|
|
| خط ۲۴: |
خط ۲۴: |
| '''بنیهاشم''' تیرهای شریف از [[قریش]] منسوب به [[هاشم بن عبدمناف]] بود. | | '''بنیهاشم''' تیرهای شریف از [[قریش]] منسوب به [[هاشم بن عبدمناف]] بود. |
|
| |
|
| سرسلسله بنیهاشم عمرو نام داشته که به هاشم ملقب بوده است و جایگاهی والا میان خویشاوندانش داشته و فردی اثرگذار بوده است. بنی هاشم جایگاهی بالا و اثرگذار هم پیش از [[اسلام]] و هم بعد از اسلام داشتند. آنها قبل از اسلام مناصبی از جمله [[سقایت]] و [[رفادت]] را عهدهدار بودند و همچنین در [[پیمان حلف المطیبین]] و [[پیمان حلف الفضول]] نقشآفرین بودند. | | سرسلسله بنیهاشم [[هاشم بن عبدمناف]] نام داشته که جایگاهی والا میان خویشاوندانش داشته و فردی اثرگذار بوده است. بنی هاشم جایگاهی بالا و اثرگذار هم پیش از [[اسلام]] و هم بعد از اسلام داشتند. آنها قبل از اسلام مناصبی از جمله [[سقایت]] و [[رفادت]] را عهدهدار بودند و همچنین در [[پیمان حلف المطیبین]] و [[پیمان حلف الفضول]] نقشآفرین بودند. |
|
| |
|
| دوران بنیهاشم پس از اسلام به چند بخش تقسیم میشود که از زمان [[بعثت]] [[پیامبر(ص)]] بیشترین نقش را در حمایت پیامبر(ص) را داشتند به گونهای که بیشتر طوایف قریش از بیم خونخواهی بنیهاشم از آسیب رساندن به پیامبر(ص) هراس داشتند. در دوره بعد از [[هجرت]] پیامبر(ص) به [[مدینه]]، برخی از بنی هاشم همچون [[علی(ع)]] و [[حمزة بن عبدالمطلب|حمزه]] همراه رسول خدا(ص) به مدینه مهاجرت کردند و بخشی دیگر مانند [[ابولهب]]، [[عباس بن عبدالمطلب]] و [[ابوسفیان بن حارث]] از مشهورترین ایشان بودند، همچنان در [[مکه]] و در صف [[مشرکان]] ماندند؛ در این دوران نیز گرایش مشرکان بنیهاشم به اسلام به موازات گسترش این آیین افزایش یافت و حمایت بیشتر افراد این طایفه از پیامبر(ص) همچون گذشته ادامه داشت. | | دوران بنیهاشم پس از اسلام به چند بخش تقسیم میشود که از زمان [[بعثت]] [[پیامبر(ص)]] بیشترین نقش را در حمایت پیامبر(ص) را داشتند به گونهای که بیشتر طوایف قریش از بیم خونخواهی بنیهاشم از آسیب رساندن به پیامبر(ص) هراس داشتند. در دوره بعد از [[هجرت]] پیامبر(ص) به [[مدینه]]، برخی از بنی هاشم همچون [[علی(ع)]] و [[حمزة بن عبدالمطلب|حمزه]] همراه رسول خدا(ص) به مدینه مهاجرت کردند و بخشی دیگر مانند [[ابولهب]]، [[عباس بن عبدالمطلب]] و [[ابوسفیان بن حارث]] از مشهورترین ایشان بودند، همچنان در [[مکه]] و در صف [[مشرکان]] ماندند؛ در این دوران نیز گرایش مشرکان بنیهاشم به اسلام به موازات گسترش این آیین افزایش یافت و حمایت بیشتر افراد این طایفه از پیامبر(ص) همچون گذشته ادامه داشت. |
| خط ۳۲: |
خط ۳۲: |
