پرده کعبه

از ویکی حج
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویری از کعبه و پرده کعبه

پرده کعبه پوششی سیاه رنگ، پوشاننده ساختمان کعبه و نشانه احترام و ارزش و اعتبار خانه خدا بوده و تاریخچه آن بخشی از تاریخ کعبه به‌شمار می‌آید. همچنین پرده کعبه موضوع برخی احکام فقهی نیز قرار گرفته است. خانه کعبه و وابسته‌هایش از دیرباز دارای اهمیت و قداست بسیار بوده و درباره این‌که چه کسی نخستین بار کعبه را پوشانیده است، اختلاف‌نظر وجود دارد.

جنس پرده کعبه در زمان‌های مختلف، متفاوت بوده است. برپایه روایتی از امام صادق(ع) جنس پرده در روزگار آدم(ع) از پشم یا موی حیوانات، در زمان ابراهیم(ع) از الیاف گیاهی، و در ایام سلیمان(ع) از نوعی بافت عربی یا قباطی بوده است. نیز گفته می‌شود که در آستانه ظهور اسلام، جنس پوشش کعبه از خز، موی بافته شده و یا پوست و رنگ آن سبز یا زرد با نقشه راه‌راه یمنی و یا پارچه‌های عراقی بوده است. پس از ظهور اسلام نیز پیامبر(ص) برای خانه کعبه، پوششی از پارچه‌های یمنی یا پارچه‌ای سفید با بافتی عربی فراهم کرد. بعد از پیامبر(ص) خلفای دیگر جامه‌هایی از پارچه‌های یمنی یا پارچه‌های سفید مصری یا دیباج بر خانه کعبه می‌پوشاندند.

پس از انقراض عباسیان (659ق.) فراهم کردن پوشش کعبه از سال661ق. به انحصار حاکمان مصر درآمد، حق انحصاری مصریان در آماده کردن پرده کعبه تا حدود سال 1344ق. ادامه یافت به سال 1345ق. روابط مصر و حجاز تیره شد و پرده از مصر نیامد، اما با این‌حال در سال‌های دیگر پرده از مصر ارسال می‌شد تا این‌که در سال 1382ق. بر اثر اختلاف میان مصر و حجاز از آن هنگام تاکنون، پرده کعبه در مکه فراهم می‌شود. کارگاه پرده‌بافی در مدخل مکه در زمینی به مساحت 150 هزار متر مربع قرار دارد و دارای ابزارهای نساجی و بافندگی دستی و نیز دستگاه‌های جدید است.

اهمیت پرده کعبه[ویرایش]

ترکیب عربی «کِسوَة الکعبه» در فارسی پرده کعبه یا پیراهن کعبه و یا جامه کعبه نامیده می‌شود.[۱][۲][۳]این پوشش سیاه رنگ، ساختمان کعبه را جز بخش حجرالاسود می‌پوشاند.[۴][۵]پرده کعبه، نشانه احترام[۶]و ارزش و اعتبار خانه خدا است و از آن‌جا که بافت و طراحی آن در دوره‌های گوناگون برای یافتن بهترین طرح، متفاوت بوده، تاریخچه آن بخشی از تاریخ کعبه به‌شمار می‌آید.[۷]نیز شغلی خاص برای تولیت امور پرده از گذشته تاکنون وجود داشته که به حجابت یا پرده‌داری شهرت دارد.

همچنین پرده کعبه موضوع برخی احکام فقهی نیز قرار گرفته که مهم‌ترین موارد آن‌ها عبارتند از: جواز پوشاندن کعبه با حریر (ابریشم)،[۸] جایز نبودن کندن و قطع و خرید و فروش پرده کعبه نزد شیعه و نیز برخی شافعیان بر خلاف دیدگاه رایج اهل سنت،[۹] جواز یا عدم جواز تزئین آن با طلا و نقره،[۱۰] جواز داخل شدن پشت پرده برای دعا.[۱۱]

پیشینه پوشش کعبه[ویرایش]

خانه کعبه و وابسته‌هایش از دیرباز دارای اهمیت و قداست بسیار بوده است و پوشاندن آن، پیشینه‌ای طولانی دارد. درباره این‌که چه کسی نخستین بار کعبه را پوشانیده است، اختلاف‌نظر وجود دارد. در روایتی از امام صادق(ع) آمده که نخست حضرت آدم(ع) و سپس حضرت ابراهیم(ع) و حضرت سلیمان(ع) خانه کعبه را پوشانده‌اند.[۱۲]برخی نیز حضرت اسماعیل(ع) یا عدنان، نیای بزرگ پیامبر(ص)، را نخستین کسی می‌دانند که خانه کعبه را پوشاند.[۱۳]آنان دلیل این‌کار را محافظت از احترام و زیبایی خانه خدا دانسته‌اند.[۱۴]

دوره قبل از هجرت[ویرایش]

بر پایه برخی گزارش‌های تاریخی دیگر، به سال 190 یا 220[۱۵]پیش از هجرت پیامبر اکرم(ص) یکی از پادشاهان حمیری یمن نخستین کسی بود که خانه کعبه را پوشاند.[۱۶]او قصد ویران کردن خانه کعبه را داشت؛ اما در راه سخت بیمار شد و به پیشنهاد عربی بیابان‌گرد و یا بر پایه یک رؤیا[۱۷]برای خانه خدا نذر کرد و شفا یافت و سپس برای آن دری با قفل و پوشش مناسب فراهم کرد.[۱۸]سپس برخی نیاکان پیامبر گرامی(ص) عهده‌دار پوشاندن کعبه شدند. نیز گاه برخی بزرگان قریش مانند ابوربیعة بن مغیره، تجدید پوشش کعبه را بر عهده می‌گرفتند[۱۹]و این شیوه تا هنگام فتح مکه به سال هشتم ق. ادامه یافت.[۲۰]

