ایران و عربستان در دوره اسلامی: تفاوت میان نسخهها
Gholampour (بحث | مشارکتها) |
Gholampour (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
از نخستین سدههای اسلامی، [[ایران|ایرانیان]] نقش پررنگی در [[حجاز]] داشتند. [[هیثم بن معاویه عتکی خراسانی|هیثم بن معاویه عتکی]]، امیری [[خراسان|خراسانی]]، نخستین ایرانی بود که در سال ۱۴۱ قمری به | از نخستین سدههای اسلامی، [[ایران|ایرانیان]] نقش پررنگی در [[حجاز]] داشتند. [[هیثم بن معاویه عتکی خراسانی|هیثم بن معاویه عتکی]]، امیری [[خراسان|خراسانی]]، نخستین ایرانی بود که در سال ۱۴۱ قمری به امارت مکه رسید. پس از او، [[طاهریان|خاندانهای طاهریان]]، [[صفاریان]] و [[ابوساجیان]] نیز بر بخشهایی از حجاز حکم راندند. در قرون بعد، حکومتهای نیرومند ایرانی مانند [[آل بویه|آلبویه]]، [[سلجوقیان]] و [[ایلخانیان|ایلخانان]] برای نفوذ بر [[حرمین]] با قدرتهای [[مصر]] و [[فاطمیان]] رقابت میکردند. نماد این رقابت، ذکر نام حاکم در [[خطبه مکه|خطبههای مکه]] و فرستادن [[محمل حج|محمل]] (کاروان رسمی حج) بود. | ||
در دوران معاصر، روابط ایران با حجاز فرازونشیبهای زیادی داشت. [[تخریب قبور بقیع]] در [[پهلوی|دوره پهلوی]] و اعدام [[اعدام ابوطالب یزدی|ابوطالب یزدی]] در سال ۱۳۲۲ش، دو بار به قطع روابط انجامید. پس از [[انقلاب اسلامی ایران]]، [[برائت از مشرکان|مراسم «برائت از مشرکان»]] در [[مکه]] به درگیری خونین با پلیس عربستان انجامید ([[سال ۱۳۶۶ هجری شمسی|۱۳۶۶ش]]) که به [[شهادت]] حدود ۴۰۰ حاجی و قطع سهساله روابط انجامید. از [[سال ۱۳۷۰ هجری شمسی|سال ۱۳۷۰ش]] [[حج]] از سر گرفته شد و مراسم برائت در [[منا]] برگزار میشود. | در دوران معاصر، روابط ایران با حجاز فرازونشیبهای زیادی داشت. [[تخریب قبور بقیع]] در [[پهلوی|دوره پهلوی]] و اعدام [[اعدام ابوطالب یزدی|ابوطالب یزدی]] در سال ۱۳۲۲ش، دو بار به قطع روابط انجامید. پس از [[انقلاب اسلامی ایران]]، [[برائت از مشرکان|مراسم «برائت از مشرکان»]] در [[مکه]] به درگیری خونین با پلیس عربستان انجامید ([[سال ۱۳۶۶ هجری شمسی|۱۳۶۶ش]]) که به [[شهادت]] حدود ۴۰۰ حاجی و قطع سهساله روابط انجامید. از [[سال ۱۳۷۰ هجری شمسی|سال ۱۳۷۰ش]] [[حج]] از سر گرفته شد و مراسم برائت در [[منا]] برگزار میشود. | ||
== امارت و صدارت ایرانیان در حجاز == | == امارت و صدارت ایرانیان در حجاز == | ||
از نخستین سدههای اسلامی، [[ایران|ایرانیانی]] به امارت [[حجاز|منطقه حجاز]] رسیدند. [[هیثم بن معاویه عتکی خراسانی|هیثم بن معاویه عتکی]] (م. ۱۵۶ق) از | از نخستین سدههای اسلامی، [[ایران|ایرانیانی]] به امارت [[حجاز|منطقه حجاز]] رسیدند. [[هیثم بن معاویه عتکی خراسانی|هیثم بن معاویه عتکی]] (م. ۱۵۶ق) از خراسان، نخستین ایرانی امیر مکه و طائف به سال ۱۴۱ق بود.<ref>تاریخ طبری، ج7، ص511؛ الکامل، ج5، ص507.</ref> [[حسن بن سهل]]، وزیر مأمون، دومین ایرانی است که ولایت غیرمستقیم [[مکه]] و [[مدینه]] را بر عهده داشت.<ref>تاریخ طبری، ج8، ص527؛ تاریخ امراء المدینة المنوره، ص160؛ العقد الثمین، ج1، ص169؛ شفاء الغرام، ج1، ص316.</ref> همچنین برخی از [[طاهریان|خاندان طاهریان]] (۲۰۵–۲۷۸ق) و [[صفاریان]] (۲۴۷–۳۹۳ق) مدتی بر مکه حکم راندند. به عنوان نمونه به سال ۲۴۸ق. [[خلیفه مستعین عباسی|مستعین عباسی]] (حک: ۲۴۸–۲۵۲ق) اداره امور [[حرمین]] را به [[محمد بن عبدالله بن طاهر]] (م. ۲۴۸ق) واگذار کرد.<ref>تاریخ طبری، ج9، ص221، 258؛ المنتظم، ج11، ص341؛ العقد الثمین، ج1، ص169.</ref> | ||
