حاضر و بادی

از ویکی حج
پرش به ناوبری پرش به جستجو

حاضر و بادی، مقیمان و غیر مقیمان مکه هستند که به دسته نخست «حاضر» و به دسته دوم که برای مراسم حج به مکه می‌آیند «بادی» گفته شده است.

فقیهان شیعه، وظیفه بادی را حج تمتّع و وظیفه حاضر را حج قِران یا اِفراد دانسته‌اند. در برابر، فقیهان اهل سنت میان حاضر و بادی تفاوتی نگذاشته و آنها را در به جا آوردن یکی از انواع حج مخیّر دانسته‌اند.

مشهور عالمان شیعه، کسانی که در فاصله حدود ۸۸ کیلومتری قرار دارند «حاضر» به شمار آورده‌اند. درباره مبدأ این فاصله، میان مسجدالحرام و شهر مکه و حرم اختلاف نظر است.

برخی، بهره‌مندی از خانه‌های مکه را میان حاضر و بادی یکسان دانسته و اجاره دادن آن را به بادیان حرام دانسته‌اند.

واژه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

واژگان «حاضر» و «بادی» اسم فاعل از ریشه‌های «ح، ض، ر» و «ب، د، و» بوده و به ترتیب به معنای شهرنشین[۱] و بادیه‌نشین‌اند.[۲]

در منابع تاریخی، تفسیری و فقهی اسلامی به بومیان مکه و کسانی که در اطراف آن ساکنند، حاضر یا عاکف و به آنان که اهل مکه و ساکن آن نیستند و برای انجام مناسک حج و عمره به مکه می‌آیند، بادی یا طائف می‌گویند.[۳]

در صدر اسلام و پیش از آن، بیشتر حاجیان غیر مکّی از بادیه به حج می‌آمدند؛ از این رو، به آنها بادی گفته می‌شد. بعدها به همه غیر مقیمان مکه، حتی اگر از بادیه نبودند، بادی گفته شد. خاستگاه کاربرد اصطلاح یاد شده در منابع اسلامی، به عبارت‌های قرآنی ﴿حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾[۴] و ﴿سَواءً العاکِفُ فیهِ وَالبادِ﴾[۵] برمی‌گردد.

پیشینه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پیش از اسلام، ویژگی سکونت داشتن یا نداشتن در مکه سبب تمایزهایی میان حاضر و بادی شد. بر پایه گزارش‌هایی در آستانه ظهور اسلام، بادی مهمان خدا و محترم شمرده می‌شد. قریش که مقیمان مکه بودند خود را اهل الله دانسته و بادیان را اطعام می‌کردند. با ظهور اسلام، این سنت که رفادت نام داشت تأیید شده و ادامه یافت.[۶]

تعیین محدوده[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مفسران و فقیهان در تعیین معیاری برای تشخیص حاضر و بادی از جهت مکان، میزان فاصله و مبدأ آن اختلاف نظر دارند. برخی مبدأ محاسبه را مسجدالحرام،[۷] برخی شهر مکه[۸] و برخی حرم[۹] دانسته‌اند. در دیدگاه مشهور عالمان شیعه، کسانی که در محدوده ۴۸ میلی[یادداشت ۱] قرار دارند «حاضر» به شمار آمده‌اند؛[۱۰] ولی برخی، حداقل فاصله را ۱۲ میل[یادداشت ۲] دانسته‌اند.[۱۱] در جمع میان دو دیدگاه گفته‌اند مقصود قول مشهور، ۱۲ میل در هر یک از جهت‌های چهارگانه است.[۱۲] برخی نیز، افرادِ با فاصله بیش از ۱۸ میل[یادداشت ۳] را غیر حاضر دانسته‌اند.[۱۳]

در تطبیق ساکنان مناطق مکه و پیرامون آن بر مفهوم حاضر، باورهای گوناگونی میان عالمان مسلمان وجود دارد که برخی از آنها چنین‌اند:

  1. اهل حرم؛
  2. ساکنان مکه و میقات‌ها و مکان‌های نزدیک به آنها مانند عرفات؛[۱۴]
  3. ساکنانِ مکان‌هایی مانند ذات عِرق، عُسفان،[۱۵] مَرّ الظَهران، عرفه، ضَجنان، رجیع،[۱۶] طائف، جدّه و رُهاط.[۱۷]

