تبرک به حضرت محمد(ص)
تبرک به حضرت محمد(ص) به معنای جستن برکت و خیر از آثار و نشانههای ایشان است؛ سنتی که ریشه در باور به قداست پیامبر و ارتباط او با عالم الهی دارد. مسلمانان از آغاز اسلام، تبرک را راهی برای تقرب به خدا و بهرهمندی از فیض نبوی دانستهاند. این تبرک در جلوههای گوناگون نمود یافته است: گاه به آثار جسمانی پیامبر مانند مو، ناخن و عرق؛ گاه به وسایل شخصی ایشان همچون لباس، عبا و سجاده؛ و گاه به مکانهایی که با حضور یا عبادت پیامبر پیوند داشتهاند. استمرار این سنت در تاریخ اسلامی نشاندهنده جایگاه ویژه پیامبر در زندگی دینی مسلمانان است.
مفهوم تبرک
تبرک یعنی طلب برکت و خیر الهی[۱] که در یک موجود نهاده شده[۲] و خداوند برای او امتیازها و مقامهایی خاص قرار داده است،[۳] خواه این برکت مادی باشد و خواه معنوی.[۴]
تبرکجویی به پیامبر(ص) در سیره اهل بیت
در متون روایی و تاریخی، مواردی فراوان از تبرکجویی اهل بیت و امامان شیعه به پیامبر(ص) گزارش شده است. فاطمه، دختر پیامبر، پس از وفات ایشان بر مزارش حضور مییافت و خاک آن را به نشانه تبرک بر سر و صورت خویش میمالید.[۵] تبرکجویی به قبر شریف پیامبر، سیره پیوسته امامان معصوم و اهل بیت بوده است.
در منابع روایی، تبرک امام حسین،[۶] امام صادق،[۷] امام رضا[۸] و امام جواد(ع)[۹] به مزار پیامبر گزارش شده است. امام حسن(ع) نیز وصیت نمود که در صورت امکان، کنار مزار رسول خدا به خاک سپرده شود.[۱۰] تبرک امام صادق(ع) به عصای پیامبر[۱۱] و نیز تبرک حضرت علی به باقیمانده حنوط پیامبر[۱۲] شواهد دیگر این سیره است. از دیگر موارد برکتجویی اهل بیت، تبرک به سنگی در خانه حضرت زهرا است که محل نشستن ایشان بوده است.[۱۳]
تبرک در سیره صحابه و تابعین
صحابه همزمان با پیامبر و بعد از وفات ایشان به وی تبرک میجستند. بررسی زندگانی پیامبر گرامی و چگونگی رفتار یاران ایشان حکایت از این دارد که مسلمانان در روزگار آغاز اسلام، به برکتجویی از وجود وی و امور متعلق به او اهتمام داشتهاند.[۱۴]
تبرک به موی پیامبر
یکی از اشیای مورد اهتمام مسلمانان در تبرک[۱۵] موهای پیامبر(ص) بوده است. اصحاب موی سر ایشان را برای تبرک و تیمن[۱۶] نزد خویش نگاه میداشتند.[۱۷] آوردهاند هنگامی که رسول خدا موی سرش را اصلاح میکرد، اصحاب گرد او میگشتند و هر تار مویی که بر زمین میافتاد، برای تبرک برمیداشتند.[۱۸] خالد بن ولید برای تبرک و به امید پیروزی، در جنگها پیشانیبندی میبست که چند تار از موهای رسول خدا در آن قرار داشت.[۱۹] احمد بن حنبل نیز به موی پیامبر تبرک میجسته است.[۲۰] تبرک به عرق ایشان هم میان اصحاب گزارش شده است. تبرک انس بن مالک[۲۱] و امّ سلیم[۲۲] به عرق ایشان از گزارشهای معتبر در این زمینه است.
