صفویان
| نام کامل | سلسله صفویان |
|---|---|
| سرسلسله | شاه اسماعیل اول |
| مذهب | شیعه |
| محل حکومت | ایران |
| مدت حکومت | ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ق |
| اشخاص مهم | شاه اسماعیل اول . شاه طهماسب . شاه عباس اول . شاه سلطان حسین |
| مهمترین اقدامات | اعلام شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور، |
صفویه، دودمانی شیعهمذهب، که بین سالهای ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ق. بر ایران حکومت میکردند. این سلسله پادشاهی، شیعه را برای اولین بار مذهب رسمی کشور اعلام نمود.
اختلافات صفویه با حکومت عثمانی در آن دوره سبب شد حجگزاری ایرانیان در آن سالها با مشکل روبهرو شود. مسیر حج ایرانیان از سرزمینهای زیر نظر دولت عثمانی میگذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با مشکلاتی روبهرو میشد. گزارشها حاکی از تعطیلی حج به دلایل سیاسی در برخی سالها بوده است.
شاهان صفوی علاقه زیادی به عتبات عالیات داشتند و بارها برای زیارت به آنجا رفتند. همچنین برخی شاهان صفوی مانند شاه اسماعیل اول و شاه عباس اول اقدامات زیادی برای توسعه، گسترش، مرمت و تزیین حرمهای اهلبیت(ع) در عراق انجام دادند.

معرفی و جایگاه
صفویه سلسلهای پادشاهی است که از سال ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ قمری در ایران سلطنت داشت.[۱] بنیانگذار این سلسله شاه اسماعیل اول[۲] و آخرین پادشاه آن، شاه شلطان حسین بود.[۳] این سلسله، شیعه را مذهب رسمی ایران نمودند.[۴]
سلسله صفوی به عنوان یکی از مهمترین حکومتهای تاریخ ایران شمرده میشود.[۵] در این دوره ایران پس از نُه قرن، به عنوان یک واحد سیاسی مستقل، صورت پیش از اسلام خویش را بازیافت.[۶] گفته شده دوره صفویه نقطه قوت تاریخ ایران به شمار میآید؛ چرا که پس از تثبیت، تحولی عمیق در ایران آغاز و سبب شکوفایی همهجانبه شد. آبادی ایران از لحاظ اقتصادی، ساخت و بازساخت آثار تاریخی، مدارس بیشمار، موقوفات فراوان، امکانات علمی گسترده، حفظ میراث مکتوب گذشته، به ویژه میراث مکتوب شیعه، کتابت صدها هزار نسخهٔ خطی، ایجاد مساجد بزرگ و بسیاری از امور دیگر، نشان میدهد که ایران دورهٔ صفوی، دورهای درخشان در تاریخ ایران اسلامی بوده است.[۷]
حکومت صفویه، حکومتی مذهبی، بر پایه شاخصهای دینی موجود در جامعه بود. حاکمان صفویه توانستند با اتکا بر دین، روند شکلگیری قدرت خود را تسریع بخشند. از این جهت نقش دین و مذهب در شکلگیری، رسمیشدن، تداوم و استمرار و سرانجام فروپاشی دولت صفویه نمایان است.[۸] در اواخر دوران صفوی، عوامل متعددی از جمله خرافهگرایی، تضعیف ساختار حکومتی و نفوذ عناصر غیرعقلانی در تصمیمگیریهای سیاسی، به سقوط این سلسله منجر شد.[۹]
تأثیر اختلاف ایران و عثمانی در حج ایرانیان
در دوران صفویه، اختلافهای سیاسی ایران و عثمانی، در حجگزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمینهای زیر نظر دولت عثمانی میگذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبهرو میشد.[۱۰] گزارشها حاکی از تعطیلی حج به دلایل سیاسی در برخی سالها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حجگزاری بازداشته شدند.[۱۱] همچنین شاه عباس صفوی که حجگزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن میدید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.[۱۲]
