پرش به محتوا

تبرک به حضرت محمد(ص): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
Heidar (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
تبرک به حضرت محمد(ص) به معنای جستن برکت و خیر از آثار و نشانه‌های ایشان است؛ سنتی که ریشه در باور به قداست پیامبر و ارتباط او با عالم الهی دارد. مسلمانان از آغاز اسلام، تبرک را راهی برای تقرب به خدا و بهره‌مندی از فیض نبوی دانسته‌اند. این تبرک در جلوه‌های گوناگون نمود یافته است: گاه به آثار جسمانی پیامبر مانند مو، ناخن و عرق؛ گاه به وسایل شخصی ایشان همچون لباس، عبا و سجاده؛ و گاه به مکان‌هایی که با حضور یا عبادت پیامبر پیوند داشته‌اند. استمرار این سنت در تاریخ اسلامی نشان‌دهنده جایگاه ویژه پیامبر در زندگی دینی مسلمانان است.
'''تبرک به حضرت محمد(ص)''' به معنای جستن برکت و خیر از آثار و نشانه‌های ایشان است؛ سنتی که ریشه در باور به قداست پیامبر و ارتباط او با عالم الهی دارد. مسلمانان از آغاز اسلام، تبرک را راهی برای تقرب به خدا و بهره‌مندی از فیض نبوی دانسته‌اند. این تبرک در جلوه‌های گوناگون نمود یافته است: گاه به آثار جسمانی پیامبر مانند مو، ناخن و عرق؛ گاه به وسایل شخصی ایشان همچون لباس، عبا و سجاده؛ و گاه به مکان‌هایی که با حضور یا عبادت پیامبر پیوند داشته‌اند. استمرار این سنت در تاریخ اسلامی نشان‌دهنده جایگاه ویژه پیامبر در زندگی دینی مسلمانان است.
 
==مفهوم تبرک==
==مفهوم تبرک==
{{اصلی|تبرک}}
{{اصلی|تبرک}}
تبرک یعنی طلب برکت و خیر الهی<ref>نک: تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص334.</ref> که در یک موجود نهاده شده<ref>الموسوعة الفقهیة الکویتیه، ج10، ص69.</ref> و [[خداوند]] برای او امتیازها و مقام‌هایی خاص قرار داده است،<ref>سلفی‌گری و پاسخ به شبهات، ص434.</ref> خواه این برکت مادی باشد و خواه معنوی.<ref>التبرک، جدیع، ص43.</ref>
تبرک در لغت به معنای خیر کثیر و فزونی،<ref>لسان العرب، ج10، ص395-396، «برک.</ref> سعادت<ref>نک: قاموس قرآن، ج1، ص189.</ref> و ثبات<ref>معجم مقاییس اللغه، ج1، ص227؛ الصحاح، ص1574، «برک.</ref> است. در اصطلاح طلب برکت و خیر الهی<ref>نک: تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص334.</ref> که در یک موجود نهاده شده<ref>الموسوعة الفقهیة الکویتیه، ج10، ص69.</ref> و [[خداوند]] برای او امتیازها و مقام‌هایی خاص قرار داده می‌باشد،<ref>سلفی‌گری و پاسخ به شبهات، ص434.</ref> خواه این برکت مادی باشد و خواه معنوی.<ref>التبرک، جدیع، ص43.</ref>
 
== تبرک‌جویی به پیامبر(ص) در سیره اهل بیت ==
در متون روایی و تاریخی، مواردی فراوان از تبرک‌جویی [[اهل بیت]] و امامان شیعه به پیامبر(ص) گزارش شده است. فاطمه، دختر پیامبر، پس از وفات ایشان بر مزارش حضور می‌یافت و خاک آن را به نشانه تبرک بر سر و صورت خویش می‌مالید.<ref>وفاء الوفاء، ج4، ص217؛ احقاق الحق، ج10، ص435.</ref> تبرک‌جویی به قبر شریف پیامبر، سیره پیوسته امامان معصوم و اهل بیت بوده است.
 
در منابع روایی، تبرک [[امام حسین]]،<ref>الفتوح، ج5، ص18-19؛ بحار الانوار، ج44، ص328.</ref> [[امام صادق]]،<ref>بحار الانوار، ج97، ص150-153.</ref> [[امام رضا]]<ref>بحار الانوار، ج80، ص314؛ ج93، ص153.</ref> و [[امام جواد(ع)]]<ref>نک: الکافی، ج1، ص353؛ بحار الانوار، ج50، ص68.</ref> به مزار پیامبر گزارش شده است. [[امام حسن(ع)]] نیز وصیت نمود که در صورت امکان، کنار مزار رسول خدا به خاک سپرده شود.<ref>فضائل الخمسه، ج3، ص256.</ref> تبرک امام صادق(ع) به عصای پیامبر<ref>الکنی و الالقاب، ج1، ص27.</ref> و نیز تبرک حضرت علی به باقی‌مانده حنوط پیامبر<ref>المستدرک، ج1، ص361.</ref> شواهد دیگر این سیره است. از دیگر موارد برکت‌جویی اهل بیت، تبرک به سنگی در خانه حضرت زهرا است که محل نشستن ایشان بوده است.<ref>وفاء الوفاء، ج2، ص58.</ref>
 
== تبرک در سیره صحابه و تابعین ==
[[صحابه]] هم‌زمان با پیامبر و بعد از وفات ایشان به وی تبرک می‌جستند. بررسی زندگانی پیامبر گرامی و چگونگی رفتار یاران ایشان حکایت از این دارد که مسلمانان در روزگار آغاز اسلام، به برکت‌جویی از وجود وی و امور متعلق به او اهتمام داشته‌اند.<ref>تبرک الصحابه، ص15-17.</ref>


