حاجی: تفاوت میان نسخهها
←منابع: اصلاح نویسههای عربی |
|||
(۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
خط ۱: | خط ۱: | ||
'''حاج''' | '''حاج''' یا حاجی، فردی را گویند که [[حج تمتع]] به جا آورده است. حاج از واژه حجَّ به معنای حجگزارده و حجکننده است. در عرف به عمرهگزار نیز حاجی گفته میشود. | ||
در آیات قرآن، کلمه حاج یک بار به همراه کلمه سقایت به کار رفته است؛ سِقاِیةَ الْحاجِّ (آبدهی به حاجیان). همچنین در روایات نیز از حجگزار، با واژه حاج، یاد شده که در بخشی از آنها، به بیان ویژگیها و فضائل حاجی پرداخته است. | |||
==واژهشناسی== | ==واژهشناسی== | ||
حاج، به تشدید جیم، | حاج، به تشدید جیم، از ریشه حجَّ به معنای حجکرده، حجگزارده و حجکننده<ref>العین، ج۳، ص۹، «حج».</ref> و مؤنث آن «حاجة»<ref>النهایه، ج۱، ص۳۴۱، «حجج».</ref> و جمع آن حَجیج و حُجّاج<ref>الصحاح، ج۱، ص۳۰۴، «حجج»؛ مجمع البحرین، ج۲، ص۲۸۶، «حجج».</ref> است. | ||
«حِج»، با کسر حاء، نیز مرادف حاج و نامی برای حجگزار است.<ref>لسان العرب، ج۲، ص۲۲۶-۲۲۷، «حجج».</ref> واژگان دیگری چون | «حِج»، با کسر حاء، نیز مرادف حاج و نامی برای حجگزار است.<ref>لسان العرب، ج۲، ص۲۲۶-۲۲۷، «حجج».</ref> واژگان دیگری چون مَحَجَّة (راهِ گذر مستقیم) نیز از این کلمه اخذ شدهاند.<ref>النهایه، ج۴، ص۳۰۱، «حج».</ref> این عنوان در آغاز به زیارتکننده بزرگان و اماکن مقدس گفته شده<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۹، «حج».</ref> و به تدریج به زائران [[کعبه|خانه خدا]] در [[مکه]] اختصاص یافته است؛<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۹؛ مفردات، ص۲۱۸-۲۱۹، «حج».</ref> هر چند در اصطلاح به کسی که [[حج تمتع]] به جا آورده، حاجی گفته میشود، ولی در عرف به عمرهگزار نیز حاجی میگویند.{{مدرک}} | ||
هر چند در اصطلاح به | |||
اصطلاح «Pilgrim» در انگلیسی نیز برابر مفهوم حاج به کار رفته و به هر کسی اطلاق میشود که به سفری مقدس و دینی رفته باشد.<ref>Oxford Advanced Lerner's Dictionary: Pilgrim</ref> | |||
===در زبان فارسی=== | |||
در فارسی یاء نسبت به کلمه حاج پیوسته، ولی وجه دستوری روشنی برای این نسبت بیان نشده است.<ref>لغتنامه، ج۶، ص۸۴۴۲، «حاجی».</ref> کاربرد این کلمه، در فرهنگ فارسی، تاریخ دیرینی دارد و در متون کهن ادبی،<ref>نک: تاریخ بیهقی، ج۱، ص۲۷۴، ۳۸۳.</ref> دیوانهای شعر،<ref>کلیات سعدی، ص۱۵۷؛ دیوان حافظ، غزل ش ۳۰۴.</ref> سفرنامههای فارسی<ref>سفرنامه ناصرخسرو، ص۱۴۹، ۲۶۳؛ سفرنامه حاج علیخان، ص۹۳؛ سفرنامه حسام السلطنه، ص۳۲.</ref> و نیز استفاده از آن در فرهنگ عامه<ref>لغتنامه، ج۶، ص۸۴۴۲، «حاجی».</ref> به چشم میخورد. واژه حاجی در دوره معاصر بین یهودیان ایران نیز، درباره زائران [[بیت المقدس]]، مرسوم شده است.<ref>لغتنامه، ج۶، ص۸۴۳۳، «حاج».</ref> | |||
=== واژههای مرتبط === | === واژههای مرتبط === | ||
کلمه حاج با برخی پیشوندها، در مفاهیم مرتبط با [[حج]] نیز به کار میرود؛ از جمله: | |||
* «[[امیر الحاج]]» به معنای سرپرست امور حاجیان | |||
* «سابق الحاج»<ref>غریب الحدیث، ج۳، ص۲۶۹؛ هدایة الامه، ج۸، ص۴۳۷.غریب الحدیث، ج۳، ص۲۶۹؛ هدایة الامه، ج۸، ص۴۳۷.</ref> به معنای پیشیگیرنده در سرعت سیر به [[مکه]] برای حج<ref>نک: تبصرة المتعلمین، ج۲، ص۳۳۰؛ رسائل الشهید، ج۲، ص۹۸۸.</ref> | |||
