Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png

ابوسلمه مخزومی

از ویکی حج
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ابوسلمه مخزومی

ابوسَلَمة بن عبدالاَسَد مَخزومی، پسرعمّه پیامبر اسلام(ص)، از نخستین اسلام‌آورندگان و اولین مهاجر به مدینه است. او پسر بَرّه دختر عبدالمطلب بود. به این جهت که هم به حبشه و هم به مدینه هجرت کرد، او را «ذو هجرتین» هم می‌نامیدند. ام‌سلمه همسر پیامبر ابتدا همسر ابوسلمه بود و پس از شهادت او با پیامبر ازدواج کرد. ابوسلمه در غزوه‌های پیامبر از جمله غزوه بدر، غَزوه اُحُد و غَزوه حَمراءُ الاَسَد شرکت کرد.
او در سال چهارم هجری بر اثر خون‌ریزی جراحتی که در غزوه احد بر بازویش وارد شده بود، درگذشت. هنگام وفات وی پیامبر بر بالینش حضور یافت و برای او دعا کرد. مفسران برخی از آیات قرآن را نازل‌شده درخصوص ابوسلمه دانسته‌اند.

نام و نسب[ویرایش | ویرایش مبدأ]

عبدالله بن عبدالاسد بن هلال[۱]، مشهور به ابوسلمه[۲] از تیره بنی‌مخزوم قریش است.[۳] مادرش برّه دختر عبدالمطلب و عمه پیامبر اسلام(ص) بود.[۴] از آنجا که ثُوَیبه کنیز ابولهب، پیامبر، حمزه و ابوسلمه را شیر داده بود، آنان برادر رضاعی یکدیگر نیز شمرده می‌شدند.[۵]

اسلام‌آوردن[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ابوسلمه از اندک کسانی بود که هنگام بعثت نوشتن می‌دانستند.[۶] وی در دار ارقم یا برپایه گزارشی دیگر، پیش از آن به اسلام گروید.[۷] او را یازدهمین[۸] مسلمان دانسته‌اند. وی همراه چند نفر نزد پیامبر رفت و پس از شنیدن آیاتی از قرآن اسلام آورد.[۹] او و همسرش امّ‌سلمه که پس از شهادت شوهرش همسر پیامبر(ص) شد،[۱۰] از نخستین مهاجران به حبشه در سال پنجم هجری بودند.[۱۱] زمانی که از حبشه به مکه بازگشتند،[۱۲] ابوطالب او را در پناه خود گرفت[۱۳] و از سپردنش به بنی‌مخزوم خودداری کرد.[۱۴] گزارشی نیز از هجرت دیگر بار او به حبشه در دست است.[۱۵]

نخستین مهاجر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

از میان صحابه ابوسلمه نخستین کسی است که به یثرب هجرت کرد.[۱۶] زمان این هجرت را یک سال پیش از بیعت عقبه دوم به سال ۱۳ بعثت دانسته‌اند.[۱۷] او را به سبب هجرت به حبشه و مدینه، «ذو هجرتین» نامیده‌اند.[۱۸] برخی هجرتش به یثرب را همراه همسرش ام‌ سلمه و برخی به تنهایی دانسته‌اند.[۱۹] گزارش دوم را از این جهت درست دانسته‌اند که در مسیر، مردانی از تیره بنی‌مخزوم، همسرش ام‌ سلمه و فرزندش سَلَمه[۲۰] را از او جدا کردند و تا نزدیک یک سال آنان نتوانستند به ابوسلمه در یثرب بپیوندند.[۲۱]

محل سکونت در مدینه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ابوسلمه پس از هجرت در محله قُبا به منزل مُبشّر بن عبدالمنذر از بنی‌عمرو بن عوف وارد شد.[۲۲] در پیمان برادری، رسول خدا(ص) او را با سعد بن خیثمه از تیره بنی‌عمرو بن عوف برادر کرد.[۲۳] ابوسلمه و همسرش در زمین‌هایی ساکن شدند که پیامبر(ص) برای اسکان او و مهاجران نزدیک محله بنی‌عبدالعزیز تعیین کرد.[۲۴] آنان بعدها با فروش آن مکان، به محله بنی‌کعب انتقال یافتند.[۲۵]

شرکت در غزوات[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پیامبر(ص) در غَزوه ذاتُ العَشیره به سال دوم هجری ابوسلمه را در مدینه جانشین خود کرد.[۲۶] برخی از جانشینی وی در غزوه‌های بنی‌قَینُقاع و سَویق در سال دوم هجری نیز یاد کرده‌اند.[۲۷] او در سال دوم هجری[۲۸] در غزوه بدر و در سال سوم هجری در غَزوه اُحُد شرکت داشت و در این نبرد از ناحیه بازو مجروح شد و در غَزوه حَمراءُ الاَسَد[۲۹] که پس از اُحد برای تعقیب قریش صورت گرفت، با همان جراحت حضور یافت.[۳۰]

درگذشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ابوسلمه در اواخر سال سوم هجری به فرماندهی[۳۱] گروهی ۱۵۰ نفری به سوی قَطَن، آبگاه[۳۲] یا کوهی در کرانه وادی الرّمه از آنِ بنی‌اسد به فاصله ۳۳۰ کیلومتری مدینه،[۳۳] فرستاده شد.[۳۴] این نبرد به سریه ابوسلمه شهرت یافت.[۳۵] در بازگشت از این سریه، زخم بازوی او باز شد و پس از یک ماه مداوا، در روزهای پایانی ماه جَمادیُ الثّانی[۳۶] سال چهارم هجری در مدینه[۳۷] به شهادت رسید و در محله بنی‌امیة بن زید از تیره‌های خزرج غسل داده شد[۳۸] و در مدینه به خاک سپرده شد.[۳۹] گزارشی درگذشت او را در سال سوم هجری[۴۰] یا سال دوم هجری پس از غزوه بدر دانسته است[۴۱] که با توجه به شهرت نقش او در سریه قطن و برخی رویدادهای دیگر، پذیرش آن دشوار است.

حضور پیامبر بر بالین ابوسلمه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

هنگام احتضار ابوسلمه، پیامبر(ص) بر بالینش حضور یافت.[۴۲] وی در این لحظات دعا کرد که او جانشین خوبی در خانواده‌اش داشته باشد. استجابت دعای او را این می‌دانند که پس از مدتی ام‌ سلمه با پیامبر ازدواج کرد.[۴۳] پیامبر پس از وفات او نُه تکبیر گفت و فرمود: اگر بر ابوسلمه ۱۰۰۰ تکبیر هم گفته شود، شایسته آن است.[۴۴] پیامبر بخشش گناهان، والایی جایگاه، بقای نسل، و وسعت و نورانیت قبر را برای وی از خدا طلبید.[۴۵]

آیات قرآن درباره ابوسلمه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برخی مفسران ذیل برخی آیات قرآن از ابوسلمه یاد کرده‌اند. آنان مراد از آیه {فَأَمَّا مَن أُوتِی کتَابَهُ بِیمِینِهِ...} (سوره حاقّه، آیه ۱۹)، [۴۶] {... أَم مَّن یأْتِی ءامِنًا یومَ القِیامَةِ} (سوره فصّلت،آیه ۴۰)[۴۷] و {وَ الَّذِینَ آتَیناهُمُ الکتابَ} (سوره اَنعام، آیه ۱۱۴) را ابوسلمه و بعضی دیگر از صحابه دانسته‌اند.[۴۸]
همچنین گفته‌اند در آیه {مَنِ اهتَدی فَإِنَّما یهتَدِی لِنَفسِهِ وَ مَن ضَلَّ فَإِنَّما یضِلُّ عَلَیها} (سوره اِسراء، آیه ۱۵)، مراد از هدایت شدهْ أبوسلمه و مراد از گمراه‌شده، ولید بن مُغَیره مخزومی است.[۴۹] در تفسیر آیه ۵۴ سوره انعام (فَقُل سَلامٌ عَلَیکم...) هم ابوسلمه از جمله افرادی است که از آنها یاد شده است. بر پایه گزارشی، پیامبر(ص) پس از نزول این آیه هرگاه ایشان را می‌دید، در سلام‌کردن بر ایشان پیشی می‌گرفت.[۵۰]

روایت حدیث[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ابوسلمه راوی حدیث رسول خدا(ص) بود. از جمله احادیث او این است که کسی که هنگام رسیدن مصیبت، کلمه استرجاع را بر زبان آورد، خداوند جایگزینی شایسته برای او در دنیا قرار می‌دهد.[۵۱] وی در جریان معجزه شَقًّ القَمَر از گواهان پیامبر بود.[۵۲]