== تبرک به موی پیامبر ==
=== تبرک به موی پیامبر ===
یکی از اشیای مورد اهتمام مسلمانان در تبرک<ref>صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.</ref> موهای پیامبر(ص) بوده است. اصحاب موی سر ایشان را برای تبرک و تیمن<ref>صحیح مسلم، ج7، ص79؛ صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.</ref> نزد خویش نگاه می‌داشتند.<ref>فتح الباری، ج6، ص148.</ref> آورده‌اند هنگامی که رسول خدا موی سرش را اصلاح می‌کرد، اصحاب گرد او می‌گشتند و هر تار مویی که بر زمین می‌افتاد، برای تبرک برمی‌داشتند.<ref>بحار الانوار، ج17، ص32.</ref> [[خالد بن ولید]] برای تبرک و به امید پیروزی، در جنگ‌ها پیشانی‌بندی می‌بست که چند تار از موهای رسول خدا در آن قرار داشت.<ref>تاریخ الخمیس، ج2، ص151؛ سبل الهدی، ج2، ص16.</ref> احمد بن حنبل نیز به موی پیامبر تبرک می‌جسته است.<ref>صفة الصفوه، ج1، ص547.</ref> تبرک به عرق ایشان هم میان اصحاب گزارش شده است. تبرک [[انس بن مالک]]<ref>صحیح البخاری، ج7، ص140.</ref> و امّ سلیم<ref>صحیح البخاری، ج7، ص140؛ فتح الباری، ج6، ص417؛ صحیح مسلم، ج7، ص81.</ref> به عرق ایشان از گزارش‌های معتبر در این زمینه است.
یکی از اشیای مورد اهتمام مسلمانان در تبرک<ref>صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.</ref> موهای پیامبر(ص) بوده است. اصحاب موی سر ایشان را برای تبرک و تیمن<ref>صحیح مسلم، ج7، ص79؛ صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.</ref> نزد خویش نگاه می‌داشتند.<ref>فتح الباری، ج6، ص148.</ref> آورده‌اند هنگامی که رسول خدا موی سرش را اصلاح می‌کرد، اصحاب گرد او می‌گشتند و هر تار مویی که بر زمین می‌افتاد، برای تبرک برمی‌داشتند.<ref>بحار الانوار، ج17، ص32.</ref> [[خالد بن ولید]] برای تبرک و به امید پیروزی، در جنگ‌ها پیشانی‌بندی می‌بست که چند تار از موهای رسول خدا در آن قرار داشت.<ref>تاریخ الخمیس، ج2، ص151؛ سبل الهدی، ج2، ص16.</ref> احمد بن حنبل نیز به موی پیامبر تبرک می‌جسته است.<ref>صفة الصفوه، ج1، ص547.</ref> تبرک به عرق ایشان هم میان اصحاب گزارش شده است. تبرک [[انس بن مالک]]<ref>صحیح البخاری، ج7، ص140.</ref> و امّ سلیم<ref>صحیح البخاری، ج7، ص140؛ فتح الباری، ج6، ص417؛ صحیح مسلم، ج7، ص81.</ref> به عرق ایشان از گزارش‌های معتبر در این زمینه است.


== تبرک به ناخن پیامبر ==
=== تبرک به ناخن و آب آشامیده شده پیامبر ===
ناخن رسول خدا<ref>دلائل النبوه، ج5، ص441.</ref> که گاهی ایشان آن را برای تبرک میان اصحاب تقسیم می‌نمود،<ref>المواهب اللدنیه، ج3، ص495.</ref> باقی‌مانده آب آشامیدنی<ref>الطبقات، ج1، ص184.</ref> ایشان،<ref>صحیح البخاری، ج6، ص252-253؛ فتح الباری، ج10، ص85، 89.</ref> آب بئر بضاعه<ref>مفاهیم یجب ان تصحح، ص220.</ref> که با آشامیدن پیامبر متبرک شده است، و آب وضوی پیامبر از موارد تبرک‌جویی اصحاب بوده است.<ref>بحار الانوار، ج17، ص32.</ref> حتی گاه اصحاب آب وضوی پیامبر را می‌نوشیدند.<ref>اسد الغابه، ج2، ص258؛اسد الغابه، ج5، ص634.</ref> آورده‌اند که صحابه دهانه مشکی را که پیامبر از آن آب آشامیده بود، بریدند و به قصد تبرک بردند.<ref>الاستیعاب، ج4، ص1907.</ref> در منابع تاریخی، نام 20 چشمه و چاه آمده که با آشامیدن پیامبر متبرّک شده و مورد اهتمام اصحاب بوده‌اند.<ref>وفاء الوفاء، ج3، ص119-150.</ref>
ناخن [[حضرت محمد (ص)|رسول خدا]]<ref>دلائل النبوه، ج5، ص441.</ref> که گاهی ایشان آن را برای تبرک میان اصحاب تقسیم می‌نمود،<ref>المواهب اللدنیه، ج3، ص495.</ref> باقی‌مانده آب آشامیدنی<ref>الطبقات، ج1، ص184.</ref> ایشان،<ref>صحیح البخاری، ج6، ص252-253؛ فتح الباری، ج10، ص85، 89.</ref> آب بئر بضاعه<ref>مفاهیم یجب ان تصحح، ص220.</ref> که با آشامیدن پیامبر متبرک شده است، و آب وضوی پیامبر از موارد تبرک‌جویی اصحاب بوده است.<ref>بحار الانوار، ج17، ص32.</ref> حتی گاه اصحاب آب وضوی پیامبر را می‌نوشیدند.<ref>اسد الغابه، ج2، ص258؛اسد الغابه، ج5، ص634.</ref> آورده‌اند که صحابه دهانه مشکی را که پیامبر از آن آب آشامیده بود، بریدند و به قصد تبرک بردند.<ref>الاستیعاب، ج4، ص1907.</ref> در منابع تاریخی، نام 20 چشمه و چاه آمده که با آشامیدن پیامبر متبرّک شده و مورد اهتمام اصحاب بوده‌اند.<ref>وفاء الوفاء، ج3، ص119-150.</ref>


== تبرک به وسایل پیامبر ==
== تبرک به اشیاء متعلق به پیامبر ==
وسیله‌های متعلق به پیامبر نیز مورد تبرک بوده است.<ref>التبرک، میانجی، ص123، 171.</ref> لباس،<ref>صحیح البخاری، ج7، ص42؛ صحیح مسلم، ج7، ص116.</ref> عبا،<ref>التبرک، میانجی، ص177؛ اسد الغابه، ج3، ص154؛ الاصابه، ج4، ص68.</ref> عمامه،<ref>السنن الکبری، ج5، ص476؛ اکمال الکمال، ص283.</ref> کفش<ref>صحیح البخاری، ج8، ص113.</ref> و سجاده نبوی<ref>نک: التبرک، میانجی، ص25.</ref> از جمله این موارد است. مسلمانان حتی به دستی که در [[بیعت]] با رسول خدا با ایشان در تماس بوده، تبرک می‌جستند.<ref>مجمع الزوائد، ج9، ص325؛ فتح الباری، ج6، ص148.</ref>
اشیاء متعلق به پیامبر نیز مورد تبرک بوده است.<ref>التبرک، میانجی، ص123، 171.</ref> لباس،<ref>صحیح البخاری، ج7، ص42؛ صحیح مسلم، ج7، ص116.</ref> عبا،<ref>التبرک، میانجی، ص177؛ اسد الغابه، ج3، ص154؛ الاصابه، ج4، ص68.</ref> عمامه،<ref>السنن الکبری، ج5، ص476؛ اکمال الکمال، ص283.</ref> کفش<ref>صحیح البخاری، ج8، ص113.</ref> و سجاده نبوی<ref>نک: التبرک، میانجی، ص25.</ref> از جمله این موارد است. مسلمانان حتی به اشیاء در تماس با پیامبر که متعلق به ایشان نبوده نیز تبرک جسته اند برای مثال به دستی که در [[بیعت]] با رسول خدا با ایشان در تماس بوده، تبرک می‌جستند.<ref>مجمع الزوائد، ج9، ص325؛ فتح الباری، ج6، ص148.</ref>


