسته شد. از بندهای این عهدنامه، تعهد عربستان برای تأمین امنیت و فراهم ساختن وسایل آسایش حاجیان ایرانی بود.[۵۴] از آن پس، روابط ایران و عربستان شتابان بهبود یافت. به سال ۱۳۱۱ش. شاهزاده فیصل بن سعود به ایران سفر کرد و با رضا شاه دیدار نمود. در همین سال، شش ناو جنگی ایران در رزمایش دوستانه وارد بندر جده شدند و مورد استقبال مقامهای سعودی قرار گرفتند.[۵۵]
در همان سال (۱۳۲۲ش) زائری ایرانی از مردم یزد به اتهام اهانت به حرم، دستگیر و اعدام شد. این زائر که ابوطالب یزدی نام داشت، به دلیل گرمی هوا درون مسجدالحرام دچار تهوع شد و مأموران حرم که میپنداشتند وی قصد آلوده ساختن حرم را داشته، او را دستگیر و پس از محاکمه اعدام کردند.[۵۶][۵۷] دولت ایران به اجرای این حکم سخت اعتراض کرد و خواستار عذرخواهی عربستان سعودی شد. در نامهنگاریهای میان دو دولت، مقامهای سعودی صدور حکم اعدام را صحیح و آن را پشتوانه گواهی شاهدان و اعترافات مقتول دانستند. نامهنگاریها و نیز میانجیگری مصر برای حل اختلاف سودی نداشت و دولت ایران به سال ۱۳۲۳ش. در اعتراض به این رخداد، با کشور سعودی قطع رابطه نمود و حج ایرانیان را ممنوع کرد.[۵۸] تعطیلی حج تا سال ۱۳۲۷ش. ادامه یافت و در پی نامه عبدالعزیز سعودی، روابط ایران و عربستان از سر گرفته شد.[۵۹]
انقلاب اسلامی
حجگزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سالهای نخست انقلاب اسلامی ایران، با اینکه دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،[۶۰] تنشهایی میان حاجیان و مسؤولان حج ایرانی با پلیس عربستان ایجاد میشد.[۶۱] اختلافهای سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از عراق بیشتر شد.[۶۲] اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. مراسم برائت از مشرکین، راهپیمایی حاجیان ایرانی نزدیک ساختمان بعثه ایران در مکه بود که به فرمان امام خمینی از سال ۱۳۵۸ش. برگزار میشد. حاجیان شرکتکننده در این مراسم، با سر دادن شعار بر ضد دولتهای آمریکا و اسرائیل، از کارهای آنها اعلان بیزاری میکردند.[۶۳] از دیدگاه امام خمینی (ره) این مراسم بخش جداییناپذیر مراسم حج و اجرای دستور قرآن کریم و سنت پیامبر در اعلان برائت از مشرکین در حج سال نهم ق. بود.[۶۴] مقامهای عربستان تا سال ۱۳۶۶ش. اجازه برگزاری این مراسم را به ایرانیان میدادند؛ هر چند گاهی این مراسم با برخورد پلیس عربستان همراه میشد.[۶۵] اما به سال ۱۳۶۶ش. دولت عربستان با برگزاری مراسم مخالفت کرد و در روز برگزاری مراسم، پلیس عربستان به سوی حاجیان شرکتکننده تیراندازی نمود و ۴۰۰ تن را شهید کرد. این رخداد که میان ایرانیان به واقعه حج خونین مشهور شده، قطع کامل روابط سیاسی ایران و عربستان و تعطیلی حج ایرانیان را به مدت سه سال در پی داشت.[۶۶]
به سال ۱۳۷۰ش. روابط سیاسی دو کشور از سر گرفته شد و پس از سه سال کاروان حج ایران به مکه رفت.[۶۷] از آن سال تاکنون مراسم برائت از مشرکین هر سال در موسم حج برگزار میشود؛ هر چند مقامهای عربستان معمولاً مخالفت خود را با آن اعلان مینمایند و حتی برخی از سالها انجام مراسم را ممنوع میکنند. به سال ۱۳۷۲ش. دولت عربستان اجازه برگزاری مراسم را در مکان معمول که نزدیک ساختمان بعثه جمهوری اسلامی بود، نداد. مسؤولان ایرانی این مراسم را هنگام وقوف در منا برگزار کردند. از آن هنگام، برائت از مشرکین در منا برگزار میشود.[۶۸] حج ایرانیان پس از انقلاب اسلامی ابعاد سیاسی تازهای یافته است. مردم و مسؤولان جمهوری اسلامی ایران از موسم حج و همایش مسلمانان جهان، برای تبلیغ آرمانهای انقلاب اسلامی در میان مسلمانان بهره میبرند و به این منظور روابطی پویا با حاجیان و مسؤولان حج دیگر کشورهای اسلامی برقرار میسازند و به برگزاری نشستها و همایشهای گوناگون درباره مسائل روز جهان اسلام میپردازند.[۶۹]
پانویس
- ↑ تاریخ طبری، ج7، ص511؛ الکامل، ج5، ص507.
- ↑ تاریخ طبری، ج8، ص527؛ تاریخ امراء المدینة المنوره، ص160؛ العقد الثمین، ج1، ص169؛ شفاء الغرام، ج1، ص316.
- ↑ تاریخ طبری، ج9، ص221، 258؛ المنتظم، ج11، ص341؛ العقد الثمین، ج1، ص169.
- ↑ تاریخ طبری، ج9، ص210، 353.
- ↑ تاریخ طبری، ج9، ص516، 519.
- ↑ نک: تاریخ طبری، ج9، ص549، 553؛ الکامل، ج6، ص333؛ تاریخ سیستان، ص234.
- ↑ تاریخ طبری، ج10، ص8؛ العقد الثمین، ج7، ص487.
- ↑ تاریخ طبری، ج10، ص7؛ الکامل، ج7، ص413-414.
- ↑ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص129؛ اتحاف الوری، ج2، ص392؛ تاریخ مکه، ص173-176.
