پرش به محتوا

تکفیر

از ویکی حج

تکفیر نسبت دادن کفر به مسلمان است. در تبیین ماهیت کفر، اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی گروه‌های اعتقادی ایمان را تصدیق قلبی و اقرار زبانی و رفتاری می‌دانند. در این نگاه ارتکاب گناه، کفر است؛ اما بیشتر متکلمان و فقیهان ایمان را تصدیق همراه اقرار می‌شمرند و رفتار را در شمار کمال و نه اصل ایمان می‌دانند.

کفر را به کفر عملی و کفر اعتقادی تقسیم کرده‌اند. کفر عملی موجب بیرون آمدن از دین نیست؛ اما کفر اعتقادی که همان انکار ضروری دین است، فرد را از دین بیرون می‌کند. می‌توان گفت کفر عملی یعنی این‌که فرد گناه نماید، تنها او را متصف به فسق می‌کند. وهابیان که کفر اعتقادی را از کفر عملی تفکیک نکرده‌اند، مواردی چون ترک نماز را موجب کفر دانسته و به کافر بودن مسلمان تارک نماز، فتوا داده‌اند.

در فقه شیعیان، ضمن مخالفت با تکفیر، برای تکفیر‌ کننده مجازات در نظر گرفته‌اند. در باور فقیهان شیعه، نسبت دهنده کفر به مسلمان، باید تعزیر‌ شود. در سخنان بسیاری از دانشوران مذاهب اسلامی، بر پرهیز از تکفیر تاکید شده است. آنان با عبارات گوناگون، از طرد یکدیگر و نسبت دادن کفر و فسق به اهل قبله پرهیز داده و پیامدهای آن را هشدار داده‌اند. پس این تهمت که شیعیان دیگران را تکفیر می‌کنند، از اعتبار ساقط است.

تعریف تکفیر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

«تکفیر» از «ک ـ ف ـ ر» به معنای نهان کردن و پوشاندن است.[۱] اطلاق کفر به فرد از این‌رو است که حقیقت را نهان می‌کند یا با کفرورزی بر دل خود پوشش می‌نهد.[۲] کفر متضاد ایمان[۳] و در اصطلاح، انکار مطالبی است که پیامبر(ص) آورده است.[۴]به دیگر سخن، انکار قطعیات و مسلمات دین، کفر است.[۵] گاه از این مسلمات با عنوان «ضروری دین» نام می‌برند.[۶] انکار ضروری دین اگر ملازم با انکار اصول دین گردد و فرد به این ملازمه عنایت داشته باشد، موجب کفر است.[۷]

در تبیین ماهیت کفر، اختلاف‌نظر وجود دارد. گمان می‌رود این اختلاف از تفاوت در برداشت از خود مفهوم ایمان برمی‌خیزد.[۸] از دیدگاه خوارج که ایمان را تصدیق قلبی و اقرار زبانی و رفتاری می‌دانند، ارتکاب گناه، کفر است[۹] ؛ اما بیشتر متکلمان و فقیهان ایمان را تصدیق همراه اقرار می‌شمرند و رفتار را در شمار کمال و نه اصل ایمان می‌دانند.[۱۰]

تکفیر، نسبت دادن کفر به مسلمان یا گفتن جمله «کافر شدی» به او است.[۱۱] [۱۲] پس با تکفیر، کسی از دیدگاه خود به دیگری نسبت کفر می‌دهد و او را کافر می‌داند.[۱۳] تکفیر در ماجرای ردّه در دوره خلافت ابوبکر، قتل عثمان، جنگ‌های دوره خلافت امام علی(ع)، فتنه ابن زبیر و رخداد حره پیشینه دارد. روش فرقه‌ها در طرد یکدیگر و نسبت کفر دادن به طرف مقابل، به رواج تکفیر انجامید.[۱۴] در دوره کنونی، وهابیان آشکارا تکفیر مسلمانان، به‌ویژه شیعیان، را با توجیه دینی همراه می‌کنند.[۱۵]

کفر عملی و کفر اعتقادی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برای شناخت مبانی مقوله تکفیر، به تقسیم کفر به اعتقادی و عملی باید توجه کرد.[۱۶] کفر عملی موجب بیرون آمدن از دین نیست؛ اما کفر اعتقادی که همان انکار ضروری دین است، فرد را از دین بیرون می‌کند.[۱۷] می‌توان گفت کفر عملی یعنی این‌که فرد گناه نماید، تنها او را متصف به فسق می‌کند.[۱۸] کفران نعمت را نیز مصداقی از کفر عملی دانسته‌اند.[۱۹] وهابیان که کفر اعتقادی را از کفر عملی تفکیک نکرده‌اند، مواردی چون ترک نماز را موجب کفر دانسته و به کافر بودن مسلمان تارک نماز، فتوا داده‌اند.[۲۰]

