در حال ویرایش کاربر:Kamran/صفحه تمرین۱
این ویرایش را میتوان خنثی کرد. لطفاً تفاوت زیر را بررسی کنید تا تأیید کنید که این چیزی است که میخواهید انجام دهید، سپس تغییرات زیر را ذخیره کنید تا خنثیسازی ویرایش را به پایان ببرید.
| نسخهٔ فعلی | متن شما | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
== رونق اقتصادی == | == رونق اقتصادی == | ||
در کنار تأثیرات اجتماعی و سیاسی، برخی پژوهشگران به ابعاد اقتصادی حج نیز پرداختهاند. بر این موضوع تأ کید دارد که حج میتواند منبعی برای تقویت اقتصاد کشورهای اسلامی باشد. این تأثیرات اقتصادی میتواند به تقویت زیرساختهای اجتماعی و بهبود وضعیت معیشتی مسلمانان در کشورهای مختلف کمک کند. )رحیمی، ،1396 ص39-36(. | در کنار تأثیرات اجتماعی و سیاسی، برخی پژوهشگران به ابعاد اقتصادی حج نیز پرداختهاند. بر این موضوع تأ کید دارد که حج میتواند منبعی برای تقویت اقتصاد کشورهای اسلامی باشد. این تأثیرات اقتصادی میتواند به تقویت زیرساختهای اجتماعی و بهبود وضعیت معیشتی مسلمانان در کشورهای مختلف کمک کند. )رحیمی، ،1396 ص39-36(. | ||
واژه «احصار» از ریشه «ح صر» به معنای بازداشتن، تنگ گرفتن و احاطه کردن<ref>النهایه، ج۱، ص۳۹۵؛ لسان العرب، ج۴، ص۱۹۵، «حصر».</ref> و «صدّ» از ریشه «ص د د» به معنای بازداشتن و روی گرداندن برگرفته شده است.<ref>العین، ج۷، ص۸۰؛ الصحاح، ج۲، ص۴۹۵؛ النهایه، ج۳، ص۱۵.</ref> در لغت، احصار به بازداشتگی ناشی از بیماری گفته میشود.<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۴؛ معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۷۲، «حصر».</ref> احصار در فقه امامی، عبارت است از بیمار شدن احرامگزار هنگام مناسک حج یا عمره؛ به گونهای که از اتمام آن ناتوان گردد.<ref>المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۳۲؛ المهذب، ج۱، ص۲۷۰؛ السرائر، ج۱، ص۶۳۸.</ref> برخی فقیهان متأخر، مجروح یا شکستهاستخوان را در حکم محصور یا ملحق بدان میدانند.<ref>مناسک حج، امام خمینی، ص۵۰۶؛ المعتمد، ج۵، ص۴۴۹، «کتاب الحج»؛ کتاب الحج، فاضل، ج۵، ص۴۷۶.</ref> «صدّ» یعنی بازدارندگی دشمن از ورود احرامگزار به مکه، در عمره یا حج و یا جلوگیری از وقوف وی در مشعر و عرفات، در حج.<ref>المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۳۲؛ المهذب، ج۱، ص۲۷۰؛ السرائر، ج۱، ص۶۴۱.</ref> مهمترین خاستگاه این دو تعریف در فقه امامی، حدیثهای امامان: است؛ از جمله روایت معاویة بن عمار از امام صادق۷ که به این دو تعریف و تغایر میان مفهوم آن دو تصریح کرده است: «المحصور غیر المصدود؛ المحصور هو المریض و المصدود هو الذی یرده المشرکون کما ردوا رسول الله۹ وأصحابه»<ref>الکافی، ج۴، ص۳۶۹؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۱۴؛ تهذیب، ج۵، ص۴۲۳.</ref>؛ محصور جز مصدود است. محصور کسی است که بیمار شود؛ ولی مصدود آن است که مشرکان مانع انجام حج یا عمره او گردند؛ چنانکه مانع انجام مناسک پیامبر۹ و اصحاب ایشان شدند. | |||
از دیگر آثاری که عیاشی از آن گزارش میدهد، چاهی منسوب به امام سجاد(ع) است که گفته میشود [[امام باقر(ع)]]، در دوران کودکی درون آن افتاده<ref>وفاء الوفاء، ج۳، ص۳۰۶.</ref> و یکی از فرقههای شیعه به نام [[ناووسیه]] که به مهدویت امام صادق(ع) معتقد بودهاند،<ref>الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶.</ref> ورود امام صادق(ع) به این چاه را سرآغاز غیبت ایشان دانستهاند.<ref>المدینة المنوره، ص۹۵.</ref> این چاه که زائران به آن تبرک میجسته و از آب آن برای [[شفا]] یافتن بهره میبردهاند،<ref>وفاء الوفاء، ج۳، ص۳۰۶.</ref> میان در اول و میانی این آرامگاه قرار داشته است.<ref>التعریف بما آنست الهجره، ص۱۲۱.</ref> | |||
راه فرع | |||
راه فرع یکی از دو راهی است که در سده های اخیر مسیر سفر از مکه به مدینه بوده است. راه دیگر را راه سلطانی می نامیدند. این دو را در نزدیکی مدینه در مسجد شجره به هم می رسیدند.<ref>دلیل الحج، ص 166</ref> | |||
منازل راه فرع چنین بود: وادی فاطمه، بئر عسفان، قضیمه، رابغ، بئر رضوان، ام الضباع، ریّان، سمت الاَبیَض، بئر العذب، بئر الماشی و مسجد شجره(سفرنامه مکه حسام السلطنه ص 132) در سال 1297 که حسام السلطنه از مکه به مدینه حرکت می کند کاروان ها از راه فرع حرککت می کنند که طول مسیر ده روز بوده است. (ص132) او گزارش کاملی از مسیر سفرش در سفرنامه آورده است. | |||