== تبرک به اماکن منسوب به پیامبر ==
== تبرک به اماکن منسوب به پیامبر ==
خط ۱۸: خط ۲۷:
[[عبدالله بن عمر]] اهتمامی ویژه به این امر داشت و در مکان‌های منسوب به پیامبر(ص) نماز می‌خواند.<ref>نک: صحیح البخاری، ج1، ص124؛ البدایة و النهایه، ج5، ص149-150.</ref> البته برخی از مخالفان تبرک‌جویی، این کار وی را بر پایه اجتهاد شخصی می‌دانند. اما بعضی بر پایه همین روایات و نقل‌ها بر آنند که پی‌جویی آثار پیامبر(ص) و تبرک به آن مستحب است.<ref>فتح الباری، ج1، ص471.</ref>
[[عبدالله بن عمر]] اهتمامی ویژه به این امر داشت و در مکان‌های منسوب به پیامبر(ص) نماز می‌خواند.<ref>نک: صحیح البخاری، ج1، ص124؛ البدایة و النهایه، ج5، ص149-150.</ref> البته برخی از مخالفان تبرک‌جویی، این کار وی را بر پایه اجتهاد شخصی می‌دانند. اما بعضی بر پایه همین روایات و نقل‌ها بر آنند که پی‌جویی آثار پیامبر(ص) و تبرک به آن مستحب است.<ref>فتح الباری، ج1، ص471.</ref>


=== مکان‌های متبرک پیامبر در مکه ===
=== مکان‌های متبرک به پیامبر در مکه ===
برخی از این مکان‌ها که در [[مکه]] قرار داشته‌اند، عبارتند از:
برخی از این مکان‌ها که در [[مکه]] قرار داشته‌اند، عبارتند از:


محل تولد<ref>شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیه، ج1، ص258.</ref> و جایی که پیامبر شترهای خود را در [[حج]] قربانی می‌کرد<ref>صحیح البخاری، ج6، ص236.</ref>؛ مسجد محل آغاز هجرت پیامبر از مکه و نیز مسجد بنا شده در آن منطقه<ref>آثار اسلامی، ص158.</ref>؛ [[مسجد الغنم]] که پس از [[فتح مکه]]، مشرکان در آن جا با پیامبر بیعت کردند<ref>آثار اسلامی، ص150.</ref>؛ [[مسجد خیف|مسجد خَیْف]] که محل [[خطبه حجة الوداع]]<ref>الکافی، ج1، ص403؛ اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص270.</ref> و نماز 700 پیامبر است<ref>الکافی، ج4، ص214.</ref> و به نماز خواندن در آن بسیار سفارش شده است<ref>الکافی، ج4، ص519؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص230.</ref>؛ [[مسجد ردم الاعلی]]؛ [[مسجد مختفی]]؛ [[خانه‌ ام‌هانی]]؛ مسجدی در راه [[ذی‌طوی]]؛ [[مسجد عریض|مسجد عُرَیض]]<ref>آثار اسلامی، ص99-104، 228.</ref>؛ خانه [[خدیجه(س)]] که مکان تولد فاطمه زهرا(س) بوده است؛<ref>آثار اسلامی، ص125.</ref> خانه [[ارقم بن ابی‌ارقم]] که محل پنهان شدن مسلمانان از هجوم مشرکان مکه بوده<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص14.</ref>؛ [[مسجد الغدیر]] در مکان خواندن [[خطبه غدیر]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.</ref>؛ مسجد الجن، جایگاه بیعت جنیان با پیامبر<ref>آثار اسلامی، ص93.</ref>؛ سنگ در نزدیک [[قبة الوحی]] در [[مسجدالحرام]] که به پیغمبر سلام نموده است<ref>رحلة ابن بطوطه، ج1، ص379-380.</ref>؛ سنگی نزدیک مکه که پیامبر در بازگشت از [[عمره]] روی آن استراحت نموده است<ref>رحلة ابن بطوطه، ج1، ص382.</ref>؛ سنگی در گوشه مسجدالحرام که نقش گام‌های مبارک پیامبر بر آن قرار داشته است.<ref>سفرنامه ناصر خسرو، ص128.</ref>
[[غار ثور]] و [[غار حراء]]؛<ref>بحار الانوار، ج57، ص223.</ref>محل تولد<ref>شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیه، ج1، ص258.</ref> و جایی که پیامبر شترهای خود را در [[حج]] قربانی کرد<ref>صحیح البخاری، ج6، ص236.</ref>؛ [[مسجد الغنم]] که پس از [[فتح مکه]]، مشرکان در آن جا با پیامبر بیعت کردند<ref>آثار اسلامی، ص150.</ref>؛ [[مسجد خیف|مسجد خَیْف]] که محل [[خطبه حجة الوداع]]<ref>الکافی، ج1، ص403؛ اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص270.</ref> و نماز 700 پیامبر است<ref>الکافی، ج4، ص214.</ref> و به نماز خواندن در آن بسیار سفارش شده است<ref>الکافی، ج4، ص519؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص230.</ref>؛ [[مسجد ردم الاعلی]]؛ [[مسجد مختفی]]؛ [[خانه‌ ام‌هانی]]؛ مسجدی در راه [[ذی‌طوی]]؛ [[مسجد عریض|مسجد عُرَیض]]<ref>آثار اسلامی، ص99-104، 228.</ref>؛ خانه [[خدیجه(س)]] که مکان تولد فاطمه زهرا(س) بوده است؛<ref>آثار اسلامی، ص125.</ref> خانه [[ارقم بن ابی‌ارقم]] که محل اجتماع مسلمانان در دوران تبلیغ مخفی بود<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص14.</ref>؛ [[مسجد الغدیر]] در مکان خواندن [[خطبه غدیر]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.</ref>؛ مسجد الجن، جایگاه بیعت جنیان با پیامبر<ref>آثار اسلامی، ص93.</ref>؛ سنگ در نزدیک [[قبة الوحی]] در [[مسجدالحرام]] که به پیغمبر سلام نموده است<ref>رحلة ابن بطوطه، ج1، ص379-380.</ref>؛ سنگی نزدیک مکه که پیامبر در بازگشت از [[عمره]] روی آن استراحت نموده است<ref>رحلة ابن بطوطه، ج1، ص382.</ref>؛ سنگی در گوشه مسجدالحرام که نقش گام‌های مبارک پیامبر بر آن قرار داشته است.<ref>سفرنامه ناصر خسرو، ص128.</ref>