نهی از تکفیر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در سخنان بسیاری از دانشوران مذاهب اسلامی، بر پرهیز از تکفیر تاکید شده است. آنان با عبارات گوناگون، از طرد یکدیگر و نسبت دادن کفر و فسق به اهل قبله پرهیز داده و پیامدهای آن را هشدار داده‌اند.[۲۱] برخی از متکلمان در مخالفت با تکفیر، به این مهم که نباید اهل قبله را تکفیر کرد، تمسک نموده‌اند[۲۲] ؛ زیرا همه پیشینیان با تکفیر اهل قبله، سخت مخالف بوده‌اند.[۲۳] آنان بر این باور بودند که گمراهی در عقیده، موجب جواز تکفیر نمی‌شود. از این‌رو، از تکفیر اهل تجسیم پرهیز می‌کردند.[۲۴]در فقه شیعیان، ضمن مخالفت با تکفیر، برای تکفیر‌کننده مجازات در نظر گرفته‌اند. در باور فقیهان شیعه، نسبت دهنده کفر به مسلمان، باید تعزیر‌ شود.[۲۵] برخی بر آنند که در مسائل اختلافی، نباید کسی را تکفیر کرد.[۲۶] همچنین گفته شده که نه به صورت بدیهی و نه مستدل، نمی‌توان انکار ضروری دین را ثابت کرد.[۲۷] کسانی از عبارت «استحلال الحرام» بهره برده[۲۸] و گفته‌اند که تکفیر مسلمانی که بر گناه اصرار ورزد و به حلیت آن باور نداشته باشد، صحیح نیست.[۲۹] نیز اختلاف عقیدتی فرقه‌ها که به انکار ضروری دین نینجامد، موجب کفر نیست.[۳۰] همچنین نمی‌توان به فرد یا گروهی که در عقاید غلو کرده، نسبت کفر داد؛ زیرا به یقین همه حقیقت را نمی‌دانیم و بر گمان هم نباید تکیه کرد.[۳۱]

نهی آیات و روایات[ویرایش | ویرایش مبدأ]

تکفیر در آیات و روایات نهی شده است. می‌توان ضرورت پرهیز از تکفیر را به پشتوانه آیاتی چون: ﴿وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ اَلْقی‏ اِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً﴾ (سوره نساء، آیه 94) ﴿وَ لا یَرْضی لِعِبادِهِ الْکُفْرَ﴾ (سوره زمر، آیه 7) توضیح داد. مضمون آیه نخست، بیانگر اراده و امر تشریعی خداوند در پرهیز از انتساب کفر به دیگران است.[۳۲] در آیه دوم بیان می‌کند که خداوند به کفر بندگانش راضی نیست. کفر هرچند به علم خداوند تعلق می‌گیرد، بر خلاف اشاعره،[۳۳] به اراده و رضایت او تعلق نمی‌گیرد.[۳۴] از این‌رو، باید از نسبت دادن کفر به مسلمان که مورد اراده و رضایت خداوند نیست و از آن نهی کرده، پرهیز کرد.

بر پایه پاره‌ای روایات نبوی که برخی آن‌ها را صحیح دانسته‌اند،[۳۵] از تکفیر کردن مسلمانان نهی شده؛ زیرا هرکس «لا اله الا الله» گوید، مال و جانش در امان خواهد بود.[۳۶] نیز در روایت آمده است: «هم‌کیشان خود را تکفیر نکنید، حتی اگر گناهان بزرگ مرتکب شوند.»[۳۷] در برخی جوامع حدیثی، بابی با عنوان «اِثمُ مَن کَفَّر مُسلِماً» برای پرهیز دادن از تکفیر مسلمانان گشوده شده است.[۳۸]