خاندان ابوساج از دیگر ایرانیان صاحبنفوذ در حجاز بودند. [[ابوساج]] در ۲۴۲ق از سوی [[خلیفه متوکل عباسی|خلیفه متوکل]] به راهداری مکه گماشته شد؛<ref>تاریخ طبری، ج9، ص210، 353.</ref> ولی همکاری او با [[یعقوب بن لیث صفاری|یعقوب لیث صفاری]] (حک: ۲۴۷–۲۶۵ق) باعث غضب [[خلیفه مقتدر عباسی]] (حک: ۲۹۵–۳۲۰ق) گردید.<ref>تاریخ طبری، ج9، ص516، 519.</ref> پس از مرگ یعقوب و بهبود روابط خلیفه با [[عمرو بن لیث صفاری]]، اداره حرمین به عمرو واگذار شد و او در ۲۶۶ق [[ابوالمسافر محمد بن ابوساج|محمد پسر ابوساج]] را به ولایت مکه گماشت.<ref>نک: تاریخ طبری، ج9، ص549، 553؛ الکامل، ج6، ص333؛ تاریخ سیستان، ص234.</ref> سرانجام نفوذ [[صفاریان]] بر مکه با برکناری عمرو از خراسان در ۲۷۱ق پایان یافت.<ref>تاریخ طبری، ج10، ص7؛ الکامل، ج7، ص413-414.</ref> | خاندان ابوساج از دیگر ایرانیان صاحبنفوذ در حجاز بودند. [[ابوساج]] در ۲۴۲ق از سوی [[خلیفه متوکل عباسی|خلیفه متوکل]] به راهداری مکه گماشته شد؛<ref>تاریخ طبری، ج9، ص210، 353.</ref> ولی همکاری او با [[یعقوب بن لیث صفاری|یعقوب لیث صفاری]] (حک: ۲۴۷–۲۶۵ق) باعث غضب [[خلیفه مقتدر عباسی]] (حک: ۲۹۵–۳۲۰ق) گردید.<ref>تاریخ طبری، ج9، ص516، 519.</ref> پس از مرگ یعقوب و بهبود روابط خلیفه با [[عمرو بن لیث صفاری]]، اداره حرمین به عمرو واگذار شد و او در ۲۶۶ق [[ابوالمسافر محمد بن ابوساج|محمد پسر ابوساج]] را به ولایت مکه گماشت.<ref>نک: تاریخ طبری، ج9، ص549، 553؛ الکامل، ج6، ص333؛ تاریخ سیستان، ص234.</ref> سرانجام نفوذ [[صفاریان]] بر مکه با برکناری عمرو از خراسان در ۲۷۱ق پایان یافت.<ref>تاریخ طبری، ج10، ص7؛ الکامل، ج7، ص413-414.</ref> | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
=== نیمه اول قرن هشتم قمری: احیای نقش ایران پس از مغول=== | === نیمه اول قرن هشتم قمری: احیای نقش ایران پس از مغول=== | ||
در [[دوره ایلخانان]] [[سلطان محمد خدابنده|اولجایتو معروف به خدابنده]] (۷۰۳–۷۱۶ق) و پسرش [[ابوسعید بهادر خان|ابوسعید]] (۷۱۶-۷۳۶ق)، نقش سیاسی [[ایران]] در مکه از سر گرفته شد، هرچند قدرت اصلی با [[مملوکان مصر]] بود. [[سلطان محمد خدابنده|اولجایتو]] برای حمایت از [[حمیضة بن ابی نمیة|حمیضه]]، [[امیر مکه]] که با برادران خود برای امارت مکه اختلاف داشت، سپاهی فرستاد و رقابت دیرینه شرق و غرب [[جهان اسلام]] برای صدارت [[حجاز]] را احیا کرد.<ref>تاریخ ابی الفداء، ج2، ص425؛ اتحاف الوری، ج3، ص156-157؛ العقد الثمین، ج4، ص240-241؛ تاریخ اولجایتو، ص199-200.</ref> منابع درباره موفقیت این سپاه متفاوت گزارش دادهاند.<ref>البدایة و النهایه، ج14، ص76، 78؛ تاریخ اولجایتو، ص200؛ تاریخ ابی الفداء، ج2، ص426؛ اتحاف الوری، ج3، ص156.