همین راه فرع را با عنوان راه فرعی محمد صادق پاشا در دلیل الحج للوارد الی مکه و المدینه من کل فج توضیح داده است. (ص160 ) | |||
برخی منابع راه فرع را راهی از رابغ به مدینه معرفی کرده اند. ایوب صبری پاشا مراحل این راه را از رابغ به مدینه اینچنین نام برده است: بئر رضوان، به فاصله سیزده ساعت از رابغ، روستای ابو ضیاعة، دوازده ساعت بعد از بئر رضوان، روستای ریان، ده ساعت بعد از ابوضیاعة، صمد، هشت ساعت بعد از ابوضیاعة، مجز، بئر ماشی، دوازده ساعت بعد از مجز، بئر ماشی تا مدینه نیز دوازده ساعت راه است. <ref>موسوعة مرآة الحرمين الشريفين و جزيرة العرب، ج5، ص 159-160</ref> | |||
نام این راه از مکانی گرفته شده که در این راه قرار داشت. فُرع نام مکان بزرگی بوده از اعمال مدینه. صفراء جزو فرع به شمار میآمده است. گفته شده که مسجد البرود که پیامبر در مکان آن نماز خوانده است در فرع قرار داشت.<ref>معجم ما استعجم، ج3، 1020</ref> ایوب صبری پاشا از مسجد فرع در راه مکه به مدینه یاد کرده است که در منطقه فرع قرار داشته است.<ref>موسوعه مراه الحرمین، ج4، ص 822</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
| خط ۸۱: | خط ۱۰۵: | ||
این کتاب به همت پژوهشکده حج و زیارت و به قلم احمد خامهیار در سال 1403 توسط نشر مشعر در 500 نسخه منتشر شده است. کتاب 199 صفحه دارد و در قطع رحلی و به صورت تمام رنگی منتشر شده است و شامل بیش از صد تصویر رنگی از نگارههای بقیع و تصاویر قدیمی مدینه است. | این کتاب به همت پژوهشکده حج و زیارت و به قلم احمد خامهیار در سال 1403 توسط نشر مشعر در 500 نسخه منتشر شده است. کتاب 199 صفحه دارد و در قطع رحلی و به صورت تمام رنگی منتشر شده است و شامل بیش از صد تصویر رنگی از نگارههای بقیع و تصاویر قدیمی مدینه است. | ||
== | جمال الدین مطری | ||
==نام== | |||
نام کاملش محمد بن احمد بن محمد المطری بود. با لقبهای جمالالدین و جمال المطری شناخته میشود. همچنین او را با شناسههای انصاری، سعدی، عبادی و مدنی هم یاد کردهاند. | |||
==زندگی== | |||
پدر بزرگش در طور سیناء زندگی میکرد و از آنجا به شهر مَطَریه در مصر هجرت کرد. پدرش احمد از مطریه به مدینه آمد و در مدینه او را به مَطَری میشناختند<ref>التحفه اللطیفه، ج۱، ۱۰۷</ref> | |||
= | جمالالدین در سال ۶۷۱ یا به قولی 673 قمری در مدینه به دنیا آمد. <ref>التحفه اللطیفه، ج۲، ص413</ref> (برخی نیز تاریخ تولد او را ۶۷۶ دانستهاند. الدرر الکامنه ابن حجر) | ||
پدرش احمد از موذنان مسجدالنبی بود.<ref>التحفه اللطیفه، ج۱، ص۲۷</ref> جمالالدین مطری از موذنان بزرگ مسجد نبوی بود. (الدرر الکامنه) | |||
==استادان == | |||
== | فهرستی از استادان او در مدینه به شرح زیر است: | ||
او | ابی الیمن ابن عساکر (م686ق) نویسنده کتاب تحفه الزائر | ||
شرف الدین دمیاتی (۷۰۵ق.)، استاد حدیث، | |||
علی بن احمد العراقی (م. ۷۰۴) که در اسکندریه او را دید | |||
الشهاب احمد بن اسحاق ابرقوهی(م ۷۰۱) | |||
پس از | محمد بن القطب العسقلانی (۷۰۴) | ||
==مناصب== | |||
او را نایب قاضی شرف الدین الامیوطی دانسته اند.<ref>التحفه اللطیفه، ج۲، ص۴۱۴</ref> | |||
او از [[مؤذنان مسجد نبوی]] بود و به صدای خوش شهرت داشت و پس از پدرش ریاست مؤذنان [[مسجد نبوی]] را برعهده گرفت. هنگامی که به سال 726ق.<ref>سفرنامه ابن بطوطة، ص17، «مقدمه» </ref><ref>مدینهشناسی، ص183</ref> [[ابن بطوطة]] به مدینه سفر کرد، ریاست مؤذنان حرم با او بود.<ref>رحلة ابن بطوطة، ج1، ص357</ref> [[عبدالله بن فرحون]]، دانشور معاصر محمد مطری، در کتاب خود به نیکی از او یاد کرده است.<ref>نصیحة المشاور، ص28</ref> وي به سال 741ق. در مدینه درگذشت و در [[قبرستان بقیع]] به خاک سپرده شد.<ref>التحفة اللطیفة، ج5، ص538-542</ref> | |||
==سفرها== | |||
او به مکه برای حجگزاری سفر کرد. افزون بر آن در سالهای ۶۹۶ و ۷۲۷ به طائف رفت. او در سال ۶۹۷ و ۷۲۷ به اسکندریه سفر کرد. (مقدمه التعریف، ص ۱۸) | |||
منابع کتاب دیگری برای او یاد نکردهاند. (مقدمه التعریف ص ۱۹) | |||
== | |||