دوره بعد از هجرت[ویرایش]

پیامبر(ص) پس از فتح مکه با بهره‌گیری از بیت المال، پوششی برای کعبه فراهم نمود و پس از ایشان، خلفا عهده‌دار این مسؤولیت شدند.[۲۱]حضرت علی(ع) نیز هنگام خلافت خود، از عراق پوششی برای کعبه می‌فرستاد.[۲۲]در دوره امویان و زبیریان نیز پرده کعبه گاهی از خراسان و گاه از مصر ارسال می‌شد. گاهی نیز هم‌زمان دو پرده می‌رسید که هریک زیباتر بود، آن را به کعبه می‌پوشاندند.[۲۳]در روزگار عبدالملک، پوشش کعبه را نخست در مسجد پیامبر(ص) می‌گستراندند و سپس جمع کرده، به مکه می‌آوردند.[۲۴]

بر پایه گزارشی، پرده‌های دوران جاهلیت تا هنگام معاویه[۲۵]بر کعبه باقی مانده بود که به علت سنگینی بیش از حد، برداشته شد.[۲۶]انجام این‌کار برای نخستین‌بار به شیبة بن ابی‌طلحه حجبی نسبت یافته که کعبه را تمیز کرد و از جامه‌های کهن برهنه نمود و با عطر عالی خوشبو کرد.[۲۷]همچنین بار دیگر به سال 160ق. هنگام حج‌‌گزاری مهدی عباسی، به دلیل انباشته شدن پرده‌ها و نگرانی از فروریختن سقف کعبه بر اثر بار سنگین، کعبه از جامه برهنه شد. سپس همه دیوارهای بیرونی و درونی آن را با مشک و عنبر شستند و سه جامه از پارچه‌های قباطی، خز و دیبا بر آن پوشاندند.[۲۸]

دوره عباسی[ویرایش]

در دوره عباسی، پرده کعبه در بغداد بافته می‌شد. این باعث رونق پارچه‌بافی در عراق گشت. گاهی نیز از جمله در ایام مهدی عباسی به سال 162ق. این پرده از قریه تنیس مصر فراهم می‌شد.[۲۹]خلفای عباسی پرده کعبه را در برخی دوره‌ها سه‌بار به سال عوض می‌کردند[۳۰]و گاهی به سال دو بار جامه نو بر آن می‌پوشاندند.[۳۱]گاهی هم ازار خانه کعبه، هر دو ماه یک‌بار، از نو پوشانیده می‌شد.[۳۲]

در سال 200ق. حسین بن حسن اَفطَس طالبی علوی جامه‌های کعبه را از روی آن برداشت و دو جامه ابریشم نازک، یکی به رنگ زرد و دیگری سپید، بر کعبه پوشاند[۳۳]که بر آن نوشته شده بود: «بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی سیدنا محمد و علی اهل بیته الطیبین الاخیار[۳۴]».

ناصر خسرو در سفرنامه‌اش رنگ پرده کعبه را سفید گزارش کرده و درباره شکل و‌ اندازه آن گفته است: «به دو موضع طرازی را یک گز عرض و میان هر دو طراز 10 گز به تقریب و زیر و بالا به همین قیاس، چنان‌که به واسطه دو طراز علو خانه به سه بخش بود، هر یک به قیاس 10 گز و بر چهار جانب جامه محراب‌های رنگین بافته‌اند و نقش کرده به زر رشته و پرداخته بر هر دیواری سه محراب یکی بزرگ در میان و دو کوچک بر دو طرف، چنان‌که بر چهار دیوار دوازده محراب است.» [۳۵]

در سال 644ق. به سبب ضعف عباسی‌ها و اختلاف‌های سیاسی، پوشش کعبه از سوی خلیفه نرسید. از این‌رو، به‌دست شخصی به نام عَفیف بن مِنعَه به درخواست حاکم یمن[۳۶]و یا به دست بازرگانی ایرانی به نام «رامِشت» پوششی به ارزش هجده هزار دینار مصری، فراهم و بر کعبه پوشانیده شد.[۳۷]طوفان به سال 643ق. جامه کعبه را از روی آن برداشت. این طوفان21 روز ادامه داشت و در این مدت، کعبه برهنه ماند تا این‌که به دست منصور بن مِنعَه بغدادی که در آن هنگام، بزرگ حرم مکی بود، جامه‌ای نو بر کعبه قرار داده شد.[۳۸]

آماده کرده پرده توسط حاکمان مصر[ویرایش]

پس از انقراض عباسیان (659ق.) فراهم کردن پوشش کعبه از سال661ق. به انحصار حاکمان مصر درآمد.[۳۹]ملک ظاهر بندقداری نخستین تن از ملوک مصر بود که پوشش کعبه را تقدیم کرد.[۴۰]به سال 743ق. ملک صالح اسماعیل بن محمد قلاوون، یک یا چند آبادی را در پیرامون قاهره به نام قَلیوبیه[۴۱]برای فراهم ساختن پوشش کعبه و حجره نبوی وقف کرد. سپس عثمانی‌ها به گسترش این مکان پرداختند و سنت ارسال پرده از مصر را استمرار بخشیدند.[۴۲]

در سال 848ق. شاهرخ میرزا، فرزند امیر تیمور گورکان، پس از تلاش بسیار موفق شد که پرده‌ای از ایران برای کعبه بفرستد.[۴۳]

بافت پرده در مکه[ویرایش]

حق انحصاری مصریان در آماده کردن پرده کعبه تا حدود سال 1344ق. ادامه یافت.[۴۴]به سال 1345ق. روابط مصر و حجاز تیره شد و پرده از مصر نیامد. عبدالعزیز، پادشاه عربستان، پرده را در عربستان فراهم کرد و در روز عید قربان همان سال بر کعبه آویخت.[۴۵]وی با فراخواندن بافندگانی از هند به سال 1346ق. کارگاهی را برای بافت پرده در محله اجیاد مکه بنیان نهاد.[۴۶]بدین‌گونه به سال 1346ق. نخستین پوشش بافت مکه از حریر طبیعی و به رنگ مشکی فراهم شد.[۴۷]