| احادیثی در باب فضیلت بنیهاشم، و این که آنها سادات اهل بهشت هستند، روایت شدهاند. به خاطر وجود همین فضائل، اشعار شاعران سروده شده و کتابهایی در باب فضائل بنی هاشم نوشته شده است. | | احادیثی در باب فضیلت بنیهاشم، و این که آنها سادات اهل بهشت هستند، روایت شدهاند. به خاطر وجود همین فضائل، اشعار شاعران سروده شده و کتابهایی در باب فضائل بنی هاشم نوشته شده است. |
|
| |
|
| ==نیای اول== | | == هاشم بن عبدمناف؛ سرسلسله بنی هاشم == |
|
| |
|
| سرسلسله این طایفه، عمرو نام داشته و به دلیل بخشندگی، به «[[هاشم]]» ملقب بوده است.<ref>تاریخ طبری، ج1، ص504؛ الطبقات، ابنسعد، ج1، ص75-76.</ref> او چهارمین پسر مُغیره معروف به [[عبدمناف]]<ref>الآحاد و المثانی، ج1، ص135؛ السیرة النبویه، ج1، ص94، 233.</ref> از زنی به نام عاتکه دختر مُرّة بن هلال سلمی بود.<ref>الطبقات، ابنسعد، ج1، ص62، 64.</ref> | | سرسلسله طایفه بنی هاشم، هاشم بن عبدمَناف (458-483م.) نام داشته<ref>تاریخ طبری، ج1، ص504؛ الطبقات، ابنسعد، ج1، ص75-76.</ref> که چهارمین پسر [[عبدمناف]]<ref>الآحاد و المثانی، ج1، ص135؛ السیرة النبویه، ج1، ص94، 233.</ref> بوده است.<ref>الطبقات، ابنسعد، ج1، ص62، 64.</ref> هاشم را فردی باهوش و خطیب توصیف کرده اند<ref>الاکتفاء، ج1، ص19.</ref> که در میان قریش شخصیتی دارای نفوذ بوده و حتی ریاست بر قریش را نیز به او نسبت دادهاند.<ref>الطبقات، ابنسعد، ج1، ص75-76، 78.</ref> |
|
| |
|
| از آگاهیهایی که درباره هاشم از منابع به دست میآید، میتوان دریافت که وی در همان دوران کوتاه زندگی (458-483م.) میان خویشاوندانش جایگاهی والا به دست آورده است. او فردی هوشمند و اثرگذار و توانا در ایراد خطابه<ref>الاکتفاء، ج1، ص19.</ref> و دارای دیدگاه نافذ میان [[قریش]] و شخصیت فعال اجتماعی میان [[عرب]] بوده است و حتی ریاست بر قریش را نیز به او نسبت دادهاند.<ref>الطبقات، ابنسعد، ج1، ص75-76، 78.</ref>
| | هاشم چهار پسر به نامهای شَیبه (عبدالمطّلب)، أسد، عَمرو (ابوصَیفی)، نَضْله و همچنین پنج دختر داشت.<ref>الاغانی، ج22، ص67.</ref><ref>السیرة النبویه، ج1، ص235.</ref><ref>الطبقات، ابنسعد، ج1، ص80.</ref> پس از مرگ هاشم، کودکی شَیبه در یثرب میگذشت. عمویش مطلب با اصرار فراوان توانست او را به [[مکه]] ببرد. او در آن شهر به عبدالمطلب شهرت یافت.<ref>الاکتفاء، ج1، ص19.</ref> |
| | |
| ==فرزندان و نوادگان==
| |
| | |
| هاشم چهار پسر و پنج دختر داشت که نامهایشان چنین بود: شیبة الحمد ملقب به عبدالمطلب، نضله، ابوصیفی، اسد، رقیه، شفاء با کنیه امزبیر،<ref>الاغانی، ج22، ص67.</ref> ضعیفه، حیه<ref>السیرة النبویه، ج1، ص235.</ref> /حنه،<ref>الطبقات، ابنسعد، ج1، ص80.</ref> و خالده. وی در رثای پدرش شعر سرود.<ref>نک: الطبقات، ابنسعد، ج1، ص80.</ref>
| |
| | |