- ↑ تاریخ مکه، ص194.
- ↑ الکامل، ج8، ص612؛ اتحاف الوری، ج2، ص404، 416؛ درر الفوائد المنظمه، ص245.
- ↑ اتحاف الوری، ج2، ص470-471؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132.
- ↑ الکامل، ج10، ص61؛ اتحاف الوری، ج2، ص472-473.
- ↑ التنافس السلجوقی، ص60.
- ↑ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص133؛ التنافس السلجوقی، ص44.
- ↑ المنتظم، ج16، ص167، 190؛ الکامل، ج10، ص97-98؛ اتحاف الوری، ج2، ص477، 479، 483-484.
- ↑ المنتظم، ج16، ص171.
- ↑ زبدة التواریخ، ص104؛ الکامل، ج10، ص200، 204؛ اتحاف الوری، ج2، ص485؛ التنافس السلجوقی، ص61-63.
- ↑ الکامل، ج10، ص239-240؛ اتحاف الوری، ج2، ص359، 487؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص133؛ التنافس السلجوقی، ص68.
- ↑ تاریخ ابی الفداء، ج2، ص425؛ اتحاف الوری، ج3، ص156-157؛ العقد الثمین، ج4، ص240-241؛ تاریخ اولجایتو، ص199-200.
- ↑ البدایة و النهایه، ج14، ص76، 78.
- ↑ تاریخ اولجایتو، ص200.
- ↑ تاریخ ابی الفداء، ج2، ص426؛ اتحاف الوری، ج3، ص156.
- ↑ اتحاف الوری، ج3، ص158؛ العقد الثمین، ج4، ص241.
- ↑ اتحاف الوری، ج3، ص159، 167-168.
- ↑ تاریخ ابی الفداء، ج3، ص446؛ تاریخ مغول، ص347.
- ↑ اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.
- ↑ شفاء الغرام، ج2، ص416.
- ↑ تاریخ مکه، ص269.
- ↑ اتحاف الوری، ج3، ص171.
- ↑ شفاء الغرام، ج2، ص422.
- ↑ درر الفوائد المنظمه، ص337.
- ↑ اتحاف الوری، ج4، ص558؛ درر الفوائد المنظمه، ص337؛ تحصیل المرام، ج2، ص765-766.
- ↑ اتحاف الوری، ج4، ص604-605؛ الدر الکمین، ج1، ص115؛ درر الفوائد المنظمه، ص338.
- ↑ نیل المنی، ج2، ص582، 609.
- ↑ مقالات تاریخی، دفتر11، ص70-71.
- ↑ منائح الکرم، ج5، ص255-256.
- ↑ مقالات تاریخی، دفتر11، ص76-77؛ مهاجران آل ابوطالب، ص146، 646-647.
- ↑ تاریخ جهانگشای نادری، ص350؛ اسناد و مکاتبات تاریخی ایران دوره افشاریه، ص89، 93، 148؛ ایران در زمان نادر شاه، ص332.
- ↑ تاریخ جهانگشای نادری، ص397.
- ↑ تاریخ جهانگشای نادری، ص496، 530؛ عالمآرای نادری، ج3، ص885-887.
- ↑ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص200؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص294، 299.
- ↑ پنجاه سفرنامه، ج7، ص297.
- ↑ میقات حج، ش48، ص25-28، «چند نامه از کارپرداز جده.
- ↑ سلسلههای اسلامی جدید، ص231، 543.
- ↑ اسناد روابط ایران و عربستان، ص60.
- ↑ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص54.
- ↑ اسناد روابط ایران و عربستان، ص67.
- ↑ اطلاعات، سال اول، ش44؛ تخریب و بازسازی بقیع، ص63.
- ↑ مجله خواندنیها، سال4، ش27، ص15-17، «تظاهرات مردم تهران.
- ↑ با من به خانه خدا بیایید، ص109-114.
- ↑ اسناد روابط ایران و عربستان، ص21، «مقدمه.
- ↑ اسناد روابط ایران و عربستان، ص26، «مقدمه»، ص61، 65؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص55؛ علاقات السعودیة الایرانیه، ص103.
- ↑ اطلاعات، سال4، ش753، 810، 831، 841؛ اسناد روابط ایران و عربستان، ص75.
- ↑ اسناد روابط ایران و عربستان، ص33، «مقدمه»، 95؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص69.
- ↑ مجله خواندنیها، سال 4، ش26، ص3-5، «از تهران تا مکه.
- ↑ اسناد روابط ایران و عربستان، ص104؛ ابوطالب یزدی شهید مروه، ص13.
- ↑ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85؛ اسناد روابط ایران وعربستان، ص107-124.
- ↑ اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، «مقدمه»، 130-131.
- ↑ مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.
- ↑ خاطرات حج، ص97.
- ↑ مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.
- ↑ گلواژههای حج و عمره، ص111.
- ↑ فریاد برائت، ص4.
- ↑ خاطرات حج، ص96-97.
- ↑ سیمای حج، صاول؛ آشنایی با عربستان، ص68-70.
- ↑ سیمای حج در سال 70، صاول، «مقدمه.
- ↑ مروری بر روابط ایران و عربستان، ص95-96؛ با کاروان عشق، ص171؛ یار کجاست، ص104-107؛ سیمای حج، ص174.
- ↑ نک: سیمای حج، ص66؛ با کاروان ابراهیم، ص71؛ با کاروان عشق، ص245؛ با کاروان صفا، ص368، 383، 397.