بر پایه روایاتی، کسانی که به مکه هجرت می‌کنند، پس از ۲ سال «حاضر» به شمار می‌آیند. کسانی که افزون بر مکه مدتی از سال را در شهری دیگر ساکن‌اند، بسته به این که در کدام شهر[یادداشت ۴] بیشتر ساکنند «حاضر» یا «بادی» به شمار می‌روند.[۱۸]

تفاوت در حج‌گزاری[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بر پایه آیه ﴿فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ... ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾[۴] منابع تفسیری،[۱۹] روایی[۲۰] و فقهی شیعه[۲۱] حج تمتّع را بر بادی واجب و وظیفه حاضر را حج قِران یا اِفراد دانسته‌اند. به باور آنها، به جا آوردن تمتّع از سوی حاضر، تنها در حالتی جایز است که از محدوده حرم بیرون رفته و هنگام بازگشت به یکی از میقات‌ها برسد. در مقابل، اهل سنت میان حاضر و بادی تفاوتی نگذاشته و آنها را در به جا آوردن یکی از انواع حج مخیر دانسته‌اند.[۲۲] برخی فقیهان اهل سنت، وجوب عمره را به بادی اختصاص داده‌اند.[۲۳] بر پایه روایاتی در منابع اهل سنت،‌ حضرت محمد(ص) حاضران را به نماز و بادیان را به طواف تشویق می‌کرد.[۲۴]

تفاوت‌های میان حاضر و بادی نباید سبب سوء استفاده مقیمان و مانع بهره‌مندی غیر مقیمان از مسجدالحرام شود. از این رو، خداوند تأکید می‌کند آنان که مردم را از راه خدا و مسجدالحرام بازمی‌دارند به کیفری دردناک دچار می‌شوند.[یادداشت ۵][۵] بر پایه برخی روایاتِ شأن نزول، قریش از ورود حضرت محمد(ص) و مسلمانان به مکه جلوگیری کرده بودند و آیه نیز به مساوی بودن حاضر و بادی در ورود به مکه تأکید کرده است.[۲۵]

دیگر احکام[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اجاره دادن خانه‌های مکه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بر پایه سنتی که در مکه بود، مردم برای خانه‌هایشان در نمی‌گذاشتند تا غیر مقیمانی که برای مراسم حج می‌آیند به راحتی از خانه‌هایشان بهره‌مند شوند. معاویة بن ابی‌سفیان نخستین کسی دانسته شده است که با قرار دادن در برای خانه خود، از ورود آنها جلوگیری کرد. روایتی در منابع شیعه، آیه بیست و پنجم سوره حج را[یادداشت ۶] اشاره به همین سنت دانسته است.[۲۶]

به باور برخی، مراد از «مسجد الحرام» در آیه پیش‌گفته همه حرم است؛ از این رو، حاضر و بادی در بهره‌مندی از خانه‌های مکه حقی یکسان دارند[۲۷] و فروش یا اجاره زمین‌ها و خانه‌های مکه حرام است.[۲۸]

در برابر، به باور برخی مراد از «مسجد الحرام» در آیه پیش‌گفته محدوده مسجد است و مراد از تساوی، برابری آنها در بزرگداشت حرم، حق بهره‌مندی یکسان از قبله، انجام مناسک، دفن اموات و مانند آن است.[۲۹]

