بنی هاشم: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۴: خط ۴۴:


پس از مرگ‌ هاشم، منصب سقایت و رفادت پس از کش و قوس هایی در اقوام به عبدالمطلب رسید. <ref>تاریخ طبری، ج1، ص503؛ السیرة الحلبیه، ج1، ص23.</ref>
پس از مرگ‌ هاشم، منصب سقایت و رفادت پس از کش و قوس هایی در اقوام به عبدالمطلب رسید. <ref>تاریخ طبری، ج1، ص503؛ السیرة الحلبیه، ج1، ص23.</ref>
== تاریخچه ==


====پیمان حلف المطیبین====
====پیمان حلف المطیبین====
خط ۷۹: خط ۸۱:
تقسیم بنی‌هاشم به تیره‌های فرعی بیشتر در این دوره نمود یافته است. این تیره‌ها عبارتند از: [[آل ابی‌طالب]]، [[آل عباس]]، [[آل حارث بن عبدالمطلب]]، و [[آل ابی‌لهب]].<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص94.</ref>  
تقسیم بنی‌هاشم به تیره‌های فرعی بیشتر در این دوره نمود یافته است. این تیره‌ها عبارتند از: [[آل ابی‌طالب]]، [[آل عباس]]، [[آل حارث بن عبدالمطلب]]، و [[آل ابی‌لهب]].<ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص94.</ref>  
   
   
در روزگار خلافت علی(ع) سه تن از فرزندان عباس صاحب منصب شدند. عبدالله از یاران نزدیک امام علی(ع) بود. عبیدالله حکمران یمن،<ref>انساب الاشراف، ج4، ص78؛ اسد الغابه، ج3، ص420.</ref> قثم حاکم مدینه، و معبد زمامدار مکه شدند.<ref>تاریخ طبری، ج3، ص5؛ الکامل، ج3، ص204؛ جمهرة انساب العرب، ص18.</ref> عبیدالله در رویارویی [[امام حسن(ع)]] با [[معاویه]]، خیانتکارانه به اردوگاه معاویه پیوست.<ref>انساب الاشراف، ج3، ص291-292.</ref>  
در روزگار خلافت علی(ع) سه تن از فرزندان عباس صاحب منصب شدند. عبدالله از یاران نزدیک امام علی(ع) بود. عبیدالله حکمران یمن،<ref>انساب الاشراف، ج4، ص78؛ اسد الغابه، ج3، ص420.</ref> قثم حاکم مدینه، و معبد زمامدار مکه شدند.<ref>تاریخ طبری، ج3، ص5؛ الکامل، ج3، ص204؛ جمهرة انساب العرب، ص18.</ref> عبیدالله در رویارویی [[امام حسن(ع)]] با [[معاویه]]، خیانتکارانه به اردوگاه معاویه پیوست.<ref>انساب الاشراف، ج3، ص291-292.</ref>  


خط ۹۲: خط ۹۳:
==فضایل بنی‌هاشم==
==فضایل بنی‌هاشم==


بنی‌هاشم دست‌کم پس از فراگیر شدن دین اسلام به سبب آن‌که رسول خدا(ص) از آن‌ها بود، از جایگاهی والا میان مسلمانان برخوردار بوده‌اند. بر پایه روایتی منسوب به پیغمبر(ص) طایفه بنی‌هاشم به سبب رسالت او برگزیده از میان قریش است.<ref>وسیلة الاسلام، ص35.</ref>  
بنی‌هاشم دست‌کم پس از فراگیر شدن دین اسلام به سبب آن‌که رسول خدا(ص) از آن‌ها بود، از جایگاهی والا میان مسلمانان برخوردار بوده‌اند. بر پایه روایتی منسوب به پیغمبر(ص) طایفه بنی‌هاشم به سبب رسالت او برگزیده از میان قریش است.<ref>وسیلة الاسلام، ص35.</ref> احادیثی در باب فضیلت بنی‌هاشم،<ref>ذخائر العقبی، ص14.</ref> استحباب عیادت بیماران خاندان‌ هاشم<ref>ذخائر العقبی، ص15.</ref> و این‌که آن‌ها سادات اهل بهشت هستند،<ref>ذخائر العقبی، ص15.</ref> روایت شده‌اند. ابن‌عباس، بنی‌هاشم را بهترین تیره بنی‌عبدمناف و بنی‌عبدالمطلب را بهترین تیره از بنی‌هاشم دانسته است.<ref>السیرة الحلبیه، ج1، ص46.</ref>
 