تاریخ تکفیر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نخستین‌بار، رخداد ارتداد در خلافت ابوبکر موجب شد افرادی بسیار به جرم پرداخت نکردن زکات، تکفیر شوند.[۳۹] مسئله تکفیر پس قتل عثمان رواج بسیار یافت و در‌ اندک زمانی میان گروه‌های مسلمان، به اوج رسید.[۴۰] چنان‌که از منابع فرقه‌شناسی برمی‌آید،[۴۱] خوارج بیشتر و پیشتر از دیگران این حربه را به صحنه سیاست کشاندند و هر موضع مخالف را گناه بزرگ و مرتکب آن را کافر می‌دانستند.[۴۲] در برابر، معتزله به اصل «منزلة بین المنزلتین» باور داشتند و نمی‌پذیرفتند که وضع گناهکار همانند کافر و منافق باشد.[۴۳] آورده‌اند که پیشینیان اهل‌سنت، وضع و حال مرتکب گناه بزرگ را به خدا وا‌گذار کرده‌اند[۴۴] یا باور داشته‌اند که داوری درباره سرنوشت فرد، بدعت است.[۴۵] در مسئله انکار امامت، بیشتر فقیهان و متکلمان امامی، اعتقاد به کفر منکران امامت را رد کرده و از اسلام و طهارت منکران امامت دفاع نموده‌اند.[۴۶]مخالفان، تکفیر و دشنام صحابه را به شیعیان نسبت داده و به حدیثی ضعیف استناد کرده‌اند که طبق آن، پس از پیامبر، جز چند تن، همه صحابه مرتد شدند.[۴۷]این اتهام را دانشوران شیعه سخت رد نموده و در پاسخ تصریح کرده‌اند که شیعیان به بسیاری از صحابه احترام ویژه می‌نهند و هیچ‌گاه آن‌ها را تکفیر یا تفسیق نمی‌کنند.[۴۸]

کسانی از اهل حدیث در موضعی سختگیرانه، قَدَریه (معتقدان به خلق کارها به دست بندگان) و باورداران به خلق قرآن را کافر و قتلشان را واجب دانسته‌اند.[۴۹] در مسئله خلق قرآن، به «جهمیه» نسبت کفر داده‌اند.[۵۰] هنگامی که مسئله خلق قرآن به یکی از جدل‌های کلامی جامعه تبدیل شد، این تکفیرها رواج داشت.[۵۱] پیشوایان حنبلی در اختلاف‌ها و جدل‌های کلامی، فراوان به حربه تکفیر چنگ می‌زدند.[۵۲] در سده‌های پنجم و ششم ق. فضای تکفیر میان اشاعره و حنبلیان برقرار بود و گزارش‌های بسیار از نسبت دادن کفر به یکدیگر در میان آنان در دست است.[۵۳]

اندیشه تکفیر در معاصران[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اندیشه تکفیر از سده گذشته به سبب تحولات گوناگون، به ویژه سکولار شدن جامعه مصر،[۵۴] نخست در آن سرزمین و سپس در دیگر بوم‌های اسلامی رواج یافت. در میان دانشوران اثرگذار مصر، سید قطب (درگذشت 1387ق.) حامی‌ اندیشه تکفیر بود و خود، از ابوالاعلی مودودی، دانشور پاکستانی، اثر پذیرفته بود. موقعیت سید قطب در میان اسلام‌گرایان، در رواج تکفیر اثر نهاد.[۵۵]

رشد سلفی‌گری در جزیرة العرب[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در جزیرة العرب، شکلی دیگر از سلفی‌گری به رهبری محمد بن عبدالوهاب (درگذشت 1206ق.) رشد کرد. محمد بن عبدالوهاب دریافتی متفاوت از قرآن داشت و به سیره فقیهان و مسلمانان بی‌اعتنا بود و بسیاری از رفتارهای دینی زمانه‌اش را شرک می‌دانست. او خون و مال زائران قبرهای صالحان را حلال و جایز شمرد.[۵۶] در باور او، هرکس به زیارت قبر پیامبر(ص) یا یکی از صالحان برود و از او حاجت بخواهد، این رفتار او شرک صریح است و باید توبه کند؛ وگرنه، باید کشته شود.[۵۷]صراحت سخن محمد بن عبدالوهاب در مشرک خواندن مسلمانان به‌گونه‌ای است که جای هیچ توجیهی باقی ننهاده است. او بیش از 24 بار کلمه شرک و مشرکین و بیش از 25 بار کلمات کفر، الحاد، مرتد، منافق و بت‌پرست را در باره مسلمانان به‌کار برده است.[۵۸]