پوشش کعبه تا سال 1358ق. در کارگاه یاد شده فراهم می‌شد تا این‌که دولت مصر از عبدالعزیز خواست اجازه دهد که پوشش دیگر بار از مصر حمل شود. عبدالعزیز این درخواست را پذیرفت و آن کارگاه تعطیل شد و پرده بار دیگر از مصر آمد. به سال 1382ق. میانه جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر، و ملک سعود، پادشاه عربستان، به‌هم خورد. پرده کعبه از مصر تا بندر جده حمل شد؛ ولی بر اثر اختلاف میان مسؤولان سعودی و فرمانده کشتی مصری، پرده و حاجیان مصری به آن کشور بازگشت داده شدند. در آن سال، سعودی‌ها در کارگاه تعطیل شده عبدالعزیز، قطعه‌هایی را یافتند که از تنظیم آن‌ها پرده‌ای کامل پدید آمد و در روز دهم ذی‌حجه 1382ق. بر کعبه پوشانده شد.[۴۸]از آن هنگام تاکنون، پرده کعبه در مکه فراهم می‌شود. کارگاه پرده‌بافی در مدخل مکه در زمینی به مساحت 150 هزار متر مربع قرار دارد و دارای ابزارهای نساجی و بافندگی دستی و نیز دستگاه‌های جدید است.[۴۹]

جنس پرده کعبه[ویرایش]

جنس پرده کعبه در زمان‌های مختلف، متفاوت بوده است. برپایه روایتی از امام صادق(ع) جنس پرده در روزگار آدم(ع) از پشم یا موی حیوانات، در زمانه ابراهیم(ع) از الیاف گیاهی، و در ایام سلیمان(ع) از نوعی بافت عربی یا قباطی بوده است.[۵۰]

قبل از ظهور اسلام[ویرایش]

بر پایه برخی گزارش‌های تاریخ جاهلی، شاه تُبَّع خانه را با پوششی از برگ درخت نخل پوشاند و سپس پارچه‌ای یمنی روی آن کشید و سرانجام با پارچه‌ای نرم و نازک و لطیف، آن را پوشاند. جانشینان وی نیز پس از او، خانه خدا را با پارچه‌های یمنی قرمز راه‌راه می‌پوشاندند.[۵۱]نیز گفته می‌شود که در آستانه ظهور اسلام، جنس پوشش کعبه از خز، موی بافته شده و یا پوست[۵۲]و رنگ آن سبز یا زرد با نقشه راه‌راه یمنی و یا پارچه‌های عراقی بوده است.[۵۳]

در گزارش‌های تاریخی دیگر، نَتیلة بنت جنان، مادر عباس بن عبدالمطلب، نخستین زنی دانسته شده که در روزگار جاهلیت بر پایه نذری، پوششی از جنس دیباج برای خانه کعبه فراهم نمود. گروهی آن را پوشش داخلی خانه و نه پرده کعبه دانسته‌اند.[۵۴]

بعد از ظهور اسلام[ویرایش]

پس از ظهور اسلام نیز پیامبر(ص) برای خانه کعبه، پوششی از پارچه‌های یمنی یا پارچه‌ای سفید با بافتی عربی فراهم کرد.[۵۵]پس از ایشان در روزگار ابوبکر و عمر، پرده کعبه از جنس «قباطی» بود که نوعی پارچه مصری است. عثمان نیز پرده را از گونه «قباطی» یا بردهای یمانی فراهم می‌کرد.[۵۶]خلیفه‌های پسین نیز جامه‌ای از پارچه‌های یمنی یا پارچه‌های سفید مصری بر خانه کعبه می‌پوشاندند.[۵۷]گفته‌اند که خالد، نتیله، معاویه، یزید، ابن زبیر و حجاج کعبه را با دیباج پوشانده‌اند.[۵۸]درباره نخستین کسی که از دیباج به این منظور استفاده کرد، روایت‌های گوناگون در دست است.[۵۹]

در روزگار هشام بن عبدالملک نیز پرده‌ای از جنس دیباج را در ایام حج بر خانه کعبه می‌آویختند و در روز عاشورا پوششی دیگر بر آن می‌نهادند[۶۰]که از جنس آن گزارشی در دست نیست. در دوران عباسیان، مامون در هر سال، سه بار پرده کعبه را تعویض می‌کرد: یک‌بار در روز ترویه با دیباج سرخ، بار دوم در اول رجب با قباطی، و بار سوم در بیست و هفتم رمضان با دیباج سفید.[۶۱]

در روزگار فاطمیان هم جنس پرده کعبه از دیباج و به رنگ سفید بوده است.[۶۲]اما محمود[۶۳]یا محمد بن سبکتکین آن را به سال 466ق. با دیباج زرد پوشاند.[۶۴]سپس ناصر عباسی پوششی سبز از دیباج به کعبه پوشاند[۶۵]و به سال 621ق. پرده‌ای به رنگ سیاه به کعبه آویخت.[۶۶]

به سال 644ق. شخصی به نام عفیف بن منعه پرده‌ای سیاه از جنس پنبه به آن پوشاند.[۶۷]

به سال 868ق. ملک ظاهر دیگر بار پرده‌ای از جنس دیباج به‌رنگ سفید برای کعبه فرستاد. پس از وی دیگر بار پوشش سیاه به‌کار رفت که تاکنون ادامه دارد.[۶۸]

تصویری از تعویض پره کعبه

مراسم جامه کعبه[ویرایش]