تبرک به ناخن پیامبر
ناخن رسول خدا[۲۳] که گاهی ایشان آن را برای تبرک میان اصحاب تقسیم مینمود،[۲۴] باقیمانده آب آشامیدنی[۲۵] ایشان،[۲۶] آب بئر بضاعه[۲۷] که با آشامیدن پیامبر متبرک شده است، و آب وضوی پیامبر از موارد تبرکجویی اصحاب بوده است.[۲۸] حتی گاه اصحاب آب وضوی پیامبر را مینوشیدند.[۲۹] آوردهاند که صحابه دهانه مشکی را که پیامبر از آن آب آشامیده بود، بریدند و به قصد تبرک بردند.[۳۰] در منابع تاریخی، نام 20 چشمه و چاه آمده که با آشامیدن پیامبر متبرّک شده و مورد اهتمام اصحاب بودهاند.[۳۱]
تبرک به وسایل پیامبر
وسیلههای متعلق به پیامبر نیز مورد تبرک بوده است.[۳۲] لباس،[۳۳] عبا،[۳۴] عمامه،[۳۵] کفش[۳۶] و سجاده نبوی[۳۷] از جمله این موارد است. مسلمانان حتی به دستی که در بیعت با رسول خدا با ایشان در تماس بوده، تبرک میجستند.[۳۸]
تبرک به اماکن منسوب به پیامبر
مسلمانان آغاز اسلام به مکانهایی که با پیامبر نسبت داشت و ایشان در آن جا نماز خوانده[۳۹] یا نشسته بود،[۴۰] تبرک میجستند. آنان کوشیدند تا فهرست مکانهایی را که پیامبر بر آن گام نهاده بود، ثبت کنند. حتی در آغاز اسلام، برای زیارت مسجد قبا، درست همان کوچهها و راههایی را طی میکردند که رسول خدا پیموده بود.[۴۱] فهرست این مکانها در سده سوم ق. به دست فاکهی با عنوان «المواضع التی دخلها رسول الله» ثبت گشته[۴۲] و در برخی منابع دیگر یاد گشته است.[۴۳]
عبدالله بن عمر اهتمامی ویژه به این امر داشت و در مکانهای منسوب به پیامبر(ص) نماز میخواند.[۴۴] البته برخی از مخالفان تبرکجویی، این کار وی را بر پایه اجتهاد شخصی میدانند. اما بعضی بر پایه همین روایات و نقلها بر آنند که پیجویی آثار پیامبر(ص) و تبرک به آن مستحب است.[۴۵]
مکانهای متبرک پیامبر در مکه
برخی از این مکانها که در مکه قرار داشتهاند، عبارتند از:
محل تولد[۴۶] و جایی که پیامبر شترهای خود را در حج قربانی میکرد[۴۷]؛ مسجد محل آغاز هجرت پیامبر از مکه و نیز مسجد بنا شده در آن منطقه[۴۸]؛ مسجد الغنم که پس از فتح مکه، مشرکان در آن جا با پیامبر بیعت کردند[۴۹]؛ مسجد خَیْف که محل خطبه حجة الوداع[۵۰] و نماز 700 پیامبر است[۵۱] و به نماز خواندن در آن بسیار سفارش شده است[۵۲]؛ مسجد ردم الاعلی؛ مسجد مختفی؛ خانه امهانی؛ مسجدی در راه ذیطوی؛ مسجد عُرَیض[۵۳]؛ خانه خدیجه(س) که مکان تولد فاطمه زهرا(س) بوده است؛[۵۴] خانه ارقم بن ابیارقم که محل پنهان شدن مسلمانان از هجوم مشرکان مکه بوده[۵۵]؛ مسجد الغدیر در مکان خواندن خطبه غدیر[۵۶]؛ مسجد الجن، جایگاه بیعت جنیان با پیامبر[۵۷]؛ سنگ در نزدیک قبة الوحی در مسجدالحرام که به پیغمبر سلام نموده است[۵۸]؛ سنگی نزدیک مکه که پیامبر در بازگشت از عمره روی آن استراحت نموده است[۵۹]؛ سنگی در گوشه مسجدالحرام که نقش گامهای مبارک پیامبر بر آن قرار داشته است.[۶۰]
