نجف: تفاوت میان نسخهها
بارگاه علوی در شهر نجف
(مراحل توسعه شهر نجف) |
(بارگاه علوی در شهر نجف) |
||
خط ۹۹: | خط ۹۹: | ||
پادشاهان شیعه، از دوره [[آلبویه]] تا دوره [[صفوی]]، به عمران شهر نجف اهتمام ویژهای داشتند و ضمن بازسازی و توسعه بارگاه امیرمؤمنان (ع) به احداث حصار اطراف شهر و ایجاد کانال آب از فرات به نجف، اقدام نمودند. این شهر بهویژه در قرون هفتم و هشتم هجری توسعه و پیشرفت چشمگیر و درخور توجهی یافت و پادشاهان آلجلایر مدارس و مساجد و خانقاههایی در نجف بنا کردند.<ref>ماضی النجف وحاضرها، جعفر آلمحبوبة، ج١، ص٢٢.</ref> | پادشاهان شیعه، از دوره [[آلبویه]] تا دوره [[صفوی]]، به عمران شهر نجف اهتمام ویژهای داشتند و ضمن بازسازی و توسعه بارگاه امیرمؤمنان (ع) به احداث حصار اطراف شهر و ایجاد کانال آب از فرات به نجف، اقدام نمودند. این شهر بهویژه در قرون هفتم و هشتم هجری توسعه و پیشرفت چشمگیر و درخور توجهی یافت و پادشاهان آلجلایر مدارس و مساجد و خانقاههایی در نجف بنا کردند.<ref>ماضی النجف وحاضرها، جعفر آلمحبوبة، ج١، ص٢٢.</ref> | ||
== مراحل توسعه شهر نجف == | ==مراحل توسعه شهر نجف== | ||
شهر نجف در طى مراحل توسعه شاهد سه مرحله بوده است كه عبارتند از: | شهر نجف در طى مراحل توسعه شاهد سه مرحله بوده است كه عبارتند از: | ||
=== •مرحله اول: === | ===•مرحله اول:=== | ||
مرحله آبادانى اوليه كه از زمان (عضد الدوله آل بويه) در سال 338 ه ق آغاز گرديد و تا قرن نهم هجرى ادامه يافت. اين مرحله در حقيقت مرحله نوباوگى شهر بوده است و در اوايل اين مرحله باروى شهر ساخته شد كه تمامى شهر را در برمىگرفت و در سال 400 ه ق (ابو محمد بن سهلان) وزيرآل بويه باروى ديگرى اطراف شهر كشيد. | مرحله آبادانى اوليه كه از زمان (عضد الدوله آل بويه) در سال 338 ه ق آغاز گرديد و تا قرن نهم هجرى ادامه يافت. اين مرحله در حقيقت مرحله نوباوگى شهر بوده است و در اوايل اين مرحله باروى شهر ساخته شد كه تمامى شهر را در برمىگرفت و در سال 400 ه ق (ابو محمد بن سهلان) وزيرآل بويه باروى ديگرى اطراف شهر كشيد. | ||
=== •مرحله دوم: === | ===•مرحله دوم:=== | ||
مرحله آبادانى ثانويه شهر است و از قرن نهم هجرى تا اواسط قرن سيزدهم هجرى ادامه داشت، در اين دوره از شكوفايى شهر كاسته شده و به علت بروز جنگ هاى طولانى بين ترك هاى عثمانى و پادشاهان صفوى آسيبهايى نيز به اين شهر وارد گرديد. | مرحله آبادانى ثانويه شهر است و از قرن نهم هجرى تا اواسط قرن سيزدهم هجرى ادامه داشت، در اين دوره از شكوفايى شهر كاسته شده و به علت بروز جنگ هاى طولانى بين ترك هاى عثمانى و پادشاهان صفوى آسيبهايى نيز به اين شهر وارد گرديد. | ||
=== •مرحله سوم: === | ===•مرحله سوم:=== | ||
دوران اخير است كه از اواسط قرن سيزدهم هجرى آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. در اين دوران شهر دوباره شكوفا شده و تغييرات فرهنگى و عمرانى فراوانى در آن روى داده و پس از آن كه مدت ها به صورت شهرستان تابع استان كربلا بود، عاقبت به استان تبديل شد | دوران اخير است كه از اواسط قرن سيزدهم هجرى آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. در اين دوران شهر دوباره شكوفا شده و تغييرات فرهنگى و عمرانى فراوانى در آن روى داده و پس از آن كه مدت ها به صورت شهرستان تابع استان كربلا بود، عاقبت به استان تبديل شد<br /> | ||
<br /> | |||
===شکوفایی علمی=== | ===شکوفایی علمی=== | ||
