پرش به محتوا

جزیرةالعرب

از ویکی حج
(تغییرمسیر از شبه جزیره عربستان)
جزیرة العرب یا شبه جزیره عربستان

جزیرةالعرب، خاستگاه اسلام و دربرگیرنده حرمین شریفین، در جنوب غربی آسیا، با حدود 3 میلیون کیلومتر مربع مساحت، بزرگ‌ترین شبه جزیره دنیاست.

بر پایه گزارشات تاریخی اقوام مختلفی همچون قوم عاد و ثمود در این سرزمین می‌زیسته‌اند و زبان تمامی ساکنان جزیرةالعرب، عربی بوده است. اساس ملیت و بافت اجتماعی ـ سیاسی، در جزیرةالعرب را قبیله دانسته‌اند. پشتوانه‌اقتصادی ساکنان جزیرةالعرب، داد و ستد جواهرات و سنگ‌های‌قیمتی، کشاورزی، دامداری _در‌اندک مناطقِ برخوردار از آب_ و درآمد حاصل از زیارت مکه در ایامی‌خاص بود.

اگر چه جزیرةالعرب خاستگاه ادیان توحیدی و میعادگاه بسیاری از انبیای الهی همچون آدم و صالح و هود و ابراهیم و اسماعیل و محل بنای کعبه بوده است، اما در اثر نفوذ و گسترش خرافات و آیین‌های انحرافی، عنصر اصلی دین قبایل عرب، پیش از ظهور اسلام، شرک و بت‌پرستی و به تعبیری، آمیزه‌ای از تعدد خدایان و طبیعت‌پرستی بود. با بعثت پیامبر اکرم(ص)،‌ و هجرت تاریخی ایشان به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی و فتح مکه، جزیرةالعرب با شتاب بیشتری در مسیر تحول‌گرایی و رشد به سوی تمدن اسلامی گام برداشت؛

پس از اسلام مناسک حج اصلاح شد و با گسترش اسلام در نقاط گوناگون جهان، تعداد حاجیان فزونی یافت و تامین نیازهای حاجیان باعث رونق تجارت در شبه جزیره بوده است.

شبه جزیره، به دلیل وجود حرمین شریفین، به ویژه مکه همواره مورد توجه حاکمان اسلامی در دوره‌های مختلف بوده است. کوشش‌های فراوان این حاکمان در زمینه‌های مختلف همچون؛ تامین امنیت راه‌های حج، تعیین امیر الحاج، تعمیر و گسترش مسجدالحرام و مسجدالنبی و شهرهای مکه و مدینه و نیز ارائه خدمات رفاهی به زائران و ... بخش‌های مهمی از تاریخ جزیرةالعرب را تشکیل می‌دهد.

جغرافیای طبیعی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

جزیرةالعرب شبه‌جزیره بزرگی در جنوب غرب آسیاست[۱] که از سه طرف توسط آب (دریای سرخ، اقیانوس هند و خلیج فارس) محصور شده و تنها از شمال با خشکی ارتباط دارد.[۲] جغرافی‌دانان آن را جزیره نامیده‌اند چون از شمال نیز به آب رودخانه‌هایی‌ مانند فرات محدود است.[۳]

جغرافیدانان مسلمان آن را به پنج بخش تقسیم کرده‌اند: تهامه (سرزمین پست ساحلی غرب در کرانه دریای سرخ)،[۴] نجد (فلات مرکزی)،[۵] حجاز (منطقه شرق کوه‌های سرات)،[۶] عروض (شرق و مجاور خلیج فارس)[۷] و یمن (جنوب غربی کوهستانی و پرباران).[۸]

بیشتر مساحت آن را بیابان‌های وسیعی مانند ربع‌الخالی و نفود فراگرفته است.[۹] ارتفاعات مهم آن رشته‌کوه‌های سرات در غرب، کوه‌های عمان در شرق و رشته‌کوه‌های نجد در مرکز هستند. وجود دره‌ها (مانند وادی الرمه)، واحه‌ها (مانند مدینه و احساء) و سرزمین‌های سنگلاخی آتشفشانی (حره‌ها) از دیگر ویژگی‌های طبیعی آن است.