سران آل سعود با محمد بن عبدالوهاب هم‌پیمان و همراه شدند و باور کردند که شرک سراسر جهان را فراگرفته و آن‌ها وظیفه دارند مشرکان را بکشند.[۵۹] سران سعودی در آغاز قیام و تصرف حجاز، در نامه به مسلمانان، به‌صراحت آن‌ها را مشرک خطاب می‌کردند.[۶۰] آنان نبرد خود با مسلمانان را جهاد بر ضد شرک و بدعت خوانده‌اند.[۶۱]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. معجم مقاییس اللغه، ج5، ص191؛ مفردات، ص433-434؛ لسان العرب، ج5، ص144-146، «کفر.
  2. معجم مقاییس اللغه، ج5، ص191؛ مفردات، ص434؛ لسان العرب، ج5، ص144-146.
  3. معجم الفروق اللغویه، ص454-455؛ الکافی، ج1، ص21؛ تعظیم قدر الصلاة، ج2، ص512، 517؛ قس: اوائل المقالات، ص48.
  4. شرح المواقف، ج8، ص331-332؛ ارشاد الطالبین، ص437.
  5. مجموعة رسائل الامام الغزالی، ص239؛ ابکار الافکار، ج5، ص26-28؛ مصطلحات الامام الفخر الرازی، ص617.
  6. قس: الروضة البهیه، ج9، ص334؛ اوثق الوسائل، ص238؛ رسائل و مسائل، ج3، ص336-337.
  7. نک: بحر الفوائد، ج1، ص283؛ دانشنامه کلام اسلامی، ج1، ص222؛ رسائل و مسائل، ج3، ص340.
  8. نک: ترتیب و تقریب شرح العقیدة الطحاویه، ص303.
  9. ابکار الافکار، ج5، ص29.
  10. الفصل، ج2، ص209-210؛ ابکار الافکار، ج5، ص8؛ ارشاد الطالبین، ص440-442.
  11. المصباح، ج2، ص535، «کفر.
  12. المفهم، ج2، ص17-18؛ نک: الاشباه و النظائر، ص158-160.
  13. لسان العرب، ج5، ص146؛ المفهم، ج2، ص17-18.
  14. نک: مجموعة رسائل الامام الغزالی، ص240.
  15. نک: رسائل و مقالات، ص211.
  16. تقریب و ترتیب شرح العقیدة الطحاویه، ص296-299.
  17. مقالات الاسلامیین، ص132، 141؛ ابکار الافکار، ج5، ص25-27؛ مرآة العقول، ج10، ص157.
  18. شرح المقاصد، ج2، ص270؛ ابکار الافکار، ج5، ص26؛ تبصرة العوام، ص47.
  19. نک: المفهم، ج2، ص18.
  20. خطر الوهابی، ص197.
  21. فی ظل اصول الاسلام، ص20-22.
  22. الابانه، اشعری، ص26؛ اتحاف السائل، ج26، ص3.
  23. شرح المقاصد، ج2، ص267-270؛ شرح اصول اعتقاد اهل السنه، ج6، ص1129.
  24. الموطا، ج3، ص404.
  25. المقنعه، ص796؛ السرائر، ج3، ص529.
  26. الروضة البهیه، ج9، ص335.
  27. تلخیص المحصل، ص405.
  28. الابانه، اشعری، ص26؛ اصول الدین، ج1، ص301؛ اتحاف السائل، ج26، ص13؛ قس: البحر الرائق، ج1، ص342-343.
  29. نک: اصول السنه، ص50-53؛ اتحاف السائل، ج26، ص14-15؛ نک: من لا یحضره الفقیه، ج3، ص566؛ نک: وسائل الشیعه، ج18، ص125.
  30. التحصیل، ص16.
  31. الاقتصاد، ص135.
  32. نک: دانشنامه کلام اسلامی، ج1، ص220.
  33. نک: الاربعین، ص6؛ استقصاء النظر، ص37.
  34. تصحیح اعتقادات، ص48-50؛ الاحتجاج، ج2، ص254-255؛ نک: الوافی، ج1، ص521.
  35. الایمان و الکفر، ص63-64.
  36. صحیح البخاری، ج2، ص110؛ صحیح مسلم، ج1، ص38.
  37. کنز العمال، ج1، ص215؛ لسان المیزان، ج3، ص133؛ ج6، ص225.
  38. المفهم، ج2، ص17.
  39. الرده، ص167-170؛ اسد الغابه، ج4، ص31.
  40. نک: تقریب المعارف، ص292.
  41. مقالات الاسلامیین، ج1، ص84-85؛ الفرق بین الفرق، ص55، 67؛ نک: تعظیم قدر الصلاة، ج2، ص624.
  42. الفرق بین الفرق، ص64، 66؛ بحار الانوار، ج33، ص373.
  43. ابکار الافکار، ج5، ص26، تبصرة العوام، ص47؛ انوار الملکوت، ص180.
  44. ظاهرة التکفیر، ص87.
  45. اصول السنه، ص182.
  46. مستند الشیعه، ج6، ص271؛ معتمد الشیعه، ص80.
  47. الاختصاص، ص6، 10؛ بحار الانوار، ج22، ص333؛ اضواء علی عقائد الشیعه، ص522.
  48. حوار مع الشیخ صالح الدرویش، ج1، ص107-108؛ الایمان و الکفر، ص68-69.
  49. نک: کتاب القدر، ص180-205، 221؛ شرح اصول اعتقاد اهل السنه، ج1، ص172.
  50. الابانه، ابن بطه، ج5، ص214-215، 297؛ تاریخ التراث العربی، ج1، جزء4، ص21-23.
  51. الابانه، ابن بطه، ج5، ص315-317.
  52. حوار مع الشیخ صالح الدرویش، ج1، ص108-111.
  53. الابانه، اشعری، ص20؛ الملل و النحل، ج1، ص316؛ ج2، ص257-258.
  54. تاریخ و تمدن اسلامی، ش13، ص169-170، «سلفیان تکفیری یا الجهادیون».
  55. التکفیر و ضوابطه، ص38-45.
  56. نک: کشف الشبهات، ص58؛ نک: الایمان و الکفر، ص106-107.
  57. زیارة القبور، ص30-31.
  58. کشف الارتیاب، ص134؛ نک: الدرر السنیه، ج1، ص46؛ خلاصة الکلام، ص229-330.
  59. خطر الوهابی، ص79.
  60. رحلة فتح الله الصائغ الحلبی، ص246.
  61. کشف الارتیاب، ص136.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