| گویا نضله پسر بزرگتر هاشم بوده است و به همین سبب، وی را ابونضله میخواندهاند.<ref>انساب الاشراف، ج1، ص71؛ اعلام النبوه، ص215؛ الاصابه، ج3، ص96.</ref> هاشم در [[یثرب]] با سلمی، دختر زید نجاریه بیوه احیحة بن جلاح، ازدواج کرد و از این ازدواج، شیبه زاده شد.<ref>الطبقات، ابنسعد، ج1، ص79.</ref> پس از مرگ هاشم، کودکی شیبه در یثرب میگذشت. عمویش مطلب با اصرار فراوان توانست او را به [[مکه]] ببرد. او در آن شهر به عبدالمطلب شهرت یافت.<ref>الاکتفاء، ج1، ص19.</ref>
| |
| | |
| برخی منابع، صیفی و ابوصیفی را دو تن میدانند.<ref>انساب الاشراف، ج4، ص427.</ref> بدینترتیب، شمار پسران هاشم به پنج تن میرسد. صیفی و ابوصیفی از کنیزی سیاه زاده شدند که از بازار حباشه یثرب متعلق به قبیله یهود [[بنیقینقاع]] خریداری شده بود. او نخست در اختیار [[عمرو بن سلول]]، عموی [[عبدالله بن ابی|عبدالله بن ابیّ]] منافق مشهور آغاز اسلام، بود.<ref>المعالم الاثیره، ص96.</ref>
| |
| | |
| ابوصیفی دو پسر به نام ضحاک و عمرو داشته است.<ref>الطبقات، ابنسعد، ج1، ص85؛ جمهرة انساب العرب، ص14.</ref> کنیز وی به نام ساره، پیش از [[فتح مکه]] نامهای از [[حاطب بن ابیبلتعه]] [[صحابی]] نزد سران قریش میبرد تا اخبار سرّی نظامی مسلمانان را افشا کند؛ ولی در میانه راه [[امام علی(ع)]] و [[زبیر]] به فرمان رسول خدا او را تا روضه خاخ تعقیب کردند و ضمن دستگیری وی، نامه را از او ستاندند.<ref>انساب الاشراف، ج1، ص449؛ جمهرة انساب العرب، ص14؛ معجم ما استعجم، ج2، ص483.</ref>
| |
| | |
| ابوصیفی همچنین دختری به نام رقیقه<ref>الطبقات، خلیفه، ص46.</ref> با کنیه اممخرمه داشته که مادر ابوالمسور مخرمة بن نوفل زهری (م. 74ق.) بوده است. روایتی از [[ابوالمسور]] درباره آغاز اسلام در مکه از [[امام حسن مجتبی(ع)]] گزارش شده است.<ref>الآحاد و المثانی، ج1، ص443.</ref>
| |
| | |
| رقیقه دختر عموی عباس و دیگر فرزندان عبدالمطلب بوده و خود نیز دختری به نام امیمه داشته است.<ref>الاصابه، ج7، ص511، 646.</ref>
| |
| | |
| [[نضلة بن هاشم]] دارای پسری به نام ارقم بوده<ref>المنمق، ص87؛ الطبقات، ابنسعد، ج1، ص85.</ref> و [[اسد بن هاشم]] دختری به نام فاطمه داشته است که به همسری [[ابوطالب]] عموی پیامبر(ص) درآمد و همه فرزندان ابوطالب یعنی علی(ع)، [[جعفر بن ابیطالب|جعفر]]، [[عقیل بن ابیطالب|عقیل]]، [[طالب بن ابیطالب|طالب]] و امهانی با نام فاخته از او زاده شدند.
| |
| | |
| اسد پسری به نام حنین نیز داشته و در منابع از پسری از او به نام [[عبدالله بن حنین]] یاد شده است.<ref>جمهرة انساب العرب، ص14، 130.</ref> با این همه، [[ابنحزم]] ادعا کرده که از هاشم جز از طریق عبدالمطلب، نسلی بر جای نمانده است.<ref>جمهرة انساب العرب، ص14.</ref> اما روشن است که همه فرزندان ابوطالب، جز طالب، صاحب نسل بودهاند و آنها هم از تبار عبدالمطلب و هم از سلاله اسد به شمار میروند.
| |
|
| |
|
| ==جایگاه بنیهاشم== | | ==جایگاه بنیهاشم== |