مکانهای متبرک پیامبر در مدینه
یکی از دیگر مکانهای متبرک مدینه، منبر[۶۱] و روضه نبوی است که دعا خواندن کنار آن از آداب دینی مورد اتفاق مسلمانان بوده است.[۶۲] مسلمانان تربت پیامبر را برای تبرک برمیداشتند. این کار بهاندازهای رواج یافت که عایشه دستور داد دیواری پیشاپیش قبر پیامبر بنا نهند.[۶۳]
آوردهاند که چون صحابه به مسجدالنبی وارد میشدند، قسمتی از منبر را که کنار قبر پیامبر بود، میگرفتند و رو به قبله دعا میکردند.[۶۴] هنگامی که مردم مدینه از خشکسالی شکایت داشتند، به سفارش عایشه، سوراخی بالای روضه پیامبر گشودند و به برکت قبر پیامبر بر مردم باران بارید.[۶۵]اینکه ابوبکر و عمر خواستند کنار قبر پیامبر به خاک سپرده شوند، جز متبرک شدن به ایشان وجهی نداشته است.[۶۶]
از دیگر مکانهای متبرک مدینه، میتوان به این موارد اشاره کرد: غار ثور، غار حراء،[۶۷] مسجد شجره که محل احرام پیامبر بوده است،[۶۸] مسجد الاجابه که پیامبر در بازگشت از عمره در آن نماز خوانده بود و مردم آن را برای تبرک میبوسند،[۶۹] مسجد البغله، مسجد الفتح،[۷۰] مسجد قبا که نماز در آن پاداش فراوان دارد،[۷۱] مشربه امابراهیم،[۷۲] مسجد فضیخ، قبور شهیدان احد، مسجد احزاب یا فتح،[۷۳] مسجد عتبان بن مالک.[۷۴]
پانویس
- ↑ نک: تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص334.
- ↑ الموسوعة الفقهیة الکویتیه، ج10، ص69.
- ↑ سلفیگری و پاسخ به شبهات، ص434.
- ↑ التبرک، جدیع، ص43.
- ↑ وفاء الوفاء، ج4، ص217؛ احقاق الحق، ج10، ص435.
- ↑ الفتوح، ج5، ص18-19؛ بحار الانوار، ج44، ص328.
- ↑ بحار الانوار، ج97، ص150-153.
- ↑ بحار الانوار، ج80، ص314؛ ج93، ص153.
- ↑ نک: الکافی، ج1، ص353؛ بحار الانوار، ج50، ص68.
- ↑ فضائل الخمسه، ج3، ص256.
- ↑ الکنی و الالقاب، ج1، ص27.
- ↑ المستدرک، ج1، ص361.
- ↑ وفاء الوفاء، ج2، ص58.
- ↑ تبرک الصحابه، ص15-17.
- ↑ صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.
- ↑ صحیح مسلم، ج7، ص79؛ صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.
- ↑ فتح الباری، ج6، ص148.
- ↑ بحار الانوار، ج17، ص32.
- ↑ تاریخ الخمیس، ج2، ص151؛ سبل الهدی، ج2، ص16.
- ↑ صفة الصفوه، ج1، ص547.
- ↑ صحیح البخاری، ج7، ص140.
- ↑ صحیح البخاری، ج7، ص140؛ فتح الباری، ج6، ص417؛ صحیح مسلم، ج7، ص81.
- ↑ دلائل النبوه، ج5، ص441.
- ↑ المواهب اللدنیه، ج3، ص495.
- ↑ الطبقات، ج1، ص184.
- ↑ صحیح البخاری، ج6، ص252-253؛ فتح الباری، ج10، ص85، 89.
