قبر پیامبر

از ویکی حج
قبر پیامبر
مزار پیامبر.jpg
اطلاعات اوليه
مکان مدینه، مسجدالنبی
جنبه دینی
بزرگداشت نزد مسلمانان
وابسته به دین/مذهب اسلام
تاریخ بنا
رویدادها قرارگرفتن قبر ابوبکر و عمر در کنار قبر پیامبر
بازسازی‌ها پوشاندن قبر با پارچه‌های باارزش و مزین
بازسازی کنندگان خیزران مادر هارون الرشید، ابن ابی الهیجا، مستضی، خلیفه الناصر

قبر پیامبر، در مسجدالنبی و قسمت حجره شریفه واقع شده است.

پیامبر سال یازدهم هجری قمری فوت نمود. پس از فوت پیامبر بین اصحاب سر این‌ موضوع که مدفن پیامبر در چه محلی باید باشد بحث‌هایی صورت گرفت. درنهایت ابوبکر گفت در حدیثی از پیامبر شنیده که هر پیامبر در همان مکان که از دنیا رفته است دفن می‌شود. بنابراین پیامبر هم که در حجره عایشه فوت نموده بود را در همان مکان به‌خاک سپردند.علی (ع) پیامبر را غسل داد و قبر وی توسط ابوعبیده جراح و زیدبن سهل کنده شد. پس از آن علی(ع) به همراه چند تن از مهاجرین پیکر پیامبر را داخل قبر گذاشتند که در این زمان انصار هم از علی(ع) درخواست کردند تا یک نفر از آنان نیز درون قبر پیامبر بروند و علی(ع) اوس بن خولی را به درون قبر فرستاد. به نقل از منابع علی(ع) از اوس بن خولی درخواست کرد تا از قبر بیرون رفته و قبر را چهارگوشه بسازد.

بعدها پوششی روی قبر پیامبر قرار گرفت به نقل از منابع اولین کسی که پوششی را برای قبر نبوی ارسال کرد خیزران مادر هارون‌الرشید بود. همچنین ابوالهیجا وزیر امرای مصری نخستین بار پوششی با کتابت قرآن برای قبر فرستاد.

در احادیث آمده که ملائک شبانه‌روز گرد قبر پیامبر در گردشند و بر وی صلوات می‌فرستند.

برخی منابع به ریختن سرب در اطراف قبر پیامبر در زمان نورالدین زنگی اشاره کرده‌اند و دلیل آن را بیم داشتن از حمله صلیبی‌ها عنوان کرده‌اند. هرچند برخی منابع در این مورد تردید کرده‌اند.

پس از فوت ابوبکر و عمر عایشه اجازه داد تا آن‌ها نیز کنار پیامبر دفن شوند.

وفات پیامبر

پیامبر اسلام به قول مشهور علمای شیعه، در 28 ماه صفر سال یازدهم هجری[۱]، پس از آن‌که 14 روز در بستر بیماری بود[۲]، وفات یافت.

مدفن پیامبر

پیامبر(ص)، در مدت بیماری در حجره عایشه اقامت داشت و در همان مکان وفات یافت. پس از فوت پیامبر بین اصحاب بحث پیش آمد که پیامبر را در چه مکانی دفن کنند. در این بین ابوبکر گفت در حدیثی از پیامبر شنیده است که هرپیامبری در همان مکان که فوت می کند دفن شده است. بنابراین پیامبر در همان حجره و در قسمت شمالی آن دفن گردید.[۳]

کیفیت تدفین، کندن قبر و تغسیل

پیامبر در سفارشی خواسته بود تا نزدیکترین فرد به وی غسل او را انجام دهد.[۴] به همین خاطر امام علی (ع) پیکر پیامبر را غسل نمود.[۵][۶]

قبر توسط ابوعبیده جراح و زید بن سهل آماده شد.[۷] سپس علی(ع) به کمک سه تن از مهاجرین، عباس و پسرش و نیز اسامه بن زید، پیکر پیامبر را درون قبر قرار دادند. در این بین انصار از علی(ع) درخواست کردند تا کسی از انصار نیز درون قبر بیاید بنابراین علی (ع)، اوس بن خولی را به درون قبر فرستاد.[۸]

درباره شکل قبر نیز در منابع این‌طور ذکر شده است که علی (ع) از اوس بن خولی خواست تا از قبر بیرون آمده و قبر را چهار گوشه بسازد.[۹]

طواف فرشتگان گرد قبر پیامبر

در آثار و احادیث آمده است، ملائک شب و روز گرد قبر شریف پیامبر طواف می‌کنند و بر پیامبر صلوات می‌فرستند.[۱۰]