فرزندان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

از ابوسلمه چهار فرزند به نام‌های سَلَمه،[۵۳] عمر،[۵۴] زینب (برّه)[۵۵] و دُرّه[۵۶] بر جای ماندند که پس از شهادت ابوسلمه تحت حمایت پیامبر قرار گرفتند. سلمة بزرگ‌تر از عمر بود[۵۷] و در حبشه تولد یافت.[۵۸] پیامبر(ص) امامه دختر حمزه را به عقد او در آورد؛[۵۹] اما وی پیش از زفاف درگذشت و کسی از نسل او نماند.[۶۰]
عمر یا عمرو، دیگر فرزند ابوسلمه، در سال دوم هجری زاده شد.[۶۱] وی از راویان حدیث پیامبر بود.[۶۲] از جمله روایات او حدیث کساء،[۶۳] حدیث غدیر[۶۴] و حدیث ائمه اِثناعَشِر است.[۶۵] او در جنگ جمل حضور داشت.[۶۶] سپس از سوی امام علی(ع) به ولایت بحرین[۶۷] و در گزارشی فارس[۶۸] منصوب شد.
پیش از نبرد صِفّین، امام علی در نامه‌ای وی را به شرکت در صفین فراخواند و او را به عنوان کسی که پشتش به وی گرم است، ستود و ضمن اظهار رضایت از او، حکمرانی بحرین را به دیگری سپرد.[۶۹] او از گواهان صلح امام حسن(ع) با معاویه بود.[۷۰] وی در سال ۸۳ق در مدینه درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد.[۷۱] نسل ابوسلمه از طریق او ادامه یافت.[۷۲]
زینب دختر ابوسلمه در حبشه زاده شد.[۷۳] برپایه گزارشی، پیامبر(ص) وی را زینب نامید.[۷۴] دو تن از پسران او در سال ۶۴ق در واقعه حَرّه کشته شدند.[۷۵] زینب راوی حدیث پیامبر(ص) از طریق برخی از همسران وی[۷۶] بود. از او با تعبیر فقیه‌ترین زنان روزگار خود یاد شده است.[۷۷] وی در سال ۷۴ق درگذشت[۷۸] و در بقیع به خاک سپرده شد.[۷۹] دختر دیگر ابوسلمه، دُرّه نام داشت که در منابع، گزارشی از او در دست نیست.[۸۰]