با وجود این پشتوانه‌ها و سیره پیوسته و قطعی مسلمانان در برکت‌جویی، شماری از وهابیان باور دارند که تبرک جستن هنگام زندگانی پیامبر اسلام(ص) به دلیل رفتار صحابه و عدم منع پیامبر مشروع بوده است؛ اما پس از وفات ایشان، صحابه و مسلمانان به صورت مطلق این رفتار را ترک نمودند. بنا بر این، برکت‌جویی ویژه دوران حیات پیامبر(ص) بوده که ولایت ایشان بر مسلمانان جریان داشته<ref>الاعتصام، ص294-296.</ref>؛ اما پس از وفات او جایز نیست.<ref>حکم الجدیرة بالاذاعه، ص46.</ref>
=== مکان‌های متبرک به پیامبر در مدینه ===
یکی از مکان‌های متبرک مدینه، منبر<ref>الکافی، ج4، ص553؛ الجواب الباهر، ج1، ص73؛ الشفاء، ج2، ص57.</ref> و روضه نبوی است که دعا خواندن کنار آن از آداب دینی مورد اتفاق مسلمانان بوده است.<ref>وسائل الشیعه، ج14، ص344.</ref> مسلمانان تربت قبر پیامبر در مدینه را برای تبرک برمی‌داشتند. این کار به‌اندازه‌ای رواج یافت که عایشه دستور داد دیواری پیشاپیش قبر پیامبر بنا نهند.<ref>وفاء الوفاء، ج1، ص94.</ref>


افزون بر پشتوانه‌های یاد شده، پاسخ دیگر آن است که پیامبر اسلام(ص) دارای زندگانی برزخی است و بر پایه برخی روایات، ایشان سلام افراد به خود را می‌شنود و پاسخ می‌دهد.<ref>شفاء السقام، ص119؛ مفاهیم یجب ان تصحح، ص71.</ref> پس ولایت او منحصر به هنگام حیاتش نیست و پس از وفاتش نیز جریان دارد. شواهد تاریخی نیز نشان می‌دهند که تبرک‌جویی همواره پس از وفات پیامبر مورد اهتمام اصحاب و [[تابعین]] بوده است.<ref>صحیح البخاری، ج4، ص46.</ref>
آورده‌اند که چون صحابه به [[مسجدالنبی]] وارد می‌شدند، قسمتی از منبر را که کنار قبر پیامبر بود، می‌گرفتند و رو به [[قبله]] دعا می‌کردند.<ref>الشفاء، ج2، ص86.</ref> هنگامی که مردم مدینه از خشکسالی شکایت داشتند، به سفارش عایشه، سوراخی بالای [[روضه پیامبر]] گشودند و به برکت قبر پیامبر بر مردم باران بارید.<ref>وفاء الوفاء، ج2، ص115.</ref>این‌که [[ابوبکر]] و [[عمر]] خواستند کنار قبر پیامبر به خاک سپرده شوند، جز متبرک شدن به ایشان وجهی نداشته است.<ref>کشف الارتیاب، ص344؛ التبرک، میانجی، ص157.</ref>  


=== مکان‌های متبرک پیامبر در مدینه ===
از دیگر مکان‌های متبرک مدینه، می‌توان به این موارد اشاره کرد: [[مسجد شجره]] که محل احرام پیامبر بوده است،<ref>الکافی، ج4، ص248.</ref> [[مسجد الاجابه]] که پیامبر در بازگشت از عمره در آن نماز خوانده بود و مردم آن را برای تبرک می‌بوسند،<ref>آثار اسلامی، ص142.</ref> [[مسجد البغله]]،<ref>وسائل الشیعه، ج4، ص309.</ref> مسجد قبا که نماز در آن پاداش فراوان دارد،<ref>وسائل الشیعه، ج5، ص285-286.</ref> [[مشربه‌ ام‌ابراهیم]]،<ref>الکافی، ج4، ص560.</ref> [[مسجد فضیخ]]، [[مسجد فتح (مدینه)|مسجد فتح]]،<ref>من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.</ref> [[مسجد عتبان بن مالک]].<ref>آثار اسلامی، ص207-208.</ref>
یکی از دیگر مکان‌های متبرک مدینه، منبر<ref>الکافی، ج4، ص553؛ الجواب الباهر، ج1، ص73؛ الشفاء، ج2، ص57.</ref> و روضه نبوی است که دعا خواندن کنار آن از آداب دینی مورد اتفاق مسلمانان بوده است.<ref>وسائل الشیعه، ج14، ص344.</ref> مسلمانان تربت پیامبر را برای تبرک برمی‌داشتند. این کار به‌اندازه‌ای رواج یافت که عایشه دستور داد دیواری پیشاپیش قبر پیامبر بنا نهند.<ref>وفاء الوفاء، ج1، ص94.</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}


آورده‌اند که چون صحابه به [[مسجدالنبی]] وارد می‌شدند، قسمتی از منبر را که کنار قبر پیامبر بود، می‌گرفتند و رو به [[قبله]] دعا می‌کردند.<ref>الشفاء، ج2، ص86.</ref> هنگامی که مردم مدینه از خشکسالی شکایت داشتند، به سفارش عایشه، سوراخی بالای [[روضه پیامبر]] گشودند و به برکت قبر پیامبر بر مردم باران بارید.<ref>وفاء الوفاء، ج2، ص115.</ref>
== منابع ==
{{منابع}}{{دانشنامه|آدرس=http://hzrc.ac.ir/post/7528|عنوان=تبرک|نویسنده=حسن رضایی}}


این‌که [[ابوبکر]] و [[عمر]] خواستند کنار قبر پیامبر به خاک سپرده شوند، جز متبرک شدن به ایشان وجهی نداشته است.<ref>کشف الارتیاب، ص344؛ التبرک، میانجی، ص157.</ref> از دیگر مکان‌های متبرک مدینه، می‌توان به این موارد اشاره کرد: [[غار ثور]]، [[غار حراء]]،<ref>بحار الانوار، ج57، ص223.</ref> [[مسجد شجره]] که محل احرام پیامبر بوده است،<ref>الکافی، ج4، ص248.</ref> [[مسجد الاجابه]] که پیامبر در بازگشت از عمره در آن نماز خوانده بود و مردم آن را برای تبرک می‌بوسند،<ref>آثار اسلامی، ص142.</ref> [[مسجد البغله]]، [[مسجد الفتح]]،<ref>وسائل الشیعه، ج4، ص309.</ref> مسجد قبا که نماز در آن پاداش فراوان دارد،<ref>وسائل الشیعه، ج5، ص285-286.</ref> [[مشربه‌ ام‌ابراهیم]]،<ref>الکافی، ج4، ص560.</ref> [[مسجد فضیخ]]، [[قبور شهیدان احد]]، [[مسجد احزاب]] یا فتح،<ref>من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.</ref> [[مسجد عتبان بن مالک]].<ref>آثار اسلامی، ص207-208.</ref>
*'''آثار اسلامي مكه و مدينه''': رسول جعفريان، قم، مشعر، 1386ش؛
 
