آیه ۱۲۵ سوره بقره

از ویکی حج
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Sara&Siham Islamic Contributions to Arabesque Geometric Art by Nickie McKeever.jpg
آیات حج و حرمین
سوره بقره
۱۲۵۱۲۶۱۲۷۱۲۸۱۵۸۱۹۶۱۹۷۱۹۸۱۹۹۲۰۰۲۰۳
سوره آل عمران
۹۶۹۷
سوره مائده
۲۹۷
سوره توبه
۲۱۹
سوره حج
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۳۳۴۳۶۳۷

آیه ۱۲۵ سوره بقره، آیه‌ای از قرآن، که در بخش نخست، به برخی از وظایف مردم نسبت بهخانه خدا، مسجدالحرام و مقام ابراهیم(ع) پرداخته و در بخش دوم، به وظایف حضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) درباره پاکیزه‌سازی خانه خدا می‌پردازد.

استحباب تکرار حج و عمره، وجوب حفظ امنیت انسان‌ها و حیوانات در حرم مکی و نماز خواندن در مقام ابراهیم(ع) مواردی است که در بخش نخست به آن پرداخته شده است. در بخش دوم، به حضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) امر شده است که خانه خدا را برای عبادت‌کنندگان پاکیزه کنند.

متن و ترجمه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

شرح واژگان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

واژه مثابه به معنای «تکرار و بازگشت» یا «محلی که بارها به آن رجوع شود» است.[۱] برخی از لغت‌شناسان، مثابه را به معنای رجوع به قصد ثواب دانسته‌اند.[۲] واژه مَقام به محل قیام و ایستادن گفته شده[۳] و در جایگاه معنوی نیز به کار رفته است.[۴] کلمه عکوف به معنای ملازمت با چیزی و مواظبت از آن است.[۵]

چشم‌انداز[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در قرآن، در آیه پیش از آیه ۱۲۵ سوره بقره، به سیر آزمون‌های حضرت ابراهیم(ع) و رسیدن او به مقام امامت اشاره شده است.[۶] برخی اشاره به این مقام، پیش از آیه ۱۲۵ سوره بقره را به این معنا دانسته‌اند که دلیل نماز خواندن در مقام ابراهیم(ع)، رسیدن او به مقام پیشوایی و امامت است.[۷]

محتوا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

آیه ۱۲۵ سوره بقره، دربردارنده دو بخش کلی است:

بخش اول[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بر اساس تفاسیر، در آیه ۱۲۵ سوره بقره، سه وظیفه و تکلیف بر عهده مردم گذارده شده است:

تکرار حج و عمره[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در این آیه، درباره بازگشت مکرر به خانه خدا و تکرار زیارت آن، تعبیر به «مثابه» شده است. مثابه به معنای تکرار و بازگشت یا محل رجوع مکرر است.[۸] در برخی روایات نیز، به نیت بازگشت هنگام خروج از مکه سفارش شده است.[۹] برخی از فقیهان، تعبیر به مثابه در این آیه را دلیل بر استحباب دانسته‌اند؛ زیرا وجوب حج، به اتفاق، یک بار بیشتر نیست.[۱۰] البته برخی، این آیه را دلیل بر وجوب تکرار طواف شمرده‌اند.[۱۱]

راغب اصفهانی، لغت‌شناس قرآنی، احتمال داده است مراد از مثابه در این آیه، محل ثواب دادن باشد؛[۱۲] که در این صورت، دلالتی بر تکرار نخواهد داشت.[۱۳]

رعایت امنیت و آسایش[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در آیه ۱۲۵ سوره بقره، خانه خدا امن شمرده شده است. مقصود از امنیت در خانه خدا را، دستوراتی درباره حفظ امنیت واردشدگان به خانه خدا و حرم دانسته‌اند.[۱۴] در روایات، حفظ امنیت مردم و حیواناتی که به حرم پناهنده می‌شوند لازم شمرده شده است.[۱۵] به همین جهت، فقیهان فتوا داده‌اند چنانچه کسی مرتکب کاری شود که موجب حدّ یا تعزیر یا قصاص شده باشد و به حرم پناه آورد، نمی‌توان متعرّض او شد؛ بلکه باید از نظر آب و غذا در تنگنا قرار گیرد تا از حرم بیرون رود.[۱۶]

بر پایه روایتی از امام صادق(ع)، مراد از «حرم امن»، شناخت اهل بیت(ع) است، که فرد در صورت معرفت به آنها در دنیا و آخرت ایمن خواهد بود.[۱۷]

