پرش به محتوا

اسرار مجازات ترک حج: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
Heidar (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Salar (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۶: خط ۲۶:
| صفحه فتواهای مراجع =  
| صفحه فتواهای مراجع =  
| جستارهای وابسته = [[حج]]؛ [[اسرار حج]]
| جستارهای وابسته = [[حج]]؛ [[اسرار حج]]
}}'''سر منع از تَرک حج''' علل و فلسفه توصیه به انجام [[حج]] و عدم ترک آن بیان می‌کند. منع از [[ترک حج]] عنوانی است برای بیان حرمت شرعی و اخلاقی ترک فریضهٔ حج توسط شخص [[مستطیع]]. در [[قرآن کریم]]، ترک حج با تعبیر «کفر» نکوهش شده است و در روایات معصومان(ع)، از تارک حج با عناوینی چون «کافر» یاد شده و وعدهٔ عذاب اخروی، محرومیت از شفاعت و حسرت در هنگام مرگ برای او داده شده است.
}}'''اسرار مجازات تَرک حج''' علل و فلسفه توصیه به انجام [[حج]] و عدم ترک آن را بیان می‌کند. مجازات [[ترک حج]] عنوانی است برای بیان حرمت شرعی و اخلاقی ترک فریضهٔ حج توسط شخص [[مستطیع]]. در [[قرآن کریم]]، ترک حج با تعبیر «کفر» نکوهش شده است و در روایات معصومان(ع)، از تارک حج با عناوینی چون «کافر» یاد شده و وعدهٔ عذاب اخروی، محرومیت از شفاعت و حسرت در هنگام مرگ برای او داده شده است.


افزون بر ابعاد فردی، ترک جمعی حج در روایات زمینه‌ساز سلب مهلت الهی، استحقاق عذاب دنیوی و نشانهٔ افول فرهنگی و دینی جامعه شمرده شده است، به‌گونه‌ای که حاکم اسلامی موظف به واداشتن مردم به حج و در صورت نیاز، تأمین هزینه از بیت‌المال است. همچنین روایات از ترک [[حج مستحبی]] نیز به سبب ازدست‌دادن برکات فراوان مادی و معنوی آن نهی کرده‌اند.
افزون بر ابعاد فردی، ترک جمعی حج در روایات زمینه‌ساز سلب مهلت الهی، استحقاق عذاب دنیوی و نشانهٔ افول فرهنگی و دینی جامعه شمرده شده است، به‌گونه‌ای که [[حاکم اسلامی]] موظف به واداشتن مردم به انجام حج و در صورت نیاز، تأمین هزینه آن از بیت‌المال است. همچنین روایات از ترک [[حج مستحبی]] نیز به سبب ازدست‌دادن برکات فراوان مادی و معنوی آن نهی کرده‌اند.


== منع از ترک حج ==
== منع از ترک حج ==
{{اصلی|ترک حج}}هر شخص [[مستطیع]] که حج را ترک کند، دستوری واجبی را ترک کرده است.<ref>التهذیب، ج5، ص18؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص448؛ دعائم الاسلام، ج1، ص288.</ref> در قرآن و روایات معصومین(ع)، تارک حج نکوهش شده و مردم از ترک حج، منع شدند. <ref>سوره آل عمران ، آیه 97 .</ref><ref>الخصال، ص451؛ بحار الانوار، ج74، ص49.</ref>
{{اصلی|ترک حج}}هر شخص [[مستطیع]] که حج را ترک کند، دستوری واجبی را ترک کرده است.<ref>التهذیب، ج5، ص18؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص448؛ دعائم الاسلام، ج1، ص288.</ref> در قرآن و روایات معصومین(ع)، تارک حج نکوهش شده و مردم از ترک حج، منع شده‌اند.<ref>سوره آل عمران ، آیه 97؛ الخصال، ص451؛ بحار الانوار، ج74، ص49.</ref>


