ثویبه

از ویکی حج
پرش به: ناوبری، جستجو
ثویبه
مشخصات فردی
نام کامل ثویبه
محل زندگی مکه
خویشان
سرشناس
ابولهب
درگذشت/شهادت سال هفتم هجری
مشخصات دینی
دلیل شهرت دایه پیامبر(ص)

ثُوَیبه دایه پیامبر(ص) است. به نا بر نقلی وی حدود چهار ماه آن حضرت را شیر داد، عمل او تا آخرین لحظات مورد تقدیر پیامبر اسلام(ص) و حضرت خدیجه(س) بود، حتى رسول خدا(ص) در مدینه براى او لباس و هدیه‌هاى دیگر مى‌فرستاد و او همچنان از محبت‌هاى پیامبر(ص) برخوردار بود. ثویبه بعد از فتح خبیر (7ق.) از دنیا رفت.

وقتى كه خبر درگذشت او به پیامبر(ص) رسید آثار تأثر در چهره مبارك ایشان نمایان گشت، از فرزند او مسروح سراغ گرفتند تا در حق او نیكى كنند اما فرزند آن زن زودتر از او از دنیا رفته بود.

در اینکه زمان شیردهی وی به پیامبر قبل از آزادی بوده یا بعد آن اختلاف نظر وجود دارد. وی قبلا به تعدادی از خویشاوندان پیامبر از جمله حمزه و جعفر بن ابی‌طالب شیر داده بود.

برخی شیردهی ثویبه به پیامبر(ص) را بنابه دلایلی نپذیرفته‌اند.

نسب‌شناسی[ویرایش]

ثویبه، کنیز ابولهب بن عبدالمطلب بود.[۱] از اصل و نسب و همسرش گزارشی در دست نیست. هنگامی که رسول خدا(ص) زاده شد، سه[۲] یا هفت[۳] روز از مادرش حضرت آمنه(س) شیر نوشید و سپس ثویبه نخستین کسی بود که چند روز ایشان را با شیر فرزندش مسروح شیر داد.[۴]

مدت شیرخواری پیامبر از ثویبه[ویرایش]

بر پایه سخن مشهور، مدت شیر خوردن ایشان از ثویبه چند روز بیشتر نبوده است.[۵] در گزارشی نیز این مدت چهار ماه یاد شده است.[۶] آورده‌اند که ثویبه پیش از رسول خدا(ص) به حمزه[۷] عموی ایشان شیر داده بود. از این رو، هنگامی که دختر حمزه را برای تزویج به پیامبر(ص) پیشنهاد کردند، ایشان او را بر خود حلال ندانست.[۸] ثویبه پس از او نیز به ابوسلمة بن عبدالاسد بن هلال مخزومی، پسر عمه پیامبر(ص) از بره دختر عبدالمطلب[۹] و عبدالله بن جحش، پسر عمه پیامبر[۱۰] و جعفر بن ابی‌‌طالب[۱۱] شیر داده بود. بدین دلیل، این چهار تن برادران رضاعی پیامبر(ص) به شمار آمده‌اند که جز جعفر، سه تن از آن‌ها در غزوه احد حضور داشتند و حمزه و عبدالله به شهادت رسیدند.[۱۲]

منابع در این زمینه که ثویبه در حال آزادی یا بردگی، رسول خدا(ص) را شیر داده و نیز در اصل این ماجرا تفاوت دیدگاه دارند. عروة بن زبیر، آزادی ثویبه را پیش از شیردهی به پیامبر(ص) دانسته است. برخی آزادی او را به دلیل بشارت ولادت پیامبر(ص) به ابولهب دانسته‌اند.[۱۳]

جایگاه ثویبه نزد پیامبر[ویرایش]

در برابر، گزارشی از تلاش خدیجه(س) برای آزادی ثویبه حکایت دارد که به نتیجه نرسیده است.[۱۴] ابن‌حجر نیز آزادی او را پیش از هجرت دانسته است.[۱۵]

ثویبه همواره مورد احترام پیامبر(ص) و خدیجه(س) بود. رسول خدا(ص) تا هنگامی که در مکه بود، ثویبه را یاری می‌کرد.[۱۶] پس از هجرت نیز برای او هدیه و صله، مانند لباس می‏‌فرستاد.[۱۷]

در اسلام آوردن ثویبه اختلاف است. شماری از منابع شیعی بر اسلام وی تصریح دارند[۱۸]؛ اما بر پایه گزارش شماری از صحابه‌نگاران، تنها ابن‌منده به اسلام ثویبه باور داشت.[۱۹]

ثویبه به سال هفتم ق. پس از فتح خیبر درگذشت.[۲۰] آن گاه که گزارش درگذشت او به مدینه رسید، رسول خدا(ص) از وضعیت مسروح، پسر ثویبه، و دیگر خویشان او پرسید و به ایشان گفته شد که کسی از آنان باقی نمانده است.[۲۱]

دیدگاه جعفرمرتضی عاملی[ویرایش]

جعفر مرتضی عاملی، شیر دادن ثویبه به رسول خدا(ص) را نپذیرفته و برای آن ادله‌ای برشمرده است. از دیدگاه وی، روایات در مدت شیر دادن ثویبه، تناقض دارند و از چند روز (سه، هفت و نُه روز) تا چهار ماه را یاد کرده‌اند. نیز گزارش‌ها در باره زمان آزادی ثوبیه اختلاف دارند. همچنین در تعیین نخستین کسی که به رسول خدا(ص) شیر داده، روایات دارای تناقض هستند. نیز پذیرش این مطلب که حمزه و مسروح که به لحاظ سنی از رسول خدا(ص) بزرگ‌تر بودند، در شمار برادران رضاعی پیامبر(ص) قرار گیرند، دشوار است.[۲۲]

برای مطالعه بیشتر[ویرایش]

  • مادران رضاعی پیامبر (ص) ام ایمن، ام فروه، حلیمه، ثویبه، رمضان محمدی.