*'''احقاق الحق''': نورالله الحسيني الشوشتري (م.1019ق.)، تعليقات: شهاب الدين نجفي، قم، مكتبة النجفي، 1406ق؛
تبرک به این مکان‌ها که یا پس از وفات پیامبر بنا شده‌اند و یا پس از ایشان بازسازی گشته‌اند، دلیل بطلان دیدگاه شماری از وهابیان است که باور دارند تبرک پس از وفات پیامبر تنها در باره آثاری مجاز است که با بدن پیامبر تماس داشته و صحابه نیز به این موارد تبرک می‌جستند.<ref>التبرک، جدیع، ص252.</ref>
*'''اخبار مكه''': الفاكهي (م.279ق.)، به كوشش ابن دهيش، بيروت، دار خضر، 1414ق؛
 
*'''اسد الغابه''': ابن اثير (م.630ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي؛
آن‌ها تبرک به مواردی مانند در و دیوار مسجدالحرام و مسجدالنبی و نیز [[ضریح نبوی]] را جایز نمی‌شمرند<ref>التبرک و التوسل، ص40-41.</ref> و این کار را در زمره رفتار بت‌پرستان و مشرکان می‌دانند.<ref>نک: کشف الارتیاب، ص342-343.</ref> اما چنان‌که گفتیم، ادله و شواهد آشکار بر جواز تبرک به آثار نبوی پس از زندگانی ایشان، حتی در مواردی که با بدن پیامبر در تماس نبوده، دلالت دارند. فتوای احمد بن حنبل در جواز مسح منبر و روضه نبوی نیز این سخن را تایید می‌کند.<ref>العلل و معرفة الرجال، ج2، ص492.</ref>
*'''الاستيعاب''': ابن عبدالبر (م.463ق.)، تحقیق البجاوي، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛
 
*'''الاصابه''': ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، به كوشش علي معوض و عادل عبدالموجود، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛
نکته مغفول در نظر این گروه، تفاوت برکت‌جویی مسلمانان با کار مشرکان است. قصد مسلمانان در زیارت قبور و بارگاه اولیای دین، خود صاحب قبر و بارگاه است، نه سنگ و خاک و دیوار. اما مشرکان به خود بت‌ها نظر دارند. [[ابوایوب انصاری]] در پاسخ به اعتراض مروان در باره قرار دادن صورتش بر قبر نبوی، بیان کرد که قصدش زیارت پیامبر است، نه زیارت سنگ و خاک.<ref>المستدرک، ج4، ص515.</ref>
*'''بحار الانوار''': المجلسي (م.1110ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق؛
==پانویس==
*'''البداية و النهايه''': ابن كثير (م.774ق.)، بيروت، مكتبة المعارف، بی‌تا؛
{{پانویس}}
*'''تاريخ الخميس''': حسين الدياربكري (م.966ق.)، بيروت، مؤسسة شعبان، 1283ق؛
*'''تاريخ المدينة المنوره''': ابن شبّه (م.262ق.)، به كوشش شلتوت، قم، دار الفكر، 1410ق؛
*'''تبرک الصحابه''': محمد طاهر بن عبدالقادر، جده، دار المنهاج، 1433ق؛
*'''التبرك''': علي الاحمدي الميانجي، تهران، مشعر، 1422ق؛
*'''التبرک انواعه و احکامه''': ناصر بن عبدالرحمن الجديع، رياض، مکتبة الرشد، 1421ق؛
*'''تسهيل العقيدة الاسلاميه''': عبدالله بن عبدالعزيز الجبرين، رياض، دار العصيمي؛
*'''الجواب الباهر لزوار المقابر''': ابن تيميه (م.728ق.)؛
*'''دلائل النبوه''': البيهقي (م.458ق.)، به كوشش عبدالمعطي، بيروت، دار الكتب العلميه، 1405ق؛
*'''رحلة ابن بطوطه''': ابن بطوطه (م.779ق.)، به كوشش التازي، الرباط، المملكة المغربيه، 1417ق؛
*'''سبل الهدي''': محمد بن يوسف الصالحي (م.942ق.)، به كوشش عادل احمد و علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1414ق؛
*'''سفرنامه ناصر خسرو''': ناصر خسرو (م.481ق.)، تهران، زوّار، 1381ش؛
*'''سلفي‌گري و پاسخ به شبهات''': علي اصغر رضواني، قم، مسجد جمکران، 1384ش؛
*'''السنن الكبري''': البيهقي (م.458ق.)، بيروت، دار الفكر؛
*'''شرح الزرقاني علي المواهب اللدنيه''': محمد الزرقاني (م.1122ق.)، قاهره، دار الکتب العلميه، 1417ق؛
*'''الشفاء بتعريف حقوق المصطفي(ص)''': قاضي عياض (م.544ق.)، بيروت، دار الفكر، 1409ق؛
*'''صحيح البخاري''': البخاري (م.256ق.)، بيروت، دار الفكر، 1401ق؛
*'''صحيح مسلم بشرح النووي''': النووي (م.676ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1407ق؛
*'''صحيح مسلم''': مسلم (م.261ق.)، بيروت، دار الفكر؛
*'''صفة الصفوة''': ابوالفرج الجوزي (م.597ق.)، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛
*'''الطبقات الكبري''': ابن سعد (م.230ق.)، بيروت، دار صادر؛
*'''فتح الباري''': ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، بيروت، دار المعرفه؛
*'''الفتوح''': ابن اعثم الكوفي (م.314ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الاضواء، 1411ق؛
*'''فضائل الخمسة من الصحاح الستة و غيرها''': مرتضي حسيني فيروزآبادي، بيروت، اعلمي، 1393ق؛
*'''الكافي''': الكليني (م.329ق.)، به كوشش غفاري، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1375ش؛
*'''كشف الارتياب''': سيد محسن الامين (م.1371ق.)، به كوشش امين، مكتبة الحريس، 1382ق؛
*'''الكني و الالقاب''': شيخ عباس القمي (م.1359ق.)، تهران، مكتبة الصدر، 1368ش؛
*'''مجمع الزوائد''': الهيثمي (م.807ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1402ق؛
*'''المستدرك علي الصحيحين''': الحاكم النيشابوري (م.405ق.)، به كوشش مرعشلي، بيروت، دار المعرفه، 1406ق؛
*'''مفاهيم يجب ان تصحح''': سيد محمد بن علوي المالکي الحسني، دبي، دائرة الاوقاف و الشؤون الاسلاميه، 1415ق؛
*'''من لا يحضره الفقيه''': الصدوق (م.381ق.به كوشش غفاري، قم، نشر اسلامي، 1404ق؛
*'''المواهب اللدنيه''': القسطلاني (م.923ق.)، قاهره، المکتبة التوفيقيه؛
*'''الموسوعة الفقهيه''': كويت، وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلاميه، 1410ق؛
*'''واژه‌هاي دخيل در قرآن مجيد''': آرتور جفري، ترجمه: بدره‌اي، توس، 1372ش؛
*'''وسائل الشيعه''': الحر العاملي (م.1104ق.)، قم، آل البيت، 1412ق؛
*'''وفاء الوفاء''': السمهودي (م.911ق.)، به كوشش خالد عبدالغني، بيروت، دار الكتب العلميه، 2006م؛{{پایان}}{{اصطلاحات فقهی}}
[[رده:اصطلاحات کلامی]]
[[رده:مستحبات حج]]
[[رده:مستحبات زیارت]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۴۵