- ↑ مفاهیم یجب ان تصحح، ص220.
- ↑ بحار الانوار، ج17، ص32.
- ↑ اسد الغابه، ج2، ص258؛اسد الغابه، ج5، ص634.
- ↑ الاستیعاب، ج4، ص1907.
- ↑ وفاء الوفاء، ج3، ص119-150.
- ↑ التبرک، میانجی، ص123، 171.
- ↑ صحیح البخاری، ج7، ص42؛ صحیح مسلم، ج7، ص116.
- ↑ التبرک، میانجی، ص177؛ اسد الغابه، ج3، ص154؛ الاصابه، ج4، ص68.
- ↑ السنن الکبری، ج5، ص476؛ اکمال الکمال، ص283.
- ↑ صحیح البخاری، ج8، ص113.
- ↑ نک: التبرک، میانجی، ص25.
- ↑ مجمع الزوائد، ج9، ص325؛ فتح الباری، ج6، ص148.
- ↑ صحیح البخاری، ج1، ص124؛ اسد الغابه، ج3، ص227.
- ↑ فتح الباری، ج1، ص426.
- ↑ تاریخ المدینه، ج1، ص56-57.
- ↑ اخبار مکه، فاکهی، ج5، ص91.
- ↑ وفاء الوفاء، ج3، ص5-7.
- ↑ نک: صحیح البخاری، ج1، ص124؛ البدایة و النهایه، ج5، ص149-150.
- ↑ فتح الباری، ج1، ص471.
- ↑ شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیه، ج1، ص258.
- ↑ صحیح البخاری، ج6، ص236.
- ↑ آثار اسلامی، ص158.
- ↑ آثار اسلامی، ص150.
- ↑ الکافی، ج1، ص403؛ اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص270.
- ↑ الکافی، ج4، ص214.
- ↑ الکافی، ج4، ص519؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص230.
- ↑ آثار اسلامی، ص99-104، 228.
- ↑ آثار اسلامی، ص125.
- ↑ اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص14.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.
- ↑ آثار اسلامی، ص93.
- ↑ رحلة ابن بطوطه، ج1، ص379-380.
- ↑ رحلة ابن بطوطه، ج1، ص382.
- ↑ سفرنامه ناصر خسرو، ص128.
- ↑ الکافی، ج4، ص553؛ الجواب الباهر، ج1، ص73؛ الشفاء، ج2، ص57.
- ↑ وسائل الشیعه، ج14، ص344.
- ↑ وفاء الوفاء، ج1، ص94.
- ↑ الشفاء، ج2، ص86.
- ↑ وفاء الوفاء، ج2، ص115.
- ↑ کشف الارتیاب، ص344؛ التبرک، میانجی، ص157.
- ↑ بحار الانوار، ج57، ص223.
- ↑ الکافی، ج4، ص248.
- ↑ آثار اسلامی، ص142.
- ↑ وسائل الشیعه، ج4، ص309.
- ↑ وسائل الشیعه، ج5، ص285-286.
- ↑ الکافی، ج4، ص560.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.
- ↑ آثار اسلامی، ص207-208.