مهاجرت [[شیخ طوسی]] از بغداد به نجف در نیمه قرن پنجم هجری، در شکوفایی علمی این شهر تأثیرگذار بود. در واقع میتوان گفت که شیخ طوسی با حضور و سکونت خود در نجف، حوزه علمیه شیعه در نجف را بنیان گذاشت. البته با انتقال محوریت علمی تشیع به مناطق دیگری از قبیل حله و جبل عامل، حوزه علمیه نجف برای چندین قرن دچار رکود گردید. اما به تدریج از قرن هشتم هجری دوباره رونق یافت و پس از سقوط دولت صفویان در ایران در فاصله قرون دوازدهم تا دوره اخیر به اوج شکوه و عظمت علمی و فرهنگی خود رسید. | مهاجرت [[شیخ طوسی]] از بغداد به نجف در نیمه قرن پنجم هجری، در شکوفایی علمی این شهر تأثیرگذار بود. در واقع میتوان گفت که شیخ طوسی با حضور و سکونت خود در نجف، حوزه علمیه شیعه در نجف را بنیان گذاشت. البته با انتقال محوریت علمی تشیع به مناطق دیگری از قبیل حله و جبل عامل، حوزه علمیه نجف برای چندین قرن دچار رکود گردید. اما به تدریج از قرن هشتم هجری دوباره رونق یافت و پس از سقوط دولت صفویان در ایران در فاصله قرون دوازدهم تا دوره اخیر به اوج شکوه و عظمت علمی و فرهنگی خود رسید. | ||
خط ۱۵۵: | خط ۱۵۴: | ||
*[[ابن عساکر]]، مورخ بزرگ اهلسنت نیز به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده است که در تفسیر آیه فوق، فرمود که منظور از «ربوه»، نجف، و منظور از «قرار»، مسجد آن ([[مسجد کوفه]]) و منظور از «مَعین»، رود فرات است و هر درهم بخشش در کوفه، معادل صد درهم در جای دیگر و هر رکعت [[نماز]]، معادل صد رکعت در جای دیگر است و هرکس بخواهد از آب بهشت [[وضو]] بگیرد و از آب بهشت بنوشد و با آب بهشت غسل و شستوشو کند، از آب فرات استفاده کند.<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابنعساکر، ج1، ص213.</ref> | *[[ابن عساکر]]، مورخ بزرگ اهلسنت نیز به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده است که در تفسیر آیه فوق، فرمود که منظور از «ربوه»، نجف، و منظور از «قرار»، مسجد آن ([[مسجد کوفه]]) و منظور از «مَعین»، رود فرات است و هر درهم بخشش در کوفه، معادل صد درهم در جای دیگر و هر رکعت [[نماز]]، معادل صد رکعت در جای دیگر است و هرکس بخواهد از آب بهشت [[وضو]] بگیرد و از آب بهشت بنوشد و با آب بهشت غسل و شستوشو کند، از آب فرات استفاده کند.<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابنعساکر، ج1، ص213.</ref> | ||
== بارگاه علوی در شهر نجف == | |||
مرقد حضرت على (ع) در طول دوران حكومت بنى اميه پنهان بود و بجز فرزندان آن حضرت و برخى از خواص شيعيان، كسى از محل آن اطلاعى نداشت. پس از سقوط حكومت اموى و سركار آمدن عباسى ها، با برملا شدن راز محل دفن آن حضرت به تدريج شيعيان بسوى آن رو آوردند. | |||
==== چگونگی آشکار شدن قبر علی (ع) ==== | |||
در باره چگونگي آشكار شدن مرقد مطهر حضرت علي (ع) در تاریخ آمده است: روزى هارون الرشيد در نجف به شكار رفت. سگها، آهوان را تعقيب مى كردند آنها به بالاى تل نجف پناه مى بردند و سگها از تعقيب آنها باز مى ايستادند. هارون الرشيد دريافت كه بايد در اين مكان، سرّى نهفته باشد. پيرمردى از اهالى آنجا را احضار كرد و راز آن را از پيرمرد جويا شد. پيرمرد گفت: براى گفتن سرّ اين تل خاك، از شما امان مى خواهم و هارون نيز امانش داد. پير مرد گفت: با پدرم به اينجا آمدم و پدرم در اين مكان زيارت نامه مى خواند و نماز مى گزارد. از پدرم سؤال كردم كه زيارت خواندن در اينجا چه مناسبتى دارد؟ پاسخ داد: با حضرت امام جعفر صادق عليه السلام براى زيارت به اينجا مى آمدم و ايشان فرمود: اينجا قبر جدش على بن ابىطالب عليه السلام است كه به زودى آشكار خواهد شد. '''هارون دستور حفر اين محل را داد تا به علامت قبرى رسيدند و لوحى در آنجا پيدا شد كه بر روى آن با خط سريانى دو سطر نقش بسته بود كه ترجمه آن چنين است: «اين قبرى است كه نوح پيغمبر آن را براى على عليه السلام وصى محمد صلى الله عليه و آله قبل از طوفان به هفتصد سال حفر نمود ». هارون اداى احترام نمود و دستور داد خاكها را به جاى اول خود برگردانند. آنگاه نامه اى به امام موسى كاظم عليه السلام در مدينه نوشت و صحت اين مطلب را از امام موسى عليه السلام سؤال كرد. ايشان آن محل را به عنوان قبر جدش على بن ابىطالب عليه السلام تأييد كرد. سپس به دستور هارون، سنگ بنايى بر آن قبر نهاده شد كه به «تحجير هارونى» معروف شد.''' <ref>بحارالانوار: 42 ص 330</ref> | |||
<br /> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} |