== اسرار منع ==
=== منع از ترک حج مستحبی ===
دسته‌ای از روایات ترک حج مستحبی را نیز تقبیح می‌کنند چرا که ترک حج موجب محرومیت از مصالح فراوان حج می‌شود.<ref>سوره حج ، آیه 28 . </ref> این منع به علت ثواب فراوان، بخشش گناهان و دیگر منافع مادی و معنوی حج است که در روایات به آن اشاره شده.<ref>کافی،  ج8،  ص 612 . </ref>


==== بزرگ بودن حج نزد خدا ====
== اسرار منع از ترک حج ==
در آیه 97 سوره آل عمران {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ لِلَّهِ عَلیَ النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ اِلَیْهِ سَبِیلًا وَ مَن کَفَرَ فَاِنَّ اللهَ غَنیِ عَنِ الْعَالَمِین﴾}}  تعبیر (مَن کَفَرَ) برای تارک حج را، نشانگر اهمیت حج و بزرگ بودن گناه ترک حج نزد خداوند دانسته‌اند.<ref>مرآة العقول، ج7، ص103.</ref> برخی باور دارند به سان مواردی که تارک نماز کافر شمرده شده، برای نکوهش سرسختانه ترک حج، از آن به کفر تعبیر شده است. <ref>جوامع الجامع، ج1، ص192؛ الکشاف، ج1، ص390؛ التحریر و التنویر، ج3، ص169.</ref>
اهمیت حج نزد خداوند علت اصلی نهی از ترک آن دانسته شده است.<ref>درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 87 .</ref> ترک حج در آیات قرآن کفر دانسته شده است<ref>سوره آل عمران، آیه 97 ؛ مرآة العقول، ج7، ص103.</ref> و دسته‌ای از روایات، آن را نشانه خروج از دین و محرومیت از نعمت‌های بهشتی و نابینایی در قیامت دانسته‌اند.<ref>الحج في الكتاب و السنه صص ۱۴۵ ، ۱۴۶ ، ۱۴۷ .</ref>  افزون بر آن اگر همه مسلمانان حج را ترک کنند عذاب الهی نازل خواهد شد.<ref>وسائل الشیعه ، ج 11 ، ص 22 .</ref> برخی از پژوهشگران اسرار حج، ترک حج را نشانه انحطاط فرهنگی دانسته‌اند.<ref>درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 86 .</ref> از این روست که بر اساس فقه اسلامی، حاکم اسلامی می‌تواند مردم را به حج‌گزاری [[اجبار به حج|اجبار]] کند.<ref>کافی ، ج 4 ، ص272 ، باب ان من لم یطق الحج ببدنه جهز غیره</ref>


==== پرهیز از کفر ====
== منافع دنیوی حج ==
شماری از مفسران، مقصود از کفر در در آیه 97 سوره آل عمران را کفر در برابر [[اسلام]] دانسته<ref>المحرر الوجیز، ج1، ص408.</ref> و آن را به باور نداشتن وجوب [[حج]] تفسیر نموده‌اند.<ref>؛ الکشاف، ج1، ص391؛ التفسیر الکبیر، ج8، ص165؛ تفسیر قرطبی، ج4، ص153.</ref> پس اگر ترک حج واجب با انکار آن نیز همراه گردد، موجب [[کفر]] شخص به جهت انکار دستور [[ضروری دین]] می‌گردد. <ref>المواقف، ج3، ص554؛ وسائل الشیعه، ج8، ص18؛ العروة الوثقی، ج4، ص342.</ref>
افزون بر پاداش‌های اخروی حج، روایات بیان می‌دارند که حج‌گزاری فقر را می‌زداید و نیازهای دنیوی را برآورده می‌سازد<ref>نهج البلاغه، خطبه 110.</ref> و با ترک حج، هیچ خیر دنیوی به دست نمی‌آید<ref>الکافی، ج4، ص270؛ وسائل الشیعه، ج8، ص15.</ref> بنابر روایاتی از امامان شیعه، حج‌گزاری عامل رفع گرفتاری‌ها از شیعیان است.<ref>کافی ، ج 2 ، ص 451 .</ref> آثار و برکات حج تا آن اندازه است که ترک آن عوارضی را در پی دارد. چنانچه روایت شده: هر کس که حج را به سبب حاجتی دنیوی ترک ‌کند، هرگاه حاجیان از حج بازگردند، او هنوز به مقصود خود نرسیده است.<ref>من لا یحضره الفقیه، ج2، ص220، 420؛ الدر المنثور، ج1، ص211.</ref>
 