منابع
- آثار اسلامي مكه و مدينه: رسول جعفريان، قم، مشعر، 1386ش؛
- احقاق الحق: نورالله الحسيني الشوشتري (م.1019ق.)، تعليقات: شهاب الدين نجفي، قم، مكتبة النجفي، 1406ق؛
- احكام القرآن: ابن العربي (م.543ق.)، به كوشش محمد عطاء، لبنان، دار الفكر؛
- اخبار مكه: الازرقي (م.248ق.)، به كوشش رشدي الصالح، مكه، مكتبة الثقافه، 1415ق؛
- اخبار مكه: الفاكهي (م.279ق.)، به كوشش ابن دهيش، بيروت، دار خضر، 1414ق؛
- ارشاد الاذهان الي تفسير القرآن: محمد سبزواري (م.1409ق.)، بيروت، دار التعارف، 1419ق؛
- ازالة الخفاء عن خلافة الخلفاء: ولي الله محدث دهلوي، پاکستان، سهيل اکيديمي، 1396ق؛
- اسد الغابه: ابن اثير (م.630ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي؛
- الاستيعاب: ابن عبدالبر (م.463ق.)، به كوشش البجاوي، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛
- الاصابه: ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، به كوشش علي معوض و عادل عبدالموجود، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛
- الاصول الاربعة في ترديد الوهابيه: حکيم معراج الدين (م.1346ق.)، به کوشش مولوي، استانبول، اشيق؛
- الاعتصام: الشاطبي (م.790ق.)، به كوشش عبدالرزاق المهدي، بيروت، دار الكتاب العربي، 1417ق؛
- اقتضاء الصراط المستقيم: ابن تيميه (م.728ق.)، به کوشش ناصر عبدالکريم، بيروت، دار عالم الکتاب، 1419ق؛
- بحار الانوار: المجلسي (م.1110ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق؛
- البحر المحيط: ابوحيان الاندلسي (م.754ق.)، بيروت، دار الفكر، 1412ق؛
- البحر المديد: ابن عجيبه (م.1224ق.)، به كوشش القرشي، قاهره، حسن عباس زكي، 1419ق؛
- البداية و النهايه: ابن كثير (م.774ق.)، بيروت، مكتبة المعارف؛
- البراهين الجليلة في رفع تشکيکات الوهابيه: محمد حسن قزويني، قاهره، 1397ق؛
- تاريخ الخميس: حسين الدياربكري (م.966ق.)، بيروت، مؤسسة شعبان، 1283ق؛
- تاريخ المدينة المنوره: ابن شبّه (م.262ق.)، به كوشش شلتوت، قم، دار الفكر، 1410ق؛
- تبرک الصحابه: محمد طاهر بن عبدالقادر، جده، دار المنهاج، 1433ق؛
- التبرک: صباح البياتي، مرکز الابحاث العقائديه؛
- التبرك: علي الاحمدي الميانجي، تهران، مشعر، 1422ق؛
- التبرک انواعه و احکامه: ناصر بن عبدالرحمن الجديع، رياض، مکتبة الرشد، 1421ق؛
- التبرک و التوسل و الصلح مع العدوّ الصيهوني: فتح الله بن تقي النجار، تهران، مشعر، 1428؛
- تبيين القرآن: سيد محمد الشيرازي، کربلا، المجتبي، 1389ق؛
- التحقيق: المصطفوي، تهران، وزارت ارشاد، 1374ش؛
- التحذير من تعظيم الآثار غير المشروعه: عبدالمحسن بن حمد العباد البدر، مصر، دار الحديثه، 1425ق؛
- التذکرة في احوال الموتي و امور الآخره: قرطبي، المکتبة الاسلاميه؛
- ترتيب المدارک: قاضي عياض (م.544ق.)، به کوشش گروهي از نويسندگان، مغرب، مطبعة فضالة المحمديه، 1981م؛
- تسنيم: جوادي آملي، قم، اسراء، 1378ش؛
- تسهيل العقيدة الاسلاميه: عبدالله بن عبدالعزيز الجبرين، رياض، دار العصيمي؛
- تفسير ابن كثير (تفسير القرآن العظيم): ابن كثير (م.774ق.)، به كوشش شمس الدين، بيروت، دار الكتب العلميه، 1419ق؛