محتوای این مقاله برگرفته شده است از: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل تكفير (1).
  • الابانة عن اصول الدیانه: ابوالحسن الاشعری (درگذشت 324ق.)، به کوشش فوقیه حسین، قاهره، دار الانصار، 1397ق.
  • الابانة عن شریعة الفرقة الناجیه: عبیدالله بن محمد ابن بطه (درگذشت 387ق.)، به کوشش الاثیوبی، ریاض، دار الرایه، 1415ق.
  • ابکار الافکار فی اصول الدین: سیف الدین الآمدی (درگذشت 623ق.)، به کوشش احمد محمد مهدی، قاهره، دار الکتب، 1423ق.
  • اتحاف السائل (شرح العقیدة الطحاویه): صالح بن عبدالعزیز.
  • الاحتجاج: ابومنصور الطبرسی (درگذشت 520ق.)، به کوشش سید محمد باقر، دار النعمان، 1386ق.
  • الاختصاص: المفید (درگذشت 413ق.)، به کوشش غفاری و زرندی، بیروت، دار المفید، 1414ق.
  • الاربعین فی اصول الدین: الغزالی (درگذشت 505ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1409ق.
  • ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین: الفاضل المقداد (درگذشت 826ق.)، به کوشش رجایی، مکتبة النجفی، 1405ق.
  • استقصاء النظر فی القضاء و القدر: العلامة الحلی (درگذشت 726ق.)، به کوشش محمد حسینی، مشهد، دار الانباء، 1418ق.
  • اسد الغابه: ابن اثیر (درگذشت 630ق.)، بیروت، دار الفکر، 1409ق.
  • الاشباه و النظائر: زین الدین بن نجیم المصری (درگذشت 970ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1419ق.
  • اصل الشیعة و اصولها: آل کاشف الغطاء (درگذشت 1373ق.)، به کوشش علاء آل جعفر، قم، مؤسسه امام علی(ع)، 1415ق.
  • اصول الایمان: محمد بن عبدالوهاب (درگذشت 1206ق.)، به کوشش فیصل الجوابره، السعودیه، وزارة الشؤون الاسلامیة والاوقاف.
  • اصول الدین: احمد بن محمد الغزنوی (درگذشت 593ق.)، به کوشش الدواعق، بیروت، دار البشائر، 1419ق.
  • اصول السنه: احمد بن حنبل (درگذشت 241ق.)، السعودیه، دار المنار، 1411ق.
  • اضواء علی عقائد الشیعه: السبحانی، مؤسسة الامام الصادق(ع)، 1421ق.
  • الاعتصام: ابواسحق الشاطبی (درگذشت 790ق.)، بیروت، دار المعرفه، 1420ق.
  • اعتقاد اهل السنه: ابوبکر بن قاسم الرحبی، 2003-2004م.
  • اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین: الفخر الرازی (درگذشت 606ق.)، به کوشش علی سامی، بیروت، دار الکتب العلمیه.
  • الاقتصاد فی الاعتقاد: الغزالی (درگذشت 505ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1424ق.
  • الانتصار عن علماء الامصار: یحیی بن حمزة الحسینی (درگذشت 749ق.)، به کوشش عبدالوهاب، مؤسسة الامام زید الثقافیه.
  • انوار الملکوت فی شرح الیاقوت: العلامة الحلی (درگذشت 726ق.)، به کوشش نجمی، قم، 1363ش.
  • اوائل المقالات: المفید (درگذشت 413ق.)، به کوشش الانصاری، بیروت، دار المفید، 1414ق.
  • اوثق الوسائل فی شرح الرسائل: موسی بن جعفر التبریزی (درگذشت 1305ق.)، قم، انتشارات کتبی نجفی، 1397ق.
  • ایثار الحق علی الخلق: محمد بن ابراهیم الحسنی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1987م.
  • الایمان و الکفر فی الکتاب و السنه: جعفر السبحانی.
  • بحار الانوار: المجلسی (درگذشت 1110ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.
  • البحر الرائق: ابونجیم المصری (درگذشت 970ق.)، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1418ق.