پرده‌‌گذاری کعبه در دوره معاصر با آیینی ویژه صورت می‌گرفته است. هنگام ارسال پرده از مصر در شب پانزدهم ذی‌قعده، جامه از قاهره با قطار باربری برده می‌شد و هنگام رسیدن محمل به سوئز، از آن استقبال رسمی انجام می‌گرفت.[۶۹]در بامداد روز شانزدهم ذی‌قعده، همه وسایل و جامه‌ها و محمل بر کشتی ویژه انتقال محمل و همراهان آن نهاده و به سوی جده بارگیری می‌شد و در جده نیز جشنی به مناسبت ورود محمل به صورت رسمی بر‌گزار می‌گشت. در روز بیست و سوم ذی القعده، کاروان محمل، جده را به قصد مکه مکرمه ترک می‌کرد و در صبح روز 25 ذی‌قعده به آن شهر وارد می‌شد. جامه در مکه پس از تنظیم شهادت‌نامه شرعی در حضور دانشوران و بزرگان در اختیار بزرگ پرده‌دار کعبه قرار می‌گرفت و تا صبح روز عید قربان در خانه او به ودیعت می‌ماند. آن‌گاه در آن روز بر دوش مردان به سوی کعبه حمل و پس از برداشته شدن جامه پیشین و شستن کعبه با گلاب، بر آن نهاده می‌شد. در این‌حال، معمولاً مسجدالحرام به علت حرکت مردم به سوی منا خالی از جمعیت است و تنها‌اندکی در مکه باقی می‌مانند.[۷۰]

مراسم جشن جامه تا سال 1372ق./1953م. به‌همین صورت برگزار می‌گشت و تنها گاه برخی تغییرات جزیی در آن رخ می‌داد. از این هنگام به بعد، محل آغاز مراسم به «میدان الخفیر» در عباسیه انتقال یافت و این مکان جایگاهی رسمی برای جشن سالانه گشت. پس از چندی، ایستگاه «کوبری اللیمون» جایگزین ایستگاه «عباسیه» شد. کاروان محمل و جامه از این ایستگاه به قطار اختصاصی انتقال می‌یافت و به‌سوی سرزمین حجاز روانه می‌گشت.[۷۱]در مصر نیز مراسم حرکت جامه در خیابان‌های قاهره به سال 1372ق. لغو شد و تنها مراسمی ویژه در مسجد الحسین(ع) بر‌گزار می‌شد.[۷۲]

از هنگام فراهم کردن پرده کعبه در مکه، بر پایه گزارش ابراهیم رفعت پاشا که بارها در سمت امیر الحاج در مراسم حج حضور داشته، جامه کعبه در روز بیست و هفتم شوال از جایگاه نخست خود در وزارت دارایی به سوی «جمالیه» حرکت داده می‌شود. در پیشاپیش این کاروان، رئیس کارگاه جامه یا مامور جامه با لباس‌های ویژه قرار می‌گیرد و آن‌گاه که به میدان صلاح‌الدین وارد می‌شوند، مراسم جشن آغاز می‌گردد. در این‌حال، گروهی به تلاوت آیاتی از قرآن کریم می‌پردازند و شب‌زنده‌داری می‌کنند. صبح روز بعد، امیر الحاج کاروان در حالی که با نیروهای ارتشی و نظامی و بسیاری از بزرگان همراهی می‌شود، به سوی عباسیه حرکت می‌نماید.[۷۳]

شیوه نصب[ویرایش]

شیوه نصب پرده کعبه در دوره معاصر چندان تغییر نکرده است. جامه کعبه از ده قطعه تشکیل می‌شود که هشت قطعه آن اصلی است. این قطعات دو به دو، بر هر یک از دیوارهای چهارگانه کعبه آویخته می‌شوند. سپس پرده بیرونی در کعبه همراه پرده درِ پله‌های درونی معروف به «باب التوبه» نصب می‌‌گردند. هر یک از این قطعه‌ها بسیار بزرگ است. نخست آن‌ها را یک به یک بر زمین مسجدالحرام پهن می‌کنند و سپس هر یک را در جای خویش منظم می‌سازند. سپس قطعه‌های هر سمت از کعبه همراه آیات قرآن (سوره بقره، آیه 128) بر کمربند به هم دوخته می‌شود.

آن‌گاه قطعه‌های هر سمت را لوله می‌کنند و محکم گرداگرد هم می‌پیچند و با طناب می‌بندند. در این هنگام، شماری از مردان بر بام کعبه رفته، طناب‌های خویش را به زمین مطاف می‌فرستند و قطعه‌های جامه را به آن طناب‌ها متصل می‌کنند و جامه را بر بام کعبه بالا می‌کشند. سپس قطعه‌های ویژه هر سمت را بر بالای دیوار کوتاه کعبه قرار داده، طناب‌های ویژه را در حلقه‌هایی که بر پیرامون دیوار از روی بام قرار گرفته، گره می‌زنند. قطعه‌های جامه نو در یک سمت از دیوار بام کعبه به صورت لوله شده قرار می‌گیرند و جامه پیشین نیز طبق معمول بر کعبه نهاده می‌شود. این‌کار در هشتم ذی‌حجه به انجام می‌رسد.

