پرش به محتوا

تاریخ حج ایرانیان

از ویکی حج

تاریخ حج ایرانیان گزارشی از شیوه، مسیرهای حرکت کاروانان و تاریخچه‌ای از سفرهای حج در ادوار حکومت‌های مختلف است. امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد.

گزارشات تاریخی نشان از وجود راه‌های دریایی و زمینی مختلفی در طول دوره حج‌گزاری ایرانیان است. در گذشته شیوه حج‌گزاری ایرانیان در قالب کاروان‌هایی بوده است که به طور دسته جمعی با برداشتن توشه سفر سوار بر حیوانات رخ می‌داده است. کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، از راه عراق بود و در طول تاریخ با عناوینی مانند راه کوفه و راه نجد و شناخته می‌شد.

حج‌گزاری ایرانیان معمولا با همکاری حکومت‌های وقت صورت می‌گرفته و در برخی زمانها به جهت ناامنی جاده‌ها و یا بر قرار نبودن روابط حسنه میان حکومتهای ایران و عربستان، تعطیل شده است.

شیوه حج ایرانیان

سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت و معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند؛ مانند راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی.[۱] گاه نیز یک کاروانِ حج، تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.[۲]

مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربستان شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است.

افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.[۳]

گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند.

در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.[۴] پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.[۵] معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.[۶]

راه‌های حج ایرانیان

امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از تهران به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای اردن و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.[۷][۸] در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ نفر از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.[۹] راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد. البته سفر حج در برخی برهه‌ها به صورت زمینی انجام شد؛ به‌عنوان نمونه در سال 1405ش با بروز جنگ میان ایران و اسرائیل و ممنوعیت پرواز، اجازه برقراری حج به صورت زمینی داده شده است.[۱۰]

در گذشته، ایرانیان از راه‌های مختلفی خود را به مکه می‌رساندند تا حج خود را به‌جای آورند:

  1. راه عراق
  2. راه احساء
  3. راه شام
  4. راه دریایی جنوب ایران
  5. راه استانبول
  6. راه دریایی از بیروت

راه عراق

کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، از راه عراق بود و در طول تاریخ با عناوینی مانند درب زبیده، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته می‌شد.[۱۱] مسافران از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.[۱۲]

راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه بصره بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.[۱۳]

راه عراق برای حاجیان ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت.

در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.[۱۴]

اهمیت‌یافتن راه عراق در دوره صفویه و قاجار

پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای امامان شیعه در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.[۱۵]

در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.[۱۶] از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر آن، از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.[۱۷] مسافران نیز زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.[۱۸]

راه احساء

از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه احساء یا لحساء بود. احساء، سرزمینی در جنوب غرب خلیج فارس و نام قدیم آن بحرین بود.[۱۹] حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از یمامه به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.[۲۰]

راه شام

این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های سوریه و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.[۲۱] این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از بیت‌المقدس یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، عراق و بغداد و سپس کرکوک، موصل و عرفه به حلب و دمشق بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.

راه دریایی جنوب ایران

راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و بوشهر به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.[۲۲] بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.[۲۳]

راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به بمبئی و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.[۲۴] سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.[۲۵] راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.[۲۶]

راه استانبول

راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه استانبول بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به اسکندریه در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به مدینه بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.[۲۷]

راه دریایی از بیروت

در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.[۲۸] به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.[۲۹]

گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان

گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:

حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها

قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.[۳۰]درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، محمود غزنوی کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به حج فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با امارت حسنک وزیر به حج رفت.[۳۱]

گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است[۳۲] و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.[۳۳]

از دهه سوم سده پنجم ق هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف کاروان حج تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.[۳۴] پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.

حج‌گزاری در زمان مغول‌ها

با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.[۳۵] با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.[۳۶] پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق از سر گرفته شد.[۳۷] از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی خلافت عباسی، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.[۳۸]

فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. [۳۹] با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.[۴۰]

در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.[۴۱]

حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. [۴۲] گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.[۴۳]

حج‌گزاری پس از مغولان تا صفویه

از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراق از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراق بسیار پر شمار و با شکوه بود. [۴۴]

از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.[۴۵] اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.[۴۶] از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.[۴۷] درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.[۴۸] از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.[۴۹]

حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و حرمین اهتمام فراوان داشتند.[۵۰] این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در شیراز و مناطق مرکزی ایران است.[۵۱] مسیر حرکت این کاروان از راه احساء و قطیف بود.[۵۲]

صفویان

در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.[۵۳]

شاه عباس صفوی (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.[۵۴] دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان خادم حرمین، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.[۵۵]

قاجار

در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،[۵۶] بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.[۵۷]

پهلوی

ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.[۵۸]

با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه کویت و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.[۵۹]

انقلاب اسلامی

حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،[۶۰] اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از عراق بیشتر شد.[۶۱] اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ش از سر گرفته شد.[۶۲]

فاجعه منا

فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.[۶۳] مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.[۶۴] بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.[۶۵]

آداب و رسوم حج ایرانیان

فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانسته‌ها و نوشته‌جات تاریخ‌نگاران و یا سفرنامه‌نویسان گزارش شده است. در این گزارشات، شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره حاجیان برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمع‌آوری هزینه‌های حج سخن رفته است.

به گزارش برخی تاریخ‌نگاران، رفتار ایرانیان در حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشته. لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در مکه و مدینه و گریه‌هایی از روی ابراز احساسات نمونه‌ای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینه‌ها نیز از دیگر نمونه‌های گزارش شده درمورد حج‌گزاری ایرانیان در حجاز است.

بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضرب‌المثل‌ها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است.

پانویس

  1. نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.
  2. نک: حیات یحیی، ج1، ص68.
  3. روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.
  4. تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.
  5. تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.
  6. تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.
  7. مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.
  8. خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.
  9. میقات حج، ش51، ص170، 185.
  10. جزییات اعزام ایرانی‌ها به حج مشخص شد؛ از راه زمینی و فقط ۳۰۶۷۰ نفر، ایسنا.
  11. نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.
  12. المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.
  13. المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.
  14. تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.
  15. سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.
  16. نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.
  17. خاطرات سرهارد فورد، ص13.
  18. مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.
  19. احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.
  20. نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.
  21. درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.
  22. تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.
  23. نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.
  24. میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.
  25. پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.
  26. روزنامه سفر حج، ص57.
  27. سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.
  28. روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.
  29. میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».
  30. ترجمه تاریخ یمینی، ص36.
  31. الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.
  32. الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.
  33. نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.
  34. تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.
  35. اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.
  36. اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.
  37. اتحاف الوری، ج3، ص59.
  38. شفاء الغرام، ج2، ص403-404.
  39. العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.
  40. تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.
  41. تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.
  42. اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.
  43. اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.
  44. شفاء الغرام، ج2، ص422.
  45. اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.
  46. اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.
  47. شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.
  48. اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.
  49. درر الفوائد المنظمه، ص330-331.
  50. اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.
  51. اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.
  52. اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.
  53. منائح الکرم، ج4، ص181-182.
  54. سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.
  55. اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.
  56. حدیث قافله‌ها، ص110.
  57. پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.
  58. روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.
  59. اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.
  60. مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.
  61. مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.
  62. دشتی، «برائت از مشرکین»، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۳۰.
  63. روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.
  64. آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.
  65. آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.