  • بحر الفوائد: محمد بن ابراهیم البخاری (درگذشت 380ق.)، به کوشش محمد حسن و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1420ق.
  • بدائع الصنائع: علاء الدین الکاسانی (درگذشت 587ق.)، پاکستان، المکتبة الحبیبیه، 1409ق.
  • البیان و التحصیل: محمد بن احمد القرطبی (درگذشت 1408ق.)، به کوشش محمد حجی، بیروت، دار الغرب الاسلامی، 1408ق.
  • تاریخ التراث العربی: فؤاد سزگین (درگذشت 1924م.)، ترجمه: محمود فهمی، قم، کتابخانه نجفی، 1412ق.
  • تاریخ و تمدن اسلامی (دو فصلنامه): تهران، دانشگاه آزاد اسلامی.
  • تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام: سید مرتضی بن داعی الرازی (درگذشت قرن6ق.)، تهران، اساطیر، 1364ش.
  • التبیان: الطوسی (درگذشت 460ق.)، به کوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  • التحصیل فی اصول الدین: سعید فوده.
  • تصحیح اعتقادات الامامیه: المفید (درگذشت 413ق.)، به کوشش درگاهی، بیروت، دار المفید، 1414ق.
  • تعظیم قدر الصلاة: محمد بن نصر المروزی، به کوشش الفریوانی، مدینه، مکتبة الدار، 1406ق.
  • تقریب المعارف: ابوالصلاح الحلبی (درگذشت 447ق.)، به کوشش فارس تبریزیان، مرکز الابحاث العقائدیه.
  • تقریب و ترتیب شرح العقیدة الطحاویه: ابن ابی‌العز الحنفی، به کوشش الفوزی، جده، دار المجد، 1423ق.
  • التکفیر و ضوابطه: ابراهیم بن عامر، کویت، غراس، 1430ق.
  • تلخیص المحصل: نصیر الدین الطوسی (درگذشت 672ق.)، بیروت، دار الاضواء، 1405ق.
  • التنبیه فی الفقه الشافعی: ابراهیم بن علی الفیروزآبادی (درگذشت 476ق.)، به کوشش احمد حیدر، بیروت، عالم الکتب، 1403ق.
  • تهذیب الاحکام: الطوسی (درگذشت 460ق.)، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365ش.
  • جلاء العینین فی محاکمة الاحمدین: الآلوسی (درگذشت 1270ق.)، به کوشش صبح المدنی، قاهره، دار المدنی.
  • جواهر الکلام: النجفی (درگذشت 1266ق.)، به کوشش قوچانی و دیگران، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  • حق الیقین: الشبر (درگذشت 1220ق.)، قم، انوار الهدی، 1424ق.
  • حوار مع الشیخ صالح الدرویش: جعفر السبحانی، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، 1382ش.
  • خطر الوهابی ثلاث رسائل ضد الوهابیه: به کوشش صالح الوردانی.
  • خطورة الشرع فی التکفیر: جماعة من العلماء، وزارة الاوقاف السعودیه.
  • خلاصة الکلام فی بیان امراء البلد الحرام: احمد بن زینی دحلان (درگذشت 1304ق.)، مصر، المطبعة الخیریه، 1305ق.
  • الخلاف: الطوسی (درگذشت 460ق.)، به کوشش خراسانی و دیگران، قم، نشر اسلامی، 1407ق.
  • دانشنامه کلام اسلامی: جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1387ش.
  • دائرة المعارف بزرگ اسلامی: زیر نظر بجنوردی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ، 1372ش.
  • دائرة المعارف جهان نوین اسلام: جان ال اسپوزیتو، ترجمه و تحقیق: طارمی و دیگران، تهران، نشر کتاب مرجع، 1388ش.
  • الدرر السنیه: احمد زینی دحلان (درگذشت 1304ق.)، استانبول، مکتبة ایشیق، 1396ق.
  • الذخیره: احمد بن ادریس القرافی، به کوشش حجی، بیروت، دار الغرب الاسلامی، 1994م.
  • رحلة فتح الله الصائغ: فتح الله الصائغ، به کوشش یوسف شلحد، دمشق، دار الطلاس، 1991م.
  • الرده: الواقدی (درگذشت 207ق.)، به کوشش الجبوری، بیروت، دار الغرب الاسلامی، 1410ق.