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. انساب الاشراف، ج1، ص94؛ الاستیعاب، ج1، ص28؛ ج3، ص940؛ اسد الغابه، ج1، ص21.
  2. الصحیح من سیرة النبی، ج2، ص68.
  3. امتاع الاسماع، ج1، ص9.
  4. الطبقات، ج1، ص87؛ انساب الاشراف، ج1، ص94؛ الاستیعاب، ج1، ص28.
  5. انساب الاشراف، ج1، ص94؛ اسد الغابه، ج1، ص21.
  6. تاریخ الخمیس، ج1، ص222.
  7. انساب الاشراف، ج1، ص94؛ صحیح البخاری، ج6، ص125، 127؛ اعلام الوری، ج1، ص45.
  8. قاموس الرجال، ج12، ص229-230.
  9. تاریخ الاسلام، ج2، ص127.
  10. الروض الانف، ج2، ص164.
  11. تاریخ الیعقوبی، ج2، ص9.
  12. الطبقات، ج3، ص10؛ انساب الاشراف، ج4، ص289.
  13. صحیح البخاری، ج6، ص125؛ المصنف، ج7، ص477؛ البدایة و النهایه، ج2، ص273.
  14. الطبقات، ج1، ص87؛ انساب الاشراف، ج1، ص96؛ الاصابه، ج8، ص60.
  15. فتح الباری، ج9، ص124.
  16. الطبقات، ج1، ص87؛ الاصابه، ج8، ص60.
  17. انساب الاشراف، ج1، ص96؛ الاستیعاب، ج1، ص28؛ اسد الغابه، ج1، ص21.
  18. اعلام الوری، ج1، ص45؛ بحار الانوار، ج15، ص281، 337.
  19. اسد الغابه، ج6، ص46؛ الاصابه، ج8، ص60.
  20. الاستیعاب، ج1، ص28؛ تاریخ الاسلام، ج2، ص445؛ اعلام الوری، ج1، ص46.
  21. انساب الاشراف، ج1، ص96؛ الاستیعاب، ج1، ص28؛ اسد الغابه، ج1، ص21.
  22. الصحیح من سیرة النبی، ج2، ص68-70.

منابع[ویرایش]

Links.pngمنبع اصلی مقاله: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل ثویبه.
  • الاستیعاب: ابن عبدالبر (م. 463ق.)، به کوشش علی معوض و عادل عبدالموجود، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1415ق؛
  • اسد الغابه: ابن اثیر (م. 630ق.)، بیروت، دار الکتاب العربی؛
  • الاصابه: ابن حجر العسقلانی (م. 852ق.)، به کوشش علی معوض و عادل عبدالموجود، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1415ق؛
  • اعلام الوری: الطبرسی (م. 548ق.)، قم، آل البیت؛
  • امتاع الاسماع: المقریزی (م. 845ق.) به کوشش محمد عبدالحمید، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1420ق؛
  • انساب الاشراف: البلاذری (م. 279ق)، به کوشش زکار و زرکلی، بیروت، دار الفکر، 1417ق؛
  • بحار الانوار: المجلسی (م. 1111ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق؛
  • البدایة و النهایه: این کثیر (م. 774ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408ق؛
  • تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر: الذهبی (م. 748ق.)، به کوشش عمر عبدالسلام، بیروت، دار الکتاب العربی، 1413ق؛
  • تاریخ الخمیس: حسین الدیاربکری (م. 966ق.)، دار صادر، بیروت؛
  • تاریخ الیعقوبی: احمد بن یعقوب (م. 292ق.)، بیروت، دار صادر، 1415ق؛
  • الروض الانف: السهیلی (م. 581ق.)، قاهره، مکتبة ابن تیمیه، 1410ق؛
  • الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص) : جعفر مرتضی العاملی، بیروت، دار السیره، 1414ق؛
  • صحیح البخاری: البخاری (م. 256ق.)، بیروت، دار الفکر، 1410ق؛
  • الطبقات الکبری: ابن سعد (م. 230ق.)، به کوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1418ق؛
  • فتح الباری: ابن حجر العسقلانی (م. 852ق.)، بیروت، دار المعرفه؛
  • قاموس الرجال: محمد تقی شوشتری، قم، نشر اسلامی، 1418ق؛
  • مسند احمد: احمد بن حنبل (م. 241ق.)، بیروت، دار صادر؛
  • المصنّف: عبدالرزاق الصنعانی (م. 211ق.)، به کوشش حبیب الرحمن، المجلس العلمی.