هنگامی که دولت ایران و عثمانی در صلح به سر میبردند، حجگزاری ایرانیان با آزادی و گستردگی بیشتر انجام میشده است. گزارشهایی از سفر پر شمار ایرانیان در برخی سالها و نیز سفر افراد، به ویژه بزرگان دولت صفوی و دانشوران شیعی و سکونت شماری از آنان در مکه و مدینه، در دوران صفویه در دست است.[۱۳]
رابطه صفویان با حاکمان مکه
درباره رابطه دولت صفوی با حاکمان مکه نیز گزارشهای گوناگون در دست است. خبر اعلان جشن و پایکوبی شریف مکه به مناسبت پیروزی سلطان عثمانی بر شاه تهماسب صفوی (۹۴۱ و ۹۴۲ق) در منابع آمده است.[۱۴] اما گزارشهایی نیز در زمینه ارتباط خوب دولت صفوی با اشراف مکه یافت میشود. نامهای که شاه عباس دوم (حک: ۱۰۵۲–۱۰۷۷ق) به شریف مکه نوشته و در آن به بهبود روابط خود با اشراف مکه اشاره کرده، نشانهای از این روابط است.[۱۵] نیز گزارش پذیرایی شایان توجه شریف مکه از بزرگان حکومت صفوی حاضر در کاروان حج ایرانی در سال ۱۱۱۱ق. بدبینی و ناخرسندی شماری از تاریخنگاران سنی را برانگیخته است.[۱۶]
صفویان و خاندان شرفای مدینه
دولت صفوی با خانوادههای شرفای شیعه مدینه، به ویژه از دوران شاه عباس کبیر (۹۹۶–۱۰۳۸ق) روابطی دوستانه داشت. از این خاندانها اشراف بنو شدقم بودند که شماری از ایشان در دوران صفویه به ایران آمدند و مورد احترام شاهان صفوی قرار گرفتند. این دسته از شرفا با آمدن به ایران، افزون بر فراگیری علوم نزد دانشوران ایران، با دربار شاهان ارتباط مییافتند و هدایای بسیار دریافت میکردند و موقت یا دائم در ایران سکونت مییافتند. موقوفه بزرگی که در دوران شاه عباس کبیر به سادات مدینه اختصاص یافت و شامل نیمی از اجاره دکانها، کاروانسراها و حمام در میدان نقش جهان اصفهان بود، نشانه دلبستگی صفویان به سادات مدینه است.[۱۷]
احساسات ضد ایرانی در مکه
احساسات ضد ایرانی در میان مردم و علمای حجاز در آن دوران بیشتر بود و همین به کشته شدن برخی ایرانیان در مکه انجامید. نویسندگان کتابهای تاریخ مکه نیز در این دوران از اینگونه احساسات دور نماندند و در آثار خود، اشارات فراوان به نبردهای دولت عثمانی با ایرانیان کردند و داستانهای دروغین درباره صفویان نقل نمودند و به شایعات ضد ایرانی و احساسات ضد شیعی دامن زدند.[۱۸] در همین فضای ضد صفوی بود که میر ویس افغانی در اواخر دوران صفویان توانست از علمای مکه بر ضد صفویان شیعه فتوا بگیرد و به حمله خود به اصفهان مشروعیت بخشد.[۱۹]
سفرهای زیارتی شاهان صفوی
بررسی سفرهای زیارتی شاهان صفوی نشان میدهد اولویت با زیارت حرم امام رضا(ع) بود که تقریباً میان تمامی شاهان صفوی عمومیت داشت؛ اما تنها چهار تن از آنها به زیارت اماکن مقدس عراق مشرف شدند؛ که عبارتند از:[۲۰] شاه اسماعیل اول، بنیانگذار سلسله صفوی، به دنبال سفرهای نظامی خود به عراق در سال ۹۱۴ قمری به این اماکن مشرف شد. شاه طهماسب صفوی نیز به زیارت عتبات رفته بود. شاه عباس اول از کسانی بود که فرهنگ زیارت را در جامعه شیعی ایران احیا و رایج کرد و بارها با خضوع و خشوع به زیارت عتبات رفت.[۲۱] شاهصفی، چهارمین و آخرین پادشاه صفوی است که موفق به زیارت عتبات شد. وی در سال ۱۰۴۸ قمری تن به عهدنامهای داد که سراسر خاک عراق را از ایران جدا، و به امپراتوری عثمانی ضمیمه میکرد. پس از آن دیگر هیچیک از شاهان صفوی به خاک عراق سفر نکردند و موفق به زیارت اماکن مقدس آن نشدند.[۲۲]
اقدامات عمرانی شاهان صفوی در عتبات