آب‌وهوای آن بسیار خشک و قاره‌ای است با بارش سالانه کم (عمدتاً زیر ۲۰۰ میلی‌متر)، تابش شدید آفتاب و اختلاف دمای زیاد بین شب و روز. رودخانه دایمی وجود ندارد و منابع آب عمدتاً چاه‌ها و چشمه‌ها هستند.[۱۰]

جغرافیای انسانی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بیشتر مناطق شبه‌جزیره عربستان غیرمسکون یا کم‌جمعیت است. اجتماعات اولیه در کنار منابع آب و زمین‌های قابل کشت شکل گرفتند و راه‌های تجاری بر تمرکز جمعیت اثر گذاشتند.[۱۱]

نظام اجتماعی مبتنی بر قبیله بود. پیوندهای خونی، نسبی و «عصبیت» اساس این نظام بود. افراد فاقد پیوند خونی می‌توانستند تحت «حمایت» یک قبیله قرار گیرند. جنگ‌ها و اسیرگیری نیز به ایجاد طبقه‌ای از بردگان انجامید.[۱۲]شرایط محیطی همچنین منجر به تقسیم‌بندی اجتماعی به کوچ‌نشینان (اهل وبر) و یکجانشینان (اهل حضر) شد. ویژگی‌هایی مانند کرم، دلیری، عفت و وفاداری به عهد به دلیل این سبک زندگی پررنگ بودند.[۱۳]

از مهم‌ترین قبایل حجاز می‌توان به قریش، خزاعه، ثقیف، هوازن، غطفان، اوس و خزرج اشاره کرد. در تهامه قبایلی مانند جهینه و غفار، و در نجد قبایلی مانند تمیم و اسد ساکن بودند. شرق عربستان محل سکونت قبایلی چون عَنَزَه و قحطان، عروض محل سکونت ربیعه و بکر بن وائل، و یمن محل سکونت قبایلی مانند حمیر و مذحج بود.[۱۴]زبان عربی از مشترکات اصلی ساکنان بود و محققان اتفاق نظر دارند که سامی‌ها کهن‌ترین ساکنان شناخته‌شده این منطقه بوده‌اند.[۱۵]

در تقسیم‌بندی منابع اسلامی، ساکنان جزیرة العرب به عرب عاربه (شامل اقوام از میان رفته‌ای مانند عاد و ثمود و نیز قحطانیان جنوب) و عرب مستعربه (منتسب به معد بن عدنان در شمال که زبان اصلی‌شان عربی نبود) تقسیم شده‌اند.[۱۶]

بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۰م، جمعیت شبه‌جزیره به بیش از ۷۷ میلیون نفر رسید.[۱۷] امروزه ساکنان آن علاوه بر عرب‌های بومی، شامل جمعیت قابل توجهی غیربومی هستند که سهم زیادی از جمعیت کشورهایی مانند امارات (۸۳٪) و قطر (۸۰٪) را تشکیل می‌دهند.[۱۸]

دین در جزیرةالعرب[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این سرزمین زیستگاه حضرت آدم(ع) و محل بنای کعبه دانسته شده است.[۱۹] بازسازی کعبه به دست حضرت ابراهیم(ع) و سکونت خاندانش در حجاز در قرآن (سوره بقره، آیه127) و منابع اسلامی ثبت شده است.[۲۰] همچنین محل زندگی اقوام کهنی مانند ثمود و عاد در شمال بود که پیامبرانی چون صالح و هود به سوی آنها فرستاده شدند.[۲۱]

با این حال در عربستان پیش از اسلام بت‌پرستی عمومی‌ترین باور بود.[۲۲] هر قبیله بت‌های ویژه خود داشت (در قرآن، سوره النجم، آیات 19-20 به برخی اشاره شده) و تقریباً هر خانه‌ای یک بت داشت. کسانی که توانایی تهیه بت نداشتند، سنگی را نصب و دور آن طواف می‌کردند.[۲۳]

کعبه و حج[ویرایش | ویرایش مبدأ]

کعبه در همه ادیان آسمانی مورد توجه و نماد یکتاپرستی بود و حج به عنوان فریضه‌ای دینی برگزار می‌شد. اما به آمیزه‌ای از سنت ابراهیمی و جاهلی تبدیل شده بود.[۲۴] قبایل هرکدام تلبیه ویژه خود را داشتند[۲۵] و حج‌گزاران به دو گروه با آداب متفاوت اهل حمس و اهل حل تقسیم می‌شدند.[۲۶]