نماز بادی در مسجدالحرام[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برخی فقیهان شیعه با استناد به عبارت قرآنی ﴿سَواءً العاکِفُ فیهِ وَالبادِ﴾[۵] بر تمام بودن نماز بادی در مسجدالحرام استدلال کرده‌اند.[۳۰]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. العین، ج‏3، ص102-101؛ لسان العرب، ج4، ص197 «حضر».
  2. العین، ج‏8، ص83؛ مفردات، ص40 «بدا»؛ لسان العرب، ج‏4، ص197، «بدو».
  3. اخبار مکه، الازرقی، ج1، ص285، ج2، ص136؛ تفسیرشاهی، ج1، ص418-419؛ التبیان، ج1، ص454-455.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ سوره بقره(۲)، آیه ۱۹۶.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ سوره حج(۲۲)، آیه ۲۵.
  6. تاریخ الطبری، ج2، ص260.
  7. نک: الوسیله، ص157- 158.
  8. الانصاف، ج3، ص440؛ مدارک الاحکام، ج7، ص189.
  9. الانصاف، ج3، ص440.
  10. تهذیب، ج5، ص32- 33، 492؛ المعتبر، ج2، ص785؛ تفسیر شاهی، ج1، ص361.
  11. التبیان، ج2، ص161؛ المبسوط فی فقه الامامیه، ج1، ص306؛ مجمع البیان، ج2، ص39-40.
  12. نک: مجمع البیان، ج2، ص39-40؛ السرائر، ج1، ص519؛ مجمع الفائدة، ج6، ص15.
  13. نک: الکافی، ج4، ص300؛ جواهر الکلام، ج18، ص8.
  14. تهذیب، ج5، ص32-33؛ التبیان، ج2، ص161.
  15. تهذیب، ج5، ص33، 492؛ البرهان، ج1، ص419؛ الروضة البهیه، ج2، ص225.
  16. اخبار مکه، الفاکهی، ج3، ص102.
  17. اخبار مکه، الازرقی، ج2، ص157.
  18. تهذیب، ج5، ص34- 35.
  19. مجمع البیان، ج2، ص39-40.
  20. الکافی، ج4، ص299؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص312؛ تهذیب، ج5، ص25، 32- 34.
  21. المقنعة، ص389؛ الکافی فی الفقه، ص191- 192.
  22. نک: الخلاف، ج2، ص272؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ص916- 922، «پاورقی».
  23. نک: تذکرة الفقهاء، ج7، ص13.
  24. الدر المنثور، ج1، ص121.
  25. تفسیر قمی، ج2، ص83.
  26. الکافی، ج4، ص243- 244؛ تهذیب، ج5، ص420.
  27. التبیان، ج7، ص305- 306.
  28. المبسوط فی فقه الامامیه، ج‏2، ص168؛ الخلاف، ج3، ص189؛ بدائع الصنائع، ج5، ص146.
  29. تفسیر سمعانی، ج3، ص432؛ تفسیر قرطبی، ج12، ص32.
  30. مختلف الشیعه، ج3، ص135؛ فتاوی ابن الجنید، ص89.
  1. حدود ۸۸ کیلومتر.
  2. حدود ۲۲ کیلومتر.
  3. حدود ۳۲ کیلومتر.
  4. مکه یا شهر دیگر.
  5. ﴿إِنَّ الَّذِینَ کفَرُواْ وَیصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمسجدالحرام الَّذِی جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاکفُ فِیهِ وَالْبَادِ وَمَن یرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادِ بِظُلْمٍ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ﴾
  6. ﴿إِنَّ الَّذِینَ کفَرُواْ وَیصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمسجدالحرام الَّذِی جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاکفُ فِیهِ وَالْبَادِ وَمَن یرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادِ بِظُلْمٍ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ﴾