- تفسير الجلالين: جلال الدين المحلي (م.864ق.)، جلال الدين السيوطي (م.911ق.)، بيروت، النور، 1416ق؛
- تفسير القمي: القمي (م.307ق.)، به كوشش الجزائري، قم، دار الكتاب، 1404ق؛
- التفسير الكبير: الفخر الرازي (م.606ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه، 1421ق؛
- تفسير بيضاوي (انوار التنزيل): البيضاوي (م.685ق.)، به كوشش مرعشلي، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1418ق؛
- تفسير سمرقندي (بحر العلوم): السمرقندي (م.375ق.)، به كوشش عمر بن غرامه، بيروت، دار الفكر، 1416ق؛
- تفسير شاهي (آيات الاحكام): ابوالفتح جرجاني (م.976ق.)، به كوشش اشراقي، تهران، نويد، 1362ش؛
- تفسير شريف لاهيجي: شريف لاهيجي (م.1088ق.)، به كوشش حسيني و آيتي، انتشارات علمي، 1363ش؛
- تفسير قرطبي (الجامع لاحكام القرآن): القرطبي (م.671ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1405ق؛
- توحيد در قرآن: جوادي آملي، قم، اسراء، 1383ش؛
- التوحيد: صالح بن فوزان، رياض، وزارت اوقاف، 1423ق؛
- تهذيب الاصول: تقريرات بحث امام خميني1، السبحاني، تهران، نشر آثار امام، 1423ق؛
- تهذيب التهذيب: ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، به كوشش مصطفي، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛
- جامع الاحاديث: جلال الدين السيوطي (م.911ق.)؛
- جامع العلوم و الحکم: عبدالرحمن السلامي (م.795ق.)، به کوشش الارنؤوط و ابراهيم باجس، بيروت، الرساله، 1408ق؛
- جغرافياي حافظ ابرو: عبدالله حافظ ابرو (م.833ق.)، به کوشش سجادي، تهران، ميراث مکتوب، 1375ش؛
- جلاء الافهام في الصلاة و السلام علي خير الانام: ابن قيم الجوزيه (م.751ق.)، به کوشش الارنؤوط، کويت، دار العروبه، 1407ق؛
- الجواب الباهر لزوار المقابر: ابن تيميه (م.728ق.)؛
- جوامع الجامع: الطبرسي (م.548ق.)، به كوشش گرجي، تهران، 1378ش؛
- جواهر الكلام: النجفي (م.1266ق.)، به كوشش قوچاني و ديگران، بيروت، دار احياء التراث العربي؛
- حکم الجديرة بالاذاعه: عبدالرحمن السلامي (م.795ق.)، به کوشش الارنؤوط، دمشق، دار المأمون، 1990م؛
- دائرة المعارف بزرگ اسلامي: زير نظر بجنوردي، تهران، مركز دائرة المعارف بزرگ، 1372ش؛
- الدر المنثور: السيوطي (م.911ق.)، بيروت، دار المعرفه، 1365ق؛
- دعائم الاسلام: النعمان المغربي (م.363ق.)، به كوشش فيضي، قاهره، دار المعارف، 1383ق؛
- دلائل النبوه: البيهقي (م.458ق.)، به كوشش عبدالمعطي، بيروت، دار الكتب العلميه، 1405ق؛
- رحلة ابن بطوطه: ابن بطوطه (م.779ق.)، به كوشش التازي، الرباط، المملكة المغربيه، 1417ق؛
- رحلة ابن جبير: محمد بن احمد (م.614ق.)، بيروت، دار مكتبة الهلال، 1986م؛
- روح المعاني: الآلوسي (م.1270ق.)، به كوشش عبدالباري، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛
- زيارة القبور و الاستنجاد بالمقبور: ابن تيميه (م.728ق.)، رياض، ادارة العامه، 1410ق؛
- سبل الهدي: محمد بن يوسف الصالحي (م.942ق.)، به كوشش عادل احمد و علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1414ق؛