</ref> پس از مرگ اولجایتو، ابوسعید با [[مصر]] روابط دوستانه برقرار کرد و عهدنامههایی برای همکاری در زمینه [[حج]] و تأمین امنیت [[حاجی|حاجیان]] بین دو طرف ایران و مصر، امضا شد.<ref>تاریخ ابی الفداء، ج3، ص446؛ تاریخ مغول، ص347.</ref> ابوسعید به امور حج توجه داشت؛ از جمله آراستن [[محمل عراق]] و فرستادن فیل به حجاز.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص167، 171؛ شفاء الغرام، ج2، ص416؛ تاریخ مکه، ص269.</ref> سرانجام در سال ۷۲۰ق، نام ابوسعید پس از سلطان مصر در خطبه مکه خوانده شد.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص171.</ref> | در [[ایلخانیان|دوره ایلخانان]] [[سلطان محمد خدابنده|اولجایتو معروف به خدابنده]] (۷۰۳–۷۱۶ق) و پسرش [[ابوسعید بهادر خان|ابوسعید]] (۷۱۶-۷۳۶ق)، نقش سیاسی [[ایران]] در مکه از سر گرفته شد، هرچند قدرت اصلی با [[مملوکان مصر]] بود. [[سلطان محمد خدابنده|اولجایتو]] برای حمایت از [[حمیضة بن ابی نمیة|حمیضه]]، [[امیر مکه]] که با برادران خود برای امارت مکه اختلاف داشت، سپاهی فرستاد و رقابت دیرینه شرق و غرب [[جهان اسلام]] برای صدارت [[حجاز]] را احیا کرد.<ref>تاریخ ابی الفداء، ج2، ص425؛ اتحاف الوری، ج3، ص156-157؛ العقد الثمین، ج4، ص240-241؛ تاریخ اولجایتو، ص199-200.</ref> منابع درباره موفقیت این سپاه متفاوت گزارش دادهاند.<ref>البدایة و النهایه، ج14، ص76، 78؛ تاریخ اولجایتو، ص200؛ تاریخ ابی الفداء، ج2، ص426؛ اتحاف الوری، ج3، ص156.</ref> پس از مرگ اولجایتو، ابوسعید با [[مصر]] روابط دوستانه برقرار کرد و عهدنامههایی برای همکاری در زمینه [[حج]] و تأمین امنیت [[حاجی|حاجیان]] بین دو طرف ایران و مصر، امضا شد.<ref>تاریخ ابی الفداء، ج3، ص446؛ تاریخ مغول، ص347.</ref> ابوسعید به امور حج توجه داشت؛ از جمله آراستن [[محمل عراق]] و فرستادن فیل به حجاز.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص167، 171؛ شفاء الغرام، ج2، ص416؛ تاریخ مکه، ص269.</ref> سرانجام در سال ۷۲۰ق، نام ابوسعید پس از سلطان مصر در خطبه مکه خوانده شد.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص171.</ref> | ||
=== قرن هشتم و نهم قمری: رقابت محمل عراقی با مصری === | === قرن هشتم و نهم قمری: رقابت محمل عراقی با مصری === | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== از صفویه تا قاجار؛ ارتباط با اشراف و مذاکرات نافرجام == | == از صفویه تا قاجار؛ ارتباط با اشراف و مذاکرات نافرجام == | ||
=== | === قرن دهم و یازدهم قمری: دوران صفویه === | ||
درباره روابط [[صفویان|حکومت صفوی]] با حاکمان مکه گزارشهای متفاوتی وجود دارد؛ از جمله جشن شریف مکه به مناسبت پیروزی [[حکومت عثمانی|عثمانی]] بر [[شاه تهماسب]].<ref>نیل المنی، ج2، ص582، 609.</ref> در مقابل، نشانههایی از ارتباط خوب با اشراف مکه نیز هست؛ مانند نامه [[شاه عباس دوم صفوی|شاه عباس دوم]] به [[شریف مکه]]<ref>مقالات تاریخی، دفتر11، ص70-71.</ref> و پذیرایی از بزرگان صفوی در [[مکه]].<ref>منائح الکرم، ج5، ص255-256.</ref> روابط صفوی با | درباره روابط [[صفویان|حکومت صفوی]] با حاکمان مکه گزارشهای متفاوتی وجود دارد؛ از جمله جشن شریف مکه به مناسبت پیروزی [[حکومت عثمانی|عثمانی]] بر [[شاه تهماسب]].