ادیان دیگر و یکتاپرستان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مسیحیت و یهودیت احتمالاً در دوره دوم حکومت حمیریان (378-525م.) وارد جزیرة العرب شدند. مسیحیت از طریق مبلغان سوری، حیره‌ای و حبشی و یهودیت از طریق مهاجران در مناطقی مانند یثرب، خیبر و تیماء حضور یافتند.[۲۷]حنفاء گروهی بودند که بت‌پرستی را ترک کرده و به خدای یگانه ایمان داشتند. آنها خود را پیرو دین حضرت ابراهیم می‌دانستند و رفتارهایی مانند تفکر در آفرینش و پرهیز از منکرات را در پیش می‌گرفتند.[۲۸]

ظهور اسلام[ویرایش | ویرایش مبدأ]

رسالت پیامبر(ص) در حدود سال 610م. در مکه آغاز شد. پس از 13 سال تبلیغ در مکه با استقبال کند، مردم یثرب (مدینه) اقبال بهتری نشان دادند. با هجرت پیامبر به مدینه در سال 623 میلادی، این شهر به مرکز حکومت اسلامی تبدیل شد و در طول 10 سال، اسلام به مناطق مهمی مانند مکه، طائف، یمن، عمان و بحرین گسترش یافت.[۲۹] در زمان عمر بن خطاب، یهودیان و مسیحیان حجاز وادار به کوچ شدند.[۳۰]

امروزه تقریباً همه ساکنان مسلمان هستند. وهابیت در عربستان سعودی و قطر حاکم است. بیشتر مردم کویت و امارات متحده عربی سنی مذهب (عمدتاً مالکی) هستند. جمعیت چشمگیری از شیعیان امامی در سواحل عربستان، بحرین و کویت زندگی می‌کنند. نیمی از مردم یمن سنی و نیمی دیگر شیعه زیدی هستند. در عمان، باورهای خوارج اباضیه رواج دارد.[۳۱]

تاریخ اقتصادی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اقتصاد شبه‌جزیره عربستان در ابتدا بر کشاورزی محدود در واحه‌ها و دامداری استوار بود. با توجه به شرایط جغرافیایی نامساعد، تجارت و صنعت نقش مهم‌تری در اقتصاد ایفا کرده‌اند. کشاورزی در مناطق حاصلخیز، به‌ویژه در جنوب، از دیرباز رواج داشت و محصولاتی شامل غلات، حبوبات، دانه‌های معطر و میوه‌های کشت می‌شد.[۳۲] در برخی مناطق دیگر از جمله در مدینه و طائف نیز کشاورزی رونق داشت.[۳۳][۳۴]

شتر به دلیل سازگاری با محیط خشک، محور زندگی کوچ‌نشینان بود و تمامی نیازهای آنان از شیر و گوشت تا پشم و پوست را تامین می‌کرد.[۳۵] پرورش اسب برای جنگ و کوچ، و نیز گوسفند، بز و زنبور عسل (به‌ویژه در یمن و حضرموت) رایج بود.[۳۶]

صنعت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دستیابی به معادن طلا، نقره، عقیق، سرب، آهن و نمک[۳۷] به تدریج باعث رونق صنایعی مانند پوست‌دوزی، ریسندگی، بافندگی، رنگرزی، ساخت عطر، نجاری، سفالگری، شیشه‌گری و زرگری شد.[۳۸] در مناطق غیرزراعی، صنایعی مانند اسلحه‌سازی و ساخت ابزار رایج بود.[۳۹] صنایع وابسته به کشتی‌سازی و ماهیگیری در سواحل، و همچنین صید مروارید رونق داشت.[۴۰]

تجارت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

تجارت مهم‌ترین عامل اقتصادی بود و تاجران، به‌ویژه قریش، کاروان‌های بزرگ را رهبری و گاه معاهداتی با قدرت‌های همسایه مانند ایران و روم می‌بستند.[۴۱]

دو راه اصلی تجارت وجود داشت: راه شمالی که از خلیج فارس و عمان، بادیه‌الشام و فلسطین، به بندر صور یا مصر می‌رسید و راه جنوبی که از بنادر جنوب مانند عمان، به موازات دریای سرخ، به بندر ایله یا غزه منتهی می‌شد.[۴۲]

جنوبی‌ها با دریانوردی، در صادرات کالاهای بومی (مانند بخور و کندر) و واردات کالاهای تجملی (مانند طلا و ابریشم) نقش واسطه‌گری داشتند.[۴۳]

بازارهایی مانند عکاظ، مجنه و ذی‌المجاز نزدیک مکه، و بازارهای بنی‌قینقاع و زباله در مدینه، مراکز مهم تجاری بودند.[۴۴] بنادری مانند جده و ینبع نیز نقش کلیدی در واردات کالا و ورود حاجیان داشتند.[۴۵]