روز دهم ذی‌حجه در صبح عید قربان، شماری از مردان بر بام کعبه بالا رفته، طناب‌های جامه کهن کعبه را از نقاط اتصال آن جدا می‌کنند و آن‌را بر زمین مطاف قرار می‌دهند. در همان هنگام، گروهی دیگر طناب‌های بسته شده بر جامه تازه را می‌گشایند. بدین‌سان، جامه نو بر کعبه قرار داده می‌شود. سپس گروهی مشغول دوختن قطعه‌های جامه در ارکان چهارگانه کعبه می‌شوند. جامه کهن را هم به سوی خانه پرده‌دار کعبه حمل می‌کنند.[۷۴]پرده‌ درون کعبه نیز هرچند سال یک‌بار تعویض می‌شود؛ زیرا در برابر آفتاب نیست و نیز بر اثر دست مالیدن فرسوده نمی‌شود.[۷۵]

سرنوشت جامه کهن کعبه[ویرایش]

ابن فضل الله عمری درباره سرنوشت جامه کهن کعبه آورده است: این جامه در اختیار اشراف و بنی‌شیبه قرار می‌گرفت و از آن‌پس با تقسیم کردن و ارسال آن به دیگر مناطق به‌عنوان تبرّک، هدایا و مبالغی را به‌دست می‌آوردند.[۷۶]سمهودی گزارش داده که هنگام رسیدن جامه جدید، بزرگ خادمان، جامه کهن را میان خدمت‌گزاران و افراد دل‌خواهش تقسیم می‌کرد و قسمتی را نیز برای سلطان مصر می‌فرستاد. پس از آن تا هنگام حکمرانی شریف حسین بن علی، جامه کعبه همواره میان امیران مکه و خاندان شیبی تقسیم می‌شد. هنگامی که ملک عبدالعزیز آل سعود به سال 1343ق. به حجاز دست یافت، جامه کعبه را همراه دیگر اجزای آن در اختیار خاندان شیبی قرار داد. این وضعیت در دوران ارسال جامه از مصر و نیز هنگامی که دولت سعودی به ساخت جامه در کارگاه جامه‌بافی اجیاد در مکه اقدام نمود، تداوم یافت. از آن‌پس، جامه به صورت یکی از حقوق قطعی شیبیان درآمد و پرده‌داران به دلخواه خود در آن تصرف‌کردند. تقسیم جامه در میان بزرگان خاندان شیبی به‌طور مساوی انجام می‌شود و تنها رئیس و کلیددار کعبه دارای دو سهم از جامه است.[۷۷]از سال 1378ق. دولت عربستان فروش جامه کعبه را ممنوع اعلام کرده و در ازای آن، سالانه مبلغی در اختیار شیبیان قرار می‌دهد.[۷۸]

برای نصب پرده جدید، هر سال پیش از تغییر پوشش خانه کعبه، در روز عرفه یا عید قربان[۷۹]درون و بیرون آن با آب و گلاب شسته می‌شود و سپس با عطر، عنبر و عود خوشبو می‌گردد.[۸۰]امروزه انجام این‌کار با بهره‌گیری از دستگاه‌های مکانیکی بالا برنده، آسان شده است.[۸۱]

ویژگی‌ها[ویرایش]

جامه دارای دو بخش است: پوششی ظاهری که از دوره‌ای به رنگ سیاه درآمد؛ پرده داخلی که حریری قرمز رنگ است و عبارات «لا اله الا الله» و «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ» و بعضی از اسماء حسنی با حریر سفید روی آن نقش بسته است.[۸۲]

بخش ظاهری آن از پنج قسمت اصلی تشکیل شده که هر قسمت یک طرف کعبه را می‌پوشاند. قطعه پنجم در کعبه را در بر می‌گیرد. جامه کعبه در مجموع از 54 قطعه تشکیل شده که طول هر قطعه آن 14 متر و پهنای آن 95 سانتی‌متر است و مساحت آن به 2650 متر و وزن آن به دو تن می‌رسد. کمربند آن نیز از 16 قطعه ترکیب یافته و محیط آن 47 متر و پهنای آن 95 سانتی‌متر است. آیات قرآنی روی نوار کمربند نوشته شده و در فواصل معین، عبارات ﴿یا حی یا قیوم﴾، ﴿یا رحمن یا رحیم﴾ و ﴿الحمد لله رب العالمین﴾ با رنگ طلایی نقش بسته است.[۸۳]محصولات طلاکاری شده به سال 1395ق. عبارتند از: کمربند (16 قسمت)، بخش زیر کمربند (3 قسمت)، طرح‌های فانوس‌مانند (8 قسمت)، چهار رکن، بیانیه اهداکننده، و «برقع». به سال 1405ق. بخش‌های طلافام با‌اندکی تغییر به این صورت درآمد: کمربند (16 قسمت)، زیر کمربند (6 قسمت)، طرح‌های فانوس‌مانند، چهار رکن، بیانیه اهدا کننده، و برقع.

سه بخش زیر کمربند و سه طرح فانوس‌مانند که حدود پنج تا هجده درصد است، به میزان تولید افزوده شده است. سپس نقوش فانوس‌مانند به 12 عدد افزایش یافت که به این ترتیب، بخش تذهیب شده تکمیل گشت و به 36 متر رسید.[۸۴]

پرده دروازه کعبه که «برقع» نام دارد، از پارچه ابریشمی سیاه، ساخته شده و روی آن آیات قرآن کریم و تزئینات اسلامی با طلا و نقره، نگارش یافته است. نیز سوره حمد از سه‌جهت بر آن نوشته شده است. برقع از جنس حریر و به ارتفاع 5/7 متر و عرض چهار متر است.[۸۵]آیاتی که بر پرده کعبه و حزام نقش بسته، از این قرار است: پرده در کعبه (به ترتیب از بالا به پایین): ﴿قَدْ نَرَی تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمَاء فَلَنُوَلِّینَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا﴾ (سوره بقره، آیه144)؛ ﴿بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ* رَبِّ اَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ اَخْرِجْنی‏ مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً﴾. نیز برخی آیات و سوره‌ها و جز آن نوشته شده است.[۸۶]ساخت پرده خانه کعبه حدود 17 میلیون ریال سعودی هزینه در بر دارد که شامل خرید مواد خام، دستمزد کارگران، و دیگر هزینه‌ها است..[۸۷]

برای مطالعه بیشتر[ویرایش]

دقن، محمد، کعبه و جامه آن از آغاز تاکنون.