  • رسالة فی رد مذهب الوهابیه: محمد العصار (درگذشت 1356ق.)، به کوشش نعمان النصری.
  • رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا: بیروت، دار صادر.
  • رسائل و مسائل: احمد النراقی (درگذشت 1245ق.)، به کوشش استادی، سلمان فارسی، 1380ش.
  • رسائل و مقالات: جعفر السبحانی، قم، مؤسسة الامام الصادق7.
  • الروضة البهیة فی شرح اللمعه: الشهید الثانی (درگذشت 965ق.)، به کوشش کلانتر، قم، مکتبة الداوری، 1410ق.
  • زیارة القبور و الاستنجاد بالمقبور: احمد بن عبدالحلیم الحرانی (درگذشت 728ق.)، ریاض، دار طیبه.
  • السرائر: ابن ادریس (درگذشت 598ق.)، قم، نشر اسلامی، 1411ق.
  • السنن الکبری: البیهقی (درگذشت 458ق.)، بیروت، دار الفکر.
  • السنه: احمد بن محمد الخلّال (درگذشت 311ق.)، به کوشش الزهرانی، ریاض، دار الرایه، 1410ق.
  • السیف الصقیل: تقی الدین السبکی (درگذشت 756ق.) .
  • شرائع الاسلام: المحقق الحلی (درگذشت 676ق.)، به کوشش سید صادق شیرازی، تهران، استقلال، 1409ق.
  • شرح اصول اعتقاد اهل السنة و الجماعه: هبة الله بن الحسن اللالکائی، به کوشش الغامدی، دار طیبه، 1426ق.
  • شرح الشفاء: ملا علی القاری (درگذشت 1014ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1421ق.
  • شرح المقاصد: التفتازانی (درگذشت 793ق.)، پاکستان، دار المعارف النعمانیه، 1401ق.
  • شرح المواقف: الایجی علی بن محمد الجرجانی (درگذشت 816ق.)، قم، الرضی، 1325ق.
  • شرح کتاب الفقه الاکبر: ملا علی القاری (درگذشت 1014ق.)، تعلیق: علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1428ق.
  • شرح مشکل الآثار: احمد الطحاوی (درگذشت 321ق.)، به کوشش الارنؤوط، بیروت، مؤسسة الرساله، 1408ق.
  • شفاء السقام: تقی الدین السبکی (درگذشت 756ق.)، به کوشش الحسینی الجلالی، 1419ق.
  • الشفاء بتعریف حقوق المصطفی: قاضی عیاض (درگذشت 544ق.)، عمان، دار الفیحاء، 1407ق.
  • الشیخ محمد بن عبدالوهاب حیاته و دعوته: ناصر بن ابراهیم التویم، وزارة الشؤون الاسلامیة و الاوقاف.
  • صبح الاعشی: احمد القلقشندی (درگذشت 821ق.)، به کوشش زکار، دمشق، وزارة الثقافه، 1981م.
  • صحیح البخاری: البخاری (درگذشت 256ق.)، بیروت، دار الفکر، 1401ق.
  • صحیح مسلم: مسلم (درگذشت 261ق.)، بیروت، دار الفکر.
  • الصواعق الالهیة فی الرد علی الوهابیه: سلیمان بن عبدالوهاب (درگذشت 1209ق.) .
  • ظاهرة التکفیر تاریخها خطرها اسبابها و علاجها: محمد احمد، مکه، دار المطبوعات الحدیثه، 1412ق.
  • العروة الوثقی: سید محمد کاظم یزدی (درگذشت 1337ق.)، بیروت، اعلمی، 1409ق.
  • العقیدة و علم الکلام: محمد زاهد الکوثری، به کوشش الکوثری، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1425ق.
  • الفتاوی الحدیثه: احمد بن حجر الهیتمی (درگذشت 974ق.)، دار الفکر.
  • فتاوی اللجنة الدائمه: به کوشش احمد بن عبدالرزاق الدویش، الرئاسة العامة للبحوث العلمیه و الافتاء.
  • الفتاوی الهندیه: نظام الدین و گروهی از علما، دار الفکر، 1411ق.
  • فتنة الوهابیه: احمد بن زینی دحلان (درگذشت 1304ق.)، 1978م.
  • الفرق بین الفرق: عبدالقاهر البغدادی (درگذشت 429ق.)، بیروت، دار الآفاق الجدیده، 1977م.
  • الفصل فی الملل: ابن حزم (درگذشت 456ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1416ق.