هنر و معماری ایرانیان با شروع سلطنت صفویان در ایران و عراق و در همه اماکن مقدس شیعیان در نجف، کربلا، سامرا و کاظمین به اوج رسید. بعضی از این آثار معماری و اقدامات عمرانی به حدی زیبا و باشکوه است که امروز در ردیف بزرگترین و زیباترین آثار تاریخی و معماری سرزمین عراق به شمار میرود.[۲۳] درواقع معماری عراق پس از عصر صفوی تحت تأثیر سبک معماری ایرانیان است.[۲۴]
آثار معماری و اقدامات عمرانی سلاطین صفوی در بعضی عتبات مقدس عراق مثل کاظمین در عصر شاه اسماعیل اول؛ کاملاً بنیادی بوده و بهضرورت اصل معماری بنا را از کف تا آخر دربر گرفته است؛ اما در بعضی دیگر تنها شامل تزئیین و تعمیرات جزئی میشود. همچنین اکثر این تعمیرات در زمان شاه اسماعیل اول آغاز شد و در زمان شاهعباس اول به اوج رسید و پس از آن تکامل یافت.[۲۵] شاهان صفوی در آبادانی عتبات عالیات و مراقد منسوب به اهلبیت(ع) بسیار کوشا بودند؛[۲۶] چنانکه همواره مبالغی را از درآمدهای عمومی و خصوصی بدان اختصاص میدادند.[۲۷]
شاه اسماعیل اول، بنیانگذار صفویه، پس از زیارت عتبات (۹۱۴ق) همه آنها را با زیباترین و نفیسترین فرشهای ابریشمی ایرانی مفروش ساخت و پردههای زرین و قندیلهای طلا و نقره جهت تزئین و روشنایی حرمهای مطهر تقدیم کرد. این نخستین بار در طول تاریخ بود که عنصر طلا به منظور تزئین اعتاب مقدس ائمه اطهار به کار رفت و پس از آن بسیار رواج یافت.[۲۸] بزرگترین و اساسیترین اقدامات عمرانی شاهاسماعیل مشمول آستانه کاظمین شد؛ زیرا عتبه مقدس کاظمین بر اثر طغیان رود دجله و غفلتهای زمان گذشته و قرار داشتن در کانون منازعات فرقهای ویران شده بود.[۲۹]
در سلطنت شاهطهماسب اول، بازسازی گستردهای در حرم امام حسین(ع) و حرم حضرت عباس(ع) انجام شد.[۳۰] شاهطهماسب همچنین در جهت بهبود شرایط اقتصادی شیعیان کربلا و آسایش حال زائران به حفر نهری از سوی رودخانه فرات به سمت کربلا و آستانه حسینی دستور داد که به نهر «طهماسیه» معروف شد.[۳۱] با ورود شاهعباس اول به عراق عرب بازسازی عتبات بار دیگر سرعت گرفت. با توجه به علاقه شدید شاهعباس به امام علی(ع) بنای اصلی نجف به دست او گذاشته شد.[۳۲]
پانویس
- ↑ تبریز در گذر تاریخ، ص۷۳؛ صفویان در گذرگاه تاریخ، ص۱۲۵.
- ↑ صفویه از ظهور، ص۷۰.
- ↑ صفویان در گذرگاه تاریخ، ص۱۲۵.
- ↑ صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۲۲ و ۲۳.
- ↑ «آثار روانی خرافهگرایی و نقش آن در سقوط سلسله صفوی»، ص۳۹۱.
- ↑ صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۱۳.
- ↑ صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۱۴ و ۱۵.
- ↑ «مشروعیت دولت صفوی و شکلگیری نهادهای دینی شیعی»، ص۳۹.
- ↑ «آثار روانی خرافهگرایی و نقش آن در سقوط سلسله صفوی»، ص۳۹۱.
- ↑ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال ۱۰۱۵ تا ۱۰۳۸، ص۲۹؛ شاه طهماسب صفوی، ص۲۰۳ تا ص۲۰۷؛ از شیخ صفی تا شاه صفی، ص۲۱۳.
- ↑ منائح الکرم، ج۴، ص۱۸۱ و ص۱۸۲.
- ↑ سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.
- ↑ منائح الکرم، ج۵، ص۲۵۶ و ص۲۶۵.
- ↑ نیل المنی، ج۲، ص۵۸۲ و ص۶۰۹.
- ↑ مقالات تاریخی، دفتر۱۱، ص۷۰ و ص۷۱.
- ↑ منائح الکرم، ج۵، ص۲۵۵ و ص۲۵۶.
- ↑ مقالات تاریخی، دفتر۱۱، ص۷۶ و ص۷۷؛ مهاجران آل ابوطالب، ص۱۴۶، ص۶۴۶ و ص۶۴۷.
- ↑ الاعلام باعلام بیت الله الحرام، ص۲۷۷ تا ص۲۸۱.
- ↑ تاریخ جهانگشای نادری، ص۴۴۷ و ص۴۴۸؛ تاریخ منتظم ناصری، ج۲، ص۱۰۴۸.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۳.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۴ و ۳۵.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۶ و ص۳۷.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۱.