پیوند به بیرون[ویرایش]

کعبه خلیلی، حماسه، مجله کتاب ماه هنر، پرده کعبه، آبان 1387 - شماره 122 (11 صفحه - از 30 تا 40.

طهوری، نفیسه، مجله میقات حج، اماکن و آثار : پرده کعبه در گذر زمان، بهار 1385 - شماره 55 ISC (29 صفحه - از 107 تا 135).

دوانی، علی، مجله میقات حج، امیرمؤمنان علی علیه السلام و ارسال پرده کعبه، تابستان 1378 - شماره 28 ISC (10 صفحه - از 201 تا 210).

جعفریان، رسول، مجله میقات حج، پرده داری و کلیدداری کعبه، بهار 1375 - شماره 15 ISC (9 صفحه - از 82 تا 90).

پانویس[ویرایش]

  1. لغت‌نامه، ج5، ص7642، «حجاب البیت».
  2. ج12، ص18341، «کسوة».
  3. کعبه و جامه آن، ص91؛ حج از میقات تا میعاد، ص127.
  4. نک: معجم مقاییس اللغه، ج3، ص132، «ستر».
  5. شفاء الغرام، ج1، ص122.
  6. تحفة الکرام، ص159-160.
  7. نک: کشف النور، ص14؛ التوحید و الشرک، ص210.
  8. تحریر الاحکام، ج4، ص363؛ وفاء الوفاء، ج2، ص140؛ کشاف القناع، ج3، ص180.
  9. تذکرة الفقهاء، ج7، ص380؛ فتح العزیز، ج7، ص513.
  10. حواشی الشروانی، ج1، ص121؛ السیرة الحلبیه، ج1، ص280.
  11. اعانة الطالبین، ج2، ص95.
  12. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص235؛ وسائل الشیعه، ج13، ص208.
  13. المصنف، ج5، ص154؛ فتح الباری، ج3، ص366؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص289.
  14. صبح الاعشی، ج4، ص283؛ اسرار عرفانی حج، ص185-186.
  15. الرحلة الحجازیه، ص188؛ الکعبة و الکسوه، ص128.
  16. فتح الباری، ج3، ص365-366؛ السیرة الحلبیه، ج1، ص280؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص291؛ اخبار مکه، فاکهی، ج5، ص230-231.
  17. اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص249-250؛ تحفة الکرام، ص159؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص291-292.
  18. اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص249-250؛ الارج المسکی، ص155.
  19. اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص251؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص294.
  20. اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص251؛ اخبار مکه، فاکهی، ج5، ص231.
  21. فتوح البلدان، ج1، ص54؛ فتح الباری، ج3، ص366؛ نک: فقه السنه، ج1، ص760.
  22. وسائل الشیعه، ج13، ص208؛ جامع احادیث الشیعه، ج10، ص74.
  23. تاریخ الکعبة المعظمه، ص252.
  24. اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص255.
  25. اخبار مکه، فاکهی، ج5، ص232؛ السیرة الحلبیه، ج1، ص281.
  26. فتح الباری، ج3، ص367؛ اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص260؛ صبح الاعشی، ج4، ص287-288.
  27. نک: اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص260-261؛ الاعلام، ص71-72.
  28. تاریخ طبری، ج6، ص366؛ الکامل، ج3، ص63؛ صبح الاعشی، ج4، ص285.
  29. المواعظ و الاعتبار، ج1، ص335؛ فی رحاب البیت العتیق، ج1، ص210؛ نک: کشف الارتیاب، ص361.
  30. السیرة الحلبیه، ج1، ص281؛ فی رحاب البیت العتیق، ج1، ص211؛ کشف الارتیاب، ص360.
  31. صبح الاعشی، ج4، ص283؛ بهجة النفوس، ج1، ص536؛ الکعبة و الکسوه، ص146.
  32. اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص256؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص302.
  33. نک: اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص262-264؛ تجارب الامم، ج4، ص119.
  34. اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص264؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص305.
  35. سفرنامه، ص131.
  36. البدایة و النهایه، ج13، ص200.
  37. تاریخ ابن خلدون، ج3، ص513؛ الکامل، ج11، ص65؛ نهایة الارب، ج23، ص284.
  38. البدایة و النهایه، ج14، ص55؛ الاعلام، ص59-63.
  39. کشف الارتیاب، ص360.
  40. شفاء الغرام، ج1، ص124؛ عجائب الآثار، ج1، ص30؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص318.
  41. التحفة اللطیفه، ج2، ص107؛ شفاء الغرام، ج1، ص123؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص317.
  42. الضوء اللامع، ج4، ص26؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص320.