* «سائق الحاج» یعنی کسی که حجاج عقبافتاده را به سرعت، از راه و بیراهه به حج میرساند<ref>من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۵۹؛ بصائر الدرجات، ص۱۲۲؛ تجارب الامم، ج۵، ص۱۸۴.</ref> | |||
* «مواقیت الحاج»<ref>تاج العروس، ج۳، ص۱۵۳، «وقت».</ref> یا «میقات الحج»<ref>القاموس المحیط، ج۱، ص۱۶۰، «وقت».</ref> به معنای [[میقات|مکانهای محرم شدن حاجیان]]. | |||
==واژه حاج در قرآن و روایات== | ==واژه حاج در قرآن و روایات== | ||
در آیات قرآن، کلمه «الحاج» یک بار به صورت اسم | در آیات قرآن، کلمه «الحاج» یک بار به صورت اسم جمع،<ref> لسان العرب، ج۶، ص۱۳۹، «عسس».</ref> به همراه [[سقایت]] (آبدهی به حاجیان) به کار رفته است: (سِقاِیةَ الْحاجِّ).<ref>توبه/۹ آیه ۱۹</ref> همچنین برخی واژه حنیف در آیات دیگر قرآن (بقره/۲، ۱۳۵) را در اشاره به حجگزارانی دانستهاند که در عصر جاهلی حج خانه خدا را، به شیوه ابراهیمی به جا میآوردند.<ref>جامع البیان، ج۱، ص۷۸۵-۷۸۶؛ غریب الحدیث، ج۱، ص۲۹۲.</ref> همچنین «آمین»، به معنای «حاجین» و تعبیر «آمین البیت الحرام» (مائده/۵، ۲)، به معنای حاجیان خانه خدا، تفسیر شده است.<ref>جامع البیان، ج۶، ص۸۰</ref> | ||
در روایات نیز | در روایات نیز از حجگزار، با همین واژه (حاج)، یاد شده که در بخشی از آنها، به بیان ویژگیها و فضائل حاجی پرداخته شده است.<ref>جامع البیان، ج۶، ص۸۰؛ مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۴۰.</ref> بنا به روایتی از ابن مسعود، صحابی [[حضرت محمد(ص)|پیامبر(ص)]]، واژه حاج، از زمان بستن [[احرام]] بر افراد، اطلاق میشود و پیش از آن نمیتوان به او حاجی گفت و باید او را وافد یا قاصد نامید.<ref>المصنّف، ج۴، ص۳۵۱؛ مجمع الزوائد ج۳، ص۲۳۴.</ref> در منابع اخلاقی نیز به ذکر وظایف و آداب اخلاقی حجگزار، با عنوان حاجی، پرداخته شده است.<ref>نک: تذکرة المتقین، ص۴۷-۶۳.</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
خط ۲۹: | خط ۲۸: | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
{{برگرفتگی | {{برگرفتگی | ||
| پیش از لینک = مقاله حاجی در دانشنامه حج و حرمین شریفین | | پیش از لینک = | ||
| منبع = مقاله حاجی در دانشنامه حج و حرمین شریفین | |||
| لینک = https://hzrc.ac.ir/post/22116/%d8%ad%d8%a7%d8%ac%d9%8a | | لینک = https://hzrc.ac.ir/post/22116/%d8%ad%d8%a7%d8%ac%d9%8a | ||
| توضیحات منبع = | | توضیحات منبع = | ||
}} | }} | ||
* بصائر الدرجات | * بصائر الدرجات فی علوم آل محمد: محمد بن الحسن الصفار (م,۲۹۰ق.)، به کوشش محسن کوچه باغی تبریزی، تهران، اعلمی، ۱۴۰۴ق؛ | ||
* تاج العروس من جواهر القاموس: | * تاج العروس من جواهر القاموس: مرتضی الزبیدی (م,۱۲۰۵ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق؛ | ||
* | * تاریخ بیهقی: ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (م,۴۷۰ق.)، به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران، مهتاب، ۱۳۷۴ش؛ | ||
* تبصرة | * تبصرة المتعلمین فی احکامالدین به انضمام فقه فارسی به قلم ابوالحسن شعرانی: حسن بن یوسف حلی (۶۴۸-۷۲۶)، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۶۳ش؛ | ||
* تجارب الامم: | * تجارب الامم: ابوعلی احمد بن محمد مسکویه (م,۴۲۱ق.)، به کوشش ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش؛ | ||