نفت و گاز[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در دوره معاصر، اقتصاد کشورهای شبه‌جزیره عربستان تحت سلطه هیدروکربن‌ها (نفت و گاز) قرار دارند که مدرنیزاسیون سریع و صندوق‌های ثروت عظیم ملی را تأمین مالی کرده‌اند. برای گریز از آسیب‌پذیری ناشی از وابستگی به نفت این کشورها در جهت تنوع‌بخشی اقتصادی در بخش‌هایی مانند گردشگری، مالی و فناوری تلاش می‌کنند.[۴۶] [۴۷]

تاریخ سیاسی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دوران پیش از اسلام[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ویژگی‌های جغرافیایی (کوچ‌نشینی، فقر منابع) باعث شد حکومت‌های مرکزی قدرتمند کمتر تمایلی به تسلط کامل بر این سرزمین داشته باشند. با این حال، در جنوب، حکومت‌های متمرکز و قدرتمندی شکل گرفتند. مهم‌ترین این دولت‌ها شامل سبأ (۶۵۰-۱۱۵ ق.م.)، مَعین (۱۳۰۰-۶۳۰ ق.م.)، قَتبان (۱۰۰۰-۵۰ ق.م.)، حضرموت (۴۵۰ ق.م. - ۳۰۰ م.) و حمیر (۱۱۵ ق.م. - ۵۲۵ م.) بودند.[۴۸]

در شمال، حکومت‌های کوچک‌تری مانند لحیان در منطقه علا[۴۹] و دولت‌های دست‌نشانده قدرت‌های بزرگ، مانند آل منذر (لخمیان) در حیره (وابسته به ایران)[۵۰] و غسانیان در جنوب شام (وابسته به روم) وجود داشتند.[۵۱]

دوران اسلامی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بعثت پیامبر در سال ۶۱۰ م. نقطه عطفی در تاریخ سیاسی شبه‌جزیره عربستان بود. با هجرت پیامبر به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، مرکز ثقل سیاسی از جنوب به حجاز منتقل شد. پس از فتح مکه و پاکسازی کعبه از بت‌ها، اکثر قبایل شبه‌جزیره در «سنةالوفود» اسلام آوردند یا پیمان صلح بستند.[۵۲]

پس از رحلت پیامبر(ص)، خلافت ابوبکر با شورش‌های گسترده قبایل (جنگ‌های ردّه) مواجه شد که سرکوب گردید.[۵۳] در دوره عمر، تسلط حکومت مرکزی بر کل شبه‌جزیره کامل شد و درآمدها به شدت افزایش یافت.[۵۴]

انتقال مرکز خلافت از مدینه به کوفه توسط حضرت علی(ع) و سپس به شام توسط معاویه، به تدریج شبه‌جزیره را به حاشیه سیاست جهان اسلام راند. این امر به قیام‌هایی مانند قیام عبدالله بن زبیر (که در ۷۴ ق. توسط حجاج بن یوسف ثقفی سرکوب شد) انجامید.[۵۵] دیگر شورش‌های مهم شامل قیام خوارج، قیام نفس زکیه (۱۴۵ ق.) و جنبش قرمطیان بود.[۵۶]

با این حال، شبه‌جزیره به دلیل وجود حرمین شریفین (مکه و مدینه) و نقش آن در مشروعیت‌بخشی، همواره برای خلفا و سلسله‌های مختلف (از جمله عباسیان، فاطمیان و مملوکان) اهمیت داشت. این حکومت‌ها خدمات عمرانی گسترده‌ای در حرمین و مسیرهای حج انجام می‌دادند.[۵۷]

دوره عثمانی و آل سعود[ویرایش | ویرایش مبدأ]

عثمانی‌ها در سال ۹۲۳ ق. بر حجاز مسلط شدند و تا ۱۳۳۷ ق. بر آن حکومت کردند. آنان ضمن تعیین والی، امور داخلی را به اشراف حسنی مکه می‌سپردند و همچنان به عمران حرمین توجه داشتند.[۵۸]

در سده دوازدهم ق./هجدهم م., جنبش وهابی به رهبری محمد بن عبدالوهاب با اتحاد با محمد بن سعود (حاکم درعیه) ظهور کرد. پس از کشمکش‌های طولانی با عثمانی، آنان موفق به تأسیس پادشاهی عربستان سعودی در سال ۱۳۴۳ ق./