<ref>نیل المنی، ج2، ص582، 609.</ref> در مقابل، نشانههایی از ارتباط خوب با اشراف مکه نیز هست؛ مانند نامه [[شاه عباس دوم صفوی|شاه عباس دوم]] به [[شریف مکه]]<ref>مقالات تاریخی، دفتر11، ص70-71.</ref> و پذیرایی از بزرگان صفوی در [[مکه]].<ref>منائح الکرم، ج5، ص255-256.</ref> روابط صفوی با شرفای شیعه مدینه، به ویژه [[خاندان بنو شدقم]]، از دوره [[شاه عباس کبیر]] (۹۹۶–۱۰۳۸ق) خوب بود. برخی از این شرفا به [[ایران]] آمدند و مورد احترام و هدایای [[شاهان صفوی]] قرار گرفتند. موقوفه بزرگی از شاه عباس کبیر برای [[اشراف حسینی|سادات مدینه]] در [[اصفهان]]، نشانه این دلبستگی است.<ref>مقالات تاریخی، دفتر11، ص76-77؛ مهاجران آل ابوطالب، ص146، 646-647.</ref> | ||
=== | === قرن دوازدهم قمری: دوره افشاریه === | ||
در [[افشاریه|دوره افشاریه]] (۱۱۴۸–۱۲۱۸ق)، بیشتر به دلیل مذاکره [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] (۱۱۴۸–۱۱۶۰ق) با حکمرانان [[حکومت عثمانی|عثمانی]] در تاریخ حجگزاری ایرانیان شهرت دارد. نادرشاه از عثمانی خواست [[مذهب جعفری]] را به عنوان مذهب پنجم به رسمیت بشناسد، یک رکن از [[مسجد الحرام|مسجدالحرام]] به نماز شیعیان اختصاص یابد و برای حاجیان ایرانی [[امارت حج|امیرالحاج]] جداگانه تعیین شود.<ref>تاریخ جهانگشای نادری، ص350؛ اسناد و مکاتبات تاریخی ایران دوره افشاریه، ص89، 93، 148؛ ایران در زمان نادر شاه، ص332.</ref> عثمانی این درخواستها را نپذیرفت و تنها تعیین امیرالحاج ایرانی در مسیر نجف را قبول کرد.<ref>تاریخ جهانگشای نادری، ص397.</ref> مذاکرات چند بار تکرار شد ولی بینتیجه ماند. در عهدنامه ۱۱۵۹ق میان دو طرف، بر امنیت حاجیان ایرانی در مسیرهای [[بغداد]] و [[شام]] تأکید شد.<ref>تاریخ جهانگشای نادری، ص496، 530؛ عالمآرای نادری، ج3، ص885-887.</ref> | در [[افشاریه|دوره افشاریه]] (۱۱۴۸–۱۲۱۸ق)، بیشتر به دلیل مذاکره [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] (۱۱۴۸–۱۱۶۰ق) با حکمرانان [[حکومت عثمانی|عثمانی]] در تاریخ حجگزاری ایرانیان شهرت دارد. نادرشاه از عثمانی خواست [[مذهب جعفری]] را به عنوان مذهب پنجم به رسمیت بشناسد، یک رکن از [[مسجد الحرام|مسجدالحرام]] به نماز شیعیان اختصاص یابد و برای حاجیان ایرانی [[امارت حج|امیرالحاج]] جداگانه تعیین شود.<ref>تاریخ جهانگشای نادری، ص350؛ اسناد و مکاتبات تاریخی ایران دوره افشاریه، ص89، 93، 148؛ ایران در زمان نادر شاه، ص332.</ref> عثمانی این درخواستها را نپذیرفت و تنها تعیین امیرالحاج ایرانی در مسیر نجف را قبول کرد.<ref>تاریخ جهانگشای نادری، ص397.</ref> مذاکرات چند بار تکرار شد ولی بینتیجه ماند. در عهدنامه ۱۱۵۹ق میان دو طرف، بر امنیت حاجیان ایرانی در مسیرهای [[بغداد]] و [[شام]] تأکید شد.<ref>تاریخ جهانگشای نادری، ص496، 530؛ عالمآرای نادری، ج3، ص885-887.</ref> | ||
=== | === اواخر قرن دوازدهم تا ابتدای قرن چهاردهم قمری: دوره قاجاریه === | ||