- ↑ سفرنامه تاورنیه، ص۵۵.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۲.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۵۰.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۴.
- ↑ ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاه طهماسب، ص496.
- ↑ تاریخ حرم کاظمین، ترجمة غلامرضا اکبری، ص62-63.
- ↑ عتبات عالیات در روابط ایران و عثمانی قرن نوزدهم (با تأکید بر عصر عبدالحمید دوم)، ص۲۵؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص۴۲۰.
- ↑ عتبات عالیات در روابط ایران و عثمانی قرن نوزدهم (با تأکید بر عصر عبدالحمید دوم)، ص۲۵.
- ↑ ذیل تاریخ عالمآرای عباسی، تصحیح سهیلی خوانساری، ص۹۴؛ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۷.
منابع
- «آثار روانی خرافهگرایی و نقش آن در سقوط سلسله صفوی»، حسنوند، علی، کنفرانس ملی مدیریت، روانشناسی و علوم رفتاری مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بینالمللی و یازدهمین همایش ملی مدیریت، روانشناسی و علوم رفتاری.
- از شیخ صفی تا شاه صفی، حسینی استرآبادی، سید حسن بن مرتضی، به کوشش اشراقی، تهران، نشر علمی، ۱۳۶۶ش.
- اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال ۱۱۰۵ تا ۱۱۳۵ق، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ش.
- الاعلام باعلام بیت الله الحرام، نهروالی، محمد بن احمد، به کوشش علی محمد، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه، ۱۴۲۵ق.
- ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاهطهماسب، خواندمیر، امیرمحمود، تهران، ادبی، ۱۳۷۰ش.
- تاریخ حرم کاظمین، آل یاسین، شیخ محمدحسن، ترجمه غلامرضا اکبری، [بیجا]، کنگرة جهانی حضرت رضا، ۱۳۷۱ش.
- تاریخ جهانگشای نادری، استرآبادی، محمدمهدی، دنیای کتاب، ۱۳۶۸ش.
- تاریخ منتظم ناصری، اعتماد السلطنه، محمد حسن خان، به کوشش رضوانی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۷ش.
- تبریز در گذر تاریخ، عزتپور، عدالت، مجله کتاب ماه، تاریخ و جغرافیا، شماره ۱۵۰، ۱۳۹۰ش.
- جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان، محمدی، رمضان، و محمدباقر خزائیلی، پژوهشکده حج و زیارت، بیتا.
- ذیل تاریخ عالمآرای عباسی، ترکمان، اسکندربیک، تصحیح سهیلی خوانساری، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۱ش.
- سفرنامه تاورنیه، تاورنیه، ژان باتیست، ترجمه ابوتراب نوری، تهران، کتابخانه سنایی، ۱۳۳۶ش.
- سفرنامه کروسینسکی یادداشتهای کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمه: عبدالرزاق دنبلی مفتون، به کوشش میراحمدی، تهران، ۱۳۶۳ش.
- شاه طهماسب صفوی، نوایی، عبدالحسین، تهران، ارغوان، ۱۳۶۸ش.
- صفویه از ظهور تا زوال، جعفریان، رسول، تهران، دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
- صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، جعفریان، رسول، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
- صفویان در گذرگاه تاریخ، صفاکیش، حمیدرضا، تهران، سخن، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.
- عتبات عالیات در روابط ایران و عثمانی قرن نوزدهم (با تأکید بر عصر عبدالحمید دوم)، عربخانی، رسول، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۳ش.
- گنجینه آثار تاریخی اصفهان، هنرفر، لطفالله، اصفهان، ثقفی، ۱۳۵۰ش.
- «مشروعیت دولت صفوی و شکلگیری نهادهای دینی شیعی»، علوی، نصرت خاتون، مطالعات سیاسی-اجتماعی تاریخ و فرهنگ ایران، شماره ۱۷، بهار ۱۴۰۵ش.
- مقالات تاریخی، جعفریان، رسول، قم، دلیل ما، ۱۳۸۷–۱۳۸۸ش.
- منائح الکرم، سنجاری، علی بن تاجالدین، به کوشش المصری، مکه، جامعة ام القری، ۱۴۱۹ق.
- مهاجران آل ابوطالب، ابن طباطبا، ابراهیم بن ناصر، ترجمه: عطایی، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش.
- نیل المنی بذیل بلوغ القری، ابن فهد مکی، جارالله محمد، به کوشش الهیله، الفرقان، ۱۴۲۰ق.