* تذکرة | * تذکرة المتقین: محمد بهاری همدانی، تهران، نور فاطمه؛ | ||
* جامع | * جامع البیان عن تاویل آی القرآن (تفسیر الطبری): محمد بن جریر الطبری (۲۲۴-۳۱۰ق.)، به کوشش صدقی جمیل العطار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ | ||
* | * دیوان حافظ: شمسالدین محمد (م,۷۹۲ق.)، به کوشش راستگو، قم، خرم، ۱۳۷۵ش؛ | ||
* رسائل | * رسائل الشهید الثانی: زینالدین بن علی، شهید ثانی (۹۱۱-۹۶۶ق.)، تحقیق گروهی از محققان، قم، انتشارات بوستان کتاب، ۱۴۲۲ق؛ | ||
* سفرنامه حاج | * سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه: حاج علی خان اعتماد السلطنه، به کوشش سید علی قاضی عسکر، تهران، مشعر، ۱۳۷۹ش؛ | ||
* سفرنامه مکه | * سفرنامه مکه دلیل الانام فی سبیل زیارة بیت الله الحرام و القدس الشریف و مدینه السلام: سلطان مراد حسام السلطنه (م,۱۳۰۰ق.)، به کوشش رسول جعفریان، تهران، مشعر، ۱۳۷۴ش؛ | ||
* سفرنامه ناصر خسرو: ناصر خسرو (م,۴۸۱ق.)، | * سفرنامه ناصر خسرو: ناصر خسرو (م,۴۸۱ق.)، تصحیح محمد دبیر سیاقی، تهران، زوار، ۱۳۸۱ش؛ | ||
* الصحاح (تاج اللغة و صحاح | * الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیه): اسماعیل بن حماد الجوهری (م,۳۹۳ق.)، به کوشش احمد عبدالغفور العطار، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۴۰۷ق؛ | ||
* | * العین: الخلیل بن احمد (م,۱۷۵ق.)، به کوشش المخزومی و السامرائی، دار الهجرة، ۱۴۰۹ق؛ | ||
* | * غریب الحدیث: القاسم بن سلام الهروی (م,۲۲۴ق.)، به کوشش محمد عبدالمعیدخان، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۳۹۶ق؛ | ||
* القاموس | * القاموس المحیط: محمد بن یعقوب فیروزآبادی (م,۸۱۷ق.)، بیروت، دار العلم، بیتا؛ | ||
* | * الکافی: محمد بن یعقوب کلینی (م,۳۲۹ق.)، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش؛ | ||
* | * کلیات سعدی: مصلحالدین سعدی شیرازی (م,۱۰۹۰ق.)، اصفهان، مدرسه صدر مهدوی؛ | ||
* لسان العرب: محمد بن مکرم ابن منظور (۶۳۰-۷۱۱ق.)، قم، انتشارات ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق؛ | * لسان العرب: محمد بن مکرم ابن منظور (۶۳۰-۷۱۱ق.)، قم، انتشارات ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق؛ | ||
* لغت نامه: دهخدا (م,۱۳۳۴ش.) | * لغت نامه: دهخدا (م,۱۳۳۴ش.) زیر نظر محمد معین و سید جعفر شهیدی، تهران، مؤسسه لغت نامه و دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش؛ | ||
* مجمع | * مجمع البحرین: فخرالدین بن محمد الطریحی (م,۱۰۸۵ق.)، به کوشش الحسینی، تهران، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۸ق؛ | ||
* مجمع الزوائد و منبع الفوائد: | * مجمع الزوائد و منبع الفوائد: علی بن ابیبکر الهیثمی (م,۸۰۷ق.)، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۲ق؛ | ||
* مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل: | * مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل: حسین نوری الطبرسی (۱۲۵۴-۱۳۲۰ق.)، قم، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ق؛ | ||
* مسند | * مسند الشافعی: محمد بن ادریس الشافعی (م,۲۰۴ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه؛ | ||