در [[قاجاریان|دوره قاجار]] (۱۱۷۵تا۱۳۰۴ق)، روابط [[امرای مکه|اشراف مکه]] (که زیر نظر [[حکومت عثمانی|عثمانی]] اما مستقل حکومت میکردند) با [[ایران|ایرانیان]] خوب بود و سفرنامهها از احترام آنان به بزرگان ایرانی گزارش دادهاند.<ref>سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص200؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص294، 299.</ref> شرفای مکه به دلایل مذهبی،<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص297.</ref> سیاسی و مالی به گسترش روابط با ایران دلبسته بودند. ایرانیان در [[حج|مراسم حج]] از امکانات ویژهای برخوردار بودند، از جمله برافراشتن [[پرچم ایران]] و حق برگزاری آتشبازی در [[عرفات]] توسط کنسول ایران در [[جده]].<ref>میقات حج، ش48، ص25-28، «چند نامه از کارپرداز جده.</ref> | در [[قاجاریان|دوره قاجار]] (۱۱۷۵تا۱۳۰۴ق)، روابط [[امرای مکه|اشراف مکه]] (که زیر نظر [[حکومت عثمانی|عثمانی]] اما مستقل حکومت میکردند) با [[ایران|ایرانیان]] خوب بود و سفرنامهها از احترام آنان به بزرگان ایرانی گزارش دادهاند.<ref>سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص200؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص294، 299.</ref> شرفای مکه به دلایل مذهبی،<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص297.</ref> سیاسی و مالی به گسترش روابط با ایران دلبسته بودند. ایرانیان در [[حج|مراسم حج]] از امکانات ویژهای برخوردار بودند، از جمله برافراشتن [[پرچم ایران]] و حق برگزاری آتشبازی در [[عرفات]] توسط کنسول ایران در [[جده]].<ref>میقات حج، ش48، ص25-28، «چند نامه از کارپرداز جده.</ref> | ||
== دوران پهلوی؛ تخریب قبور ائمه بقیع و اعدام یک ایرانی == | == دوران پهلوی؛ تخریب قبور ائمه بقیع و اعدام یک ایرانی == | ||
همزمان با حاکمیت [[آل سعود]] بر حجاز و آغاز پادشاهی [[رضاشاه پهلوی|رضا پهلوی]] در ایران (۱۳۴۴ق)،<ref>سلسلههای اسلامی جدید، ص231، 543.</ref> اوضاع حجاز ناآرام شد و خبر [[تخریب بقاع متبرکه]] منتشر گردید.<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص60.</ref> دولت ایران در [[سال ۱۳۰۴ هجری شمسی|۱۳۰۴ش]] [[سفر حج]] را ممنوع<ref>روابط سیاسی ایران و عربستان، ص54.</ref> و ویرانسازی بقاع را محکوم کرد<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص67.</ref> و مجلس کمیسیونی برای بررسی وضعیت [[حرمین]] تشکیل داد.<ref>اطلاعات، سال اول، ش44؛ تخریب و بازسازی بقیع، ص63.</ref> مردم تهران نیز در محکومیت تخریب بقیع، راهپیمایی کردند.<ref>مجله خواندنیها، سال4، ش27، ص15-17، «تظاهرات مردم تهران؛ با من به خانه خدا بیایید، ص109-114.</ref> این ممنوعیتها به مشروعیت و منافع آل سعود لطمه زد.<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص21، «مقدمه».</ref> آلسعود امنیت حجاز را تضمین کرد و ایران هیاتی برای بررسی اوضاع به حجاز فرستاد.<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص26، «مقدمه»، ص61، 65؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص55؛ علاقات السعودیة الایرانیه، ص103.</ref> | همزمان با حاکمیت [[آل سعود]] بر حجاز و آغاز پادشاهی [[رضاشاه پهلوی|رضا پهلوی]] در ایران (۱۳۴۴ق)،<ref>سلسلههای اسلامی جدید، ص231، 543.</ref> اوضاع حجاز ناآرام شد و خبر [[تخریب قبور|تخریب بقاع متبرکه]] منتشر گردید.