منابع
آثار الوزراء: سیف الدین حاجی بن نظام عقیلی، به کوشش حسینی ارموی، تهران، اطلاعات، ۱۳۶۴ش؛ آداب سفر حج: سید علی قاضی عسکر؛ آشنایی با عربستان: عبدالله نصیری، تهران، مشعر، ۱۳۸۷ش؛ آیینه آثار (فهرست آثار منتشر شده بعثه): مرکز تحقیقات حج، تهران، مشعر، ۱۳۸۷ش؛ ابوطالب یزدی شهید مروه: سید علی قاضی عسکر، تهران، مشعر، ۱۳۸۸ش؛ اتحاف الوری: عمر بن محمد بن فهد (م. ۸۸۵ق)، به کوشش عبدالکریم، مکه، جامعةام القری، ۱۴۰۸ق؛ اثارة الترغیب: محمد بن اسحق الخوارزمی (م. ۸۲۷ق)، به کوشش الذهبی، مکه، مکتبه نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۸ق؛ احسن التقاسیم: المقدسی البشاری (م. ۳۸۰ق)، قاهره، مکتبة مدبولی، ۱۴۱۱ق؛ احسن التواریخ: حسن بیگ روملو (م. ۹۸۵ق)، به کوشش نوایی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۴ش؛ احیاء الملوک تاریخ سیستان تا عصر صفوی: ملک شاه حسین بن ملک غیاث الدین سیستانی (م. قرن۱۰ق)، به کوشش ستوده، تهران، ۱۳۸۳ش؛ الاخبار الطوال: ابن داود الدینوری (م. ۲۸۲ق)، به کوشش عبدالمنعم، قم، الرضی، ۱۴۱۲ق؛ از شیخ صفی تا شاه صفی: سید حسن بن مرتضی استرآبادی (م. قرن۱۲ق)، به کوشش اشراقی، تهران، نشر علمی، ۱۳۶۶ش؛ اسناد روابط ایران و عربستان: علی محقق، تهران، مرکز اسناد وزارت امور خارجه، ۱۳۷۹ش؛ اسناد و مکاتبات تاریخی ایران (دوره افشاریه): به کوشش محمد رضا نصیری، گیلان، جهاد دانشگاهی، ۱۳۶۴ش؛ اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل: به کوشش نوایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۶ش؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال ۱۰۳۸ تا ۱۱۰۵ق.: به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۶۰ش؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال ۱۱۰۵ تا ۱۱۳۵ق.: به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ش؛ اشکانیان: دیاکونف، ترجمه: کریم کشاورز، تهران، پیام، ۱۳۷۸ش؛ الاعلاق النفیسه: ابن رسته (م. قرن۳ق)، بیروت، دار صادر، ۱۸۹۲م؛ الاعلام باعلام بیت الله الحرام: محمد بن احمد النهروالی (م. ۹۹۰ق)، به کوشش علی محمد، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه، ۱۴۲۵ق؛ الاعلان بالتوبیخ: شمس الدین السخاوی (م. ۹۰۲ق)، به کوشش فرانز روز، بیروت، دار الکتب العلمیه؛ امل الآمل: الحر العاملی (م. ۱۱۰۴ق)، نجف اشرف، مکتبة الاندلس، ۱۳۸۵ش؛ انقراض سلسله صفویه: لارنس لاکهارت (م. قرن۲۰م)، ترجمه: اسماعیل دولتشاهی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۳ش؛ ایران از آغاز تا اسلام: رومن گیرشمن، ترجمه: معین، تهران، علمی فرهنگی، ۱۳۷۹ش؛ ایران بین دو انقلاب: یرواندآبراهامیان، ترجمه: محمدی و فتاحی، تهران، نشر نی، ۱۳۷۷ش؛ ایران در دوره سلطنت قاجار: علی اصغر شمیم، تهران، بهزاد، ۱۳۸۷ش؛ ایران در زمان ساسانیان: آرتور کریستین سن، ترجمه: رشید یاسمی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۸ش؛ ایران در زمان نادر شاه: مینورسکی، ترجمه: رشید یاسمی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۸۷ش؛ ایران در قرن بیستم: ژان پیردیگار و برنارد هورکادیان رشار، ترجمه: عبدالرضا مهدوی، تهران، البرز، ۱۳۷۸ش؛ ای قوم به حج رفته: جواد مجابی، تهران، نشر موج، ۱۳۵۲ش؛ با کاروان ابراهیم در حج۷۱: رسول جعفریان و محمد علی خسروی؛ با کاروان صفا در سال ۸۲: رسول جعفریان، تهران، مشعر، ۱۳۸۳ش؛ با کاروان عشق: مهدوی راد و جعفریان، گزارشی از فعالیتهای بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت؛ با من به خانه خدا بیایید: محمد رضا خلیلی عراقی، تهران، شرکت طبع کتاب، ۱۳۴۰ش؛ البدء و التاریخ: المطهر المقدسی (م. ۳۵۵ق)، بیروت، دار صادر، ۱۹۰۳م؛ البدایة و النهایه: ابن کثیر (م. ۷۷۴ق)، بیروت، مکتبة المعارف؛ بررسیهای تاریخی مجله تاریخ و تحقیقات ایرانشناسی: مدیر مسئول: مهندس جهانگیر قائم مقامی، تهران، ستاد بزرگ ارتشتاران اداره سوم؛ البلدان: ابن الفقیه (م. ۳۶۵ق)، به کوشش یوسف الهادی، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۱۶ق؛ البلدان: احمد بن یعقوب (م. ۲۹۲ق)، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق؛ به سویام القری: رسول جعفریان، تهران، مشعر، ۱۳۷۳ش؛ به سوی خدا میرویم: سید محمود طالقانی، تهران، مشعر، ۱۳۸۱ش؛ بیان واقع سرگذشت احوال نادر شاه و سفرهای مصنف: خواجه عبدالکریم بن خواجه عاقبت محمود کشمیری، دانشگاه پنجاب لاهور، ۱۹۷۰م؛ پنجاه سفرنامه حج قاجاری: به کوشش