* المصنّف | * المصنّف فی الاحادیث و الآثار: عبدالله بن محمد بن ابی شیبه (م,۲۳۵ق.)، به کوشش سعید محمد اللحام، دار الفکر، ۱۴۰۹ق؛ | ||
* معجم | * معجم مقاییس اللغه: احمد بن فارس (م,۳۹۵ق.)، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۰۴ق؛ | ||
* مفردات | * مفردات فی غریب القرآن: الحسین بن محمد الراغب الاصفهانی (م,۴۲۵ق.)، بیجا، نشر الکتاب، ۱۴۰۴ق؛ | ||
* من | * من لایحضره الفقیه: محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق) (۳۱۱-۳۸۱ق.)، تحقیق و تصحیح علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق؛ | ||
* | * النهایة فی غریب الحدیث و الاثر: ابن اثیر (م,۶۰۶ق.)، به کوشش طاهر احمد الزاوی و محمود محمد الطناحی، قم، اسماعیلیان، ۱۳۶۴ش؛ | ||
* | * هدایة الامة الی احکام الائمه: محمد بن الحسن الحر العاملی (۱۰۳۳-۱۱۰۴ق.)، مشهد، انتشارات بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۴۱۲ق. | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
{{حج و عمره}} | |||
[[رده:مفاهیم مرتبط با حج]] | |||
[[رده:مقالههای تکمیلشده]] |
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۱:۵۸
حاج یا حاجی، فردی را گویند که حج تمتع به جا آورده است. حاج از واژه حجَّ به معنای حجگزارده و حجکننده است. در عرف به عمرهگزار نیز حاجی گفته میشود.
در آیات قرآن، کلمه حاج یک بار به همراه کلمه سقایت به کار رفته است؛ سِقاِیةَ الْحاجِّ (آبدهی به حاجیان). همچنین در روایات نیز از حجگزار، با واژه حاج، یاد شده که در بخشی از آنها، به بیان ویژگیها و فضائل حاجی پرداخته است.
واژهشناسی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
حاج، به تشدید جیم، از ریشه حجَّ به معنای حجکرده، حجگزارده و حجکننده[۱] و مؤنث آن «حاجة»[۲] و جمع آن حَجیج و حُجّاج[۳] است.
«حِج»، با کسر حاء، نیز مرادف حاج و نامی برای حجگزار است.[۴] واژگان دیگری چون مَحَجَّة (راهِ گذر مستقیم) نیز از این کلمه اخذ شدهاند.[۵] این عنوان در آغاز به زیارتکننده بزرگان و اماکن مقدس گفته شده[۶] و به تدریج به زائران خانه خدا در مکه اختصاص یافته است؛[۷] هر چند در اصطلاح به کسی که حج تمتع به جا آورده، حاجی گفته میشود، ولی در عرف به عمرهگزار نیز حاجی میگویند.[نیازمند منبع]
اصطلاح «Pilgrim» در انگلیسی نیز برابر مفهوم حاج به کار رفته و به هر کسی اطلاق میشود که به سفری مقدس و دینی رفته باشد.[۸]
در زبان فارسی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در فارسی یاء نسبت به کلمه حاج پیوسته، ولی وجه دستوری روشنی برای این نسبت بیان نشده است.[۹] کاربرد این کلمه، در فرهنگ فارسی، تاریخ دیرینی دارد و در متون کهن ادبی،[۱۰] دیوانهای شعر،[۱۱] سفرنامههای فارسی[۱۲] و نیز استفاده از آن در فرهنگ عامه[۱۳] به چشم میخورد. واژه حاجی در دوره معاصر بین یهودیان ایران نیز، درباره زائران بیت المقدس، مرسوم شده است.[۱۴]
واژههای مرتبط[ویرایش | ویرایش مبدأ]
کلمه حاج با برخی پیشوندها، در مفاهیم مرتبط با حج نیز به کار میرود؛ از جمله:
- «امیر الحاج» به معنای سرپرست امور حاجیان
- «سابق الحاج»[۱۵] به معنای پیشیگیرنده در سرعت سیر به مکه برای حج[۱۶]
- «سائق الحاج» یعنی کسی که حجاج عقبافتاده را به سرعت، از راه و بیراهه به حج میرساند[۱۷]
- «مواقیت الحاج»[۱۸] یا «میقات الحج»[۱۹] به معنای مکانهای محرم شدن حاجیان.