پیوند به بیرون[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. الطبقات، ج۳، ص۱۸۰؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶؛ الاستیعاب، ج۴، ص۱۶۸۲.
  2. السیرة النبویه، ج۱، ص۳۶۹؛ الطبقات، ج۳، ص۱۸۰؛ معجم الصحابه، ج۲، ص۶۷.
  3. السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۶؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶؛ اسد الغابه، ج۵، ص۱۵۲.
  4. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ الانساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۵۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۳.
  5. السیرة النبویه، ج۲، ص۹۶؛ معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۴.
  6. فتوح البلدان، ص۴۵۳.
  7. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ الاصابه، ج۳، ص۴۷۵.
  8. الاستیعاب، ج۳، ص۹۴۰؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
  9. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
  10. انساب الاشراف، ج۲، ص۶۲؛ بهجة المحافل، ج۱، ص۹۵.
  11. السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۲؛ الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ تاریخ الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.
  12. السیرة النبویه، ج۱، ص۳۶۷.
  13. السیرة النبویه، ج۲، ص۳۶۷؛ البدایة و النهایه، ج۳، ص۹۳.
  14. السیرة النبویه، ج۱، ص۳۷۱؛ تاریخ دمشق، ج۷۶، ص۱۶۹؛ اسد الغابه, ج۳, ص۱۹۱.
  15. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶؛ سبل الهدی، ج۱۱، ص۱۸۷.
  16. الطبقات، ج۱، ص۱۷۵؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶.
  17. تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۹؛ تاریخ الاسلام، ج۱، ص۳۱۲؛ فتح الباری، ج۷، ص۲۰۴.
  18. معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۴؛ الاصابه، ج۳، ص۴۷۵.
  19. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
  20. السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۹؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۴؛ تاریخ الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.
  21. السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۹.
  22. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۷۱.
  23. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۸.
  24. الطبقات، ج۳، ص۱۸۲.
  25. الطبقات، ج۳، ص۱۸۲.
  26. انساب الاشراف، ج۱، ص۳۴۱؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۰۸؛ الاستیعاب، ج۳، ص۹۴۰.
  27. امتاع الاسماع، ج۹، ص۲۲۷.
  28. المغازی، ج۱، ص۱۵۵؛ تاریخ الاسلام، ج۲، ص۱۲۴.
  29. المغازی، ج۱، ص۳۴۰-۳۴۱؛ دلائل النبوه، ج۳، ص۳۲۰.
  30. المغازی، ج۱، ص۳۴۰.
  31. المغازی، ج۱، ص۳.
  32. المغازی، ج۱، ص۳۴۲؛ معجم البلدان، ج۴، ص۳۷۴.
  33. معجم البلدان، ج۴، ص۳۷۴؛ المعالم الاثیره، ص۲۲۷.
  34. المغازی، ج۱، ص۳۴۱؛ دلائل النبوه، ج۳، ص۳۲۰.
  35. دلائل النبوه، ج۳، ص۳۱۹-۳۲۰.
  36. معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۵؛ ذخائر العقبی، ص۲۵۳.
  37. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۲.
  38. المغازی، ج۱، ص۳۰۰.
  39. الطبقات، ج۳، ص۱۸۲.
  40. الاستیعاب، ج۳، ص۹۴۰؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۲.
  41. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۲؛ الاصابه، ج۴، ص۱۳۱.
  42. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱-۱۹۲.
  43. الاستیعاب، ج۳، ص۹۴۰؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱-۱۹۲.
  44. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۴؛ حیاة النبی، ج۳، ص۲۳۱.
  45. مسند احمد، ج۶، ص۲۹۷؛ صحیح مسلم، ج۳، ص۳۸؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۲.
  46. تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۴۹۱؛ معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۶؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
  47. فتح القدیر، ج۴، ص۵۹۴-۵۹۵.
  48. کشف الاسرار، ج۳، ص۴۶۴.
  49. المحرر الوجیز، ج۳، ص۴۴۳.
  50. کشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۵؛ روض الجنان، ج۷، ص۳۰۴.
  51. المحبّر، ص۸۴؛ الجرح و التعدیل، ج۵، ص۱۰۷؛ معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۶۹۵.
  52. الدر المنثور، ج۶، ص۱۳۳؛ روح المعانی، ج۱۴، ص۷۴.
  53. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ الاستیعاب، ج۲، ص۶۴۱.
  54. معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۴؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
  55. السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۶؛ الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶.
  56. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۴.
  57. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۶۰؛ الاستیعاب، ج۲، ص۶۴۱.
  58. السنن الکبری، ج۷، ص۷۱.
  59. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۴؛ تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۳۶۱؛ امتاع الاسماع، ج۶، ص۲۹۸.
  60. الطبقات، ج۳، ص۸؛ المحبّر، ص۶۴؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۷.
  61. امتاع الاسماع، ج۶، ص۲۹۸؛ الاصابه، ج۴، ص۴۸۷.
  62. المحبّر، ص۲۹۳؛ تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۶۰؛ الاصابه، ج۴، ص۴۸۷.
  63. اسد الغابه، ج۱، ص۴۹۰؛ امتاع الاسماع، ج۵، ص۳۸۳؛ سبل الهدی، ج۱۱، ص۴۴۴.
  64. مناقب، ج۲، ص۲۲۸.
  65. الخصال، ص۴۷۷، ح۴۱.
  66. المحبّر، ص۲۹۳؛ الطبقات، خامسه۲، ص۱۶۸؛ تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۶۰.
  67. جمهرة انساب العرب، ص۱۴۴؛ اسد الغابه، ج۳، ص۶۸۰.
  68. الطبقات، خامسه۲، ص۱۶۸؛ المحبّر، ص۲۹۳؛ تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۶۰.
  69. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰۱؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۸۶.
  70. مناقب، ج۳، ص۱۹۶.
  71. الطبقات، خامسه۲، ص۱۶۸؛ تاریخ الاسلام، ج۶، ص۱۶۰.
  72. الطبقات، خامسه۲، ص۱۶۶؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۴۴.
  73. السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۶؛ الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶.
  74. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۵۵؛ امتاع الاسماع، ج۶، ص۳۰۰.
  75. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۵۵؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۳۲؛ امتاع الاسماع، ج۶، ص۳۰۰.
  76. تاریخ الاسلام، ج۵، ص۴۰۶؛ الاصابه، ج۸، ص۱۵۹.
  77. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۵۵؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۳۲.
  78. تاریخ الاسلام، ج۵، ص۴۰۶.
  79. الطبقات، ج۸، ص۳۳۷.
  80. جمهرة انساب العرب، ص۱۴۴.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