در روایات، ترک حج نکوهش و از آن منع شده تا جایی که تارک حج کافر شمرده شده است.<ref>الخصال، ص451؛ بحار الانوار، ج74، ص49.</ref> و چنین فردی یا کسی که آن را به [[تاخیر حج|تاخیر‌]] اندازد تا حج را از دست دهد، [[اسلام|مسلمان]] از دنیا نخواهد رفت و در روز قیامت [[یهود|یهودی]] یا [[نصرانی]] محشور خواهد شد. <ref>من لا یحضره الفقیه، ج4، ص368؛ سنن الترمذی، ج2، ص154؛ سنن الدارمی، ج2، ص28-29.</ref>
 
==== کسب مهلت جمعی ====
از [[امام صادق (ع)]] نقل شده:  اگر مردم یک سال حج را ترک کنند به آنان مهلت داده نمی شود.<ref>وسائل الشیعه ، ج 11 ، ص 22 .</ref> از [[امام علی (ع)]] نیز روایت شده است: خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان. خالی نماند تا مادامی که شما در قید حیات هستید؛ چون اگر حج ترك شود مهلت داده نمی‌شوید. <ref>کافی ، ج 7 ، ص 51 .</ref>
 
==== رفع عذاب الهی از شیعیان ====
امام صادق (ع) فرمود: «خداوند به واسطه حج گزاران شیعه عذاب و گرفتاریها را از کسانی از شیعه که حج به جا نمی آورند دفع میکند و اگر آنان جملگی ترک حج کنند مهلت داده نمی شوند. <ref>کافی ، ج 2 ، ص 451 .</ref>
 
==== ترک حج، نشانه افول و انحطاط جامعه ====
حج را نشانه حیات جامعه اسلامی و حرکت و تکاپوی مسلمانان برای حج  را موجب رشد و تعالی فرهنگی اجتماعی و اقتصادی دانسته‌اند. به اعتقاد برخی اگر سالی بر مسلمانان بگذرد که خانه خدا از حج گزاران خالی باشد، گواه مردن فرهنگ و بی رمق شدن دین در بین آنان است. <ref>درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 86 .</ref> از همین رو اگر مسلمانان به کلی ترک حج کنند حاکم اسلامی موظف است آنان را وادار به رفتن حج کند و اگر از نظر مالی تمکن ندارند از بیت المال هزینه ها را تأمین نماید.<ref>کافی ، ج 4 ، ص272 ، باب ان من لم یطق الحج ببدنه جهز غیره</ref>
 
==== ترك حج نشانه خروج از دین ====
اگر شخص مستطیع سهل انگاری کرده و حج را ترک کند، بعضی از روایات، وی را محروم از شفاعت، محروم از حوض کوثر، زیان‌کارترین مردم، پشیمان در هنگام مرگ و کور در قیامت دانسته‌اند.<ref>الحج في الكتاب و السنه صص ۱۴۵ ، ۱۴۶ ، ۱۴۷ .</ref> این موارد، عقوبت فردی تارک حج دانسته شده به شکلی که گویا از دین خارج شده و نابینا است. چون هدف دین را نشناخته و مانند نابینایان در زندگی حرکت می‌کند. برخی نابینایی را به معنای تحیر و سرگردانی در قیامت می‌دانند. <ref>درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 87 .</ref>
 
== منع از ترک حج مستحبی ==
يك دسته از روایات ترک حج مستحبی را نیز تقبیح می‌کند چرا که موجب ترک حج محرومیت از مصالح فراوان حج می‌شود. این منع به علت ثواب فراوان، بخشش گناهان و آثار دنیوی است که در روایات به آن اشاره شده.<ref>درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 87 الی 88 .</ref>
 
