پرش به محتوا

اسرار مجازات ترک حج

از ویکی حج
اسرار مقدمات حج
دستهمقدمات و آداب حج
مربوط به آیینحج
مکانحرم مکی
حکمبرخی امور مقدماتی واجب و برخی مستحب است
پیامد فقهیحج با مال حرام، باطل است.
آداب وابستهغسل؛ نیت؛ تلبیه؛ پوشیدن لباس احرام؛
احکام فقهی وابستهمحرمات احرام؛ مستحباب احرام؛ واجبات احرام
جستارهای وابستهحج؛ اسرار حج

اسرار مجازات تَرک حج علل و فلسفه توصیه به انجام حج و عدم ترک آن را بیان می‌کند. مجازات ترک حج عنوانی است برای بیان حرمت شرعی و اخلاقی ترک فریضهٔ حج توسط شخص مستطیع. در قرآن کریم، ترک حج با تعبیر «کفر» نکوهش شده است و در روایات معصومان(ع)، از تارک حج با عناوینی چون «کافر» یاد شده و وعدهٔ عذاب اخروی، محرومیت از شفاعت و حسرت در هنگام مرگ برای او داده شده است.

افزون بر ابعاد فردی، ترک جمعی حج در روایات زمینه‌ساز سلب مهلت الهی، استحقاق عذاب دنیوی و نشانهٔ افول فرهنگی و دینی جامعه شمرده شده است، به‌گونه‌ای که حاکم اسلامی موظف به واداشتن مردم به انجام حج و در صورت نیاز، تأمین هزینه آن از بیت‌المال است. همچنین روایات از ترک حج مستحبی نیز به سبب ازدست‌دادن برکات فراوان مادی و معنوی آن نهی کرده‌اند.

منع از ترک حج[ویرایش | ویرایش مبدأ]

هر شخص مستطیع که حج را ترک کند، دستوری واجبی را ترک کرده است.[۱] در قرآن و روایات معصومین(ع)، تارک حج نکوهش شده و مردم از ترک حج، منع شده‌اند.[۲]

منع از ترک حج مستحبی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دسته‌ای از روایات ترک حج مستحبی را نیز تقبیح می‌کنند چرا که ترک حج موجب محرومیت از مصالح فراوان حج می‌شود.[۳] این منع به علت ثواب فراوان، بخشش گناهان و دیگر منافع مادی و معنوی حج است که در روایات به آن اشاره شده.[۴]

اسرار منع از ترک حج[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اهمیت حج نزد خداوند علت اصلی نهی از ترک آن دانسته شده است.[۵] ترک حج در آیات قرآن کفر دانسته شده است[۶] و دسته‌ای از روایات، آن را نشانه خروج از دین و محرومیت از نعمت‌های بهشتی و نابینایی در قیامت دانسته‌اند.[۷] افزون بر آن اگر همه مسلمانان حج را ترک کنند عذاب الهی نازل خواهد شد.[۸] برخی از پژوهشگران اسرار حج، ترک حج را نشانه انحطاط فرهنگی دانسته‌اند.[۹] از این روست که بر اساس فقه اسلامی، حاکم اسلامی می‌تواند مردم را به حج‌گزاری اجبار کند.[۱۰]

منافع دنیوی حج[ویرایش | ویرایش مبدأ]

افزون بر پاداش‌های اخروی حج، روایات بیان می‌دارند که حج‌گزاری فقر را می‌زداید و نیازهای دنیوی را برآورده می‌سازد[۱۱] و با ترک حج، هیچ خیر دنیوی به دست نمی‌آید[۱۲] بنابر روایاتی از امامان شیعه، حج‌گزاری عامل رفع گرفتاری‌ها از شیعیان است.[۱۳] آثار و برکات حج تا آن اندازه است که ترک آن عوارضی را در پی دارد. چنانچه روایت شده: هر کس که حج را به سبب حاجتی دنیوی ترک ‌کند، هرگاه حاجیان از حج بازگردند، او هنوز به مقصود خود نرسیده است.[۱۴]

مقاله‌های مرتبط[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. التهذیب، ج5، ص18؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص448؛ دعائم الاسلام، ج1، ص288.
  2. سوره آل عمران ، آیه 97؛ الخصال، ص451؛ بحار الانوار، ج74، ص49.
  3. سوره حج ، آیه 28 .
  4. کافی، ج8، ص 612 .
  5. درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 87 .
  6. سوره آل عمران، آیه 97 ؛ مرآة العقول، ج7، ص103.
  7. الحج في الكتاب و السنه صص ۱۴۵ ، ۱۴۶ ، ۱۴۷ .
  8. وسائل الشیعه ، ج 11 ، ص 22 .
  9. درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ، ص 86 .
  10. کافی ، ج 4 ، ص272 ، باب ان من لم یطق الحج ببدنه جهز غیره
  11. نهج البلاغه، خطبه 110.
  12. الکافی، ج4، ص270؛ وسائل الشیعه، ج8، ص15.
  13. کافی ، ج 2 ، ص 451 .
  14. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص220، 420؛ الدر المنثور، ج1، ص211.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  • تهذیب الاحکام: الطوسی (م. 460ق.)، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365ش؛
  • درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، کمیته اسرار و معارف معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، تهران، مشعر، 1389ش.
  • دعائم الاسلام: النعمان المغربی (م. 363ق.)، به کوشش فیضی، قاهره، دار المعارف، 1383ق؛
  • من لا یحضره الفقیه: شیخ صدوق (م. 381 ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق؛
  • الخصال: الصدوق (م. 381ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1416ق؛
  • بحار الانوار: المجلسی (م. 1110ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق؛
  • مرآة العقول: المجلسی (م. 1111ق.)، به کوشش رسولی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1363ش؛
  • جوامع الجامع: الطبرسی (م. 548ق.)، به کوشش گرجی، تهران، 1378ش؛
  • الکشاف: الزمخشری (م. 538ق.)، قم، بلاغت، 1415ق؛
  • التحریر و التنویر: ابن عاشور (م. 1393ق.)، مؤسسة التاریخ؛
  • المحرر الوجیز: ابن عطیة الاندلسی (م. 546ق.)، به کوشش عبدالسلام، لبنان، دار الکتب العلمیه، 1413ق؛
  • التفسیر الکبیر: الفخر الرازی (م. 606ق.)، قم، دفتر تبلیغات، 1413ق؛
  • تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن) : القرطبی (م. 671ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1405ق؛
  • المواقف فی علم الکلام: عبدالرحمن احمد الایجی (م. 756ق.)، به کوشش عبدالرحمن، بیروت، دار الجیل، 1417ق؛
  • وسائل الشیعه: الحر العاملی (م. 1104ق.)، به کوشش ربانی شیرازی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.
  • العروة الوثقی: سید محمد کاظم یزدی (م. 1337ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1420ق؛
  • سنن الترمذی: الترمذی (م. 279ق.)، به کوشش عبدالوهاب، بیروت، دار الفکر، 1402ق؛
  • سنن الدارمی: الدارمی (م. 255ق.)، احیاء السنة النبویه؛
  • الکافی: الکلینی (م. 329ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1375ش؛
  • نهج البلاغه: صبحی صالح، تهران، دار الاسوه، 1415ق؛
  • الدر المنثور: السیوطی (م. 911ق.)، بیروت، دار المعرفه، 1365ق؛