<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص60.</ref> دولت ایران در [[سال ۱۳۰۴ هجری شمسی|۱۳۰۴ش]] [[سفر حج]] را ممنوع<ref>روابط سیاسی ایران و عربستان، ص54.</ref> و ویرانسازی بقاع را محکوم کرد<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص67.</ref> و مجلس کمیسیونی برای بررسی وضعیت [[حرمین]] تشکیل داد.<ref>اطلاعات، سال اول، ش44؛ تخریب و بازسازی بقیع، ص63.</ref> مردم تهران نیز در محکومیت تخریب بقیع، راهپیمایی کردند.<ref>مجله خواندنیها، سال4، ش27، ص15-17، «تظاهرات مردم تهران؛ با من به خانه خدا بیایید، ص109-114.</ref> این ممنوعیتها به مشروعیت و منافع آل سعود لطمه زد.<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص21، «مقدمه».</ref> آلسعود امنیت حجاز را تضمین کرد و ایران هیاتی برای بررسی اوضاع به حجاز فرستاد.<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص26، «مقدمه»، ص61، 65؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص55؛ علاقات السعودیة الایرانیه، ص103.</ref> | ||
در سال ۱۳۰۸ش، ایران دولت حجاز را به رسمیت شناخت و [[عهدنامه مودت بین ایران و عربستان|عهدنامه مودتی برای تأمین امنیت حاجیان ایرانی]] بسته شد.<ref>اطلاعات، سال4، ش753، 810، 831، 841؛ اسناد روابط ایران و عربستان، ص75.</ref> روابط دو کشور پس از آن بهبود یافت؛ از جمله با سفر شاهزاده فیصل به ایران و استقبال از ناوهای جنگی ایران در [[جده]].<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص33، «مقدمه»، 95؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص69.</ref> در سال ۱۳۲۲ش، زائری ایرانی به نام [[ابوطالب یزدی]] به اتهام اهانت به [[مسجد الحرام]] [[اعدام]] شد.<ref>مجله خواندنیها، سال 4، ش26، ص3-5، «از تهران تا مکه؛ اسناد روابط ایران و عربستان، ص104؛ ابوطالب یزدی شهید مروه، ص13.</ref> ایران به شدت اعتراض کرد، اما مقامات سعودی حکم را صحیح دانستند و میانجیگری [[مصر]] نیز نتیجهای نداشت. در پی این رویداد، ایران در ۱۳۲۳ش روابط را قطع و حج را ممنوع کرد.<ref>روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85؛ اسناد روابط ایران وعربستان، ص107-124.</ref> این تعطیلی تا [[سال ۱۳۲۷ هجری شمسی|سال ۱۳۲۷ش]] ادامه یافت و سپس با میانجیگری، روابط از سر گرفته شد.<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، «مقدمه»، 130-131.</ref> | در سال ۱۳۰۸ش، ایران دولت حجاز را به رسمیت شناخت و [[عهدنامه مودت بین ایران و عربستان|عهدنامه مودتی برای تأمین امنیت حاجیان ایرانی]] بسته شد.<ref>اطلاعات، سال4، ش753، 810، 831، 841؛ اسناد روابط ایران و عربستان، ص75.</ref> روابط دو کشور پس از آن بهبود یافت؛ از جمله با سفر شاهزاده فیصل به ایران و استقبال از ناوهای جنگی ایران در [[جده]].<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص33، «مقدمه»، 95؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص69.</ref> در سال ۱۳۲۲ش، زائری ایرانی به نام [[ابوطالب یزدی]] به اتهام اهانت به [[مسجد الحرام]] [[اعدام]] شد.<ref>مجله خواندنیها، سال 4، ش26، ص3-5، «از تهران تا مکه؛ اسناد روابط ایران و عربستان، ص104؛ ابوطالب یزدی شهید مروه، ص13.