گزینش مصلی نماز[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در بخشی از آیه ۱۲۵ سوره بقره، از انتخاب مقام ابراهیم(ع) به عنوان مصلی (محل نماز خواندن) سخن گفته شده است. عالمان درباره مراد از مقام ابراهیم در این آیه اختلاف نظر دارند. به عقیده برخی، منظور محل سنگی است، که جای پای حضرت ابراهیم(ع) در آن قرار دارد.[۱۸] برخی دیگر بر این باورند که مقصود از مقام، همه حرم است، که حضرت ابراهیم(ع) در آنجا گام نهاده است.[۱۹]

بعضی، مقام ابراهیم در این آیه را به محل کنونی مقام ابراهیم(ع) در مسجدالحرام تفسیر کرده؛ ولی مقام ابراهیم در آیه ۹۷ سوره آل عمران را به تمام حرم تفسیر نموده‌اند.[۲۰] البته برخی، این تقصیل را رد کرده و مراد از مقام ابراهیم در آیه را گوشه‌ای از بیت دانسته‌اند که سنگ در آن قرار دارد.[۲۱]

بخش دوم[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در بخش دوم آیه ۱۲۵ سوره بقره، به بیان وظیفه حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) پرداخته شده است.

«عَهِدْنا» در عبارت ﴿وَ عَهِدْنٰا إِلیٰ إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْمٰاعِیلَ أَنْ طَهِّرٰا بَیْتِی…﴾ به معنای امر دانسته شده است؛ یعنی ما امر کردیم که ابراهیم و اسماعیل خانه را پاکیزه کنند.[۲۲] به باور برخی، این که تعبیر به عهد شده، ممکن است به این علت باشد، که در «عهد» التزام درونی بیشتری وجود دارد، در حالی که «امر» التزام از بیرون است.[۲۳]

در این بخش دو مطلب کلی وجود دارد:

طهارت خانه خدا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

طهارت خانه خدا، یعنی پاکسازی آن از هر آنچه ناشایست است. برای این تطهیر، با توجه به کاربردهای قرآنی آن، چند مصداق برشمرده‌اند:

  • خالص برای عبادت: خانه خدا برای عبادت است؛ بنابراین، تنها باید برای طائفین، عاکفین و مصلّین باشد.[۲۴] چنانچه در آیه ﴿وَ مَسٰاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اَللّٰهِ کَثِیراً﴾ به آن اشاره شده است.[۲۵]
  • خالی از بت و بت‌پرستی: «بیت» خانه خداست؛ از این رو، باید از بت‌پرستی و عبادت غیر خدا مبرّا باشد.[۲۶] در آیه ﴿وَ إِذْ بَوَّأْنٰا لِإِبْرٰاهِیمَ مَکٰانَ الْبَیْتِ أَنْ لاٰ تُشْرِکْ بِی شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِی…﴾ نیز، طهارت خانه خدا در کنار نفی شرک آمده است.[۲۷]
  • طهارت از حدث اکبر: افرادی که در حیض و جنابتند، نباید داخل خانه خدا و مسجد الحرام شوند؛[۲۸] زیرا به گفته قرآن اینها در زمره غیر مطهران هستند.[۲۹]
  • طهارت از خبث: بر پایه روایتی از امام صادق(ع)، یکی از مصداق‌های طهارت خانه خدا در این آیه، طهارت از خبث است.[۳۰] به گفته علامه طباطبایی، مفسر شیعه، خانه خدا مصلی است، و مصلی باید از نجاست پاک باشد، از این رو باید آلودگی‌ها و کثافاتی را که مردم به وجود می‌آورند، از آن زدوده شود.[۳۱]
  • طهارت بنیانی: یکی از مصدایق طهارت خانه خدا در این آیه را، طهارت بنیانی دانسته‌اند؛ چنان‌که درباره مسجد قبا در آیه ﴿أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْیٰانَهُ عَلیٰ تَقْویٰ مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰان﴾ به آن اشاره شده است.[۳۲][۳۳]
  • طهارت از بوی بد: برخی، بر اساس روایتی از امام باقر(ع)،[۳۴] یکی از مصادیق طهارت خانه خدا را، طهارت آن از بوی بد دانسته‌اند.[۳۵]

انواع عبادت خدا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بر اساس آیه ۱۲۵ سوره بقره، خانه خدا باید برای چهار دسته از عبادت‌کنندگان پاکیزه شود.