تبرک به حضرت محمد(ص) به معنای جستن برکت و خیر از آثار و نشانه‌های ایشان است؛ سنتی که ریشه در باور به قداست پیامبر و ارتباط او با عالم الهی دارد. مسلمانان از آغاز اسلام، تبرک را راهی برای تقرب به خدا و بهره‌مندی از فیض نبوی دانسته‌اند. این تبرک در جلوه‌های گوناگون نمود یافته است: گاه به آثار جسمانی پیامبر مانند مو، ناخن و عرق؛ گاه به وسایل شخصی ایشان همچون لباس، عبا و سجاده؛ و گاه به مکان‌هایی که با حضور یا عبادت پیامبر پیوند داشته‌اند. استمرار این سنت در تاریخ اسلامی نشان‌دهنده جایگاه ویژه پیامبر در زندگی دینی مسلمانان است.

مفهوم تبرک[ویرایش | ویرایش مبدأ]

تبرک در لغت به معنای خیر کثیر و فزونی،[۱] سعادت[۲] و ثبات[۳] است. در اصطلاح طلب برکت و خیر الهی[۴] که در یک موجود نهاده شده[۵] و خداوند برای او امتیازها و مقام‌هایی خاص قرار داده می‌باشد،[۶] خواه این برکت مادی باشد و خواه معنوی.[۷]

تبرک‌جویی به پیامبر(ص) در سیره اهل بیت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در متون روایی و تاریخی، مواردی فراوان از تبرک‌جویی اهل بیت و امامان شیعه به پیامبر(ص) گزارش شده است. فاطمه، دختر پیامبر، پس از وفات ایشان بر مزارش حضور می‌یافت و خاک آن را به نشانه تبرک بر سر و صورت خویش می‌مالید.[۸] تبرک‌جویی به قبر شریف پیامبر، سیره پیوسته امامان معصوم و اهل بیت بوده است.

در منابع روایی، تبرک امام حسین،[۹] امام صادق،[۱۰] امام رضا[۱۱] و امام جواد(ع)[۱۲] به مزار پیامبر گزارش شده است. امام حسن(ع) نیز وصیت نمود که در صورت امکان، کنار مزار رسول خدا به خاک سپرده شود.[۱۳] تبرک امام صادق(ع) به عصای پیامبر[۱۴] و نیز تبرک حضرت علی به باقی‌مانده حنوط پیامبر[۱۵] شواهد دیگر این سیره است. از دیگر موارد برکت‌جویی اهل بیت، تبرک به سنگی در خانه حضرت زهرا است که محل نشستن ایشان بوده است.[۱۶]

تبرک در سیره صحابه و تابعین[ویرایش | ویرایش مبدأ]

صحابه هم‌زمان با پیامبر و بعد از وفات ایشان به وی تبرک می‌جستند. بررسی زندگانی پیامبر گرامی و چگونگی رفتار یاران ایشان حکایت از این دارد که مسلمانان در روزگار آغاز اسلام، به برکت‌جویی از وجود وی و امور متعلق به او اهتمام داشته‌اند.[۱۷]

تبرک به موی پیامبر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

یکی از اشیای مورد اهتمام مسلمانان در تبرک[۱۸] موهای پیامبر(ص) بوده است. اصحاب موی سر ایشان را برای تبرک و تیمن[۱۹] نزد خویش نگاه می‌داشتند.[۲۰] آورده‌اند هنگامی که رسول خدا موی سرش را اصلاح می‌کرد، اصحاب گرد او می‌گشتند و هر تار مویی که بر زمین می‌افتاد، برای تبرک برمی‌داشتند.[۲۱] خالد بن ولید برای تبرک و به امید پیروزی، در جنگ‌ها پیشانی‌بندی می‌بست که چند تار از موهای رسول خدا در آن قرار داشت.[۲۲] احمد بن حنبل نیز به موی پیامبر تبرک می‌جسته است.[۲۳] تبرک به عرق ایشان هم میان اصحاب گزارش شده است. تبرک انس بن مالک[۲۴] و امّ سلیم[۲۵] به عرق ایشان از گزارش‌های معتبر در این زمینه است.

تبرک به ناخن و آب آشامیده شده پیامبر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ناخن رسول خدا[۲۶] که گاهی ایشان آن را برای تبرک میان اصحاب تقسیم می‌نمود،[۲۷] باقی‌مانده آب آشامیدنی[۲۸] ایشان،[۲۹] آب بئر بضاعه[۳۰] که با آشامیدن پیامبر متبرک شده است، و آب وضوی پیامبر از موارد تبرک‌جویی اصحاب بوده است.[۳۱] حتی گاه اصحاب آب وضوی پیامبر را می‌نوشیدند.[۳۲] آورده‌اند که صحابه دهانه مشکی را که پیامبر از آن آب آشامیده بود، بریدند و به قصد تبرک بردند.[۳۳] در منابع تاریخی، نام 20 چشمه و چاه آمده که با آشامیدن پیامبر متبرّک شده و مورد اهتمام اصحاب بوده‌اند.[۳۴]

تبرک به اشیاء متعلق به پیامبر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اشیاء متعلق به پیامبر نیز مورد تبرک بوده است.[۳۵] لباس،[۳۶] عبا،[۳۷] عمامه،[۳۸] کفش[۳۹] و سجاده نبوی[۴۰] از جمله این موارد است. مسلمانان حتی به اشیاء در تماس با پیامبر که متعلق به ایشان نبوده نیز تبرک جسته اند برای مثال به دستی که در بیعت با رسول خدا با ایشان در تماس بوده، تبرک می‌جستند.[۴۱]

تبرک به اماکن منسوب به پیامبر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مسلمانان آغاز اسلام به مکان‌هایی که با پیامبر نسبت داشت و ایشان در آن جا نماز خوانده[۴۲] یا نشسته بود،[۴۳] تبرک می‌جستند. آنان کوشیدند تا فهرست مکان‌هایی را که پیامبر بر آن گام نهاده بود، ثبت کنند. حتی در آغاز اسلام، برای زیارت مسجد قبا، درست همان کوچه‌ها و راه‌هایی را طی می‌کردند که رسول خدا پیموده بود.[۴۴] فهرست این مکان‌ها در سده سوم ق. به دست فاکهی با عنوان «المواضع التی دخلها رسول الله» ثبت گشته[۴۵] و در برخی منابع دیگر یاد گشته است.[۴۶]

