بنی هاشم: تفاوت میان نسخهها
ابرابزار، اصلاح نویسههای عربی |
|||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
== فضایل بنیهاشم == | == فضایل بنیهاشم == | ||
هاشمیان در میان عرب به داشتن برخی صفات شناخته بودهاند كه از آن جمله، عفت ایشان است (نک : ابن اعثم، ۳ / ۴۸). صفت دیگر، استغناست كه در سختترین شرایط، با وجود همۀ مشكلات، خود را صاحب جاه میدانستند و شأن اجتماعی خویش را از یاد نبرده بودند (نک : بلاذری، همان، ۴(۱) / ۱۱۱-۱۱۲، ۱۴۳). بنیهاشم و متحدانشان بنی مطلب، در فقه نیز موضوع برخی احكامند. بخشی از خمس به ایشان تعلق دارد و در مقابل، جز در موارد خاص، از مصرف زكات منع شدهاند (برای بحثهای فقهی، نک : ه د، خمس). در روایات مشهور در میان عامۀ مسلمانان، دلیل وجود چنین منعی، شأن والای ایشان است (نک : مسلم، ۲ / ۶۱۸؛ شیخ طوسی، ۴ / ۵۷ بب ). دوستی وزیدن با خاندان بنیهاشم بهعنوان خانواده پیامبر (ص)، در جهان اسلام، فرهنگی رایج بوده است (نک : ذیل، آل محمد؛ نیز كتاب ''سلیم''، ۲ / ۵۷۱؛ هجویری، ۸۶).<ref>مهروش، فرهنگ، «بنی هاشم»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۲، ذیل مدخل.</ref> | |||
بنیهاشم دستکم پس از فراگیر شدن دین اسلام به سبب آنکه رسول خدا (ص) از آنها بود، از جایگاهی والا میان مسلمانان برخوردار بودهاند. بر پایه روایتی منسوب به پیغمبر (ص) طایفه بنیهاشم به سبب رسالت او برگزیده از میان قریش است.<ref>وسیلة الاسلام، ص35.</ref> احادیثی در باب فضیلت بنیهاشم،<ref>ذخائر العقبی، ص14.</ref> استحباب عیادت بیماران خاندان هاشم<ref>ذخائر العقبی، ص15.</ref> و اینکه آنها سادات اهل بهشت هستند،<ref>ذخائر العقبی، ص15.</ref> روایت شدهاند. ابنعباس، بنیهاشم را بهترین تیره بنیعبدمناف و بنیعبدالمطلب را بهترین تیره از بنیهاشم دانسته است.<ref>السیرة الحلبیه، ج1، ص46.</ref> پس از رحلت پیامبر (ص) گروهی از مسلمانان، بنیهاشم را شایسته جانشینی وی میدانستند. از اینرو، [[خالد بن سعید]] چند روزی از بیعت با ابوبکر سر باز زد.<ref>الاکتفاء، ج3، ص109.</ref> [[آبان بن سعید|ابان]] بن [[سعید بن عاص اموی]] نیز از جمله کسانی بود که از بیعت با ابوبکر سر باز زد تا ببیند بنیهاشم چه خواهند کرد.<ref>التحفة اللطیفه، ج1، ص59-60.</ref> عمر پس از تأسیس دیوان، اهل بدر و سپس بنیهاشم و همپیمانان سنتی آنها، بنیمطلب، را مقدم داشت.<ref>التراتیب الاداریه، ج1، ص225.</ref> | بنیهاشم دستکم پس از فراگیر شدن دین اسلام به سبب آنکه رسول خدا (ص) از آنها بود، از جایگاهی والا میان مسلمانان برخوردار بودهاند. بر پایه روایتی منسوب به پیغمبر (ص) طایفه بنیهاشم به سبب رسالت او برگزیده از میان قریش است.<ref>وسیلة الاسلام، ص35.</ref> احادیثی در باب فضیلت بنیهاشم،<ref>ذخائر العقبی، ص14.</ref> استحباب عیادت بیماران خاندان هاشم<ref>ذخائر العقبی، ص15.</ref> و اینکه آنها سادات اهل بهشت هستند،<ref>ذخائر العقبی، ص15.</ref> روایت شدهاند. ابنعباس، بنیهاشم را بهترین تیره بنیعبدمناف و بنیعبدالمطلب را بهترین تیره از بنیهاشم دانسته است.<ref>السیرة الحلبیه، ج1، ص46.</ref> پس از رحلت پیامبر (ص) گروهی از مسلمانان، بنیهاشم را شایسته جانشینی وی میدانستند. از اینرو، [[خالد بن سعید]] چند روزی از بیعت با ابوبکر سر باز زد.<ref>الاکتفاء، ج3، ص109.</ref> [[آبان بن سعید|ابان]] بن [[سعید بن عاص اموی]] نیز از جمله کسانی بود که از بیعت با ابوبکر سر باز زد تا ببیند بنیهاشم چه خواهند کرد.<ref>التحفة اللطیفه، ج1، ص59-60.</ref> عمر پس از تأسیس دیوان، اهل بدر و سپس بنیهاشم و همپیمانان سنتی آنها، بنیمطلب، را مقدم داشت.<ref>التراتیب الاداریه، ج1، ص225.</ref> | ||
بنیهاشم در فقه نیز موضوع برخی از احکاماند. بخشی از خمس * به فرزندان هاشم، از طریق عبدالمطلب، تعلق دارد و در برابر، جز در موارد خاص، زکات * به آنان نمیرسد (نجفی، ج ۱۵، ص ۴۰۶–۴۱۵، ج ۱۶، ص ۱۰۴؛ زحیلی، ج ۲، ص ۸۸۳–۸۸۴). | بنیهاشم در فقه نیز موضوع برخی از احکاماند. بخشی از خمس * به فرزندان هاشم، از طریق عبدالمطلب، تعلق دارد و در برابر، جز در موارد خاص، زکات * به آنان نمیرسد (نجفی، ج ۱۵، ص ۴۰۶–۴۱۵، ج ۱۶، ص ۱۰۴؛ زحیلی، ج ۲، ص ۸۸۳–۸۸۴). | ||