افزون بر پاداش‌های اخروی حج، روایات بیان می‌دارند که حج‌گزاری فقر را می‌زداید و نیازهای دنیوی را برآورده می‌سازد<ref>نهج البلاغه، خطبه 110.</ref> و با ترک حج، هیچ خیر دنیوی به دست نمی‌آید<ref>الکافی، ج4، ص270؛ وسائل الشیعه، ج8، ص15.</ref> آثار و برکات حج تا آن اندازه است که ترک آن عوارضی را در پی دارد. چنانچه روایت شده: هر کس که حج را به سبب حاجتی دنیوی ترک ‌کند، هرگاه حاجیان از حج بازگردند، او هنوز به مقصود خود نرسیده است.<ref>من لا یحضره الفقیه، ج2، ص220، 420؛ الدر المنثور، ج1، ص211.</ref>


== مقاله‌های مرتبط ==
== مقاله‌های مرتبط ==
خط ۶۵: خط ۴۷:
* [[اسرار حج]]
* [[اسرار حج]]
* [[آداب حج]]
* [[آداب حج]]
* [[اهداف و آثار حج]]


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۷

اسرار مقدمات حج
دستهمقدمات و آداب حج
مربوط به آیینحج
مکانحرم مکی
حکمبرخی امور مقدماتی واجب و برخی مستحب است
پیامد فقهیحج با مال حرام، باطل است.
آداب وابستهغسل؛ نیت؛ تلبیه؛ پوشیدن لباس احرام؛
احکام فقهی وابستهمحرمات احرام؛ مستحباب احرام؛ واجبات احرام
جستارهای وابستهحج؛ اسرار حج

اسرار مجازات تَرک حج علل و فلسفه توصیه به انجام حج و عدم ترک آن را بیان می‌کند. مجازات ترک حج عنوانی است برای بیان حرمت شرعی و اخلاقی ترک فریضهٔ حج توسط شخص مستطیع. در قرآن کریم، ترک حج با تعبیر «کفر» نکوهش شده است و در روایات معصومان(ع)، از تارک حج با عناوینی چون «کافر» یاد شده و وعدهٔ عذاب اخروی، محرومیت از شفاعت و حسرت در هنگام مرگ برای او داده شده است.

افزون بر ابعاد فردی، ترک جمعی حج در روایات زمینه‌ساز سلب مهلت الهی، استحقاق عذاب دنیوی و نشانهٔ افول فرهنگی و دینی جامعه شمرده شده است، به‌گونه‌ای که حاکم اسلامی موظف به واداشتن مردم به انجام حج و در صورت نیاز، تأمین هزینه آن از بیت‌المال است. همچنین روایات از ترک حج مستحبی نیز به سبب ازدست‌دادن برکات فراوان مادی و معنوی آن نهی کرده‌اند.

منع از ترک حج[ویرایش | ویرایش مبدأ]

هر شخص مستطیع که حج را ترک کند، دستوری واجبی را ترک کرده است.[۱] در قرآن و روایات معصومین(ع)، تارک حج نکوهش شده و مردم از ترک حج، منع شده‌اند.[۲]

منع از ترک حج مستحبی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دسته‌ای از روایات ترک حج مستحبی را نیز تقبیح می‌کنند چرا که ترک حج موجب محرومیت از مصالح فراوان حج می‌شود.[۳] این منع به علت ثواب فراوان، بخشش گناهان و دیگر منافع مادی و معنوی حج است که در روایات به آن اشاره شده.[۴]

اسرار منع از ترک حج[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اهمیت حج نزد خداوند علت اصلی نهی از ترک آن دانسته شده است.[۵] ترک حج در آیات قرآن کفر دانسته شده است[۶] و دسته‌ای از روایات، آن را نشانه خروج از دین و محرومیت از نعمت‌های بهشتی و نابینایی در قیامت دانسته‌اند.[۷] افزون بر آن اگر همه مسلمانان حج را ترک کنند عذاب الهی نازل خواهد شد.[۸] برخی از پژوهشگران اسرار حج، ترک حج را نشانه انحطاط فرهنگی دانسته‌اند.[۹] از این روست که بر اساس فقه اسلامی، حاکم اسلامی می‌تواند مردم را به حج‌گزاری اجبار کند.[۱۰]

منافع دنیوی حج[ویرایش | ویرایش مبدأ]