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

Links.pngمنبع اصلی مقاله: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل حاضر و بادی.
  • اخبار مکه و ما جاء فیها من الآثار، محمد بن عبدالله الازرقی(م.۲۴۸ق)، به کوشش رشدی الصالح ملحس، مکه، دارالثقافه، ۱۴۱۵ق.
  • اخبار مکه فی قدیم الدهر و حدیثه، محمد بن اسحق الفاکهی (م.۲۷۵ق)، به کوشش عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، بیروت، دارخضر، ۱۴۱۴ق.
  • الانصاف فی معرفه الراجح من الخلاف علی مذهب الامام احمد بن حنبل، علی بن سلیمان المرداوی (م.۸۸۵ق)، به کوشش محمد حامد فیقی، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، ۱۳۷۷ق.
  • بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ابوبکر بن مسعود الکاسانی (م.۵۸۷ق)، پاکستان، المکتبه الحبیبیه، ۱۴۰۹ق.
  • البرهان فی علوم القرآن، بدرالدین محمد بن عبدالله الزرکشی (م.۷۹۴ق)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، احیاءالکتب العربیه، ۱۳۷۶ق.
  • تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک)، محمد بن جریر الطبری (۲۲۴-۳۱۰ق)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  • التبیان فی تفسیر القرآن، محمد بن حسن الطوسی (۳۸۵-۴۶۰ق)، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۶۳م.
  • تذکرة الفقهاء، حسن بن یوسف حلی (۶۴۸-۷۲۶ق)، قم، انتشارات موسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۴-۱۴۲۳ق.
  • تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی (م.۳۰۷ق)، به کوشش سید طیب موسوی جزائری، قم، انتشارات دارالکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • تفسیر سمعانی (تفسیر القرآن)، منصور بن محمد السمعانی (م.۴۸۹ق)، به کوشش یاسر ابراهیم و غنیم بن عباس، ریاض، دارالوطن، ۱۴۱۸ق.
  • تفسیر شاهی (آیات الاحکام)، ابوالفتح بن مختوم جرجانی (م.۹۷۶ق)، به کوشش اشراقی، تهران، نوید، ۱۳۶۲ش.
  • تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)، محمد بن احمد القرطبی (م.۶۷۱ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.
  • تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه للشیخ المفید، محمد بن حسن الطوسی (۳۸۵-۴۶۰ق)، به کوشش سید حسن موسوی خرسان و علی آخوندی، تهران، انتشارات دارالکتب اسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، محمد حسین نجفی (م.۱۲۶۶ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • الخلاف فی الاحکام، محمد بن حسن الطوسی (۳۸۵-۴۶۰ق)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • الدر المنثور فی التفسیر بالماثور و هو مختصر تفسیر ترجمان القرآن، عبدالرحمن بن ابی‌بکر السیوطی (۸۴۹-۹۱۱ق)، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۶۵ق.
  • الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، زین الدین بن علی، شهید ثانی (۹۱۱-۹۶۶ق)، تحقیق سید محمد کلانتر، قم، انتشارات مکتبه داوری، ۱۴۱۰ق.
  • السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، محمد بن احمد ابن ادریس (م.۵۹۸ق)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • الشرح الکبیر، عبدالرحمن بن قدامه (م.۶۸۲ق)، بیروت، دارالکتب العلمیه.
  • العین، الخلیل بن احمد (م.۱۷۵ق)، به کوشش المخزومی و السامرائی، دارالهجره، ۱۴۰۹ق.
  • فتاوی ابن الجنید، به کوشش علی پناه اشتهاردی (۱۲۹۶-۱۳۸۷ش)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت، عبدالرحمن الجزیری، محمد غروی و مازج یاسر، بیروت، الثقلین، ۱۴۱۹ق.
  • الکافی، محمد بن یعقوب کلینی (م.۳۲۹ق)، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، انتشارات دارالکتب اسلامیه، ۱۳۷۵ش.
  • لسان العرب، محمد بن مکرم ابن منظور (۶۳۰-۷۱۱ق)، قم، انتشارات ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق.
  • المبسوط فی فقه الامامیه، محمد بن حسن الطوسی (۳۸۵-۴۶۰ق)، به کوشش محمد باقر بهبودی و سید محمد تقی کشفی، تهران، انتشارات مکتبه المرتضویه، ۱۳۵۱ش.
  • مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الفضل بن الحسن الطبرسی (۴۶۸-۵۴۸ق)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵ق.
  • مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، مقدس اردبیلی احمد بن محمد (م.۹۹۳ق)، به کوشش مجتبی عراقی و حسین یزدی و علی پناه اشتهاردی (۱۲۹۶-۱۳۸۷ش)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق.
  • مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، حسن بن یوسف حلی (۶۴۸-۷۲۶ق)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۲ق.
  • مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، سید محمد بن علی موسوی عاملی (۹۵۶ – ۱۰۰۹ق)، قم، انتشارات موسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۰ق.
  • المعتبر فی شرح المختصر، جعفر بن حسن محقق حلی (۶۰۲-۶۷۶ق)، قم، انتشارات سید الشهداء، ۱۳۶۴ش.
  • المغنی، عبدالله بن قدامه (م.۶۲۰ق)، بیروت، دارالکتب العلمیه.
  • مفردات فی غریب القرآن، الحسین بن محمد الراغب الاصفهانی (م.۴۲۵ق)، بی جا، نشر الکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • المقنعه، شیخ مفید محمد بن محمد بن النعمان (۳۳۶-۴۱۳ق)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق محمد بن علی بن بابویه (۳۱۱-۳۸۱ق)، تحقیق و تصحیح علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • نهج البلاغه، شریف الرضی (م.۴۰۶ق)، شرح صبحی صالح، قم، دارالاسوه، ۱۴۱۵ق.
  • الوسیلة الی نیل الفضیله، محمد بن علی بن حمزه (م.۵۶۰ق)، به کوشش الحسون، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۸ق.