  • فی ظل اصول الاسلام: جعفر السبحانی، به کوشش الهادی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1414ق.
  • الکاشف الامین عن جواهر العقد الثمین: محمد بن یحیی مراعس، عمان، مؤسسة الامام زید بن علی.
  • کتاب القدر: جعفر بن محمد الفریابی (درگذشت 301ق.)، به کوشش عبدالله بن حمد، اضواء السلف، 1418ق.
  • الکافی: الکلینی (درگذشت 329ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1375ش.
  • کشف الارتیاب: سید محسن الامین (درگذشت 1371ق.)، به کوشش امین، مکتبة الحریس، 1382ق.
  • کشف الشبهات: محمد بن عبدالوهاب (درگذشت 1206ق.)، مکتب الرس.
  • کنز العمال: المتقی الهندی (درگذشت 975ق.)، به کوشش الدمیاطی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1419ق.
  • لسان العرب: ابن منظور (درگذشت 711ق.)، قم، ادب الحوزه، 1405ق.
  • لسان المیزان: ابن حجر العسقلانی (درگذشت 852ق.)، بیروت، اعلمی، 1390ق.
  • المبدا و المعاد: صدر المتالهین (درگذشت 1050ق.)، تهران، انجمن حکمت، 1354ش.
  • المبسوط فی فقه الامامیه: الطوسی (درگذشت 460ق.)، به کوشش بهبودی، تهران، المکتبة المرتضویه.
  • مجموعه رسائل الامام الغزالی: الغزالی (درگذشت 505ق.)، بیروت، دار الفکر، 1416ق.
  • مرآة العقول: المجلسی (درگذشت 1111ق.)، به کوشش رسولی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1363ش.
  • مستند الشیعه: احمد النراقی (درگذشت 1245ق.)، قم، آل البیت:، 1415ق.
  • مسند ابی‌عوانه: یعقوب بن اسحق الاسفراینی (درگذشت 316ق.)، بیروت، دار المعرفه.
  • المصباح المنیر: القیومی (درگذشت 770ق.)، قم، دار الهجره، 1405ق.
  • مصطلحات الامام الفخر الرازی: سمیح دغیم، بیروت، ناشرون، 2001م.
  • معتمد الشیعة فی احکام الشریعه: محمد مهدی النراقی (درگذشت 1209ق.)، النشر الاسلامی، 1422ق.
  • معجم الفروق اللغویه: ابوهلال العسکری (درگذشت 395ق.)، قم، انتشارات اسلامی، 1412ق.
  • معجم مقاییس اللغه: ابن فارس (درگذشت 395ق.)، به کوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبلیغات، 1404ق.
  • مفردات: الراغب (درگذشت 425ق.)، به کوشش صفوان داودی، دمشق، دار القلم، 1412ق.
  • مقالات الاسلامیین: ابوالحسن الاشعری (درگذشت 324ق.)، به کوشش نعیم زرزور، المکتبة العصریه، 1426ق.
  • المقنعه: المفید (درگذشت 413ق.)، قم، نشر اسلامی، 1410ق.
  • الملل و النحل: السبحانی، قم، نشر اسلامی، 1420ق.
  • المملکة العربیة السعودیة فی مئة عام: الریاض، دار الملک عبدالعزیز، 1428ق.
  • من العقیدة الی الثوره: حسن الحنفی، به کوشش گروهی از محققان، قاهره، مکتبة مدبولی.
  • من لا یحضره الفقیه: الصدوق (درگذشت 381ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق.
  • المنفم لما اشکل من تلخیص کتاب مسلم: احمد بن عمر القرطبی.
  • الموطّا: مالک بن انس (درگذشت 179ق.)، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1406ق.
  • المیزان: الطباطبائی (درگذشت 1402ق.)، بیروت، اعلمی، 1393ق.
  • الوافی: الفیض الکاشانی (درگذشت 1091ق.)، به کوشش ضیاء الدین، اصفهان، مکتبة الامام امیرالمؤمنین(ع)، 1406ق.
  • وسائل الشیعه: الحر العاملی (درگذشت 1104ق.)، قم، آل البیت:، 1412ق.
  • الوهابیة بین المبانی الفکریة و النتائج العملیه: جعفر السبحانی، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، 1426ق.