رسول جعفریان، تهران، نشر علم، ۱۳۸۹ش؛ پیراسته تاریخنامه هرات: سیف بن محمد سیفی الهروی (م. ۷۲۱ق)، به کوشش محمد آصف، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۱ش؛ تاریخ ابن خلدون: ابن خلدون (م. ۸۰۸ق)، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۸ق؛ تاریخ ابی الفداء (المختصر فی اخبار البشر): اسماعیل بن ابی الفداء (م. ۷۳۲ق)، به کوشش محمود دیوب، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق؛ تاریخ ادبیات در ایران: ذبیح الله صفا، تهران، فردوس، ۱۳۷۸ش؛ تاریخ امراء المدینه: عارف عبدالغنی، دمشق، دار کنان، ۱۴۱۷ق؛ التاریخ الشامل للمدینة المنوره: عبدالباسط بدر، مدینه، ۱۴۱۴ق؛ تاریخ المستبصر (صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز): یوسف ابن مجاور (م. ۶۹۰ق)، به کوشش ممدوح حسن، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه، ۱۹۹۶م؛ تاریخ اولجایتو: عبدالله بن محمد القاشانی (م. ۷۳۸ق)، به کوشش همبلی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴ش؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه: حسن پیرنیا و عباس اقبال، تهران، خیام، ۱۳۸۰ش؛ تاریخ ایران باستان: اردشیر خدادادیان، تهران، سخن، ۱۳۸۳ش؛ تاریخ ایران باستان: حسن پیرنیا، دنیای کتاب، ۱۳۷۵ش؛ تاریخ ایران باستان: دیاکونف، ترجمه: روحی ارباب، تهران، ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۶ش؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی: برتولد اشپولر، ترجمه: جواد فلاطوری ومریم میراحمدی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ش؛ تاریخ ایران کمبریج دوره صفویان: ترجمه: یعقوب آژند، تهران، جامی، ۱۳۸۰ش؛ تاریخ ایران کمبریج دوره پهلوی: پیتر آوری، گاوین همیلی و چارلز ملوین، ترجمه: تیمور قادری، تهران، مهتاب، آبفام، ۱۳۸۸ش؛ تاریخ ایران کمبریج از فروپاشی دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان: ترجمه: انوشه، تهران، امیر کبیر، ۱۳۷۲ش؛ تاریخ ایران کمبریج از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان: باسورث، لمبتون و باسانی و دیگران، ترجمه: انوشه، امیرکبیر، ۱۳۹۰ش؛ تاریخ ایران کمبریج دوره تیموریان: ترجمه: آژند، تهران، جامی، ۱۳۷۹ش؛ تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان: تئودور نولدکه، ترجمه: عباسی و زریاب، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش؛ تاریخ حبیب السیر: غیاث الدین خواند امیر (م. ۹۴۲ق)، به کوشش سیاقی، خیام، ۱۳۸۰ش؛ تاریخ آل مظفر: محمود کتبی (م. قرن ۹ق)، به کوشش نوایی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴ش؛ تاریخ بخارا: محمد بن جعفر نرشخی (م. ۳۴۸ق)، به کوشش رضوی، تهران، توس، ۱۳۶۳ش؛ تاریخ بیهقی: محمد بن حسین بیهقی (م. ۴۷۰ق)، به کوشش خلیل خطیب، تهران، مهتاب، ۱۳۷۴ش؛ تاریخ تحلیلی اسلام از آغاز تا نیمه نخست سده چهارم: سید جعفر شهیدی، تهران، علمی فرهنگی، ۱۳۸۳ش؛ تاریخ تیموریان به روایت کمبریج: ترجمه: یعقوب آژند، تهران، جامی، ۱۳۷۹ش؛ تاریخ جهانگشای جوینی: عطاملک بن محمد جوینی (م. ۶۸۱ق)، به کوشش قزوینی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۸۵ش؛ تاریخ جهانگشای نادری: مهدی خان استرآبادی (م. ۱۱۸۰ق)، دنیای کتاب، ۱۳۶۸ش؛ تاریخ حجگزاری ایرانیان: اسرا دوغان، تهران، مشعر، ۱۳۸۹ش؛ تاریخ دولة آل سلجوق: محمد بن حامد اصفهانی (م. ۵۹۷ق)، به کوشش یحیی مراد، بیروت، دار العلمیه، ۱۴۲۵ق؛ تاریخ ذوالقرنین: میرزا فضل الله شیرازی خاوری (م. ۱۲۶۶ق)، به کوشش افشارفر، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۸۰ش؛ تاریخ سلاجقه یا مسامرة الاخبار: محمود بن محمد آقسرایی، به کوشش عثمان توران، تهران، اساطیر، ۱۳۶۲ش؛ تاریخ سلسله سلجوقی: فتح بن علی بنداری اصفهانی (م. ۶۴۳ق)، ترجمه: جلیلی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۶ش؛ تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء: حمزة بن الحسن الاصفهانی، بیروت، مکتبة الحیاة؛ تاریخ سیستان: ناشناس (م. قرن۵ق)، به کوشش ملک الشعرای بهار، تهران، کلاله خاور، ۱۳۶۶ش؛ تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک): الطبری (م. ۳۱۰ق)، به کوشش محمد ابوالفضل، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ تاریخ عالمآرای امینی: فضل الله روزبهان خنجی (م. قرن۱۰ق)، به کوشش عشیق، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۸۲ش؛ تاریخ عالمآرای عباسی: اسکندر