  43. النجوم الزاهره، ج15، ص364؛ مستدرکات اعیان الشیعه، ج6، ص176؛ انباء الغمر بابناء العمر، ج8، ص64.
  44. شفاء الغرام، ج1، ص125؛ التاریخ القویم، ج3، ص569؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص345.
  45. شفاء الغرام، ج1، ص125؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص346؛ الکعبة و الکسوه، ص168.
  46. الکعبة و الکسوه، ص172؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص347.
  47. فی رحاب البیت العتیق، ج1، ص215؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص348.
  48. فی رحاب البیت العتیق، ج1، ص215؛ نک: تاریخ الکعبة المعظمه، ص331-332؛ الکعبة و الکسوه، ص175-178.
  49. نک: تاریخ الکعبة المعظمه، ص359-360؛ الکعبة و الکسوه، ص172؛ آثار اسلامی، ص86.
  50. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص235؛ وسائل الشیعه، ج13، ص208؛ جامع احادیث الشیعه، ج10، ص75.
  51. اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص249-250؛ فتح الباری، ج3، ص376؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص338.
  52. صبح الاعشی، ج4، ص283؛ فتح الباری، ج3، ص366؛ عمدة القاری، ج9، ص234.
  53. التاریخ القویم، ج3، ص574؛ الکعبة و الکسوه، ص191-194.
  54. تاریخ مکة المشرفه، ج1، ص119؛ منائح الکرم، ج1، ص373؛ المفصل، ج2، ص129.
  55. فتوح البلدان، ج1، ص54؛ فتح الباری، ج3، ص365.
  56. فتح الباری، ج3، ص366؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص297.
  57. نک: اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص253؛ فتوح البلدان، ج1، ص54-55؛ فقه السنه، ج1، ص760.
  58. فتوح البلدان، ج1، ص54-55؛ الروض الانف، ج1، ص42؛ فتح الباری، ج3، ص366-367؛ عمدة القاری، ج9، ص234.
  59. نک: فتح الباری، ج3، ص367؛ عمدة القاری، ج9، ص235.
  60. تاریخ طبری، ج6، ص366؛ فتح الباری، ج3، ص367؛ نک: فقه السنه، ج1، ص761.
  61. السیرة الحلبیه، ج1، ص281؛ نک: تاریخ الکعبة المعظمه، ص301، 306.
  62. فتح الباری، ج3، ص367؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص306.
  63. تاریخ الخلفاء، ص354؛ عمدة القاری، ج9، ص235؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص309.
  64. فتح الباری، ج3، ص367؛ شفاء الغرام، ج1، ص122؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص306.
  65. فتح الباری، ج3، ص367.
  66. صبح الاعشی، ج4، ص287؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص306-307.
  67. البدایة و النهایه، ج13، ص200؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص309.
  68. منائح الکرم، ج3، ص66؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص316؛ آثار اسلامی، ص85.
  69. الرحلة الحجازیه، ص192-193.
  70. الرحلة الحجازیه، ص194.
  71. النجوم الزاهره، ج7، ص389؛ المواعظ و الاعتبار، ج3، ص505-506.
  72. مرآة الحرمین، ج1، ص10-11.
  73. مرآة الحرمین، ج1، ص7-10.
  74. التاریخ القویم، ج4، ص232-233، 272-273؛ کعبه و جامه آن، ص111.
  75. رحلة ابن جبیر، ص54؛ التاریخ القویم، ج3، ص581-582؛ کعبه و جامه آن، ص117.
  76. کعبه و جامه آن، ص111-112؛ تحصیل المرام، ج1، ص160.
  77. تاریخ الکعبة المعظمه، ص448-449.
  78. التاریخ القویم، ج4، ص15-16.
  79. التاریخ القویم، ج3، ص569؛ الرحلة السریه، ص230؛ آثار اسلامی، ص85.
  80. امتاع الاسماع، ج1، ص391؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص436-437.
  81. الموسوعة العربیة العالمیه، ج19، ص320.
  82. الارج المسکی، ص155؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص374.
  83. فی رحاب البیت العتیق، ج1، ص215؛ نک: تاریخ الکعبة المعظمه، ص474.
  84. میقات حج، ش55، ص133، «پرده کعبه در گذر زمان».
  85. صبح الاعشی، ج4، ص282؛ اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص258؛ تاریخ الکعبة المعظمه، ص358.
  86. تاریخ الکعبة المعظمه، ص311، 352؛ الموسوعة العربیة العالمیه، ج19، ص319؛ آثار اسلامی، ص89.
  87. میقات حج، ش55، ص108، «پرده کعبه در گذر زمان».