واژه حاج در قرآن و روایات[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در آیات قرآن، کلمه «الحاج» یک بار به صورت اسم جمع،[۲۰] به همراه سقایت (آبدهی به حاجیان) به کار رفته است: (سِقاِیةَ الْحاجِّ).[۲۱] همچنین برخی واژه حنیف در آیات دیگر قرآن (بقره/۲، ۱۳۵) را در اشاره به حجگزارانی دانستهاند که در عصر جاهلی حج خانه خدا را، به شیوه ابراهیمی به جا میآوردند.[۲۲] همچنین «آمین»، به معنای «حاجین» و تعبیر «آمین البیت الحرام» (مائده/۵، ۲)، به معنای حاجیان خانه خدا، تفسیر شده است.[۲۳]
در روایات نیز از حجگزار، با همین واژه (حاج)، یاد شده که در بخشی از آنها، به بیان ویژگیها و فضائل حاجی پرداخته شده است.[۲۴] بنا به روایتی از ابن مسعود، صحابی پیامبر(ص)، واژه حاج، از زمان بستن احرام بر افراد، اطلاق میشود و پیش از آن نمیتوان به او حاجی گفت و باید او را وافد یا قاصد نامید.[۲۵] در منابع اخلاقی نیز به ذکر وظایف و آداب اخلاقی حجگزار، با عنوان حاجی، پرداخته شده است.[۲۶]
پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- ↑ العین، ج۳، ص۹، «حج».
- ↑ النهایه، ج۱، ص۳۴۱، «حجج».
- ↑ الصحاح، ج۱، ص۳۰۴، «حجج»؛ مجمع البحرین، ج۲، ص۲۸۶، «حجج».
- ↑ لسان العرب، ج۲، ص۲۲۶-۲۲۷، «حجج».
- ↑ النهایه، ج۴، ص۳۰۱، «حج».
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۹، «حج».
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۹؛ مفردات، ص۲۱۸-۲۱۹، «حج».
- ↑ Oxford Advanced Lerner's Dictionary: Pilgrim
- ↑ لغتنامه، ج۶، ص۸۴۴۲، «حاجی».
- ↑ نک: تاریخ بیهقی، ج۱، ص۲۷۴، ۳۸۳.
- ↑ کلیات سعدی، ص۱۵۷؛ دیوان حافظ، غزل ش ۳۰۴.
- ↑ سفرنامه ناصرخسرو، ص۱۴۹، ۲۶۳؛ سفرنامه حاج علیخان، ص۹۳؛ سفرنامه حسام السلطنه، ص۳۲.
- ↑ لغتنامه، ج۶، ص۸۴۴۲، «حاجی».
- ↑ لغتنامه، ج۶، ص۸۴۳۳، «حاج».
- ↑ غریب الحدیث، ج۳، ص۲۶۹؛ هدایة الامه، ج۸، ص۴۳۷.غریب الحدیث، ج۳، ص۲۶۹؛ هدایة الامه، ج۸، ص۴۳۷.
- ↑ نک: تبصرة المتعلمین، ج۲، ص۳۳۰؛ رسائل الشهید، ج۲، ص۹۸۸.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۵۹؛ بصائر الدرجات، ص۱۲۲؛ تجارب الامم، ج۵، ص۱۸۴.
- ↑ تاج العروس، ج۳، ص۱۵۳، «وقت».
- ↑ القاموس المحیط، ج۱، ص۱۶۰، «وقت».
- ↑ لسان العرب، ج۶، ص۱۳۹، «عسس».
- ↑ توبه/۹ آیه ۱۹
- ↑ جامع البیان، ج۱، ص۷۸۵-۷۸۶؛ غریب الحدیث، ج۱، ص۲۹۲.
- ↑ جامع البیان، ج۶، ص۸۰
- ↑ جامع البیان، ج۶، ص۸۰؛ مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۴۰.
- ↑ المصنّف، ج۴، ص۳۵۱؛ مجمع الزوائد ج۳، ص۲۳۴.
- ↑ نک: تذکرة المتقین، ص۴۷-۶۳.
منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- بصائر الدرجات فی علوم آل محمد: محمد بن الحسن الصفار (م,۲۹۰ق.)، به کوشش محسن کوچه باغی تبریزی، تهران، اعلمی، ۱۴۰۴ق؛
- تاج العروس من جواهر القاموس: مرتضی الزبیدی (م,۱۲۰۵ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق؛
- تاریخ بیهقی: ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (م,۴۷۰ق.)، به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران، مهتاب، ۱۳۷۴ش؛
- تبصرة المتعلمین فی احکامالدین به انضمام فقه فارسی به قلم ابوالحسن شعرانی: حسن بن یوسف حلی (۶۴۸-۷۲۶)، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۶۳ش؛
- تجارب الامم: ابوعلی احمد بن محمد مسکویه (م,۴۲۱ق.)، به کوشش ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش؛
- تذکرة المتقین: محمد بهاری همدانی، تهران، نور فاطمه؛
- جامع البیان عن تاویل آی القرآن (تفسیر الطبری): محمد بن جریر الطبری (۲۲۴-۳۱۰ق.)، به کوشش صدقی جمیل العطار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛
- دیوان حافظ: شمسالدین محمد (م,۷۹۲ق.)، به کوشش راستگو، قم، خرم، ۱۳۷۵ش؛
- رسائل الشهید الثانی: زینالدین بن علی، شهید ثانی (۹۱۱-۹۶۶ق.)، تحقیق گروهی از محققان، قم، انتشارات بوستان کتاب، ۱۴۲۲ق؛
- سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه: حاج علی خان اعتماد السلطنه، به کوشش سید علی قاضی عسکر، تهران، مشعر، ۱۳۷۹ش؛
- سفرنامه مکه دلیل الانام فی سبیل زیارة بیت الله الحرام و القدس الشریف و مدینه السلام: سلطان مراد حسام السلطنه (م,۱۳۰۰ق.)، به کوشش رسول جعفریان، تهران، مشعر، ۱۳۷۴ش؛
- سفرنامه ناصر خسرو: ناصر خسرو (م,۴۸۱ق.)، تصحیح محمد دبیر سیاقی، تهران، زوار، ۱۳۸۱ش؛
- الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیه): اسماعیل بن حماد الجوهری (م,۳۹۳ق.)، به کوشش احمد عبدالغفور العطار، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۴۰۷ق؛
- العین: الخلیل بن احمد (م,۱۷۵ق.)، به کوشش المخزومی و السامرائی، دار الهجرة، ۱۴۰۹ق؛
- غریب الحدیث: القاسم بن سلام الهروی (م,۲۲۴ق.)، به کوشش محمد عبدالمعیدخان، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۳۹۶ق؛
- القاموس المحیط: محمد بن یعقوب فیروزآبادی (م,۸۱۷ق.)، بیروت، دار العلم، بیتا؛
- الکافی: محمد بن یعقوب کلینی (م,۳۲۹ق.)، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش؛
- کلیات سعدی: مصلحالدین سعدی شیرازی (م,۱۰۹۰ق.)، اصفهان، مدرسه صدر مهدوی؛
- لسان العرب: محمد بن مکرم ابن منظور (۶۳۰-۷۱۱ق.)، قم، انتشارات ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق؛
- لغت نامه: دهخدا (م,۱۳۳۴ش.) زیر نظر محمد معین و سید جعفر شهیدی، تهران، مؤسسه لغت نامه و دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش؛
- مجمع البحرین: فخرالدین بن محمد الطریحی (م,۱۰۸۵ق.)، به کوشش الحسینی، تهران، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۸ق؛
- مجمع الزوائد و منبع الفوائد: علی بن ابیبکر الهیثمی (م,۸۰۷ق.)، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۲ق؛
- مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل: حسین نوری الطبرسی (۱۲۵۴-۱۳۲۰ق.)، قم، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ق؛
- مسند الشافعی: محمد بن ادریس الشافعی (م,۲۰۴ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه؛
- المصنّف فی الاحادیث و الآثار: عبدالله بن محمد بن ابی شیبه (م,۲۳۵ق.)، به کوشش سعید محمد اللحام، دار الفکر، ۱۴۰۹ق؛
- معجم مقاییس اللغه: احمد بن فارس (م,۳۹۵ق.)، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۰۴ق؛
- مفردات فی غریب القرآن: الحسین بن محمد الراغب الاصفهانی (م,۴۲۵ق.)، بیجا، نشر الکتاب، ۱۴۰۴ق؛
- من لایحضره الفقیه: محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق) (۳۱۱-۳۸۱ق.)، تحقیق و تصحیح علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق؛
- النهایة فی غریب الحدیث و الاثر: ابن اثیر (م,۶۰۶ق.)، به کوشش طاهر احمد الزاوی و محمود محمد الطناحی، قم، اسماعیلیان، ۱۳۶۴ش؛
- هدایة الامة الی احکام الائمه: محمد بن الحسن الحر العاملی (۱۰۳۳-۱۱۰۴ق.)، مشهد، انتشارات بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۴۱۲ق.