بیگ ترکمان (م. ۱۰۴۳ق)، به کوشش ایرج افشار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۲؛ تاریخ گزیده: حمدالله مستوفی (م. ۷۵۰ق. )، به کوشش نوایی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴ش؛ تاریخ گیلان: ملا عبدالفتاح فومنی گیلانی (م. قرن۱۱ق)، به کوشش ستوده، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۹ش؛ تاریخ ماد: دیاکونف، ترجمه: کریم کشاورز، بنگاه ترجمه و نشرکتاب، ۱۳۵۷ش؛ تاریخ مختصر الدول: غریغوریوس الملطی ابن العبری، قاهره، دار الآفاق العربیه، ۱۴۲۱ق؛ تاریخ مردم ایران: عبدالحسین زرینکوب، امیرکبیر، ۱۳۷۳ش؛ تاریخ مشروطه ایران: احمد کسروی (م. ۱۳۲۴ش)، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۳ش؛ تاریخ مغول در ایران: برتولد اشپولر، ترجمه: میرآفتاب، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶ش؛ تاریخ مغول: عباس اقبال آشتیانی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۴ش؛ تاریخ مکه: احمد السباعی (م. ۱۴۰۴ق)، نادی مکة الثقافی، ۱۴۰۴ق؛ تاریخ منتظم ناصری: محمد حسن خان اعتماد السلطنه (م. ۱۳۱۳ق)، به کوشش رضوانی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۷ش؛ تاریخ نگارستان: قاضی احمد بن محمد غفاری کاشانی (م. ۹۷۵ق)، به کوشش مدرس گیلانی، تهران، کتابفروشی حافظ، ۱۴۱۴ق؛ تاریخ نوشتههای جغرافیایی در جهان اسلام: ایگناتی یولیانوویچ کراچوفسکی، ترجمه: پاینده، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۹ش؛ تاریخ و سفرنامه حزین: محمد علی حزین لاهیجی (م. ۱۱۸۰ق)، به کوشش دوانی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۵ش؛ تاریخ و فرهنگ ایران: محمد مهدی ملایری، تهران، توس، ۱۳۷۹ش؛ التاریخ و المورخون: محمد الحبیب الهیله، مکه، موسسة الفرقان، ۱۹۹۴م؛ تاریخ الیعقوبی: احمد بن یعقوب (م. ۲۹۲ق)، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق؛ تجارب الامم: ابوعلی مسکویه (م. ۴۲۱ق)، به کوشش امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش؛ تحریر تاریخ وصاف: عبدالمحمد آیتی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی، ۱۳۸۳ش؛ تحصیل المرام: محمد بن احمد الصباغ (م. ۱۳۲۱ق)، به کوشش ابن دهیش، ۱۴۲۴ق؛ تحفة العراقین (ختم الغرایب): خاقانی شروانی (م. قرن۶ق)، به کوشش صفری آققلعه، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۸۷ش؛ التحفة اللطیفه: شمس الدین السخاوی (م. ۹۰۲ق)، به کوشش القسطلانی، مرکز بحوث و دراسات المدینه، ۱۴۳۰ق؛ تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد: سید علی قاضی عسکر، تهران، مشعر، ۱۳۸۴ش؛ تذکرة الاولیاء: عطار نیشابوری (م. ۶۱۸ق)، به کوشش آرام، تهران، گنجینه، ۱۳۸۷ش؛ تذکرة الطریق فی مصائب حجاج بیت الله العتیق: محمد عبدالحسین کربلایی (م. قرن۱۳ق)، به کوشش جعفریان و اسرا دوغان، قم، مورخ، ۱۳۸۶ش؛ تذکره تحفه سامی: سام میرزا صفوی، به کوشش همایون فرخ، کتب ایران؛ تذکره صفویه کرمان: میر محمد سعید مشیزی، به کوشش باستانی پاریزی، نشر علم، ۱۳۶۹ش؛ تذکرة الحفّاظ: الذهبی (م. ۷۴۸ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ ترجمه تاریخ یمینی: ابوالشرف ناصح جرفادقانی (م. قرن۷ق)، به کوشش جعفر شعار، تهران، علمی فرهنگی، ۱۳۷۴ش؛ تکملة الاخبار: عبدی بیگ شیرازی نویدی، به کوشش نوایی، تهران، نشر نی، ۱۳۶۹ش؛ التنافس السلجوقی الفاطمی علی بلاد الحجاز و امرة الحج: سلیمان الخرابشه، اردن، بخش تاریخ دانشگاه یرموک، ۱۹۹۹م؛ جامع التواریخ اسماعیلیان: رشید الدین فضل الله همدانی (م. ۷۱۸ق)، به کوشش روشن، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۸۷ش؛ جامع مفیدی: محمد مفید مستوفی بافقی (م. قرن۱۱ق)، به کوشش افشار، تهران، اساطیر، ۱۳۸۵ش؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی: حسین قرهچانلو، تهران، سمت، ۱۳۸۰ش؛ جغرافیای حافظ ابرو: عبدالله حافظ ابرو خوافی (م. ۸۳۳ق)، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۷۵ش؛ جواهر الاخبار: بوداق منشی قزوینی (م. قرن۱۰ق)، به کوشش محسن بهرام نژاد، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۸۷ش؛ جهانگشای نادری: مهدی خان استرآبادی (م. ۱۱۸۰ق)، به کوشش انوار، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۷۷ش؛ چهل سال تاریخ ایران: حسین محبوبی اردکانی، به کوشش افشار، تهران، اساطیر، ۱۳۷۴ش؛ حج ۲۵: رضا مختاری، گزارشی از حجگزاری ۱۴۲۵ق. ۱۳۸۳ش؛ حج ۲۶: محمد حسین رجبی، گزارشی از حجگزاری ۱۴۲۶ق. ۱۳۸۴ش؛ حج ۲۷: حسن مهدویان، گزارشی از حجگزاری ۱۴۲۷ق. ۱۳۸۵ش؛ حج ۲۸: رضا بابایی و علی اکبر جوانفکر، تهران، ۱۳۸۷ش؛ حج ۳۰: سید جواد ورعی و جواد منصوری، تهران، مشعر؛ حج در ادب فارسی: خلیل الله یزدانی، تهران، مشعر، ۱۳۷۹ش؛ حدیث قافلهها: به کوشش سید علی قاضی عسکر، دانشپژوه، ۱۳۸۲ش؛ حرفی از هزاران کهاندر عبارت آمد: حاج محمد تقی جورابچی، به کوشش قیصری، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۳۸۶ش؛ الحقیقة و المجاز فی رحلة بلاد الشام و مصر و الحجاز: عبدالغنی بن اسماعیل بن عبدالغنی بن اسماعیل (م. ۱۱۴۳ق)، به کوشش ریاض عبدالحمید، دمشق، دار المعرفه، ۱۴۱۹ق؛ حیات یحیی: یحیی دولتآبادی، تهران، عطار، ۱۳۷۱ش؛ خاطرات حج: محمد عظیمی، مؤسسه مطبوعاتی دهخدا، ۱۳۶۳ش؛ خاطرات زیارت خانه خدا و عتبات عالیات در خدمت راهنما: محمد رضا خانی، به کوشش پاکگوهر و موسوی سعیدی، خواجه، ۱۳۶۶ش؛ خاطرات سرهارد فورد: سرهارد فورد (م. قرن۱۹م)، ترجمه: مانی صالحی، تهران، نشر ثالث، ۱۳۸۶ش؛ خاطرات سفر حج: سلطان حسین تابنده گنابادی، تهران، تابان، ۱۳۷۸ق؛ خاطرات سفر مکه: احمد هدایتی و محمدعلی هدایتی، تهران، ۱۳۴۳ش؛ الخراج و صناعة الکتابه: قدامة بن جعفر (م. ۳۲۸ق)، بغداد، دار الرشید، ۱۹۸۱م؛ خسی در میقات: جلال آل احمد، قم، کتاب سعدی، ۱۳۶۹ش؛ خلاصة الاثر: محمد امین المحبی (م. ۱۱۱۱ق)، بیروت، دار صادر؛ خلاصة التواریخ: قاضی احمد بن شرف الدین الحسینی القمی (م. ۱۰۱۵ق)، به کوشش اشرافی، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ش؛ الدر الکمین بذیل العقد الثمین: عمر بن فهد المکی (م. ۵۵۸ق)، به کوشش ابن دهیش، مکه، دار خضر، ۱۴۲۱ق؛ در حریم کعبه: سید محمد باقر حجتی، تهران، مشعر، ۱۳۸۴ش؛ درب زبیدة طریق الحج من الکوفة الی مکة المکرمة: سعد عبدالعزیز سعد الراشد، الریاض، دار الوطن، ۱۴۱۴ق؛ درر الفوائد المنظمه: عبدالقادر بن محمد بن الجزیری (م. ۹۷۷ق)، قاهره، المطبعة السلفیه، ۱۳۸۴ق؛ دره نادره تاریخ عصر نادر شاه: مهدی خان استرآبادی (م. ۱۱۸۰ق)، به کوشش شهیدی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴ش؛ دستور الکاتب فی تعیین المراتب: محمد بن هندوشاه نخجوانی (م. قرن۸ق)، به کوشش علیزاده، آذربایجان، فرهنگستان علوم شوروی، ۱۹۷۶م؛ دین و دولت در ایران عهد مغول: شیرین بیانی (اسلامی ندوشن)، تهران، نشر دانشگاهی، ۱۳۷۱ش؛ الذریعة الی تصانیف الشیعه: آقا بزرگ تهرانی (م. ۱۳۸۹ق)، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۳ق؛ راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق: محمد الراوندی (م. قرن۶ق)، به کوشش اقبال و مینوی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴ش؛ راه حج: رسول جعفریان، تهران، زیتون سبز، ۱۳۸۹ش؛ راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی: آذرتاش آذرنوش، تهران، توس، ۱۳۷۴ش؛ راهی به سوی خدا: بتول جامع نایینی، قم، تسنیم، ۱۳۸۵ش؛ رحلة ابن بطوطه: ابن بطوطه (م. ۷۷۹ق)، به کوشش التازی، رباط، المملکة المغربیه، ۱۴۱۷ق؛ رحلة ابن جبیر: محمد بن احمد (م. ۶۱۴ق)، بیروت، دار مکتبة الهلال، ۱۹۸۶م؛ الرحلة السریة للعقید الروسی: عبدالعزیز دولتشین، الدار العربیة للموسوعات، ۱۴۲۸ق؛ روابط سیاسی ایران و عربستان در سده بیستم: حمید احمدی، تهران، وزارت امورخارجه، ۱۳۸۶ش؛ روزنامه خاطرات عین السلطنة: قهرمان میرزا سالور عین السلطنة (م. ۱۳۵۰ق)، به کوشش سالور و افشار، تهران، اساطیر، ۱۳۷۴ش؛ روزنامه رسمی کشور: سایت قوه قضاییه (www.dastour.ir)؛ روزنامه سفر حج عتبات عالیات و دربار ناصری ۱۳۰۹–۱۳۱۲ق.: حاجیه خانم علوی کرمانی، به کوشش جعفریان، قم، مورخ، ۱۳۸۶ش؛ روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات: محمد زمچی اسفزازی (م. ۸۹۹ق)، به کوشش سید محمد کاظم، دانشگاه تهران، ۱۳۳۸ش؛ روضة الصفا: محمد بن خاوند شاه، میرخواند (م. ۹۰۳ق)، به کوشش کیانفر، تهران، اساطیر، ۱۳۸۰ش؛ ره یافتگان، گزارش عملیات حج تمتع ۱۳۸۹ش.: روابط عمومی سازمان حج و زیارت، ۱۳۹۰ش؛ ریاض العلماء و حیاض الفضلاء: عبدالله افندی اصفهانی (قرن۱۲ق)، به کوشش حسینی و مرعشی، قم، خیام، ۱۴۰۱ق؛ ریشههای انقلاب اسلامی: نیکی آر. کدی، ترجمه: عبدالرحیم گواهی، قم، نشر قلم، ۱۳۶۹ش؛ زبدة التواریخ: علی بن ناصر حسینی (م. ۶۲۲ق)، ترجمه: روح اللهی، به کوشش نورالدین، تهران، ایل شاهسون بغدادی، ۱۳۸۰ش؛ زبور آل داود:هاشم میرزا سلطان (م. ۱۲۳۶ق)، به کوشش نوایی، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۷۹ش؛ زمزم تاریخچه، تحولات، آثار: محمد تقی رهبر، تهران، مشعر، ۱۳۸۲ش؛ زین الاخبار: عبدالحی بن ضحاک گردیزی (م. ۴۴۳ق)، به کوشش حبیبی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۳ش؛ سفرنامه امین الدوله: علی خان صدر اعظم، به کوشش کاظمیه، توس، ۱۳۵۴ش؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی به مکه، مدینه و عتبات عالیات: به کوشش شاکری، مرکز اسناد شورای اسلامی، ۱۳۸۸ش؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج: حسین ذوالقدر شجاعی، تهران، خرمی، ۱۳۳۴ش؛ سفرنامه شاردن: شوالیه شاردن، ترجمه: یغمایی، توس، ۱۳۷۴ش؛ سفرنامه فرهاد میرزا: فرهاد میرزا، به کوشش طباطبایی، مؤسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۶۶ش؛ سفرنامه کازاما نخستین وزیر مختار ژاپن در ایران: آکی یوکازا، ترجمه:هاشم رجبزاده، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۰ش؛ سفرنامه کروسینسکی یادداشتهای کشیش لهستانی عصر صفوی: ترجمه: عبدالرزاق دنبلی مفتون، به کوشش میراحمدی، تهران، ۱۳۶۳ش؛ سفرنامه مکه دلیل الانام فی سبیل زیارة بیت الله الحرام: سلطان مراد حسام السلطنه (م. ۱۳۰۰ق)، به کوشش جعفریان، تهران، مشعر، ۱۳۷۴ش؛ سفرنامه مکه معظمه: عبدالحسین افشار ارومی، به کوشش جعفریان، نشر علم، ۱۳۸۶ش؛ سفرنامه منظوم حج: بانویی اصفهانی (نیمه اول قرن۱۲ق)، به کوشش جعفریان، تهران، مشعر، ۱۳۷۴ش؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف: داود میروظایف، به کوشش قاضی عسکر، مشعر، ۱۳۸۸ش؛ سفرنامه میرزا محمد حسین حسینی فراهانی (۱۳۰۲–۱۳۰۳ق): به کوشش مسعود گلزاری، تهران، فردوسی، ۱۳۶۲ش؛ سفرنامه ناصر خسرو: ناصر خسرو (م. ۴۸۱ق)، تهران، زوّار، ۱۳۸۱ش؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم: سید علی رضاهاشمی، تهران، مشعر، ۱۳۸۸ش؛ سلجوقنامه: خواجه امام ظهیر الدین نیشابوری، تهران، خاور، ۱۳۳۲ش؛ سلسلههای اسلامی جدید راهنمای گاهشماری و تبارشناسی: ادمون کلیفورد باسورث، ترجمه: فریدون بدرهای، تهران، مرکز باستانشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۱ش؛ سیر اعلام النبلاء: الذهبی (م. ۷۴۸ق)، به کوشش گروهی از محققان، بیروت، الرساله، ۱۴۱۳ق؛ السیرة النبویه: ابن هشام (م. ۲۱۳/۲۱۸ق)، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، دار المعرفه؛ سیمای حج در سال ۷۰: سرهنگی و گیویان و بهبودی، تهران، مشعر، ۱۳۷۱ش؛ شاه طهماسب صفوی: عبدالحسین نوایی، تهران، ارغوان، ۱۳۶۸ش؛ شرح زندگانی من: عبدالله مستوفی (م. ۱۳۲۹ق)، تهران، زوار، ۱۳۸۴ش؛ الشعر و الشعراء: ابن قتیبه (م. ۲۷۶ق)، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۲۳ق؛ شفاء الغرام: محمد الفاسی (م. ۸۳۲ق)، به کوشش مصطفی محمد، مکه، النهضة الحدیثه، ۱۹۹۹م؛ شکلگیری انقلاب اسلامی از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی: محسن میلانی، ترجمه: عطارزاده، تهران، گام نو، ۱۳۸۳ش؛ شنیدنیهای سفر حج: محمد دشتی، قم، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین (علیهالسّلام)، ۱۳۸۲ش؛ صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست: رسول جعفریان، تهران، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش؛ ضیوف الرحمن الحج: روبرت بیانکی و سعید محمد الاسعد، الریاض، العبیکان، ۱۴۲۸ق؛ عالمآرای نادری: محمدکاظم مروی وزیر مرو، به کوشش ریاحی، تهران، نشر علمی، ۱۳۷۴ش؛ العقد الثمین فی تاریخ البلد الامین: محمد الفاسی (م. ۸۳۲ق)، به کوشش فؤاد سیر، مصر، الرساله، ۱۴۰۶ق؛ العقد الفرید: احمد بن عبد ربه (م. ۳۲۸ق)، به کوشش مفید قمیحه، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۴ق؛ علاقات السعودیة الایرانیه ۱۹۲۲–۱۹۸۲: سعید محمد بادیب، لندن، دار الساقی، ۱۹۹۴م؛ غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم: ابومنصور ثعالبی، به کوشش زتنبرگ، پاریس، ۱۹۰۰م؛ فارسنامه ناصری: حسن حسینی فسایی (م. ۱۳۱۶ق)، به کوشش رستگار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۲ش؛ فتوح البلدان: البلاذری (م. ۲۷۹ق)، بیروت، دار الهلال، ۱۹۸۸م؛ الفتوح: ابن اعثم الکوفی (م. ۳۱۴ق)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۱۱ق؛ فرهنگ امثال سخن: حسن انوری ودیگران، تهران، سخن، ۱۳۸۴ش؛ فریاد برائت پیام حضرت امام خمینی به حجاج بیت الله الحرام ذیحجه سال۱۴۰۷ق. / مرداد۱۳۶۶ش.: وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۶۶ش؛ قابوسنامه: کیکاووس قابوس بن وشمگیر زیاری، تهران، طهوری؛ کارنامه حج۱۳۵۱ش. گزارش سازمان اوقاف: سازمان اوقاف، فروردین ۱۳۵۲ش؛ کارنامه حج۱۳۵۲ش. گزارش سازمان اوقاف: سازمان اوقاف، فروردین ۱۳۵۳ش؛ کتاب کوچه: احمد شاملو با همکاری آیدا سرکیسیان، مازیار، ۱۳۷۸ش؛ کتابشناسی حج و زیارت: اباذر نصر اصفهانی، تهران، مشعر، ۱۳۹۰ش؛ کتابنامه حج: محمد حسن بکایی، مشعر، ۱۳۷۴ش؛ کشف الظنون: حاجی خلیفه (م. ۱۰۶۷ق)، بیروت، دارالفکر، ۲۰۰۷م؛ کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران: عزیز الله بیات، تهران، سپهر، ۱۳۷۳ش؛ الکامل فی التاریخ: ابن اثیر (م. ۶۳۰ق)، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق؛ گلواژههای حج و عمره: علیرضا بصیری، تهران، مشعر، ۱۳۸۷ش؛ گلستان سعدی نسخه علمی و انتقادی: به کوشش برات زنجانی، تهران، سپهر، ۱۳۷۳ش؛ لغتنامه: دهخدا (م. ۱۳۳۴ش) و دیگران، مؤسسه لغتنامه و دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش؛ مآثر الملوک: غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر (م. ۹۴۲ق)، تهران، رسا، ۱۳۷۲ش؛ مثنوی فتوح الحرمین: محیی الدین لاری (م. ۹۳۳ق)، به کوشش جعفریان، قم، انصاریان، ۱۳۷۳ش؛ مجالس المومنین: سید نورالله شوشتری (م. ۱۰۱۹ق)، تهران، کتابفروشی اسلامی، ۱۳۵۴ش؛ مجلة العرب: حمد الجاسر، ریاض، دار الیمام؛ مجله خاطرات وحید (دو ماهنامه): تهران، صاحب امتیاز و مدیر مسئول: سیف الله وحیدنیا؛ مجله خواندنیها: تهران، بنگاه زربخش؛ مجمع التواریخ: محمد خلیل مرعشی صفوی (م. ۱۳۲۰ق)، به کوشش اقبال آشتیانی، تهران، کتابخانه طهوری و سنایی، ۱۳۶۲ش؛ مدیران و عوامل خدماتی: حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت؛ مرکز آمار ایران: گزیده نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن۱۳۹۰ش. تهران، دفتر ریاست روابط عمومی و همکاریهای بینالملل؛ مروج الذهب: المسعودی (م. ۳۴۶ق)، به کوشش اسعد داغر، قم، دار الهجره، ۱۴۰۹ق؛ مروری بر روابط ایران و عربستان در دو دهه اخیر: بهرام اخوان کاظمی، سازمان تبلیغات، ۱۳۷۳ش؛ المسالک و الممالک: عبیدالله بن خرداذبه (م. ۳۰۰ق)، بیروت، دار صادر، ۱۴۰۸ق؛ معجم البلدان: یاقوت الحموی (م. ۶۲۶ق)، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵م؛ معجم ما الف عن مکة المکرمه: عبدالعزیز السنیدی، الریاض، دار الملک عبدالعزیز، ۱۴۲۹ق؛ معجم ما کتب فی الحج و الزیاره: عبدالجبار الرفاعی، تهران، مشعر، ۱۴۲۷ق؛ المفصل: جواد علی، دانشگاه بغداد، ۱۴۱۳ق؛ مقالات تاریخی: رسول جعفریان، قم، دلیل ما، ۱۳۸۷–۱۳۸۸ش؛ مکة و علاقاتها الخارجیه۳۰۱–۴۸۷ق.: احمد عمر الزیلعی، الدار العربیة للموسوعات، ۱۴۲۵ق؛ مکتب اسلام (ماهنامه): قم، مؤسسه مکتب اسلام؛ منائح الکرم: علی بن تاج الدین السنجاری (م. ۱۱۲۵ق)، به کوشش المصری، مکه، جامعة ام القری، ۱۴۱۹ق؛ المناسک و اماکن طرق الحج و معالم الجزیره: ابواسحق الحربی (م. ۲۸۵ق)، به کوشش محمد بن حیان، دار الیمامه، ۱۴۲۰ق؛ المنتظم: ابن الجوزی (م. ۵۹۷ق)، به کوشش محمد عبدالقادر و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق؛ مهاجران آل ابوطالب: ابراهیم بن ناصر بن طباطبا، ترجمه: عطایی، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش؛ میراث باستانی ایران: ریچارد ن. فرای، ترجمه: رجبنیا، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ش؛ میراث شهاب: قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی؛ میقات حج (فصلنامه): تهران، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت؛ ناسخ التواریخ، قاجاریه: محمد تقی لسان الملک سپهر (م. ۱۲۹۷ق)، به کوشش کیانفر، تهران، اساطیر، ۱۳۸۶ش؛ النجوم الزاهره: ابن تغری بردی الاتابکی (م. ۸۷۴ق)، به کوشش طرخان، الهیئة المصریه، ۱۳۹۱ق؛ نصیحة المشاور (تاریخ المدینة المنوره): ابن فرحون (م. ۷۶۹ق)، به کوشش علی عمر، قاهره، مکتبة الثفافة الدینیه، ۱۴۲۷ق؛ نقض: عبدالجلیل قزوینی رازی، تهران، انجمن آثار علمی، ۱۳۵۸ش؛ نیل المنی بذیل بلوغ القری: جارالله محمد بن فهد المکی (م. ۹۵۴ق)، به کوشش الهیله، الفرقان، ۱۴۲۰ق؛ وفاء الوفاء: السمهودی (م. ۹۱۱ق)، به کوشش السامرائی، مؤسسة الفرقان، ۱۴۲۲ق؛ وقایع السنین و الاعوام: سید عبدالحسین الحسینی خاتونآبادی (م. ۱۱۰۵ق)، به کوشش بهبودی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۵۲ش؛ همراه با حج۱۳۸۱: سازمان حج و زیارت، ۱۳۸۱ش؛ همراه زائران حج تمتع۲: مرکز تحقیقات حج، تهران، مشعر؛ یار کجاست (سفرنامه حج): رحیم مخدومی، حوزه هنری سازمان تبلیغات، ۱۳۷۳ش.