- السجود علي الارض: علي احمدي، بيروت، مرکز جواد، 1414ق؛
- سفرنامه ناصر خسرو: ناصر خسرو (م.481ق.)، تهران، زوّار، 1381ش؛
- سلفيگري و پاسخ به شبهات: علي اصغر رضواني، قم، مسجد جمکران، 1384ش؛
- سنن ابن ماجه: ابن ماجه (م.275ق.)، به كوشش محمد فؤاد، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1395ق؛
- السنن الكبري: البيهقي (م.458ق.)، بيروت، دار الفكر؛
- سير اعلام النبلاء: الذهبي (م.748ق.)، به كوشش گروهي از محققان، بيروت، الرساله، 1413ق؛
- شذرات الذهب: عبدالحي بن العماد (م.1089ق.)، به كوشش الارنؤوط، بيروت، دار ابن كثير، 1406ق؛
- شرح الزرقاني علي المواهب اللدنيه: محمد الزرقاني (م.1122ق.)، قاهره، دار الکتب العلميه، 1417ق؛
- شرح نهج البلاغه: ابن ابيالحديد (م.656ق.)، به كوشش محمد ابوالفضل، دار احياء الكتب العربيه، 1378ق؛
- شفاء السقام: تقي الدين السبكي (م.756ق.)، به كوشش الحسيني الجلالي، 1419ق؛
- الشفاء بتعريف حقوق المصطفي9: قاضي عياض (م.544ق.)، بيروت، دار الفكر، 1409ق؛
- الصحاح: الجوهري (م.393ق.)، به كوشش العطار، بيروت، دار العلم للملايين، 1407ق؛
- صحيح البخاري: البخاري (م.256ق.)، بيروت، دار الفكر، 1401ق؛
- صحيح مسلم بشرح النووي: النووي (م.676ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1407ق؛
- صحيح مسلم: مسلم (م.261ق.)، بيروت، دار الفكر؛
- صفة الصفوة: ابوالفرج الجوزي (م.597ق.)، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛
- طبقات الشافعية الکبري: تاج الدين السبکي (م.771ق.)، به کوشش الطناحي و عبدالفتاح، هجر للطباعة و النشر، 1413ق؛
- الطبقات الكبري: ابن سعد (م.230ق.)، بيروت، دار صادر؛
- العبوديه: ابن تيميه (م.728ق.)، به کوشش الشاويش، بيروت، المکتب الاسلامي، 1426ق؛
- العلل و معرفة الرجال: احمد بن حنبل (م.241ق.)، به کوشش وصي الله، بيروت، المکتب الاسلامي، 1408ق؛
- عمدة القاري: العيني (م.855ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي؛
- الغدير: الاميني (م.1390ق.)، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1366ش؛
- فتح الباري: ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، بيروت، دار المعرفه؛
- فتح القدير: الشوكاني (م.1250ق.)، بيروت، دار ابن كثير، 1414ق؛
- الفتوح: ابن اعثم الكوفي (م.314ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الاضواء، 1411ق؛
- فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت: سيد محمود شاهرودي، قم، دائرة المعارف فقه اسلامي، 1382ش؛
- فضائل الخمسة من الصحاح الستة و غيرها: مرتضي حسيني فيروزآبادي، بيروت، اعلمي، 1393ق؛
- في ظلال التوحيد: جعفر سبحاني، قم، مؤسسه امام صادق7، 1412ق؛
- قاموس قرآن: علي اكبر قرشي، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1371ش؛
- الكافي: الكليني (م.329ق.)، به كوشش غفاري، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1375ش؛
- كتاب مقدس: ترجمه: فاضل خان همداني، ويليام گلن، هنري مرتن، تهران، اساطير، 1380ش؛
- كشف الارتياب: سيد محسن الامين (م.1371ق.)، به كوشش امين، مكتبة الحريس، 1382ق؛