احادیثی در باب فضیلت بنی‌هاشم،<ref>ذخائر العقبی، ص14.</ref> استحباب عیادت بیماران خاندان‌ هاشم<ref>ذخائر العقبی، ص15.</ref> و این‌که آن‌ها سادات اهل بهشت هستند،<ref>ذخائر العقبی، ص15.</ref> روایت شده‌اند.


===حرمت صدقه===
===حرمت صدقه===


از دیدگاه فقهی، [[خداوند]] صدقه را بر بنی‌هاشم به‌طور کلی حرام کرده است.<ref>السرائر، ج1، ص457.</ref> آن‌ها شامل آل علی(ع)، [[آل جعفر]]، [[آل عقیل]] و [[آل عباس]] هستند.<ref>ذخائر العقبی، ص16.</ref> پیامبر(ص) سهم ذوی القربی را به بنی‌هاشم و بنی‌مطلب می‌داد و به بنی‌عبدشمس و بنی‌نوفل پرداخت نمی‌کرد و می‌فرمود: بنی‌هاشم و بنی‌مطلب یک طایفه هستند و در روزگار جاهلیت و نیز اسلام از یکدیگر جدا نشده‌اند.<ref>زادالمعاد، ج3، ص104؛ ج5، ص81.</ref>  
از دیدگاه فقهی، [[خداوند]] صدقه را بر بنی‌هاشم به‌طور کلی حرام کرده است.<ref>السرائر، ج1، ص457.</ref> آن‌ها شامل آل علی(ع)، [[آل جعفر]]، [[آل عقیل]] و [[آل عباس]] هستند.<ref>ذخائر العقبی، ص16.</ref> پیامبر(ص) سهم ذوی القربی را به بنی‌هاشم و بنی‌مطلب می‌داد و به بنی‌عبدشمس و بنی‌نوفل پرداخت نمی‌کرد و می‌فرمود: بنی‌هاشم و بنی‌مطلب یک طایفه هستند و در روزگار جاهلیت و نیز اسلام از یکدیگر جدا نشده‌اند.<ref>زادالمعاد، ج3، ص104؛ ج5، ص81.</ref>
 
===بهترین تیره===
 
ابن‌عباس، بنی‌هاشم را بهترین تیره بنی‌عبدمناف و بنی‌عبدالمطلب را بهترین تیره از بنی‌هاشم دانسته است.<ref>السیرة الحلبیه، ج1، ص46.</ref> البته شمار بنی‌هاشم از غیر طریق عبدالمطلب چندان قابل توجه نیست. اعتقاد به برتری بنی‌هاشم حتی در روزگاری که از مناصب کلیدی سیاسی محروم مانده بودند، نیز به گونه‌ای نمود یافته است.
 