افزون بر پاداش‌های اخروی حج، روایات بیان می‌دارند که حج‌گزاری فقر را می‌زداید و نیازهای دنیوی را برآورده می‌سازد[۱۱] و با ترک حج، هیچ خیر دنیوی به دست نمی‌آید[۱۲] بنابر روایاتی از امامان شیعه، حج‌گزاری عامل رفع گرفتاری‌ها از شیعیان است.[۱۳] آثار و برکات حج تا آن اندازه است که ترک آن عوارضی را در پی دارد. چنانچه روایت شده: هر کس که حج را به سبب حاجتی دنیوی ترک ‌کند، هرگاه حاجیان از حج بازگردند، او هنوز به مقصود خود نرسیده است.[۱۴]

مقاله‌های مرتبط[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. التهذیب، ج5، ص18؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص448؛ دعائم الاسلام، ج1، ص288.
  2. سوره آل عمران ، آیه 97؛ الخصال، ص451؛ بحار الانوار، ج74، ص49.
  3. سوره حج ، آیه 28 .
  4. کافی، ج8، ص 612 .
  5. درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 87 .
  6. سوره آل عمران، آیه 97 ؛ مرآة العقول، ج7، ص103.
  7. الحج في الكتاب و السنه صص ۱۴۵ ، ۱۴۶ ، ۱۴۷ .
  8. وسائل الشیعه ، ج 11 ، ص 22 .
  9. درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 86 .
  10. کافی ، ج 4 ، ص272 ، باب ان من لم یطق الحج ببدنه جهز غیره
  11. نهج البلاغه، خطبه 110.
  12. الکافی، ج4، ص270؛ وسائل الشیعه، ج8، ص15.
  13. کافی ، ج 2 ، ص 451 .
  14. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص220، 420؛ الدر المنثور، ج1، ص211.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  • تهذیب الاحکام: الطوسی (م. 460ق.)، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365ش؛
  • درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، کمیته اسرار و معارف معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، تهران، مشعر، 1389ش.
  • دعائم الاسلام: النعمان المغربی (م. 363ق.)، به کوشش فیضی، قاهره، دار المعارف، 1383ق؛
  • من لا یحضره الفقیه: شیخ صدوق (م. 381 ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق؛
  • الخصال: الصدوق (م. 381ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1416ق؛
  • بحار الانوار: المجلسی (م. 1110ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق؛
  • مرآة العقول: المجلسی (م. 1111ق.)، به کوشش رسولی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1363ش؛
  • جوامع الجامع: الطبرسی (م. 548ق.)، به کوشش گرجی، تهران، 1378ش؛
  • الکشاف: الزمخشری (م. 538ق.)، قم، بلاغت، 1415ق؛
  • التحریر و التنویر: ابن عاشور (م. 1393ق.)، مؤسسة التاریخ؛
  • المحرر الوجیز: ابن عطیة الاندلسی (م. 546ق.)، به کوشش عبدالسلام، لبنان، دار الکتب العلمیه، 1413ق؛
  • التفسیر الکبیر: الفخر الرازی (م. 606ق.)، قم، دفتر تبلیغات، 1413ق؛
  • تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن) : القرطبی (م. 671ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1405ق؛
  • المواقف فی علم الکلام: عبدالرحمن احمد الایجی (م. 756ق.)، به کوشش عبدالرحمن، بیروت، دار الجیل، 1417ق؛
  • وسائل الشیعه: الحر العاملی (م. 1104ق.)، به کوشش ربانی شیرازی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.
  • العروة الوثقی: سید محمد کاظم یزدی (م. 1337ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1420ق؛
  • سنن الترمذی: الترمذی (م. 279ق.)، به کوشش عبدالوهاب، بیروت، دار الفکر، 1402ق؛
  • سنن الدارمی: الدارمی (م. 255ق.)، احیاء السنة النبویه؛
  • الکافی: الکلینی (م. 329ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1375ش؛
  • نهج البلاغه: صبحی صالح، تهران، دار الاسوه، 1415ق؛
  • الدر المنثور: السیوطی (م. 911ق.)، بیروت، دار المعرفه، 1365ق؛