Links.pngمنبع اصلی مقاله: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل ابوسلمة بن عبدالاسد مخزومی.
  • الاستیعاب: ابن عبدالبر (م.۴۶۳ق.)، به کوشش البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق؛
  • اسد الغابه: ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م.۶۳۰ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق؛
  • الاصابه: ابن حجر العسقلانی (م.۸۵۲ق.)، به کوشش علی محمد و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق؛
  • متاع الاسماع: المقریزی (م.۸۴۵ق.)، به کوشش محمد عبدالحمید، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۰ق؛
  • انساب الاشراف: البلاذری (م.۲۷۹ق.)، به کوشش زکار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق؛
  • بحرالعلوم: السمرقندی (م.۳۷۵ق.)، به کوشش عمر بن غرامه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۶ق؛
  • البدایة و النهایه: ابن کثیر (م.۷۷۴ق.)، بیروت، مکتبة المعارف؛
  • بهجة المحافل و بغیة الاماثل: یحیی بن ابی‌بکر العامری (م.۸۹۳ق.)، بیروت، دار صادر؛
  • تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر: الذهبی (م.۷۴۸ق.)، به کوشش عمر عبدالسلام، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۰ق؛
  • تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک): الطبری (م.۳۱۰ق.)، به کوشش محمد ابوالفضل، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
  • تاریخ الیعقوبی: احمد بن یعقوب (م.۲۹۲ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق؛
  • تاریخ مدینة دمشق: ابن عساکر (م.۵۷۱ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛
  • تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن): القرطبی (م.۶۷۱ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق؛
  • الجرح و التعدیل: ابن ابی‌حاتم الرازی (م.۳۲۷ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۳۷۲ق؛
  • جمهرة انساب العرب: ابن حزم (م.۴۵۶ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق؛
  • حیاة النبی(ص) و سیرته: محمد قوام وشنوه‌ای، قم، اسوه، ۱۴۲۴ق؛
  • الخصال: الصدوق (م.۳۸۱ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۶ق؛
  • الدر المنثور: السیوطی (م.۹۱۱ق.)، بیروت، دار المعرفه، ۱۳۶۵ق؛
  • دلائل النبوه: البیهقی (م.۴۵۸ق.)، به کوشش عبدالمعطی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۵ق؛
  • ذخائر العقبی: احمد بن عبدالله الطبری (م.۶۹۴ق.)، بیروت، دار المعرفه، ۱۹۷۴م؛
  • روح المعانی: الآلوسی (م.۱۲۷۰ق.)، به کوشش علی عبدالباری، بیروت، ۱۴۱۵ق؛
  • روض الجنان: ابوالفتوح رازی (م.۵۵۴ق.)، به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش؛
  • سبل الهدی: محمد بن یوسف الصالحی (م.۹۴۲ق.)، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۴ق؛
  • السنن الکبری: البیهقی (م.۴۵۸ق.)، بیروت، دار الفکر؛
  • السیرة النبویه: ابن هشام (م.۸-۲۱۳ق.)، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، المکتبة العلمیه؛
  • صحیح مسلم: مسلم (م.۲۶۱ق.)، بیروت، دار الفکر؛
  • الطبقات الکبری: ابن سعد (م.۲۳۰ق.)، به کوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق؛
  • فتح الباری: ابن حجر العسقلانی (م.۸۵۲ق.)، بیروت، دار المعرفه؛
  • فتح القدیر: الشوکانی (م.۱۲۵۰ق.)، بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۱۴ق؛
  • فتوح البلدان: البلاذری (م.۲۷۹ق.)، بیروت، دار الهلال، ۱۹۸۸م؛
  • کشف الاسرار: میبدی (م.۵۲۰ق.)، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ش؛
  • المحبّر: ابن حبیب (م.۲۴۵ق.)، به کوشش ایلزه لیختن شتیتر، بیروت، دار الآفاق الجدیده؛
  • المحرر الوجیز: ابن عطیة الاندلسی (م.۵۴۶ق.)، به کوشش عبدالسلام، لبنان، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۳ق؛
  • مسند احمد: احمد بن حنبل (م.۲۴۱ق.)، بیروت، دار صادر؛
  • المعالم الاثیره: محمد محمد حسن شراب، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۱ق؛
  • معجم البلدان: یاقوت الحموی (م.۶۲۶ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵م؛
  • معجم الصحابه: عبدالباقی بن قانع (م.۳۵۱ق.)، به کوشش صلاح بن سالم، مکتبة الغرباء الاثریه، ۱۴۱۸ق؛
  • معرفة الصحابه: ابونعیم الاصفهانی (م.۴۳۰ق.)، به کوشش العزازی، ریاض، دار الوطن، ۱۴۱۹ق؛
  • المغازی: الواقدی (م.۲۰۷ق.)، به کوشش مارسدن جونس، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۹ق؛
  • مناقب آل‌ ابی‌طالب: ابن شهر آشوب (م.۵۸۸ق.)، به کوشش گروهی از اساتید، نجف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۷۶ق.