عبدالله بن عمر اهتمامی ویژه به این امر داشت و در مکان‌های منسوب به پیامبر(ص) نماز می‌خواند.[۴۷] البته برخی از مخالفان تبرک‌جویی، این کار وی را بر پایه اجتهاد شخصی می‌دانند. اما بعضی بر پایه همین روایات و نقل‌ها بر آنند که پی‌جویی آثار پیامبر(ص) و تبرک به آن مستحب است.[۴۸]

مکان‌های متبرک به پیامبر در مکه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برخی از این مکان‌ها که در مکه قرار داشته‌اند، عبارتند از:

غار ثور و غار حراء؛[۴۹]محل تولد[۵۰] و جایی که پیامبر شترهای خود را در حج قربانی کرد[۵۱]؛ مسجد الغنم که پس از فتح مکه، مشرکان در آن جا با پیامبر بیعت کردند[۵۲]؛ مسجد خَیْف که محل خطبه حجة الوداع[۵۳] و نماز 700 پیامبر است[۵۴] و به نماز خواندن در آن بسیار سفارش شده است[۵۵]؛ مسجد ردم الاعلی؛ مسجد مختفی؛ خانه‌ ام‌هانی؛ مسجدی در راه ذی‌طوی؛ مسجد عُرَیض[۵۶]؛ خانه خدیجه(س) که مکان تولد فاطمه زهرا(س) بوده است؛[۵۷] خانه ارقم بن ابی‌ارقم که محل اجتماع مسلمانان در دوران تبلیغ مخفی بود[۵۸]؛ مسجد الغدیر در مکان خواندن خطبه غدیر[۵۹]؛ مسجد الجن، جایگاه بیعت جنیان با پیامبر[۶۰]؛ سنگ در نزدیک قبة الوحی در مسجدالحرام که به پیغمبر سلام نموده است[۶۱]؛ سنگی نزدیک مکه که پیامبر در بازگشت از عمره روی آن استراحت نموده است[۶۲]؛ سنگی در گوشه مسجدالحرام که نقش گام‌های مبارک پیامبر بر آن قرار داشته است.[۶۳]

مکان‌های متبرک به پیامبر در مدینه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

یکی از مکان‌های متبرک مدینه، منبر[۶۴] و روضه نبوی است که دعا خواندن کنار آن از آداب دینی مورد اتفاق مسلمانان بوده است.[۶۵] مسلمانان تربت قبر پیامبر در مدینه را برای تبرک برمی‌داشتند. این کار به‌اندازه‌ای رواج یافت که عایشه دستور داد دیواری پیشاپیش قبر پیامبر بنا نهند.[۶۶]

آورده‌اند که چون صحابه به مسجدالنبی وارد می‌شدند، قسمتی از منبر را که کنار قبر پیامبر بود، می‌گرفتند و رو به قبله دعا می‌کردند.[۶۷] هنگامی که مردم مدینه از خشکسالی شکایت داشتند، به سفارش عایشه، سوراخی بالای روضه پیامبر گشودند و به برکت قبر پیامبر بر مردم باران بارید.[۶۸]این‌که ابوبکر و عمر خواستند کنار قبر پیامبر به خاک سپرده شوند، جز متبرک شدن به ایشان وجهی نداشته است.[۶۹]

از دیگر مکان‌های متبرک مدینه، می‌توان به این موارد اشاره کرد: مسجد شجره که محل احرام پیامبر بوده است،[۷۰] مسجد الاجابه که پیامبر در بازگشت از عمره در آن نماز خوانده بود و مردم آن را برای تبرک می‌بوسند،[۷۱] مسجد البغله،[۷۲] مسجد قبا که نماز در آن پاداش فراوان دارد،[۷۳] مشربه‌ ام‌ابراهیم،[۷۴] مسجد فضیخ، مسجد فتح،[۷۵] مسجد عتبان بن مالک.[۷۶]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. لسان العرب، ج10، ص395-396، «برک.
  2. نک: قاموس قرآن، ج1، ص189.
  3. معجم مقاییس اللغه، ج1، ص227؛ الصحاح، ص1574، «برک.
  4. نک: تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص334.
  5. الموسوعة الفقهیة الکویتیه، ج10، ص69.
  6. سلفی‌گری و پاسخ به شبهات، ص434.
  7. التبرک، جدیع، ص43.
  8. وفاء الوفاء، ج4، ص217؛ احقاق الحق، ج10، ص435.
  9. الفتوح، ج5، ص18-19؛ بحار الانوار، ج44، ص328.
  10. بحار الانوار، ج97، ص150-153.
  11. بحار الانوار، ج80، ص314؛ ج93، ص153.
  12. نک: الکافی، ج1، ص353؛ بحار الانوار، ج50، ص68.
  13. فضائل الخمسه، ج3، ص256.
  14. الکنی و الالقاب، ج1، ص27.
  15. المستدرک، ج1، ص361.
  16. وفاء الوفاء، ج2، ص58.
  17. تبرک الصحابه، ص15-17.
  18. صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.
  19. صحیح مسلم، ج7، ص79؛ صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.
  20. فتح الباری، ج6، ص148.
  21. بحار الانوار، ج17، ص32.
  22. تاریخ الخمیس، ج2، ص151؛ سبل الهدی، ج2، ص16.
  23. صفة الصفوه، ج1، ص547.
  24. صحیح البخاری، ج7، ص140.
  25. صحیح البخاری، ج7، ص140؛ فتح الباری، ج6، ص417؛ صحیح مسلم، ج7، ص81.
  26. دلائل النبوه، ج5، ص441.
  27. المواهب اللدنیه، ج3، ص495.
  28. الطبقات، ج1، ص184.
  29. صحیح البخاری، ج6، ص252-253؛ فتح الباری، ج10، ص85، 89.
  30. مفاهیم یجب ان تصحح، ص220.
  31. بحار الانوار، ج17، ص32.
  32. اسد الغابه، ج2، ص258؛اسد الغابه، ج5، ص634.
  33. الاستیعاب، ج4، ص1907.
  34. وفاء الوفاء، ج3، ص119-150.
  35. التبرک، میانجی، ص123، 171.
  36. صحیح البخاری، ج7، ص42؛ صحیح مسلم، ج7، ص116.
  37. التبرک، میانجی، ص177؛ اسد الغابه، ج3، ص154؛ الاصابه، ج4، ص68.
  38. السنن الکبری، ج5، ص476؛ اکمال الکمال، ص283.
  39. صحیح البخاری، ج8، ص113.
  40. نک: التبرک، میانجی، ص25.
  41. مجمع الزوائد، ج9، ص325؛ فتح الباری، ج6، ص148.
  42. صحیح البخاری، ج1، ص124؛ اسد الغابه، ج3، ص227.
  43. فتح الباری، ج1، ص426.
  44. تاریخ المدینه، ج1، ص56-57.
  45. اخبار مکه، فاکهی، ج5، ص91.
  46. وفاء الوفاء، ج3، ص5-7.
  47. نک: صحیح البخاری، ج1، ص124؛ البدایة و النهایه، ج5، ص149-150.
  48. فتح الباری، ج1، ص471.
  49. بحار الانوار، ج57، ص223.
  50. شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیه، ج1، ص258.
  51. صحیح البخاری، ج6، ص236.
  52. آثار اسلامی، ص150.
  53. الکافی، ج1، ص403؛ اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص270.
  54. الکافی، ج4، ص214.
  55. الکافی، ج4، ص519؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص230.
  56. آثار اسلامی، ص99-104، 228.
  57. آثار اسلامی، ص125.
  58. اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص14.
  59. من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.
  60. آثار اسلامی، ص93.
  61. رحلة ابن بطوطه، ج1، ص379-380.
  62. رحلة ابن بطوطه، ج1، ص382.
  63. سفرنامه ناصر خسرو، ص128.
  64. الکافی، ج4، ص553؛ الجواب الباهر، ج1، ص73؛ الشفاء، ج2، ص57.
  65. وسائل الشیعه، ج14، ص344.
  66. وفاء الوفاء، ج1، ص94.
  67. الشفاء، ج2، ص86.
  68. وفاء الوفاء، ج2، ص115.
  69. کشف الارتیاب، ص344؛ التبرک، میانجی، ص157.
  70. الکافی، ج4، ص248.
  71. آثار اسلامی، ص142.
  72. وسائل الشیعه، ج4، ص309.
  73. وسائل الشیعه، ج5، ص285-286.
  74. الکافی، ج4، ص560.
  75. من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.
  76. آثار اسلامی، ص207-208.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