===شایسته جانشینی پیامبر===
===شایسته جانشینی پیامبر===


پس از رحلت پیامبر(ص) گروهی از مسلمانان، بنی‌هاشم را شایسته جانشینی وی می‌دانستند. از این‌رو، [[خالد بن سعید]] چند روزی از بیعت با ابوبکر سر باززد.<ref>الاکتفاء، ج3، ص109.</ref> [[ابان بن سعید|ابان]] بن [[سعید بن عاص اموی]] نیز از جمله کسانی بود که از بیعت با ابوبکر سر باز زد تا ببیند بنی‌هاشم چه خواهند کرد.<ref>التحفة اللطیفه، ج1، ص59-60.</ref> عمر پس از تاسیس دیوان، اهل بدر و سپس بنی‌هاشم و هم‌پیمانان سنتی آن‌ها، بنی‌مطلب، را مقدم داشت.<ref>التراتیب الاداریه، ج1، ص225.</ref>
پس از رحلت پیامبر(ص) گروهی از مسلمانان، بنی‌هاشم را شایسته جانشینی وی می‌دانستند. از این‌رو، [[خالد بن سعید]] چند روزی از بیعت با ابوبکر سر باز زد.<ref>الاکتفاء، ج3، ص109.</ref> [[ابان بن سعید|ابان]] بن [[سعید بن عاص اموی]] نیز از جمله کسانی بود که از بیعت با ابوبکر سر باز زد تا ببیند بنی‌هاشم چه خواهند کرد.<ref>التحفة اللطیفه، ج1، ص59-60.</ref> عمر پس از تاسیس دیوان، اهل بدر و سپس بنی‌هاشم و هم‌پیمانان سنتی آن‌ها، بنی‌مطلب، را مقدم داشت.<ref>التراتیب الاداریه، ج1، ص225.</ref>  
 
پس از روی کارآمدن امویان، تفاخر میان بنی‌هاشم و بنی‌امیه به آن‌جا رسید که موالی آل‌هاشم نیز بر بنی‌امیه فخر می‌فروختند و کارشان به ستیز انجامید.<ref>تاریخ دمشق، ج37، ص487.</ref> حتی به لحاظ جمعیت نیز بنی‌هاشم را پرشمارتر از بنی‌امیه دانسته‌اند.<ref>اعلام النبوه، ص215.</ref>
 
این‌ اندیشه که بنی‌هاشم به دلیل قرابت نَسَبی با رسول خدا(ص) شایستگی ذاتی برای مقام خلافت را دارند، در آغاز سده دوم ق. میان بسیاری از مسلمانان رسوخ داشته است.
 
از دیدگاه برخی، تفاوتی میان تیره‌ها و شاخه‌های بنی‌هاشم وجود نداشت. خطبه [[سدیف بن میمون]]، شاعر بنی‌هاشم،<ref>لسان العرب، ج1، ص615.</ref> در مکه در روزی که [[داود بن علی‌ هاشمی]] این شهر را از دست بنی‌امیه بیرون کرد، در بر دارنده فرازهایی مهم است.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج3، ص148.</ref>
 
===اعتبار در درون خاندان===
 
در درون خاندان نیز گاهی افرادی تنها به دلیل داشتن جایگاهی در سلسله نسب، اعتبار اجتماعی می‌یافتند. عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی‌طالب را به دلیل آن که هم از سوی پدر و هم از سوی مادر علوی بود، [[عبدالله محض]] می‌خواندند.<ref>نک: مقاتل الطالبیین، ص166؛ عمدة الطالب، ص101.</ref> همچنین عبدالصمد بن علی بن عبدالله بن عباس‌ هاشمی را «قُعدُد بنی‌هاشم» می‌خواندند؛ زیرا با کمترین واسطه به جدّ بزرگ‌تر می‌رسید.<ref>لسان العرب، ج3، ص357، «قعد.</ref>
 
توجه به بنی‌هاشم به‌ویژه پیامبر(ص) تا‌ اندازه‌ای بود که در خرید و فروش خانه‌های آن‌ها از سوی حاکمان و والیان و حتی در معماری و شهرسازی مکه تاثیر داشته است.
 
