مقصوره، بنایی است با معنای خانه یا محفظه‌ای کوچک که در مساجد با معانی جایگاه امام جماعت و همچنین ضریح مقبره اشخاص از آن یاد شده است.

معانی لغوی و اصطلاحی

واژه مقصوره، عربی و اسم مفعول و مؤنث مقصور با معانی گوناگون در کتب لغت و فرهنگ‌ها ثبت شده است. مجدالدین فیروزآبادی در قاموس المحیط، ذیل قصر،در توضیح مقصوره می نویسد: مقصوره خانه و سرایی وسیع است که گرد آن دیوار کشیده‌اند. همچنین در لسان العرب ابن منظور، آمد:«گویند؛ مقصوره به‌کوچک‌تر از خانه و سرای است». صاحب المنمجد، مقصوره را با معنی خانه و نیز حجره‌ای از حجره‌ها آورده‌است.

معنای دیگری که درباب مقصوره، در لغت‌نامه‌ها آمده، مقصوره تحت عنوان مقصوره امام یا جای ایستادن امام در مسجد است. این معنی بعدها در حوزه اصطلاحات معماری به مزار و معبد(در زبان عربی) نیز اطلاق می‌شده است. بدین معنا مقصوره عبارت بود از جداری خشتی یا چوبی که منبر و محل عبادت خلیفه را احاطه کرده و دربرمی‌گرفت.

مقصوره در مسجد، به چند دسته کلی، شامل مقصوره امام، مقصوره تابستانی و زمستانی، گنبدخانه، مقصوره مؤذن، مقصوره استراحت و سکونت تقسیم می‌شود.

مقصوره مزار، به یک چهاردیواری گفته می‌شود که از چوب و فلز و گاه از سنگ و آجر به شکل مشبک در کنار ضریح و آرامگاه و قبر ساخته می‌شود. معمولا این مقصوره‌ها را به شکل مشبک و با تزیینات بسیار زیبا و گاهی سقف‌دار و گاهی بدون سقف با درب عالی می‌سازند. و نیز برخی اوقات مقصوره‌های فلزی از جنس مس را با تزیینات و شکل‌های گیاهی می‌ساخته‌اند.

ساخت اولین مقصوره

برخی منابع، از عثمان به عنوان اولین ایجادکننده‌ی مقصوره نام برده‌اند. در زمان خلافت عثمان، در مسجدالنبی اطراف محل محراب مقصوره‌ای از خشت ساختند و پنجره‌هایی در آن قرار دادند که مردم در هنگام نماز از آنجا امام جماعت را ببینند.[۱] این کار پس از قتل عُمر و به منظور حفاظت از عثمان صورت گرفت.[۲]

قول مشهورتر که در برخی منابع آمده، معاویه را اولین کسی می‌دانند که برای حفظ امنیت خویش به ایجاد مقصوره روی آورد. منابع دیگری نیز از مروان بن حکم به عنوان اولین سازنده مقصوره حول محراب نام برده‌اند.[۳]

مقصوره در ادوار تاریخی

منابع گسترش یافتن ساخت مقصوره را پس از ساخت مقصوره توسط معاویه می‌دانند چنان‌که این امر به حکام و فرمانروایان تسری یافت و آنان نیز به ساخت مقصوره برای حافظت از خود، روی آوردند.

تا دوره مهدی عباسی از سوی خلفا و حکام با گسترش بی‌رویه مقصوره‌ها، مخالفت صریحی انجام نگرفت. اما در سال 161ه.ق مهدی عباسی دستور داد تا تمام مقصوره‌های مساجد را در همه ممالک و نواحی اسلامی تخریب و نابود کنند و حتی دستور داد که ارتفاع منبرها را نیز کوتاه‌تر سازند تا اندازه‌ای که به ارتفاع منبر پیامبر در مسجدالنبی برسد و بلندتر از آن را جایز ندانست. اما چندی نگذشت که باز مردم به مقصوره‌سازی برای خلفا و حکام روی آوردند و فتاوی و نصایح فقها نیز مؤثر نیفتاد.

سنت مقصوره‌سازی تا اواخر دوره عثمانی همچنان ادامه داشت و بعد از این‌که خلفا و سلاطین دیگر در مساجد جامع نماز نمی‌خواندند، خود به خود عنصر مقصوره‌سازی نیز از معماری مساجد حذف شد.

مقصوره‌ی مزار

در متون تاریخی، مقصوره مترادف با ضریح و با معنای دیواره‌ی مشبکی که دور قبر قرار می‌گیرد نیز به‌کار رفته است. در مواردی که می‌توان به آن اشاره کرد، ساخت مقصوره برای مزار پیامبر(ص) است. چنان‌که منابع از ساخت مقصوره‌ای چوبین در دوره بیبرس مملوکی برای قبر پیامبر نام برده [۴]و سپس از ساخت مقصوره‌ای فلزی در دوره قایتبای مملوکی برای مزار پیامبر خبر داده‌اند.[۵]

مقصوره در فقه و احکام

مقصوره با معنای جایگاه امام جماعت، در احکام و روایات شیعه و سنی بدعت به‌شمار آمده‌است. فقها و علما بر سادگی مساجد صدر اسلام اصرار داشته و برتری مکانی در مسجد را مطرود میشمردند.[۶]

امام ابن حاج ابوعبدالله فقیه مشهور مالکی، با بدعت خواندن مقصوره و برشمردن مفاسد آن، از این حیث که مسجد وقف نماز مسلمانان است لذا نصب مقصوره و نرده غصب مکان مسجد بوده و آن را جایز نمی‌داند.[۷]

همچنین بنا به تعبیری از امام محمد غزالی در احیاءعلوم الدین، نماز خواندن در محل و بنای ویژه‌ای که سلاطین ظالم در مسجد برای خود ایجاد کرده‌بودند؛ عذر شرعی برای نماز خوان در آن مکان ایجاد نمی‌کرد.[۸]

در روایات شیعی نیز در روایتی به نقل از امام صادق(ع) آمده است، نماز کسی که به امام داخل مقصوره اقتدا کند، باطل است.[۹] فقهای شیعه نیز در مورد مقصوره احکامی داشته‌اند، بدین نحو که اقتدا به امام داخل مقصوره تنها در حالتی که مقصوره مشبک باشد و امام قابل رؤیت باشد، صحیح است و اگر مقصوره به شکل مانع و دیوار کامل بسته باشد، باطل است.[۱۰] [۱۱]

پانویس

  1. المدینه المنوره، ص 65
  2. المدینه المنوره، ص 66
  3. المحاضرالاوائل، ص 147
  4. المدینه المنوره، ص 80
  5. عمارة المسجد النبوی، ص 325
  6. مقصوره در مسجد، ص 510
  7. اصلاح المساجد، ص104
  8. احیاءعلوم الدین، ج2، ربع عادات، ص 328
  9. الکافی،ج3،ص 385
  10. المبسوط،ج1، ص 156
  11. جواهرالکلام،ج13، ص 154-156