اسرار نماز طواف
| دسته | اعمال عمره و حج |
|---|---|
| مکان | مسجدالحرام پشت مقام ابراهیم |
| عمل قبلی | طواف |
| عمل بعدی | سعی |
| مکانهای وابسته | مطاف |
| صفحه فتواهای مراجع | نماز طواف (فتاوای مراجع) |
| جستارهای وابسته | اعمال عمره تمتع؛ اعمال حج تمتع |
طواف و نماز | |
اَسرار نماز طَواف مجموعهای از معانی، اهداف و نتایج باطنی عمل نماز طواف در پشت مقام ابراهیم(ع) است. نماز طواف را وسیله معراج حجگزار تا عرش الهی دانستهاند. در احادیث به ثواب و فضیلت نماز طواف اشاره شده. معنای نماز طواف قرار گرفتن در جایگاه بندگی و نیازمندی به خداست. هدف نماز طواف در راستای ارتباط نمازگزار با خدا و ولایت دانسته شده و از جمله نتایج آن، کسب آرامش برای حجگزار است.
اهمیت نماز طواف[ویرایش | ویرایش مبدأ]
نماز طواف دو رکعت نماز است که باید پس از هر بار طواف کعبه (چه طواف عمره تمتع و چه عمره مفرده و چه حج تمتع و چه طواف نساء) به نیّت نماز طواف در پشت مقام ابراهیم(ع) خوانده شود.[۱]
نماز در بین عبادات از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار میباشد. نویسندگان اسرار حج، نماز طواف را وسیله معراج حجگزار تا عرش الهی دانستهاند.[۲]
برخی پژوهشگران اهمیت نماز طواف را در این دانسته اند که تا زمان طواف در نزدیک خانه خدا، اتصال حجگزار با صاحب خانه در محکمترین حالت قرار دارد. ولی زمانی که از خانه دور شد، باید به نماز بایستد. پس از اتمام طواف با فاصله گرفتن از کعبه، نماز است که میتواند ارتباط با خدا را برپا نگه دارد[۳] چنانکه خداوند کعبه را موجب پابرجایی مردم و دین قرار داده است.[۴]
روایات و فضائل[ویرایش | ویرایش مبدأ]
از امام صادق(ع) روایت شده که حجگزار خانه خدا وقتی در نماز طواف است، «فرشتهاى در سمت چپ او مىايستد و چون از نماز طواف فارغ شود، دستى بر پشت او مىنوازد و مىگويد: گناهان گذشتهات پاك شد، اما تا مىتوانى براى آيندهات بكوش، باشد كه رستگار بمانى.[۵]
پيامبر خدا (ص) فرمود: «... هر كس گرد اين خانه هفت بار بگردد و دو ركعت نماز طواف را نيكو بجا آورد، آمرزيده است.[۶]
اسرار نماز طواف[ویرایش | ویرایش مبدأ]
ابراز نیازمندی و بندگی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
نماز انسان را در مقام بندگی و نیازمندی به خدا قرار میدهد[۷] چنانکه خداوند خود را بینیاز معرفی کرده و انسان را محتاج به خدا.[۸] حجگزار در نماز طواف دست از دنیا و آنچه دنیوی است میشوید و در مرحله بعد اسم و رسمی برای خود نمیبیند و تمام امور را در اراده خداوند میداند.[۹] امام زین العابدین(ع) در حدیث شبلی، نماز در مقام ابراهیم(ع) را به معنای بندگی، طاعت و مبارزه با شیطان دانسته است.[۱۰] باطن نماز طواف این است که نمازی چون نماز ابراهیم خوانده شود.[۱۱]
اتصال با ولایت[ویرایش | ویرایش مبدأ]
نماز طواف، نماز در جایگاه ولایت[۱۲] و نماز پشت سر حضرت ابراهیم(ع) دانسته شده[۱۳] که اشاره به جایگاه رفیع نبوت و امامت در هدایت انسان دارد.[۱۴] این نماز در مکانی خوانده میشود که حضرت ابراهیم ماموریت یافت تا آن را برای حجگزاران و طواف کنندگان پاک و پاکیزه کند.[۱۵] و برخی تشهّد و سلامهاى نماز طواف را به منزله مكالمه بين انسان و اهل بيت (ع) دانستهاند.[۱۶]
آرامش و یاد خدا[ویرایش | ویرایش مبدأ]
نماز طواف، وسیله یاد خدا و آرامش دهنده به انسان است. برخی پژوهشگران تحقق واقعی «یاد خدا» را متوقف حضور قلب و توجه به خدا در نماز دانستهاند. از فواید حضور قلب در نماز، دستیابی به مراحل بالای توجه به خدا و ایجاد خشوع[یادداشت ۱] در نماز است.[۱۷]
دیدار با خدا[ویرایش | ویرایش مبدأ]
نماز طواف در مراحل بالایی از کیفیت معنوی، میتواند احساسی در حجگزار ایجاد کند که انگار خداوند را در مقابل خود میبیند و طعم حضور او را میچشد. در چنین حالتی حجگزار، غرق در اتصال با خدا است.[۱۸]