در روزگار امویان، [[حجاج بن یوسف]] برادرش ابویوسف محمد را مامور کرد که خانه عبدالمطلب را به یکصد هزار درهم از بنی‌عبدالمطلب بخرد و آن را بازسازی کند. از آن پس مردم مکه آن را خانه ابی‌یوسف نامیدند.<ref>السیرة الحلبیه، ج1، ص101.</ref>  


===باب بنی‌هاشم===
===باب بنی‌هاشم===
خط ۱۲۸: خط ۱۰۸:
به سال 167ق. مهدی خلیفه عباسی (حک: 158-169ق.) کار نوسازی و افزایش فضای مسجدالحرام را انجام داد. او فرمان داد که معماران ساختمان مسجد را به گونه‌ای طراحی کنند که خانه کعبه در وسط قرار گیرد. در نتیجه این کار، بر وسعت باب بنی‌هاشم افزوده شد.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج2، ص173.</ref> این در را «باب عباس بن عبدالمطلب» نیز می‌گفتند؛ زیرا از یک سوی در برابر خانه عباس بن عبدالمطلب قرار داشته است.
به سال 167ق. مهدی خلیفه عباسی (حک: 158-169ق.) کار نوسازی و افزایش فضای مسجدالحرام را انجام داد. او فرمان داد که معماران ساختمان مسجد را به گونه‌ای طراحی کنند که خانه کعبه در وسط قرار گیرد. در نتیجه این کار، بر وسعت باب بنی‌هاشم افزوده شد.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج2، ص173.</ref> این در را «باب عباس بن عبدالمطلب» نیز می‌گفتند؛ زیرا از یک سوی در برابر خانه عباس بن عبدالمطلب قرار داشته است.


نماز بر جنازه‌ها در آن مکان برپا می‌شده است.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج2، ص202.</ref>  
نماز بر جنازه‌ها در آن مکان برپا می‌شده است.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج2، ص202.</ref>
 
===ستایش از بنی‌هاشم===
 
بسیاری از شاعران و نویسندگان مسلمان نیز در ستایش بنی‌هاشم از یکدیگر سبقت می‌جستند.
 
[[ابوعبدالله بن ابی‌خصال]] قصیده‌ای به نام «معراج المناقب و منهاج الحسب الثاقب» سروده و آن را به محمد(ص)‌ هاشمی ابطحی که خاتم رسولان است، پیشکش کرده است.<ref>الاکتفاء، ج1، ص21.</ref>
 
[[ابوالبرکات سعدی]] تونسی در سروده‌اش یقین می‌ورزد که اگر پس از مردنش در [[بقیع]] در [[مدینه]] طیبه به خاک سپرده شود، در حمایت صاحب آرامگاه یعنی پیامبر(ص) برانگیخته شده از خاندان‌ هاشم قرار خواهد داشت.<ref>التحفة اللطیفه، ج1، ص206.</ref>
 
[[ابوالفرج علی بن حسین اصفهانی]] در کتاب [[مقاتل الطالبیین]] نام و شرح حال حدود 300 تن از مردان خاندان ابوطالب را که تا سال 313ق. به قتل رسیده‌اند و کسانی را که به قتل آنان همت گماشته‌اند، آورده است. او اذعان کرده که شاید شماری فراوان از نام‌های خاندان ابوطالب در اثرش نیامده باشد و این بدان سبب است که گزارش آن‌ها به او نرسیده است؛ زیرا این خاندان در مشرق و مغرب پراکنده‌اند.<ref>مقاتل الطالبیین، ص24-25.</ref>
 
همچنین [[ابن‌شهرآشوب مازندرانی]] (م. 588ق.) کتابی به نام [[مناقب آل ابی‌طالب]] نگاشته است.
 
در سده نهم ق. [[ابن‌عنبه]] (م. 828ق.) کتابی با نام [[عمدة الطالب فی انساب آل ابی‌طالب]] نگاشت.
==پیوند به بیرون==
==پیوند به بیرون==
[http://lib.eshia.ir/23019/1/1998 موسسه دائرة المعارف الاسلامی، دانشنامه جهان اسلام، مقاله بنی هاشم]
[http://lib.eshia.ir/23019/1/1998 موسسه دائرة المعارف الاسلامی، دانشنامه جهان اسلام، مقاله بنی هاشم]