- كنز العمال: المتقي الهندي (م.975ق.)، به كوشش الدمياطي، بيروت، دار الكتب العلميه، 1419ق؛
- الكني و الالقاب: شيخ عباس القمي (م.1359ق.)، تهران، مكتبة الصدر، 1368ش؛
- لسان العرب: ابن منظور (م.711ق.)، قم، ادب الحوزه، 1405ق؛
- لغتنامه: دهخدا (م.1334ش.) و ديگران، مؤسسه لغتنامه و دانشگاه تهران، 1377ش؛
- مجمع البيان: الطبرسي (م.548ق.)، بيروت، دار المعرفه، 1406ق؛
- مجمع الزوائد: الهيثمي (م.807ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1402ق؛
- مجموع الفتاوي: ابن تيميه (م.728ق.)، به كوشش عبدالرحمن، مكتبة ابن تيميه؛
- مجموعه آثار: مرتضي مطهري (م.1358ش.)، تهران، صدرا، 1377ش؛
- مختلف الشيعه: العلامة الحلي (م.726ق.)، قم، النشر الاسلامي، 1412ق؛
- مسالک الابصار في ممالک الامصار: احمد العمري (م.749ق.)، به کوشش الشاذلي، ابوظبي، المجمع الثقافي، 1423ق؛
- مستدرك الوسائل: النوري (م.1320ق.)، بيروت، آل البيت:، 1408ق؛
- المستدرك علي الصحيحين: الحاكم النيشابوري (م.405ق.)، به كوشش مرعشلي، بيروت، دار المعرفه، 1406ق؛
- مستمسك العروة الوثقي: سيد محسن حكيم (م.1390ق.)، قم، مكتبة النجفي، 1404ق؛
- مسند احمد: احمد بن حنبل (م.241ق.)، بيروت، دار صادر؛
- مصباح الهدي في شرح العروة الوثقي: ميرزا محمد تقي آملي، تهران، ناشر: مؤلف، 1380ش؛
- المعجم الكبير: الطبراني (م.360ق.)، به كوشش حمدي عبدالمجيد، دار احياء التراث العربي، 1405ق؛
- معجم مقاييس اللغه: ابن فارس (م.395ق.)، به كوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبليغات، 1404ق؛
- المغني: عبدالله بن قدامه (م.620ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه؛
- مفاهيم يجب ان تصحح: سيد محمد بن علوي المالکي الحسني، دبي، دائرة الاوقاف و الشؤون الاسلاميه، 1415ق؛
- مفردات: الراغب (م.425ق.)، نشر الكتاب، 1404ق؛
- من لا يحضره الفقيه: الصدوق (م.381ق.)، به كوشش غفاري، قم، نشر اسلامي، 1404ق؛
- المناقب: الخوارزمي (م.568ق.)، به كوشش مالك محمودي، قم، نشر اسلامي، 1411ق؛
- مواهب الجليل: الحطاب الرعيني (م.954ق.)، به كوشش زكريا عميرات، بيروت، دار الكتب العلميه، 1416ق؛
- المواهب اللدنيه: القسطلاني (م.923ق.)، قاهره، المکتبة التوفيقيه؛
- الموسوعة الفقهيه: كويت، وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلاميه، 1410ق؛
- الميزان: الطباطبائي (م.1402ق.)، بيروت، اعلمي، 1393ق؛
- نخلگرداني: علي بلوکباشي، تهران، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1380ش؛
- نمونه: مكارم شيرازي و ديگران، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1375ش؛
- النهايه: مبارك ابن اثير (م.606ق.)، به کوشش الزاوي و الطناحي، قم، اسماعيليان، 1367ش؛
- واژههاي دخيل در قرآن مجيد: آرتور جفري، ترجمه: بدرهاي، توس، 1372ش؛
- وسائل الشيعه: الحر العاملي (م.1104ق.)، قم، آل البيت، 1412ق؛
- وفاء الوفاء: السمهودي (م.911ق.)، به كوشش خالد عبدالغني، بيروت، دار الكتب العلميه، 2006م؛
- وفيات الاعيان: ابن خلكان (م.681ق.)، به كوشش احسان عباس، بيروت، دار صادر؛
- ينابيع الموده: القندوزي (م.1294ق).