</ref> ایران به شدت اعتراض کرد، اما مقامات سعودی حکم را صحیح دانستند و میانجیگری [[مصر]] نیز نتیجهای نداشت. در پی این رویداد، ایران در ۱۳۲۳ش روابط را قطع و حج را ممنوع کرد.<ref>روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85؛ اسناد روابط ایران وعربستان، ص107-124.</ref> این تعطیلی تا [[سال ۱۳۲۷ هجری شمسی|سال ۱۳۲۷ش]] ادامه یافت و سپس با میانجیگری، روابط از سر گرفته شد.<ref>اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، «مقدمه»، 130-131.</ref> | ||
== جمهوری اسلامی ایران؛ برائت از مشرکین و حج خونین == | == جمهوری اسلامی ایران؛ برائت از مشرکین و حج خونین == | ||
پس از [[انقلاب اسلامی ایران]]، حجگزاری ایرانیان تحت تأثیر روابط پرنوسان ایران و [[عربستان]] قرار گرفت.<ref>مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.</ref> تنشها میان حاجیان ایرانی و پلیس عربستان وجود داشت<ref>خاطرات حج، ص97.</ref> و با حمایت عربستان از [[عراق]] در | پس از [[انقلاب اسلامی ایران]]، حجگزاری ایرانیان تحت تأثیر روابط پرنوسان ایران و [[عربستان]] قرار گرفت.<ref>مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.</ref> تنشها میان حاجیان ایرانی و پلیس عربستان وجود داشت<ref>خاطرات حج، ص97.</ref> و با حمایت عربستان از [[عراق]] در جنگ تحمیلی علیه ایران، اختلافات افزایش یافت.<ref>مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.</ref> اوج اختلاف در [[سال ۱۳۶۶ هجری شمسی|سال ۱۳۶۶ش]] به دلیل برگزاری مراسم «[[برائت از مشرکان|برائت از مشرکین]]» توسط حاجیان ایرانی رخ داد؛<ref>گلواژههای حج و عمره، ص111.</ref> مراسمی که [[سید روحالله خمینی|امام خمینی]] آن را جزئی از [[حج]] میدانست.<ref>فریاد برائت، ص4.</ref> عربستان که تا آن سال معمولاً اجازه برگزاری میداد،<ref>خاطرات حج، ص96-97.</ref> در ۱۳۶۶ش با آن مخالفت کرد و پلیس به سوی حاجیان تیراندازی نمود که منجر به [[شهادت]] حدود ۴۰۰ نفر شد. این واقعه، [[جمعه خونین|حج خونین]]، به قطع کامل روابط و تعطیلی سهساله حج ایرانیان انجامید.<ref> سیمای حج، صاول؛ آشنایی با عربستان، ص68-70.</ref> | ||
از سال ۱۳۷۰ش، پس از سه سال تعطیلی، | از سال ۱۳۷۰ش، پس از سه سال تعطیلی، روابط ایران و عربستان از سر گرفته شد و حج ایرانیان برگزار گردید.<ref>سیمای حج در سال 70، صاول، «مقدمه».</ref> مراسم برائت از مشرکین با وجود مخالفتهای عربستان، هر سال برگزار میشود و از [[سال ۱۳۷۲ هجری شمسی|سال ۱۳۷۲ش]] محل آن از [[مکه]] به [[منا]] تغییر یافت.<ref>مروری بر روابط ایران و عربستان، ص95-96؛ با کاروان عشق، ص171؛ یار کجاست، ص104-107؛ سیمای حج، ص174.</ref> حج ایرانیان پس از انقلاب ایران، ابعاد سیاسی تازهای یافته و ایران از آن برای تبلیغ آرمانهای انقلاب اسلامی در میان [[مسلمان|مسلمانان]] و برگزاری نشستهای گوناگون درباره مسائل روز [[جهان اسلام]] استفاده میکند.<ref>نک: سیمای حج، ص66؛ با کاروان ابراهیم، ص71؛ با کاروان عشق، ص245؛ با کاروان صفا، ص368، 383، 397.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||