به گفته طبرسی، مفسر شیعه، طائف به معنای کسی است که به دور خانه خدا می‌گردد و منظور از عاکف کسی است که مجاور بیت باشد. به گفته او، احتمال دارد مراد از طائف کسی باشد که از راه دور برای حج یا عمره به سوی خانه خدا می‌آید.[۳۶] فخر رازی، مفسر اهل سنت، احتمال داده است منظور از عاکف کسی باشد که نزد بیت می‌نشیند.[۳۷]

زمخشری، دیگر مفسر اهل سنت، احتمال داده است مراد از عاکف قائم به معنای نمازگزار باشد؛ زیرا در آیه ﴿لِلطّٰائِفِینَ وَ الْقٰائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُود﴾[۳۸] جای عاکف، قائم به‌کار رفته است. در این صورت، تنها دو گروهِ طواف‌کننده و نمازگزار بیان شده و «الرکع السجود» نیز جزء هیئت نماز خواهد بود.[۳۹]

در این آیه، بین «الرکع» و «السجود» حرف عطف واو ذکر نشده است. این احتمال داده شده که رکوع و سجود به دلیل نزدیکی به همدیگر، به منزله یک عبادت غیرقابل جداسازی شمرده شده است.[۴۰]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. صحاح‌اللغه، ذیل واژه ثوب؛ المصباح المنیر، ذیل واژه ثوب؛ لسان‌العرب، ذیل واژه ثوب؛ مجمع البحرین، ذیل واژه ثوب.
  2. التحقیق فی کلمات القرآن، ذیل واژه توب.
  3. برای نمونه سوره نمل، آیه ۳۹.
  4. برای نمونه سوره اسراء، آیه ۷۹.
  5. المصباح المنیر، ذیل واژه عکف.
  6. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۷۰.
  7. درسنامه تفسیر آیات حج، ص۴۸.
  8. المصباح المنیر، ذیل واژه ثوب؛ مجمع البحرین ذیل واژه ثوب.
  9. مجمع البیان، ج۱، ص۲۰۳.
  10. کنز العرفان، ج۱، ص۳۱۰.
  11. تفسیر کبیر، ج۴، ص۵۰.
  12. مفردات الفاظ قرآن، ذیل واژه ثوب.
  13. درسنامه تفسیر آیات مناسک حج، ص۵۰.
  14. کنزالعرفان، ج١، ص ٢۶٢. تفسیر المیزان، ج٢، ص٣۵٣.
  15. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۹۹.
  16. جواهر الکلام، ج۲۰، ص۴۶–۴۷.
  17. البرهان فی تفسیر القرآن، ج١، ص٢٩٩.
  18. الجامع لاحکام القرآن، ج٢، ص١١٢؛ کنزالعرفان، ج١، ص٣١٠.
  19. مجمع البیان، ج١، ص٢٠٣؛ الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص١٣٩.
  20. کنزالعرفان، ج١، ص٢۶٢.
  21. درسنامه تفسیر آیات حج، ص۵۵.
  22. تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۸۱.
  23. درسنامه تفسیر آیات حج، ص۵۶.
  24. تفسیر المیزان، ج١، ص٢٨١.
  25. سوره حج، آیه ۴٠.
  26. تفسیر کبیر، ج۴، ص۵٧.
  27. سوره حج، آیه ٢۶.
  28. کشاف، ج١، ص١٨۵.
  29. نگاه کنید به، سوره مائده، آیه ۶ و سوره بقره، آیه ٢٢۲.
  30. نور الثقلیه، ج۱، ص۱۲۳.
  31. تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۸۱.
  32. سوره توبه، آیه ١٠٨.
  33. مجمع البیان، ج١، ص ٢٠۴.
  34. کافی، ج۴، ص ۵۴۶، باب النوادر.
  35. درسنامه تفسیر آیات حج، ص۵۸ و ۵۹.
  36. مجمع البیان، ج١، ص٢٠۴
  37. تفسیر کبیر، ج۴، ص۵٨.
  38. سوره حج، آیه ٢۶.
  39. کشاف، ج١، ص١٨۵.
  40. درسنامه تفسیر آیات حج، ص۶۱.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این مقاله برگرفته از کتاب درسنامه تفسیر آیات حج، محمد فاکر میبدی، قم، حوزه نماینگی ولی‌فقیه در امور حج و زیارت، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۷ش. است.
  • البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، انتشارات دار التفسیر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
  • التحقیق فی کلمات القرآن، حسن مصطفوی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
  • تفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، محمد بن عمر فخر رازی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چهارم، ۱۴۱۳ق.
  • الجامع لأحکام القرآن، محمد بن احمد قرطبی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۶۵م.
  • جواهر الکلام، محمد حسن نجفی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۷ش.
  • الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیة، اسماعیل بن حماد جوهری، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، بیروت، دارالعلم للملایین، چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • کافی، محمد بن یعقوب کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، محمود بن عمر زمخشری، ادب الحوزه.
  • کنز العرفان، مقداد بن عبدالله سیوری، تحقیق محمد باقر بهبودی، تهران، المکتبة الرضویة لاحیاء الآثار الجعفریه.
  • مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، قم، کتابخانة آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۳ق.
  • المصباح المنیر، احمد بن محمد فیومی، قم، دارالهجرة، دوم، ۱۴۱۴ق.
  • المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.