آداب[ویرایش | ویرایش مبدأ]
وضو داشتن هنگام نماز طواف واجب است.[۱۹] هر مقدار که نماز طواف به مقام ابراهیم (ع) نزدیکتر باشد بهتر است. البته به شکلی که برای مردم مزاحمت نداشته باشد.[۲۰] نماز طواف باید پس از طواف و پیش از سعی خوانده شود و با طواف نباید زیاد فاصله داشته باشد.[۲۰] مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره اخلاص و در رکعت دوم بعد از حمد سوره کافرون خوانده شود.[۲۱]
شکر خداوند و ذکر صلوات، طلب قبولی اعمال، سجده های طولانی و گریستن و خواندن دعاهای مختلف از مستحبات نماز طواف است.[۲۲] وقت نماز طواف طبق سنت امام حسن و امام حسین (ع) بعد از نماز صبح و نماز عصر بوده است.[۲۳] براساس حدیث شبلی، بهتر است حجگزار به هنگام نماز، توجه کند که ابراهیم گونه نماز بگزارد و با نمازش بینی شیطان را به خاک بمالد.[۲۴] بهتر است انسان توجه داشته باشد که این مکان، محل نماز انبیا و اولیای خداست.[۱۲]
شايسته است كه حجگزار بعد از طواف و نماز طواف مُشرِف بر زمزم شود و مقدارى از آب آن را بنوشد[۲۵] چرا که پیامبر(ص) نیز اینگونه عمل کرده است.[۲۶]

مقالههای مرتبط[ویرایش | ویرایش مبدأ]
پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- ↑ مناسک حج، مسئله۲/۸۰۰.
- ↑ اسرار حج (فارسى مظاهری)، ص31؛ اسلام، آيين رستگارى، ص271.
- ↑ فرهنگنامه اسرار و معارف حج، ص183.
- ↑ مائده، 95 ؛ کافی، ج4، ص271.
- ↑ الكافي، ج3، ص270.
- ↑ بحار الأنوار، ج65، ص452 ؛ تحفة الأولياء، ج3، ص55.
- ↑ اسرار عرفانی عمره، ص151.
- ↑ فاطر، 15.
- ↑ اسرار عرفانی عمره، ص151 ؛ شرح منازل السائرین، ص129.
- ↑ حج و عمره در قرآن و حدیث، ص285. حدیث شبلی در اسرار حج روایت شیعیان یا حکایت صوفیان، ص1و9
- ↑ اسرار و معارف حج(جوادی آملی)، ص7.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ اسرار عرفانی حج، ص413.
- ↑ ره توشه حج، ج2، ص194.
- ↑ فرهنگنامه اسرار و معارف حج، ص184.
- ↑ بقره، 125.
- ↑ اسرار حج (فارسى مظاهری)، ص32.
- ↑ اسرار عرفانی عمره، ص158و159.
- ↑ اسرار عرفانی حج، ص412.
- ↑ تحریر الوسیله، ج1، ص117.
- ↑ ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ تحریر الوسیله، ج2، ص237.
- ↑ الخصال، ج2، ص15.
- ↑ اسرار عرفانی حج، ص403.
- ↑ الكافي، ج4، ص50.
- ↑ اسرار عرفانی عمره، ص156.
- ↑ عرفان حج، ص68.
- ↑ علل الشرايع، شیخ صدوق، ج2، ص331.
- ↑ حالتی از تواضع در برابر عظمت خداوند که در آن غرور و تکبر کنار گداشته میشود.
منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- اسرار عرفانی حج محمدتقی فعالی، تهران، مشعر، 1386ش.
- اسرار حج (فارسی) حسين مظاهری، اصفهان، الزهرا، 1387ش.
- اسرار عرفانی عمره محمدتقی فعالی، تهران، مشعر، 1388ش
- اسلام، آيين رستگارى حسين مظاهری، اصفهان، الزهرا، 1387ش.
- اسرار و معارف حج عبدالله جوادی آملی، قم، تبیان، 1387ش.
- بحار الأنوار، العلامة المجلسی، تهران، ولی عصر، 1397ق.
- برسی اسرار حج در حدیث شبلی از منظر آیات و روایات، حسینی، داوود، تهران-ایران، مشعر، 1400.
- تحفة الأولياء، شیخ کلینی، ترجمه اردکانی، قم، دارالحدیث، 1388ش.
- خصال، شیخ صدوق، بیجا، نسیم کوثر، 1382ش.
- درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، کمیته اسرار و معارف معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، تهران، مشعر، 1389ش.
- ره توشه حج، جمعی از نویسندگان، تهران، معاونت آموزش و تحقیقات بعثه مقام معظم رهبری، بیتا.
- عرفان حج، جوادی آملی، تهران، مشعر، 1383ش.
- علل الشرايع، شیخ صدوق، بیجا، مؤمنين، 1386ش.
- الكافی(گزيده فارسى)، شیخ کلینی، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، 1363ش.
- مناسک حج با حواشی مراجع، سید روحالله خمینی، تهران، نشر مشعر، 1385ش.