پوشش روی قبر

در منابع آمده نخستین کسی که پوششی برای قبر نبوی ارسال نمود، خیزران، مادر هارون‌الرشید بود.[۱۱] پس از آن ابن ابی الهیجا وزیر یکی از امرای مصری پوششی فرستاد. گفته شده این اولین بار بود که پرده‌ای با کتابت قرآن بر مزار پیامبر قرار می‌گرفت. روی این پرده آیات سوره یس نقش بسته بوده بود. این رویه در سال‌های بعد نیز تکرار شد و پرده‌ها با کتابت قرآن روی قبر قرار می‌گرفت.[۱۲] دو سال پس از ابن ابی الهیجا، المستضی جامه‌ای از دیبای بنفش برای قبر نبوی ارسال کرد. خلیفه الناصر نیز جامه‌ای از دیبای سیاه فرستاد. پس از آن هر 6 سال جامه‌ای از دیبای سیاه از مصر برای قبر نبوی ارسال می‌شد.[۱۳]

محافظت از قبر در برابر حمله صلیبی‌ها

در سال 557 هجری، از بیم حمله احتمالی صلیبی‌ها به قبر پیامبر، به دستور نورالدین زنگی، در اطراف قبر پیامبر، خندقی حفر و داخل آن سرب ریخته شد تا قبر پیامبر از دسترس صلیبی‌ها در امان بماند.[۱۴] برخی منابع در این مورد تشکیک و اصل حمله صلیبی‌ها به قبر پیامبر را مورد تردید قرارداده‌اند.[۱۵]

مجاورین قبر پیامبر

پس از وفات ابوبکر، عایشه اجازه داد تا پدرش کنار پیامبر به خاک سپرده شود. محل قبر او به نحوی بود که با فاصله یک ذراع سر ابوبکر کنار کتف پیامبر قرار می‌گرفت. همچنین پس از فوت عمر نیز عایشه موافقت کرد تا او هم در حجره شریفه به خاک سپرده شود. محل قرارگرفتن قبر وی نیز به این ترتیب بود که با فاصله یک ذراع، سر عمر کنار کتف ابوبکر قرار می‌گرفت[۱۶]

در منابع از مکانی خالی در حجره شریفه یاد شده که برخی آن را قبر حضرت عیسی و برخی نیز آن را قبر حضرت فاطمه دانسته‌اند.[۱۷][۱۸]

پانویس

  1. الارشاد، ص 97
  2. تاریخ یعقوبی، ج2، ص 178
  3. عمارة و توسعه المسجد النبوی، ص 62
  4. الطبقات الکبری، ج2، ص 57
  5. نهج‌البلاغه، خطبه 202، ص 237
  6. الطبقات الکبری، ج2، ص 214
  7. الطبقات الکبری، ج2، ص298
  8. المناقب، ج1، ص 152، المعالم الاثیره، ص 39
  9. المناقب، ج1، ص 152، المعالم الاثیره، ص 39
  10. عمارة و توسعه المسجد النبوی، ص 62
  11. عمارة و توسعه المسجد النبوی، ص 65
  12. آثار اسلامی مکه و مدینه، ص 218
  13. عمارة و توسعه المسجد النبوی، ص 65
  14. عمارة و توسعه المسجد النبوی، ص 63
  15. المدینه المنوره، ص 78
  16. الدرالثمین، ص 69
  17. عمارة و توسعه المسجد النبوی، ص 62
  18. الدررالثمین، ص 71

منابع

  • آثار اسلامی مكه و مدينه، رسول جعفریان، مشعر، 1381
  • الارشاد، شیخ مفید، موسسه اعلمی، 1399ه.ق
  • الدررالثمین فی معالم دارالرسول الامین، غالی محمدالامین، الشنقیطی، جده، دارالقبله للثقافه الاسلامیه، بیروت، موسسه علوم القرآن، 1991م
  • المعالم الاثيره، محمد محمد حسن شراب، ترجمه: شيخي، مشعر، 1383ش؛
  • المدينه المنوره تطورها العمراني و تراثها فی المعماری،‌صالح لمعی مصطفی، دارالنهضه العربیه، بیروت، 1981م
  • تاریخ یعقوبی، ابن واضح، ج2، نجف، المکتبه الحدریته، 1384ه.ق
  • عمارة و توسعة المسجد النبوی الشریف عبر التاریخ، ناجی محمد حسن عبدالقادر الانصاری، نادی المدینه المنوره الادبی، ۱۹۹۶م.
  • طبقات الکبری، محمدبن صامل السلمی، ج2، الطائف، مکتبه الصدیق، 1414ه.ق
  • مناقب آل ابي‌طالب، ابن شهرآشوب (م.588ق.)، به كوشش گروهي از استادان، نجف، المكتبة الحيدريه، 1376ق؛
  • نهج البلاغه، ترجمه دکتر جعفر شهیدی، تهران، 1379