منابع[ویرایش]

Links.pngمنبع اصلی مقاله: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل پرده کعبه.
  • آثار اسلامی مکه و مدینه: رسول جعفریان، قم، مشعر، 1386ش.
  • اخبار مکه: الازرقی (درگذشت 248ق.)، به کوشش رشدی الصالح، مکه، مکتبة الثقافه، 1415ق.
  • اخبار مکه: الفاکهی (درگذشت 279ق.)، به کوشش ابن دهیش، بیروت، دار خضر، 1414ق.
  • الارج المسکی فی التاریخ المکی: علی عبدالقادر الطبری (درگذشت 1070ق.)، به کوشش الجمال، مکه، المکتبة التجاریه، 1416ق.
  • اسرار عرفانی حج: محمد تقی فعالی، تهران، مشعر، 1387ش.
  • اعانة الطالبین: السید البکری الدمیاطی (درگذشت 1310ق.)، بیروت، دار الفکر، 1418ق.
  • الاعلام باعلام بیت الله الحرام: محمد بن احمد النهروالی (درگذشت 990ق.)، به کوشش علی محمد، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه، 1425ق.
  • امتاع الاسماع: المقریزی (درگذشت 845ق.)، به کوشش محمد عبدالحمید، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1420ق.
  • انباء الغمر بابناء العمر: ابن حجر العسقلانی (درگذشت 852ق.)، به کوشش محمد عبدالمعید خان، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1406ق.
  • البدایة و النهایه: ابن کثیر (درگذشت 774ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408ق.
  • بهجة النفوس و الاسرار: عبدالله المرجانی (درگذشت 699ق.)، به کوشش محمد عبدالوهاب، بیروت، دار الغرب الاسلامی، 2002م.
  • تاریخ ابن خلدون: ابن خلدون (درگذشت 808ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1391ق.
  • تاریخ الخلفاء: السیوطی (درگذشت 911ق.)، به کوشش محمد عبدالحمید، مصر، مطبعة السعاده، 1371ق.
  • التاریخ القویم: محمد طاهر الکردی، به کوشش ابن دهیش، بیروت، دار خضر، 1420ق.
  • تاریخ الکعبة المعظمه: حسین عبدالله باسلامه، به کوشش یوسف الثقفی، ریاض، دار ملک عبدالعزیز، 1419ق.
  • تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک): الطبری (درگذشت 310ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی، 1403ق.
  • تجارب الامم: ابوعلی مسکویه (درگذشت 421ق.)، به کوشش امامی، تهران، سروش، 1379ش.
  • تحریر الاحکام الشرعیه: العلامة الحلی (درگذشت 726ق.)، به کوشش بهادری، قم، مؤسسة الامام الصادق7، 1420ق.
  • تحصیل المرام: محمد بن احمد الصباغ (درگذشت 1321ق.)، به کوشش ابن دهیش، 1424ق.
  • تحفة الکرام: محمد مهدی بحر العلوم (درگذشت 1212ق.)، به کوشش جلالی و غفوری، تهران، مشعر، 1425ق.
  • التحفة اللطیفه: شمس الدین السخاوی (درگذشت 902ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1414ق.
  • تذکرة الفقهاء: العلامة الحلی (درگذشت 726ق.)، قم، آل البیت: 1414ق.
  • التوحید و الشرک: السبحانی، بیروت، دار التعارف.
  • جامع احادیث الشیعه: اسماعیل معزی ملایری، قم، المطبعة العلمیه، 1399ق.
  • حج از میقات تا میعاد: احمد صادقی اردستانی، تهران، مشعر، 1385ش.
  • حواشی الشروانی و العبادی: الشروانی (درگذشت 1301ق.) و العبادی (درگذشت 994ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  • رحلة ابن جبیر: محمد بن احمد (درگذشت 614ق.)، بیروت، دار مکتبة الهلال، 1986م.
  • الرحلة الحجازیه: محمد لبیب البتنونی، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه، 1328ق.
  • الرحلة السریة للعقید الروسی: عبدالعزیز دولتشاهی، بیروت، دار العربیه، 1428ق.
  • الروض الانف: السهیلی (درگذشت 581ق.)، به کوشش عبدالرؤوف، بیروت، دار الفکر، 1409ق.
  • سفرنامه ناصر خسرو: ناصر خسرو (درگذشت 481ق.)، تهران، زوّار، 1381ش.
  • السیرة الحلبیه: الحلبی (درگذشت 1044ق.)، بیروت، دار المعرفه، 1400ق.
  • شفاء الغرام: محمد الفاسی (درگذشت 832ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1421ق.
  • صبح الاعشی: احمد القلقشندی (درگذشت 821ق.)، به کوشش زکار، دمشق، وزارة الثقافه، 1981م.
  • الضوء اللامع: شمس الدین السخاوی (درگذشت 902ق.)، بیروت، دار الجیل، 1412ق.
  • عجائب الآثار: عبدالرحمن الجبرتی (درگذشت 1227ق.)، بیروت، دار الجیل.
  • العکبة و الکسوه: احمد عبدالغفور عطار، مکة المکرمه، 1397ق.
  • عمدة القاری: العینی (درگذشت 855ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  • فتح الباری: ابن حجر العسقلانی (درگذشت 852ق.)، بیروت، دار المعرفه.
  • فتح العزیز: عبدالکریم بن محمد الرافعی (درگذشت 623ق.)، دار الفکر.
  • فتوح البلدان: البلاذری (درگذشت 279ق.)، به کوشش صلاح‌ الدین، قاهره، النهضة المصریه، 1956م.
  • فقه السنه: سید سابق، بیروت، دار الکتاب العربی.
  • فی رحاب البیت العتیق: محیی الدین احمد امام،‌اندلس، دار قرطبه.
  • کشف النور: عبدالغنی النابلسی (درگذشت 1143ق.)، استانبول، مکتبة الحقیقه، 1406ق.
  • کعبه و جامه آن: محمد الدقن، ترجمه: انصاری، تهران، مشعر، 1384ش.
  • الکامل فی التاریخ: علی ابن اثیر (درگذشت 630ق.)، بیروت، دار صادر، 1385ق.
  • کشاف القناع: منصور البهوتی (درگذشت 1051ق.)، به کوشش محمد حسن، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1418ق.
  • کشف الارتیاب: سید محسن الامین (درگذشت 1371ق.)، به کوشش امین، مکتبة الحریس، 1382ق.
  • لغت‌نامه: دهخدا (درگذشت 1334ش.) و دیگران، مؤسسه لغت‌نامه و دانشگاه تهران، 1373ش.
  • مرآة الحرمین: ابراهیم رفعت پاشا (درگذشت 1353ق.)، قم، المطبعة العلمیه، 1344ق.
  • مستدرکات اعیان الشیعه: حسن الامین، دمشق، دار التعاریف، 1408ق.
  • المصنّف: عبدالرزاق الصنعانی (درگذشت 211ق.)، به کوشش حبیب الرحمن، المجلس العلمی.
  • معجم مقاییس اللغه: ابن فارس (درگذشت 395ق.)، به کوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبلیغات، 1404ق.
  • المفصل: جواد علی، دار الساقی، 1424ق.
  • من لا یحضره الفقیه: الصدوق (درگذشت 381ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق.
  • منائح الکرم: علی بن تاج الدین السنجاری (درگذشت 1125ق.)، به کوشش المصری، مکه، جامعة‌ام القری، 1419ق.
  • المواعظ و الاعتبار: المقریزی (درگذشت 845ق.)، به کوشش خلیل المنصور، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1418ق.
  • الموسوعة العربیة العالمیه: مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر، ریاض، 1419ق.
  • میقات حج (فصلنامه): تهران، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت.
  • النجوم الظاهره: ابن تغری بردی الاتابکی (درگذشت 874ق.)، مصر، وزارة الثقافة و الارشاد القومی.
  • نهایة الارب: احمد النویری (درگذشت 733ق.)، قاهره، وزارة الثقافة و الارشاد القومی، 1412ق.
  • وسائل الشیعه: الحر العاملی (درگذشت 1104ق.)، قم، آل البیت: 1412ق.
  • وفاء الوفاء: السمهودی (درگذشت 911ق.)، به کوشش خالد عبدالغنی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 2006م.