محتوای این مقاله برگرفته شده است از: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل تبرک.
  • آثار اسلامي مكه و مدينه: رسول جعفريان، قم، مشعر، 1386ش؛
  • احقاق الحق: نورالله الحسيني الشوشتري (م.1019ق.)، تعليقات: شهاب الدين نجفي، قم، مكتبة النجفي، 1406ق؛
  • اخبار مكه: الفاكهي (م.279ق.)، به كوشش ابن دهيش، بيروت، دار خضر، 1414ق؛
  • اسد الغابه: ابن اثير (م.630ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي؛
  • الاستيعاب: ابن عبدالبر (م.463ق.)، تحقیق البجاوي، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛
  • الاصابه: ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، به كوشش علي معوض و عادل عبدالموجود، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛
  • بحار الانوار: المجلسي (م.1110ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق؛
  • البداية و النهايه: ابن كثير (م.774ق.)، بيروت، مكتبة المعارف، بی‌تا؛
  • تاريخ الخميس: حسين الدياربكري (م.966ق.)، بيروت، مؤسسة شعبان، 1283ق؛
  • تاريخ المدينة المنوره: ابن شبّه (م.262ق.)، به كوشش شلتوت، قم، دار الفكر، 1410ق؛
  • تبرک الصحابه: محمد طاهر بن عبدالقادر، جده، دار المنهاج، 1433ق؛
  • التبرك: علي الاحمدي الميانجي، تهران، مشعر، 1422ق؛
  • التبرک انواعه و احکامه: ناصر بن عبدالرحمن الجديع، رياض، مکتبة الرشد، 1421ق؛
  • تسهيل العقيدة الاسلاميه: عبدالله بن عبدالعزيز الجبرين، رياض، دار العصيمي؛
  • الجواب الباهر لزوار المقابر: ابن تيميه (م.728ق.)؛
  • دلائل النبوه: البيهقي (م.458ق.)، به كوشش عبدالمعطي، بيروت، دار الكتب العلميه، 1405ق؛
  • رحلة ابن بطوطه: ابن بطوطه (م.779ق.)، به كوشش التازي، الرباط، المملكة المغربيه، 1417ق؛
  • سبل الهدي: محمد بن يوسف الصالحي (م.942ق.)، به كوشش عادل احمد و علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1414ق؛
  • سفرنامه ناصر خسرو: ناصر خسرو (م.481ق.)، تهران، زوّار، 1381ش؛
  • سلفي‌گري و پاسخ به شبهات: علي اصغر رضواني، قم، مسجد جمکران، 1384ش؛
  • السنن الكبري: البيهقي (م.458ق.)، بيروت، دار الفكر؛
  • شرح الزرقاني علي المواهب اللدنيه: محمد الزرقاني (م.1122ق.)، قاهره، دار الکتب العلميه، 1417ق؛
  • الشفاء بتعريف حقوق المصطفي(ص): قاضي عياض (م.544ق.)، بيروت، دار الفكر، 1409ق؛
  • صحيح البخاري: البخاري (م.256ق.)، بيروت، دار الفكر، 1401ق؛
  • صحيح مسلم بشرح النووي: النووي (م.676ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1407ق؛
  • صحيح مسلم: مسلم (م.261ق.)، بيروت، دار الفكر؛
  • صفة الصفوة: ابوالفرج الجوزي (م.597ق.)، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛
  • الطبقات الكبري: ابن سعد (م.230ق.)، بيروت، دار صادر؛
  • فتح الباري: ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، بيروت، دار المعرفه؛
  • الفتوح: ابن اعثم الكوفي (م.314ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الاضواء، 1411ق؛
  • فضائل الخمسة من الصحاح الستة و غيرها: مرتضي حسيني فيروزآبادي، بيروت، اعلمي، 1393ق؛
  • الكافي: الكليني (م.329ق.)، به كوشش غفاري، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1375ش؛
  • كشف الارتياب: سيد محسن الامين (م.1371ق.)، به كوشش امين، مكتبة الحريس، 1382ق؛
  • الكني و الالقاب: شيخ عباس القمي (م.1359ق.)، تهران، مكتبة الصدر، 1368ش؛
  • مجمع الزوائد: الهيثمي (م.807ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1402ق؛
  • المستدرك علي الصحيحين: الحاكم النيشابوري (م.405ق.)، به كوشش مرعشلي، بيروت، دار المعرفه، 1406ق؛
  • مفاهيم يجب ان تصحح: سيد محمد بن علوي المالکي الحسني، دبي، دائرة الاوقاف و الشؤون الاسلاميه، 1415ق؛
  • من لا يحضره الفقيه: الصدوق (م.381ق.)، به كوشش غفاري، قم، نشر اسلامي، 1404ق؛
  • المواهب اللدنيه: القسطلاني (م.923ق.)، قاهره، المکتبة التوفيقيه؛
  • الموسوعة الفقهيه: كويت، وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلاميه، 1410ق؛
  • واژه‌هاي دخيل در قرآن مجيد: آرتور جفري، ترجمه: بدره‌اي، توس، 1372ش؛
  • وسائل الشيعه: الحر العاملي (م.1104ق.)، قم، آل البيت، 1412ق؛
  • وفاء الوفاء: السمهودي (م.911ق.)، به كوشش خالد عبدالغني، بيروت، دار الكتب العلميه، 2006م؛